• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5886
  • يکشنبه 1383/9/22
  • تاريخ :

نمونه ای كوچك از اختراعات و اكتشافات مسلمین

(قسمت اول)

رنسانس صنعتی و نقطه شروع تكنولوژی جدید را معمولاً به چند اختراع اصلی و كشفیات كلیدی معدودی نسبت می دهند كه منشاء تحولات اساسی در متدلوژی و محصولات علمی جدید شد، اینك به چند قرن پیش تر از رنسانس اروپا و به اكناف جهان اسلام باز می گردیم كه چگونه، نخستین اختراعات و اكتشافات اصلی كه كلید صنایع جدید را زد، محصول فرهنگ علمی جهان اسلام بود و همین فرهنگ علمی و تجربی بود كه پس از دستكاری و اسلام زدائی، به غرب انتقال و گسترش یافت. اینك تنها به یكی دو نمونه از اختراعات و اكتشافات جهان اسلام قرنها قبل از آغاز تجدّد غرب، اشاره می كنیم:

"مسلمین نه تنها به ترجمه علوم یونان و ایران و شرق و غرب پرداخته و پل ارتباطی امین بین گذشته و دنیای حاضر بوده اند، واقعیت تمدن عظیم اسلامی و پیشرفتهای اعجاب انگیز علمی مسلمین در ادبیات، عقائد، اخلاق، حقوق، طب، فیزیك، شیمی، نجوم، طبیعی، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، هنر و ... نشان داده كه دانشمندان اسلامی چیزهای تازه فوق العاده ای در حوزه های مختلف علوم، تاسیس نموده و تمدن و علوم و فرهنگ جدیدی آفریدند و دستاوردهای تازه به بشریت عرضه كردند. از جمله صدها اختراع و ابداع مهم كرده و امور زیادی را نیز از مرحله بسیار ناچیز، تكامل بخشیده و به حدّ نهایی و كمال خود رسانیده اند".

همچنین: "در واقع مسلمین در "صنعت"، كارهایی عظیم را شروع كردند كه بعدها در انقلاب صنعتی اروپا، كاملتر شد. انواع ساعتهای آبی، از همان قرن اول هجری، نزد مسلمین رواج داشت و تكمیل شد. دستگاه آب كشی شادوف را مسلمین تكمیل كردند و صلیبیها آن را به اروپا بردند. آسیای بادی، قرنها قبل از آنكه در اروپا بوجود آید در ممالك شرق اسلامی معمول بود و مسعودی و اصطخری، در وصف سیستان، از آن سخن گفته اند. در قرطبه و مراكش، صنعت چرم سازی چنان ترقی كرد كه لفظ قرطبی (Cordovan = Cordonnier) برای كفشگر و تعبیراجناس مرا كشی (Maroquineries) و مراكش (Mrocco) بترتیب جهت سراجی و تیماج در زبان های اروپائی، هنوز یادگاریست از این صناعت."

و نیز: "مسلمین در استخراج معادن، در ساختن رنگ، در آب دادن فولاد، در تهیه چرم و كاغذ و در ساختن انواع اسلحه، طی قرنهای دراز، تفوقّ خود را بر دنیای غرب و سایر بشریت حفظ كردند. در "علم حیل" و "جرّاثقال" نیز حاصل كار آنها جالب بود. استعمال آنچه در صنعت ساعت، رقاصك می خوانند، اختراع مسلمین است. هر چند آن ساعت كه هارون الرشید جهت شارلمانی امپراطور فرانك هدیه فرستاد، نوعی ساعت آبی بود، اما شرحی كه ابن جبیراندلسی در باب ساعت بالای مدخل مسجد جامع دمشق بیان می كند، حاكی از تكامل مسلمین در ساختن ساعتهای لنگردار است.

عباس بن فرناس قرطبی در قرن نهم میلادی برای نخستین بار، نوعی ساعت با تعبیه یی بسیار پیچیده ساخت. بعلاوه، یك "دستگاه پرواز" اختراع كرد كه قرنها قبل از شروع تجربه اروپائیها قسمتی ازین رویای قدیم انسان را تحقق می داد. بخشی از پیشرفتهای مسلمین در علوم مربوط به "مكانیك" نیز- مثل صنایع ناشی از توسعه علم "شیمی"- مصرف نظامی یافت و متاسفانه هنوز هم كه عصراتم خوانده می شود این تیغ بران علم را از دست زنگی مست نمی توان باز گرفت."

دكتر گوستاولوبون نیز در اینباره می نویسد:

"مسلمین همانطور كه در امور علمی و نظری بسرعت پیشرفت كردند در عملی كردن علوم در صحنه زندگی و طبیعت و عمل نمودن بنظریات نیز پیشرفت نمایانی داشتند، و از بركت معلوماتی كه داشتند صنایع ایشان پیشرفت شگرفی كرد. ما از روی فرآورده های صنعتی ایشان، به صنعت مسلمین در آن دوره پی می بریم، اگر چه راههای علمی آن بر ما مكشوف نیست، مثلاً ما می دانیم كه ایشان بطریقه استخراج معادنی مانند گوگرد، مس، جیوه، آهن، كاملاً آگاه بوده اند و در فنون بسیاری چون چرم سازی مهارت كافی داشته اند. چنانچه از مشاهده شمشیرها و نیزه های طلیطله بدست می آید در فن آب دادن فولاد ماهر بوده اند. پارچه و كاغذ ساخت مسلمین، شهرت جهانی داشته و در بسیاری از صنایع، هنوز هم كسی نتوانسته برایشان سبقت جوید".

باروت و اسلحه گرم

ملتهای آسیا از قرن های قدیم در جنگها مواد محترقه و سلاح گرم استعمال می كردند ولی اروپائیان تا قرن هفتم میلادی اطلاعی از سلاح گرم نداشتند. اولین كسی كه آنها را از آسیا به اروپا برد یك معمار شامی بود. نخستین مواد آتشزا و انفجاری تسلیحاتی، مركب از گوگرد و برخی مواد ملتهبه دیگر مانند صمغ و چیزهای روغنی بود.

مسلمانان خیلی زودتر به سلاح آتشین و سلاح گرم دست یافته بودند و سلاح گرم از طریق مسلمین وارد اروپا شد یكی از وسائل مهم آلات جنگی مسلمانان، انواع سلاحهای گرم بود كه هنگام حمله بر دشمن از راههای مختلف آنرا مورد استفاده قرار می دادند و ترس و وحشتی كه در دل صلیبیان از آن سلاحها افتاده بود معروف و در تواریخ ایشان مذكور است. از آن جمله گفتار "ژوئن ویل" است كه می گوید:

"در تمام عمر چیزی هولناك تر از آن ندیده ام. آتش سلاح مسلمین، نوعی اژدها بود كه در هوا پرواز می كرد"

هنگامی كه همین "ژوئن ویل" در كنار "سان لوئی" پادشاه بود و او آتش مزبور را دید فوراً بخاك افتاد و دستها را بسوی آسمان بلند كرده با اشك ریزان گفت:

"بار پروردگارا ای مسیح، من و رعیتم را از این بلیه حفظ كن".

دیر زمانی بود كه اختراع باروت را به "راجربیكن" نسبت می دادند، در صورتی كه او فقط همان عملی را انجام داد كه "آلبرت كبیر" انجام داده بود، یعنی همان تركیبات قدیم را از اعراب، اقتباس نموده بود، و بخصوص آنچه را در این باره "مركوس گراكوس" در كتاب خطی خود تالیف سال 1230 میلادی بنام "كتاب آتش برای سوزاندن دشمن" انتشار داده بود. در حقیقت، تركیبات مزبور، شبیه تركیبات باروت است با این تقاوت كه باروت را در فشفشه های آتشی بكار می برند، و شكی نیست كه باروت نیز مانند سایر تركیبات شیمیائی در قرون وسطی از مسلمانان گرفته شده، و دیر زمانی قبل از اینكه اروپا و مسیحیان از این وسائل آتشین و باروت، اطلاع حاصل كنند، مسلمانان با آنها آشنا بوده و استفاده می كردند. تحقیقات مسیو"رینو" و "فاوه" و پیش از آن دو "كازیری" و "آندره" و "ویاردو" این مطلب را ثابت كرد كه باروت كه به آسانی منفجر می شود و گلوله را پرتاب می كند، از اختراعات مسلمین است.

دو نفر نویسنده فوق الذكر مانند دیگران ابتدا خیال می كردند كه مخترع باروت، چینیها هستند، ولی در مقاله ای كه در سال 1850میلادی منتشر كردند از این عقیده برگشته و از روی اسناد و كتاب های خطی جدیدی كه بدستشان رسیده بود، فاش كردند كه مخترع این ماده مهمی كه وضع "جنگها" را در كل تاریخ، بكلی تغییر داد، مسلمانان بوده اند. این دو نویسنده می نویسند:

"چینیها توانستند شوره باروت را كشف كنند، و در كارهای صنعتی در آتش آنرا بكار برند، ولی باروتی را كه وسیله پرتاب كردن است. اعراب كشف نمودند، و اسلحه گرم، اختراع اعراب است".

بعضی مورخین غرب، ادّعا كرده اند نخستین جنگی كه "توپ" در آن بكار رفت، جنگ "كریسی" در سال 1346 میلادی بوده است. حال آن كه استعمال توپ، مدتهای بسیار قبل از این واقعه و توسط مسلمانان بوده است. در یاد داشتهای "كوند" كه از روی كتاب های خطی برداشته و ترجمه نموده است آمده است:

"در سال 1205 میلادی كه امیر یعقوب، یكی از سرداران یاغی خود را در شهر مهدیه در افریقا محاصره كرده بود، بوسیله آلات مختلف و توپهائی كه نظیرش تا آن زمان دیده نشده بود، ببرج و باروی شهر حمله برد، و هر یك از این آلات و توپهای آتشین، مقدار زیادی سنگ و آهن به وسط شهر پرتاب می كرد."

در تاریخ ابن خلدون در مورد بربر صریحاً ذكر شده كه "توپ" توسط اعراب، در محاصره بكار می رفته است، او می نوسید:

"همین كه سلطان ابویوسف شهرهای مغرب را فتح كرد تصمیم گرفت شهر سجلماسه را نیز (سال 672 هجری- 1273میلادی) از دست بنی عبدالواد كه بر آنجا حكومت می كردند بگیرند، بدین منظور در رجب سال 72 لشگر بدانجا كشید، و در حالیكه مردم مغرب از "زنانة" و عرب و بربر همراه او آمده بودند بپای دیوار شهر مزبور رسید، و در آنجا آلات محاصره را نصب كرد كه در میان آنها منجنیق، عراده و هندام نفت بوده است و آن چنان بود كه مخزن و منبعی داشت كه آنرا پر از ریزه های آهن می كردند و پشت سر آن را بوسیله باروت آتش می نمودند در این هنگام با نیروی شگفت انگیزی ریزه های آهن را در هوا پرتاب می كرد، و در حقیقت آنرا بایستی از آثار قدرت الهی شمرد. لشگر مزبور، یكسال این شهر را محاصره كرده و شب و روز می جنگیدند تا اینكه روزی ناگهان در اثر سنگهای منجنیق قسمتی از حصار شهر فرو ریخت، و اینها توانستند از همان جا داخل شهر شوند و آنجا را بگیرند".

اسناد و كتاب های خطی بسیاری اثبات می كند كه اسلحه گرم خیلی زودتر از اروپا، میان اعراب پدیدار گشته و بوسیله همان قوه آتش از شهر الجزیرة در سال 1342 كه مورد هجوم "آلفونس یازدهم" قرار گرفته بود، دفاع نمودند. در تاریخ آلفونس یازدهم می نویسد:

"مراكشی ها از میان شهر، مواد محترفة و سوزنده بطرف لشگر پرتاب می كردند، از آن جمله گلوله های بزرگی بود از آهن كه هر كدام بزرگتر از سیب بود، و اینها تا مسافت زیادی از شهر می رفت، كه برخی از بالای سرلشگریان رد می شد و برخی در میان لشگریان می افتاد".

"كنت در بی" و "كنت سالیسبری" دو تن انگلیسی، خود در این محاصره، حضور داشتند و راه استفاده از باروت توسط مسلمانان و نتائج آن را شخصاً مشاهده نمودند و چون بكشور خویش برگشتند، اختراع مزبور را مورد تقلید و كپی برداری قرار دادند، و پس از سالها كه از این قضیه گذشت، انگلیسها برای نخستین بار در جنگ كریسی، آنرا در اروپا بكار بردند.

در كتاب های خطی اعراب شرحی راجع به تركیبات باروت و اسلحه های آتشین ذكر شده و از آن جمله شرحی است كه در یكی از كتاب های خطی عربی در اواخر قرن سیزدهم میلادی نوشته شده، و مسیو "رینو" آن را ترجمه كرده است، و عبارت ذیل عین همان ترجمه او است:

UserName
عضویت در خبرنامه