مهرسا
من 1برادر 18 ساله دارم که ورزشکاره و یه برنامه نویس حرفه ای ،امسال هم کنکور داره،الان سه چهار روزه یه تورمی زیر گلوش ایجاد شده که دکترای شهرمون بعد از آزمایش گفتن بهتره بره تهران آزمایش بده تا معلوم شه لنفش درگیر شده یا نه،امروز آزمایش خون داد دکتر مشکوک به هوچکینه البته من خودم با دکترش صحبت نکردم،فردا قراره واسه مغز استخوان هم مورد آزمایش قرار بگیره،ما الان همه تو شک هستیم وقتی اومدم اینجا و مطالب تونو خوندم کمی امیدوار شدم،ازتون می خوام واسششش دعاااا کنین، خدایااا هیچ بنده ای رو ناامید نکن جوون مارو هم ناامید برنگردون......
پاسخ تبیان :
دوشنبه 24/11/1390 - 23:47
نازی
سلام به همه، کسی که با هم قرار ازدواج داریم به این بیماری مبتلا شده.منو خودش هنوز سر قولو قرارامون هستیم ولی خانواده هامون مخالف ازدواجمونن،جالبیش اینه که خانواده ی اون بیشتر مخالفن.ولی ماهمچنان سر حرفمون وایسادیم تا اونا کوتاه بیان،برامون خیلی دعا کنید الان اون به من خیلی احتیاج داره ولی من ازش دورم و این موضوع هم منو داغون میکنه هم اونو.
الانم تو بیمارستان داره سومین مرحله شیمی درمانیشو میگذرونه.
من برای همه آرزوی سلامتی دارم مخصوصا برای همه شما دوستان
پاسخ تبیان :
دوشنبه 24/11/1390 - 23:32
اكبر -
نظرم اینكه انگار تازه فهمیدم بیماری خواهرم چیه تو رو خدا یك دكتر خوبو تو اصفهان معرفی كنید یا تهران تو همین نظر را
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 19/11/1390 - 9:3
امين
سلام به همه من 6ساله درمان شدم.مطمئن باشید آخروعاقبت این بیماری درمانه.من یه غده لنفاوی در سمت راست گردنم داشتم عمل كردم بعدشم 12جلسه شیمی درمانی و تموم الانم مرتب چك میشم وهیچ اثری نمیبینم .خیلی عذر میخوام ولی خیلی بدجور استفراغ میكردم داشتم نابود میشدم ولی نا امید نبودم اگه از من میشنوید شیر خیلی بخورید شیر باعث شد موهام خیییلی كم بریزه
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 6/11/1390 - 16:50
شهاب قریشی
سلام به همه.
من و همسرم دوساله که بااین بیماری دست و پنجه نرم میکنیم تاالانم سه مرتبه مجبورشدیم داروهاشوعوض کنیم تاالان که همه چی خوب پیش رفته دوهفته پیش اخرین مرحله شیمی درمانیش تموم شده فردام قراره بره سی تی اسکن اگه جوابش خوب باشه یعنی تموم.
دوساله سختوپشت سر گذاشتیم ولی واسه خودش سخت تر بوده.البته من وسطاش اومدم (تقریبا8 ماهه ازدواج کردیم) ازهمه کسایی که میدونن ما چی کشیدیم خواهش میکنم دعاکنن تا جواب سی تی اسکن خوب باشه
به امیدبهبودی تمام مریضا.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 2/11/1390 - 19:0
فرین
من داداشم که دانشجوی سال سه داروسازی مبتلا به این بیماری شده ولی هنوز دقیق مشخص نیست دعا کنین دوستان داداشم خوب شه چون بیشترین ضربه اش به پدر عزیزمه!!!!!!!!!!!! با امید سلامتی برای همه ی هموطنانم.....
پاسخ تبیان :
شنبه 1/11/1390 - 11:46
محسن جمشیدی
سلام.منم 20 سالمه ومدتی هست که هوچکین دارم.فقط این شعر رو به یاد داشته باشید که-هر که به درگاه الهی مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهد...و بدونید که تمام امکانات ودکتر وشیمی درمانی همگی وسیله خداوند برای نجات ما بندگانش است.ارزوی سلامتی برای همگی شما دارم وبه خداوند بزرگ میسپارمتون
پاسخ تبیان :
جمعه 30/10/1390 - 20:42
ناشناس
با توسل به آقا امام زمان دراین روز هاو شبهای عزیز همه شفا پیدا می كنید برای پدر من هم كه هوچكین داره دعا كنید
پاسخ تبیان :
جمعه 30/10/1390 - 0:28
مجید
با سلام . منم سال اسفند 89 متوجه شدم هوچکین دارم و تا مهر 83 درمانم طول کشید الان هم به شکر خدا خوب خوبم . ازدکتر علیان هم که دکترم بود متشکرم .
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 28/10/1390 - 20:54
فزید
سلام به دوستان عزیز
منم سال 87 مبتلا به این بیماری شدم به شکرانه خدا بعد از 12 جلسه شیمی درمانی و 6 جلسه پرتودرمانی غدم محو شد و الانم حالم خوب خوبه فقط اینو میخوام بگم که اصلا به فکر بزگشت و عود بیماری نباشید چون این فکرا ادمو داغون میکنه.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 28/10/1390 - 13:19
ناشناس
سلام منم دانشجوی ارشد دانشگاه تهرانم. سه هفتست فهمیدم هوچکین دارم . اما منتظرم ببینم چقدر پیشرفت داشته . از تورم غده گلو معلوم میشه پیشرفتش یا نه ؟
دعا کنید
پاسخ تبیان :
شنبه 24/10/1390 - 23:17
سالی
سلااااااااااااااااااااااااام دوستای گلم
سلاااااااااااااااااااااااام مهربونای همیشه مقاوم
یه سلام پر از سلامتی
آره سلامتی ...باور نکردنیه ...من خوب شدم
یعنی تمووووووووووووووووووووووووووووم ششششششششششششششد
البته شیمی درمانی
باید منتظر آزمایشات و جواباش باشم و پرتو درمانی اما این شیمی درمانی که تموم شد خودش کلیه
دیدین گفتم نگرانی نداره
نگفتم خوب میشیم؟
دیدین میشه ؟
دیدین شد؟
برای همتون همیشه دعا می کنم
امیدوارم خبر سلامتی شما رو هم بشنوم
خداااااااااااااااااااااااااااااای مهربووووووووووووووووووووون
دوستامووووووووووووووووووو خوووووووووووووووب کن...لطفا....آمین
یا علی مدد
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/10/1390 - 9:55
نا شناس
سلام. اول من افرین می گم به کسانی که دیدشون مثبته. بزرگترین راه حل این بیماری اول ایمان به خداست دوم باید مثبت اندیش باشید مطمئن باشید که خوب بودن از آن شماست . کتابهای خوبی راجع به مثبت اندیشی وجود داره که اگر در طول این مدت درمان و بیماری بخونید انرژی و قدرت شما را در مقابله با این بیماری بلا می بره و هیچی مثل انرژی مثبت شما نمی تونه با این بیماری مقابله کنه. من از این روش در دوره ی درمان اشتفاده کردم با اینکه بعضی وقتها حالم خوب نبود ولی سعی می کردم با ورزش و مطالعه بخندم و مثبت فکر کنم. و حتی این رفتار من در اطرافیانم تاثیر مثبت داشت طوری که اونا هم مطمئن بودن که خوب می شم این بیماری در دو بار در فاصله ی کوتاه سراغم اومد و الان 3 سال می گذره و من مشکلی ندارم و نخواهم داشت. سعی کنید شاد باشید و مثبت فکر کنید شما قدرت مقابله با این بیماری رو خیلی زیاد دارید. فقط غصه نخورید.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/10/1390 - 8:58
ليلي اميدوار
سلام به همه خواهر برادرای خوبم برای همه شما از ته قلبم ارزوس سلامتی و طول عمر با عزت دارم.پارسال برای برادرم كه همه اش نوزده سال داشت تشخیص لنفوم هوچكین دادن به بزرگی خالق كائنات هم پاش درد كشیدم و بیشتر از اون شكنجه شدم تا اینكه خدا رو شكر بعد از چهارده جلسه شیمی درمانی ازمایشاتش نشون داد كه مشكلی نداره اما من هر روز و شب نگران عود بیماریش هستم به خدا اگه خودم به این بیماری مبتلا بودم كمتر غصه میخوردم.ما توی یه شهر كوچیك زندگی میكنیم و یه پدر بازنشسته داریم كه حقوقش كفاف قسط هاش رو نمیده از همه تون خواهش میكنم برای در شفا موندن امیدم دعا كنید من هم از خدا میخوام و بزرگی خودش قسمش میدم خودش شفای بیماران بهشون عطا كنه و گره از كار همه اونهایی كه مشكل دارن وا كنه باز هم برای همه تون ارزوی سلامتی دارم لیلی
پاسخ تبیان :
شنبه 17/10/1390 - 20:32
مليحه
انشالله یه روز بیام همین سایت ببینم همه باهم خوب شده باشید و اثری از این بیماری نباشه دوستای گلم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 12/10/1390 - 16:34
نرگس
سلام.من اطلاعاتی در این خصوص نداشتم ولی به دردم خورد چون بارشتم مرتبط میشه ...
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 24/9/1390 - 1:32
سالی
سلام دوستان خوبم
امیدوارم خوب خوب خوب باشین همتون
از کسانی که دوباره بیماریشون عود کرده خواهش میکنم اینقدر تو دل ما رو خالی نکنید
اگه قرار باشه هر دو سه سال بیماریمون عود کنه که باید قید زندگی آیندمون و بزنیم
البته اگه برامون پیش بیاد راضی هستیم ولی لطفا بگین چه کار کردید که بیماریتون عود کرده ؟درمانتون و کامل نکردید ؟دکترتون خوب نبوده؟ علتش چی بوده ؟چون خیلی ها هستند که دیگه بیماریشون عود نکرده و چندین ساله که سالمند .
ممنونم
خدانگهدار همتون باشه
پاسخ تبیان :
سه شنبه 22/9/1390 - 16:5
ناشناس
منم 10 ساله که با این بیماری دستو پنجه نرم میکنم....
هر 2و3 سال میادو یه حالی میده .....
الانم تازه رادیو تراپیم تموم شده و باید شیمی درمانی شم...
نا امید نباشید و بدونید عشق بازی خدا با بنده هاش درد داره....
پاسخ تبیان :
سه شنبه 22/9/1390 - 0:13
salman shahmaleki
باسلام به تمام هوچکینی های عزیز منم سال 84هوچکین داشتم بعد16جلسه شیمی درمانی خوب شدم ولی دوباره درسال 89عود کرد و12جلسه شیمی درمانی شدم وغده ها ازبین رفتن ولی برای اینکه دوباره عود نکنه باید پیوندمغزاستخوان بشم الانم 6ماهه که پیوند مغزاستخوان شدم حالمم شکر خدا خوبه برای شفای بیماران دعا کنید
پاسخ تبیان :
دوشنبه 21/9/1390 - 20:2
سالی
سلام بر هموطن عزیز،بی تا جان
خوش اومدی... !!
مال توهم ظاهرا شبیه منه ولی یکم بیشتر
نگران نباش همینکه به دیافراگم و اعضای شکم و لگن نرسیده یعنی خیلی پیشرفته و خطرناک نیست.
امیدوارم هرچه زودتر برگردی به وطنت و خانوادتو ببینی .
پاسخ تبیان :
دوشنبه 30/8/1390 - 20:17
مهوش
انجام چه ازمایشی ضرورت دارد .تشخیص افتراقی با چه بیماریهایی دارد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 29/8/1390 - 19:16
بی تا
سلام به همه دوستهایی که نظرتون رو نوشتید.چقدر خوشحالم تو صفحه مربوط به یه بیماری بظاهر بدخیم،اینهمه تشویق و دلگرمی و شکرگزاری میبینم.من هم 31 سالمه و فردا جواب نمونه برداریم میاد،اما دکترا گفتن به احتمال 99% هوچکینه.من فقط ناراحت اینم که از خانواده دورم و تو کشور خودم نیستم.هرچند اینجا اسمش امریکاست اما هرچقدر هم پرستارها و دکتراش باهات خوب باشن و بهت برسن (که خداییش اونقدر به آدم میرسن که دلت میخواد تمام عمرت بستری باشی تا نازتو بکشن!!!)با اینحال بازم دوست داری تو کشور خودت باشی و کنار خانواده درمان بشی.من فقط نمیدونم این هوچکین مرحله 4 یا مراحل دیگه رو بر چه اساسی تقسیم بندی میکنن.چون تومور من 9 سانتی متره و بالای قفسه سینه مو پر کرده و زده به گردن و کلوم.احتمالا نوعش پیشرفته است.آره؟
منم مثل بقیه دوستای گلم که همشون ایمانشون از من کلی قشنگ تر و قوی تر بود میخوام بگم نترسین.خدا بهترین رو واسه هممون میخواد و همه چی تو دستهای خودشه،بسپریم به خودش که طبیب اعظم اونه،بقیه چیزا همش وسیله ست.دعا میکنم همتون شاد و سلامت باشین وبتونین از این تجربیات تلختون واسه شیرین شدن زندگی بقیه آدما استفاده کنین.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 25/8/1390 - 10:59
بهار
سلام
من یه مدته یه غده سمت چپ گردنم در اومده، درست بعد از اینکه بعد 2سال عذاب موفق شدن از همسرم جدا بشم!
دکتر میگه از عفونته اما درد نداره. اومدم بپرسم نشونه های دیگه هوچکین چیه؟؟
اگه هوچکین داشته باشم خوشحال میشم و خدارو شکر میکنم
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 25/8/1390 - 0:57
ناشناس
سلام من خانمی هستم از اصفهان شوهرم به این بیماری مبتلا شده .خواهشا براش دعا کنید من خیلی میترسم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 24/8/1390 - 1:34
فاطمه صفدری
سلام دوستان عزیز.
من با نظر آقای ابراهیمی موافقم.الان موهامم دراومده با حجم بیشتر و همچنین درمانم کامل شده.
مطمئنم همه سلامتیشون و بدست میارن.
انشاالله
پاسخ تبیان :
دوشنبه 23/8/1390 - 17:37
وحید
سلام اموز بعد مدتها یه نگاه به نت کردم برام جالب بود که بچه های که درگیر این بیماری هستند اطلاعاتشونو به اشتراک میزارن خوب من سالهاست که در گیر این بیماری هستم حدود 20 سال هر 3 یا 4 سال بیماریم برگشت داشته اینو نمی گم که نگران بشید چون میگن که بیماری من از نوع برگشت پذیره و 7 دوره شیمی درمانی داشتم تو این سالها و 6 دوره رادیو تراپی یه جورای دیگه جزء زندگیمه یه چیزای به نظرم رسید که شاید به درد بچه های دیگه بخوره یکی اینکه داروها با هم فرق میکنه همه ریزش مو نداره البته برای من همیشه داشته اما خیلیها رو هم دیدم که اصلا موهاشون نریخته بعد یه چیزی رو که شاید دکترها بهش فکر نکنن بچه دار شدن بیمار ه اگه نیاز به شیمی درمانی بود قبلش حتما به یه مرکز مراجعه کنید که ازتون اسپرم بگیرن و نگهداری کنن یه مشکل دیگه ای که برای من پیش اومده جراحی های زیادی بوده که روم انجام دادن سعی کنید اگه نیاز هم بود بیوبسی بکنید و تا زمانی که غده کامل درگیر نشده درش نیارید خوب امن الان تورم لنفاوی دارم که دست و پام رو در گیر کرده و همش هم به خاطر برداشتن غدد لنفاویم بوده البته بعض وقتها مثل سرطان پستان مجبورن که کل غده ها رو در بیارن واسه همینه که بیشتر بین خانمها شایع هست یه چیزی دیگه موقع درمان خیلی مراقب خوتون باشید که مریض نشید و همینطور اگه زخمی یه جای از بدنتون دیدید سریع به دکتر اطلاع بدید همه اینها رو گفتم اما من الان 34 سالمه و مشکل خاصی ندارم و جزء کسای هستم که بیشترین زمانه بیماری رو داشتم درمان سخت هست اما برا خودتون سخت ترش نکنید نه ریزش مو مهمه نه ابرو نه مژه نه چیزهای دیگه مهم اینه که این مرحله رو رد کنید بعد همه چیز مثل قبل میشه
پاسخ تبیان :
دوشنبه 23/8/1390 - 17:35
محمد علی ابراهیمی
سلام خدا بر همه هوچکینی های عزیز
اگر تنبلی کردم و سر نزدم عذر.غصه امتحان خدا رو نخورید که درد و میده خودشم کمک میکنه شفا میده.سرمون تو همین دوره حلق(مو کوتاه کردن حاجی ها) میشه تا مدتی به طوافش بریم و صداش کنیم.خیلی ها محتاج این بوسیدن خدا هستن.با کمی سختی گناهامون و میریزه پاک میشیم بده؟.مو در میاد 3 برابر. تحمل کنید و بسپارید به خودش آروم میکنه.امتحانش مجانیه.مایوس نشید
از درمان همین بس که جلسه 7 شیمی درمانی ام
بخیر و خوبی تموم شد.اما از قضایای جدید اینکه غصه نخورید اربابی داریم کریم.نزدیک محرمییم و سفرش پهن میشه.مطمئنم تا اربعین خیلی از همین دوستان هوچکینی میرن کربلا.بریم در خونش و مریضار و دعا کنیم که ایشالا قسمتمون کنه اربعین و....بریم اونجا عهد ببندیم که دیگه راهمون و گم نکنیم
به خدا ارباب کریمه بچه ها.شفا میده حسابی
هرکی این نظرو خوند، واجبه 2 تا دست وبیاره بالا 5 تا" امن یجیب " برای شفای همه مریضا مخصوصا هوچکینی ها گل و من حقیر بخونه.واجبش کردما...
یا علی مدد
پاسخ تبیان :
شنبه 21/8/1390 - 2:35
ناشناس
سلام هوچکینیا. من الهام19 ساله از اصفهان.بعد از 12 جلسه شیمی درمانی باید 1ماه پرتو درمانی کنم.درمان بسیار خوب بوده و جا دارد از اقای دکترم تشکر فراوان بنمایم. واقعا عالی بودن
پاسخ تبیان :
جمعه 20/8/1390 - 15:8
فرهاد
سلام منم هوچکین دارم دو جلسه شیمی درمانی انجام دادم دیروزم باید انجام می دادم ولی چون پدر دکترم فوت شده بود عقب افتاد
با اینکه یه وب سایت مشترک بینمون باشه موافقم.
موهام هنوز نریخته.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 16/8/1390 - 20:59
سالی
سلام الناز
هوچکین من مرحله 4 نیست ولی علاوه بر گردن و قسمت بالای ترقوه ، قفسه ی سینه ام هم درگیر شده الان بعد از 8 جلسه شیمی درمانی گردنم کاملا خوب شده ولی هنوز قسمت کوچیکی تو سینه ام مونده دکترم گفته بعد از اتمام شیمی درمانی و پرتو درمانی خوب میشه
اصلا نگران نباش به خدا توکل کن ان شاا... خوب میشی.
یه سوال از همه ی دوستانم داشتم
من بیماریم رو از اطرافیانم مخفی کردم چون بعضی ها این رو یه عیب میدونن مخصوصا برای دخترها
به نظر شما این بیماری برای ازدواج مشکل ایجاد میکنه ؟
پاسخ تبیان :
يکشنبه 15/8/1390 - 23:34