• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6005
  • چهارشنبه 1381/8/1
  • تاريخ :

مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث درسال 1307 در خراسان بزرگ ، مهد شاعرانی چون فردوسی و رودکی بدنیا آمد . در چهارم شهریور 1369 ما را با « زمستان » تنها گذاشت هر چند امید « آخر شاه نامه » را به ما داد ، خود اما رفت. اگرچه در طول این سالها، خود  شاعر مانده بود و شاعرانه زندگی کرده بود ، به گفته خودش ، چون هنرمندی زندگی کرد که برفراز قدرت بود نه همراه آن.

کسی که درست مثل فردوسی، زنده کننده یاد فرهنگ ایرانی بود و به اصل می اندیشید. اولین مجموعه شعرش را در سال 1324 با روحیه ای سنت گرا و وام گرفته از روح خراسانی شعر ، شروع کرد.

سپس با نیما ، آن شاعر بزرگ و نامی آشنا شد. از « ارغوان » به « زمستان » رسید و پس از آن به « آخر شاهنامه » ، « ناگه آخرین ستاره »، « زندگی می گوید اما باید زیست » و ...

مهدی اخوان ثالث

یادمان لولی وش مغموم

لحظه دیدار

ما چون دو دریچه ، روبه روی هم

آگاه زهر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

عمر آینه بهشت ، اما.... آه

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه.

اکنون دل من شکسته و خسته است،

زیرا یکی از دریچه ها بسته است،

نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد،

نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد.

لحظه دیدار

لحظه دیدار نزدیک است.

بازمن دیوانه ام ، مستم.

بازمی لرزد،دلم ، دستم.

بازگویی در جهان دیگری هستم...

زمستان

مسیحای جوانمرد ، ای من ، ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است،

ای دمت گرم و سرت خوش باد،

سلامم را تو پاسخ گوی،

در بگشای

UserName