• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 7874
  • يکشنبه 11/5/1388
  • تاريخ :

توصيه هاي امام خميني به جوانان

نوبهار جواني زيباترين فصل عمر انسان‏ها است كه گل‏هاي رشد و بالندگي انسان در آن فصل مي‏شكفد. بزرگ‏مرداني كه قله‏هاي كمال را درهم نورديدند، بيشترين استفاده را از روزگار جواني خود كرده‏اند و گام‏هاي بلند زندگي خويش را در آن دوران برداشته‏اند. عالم رباني حضرت امام خميني از جمله افرادي بود كه هم خود بيشترين بهره را از جواني خويش برد و هم ديگران را از استفاده بهتر از جواني توصيه مي‏فرمود؛ يكي از ياران امام خميني مي‏گويد: ماه شعبان خدمت امام رسيدم مفاتيح دستشان بود و مي‏خواستند دعاهاي مخصوص ماه شعبان را بخوانند تا رفتم دستشان را ببوسم كه مرخص شوم، فرمودند: "هر كاري كه مي‏خواهي بكني در جواني بكن، در پيري بايد بخوابي و ناله كني. "

جواني‏ها و عيش و نوش‏هاي آن بسيار زودگذر است كه من خود همه مراحلش را طي كردم و اكنون با عذاب جهنمي آن دست به گريبانم و شيطان دروني دست از جانم بر نمي‏دارد تا - پناه به خداي تعالي - آخر ضربه را بزند، ولي يأس از رحمت واسعه خداوند خود از كبائر عظيم است و خدا نكند كه معصيت كاري مبتلاي به آن شود.

به تعبير مولي‏الموحدين اميرالمؤمنين عليه‏السلام دو چيز است كه جز كسي كه آن را از دست داده، قدرش را نمي‏داند: جواني و تندرستي.

امام خميني

آن پير فرزانه اهميت تكامل در جواني را به فرزند خود حاج احمد آقا چنين متذكر مي‏شوند: پسرم تا نعمت جواني را از دست نداده‏اي فكر اصلاح خود باش كه در پيري همه چيز را از دست مي‏دهي يا يكي از مكايد شيطان كه شايد بزرگ‏ترين آن باشد كه پدرت بدان گرفتار بوده و هست، ـ مگر رحمت حق تعالي دستگير او باشد ـ استدراج است.

در جواني شيطان باطن كه بزرگ‏ترين دشمنان اوست، او را از فكر اصلاح خود باز مي‏دارد و اميد مي‏دهد كه وقت زياد است، اكنون فصل برخورداري از جواني است و هر آن و هر ساعت و هر روز كه بر انسان مي‏گذرد درجه درجه او را به وعده‏هاي پوچ از اين فكر باز مي‏دارد تا ايام جواني را از او بگيرد و آن گاه كه جواني رو به تمام است او را به اميد اصلاح در پيري سرخوش مي‏كند... .

به تعبير حافظ:

دلا چو پير شدي حسن و نازكي مفروش  كه اين معامله در عالم اسباب رود

علت اهميت جواني در تكامل انسان

هر تغيير روحي نيازمند اراده قوي و عزم راسخ است و فتح قله‏هاي بلند كمال فقط در سايه چنين عزم و اراده‏اي امكان‏پذير است و چنين اراده محكم و استواري فقط در ايام جواني به دست مي‏آيد. از سوي ديگر در دوران جواني هنوز اخلاق فاسد و عادت‏هاي زشت در وجود انسان ريشه ندوانده و به كمك عزم و اراده جواني قابل زوال است بر خلاف پيري كه اراده جواني رو به ضعف مي‏رود و ريشه‏هاي اخلاق فاسد و عادت‏هاي زشت در وجود او راسخ مي‏شود. امام خميني در اين رابطه چنين فرموده‏اند: "بر جوان‏ها حتم و لازم است كه تا فرصت جواني و صفاي باطني و فطرت الهي باقي و دست نخورده است، درصدد تصفيه و تزكيه برآيند و ريشه‏هاي اخلاق فاسد و اوصاف ظلمانيه را از قلوب خود بركنند كه با بودن يكي از اخلاق زشت و ناهنجار، سعادت انسان در خطر عظيم است.

و نيز در ايام جواني اراده و تصميم انسان، جوان است و محكم از اين جهت نيز اصلاح براي انسان آسان‏تر است، ولي در پيري اراده سست و تصميم، پير است، چيره شدن بر قوا مشكل‏تر است.

تأسف بر ايام جواني

يكي از سخت‏ترين امور آن است كه انسان، ايام جواني خود را به بطالت گذراند و از ياد حضرت دوست غافل باشد و از كاروان انسانيت به دور مانده در پيري به ياد ايام از دست رفته ناله سر دهد كه:

;افسوس كه عمري پي اغيار دويديم ;از يار بمانديم و به مقصد نرسيديم

;سرمايه ز كف رفت و تجارت ننموديم ;جز حسرت و اندوه متاعي نخريديم

حضرت امام خميني در يكي از نامه‏هاي خود با تذكر اين نكته مي‏فرمايند:

"بدان كه يك روز... همچون من عقب مانده از قافله عشاق دوست، خداي نخواسته بار سنگين تأسف را به دوش مي‏كشي، پس از اين پير بينوا بشنو كه اين بار را به دوش دارد و زير آن خم شده است، به اين اصطلاحات كه دام بزرگ ابليس است بسنده مكن و در جست‏وجوي او جل و علا باش. جواني‏ها و عيش و نوش‏هاي آن بسيار زودگذر است كه من خود همه مراحلش را طي كردم و اكنون با عذاب جهنمي آن دست به گريبانم و شيطان دروني دست از جانم بر نمي‏دارد تا - پناه به خداي تعالي - آخر ضربه را بزند، ولي يأس از رحمت واسعه خداوند خود از كبائر عظيم است و خدا نكند كه معصيت كاري مبتلاي به آن شود. " حضرت اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام نيز در مناجات خود باحق تعالي چنين زمزمه مي‏فرمايند:

الهي و قد اَفْنَيتُ عمري في شِرّةِ السّهوِ عنك و اَبْلَيتُ شَبابي في سَكْرَةِ التَّباعد مِنك فلم اَسْتَيقِظْ ايام اغتراري بكَ وَ رُكوُني الي سبيل سَخَطِكَ؛ بارالها! عمر را در حرص و آز شديد و غفلت از تو تباه ساختم و جواني‏ام را در مستي بعد و دوري از تو فرسودم و در روزگار دليري و گستاخي به تو و قرار گرفتن در راه خشم تو، بيدار نشدم.

به گفته خواجه حافظ شيرازي:

;عمر بگذشت به بي‏حاصلي و بوالهوسي ;اي پسر! جام مِيم ده، كه به پيري برسي

;كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش ;وه كه بس بي‏خبر از غلغل بانگ جرسي

;بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن ;حيف باشد چو تو مرغي كه اسير قفسي

منبع: پايگاه حوزه


تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه_شکوري

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName