• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6240
  • پنج شنبه 1383/10/17
  • تاريخ :

تحلیل و تفسیر سریال بانویی دیگر (4)

تحلیل و تفسیر (14)

دراین بخش از سیر بررسی شخصیت های درگیر با موضوع تعدد زوجات  در سریال« بانویی دیگر » به شخصیت «شیرین ستوده» می پردازیم.

شخصیت "شیرین" در داستان از چند جهت حائز اهمیت است. از آنجا که او به عنوان همسردوم در این سریال ظاهر می شود، به واقع شخصیتی است که داوطلبانه « چند همسری » را به رسمیت شناخته و می پذیرد. از جهتی هم چون شیرین در ابتدا نقش یک زن بیوه را دارد، به نوعی نمایانگر و معرف چهره و جایگاه یک زن بیوه در جامعه امروز است ؛ از این نظر، نقش شیرین حساسیت خاص خود را دارد.

شیرین زنی است با ظاهر و پوششی شیک و آراسته و موقعیت اجتماعی مناسب ( شغل خوب و احتمالاً درآمد مناسب )، با توجه به جمیع این شرایط ، طبیعتا او شانس خوبی برای ازدواج مجدد دارد، بدون این که مجبور باشد همسر دوم مردی شود  .

شوهر شیرین فوت کرده و اکنون دوست همسر فوت شده اش ، خواستگار فعلی اوست و آنها قصد ازدواج دارند. اما شیرین در رفت و آمدهایی که با نامزدش دارد، متوجه می شود که او قصد سوء استفاده دارد، به طوری که نامزدش طی صحبتی در رستوران ، در پاسخ شیرین مبنی بر ازدواج رسمی آنها می گوید:«چه لزومی دارد به این زودی در مورد ازدواج با هم صحبت کنیم ما می توانیم با هم زندگی کنیم، با هم راحت باشیم.»

شیرین با عصبانیت محل را ترک می کند و معترضانه به صمیمی ترین دوستش می گوید که هر کس که به نوعی خواستگار اوست او را برای خودش نمی خواهد و اظهار می کند که از این همه نگاه خسته شده است. از اینجا هدف فیلمنامه تا حدی مشخص می شود چون در واقع نگاه مخاطب را به شیرین ستوده به سمتی می برد که همه بپذیرند حتی با داشتن چنین موقعیتی ، شیرین گزینه مناسبی است برای این که همسر دوم مردی شود تا خانواده ای را از نعمت داشتن فرزند برخوردار کند.

از نظر "مهری" ، "شیرین" مناسب ترین فرد برای سعید است و بیشترین نزدیکی را با شخصیت مهری دارد. حال آنکه تفاوت میان شخصیت مهری و شیرین بسیار است. "شیرین" بر خلاف مهری، زنی است عجول و پر شر و شور، و بسیار حاضر جواب. ولی به نظر« مهری » او یک زن کامل است که لیاقت مساوات را در زندگی با او دارد؛ به همین دلیل سعی دارد تا او را قانع کند. اما شیرین که از همان ابتدا به نظر می رسد شخصیت سعید و افکار او را تقدیر می کند و شاید به نوعی به زندگی سرشار از آرامش و خوشبختی دوستش غبطه می خورد و او هم همچون سایرین، طرفدار سرسخت حقوق زنان است در جایی که مسئله ازدواج مجدد  سعید مطرح می شود سعید را« شوهر بی دست و پای مهری» معرفی می کند که این تعریف به نوعی با سایر رفتارهای شیرین در تضاد است .

شیرین نظرات خاصی در مورد مردان دارد. در جایی می گوید:« مردها قابل اعتماد نیستند، حرفی را که خود می زنند قبول ندارند، همه مردها بچه هستن و با یه ذره آبغوره گرفتن میشه خرشون کرد.» اینها جملاتی است که شیرین ستوده در سکانس های مختلف فیلمنامه بیان می کند که این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که : بالاخره نقش شیرین ستوده چیست؟ آیا واقعیت چهره یک مدافع حق زنان ( که البته یک زن مسلمان هم هست) به این صورت است که میزان آگاهی و درک و منطقش در حدی است که به جای ارائه یک نگرش و قضاوت درست در مورد مسائل ، تصور می کند که می توان با آبغوره گرفتن مردها را خر کرد ؟؟

اما شیرین از نظر خودش یک زن شکست خورده و بدبخت است که می خواهد همسر دوم مردی شود،  که چهره ایده آل یک مرد طرفدار حقوق زنان است.

یکی از قسمت های جالب سریال بخشی است که شیرین با پیشنهاد مهری مواجه می شود و شدیداً جبهه گیری می کند، چون فکر می کند او یک زن اجاره ای است که برای آوردن بچه به خانه سعید می رود. اما این موضع شدید و تند با صحبت های دوست عزیزش که او را دعوت به تقسیم یک زندگی خوب و راحت می کند، در مدت کوتاهی تغییر می کند.

شیرین پیشنهاد مهری را می پذیرد و بلافاصله چنان برخورد می کند که مخاطب تصور می کند او مدتها منتظر رسیدن چنین لحظه ای بوده است ! این سکانس را به یاد آورید :

شیرین در حالیکه لبخند رضایتی بر لب دارد با مهری صحبت می کند که سعید ناگهان از راه می رسد و مهری خبر قبول پیشنهاد را به سعید می دهد. سعید با خشونت و عصبانیت دلیل این پذیرش را از شیرین می پرسد و شیرین با ناز و کرشمه خاص زنانه اش به او پاسخ می دهد:

برای اینکه زندگی شما و مهری از هم نپاشد. امان از دوست ناباب.

که در این صحنه سعید با عصبانیت قصد خروج دارد که شیرین او را « سعید جان » خطاب می کند و با این تعبیر عصبانیت سعید را بیشتر می کند به نحوی که با تحکم به او می گوید :« من هنوز آقای درخشان هستم ».

سوال اینجاست که تااین حد توهین از جانب فیلمنامه، به یک زن داعیه دار مسائل فرهنگی چطور می تواند به دفاع از حق زنان شباهت داشته باشد؟

آیا به تصویر کشیدن چهره زنی متلون المزاج ، شلوغ ، با سبکسری های گاه و بی گاه ، و به کار بردن جملات زننده ،  مبین دفاع از حق زنان است؟  آیا شیرین ستوده با پذیرش این همه اهانت قرار است معنای حق و حقوق را به مخاطب نشان دهد؟

در بخش های بعدی سریال، زمانی که شیرین به زندگی با مهری و سعید می پردازد، ضعف شخصیت شیرین باز هم به چشم می آید . هوویی که دائماً در رقابت به سر می برد : رقابت بر سر پوشیدن لباسی بهتر ، زودتر از هووی خود جلوی در ِمنزل ایستادن و منتظر آمدن شوهرشدن ، به گونه ای که حاضر به انجام حرکات بچگانه ای شود و مهری را در اتاق حبس کند ، تا سعید ابتدا او را ببیند و او اولین نفری باشد که به سعید خوشامد می گوید.

احتمالاً در اینجا فیلمنامه در صدد رساندن این معنی است که زنان فرهیخته جامعه هم با وجود داشتن دغدغه اجتماعی ، وقتی در شرایط خاصی قرار گیرند ، عکس العمل عادی شان همان است که مشاهده کردیم ، منتها وجه تمایز آنها با اقشار دیگر جامعه که چنین تفکراجتماعی ندارند این است که این افراد همه مشکلات ناشی از تعدد زوجات را به خاطر روشنفکر بودن به نوعی حل می کنند و این امتیاز ویژه ای است که این قشر نسبت به طبقات پایین تر جامعه دارند( که لابد در چنین شرایطی هووها – مانند همسران مراد-  به جای گفتمان، با ملاقه و کفگیر به جان یکدیگر یا شوهرشان می افتند).

جدای از اینها ، شخصیت شیرین در کنار مهری، زمانی که هر دو در مقام یک مادر قرار می گیرند ، نیز جالب توجه است . از آنجایی که این خانم ها چهره برجسته مدافع حقوق زنان هستند، در این شرایط باز هم تصویر منحصر به فردی از خود ارائه می دهند که نه در دنیای واقعی مشابه آن دیده شد ، و نه عقل سلیم آن را می پذیرد . اینکه دو خانم باردار هر جا که هستند ، ( در ماشین یا در مطب دکتر یا محل کار ) تکه لواشکی را گاز می زنند . ظاهراً فیلمنامه در اینجا قصد داشته از ویار داشتن خانمها به عنوان سوژه ای برای خنداندن تماشاگران استفاده کند. اما صرفا موفق شده هدف اصلی خود فیلم ( یعنی ترویج چند همسری ) را به تمسخر بگیرد. ضمن این که معلوم نیست آیا واقعاً "ویار داشتن" فقط به معنای لواشک لیس زدن آن هم به آن طرز مضحک و رسوا است ؟

در مجموع می توان گفت " شیرین " مانند سایر کاراکترهای این سریال  ، قادر نیست فردی را در نظر بیننده مجسم نماید ، چون حاصل کار فردی خواهد بود غیر واقعی و مملو از تضادها و تناقض های شخصیتی ...

در مقاله بعد به بررسی سایر شخصیت های این داستان می پردازیم.

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه