• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

نقش مادر در سخن آموزی کودک

سخن آموزی کودک, نقش مادر در سخن آموزی کودک

 

آموزش زبان مهم است از آن باب که وسیله ای برای بیان اندیشه و احساس ابزاری برای انتقال میراث فرهنگی است. شک نیست چنین وسیله ای هر قدر کاملتر و غنی تر و هر چه اندیشیده تر باشد مهمتر است.

 

و در این جاست که مادر نخستین کسی است که طفل چشم بدو می گشاید و نخستین کلمه را از او فرا می گیرد و طفل در دامان مادر چنین وسیله و ابزار را بدست می آورد و براساس آن به توجیه خود و تشریح مسائل می پردازد .

 

اما در اینجا قبل از این که در مورد نقش مادر در سخن آموزی کودک بپردازیم، بحث کوتاهی در مورد مراحل سخنگویی و زمان آن بپردازیم. کودک به آسانی نمی آموزد که چگونه سخن گوید بلکه باید جریانی پیچیده و طولانی را طی کند . اکثر تحقیقات در این باره نشان می دهد که کودک بین ۱۲ تا ۱۴ ماهگی اولین لغت را به زبان می آورد و به این ترتیب باید در طی ۱۲ تا ۱۴ ماه اول زندگی برای فهماندن غرض خود از شیوة تفهیم و تفهم پیش از تکلم استفاده کند.

 

● شیــــــــــوه های پیش از تکلـــــم :

 

کودک پیش از تکلم از سه شیوه برای فهماندن غرض و منظور خود استفاده میکند. این شیوه ها عبارتند از: گریه و فریاد، ادای صداهای نامشخص و اشارات.( مهمترین قسمت همان شیوه دوم است زیرا پس از چندی بصورت صداهای مشخص و بامعنا یعنی لغات در می آید.)

 

۱ گــــریه و فـــــــــریاد :

 

در روزهای نخست زندگی بیشتر صداهایی که از کودک شنیده می شود به صورت گریه و فریاد است. در طی هفته اول گریه در فواصل نامنظمی ظاهرمی شود. نوزاد بدون هیچ گونه علت ظاهری گریه می کند. اما یک مرتبه گریه یا خود به خود و یا در نتیجه توجه مادر قطع می شود.

 

۲ صــــــــدهای غیــــــــــر مشخص :

 

در ماههای اول زندگی علاوه بر گریه صداهای نامشخص دیگری شنیده میشود این صداها را نیاموخته است بلکه بخودی خود آنها را ظاهر میسازد و چه خوبست بدانیم که این صداها عمومیت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها دیده میشوند بطوریکه حتی کودکان کر نیز اینگونه صداها را نشان میدهند. کودک اغلب هنگامی که تنهاست و افراد دیگری نیست که او را مشغول کنند به ایجاد این صداها می پردازند. شنیدن صدای کودک برای خود او لذت بخش است و به همین سبب است که اغلب با شنیدن صدای خود تبسم می کند و گاهی نیز می خندد. کودکان ناشنوا نیز در ابتدا مانند کودکان سالم این گونه صداها را ایجاد می کنند ولی چون صدای خود را نمی شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندی دست از ایجاد صدا بر می دارند.

 

۳ اشـــــــــــــــاره :

 

در ابتدا کودک به موازات اشاره، صداهایی نیز ایجاد می کند و می خواهد با کمک این دو منظور خود را برای دیگران آشکار سازد ولی رفته رفته پی می برد که تنها با اشاره نیز می توان منظور خود را آشکار ساخت ولی اگر اشاره وی فهمیده نشود او از گریه برای فهماندن غرض خود کمک می گیرد. اما در مورد زمان سخن گویی باید بگوییم که بسیاری از کودکان طبیعتاً بین ۱۲ و ۱۸ ماهگی برای تکلم آماده می شوند و چنانچه کودک در این دورة آمادگی زبان باز نکند ممکن است از نظر عاطفی برای وی اختلالاتی دست دهد زیرا نمی تواند خواسته ها و احساسات خود را بیان کند. و در آموزش زبان سن ۱ ۳ سالگی بسیار مهم است از آن بابت که این سن دوره تقلید از بزرگسالان است و آنچه را که آنها بگویند او ادایش را در می آورد . از آنجا که مادر بیش از افراد دیگر با کودک در ارتباط است. بنابراین نقش مادر در آموزش زبان به کودک را نباید نادیده گرفت.

 

مادر در آموزش زبان باید نکاتی را مورد نظر داشته باشد که اهم آنها عبارتند از :

 

۱ بیان کلمات از ساده به مشکل باشد، از کلمات یک هجایی شروع کند تا بتدریج بتوان کلمات چند هجایی را به او آموخت.

 

۲ با کودک با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمی غلیظ . البته این امر مانع آن نیست که مادر درست و صحیح حرف بزند.

 

۳ از کلماتی استفاده کند که بیشتر مورد نیاز کودکند.

 

۴ بیان عبارات سریع نباشد که انتقالش به ذهن کودک با دشواری هایی همراه است .

 

۵ عبارات طولانی به کار نبرد .

 

۶ در حین صحبت اگر کودک دچار خطائی شد با فرمی آن را اصلاح کند .و کودک را تنبیه و تمسخر نکند .

 

۷ اصلاح تلفظ باید از زمانی شروع شود که کودک صداهای حروف را از هم تشخیص میدهد .

۸ هرگز کلمه ای را به حساب این که از آن خوشش می آید غلط تلفظ نکنیم .

 

۹ در آموزش یک اسم نام اصلی و صحیح را بکار ببریم به عنوان مثال کلمه گوسفند را برای گوسفند به کار ببریم نه کلمه بع بعی را .

 

اما مـــــــادران برای آموزش زبان از چه روشهایی می توانند استفاده کنند :

 

۱ بازی با حروف و در آوردن صدای آن از طریق بازی و یا بیان داستان .

 

۲ آموزش شعر، سروده های ساده که الفاظ را قالبی به کودک منتقل می کند در این امر آثار مفیدی دارند.

 

۳ در آموزش زبان کودک را باید تشویق کرد و هرگز نباید گذاشت که احساس عدم لیاقت کند .

 

۴ خودداری از عیب جوئیهای خشن، تنبیه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظی و دستوری.

 

۵ ایجاد انگیزه برای صحبت کردن کودک از طریق بی توجهی به شیوه های دیگر تفهیم و تفهم از جمله گریه و فریاد و یا اشاره.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
جمعه 27/2/1392 - 16:7
zahedkola ( تعداد مطالب : 751 ) ( تعداد نظرات : 275 )

بیش‌فعالی از شایع‌ترین اختلال‌های روان‌شناسی است و شیوع آن تا 20 درصد تخمین‌زده می‌شود. این بیماری امروزه به علت دسترسی بهتر به امكانات بهداشتی، تغییر سبك زندگی و تعداد كمتر فرزندان در خانواده كه باعث می‌شود والدین بیشتر به آنها توجه كنند، بهتر تشخیص داده و درمان می‌شود.

از طرفی سطح آگاهی مردم بالا رفته و با مشاهده علائم، فرزندشان را نزد پزشك می برند. دكتر میترا حكیم شوشتری، فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران، در گفت وگو با جام جم می گوید: عامل این بیماری بیولوژیك است و معمولا در اطرافیان سابقه ابتلا وجود دارد.

او ادامه می دهد: برخی كودكان فقط دچار بیش فعالی هستند و برخی هم بیش فعالی و هم نقص توجه دارند كه در حالت دوم اوضاع بد است. البته این طور نیست كه هر كودكی كه كم تمركز است الزاما به بیش فعالی هم مبتلاست.

بچه هایی كه نمی توانند آرام بمانند

دكتر شوشتری می گوید: بچه های دچار بیش فعالی مدام در حال حركت و پرحرفی هستند و نمی توانند آرام و در حالت نشسته بازی كنند و ماندن در یك وضع ثابت برایشان سخت است. مادر و پدر این كودكان می گویند انگار موتوری در وجود آنها روشن است كه هرگز خاموش نمی شود.او یادآوری می كند: هر نوع پرتحركی را نمی توان بیش فعالی دانست، زیرا اضطراب هم برخی علائم این اختلال را تقلید می كند و نباید بی جهت انگ بیش فعالی به كودك زد.

وقتی كودك از این شاخه به آن شاخه می پرد

بچه دچار بیش فعالی تحمل كمی دارد و فعالیت هایش را نیمه كاره رها می كند و مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد. كودكان دچار این اختلال نمی توانند نوبت را رعایت كنند.

برخی كودكان هم دچار نقص توجه و كم تمركزی هستند. برای آنها شروع كار، سازمان دهی و انجام مرحله به مرحله كارها سخت است، مدام وسایل خود را گم می كنند و نامرتب و بی نظم هستند. شوشتری، روانپزشك كودك و نوجوان می گوید: برخلاف آنچه همه فكر می كنند، این بچه ها در ریاضی مشكل چندانی ندارند، چون ریاضی به تمركز وابسته نیست و استدلالی است و هر وقت حواس كودك پرت شود، می تواند با جمع كردن دوباره حواسش به حل مساله بپردازد؛ ولی آنها در دیكته مشكل دارند، چون دیكته نوشتن روند مداومی دارد و اگر به علت از دست دادن تمركز لحظه ای عقب بماند، فرصت اصلاح وجود نخواهد داشت.گاهی مشكل بچه های دچار نقص توجه به دلیل این كه علائم خاصی ندارند، تشخیص داده نمی شود و اطرافیان تصور می كنند كم هوش هستند و حتی ممكن است از مدرسه اخراج شوند. به گفته دكتر حكیم شوشتری، بچه های بیش فعال چون پر سروصدا هستند و نظم را مختل می كنند، جلب توجه می كنند و احتمال این كه برای درمانشان اقدام و بیماری شان تشخیص داده شود، بیشتر است.

هر شیطنتی بیش فعالی نیست

خیلی از بچه های زیردبستان انرژی بالایی دارند، پرتحرك هستند و حوصله انجام كاری را ندارند، اما برخی والدین با مشاهده این شیطنت ها، تصور می كنند كودكشان دچار بیش فعالی است؛ در صورتی كه این تصور اشتباه است.

این روانپزشك كودك توضیح می دهد: یك كمبود خواب ساده یا سوءتغذیه نیز ممكن است باعث حواس پرتی و بی قراری كودك شود. حتی بازی با اسباب بازی های غیراستاندارد كه معمولا حاوی سرب است نیز مسمومیت ایجاد می كند كه این مسمومیت علائم بیش فعالی را نشان می دهد، بنابراین نباید بی جهت و بدون مشورت با پزشك به كودك انگ زد.

بچه هایی كه كارهای غیرعادی انجام می دهند

كودك بیش فعال همه جا علائم بیش فعالی را دارد و اگر بچه ای فقط در خانه یا مدرسه چنین علائمی را نشان دهد، باید به دنبال مشكلی در خانه یا مدرسه بود.

دكتر شوشتری با اشاره به این كه علائم معمولا قبل از هفت سالگی شروع می شود و اگر بعد از ده سالگی دیده شود، باید به دنبال علت دیگری بود، می گوید: كودكان بیش فعال كارهای خطرناك و غیرعادی انجام می دهند، در حالی كه كودك عادی از چهار سالگی به بعد مثلا می ترسد روی بلندی برود، مگر این كه واقعا هیچ سرگرمی ای نداشته باشد یا به او بی توجهی شود.

او یكی از راه های تشخیص را توجه به پیشرفت نقاشی كودكان می داند. پیشرفت نقاشی كودكان بیش فعال و دچار نقص توجه، مطلوب نیست. اگر كودك محرك ها و ابزار لازم را داشته باشد، باید در چهار سالگی بتواند یك آدمك ساده بكشد، ولی اگر نتواند و حوصله این كار را نداشته باشد، احتمال دارد به نقص توجه مبتلا باشد.

رفتار درست با كودكان بیش فعال

كودكان بیش فعال در مكان هایی كه محرك بیشتری وجود دارد بدتر رفتار می كنند، مثلا در مهمانی رفتارشان بدتر از رفتار در خانه خودشان است.

دكتر حكیم شوشتری می گوید: متاسفانه از آنجا كه این كودكان مدام طرد می شوند احتمال این كه بعدها دچار مشكل و به راه خلاف كشیده شوند وجود دارد.

كودكان بیش فعال پرخاشگر هستند و كنترل هیجان خوبی ندارند و چون قانونمند نیستند و دوست دارند سرگروه باشند و حرف خود را به كرسی بنشانند، روابطشان با دیگران دچار تنش می شود. آنها راحت ارتباط برقرار می كنند، ولی چون رفتارشان قابل پیش بینی نیست، ادامه رابطه امكان ندارد.

وی می افزاید: اثر مخرب تنبیه در این كودكان بیشتر است، چون لجباز هستند و اگر پرخاشگری ببینند، پرخاشگری می كنند. این كودكان اعتمادبه نفس پایین تری دارند، چون مدام طرد می شوند.حمایت خانواده، ضریب هوشی، جایگاه فرزند در خانواده، تعداد فرزندان و بیماری های دیگری كه می تواند با بیش فعالی همراهی داشته باشد (مانند تیك و وسواس) در درمان بیماری و پیشرفت آن موثر است.

به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه، هر چه زودتر برای درمان اقدام شود، بهتر است زیرا كودك ده دوازده ساله ای كه به دلیل ابتلا به بیش فعالی یا نقص توجه پیشرفت تحصیلی نداشته و از دیگر همسالانش عقب مانده ممكن است دیگر اعتمادبه نفس و انگیزه لازم را پیدا نكند.

درمان بیش فعالی ضروری است

فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان می گوید: درمان اصلی بیش فعالی دارویی است. هدف از تجویز داروها آرام كردن كودك نیست، بلكه هدف این است كه كودك كارهای هدف دار انجام دهد و عملكرد خوبی داشته باشد.

شوشتری تاكید می كند: متاسفانه یكی از ذهنیت های غلط این است داروهایی كه برای این كودكان تجویز می شود، اعتیادآور است، در حالی كه اگر این بیماران درمان نشوند، ممكن است در آینده مستعد ابتلا به اعتیاد شوند. مصرف دارو زیر نظر پزشك به هیچ وجه معتادكننده نیست.

او تاكید می كند: گاهی پدر و مادرها می گویند مثلا دایی یا عموی این بچه هم همین طوری بود و خوب شد؛ ولی این تفكر غلط است، چون اگر آنها هم درمان می شدند بی شك می توانستند جایگاه اجتماعی و خانوادگی بهتری داشته باشند. كنترل علائم مانع افت تحصیلی و دور شدن كودك از محیط سالم می شود. مثلا اگر آموزگار كودكی را كه در كلاس ناآرامی و شلوغ می كند بیرون و از همسالان سالم دور كند، ممكن است او همنشین آدم های ناسالم شده و دچار مشكلات بیشتری شود.

زهرا سادات صفوی سهی - جام جم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1روز قبل
پنج شنبه 26/2/1392 - 18:2
zahedkola ( تعداد مطالب : 751 ) ( تعداد نظرات : 275 )

رئیس انجمن پزشکان کودکان ایران با بیان اینکه کولیت از جمله بیماری‌های شایع گوارش و کبد کودکان است، گفت: شیرخشک‌های رژیمی در دسترس هستند و کمبودی در این زمینه وجود ندارد.

خبرگزاری فارس: شیرخشک رژیمی کمبود ندارد

به گزارش خبرگزاری فارس، غلامرضا خاتمی درباره عوامل ابتلا به بیماری کولیت گفت: کولیت با علائمی چون دل درد و وجود رگه های خونی در مدفوع تظاهر پیدا کرده و تا دو سالگی برطرف می‌شود. عوامل ابتلا به کولیت متفاوت هستند، به عنوان مثال عفونت روده، آلرژی و انگل از جمله عوامل ابتلا به کولیت هستند.

خاتمی با بیان اینکه از میان کودکان مصرف کننده شیر خشک، تعدادی به کولیت مبتلا می‌شوند گفت: در این موارد پزشک ناگزیر به تغییر شیرخشک مصرفی و تجویز شیر رژیمی است.

به گفته این فوق تخصص گوارش و کبد کودکان، در حال حاضر شیرخشک‌های رژیمی در دسترس هستند و کمبودی در این زمینه وجود ندارد.

رئیس هشتمین همایش سالیانه انجمن گوارش و کبد کودکان درباره طول دوره این بیماری گفت: نوزادانی که در دوره شیرخواری بعد از خوردن شیر خشک یا حتی گاهی شیرمادر دچار کولیت می‌شوند و رگه‌های خون در مدفوعشان دیده می شود، اکثر قریب به اتفاقشان تا دو سالگی بهبود پیدا می‌کنند. در بعضی مواقع کودک تا چهار- پنج سالگی درگیر کولیت است ولی بعد از پنج سال حل می‌شود.

وی افزود: پزشک هم سعی می‌کند شیرخشک را از کودک دور کند. البته اگر کودک از شیرمادر هم تغذیه کند، به مادر توصیه می‌کنیم شیرپاستوریزه نخورد. بنابراین کولیت بتدریج تخفیف پیدا می‌کند.

به گفته رئیس انجمن پزشکان کودکان ایران طول دوره بیماری در کولیت مزمن طولانی است و نیاز به دارودرمانی دارد. اما برخلاف کولیت آلرژیک، چندان شایع نیست.

خاتمی افزود: آمار دقیقی از شمار مبتلایان به کولیت در ایران در دست نیست.

وی با اعلام این خبر که هشتمین همایش سالیانه انجمن فوق تخصصی گوارش و کبد کودکان از تاریخ اول تا سوم خرداد در محل دانشکده تغذیه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار می‌شود گفت: بیماری های شایع گوارش و کبد کودکان از جمله دل درد، ریفلاکس، آلرژی، کولیت و ... دراین همایش به بحث گذاشته می‌شوند.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1روز قبل
سه شنبه 24/2/1392 - 12:51
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

با شب ادراری کودکان چه کنیم ؟

شب ادراری کودکان

شب ادراری یا همان عدم توانایی در کنترل کردن ادرار بعد از پنج سالگی یک مشکل و بیماری محسوب می شود , اما در کودکان زیر پنج سال دلیلی برای نگرانی وجود ندارد . اگر کودک شما کمتر از پنج سال دارد و برای کنترل ادرار در طول روز مشکلی ندارد می توانید با خیال آسوده کمی صبر کنید تا این مشکل برطرف شود , چرا که سیر تکاملی او در دیگر بخش ها تکمیل شده و با گذشت زمان توانایی کنترل ادرار در طول شب را نیز بدست می آورد . این مساله در بیشتر موارد جنبه ارثی دارد و به چند روش می توان آن را برطرف کرد . از جمله :
- معمولا کودکان در محدوده زمانی مشخص در طول شب خود را خیس می کنند , می تواند کمی قبل از آن زمان کودک خود را بیدار کرده و به دستشویی ببرید , به یاد داشته باشید که کودک باید کاملا هوشیار باشد , در غیر این صورت نتیجه نمی گیرید .
- می توانید برایش ساعت زنگ دار بگذارید تا با صدای ساعت بیدار شده و به دستشویی برود . مسلما این کار برایش دشوار است , اما می توانید به آرامی با او صحبت کرده و متقاعدش کنید . کم کم بعد از چند ساعت او در ساعت مقرر خوابش سبک تر شده و حتی بدون استفاده از ساعت بیدار می شود .
- بگذارید روزهایی که کودک پنج ساله تان رختخوابش را خیس می کند خودش لباس هایش را عوض کند . به یاد داشته باشد او را به خاطر این کار سرزنش نکنید . به آرامی و با مهربان از او بخواهید ملحفه خیس را جمع کرده و لباس هایش را عوض کند . مسلما او نمی تواند به خوبی این کارها را انجام دهد اما او را به حال خودش بگذارید . بعد خودتان کارها را تکمیل کنید اما هرگز به جای او این کارها را انجام ندهید تا بیاموزد که باید مسوولیت کارهایش را بر عهده بگیرد . این کار موجب می شود او بیشتر با شما همکاری کند , همچنین سعی می کند بیشتر خودش را کنترل کرده و رخت خوابش را خیس نکند .

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
شنبه 21/2/1392 - 12:1
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

فرزندان خود را لای پر قو بزرگ نکنید!

تحقیر کردن کودکان, تربیت فرزندان

 

پنهان کردن واقعیت‌ها از کودکان نه تنها به سلامت روحی و روانی آنها کمک نمی‌کند بلکه در آینده آنها را دچار مشکلات روحی جدی می‌کند.

 

سال جدید بهتری برای فرزندانمان بسازیم.

عادات سالم در افراد از سنین ابتدایی زندگی شکل می‌گیرند، در سال جدید به فرزندانتان کمک کنید زندگی بهتری داشته باشند.

 

الگوی خوبی باشید تا فرزندانتان بیاموزند از خشونت دوری کنند

کتک زدن، سرزنش کردن و تحقیر کردن به کودکان می‌آموزد که می‌توانند با دیگران چنین رفتارهایی داشته باشند و این‌گونه، مشکلات را حل کنند. هرگز برای تربیت فرزندانتان از تنبیه بدنی استفاده نکنید.

 

از ابتدا زمانی که فرزندتان تازه متولد شده با لحن آرام با او صحبت کنید حتی زمانی که از دستش عصبانی می‌شوید هرگز سر او داد نکشید. این کار دو اشکال عمده دارد: اول این‌که داد زدن شما برایش عادی می‌شود و در آینده برای تربیت او دچار مشکل می‌شوید. دوم این‌که می‌آموزد برای رسیدن به اهدافش باید فریاد بکشد و با دیگران دعوا کند. تردید نکنید روش‌های تربیتی که در آنها با کودکتان آرام و بدون خشونت برخورد می‌کنید تاثیر بهتری دارند.

 

فرزندتان را در فضایی بدون مواد مخدر پرورش دهید

امروزه همه در فضایی زندگی می‌کنیم پر از آلودگی‌ها و مواد مضر برای سلامتی. هوای شهرها آلوده‌اند، در اطرافمان انواع و اقسام امواج مضر برای سلامتی وجود دارد و متاسفانه نمی‌توانیم خودمان را از مضرات این آلودگی‌ها حفظ کنیم.

در این میان استعمال دخانیات خطرات احتمالی برای سلامتی را چند برابر می‌کنند. برای حفظ سلامت فرزندانتان هرگز در حضور آنها سیگار نکشید.

 

حتما هر روز برای فرزندانتان کتاب بخوانید

از زمانی که فرزندتان شش‌ماهه شد برای او کتاب بخوانید. این کار از اوایل زندگی اهمیت مطالعه را به او می‌آموزد و برایش به یکی از بهترین عادات تبدیل می‌شود. فرزندتان از شما می‌آموزد که مطالعه کند، با این کار آینده بهتری برایش رقم می‌زنید.

 

مراقب آن‌چه کودکتان می‌بیند و می‌شنود باشید

بسیاری از والدین زمانی که از دست فرزندشان خسته می‌شوند او را مقابل تلویزیون می‌نشانند تا حداقل چند دقیقه‌ای آرامش بگیرند. اگر شما هم از این روش استفاده می‌کنید به آن‌چه که فرزندتان می‌بیند دقت کنید شاید فرزندتان بسیار کوچک باشد اما آن‌چه می‌بیند و می‌شنود از همین زمان روی او تاثیر می‌گذارد. بهتر است خودتان تصمیم بگیرید چه زمانی مسایل مختلف را به او بیاموزید.

 

به او عشق بدهید

به گونه‌ای رفتار کنید که فرزندتان همواره مطمئن باشد والدینش او را تحت هر شرایطی عاشقانه دوست دارند و همیشه برای آنها مهم است. حس ارزشمندی و اعتمادبه‌نفس از ماه‌ها و سال‌های آغازین زندگی در فرد ایجاد می‌شود. زمانی‌که فرزندتان با شما صحبت می‌کند به او ارزش بدهید و به صحبت‌هایش با دقت گوش دهید، برایش وقت بگذارید. به او ثابت کنید تحت‌حمایت شما است اما مراقب باشید به گونه‌ای رفتار نکنید که بیش از حد به شما وابسته شود. در هر سن در حد توانایی‌هایش به او مسوولیت دهید و به میزان لازم او را حمایت کنید. با کودکتان همراهی کنید، با او بخندید، با او خوشحالی کنید و زمانی که ناراحت است با او ناراحت شوید. به او بفهمانید درکش می‌کنید تا به‌خاطر نیاز به یک همدم واقعی سراغ افراد ناشایست نرود. مسلما مشکلاتی که فرزند خردسال شما را ناراحت و آزرده می‌کنند برای شما چندان اهمیتی ندارند و به نظرتان کوچک و حتی خنده‌دار می‌آیند اما این مشکلات برای او بسیار بزرگ هستند.

 

طبیعی است که والدین برای فرزند عزیزتر از جانشان بهترین‌ها را بخواهند اما به یاد داشته باشید شاید شما بتوانید هرچه را فرزندتان می‌خواهد برایش فراهم کنید اما زمانی که او بزرگ شده و وارد اجتماع می‌شود شرایط برایش تغییر می‌کند. همکلاسی‌ها، معلمان، همکاران و دیگر افرادی که فرزندتان پس از ورود به اجتماع با آنها در ارتباط است دلیلی نمی‌بینند که مانند شما برای او ازخودگذشتگی کرده و همه‌چیز را برایش فراهم کنند چون آنها هم عزیزدردانه والدین خودشان هستند و بهترین‌ها را برای خودشان می‌خواهند نه برای فرزند شما.

 

به او بیاموزید انتقادها را بپذیرد

والدین امروزی متاسفانه به‌ندرت به فرزندانشان می‌آموزند که طبیعی است اشتباه کنند و ممکن است مورد انتقاد قرار گیرند. به فرزندتان کمک کنید بیاموزد در برابر انتقادها واکنش بدی نشان ندهند و آنها را بپذیرند. به فرزندتان بیاموزید گاهی اوقات انتقاد به آنها کمک می‌کند به فردی موفق‌تر و بهتر تبدیل شوند و اگر انتقاد نادرست و نابجا بود می‌‌توانند با رعایت ادب و احترام دلایل خود را ارایه دهند.

 

بیش از حد به فرزندتان کمک نکنید

به فرزندتان اجازه دهید کارهایش را خودش انجام دهد. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات والدین که آینده فرزندان را تباه می‌کند از آغاز ورود به مدرسه شروع می‌شود.

کودکان مدارس ابتدایی تکالیف زیادی دارند تا مهارت‌های لازم در نوشتن و خواندن را بیاموزند والدین در مواجه شدن با چنین شرایطی معمولا تکالیف فرزندانشان را انجام می‌دهد چون تصور می‌کنند آنها بسیار کوچک هستند و از انجام دادن این تکالیف خسته می‌شوند.

 

این کار اشتباه بزرگی است، تمام کودکان هم‌سن و سال فرزند شما هم این تکالیف را انجام می‌دهند کمک‌های نابجای شما توانایی‌های ضروری برای موفقیت در زندگی را از آنها می‌گیرد چون نمی‌توانند مهارت‌های لازم برای داشتن یک زندگی موفق را کسب کنند. در آینده حتی زمانی که بزرگ و بالغ شدند نیز اعتمادبه‌نفس لازم برای انجام امور مختلف را نخواهند داشت و آن زمان است که شما را به خاطر محبت‌های امروز شما سرزنش خواهند کرد.

 

کودکتان را با واقعیت‌ها آشنا کنید

پنهان کردن واقعیت‌ها از کودکان نه تنها به سلامت روحی و روانی آنها کمک نمی‌کند بلکه در آینده آنها را دچار مشکلات روحی جدی می‌کند. با توجه به سن و سال کودکتان و با درنظر گرفتن فهم و درک او از مسایل زندگی به فرزندتان بیاموزید که هر کسی در زندگی مشکلاتی دارد و زندگی سراسر خوشبختی و راحتی نیست.

 

مسلما کودکان در سنین کم نمی‌توانند بسیاری از مشکلات را درک کنند اما این‌که آنها را به‌طور کامل از دنیای واقعی دور نگه‌ دارید نیز به‌هیچ‌وجه صحیح نیست. به کودکتان بیاموزید هر کسی در زندگی مشکلاتی دارد و آنها همه طبیعی هستند و با مواجه شدن با مشکلات نباید ناامید شد بلکه باید بیشتر تلاش کرد تا مشکلات را با موفقیت پشت سر گذاشت.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
شنبه 21/2/1392 - 11:48
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

مامان ،خدا یعنی چی؟یعنی کی؟

آموزش خدا و اعتقادات دینی برای کودک

 

دغدغه بسیاری از والدین این است که آیا می‌توانند با فرزندانشان درباره موضوع پیچیده ای چون خدا صحبت کنند؟ آیا بچه‌ها را می‌توان با مفاهیمی چون خدا، پیامبر، جهان آخرت، آفرینش و هستی، تکلیف، عبادت و مانند آن آشنا کرد و درباره آنها بحث کرد؟

 

حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که می‌تواند بهترین راه برآوردن مهم‌ترین نیازهای کودکان باشد، زیرا کودکان بیش از بزرگ‌سالان خود و اطرافیانشان را نیازمند به تکیه گاه قوی و مهربانی می‌بینند که قادر است همه آرزوهای آنها را برآورده سازد.

 

فایده دیگر صحبت کردن درباره خدا از این جهت است که همه چیز را در دنیا توضیح می‌دهد: زیبایی طبیعت، تولد نوزاد یا مرگ یک دوست، که با این توضیح (مرتبط کردن رویدادهای طبیعی به خدا) نوعی احساس شگفتی نیز همراه است، زیرا روح کودک به دنبال عجایب و اسرار می‌گردد و زمانی که برای پرسش‌های کلیدی خود پاسخی منطقی می‌یابد، احساس آرامش می‌کند. وقتی کودک حوادث تلخ و شیرینی از این قبیل را با خدا مرتبط بداند، هم در شناخت خود نسبت به خدا عمیق‌تر می‌شود و هم روح او که به دنبال عجایب و اسرار است، ارضاء می‌شود.

 

حرف زدن درباره خدا، به کودک احساس امنیت می‌دهد، زیرا خدا جاودانی و مافوق همه تغییرات است و در دنیایی که همه چیز آن زودگذر است، اعتقاد به خدا می‌تواند بهترین حامی و راهنمای اخلاقی کودک باشد.

 

و بالاخره، توجه به خدا و احساس نیاز به او، مایه آرامش روح و روان کودک می‌شود، زیرا این احساس در فطرت و نهاد انسان از کودکی قرار داده شده و طبق فرمایش پیامبر اسلام، کودک مادامی که اطرافیانش او را از پرستش خدا باز نداشته‌اند، دارای فطرت خداپرستی و ایمان است.

 

متأسفانه با وجودی که خداشناسی برای کودکان و فرزندان یک ضرورت مهم و نقطه عطفی در زندگی آنان است، والدین از این موضوع غافلند و به ضرورت آن توجه کافی ندارند. گمان والدین این است که آموزش خدا و اعتقادات دینی، برای کودک ضرورتی ندارد و این کار وظیفه آنان نیست و کودکان خود باید با وسعت دادن به معلومات و گزاره های ذهنی، به سطحی از معرفت و دانش برسند که ضرورت اعتقاد به خدا را درک کنند و این در زمانی است که آنان به سن جوانی می‌رسند، غافل از اینکه کودکان توان درک این مفاهیم را دارند و در این شرایط اگر با آنها درباره خدا به طور صحیح و منطقی صحبت نشود، سعی می‌کنند اعتقاد به خدا را در اعمال و رفتارهای والدین بیابند، زیرا آنچه والدین بدان عمل می‌کنند، بیش از آنچه می‌گویند روی ذهن کودک تأثیر می‌گذارد. یعنی کودک زمانی بیشتر با خدا آشنا می‌شود که اعتقادات مذهبی را به طور عملی در زندگی والدین ببیند. حال اگر عمل والدین مطابقت چندانی با دین نداشته باشد، کودک درک صحیحی از دین پیدا نمی‌کند. اینجاست که ضرورت آموزش صحیح دین به کودکان، بیشتر روشن می‌شود.

 

برای این که کودکان درک صحیحی از خدا داشته باشند، لازم است به آن‌ها اجازه دهید آزادانه درباره خدا گفتگو کنند؛ زیرا بهترین راه ارتقای معنویت در کودکان، راحت و آشکار حرف زدن از خداست. اصل علمی‌ای که اکثر روان‌شناسان آن را تأیید می‌کنند، این است که بگذارید بچه‌ها خود گفتگو را هدایت کنند و عقایدشان را بگویند و بعد با سۆال کردن از نظرات شما، موضوع را پی گیری کنند.

 

اگر پیش فرضی درباره رشد، درک و برداشت کودک از خدا، در هر مرحله سنی او داشته باشیم، با اطمینان بیشتری می‌توانیم به او کمک کنیم.

 

در این جا به مراحل رشد روانی کودک و این که در هر مقطع چگونه باید با او درباره خدا حرف بزنیم، اشاره می‌کنیم:

1 تا 3 سالگی: یادمان باشد که بذر ایمان از همان سال‌های اولیه زندگی کاشته می‌شود. بنابراین خداشناسی در این سن اهمیت زیادی دارد. کودکان نوپا می‌توانند کلماتی را که از مفاهیم مقدس برخوردارند یاد بگیرند. در ابتدا، آموزش باید از کلماتی مانند: قرآن، خدا، پیامبر و امام آغاز شود. اگر بچه‌ها به سادگی با این کلمات مأنوس نشوند، بعدها پایه ای برای آموزش مفاهیم بزرگ نخواهند داشت. همچنین باید اعتقاد به عشق و محبت را در آن‌ها تقویت کنید؛ این مهم‌ترین چیزی است که خدا را به کودکان خردسال می‌فهماند. به آن‌ها بگویید که خداوند دوستشان دارد و همواره از بچه‌ها مراقبت می‌کند.

آموزش خدا و اعتقادات دینی برای کودک

نکته دیگر این که کودک به این جهت که یکی از وابسته‌ترین موجودات دنیاست، در تأمین نیازهای خویش، به والدین وابستگی کامل دارد. اگر کودک از این جهت مشکلی نداشته باشد و والدین در محبت و توجه به او از چیزی فروگذار نکنند، از اعتماد به آن‌ها، اعتماد و توکل به خدا را نیز می‌آموزد.

 

3 تا 5 سالگی: در این مرحله این سۆال غلط است که: «چه طور کودک را وادار کنم به خدا اعتقاد پیدا کند؟»، چه اینکه این اعتقاد درونی به صورت اجمال، در فطرت و آفرینش او وجود دارد. پرسش صحیح این است که: «چطور به او نشان دهم که خدا در زندگی‌اش حضور دارد؟» زمانی که بچه‌ها در برابر شگفتی‌های اطرافشان حیرت زده می‌شوند، از چیزی ناراحتند یا شادی ناگهانی را تجربه می‌کنند، زمینه فکریشان برای این مسئله آماده است و شما می‌توانید حضور خدا را با حرف زدن در این باره، به آن‌ها نشان دهید. مثلاً وقتی کودک 5 ساله شما از مرگ پدر بزرگش غمگین و تعجب زده است، از شما می‌پرسد: پدر بزرگ پس از مرگ چه می‌کند؟ آیا او در بهشت است؟ او در واقع به اطمینان خاطر نیاز دارد. در پاسخ به او بگویید: تو چه فکر می‌کنی؟ او احتمالاً در پاسخ می‌گوید: پدر بزرگ الآن در بهشت در کنار فرشتگان است. شما در این هنگام نظر او را تأیید کنید.

 

همچنین وقتی کودک در تولد فرزند جدید اظهار خوشحالی یا شگفتی می‌کند، به آسانی می‌توانید خدا را به او نشان دهید. یا هنگام خوردن غذا، برای او توضیح دهید که این غذاها از جانب خداوند است، و ما باید از او سپاسگزاری کنیم. آنگاه همگام با کودکتان، مراسم شکرگزاری را به جای آورید.

 

در فاصله سنی 3 تا 5 سال، کودکان خدا را غالباً موجودی چون یک رهبر روحانی می‌دانند. چنین برداشتی به این پرسش‌ها می‌انجامد: «آیا خدا می‌خوابد؟ خدا کجا زندگی می‌کند؟ غذای او چیست؟» برای فیصله دادن این موضوع و ارضای حس کنجکاوی و تخیل کودک، جوابی صادقانه به او بدهید، مثلاً بگویید: «نمی‌دانم.» به یاد داشته باشید، کودک در سنی نیست که بتواند چیزی بیش از این پاسخ اجمالی، درک کند. اما اگر در پاسخ به او بگویید: خدا چیزی نمی‌خورد و جا و مکانی ندارد، نه تنها قانع نمی‌شود بلکه دچار سردرگمی بیشتری می‌شود.

 

بعد شما از او سۆالاتی بپرسید که نسبت به گفتگو علاقه‌مند شود. به خاطر داشته باشید، همیشه سۆالات او را جدی بگیرید و هرگز مورد تمسخر قرار ندهید. بچه‌ها نمی‌توانند منتقدانه فکر کنند و صحبت‌های شما را مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین وقتی با کودک پیش دبستانی درباره خدا حرف می‌زنید، کارشناس شمایید؛ دقت کنید حرفی نزنید که بعدها پشیمان شوید. مثلاً اگر به او بگویید: «هر وقت بدرفتاری کنی، خدا عصبانی می‌شود.» او خدا را در تخیل خود پدر عصبانی مجسم می‌کند که آماده است او را برای هر اشتباهی تنبیه کند.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
شنبه 21/2/1392 - 11:42
taherjoo ( تعداد مطالب : 50 ) ( تعداد نظرات : 0 )

آیا می دانید طرح ها و عکس های متفاوتی که کودکتان می کشد ، نشانه چیست و چه اهمیتی دارد؟


تمرین نقاشی کودکان برای تقویت قوه تخیل


بسیار مفید خواهد بود که کودک شما بتواند الگوهایی از وقایع زندگی، اعم از الگوهای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و نیز الگوهای طراحی و راهبردی، استنتاج و ترسیم کند.

 

شما می‌توانید با استفاده از پازل‌های ساده، از سن پایین این عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید. از کودک خود بخواهید روی یک تکه کاغذ نقاشی بکشد و سپس از او بخواهید آن را به کمترین تعداد، یعنی دو قسمت ببرد و مجددا با استفاده از آن دو قسمت تصویر اصلی را بسازد، و بعد آن را به بیشترین تعداد ببرد و همین کار را انجام دهد.

 

به تدریج که کودک‌تان بزرگ‌تر می‌شود می‌توانید نقاشی‌های مفصل‌تری بکشید و مانند یک پازل پیچیده آن را به قطعات بیشتری تقسیم کنید.

 

شما می‌توانید با خواستن از کودک‌تان که صورت‌های شاد و صورت‌های غمگین بکشد به او کمک کنید تا با احساس‌های خود ارتباط برقرار کند و احساس‌های دیگران را بشناسد. عکس‌های افراد مختلفی را که می‌شناسد به او نشان دهید و از او بخواهید احساس افراد داخل عکس را بیان کند. این کار به کودک شما کمک می‌کند تا نه تنها احساس‌های مختلف را بشناسد، بلکه با دیگران همدلی کند و ارتباط نزدیک‌تری با آنها برقرار سازد.

 



 

بعدا می‌توانید او را با روزنامه‌ها مختلف آشنا کنید. بعضی از بچه‌ها حتی در بین هجده ماهگی به تماشای مجله‌های رنگی علاقه دارند و نام اشیایی را در آنها می‌گویند و به چیزهایی که نام آنها گفته می‌شود اشاره می‌کنند.

 

در سنین بالاتر می‌توان چهره‌ها را به آنها نشان داد و سوال‌هایی مانند فکر می‌کنی آن شخص چه احساسی دارد؟ یا چهره او چه احساسی را نشان می‌دهد؟ از آنها پرسید.

 

آنگاه می‌توان درباره اینکه چطور می‌توان با آنها همدردی کرد و یا آنها را آرام کرد، صحبت کرد. وقتی کودک‌تان کمی بزرگ‌تر شد می‌توانید آدمک‌هایی بکشید و از او بپرسید وضعیت‌های مختلف آنها از نظر احساسی چه مفهومی دارد.

 

بعدا از کودک خود بخواهید آدمک‌هایی بکشد و احساس‌های مختلف آنها را نشان دهد. از نقاشی برای گسترش دید کودک خود از جهان نیز می‌توانید استفاده کنید. یک فکر خیلی ساده این است که وقتی آب از دست‌تان می‌ریزد چه اتفاقی می‌افتد شما و کودکتان می‌توانید یک نقاشی بکشید که در آن یک ظرف آب واژگون شده و آب آن روی کف اتاق ریخته و یک حوضچه کوچک ساخته است. یا از لبه میز به صورت قطره‌ها و ترشح‌های درشت روی کف اتاق می‌ریزد.

این نوع تمرین‌ها حافظه کودک شما را تقویت می‌کند و ادراک‌های او را از دنیای اطراف عمق می‌بخشد. هر وقت که مشغول گفتن یا نوشتن داستان هستید یا زمانی که کودک‌تان آنقدر بزرگ شده است که این کارها را خودش انجام دهد، همیشه از او بپرسید که آیا می‌توان قسمتی از داستان را به تصویر کشید. ابتدا به او کمک کنید و بعدا از او بخواهید تصویری بکشد تا آنچه را در مخیله خود دارد تجسم کند و آن را با تصاویر نشان دهد، نه فقط با کلمات، حتی در حین گفتگو می‌توانید موضوع تصاویر ذهنی را مطرح کنید و او را وادار کنید تصویر ذهنی خود را با کلام و نه فقط با نقاشی بیان کند.

منبع : salamatiran

زمان آخرین مطلب این کاربر: 9روز قبل
پنج شنبه 19/2/1392 - 13:5
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

برای بچه ها تلفن همراه بخریم یا نه؟

تلفن همراه,تلفن همراه برای کودک,موبایل کودک

 

دختر 7 ساله ‌من از کودکی علاقه زیادی به موبایل داشت. تا حدی که من جلوی او از تلفن همراهم استفاده نمی‌کنم. اما از وقتی مدرسه رفته تحت‌تاثیر چند تا از دوستانش که موبایل دارند قرارگرفته و دائم اصرار می‌کند برایش موبایل بخریم. من و پدرش تا الان مقاومت کرده‌ایم اما چند روز پیش موبایل یکی از همکلاسی‌هایش را به خانه آورد. به نظر شما با توجه به این همه اصرار می‌توانم برایش موبایل بخرم؟

جوفراست میگوید:
خیلی از پدر و مادرها این درگیری را با فرزندشان دارند. در واقع همه‌ پدر و مادرها درست مثل پدر و مادرهای ایرانی در نهایت وقتی مجبور به خرید تلفن همراه برای کودک‌شان می‌شوند، با نارضایتی این کار را می‌کنند. چون فکر می‌کنند هنوز وقت خرید تلفن همراه برای کودک فرا نرسیده و آن‌ها به خاطر اصرار زیاد و غیرمنطقی کودک مجبور به انجام این کار شده‌اند. اگر دلیل شما برای خرید تلفن همراه برای کودک‌تان این است که هر بچه‌ای یکی از آن‌ها دارد، باید بگویم که دلیل‌تان منطقی نیست.

سخت نگیرید
متاسفانه گوشی‌های تلفن همراه روز به روز پیشرفته‌تر می‌شوند و به همین خاطر نمی‌توان حکمی کلی برای استفاده کردن یا نکردن از آن داد. وقتی تلفن فقط جنبه تماس و برقراری ارتباط دارد نحوه برخورد با آن یک جور است و حالا که بازی و سرگرمی هم به قابلیت‌های آن اضافه شده باید جور دیگری درباره آن تصمیم گرفت. این روزها این وسیله آنقدر جذاب شده که هر کودکی دوست دارد یکی از آن‌ها داشته باشد. این را هم در نظر بگیرید که همکلاسی‌ها و دوستان فرزند شما هم ممکن است موبایل داشته باشند و همین امر کودک شما را به داشتن آن ترغیب می‌کند. قبلا روان‌شناسان توصیه می‌کردند تا قبل از 10 سالگی برای کودک موبایل نخرید اما حالا به خاطر تمام این عوامل اوضاع فرق کرده است.
استفاده درست
اگر برای فرزندتان موبایل خریدید باید این نکات را در نظر داشته باشید. سعی کنید استفاده درست از موبایل را به او آموزش دهید. اگر گوشی هوشمند دارد، بازی‌ها و اپلیکیشن‌های کاربردی را پیدا کنید و روی گوشی‌اش بریزید. خیلی از بازی‌ها هستند که باعث افزایش توانایی و هوش کودک شما می‌شوند. البته به شرطی که اعتیادآور نباشند. به علاوه باید به کودک خود استفاده پایه‌ تلفن همراه را هم آموزش دهید. خیلی از بچه‌ها بلد نیستند با تلفن همراه شماره بگیرند. لازم است شماره اعضای خانواده و شماره‌های اورژانسی را در گوشی کودک‌تان ذخیره کنید و به او یاد بدهید در هر مورد اضطراری با کدام تماس بگیرد. به هر حال این وسیله در خیلی از موارد می‌تواند مفید باشد.
وظایف‌تان را ترک نکنید
در اختیار گذاشتن تلفن همراه، نباید والدین را از وظایف اولیه خودشان دور کند. شما باید بدانید فرزندتان در هر وقتی از روز کجاست. حتی اگر موبایل داشته باشد و بتوانید او را پیگیری کنید. کودک هم باید یاد دهد قبل از رفتن به هر جایی، از قبل شما را در جریان بگذارد و به قوانین خانه وفادار بماند. این‌که کودکان و پدر و مادرها فکر کنند می‌توانند با پیگیری با تلفن همراه، وظایف متقابل را حل و فصل کنند، آسیب‌های جدی به روابط آن‌ها وارد می‌کند.
محدود کنید
کودکی که دائم با موبایلش حرف می‌زند یا بازی می‌کند می‌تواند آسیب‌های جدی در برقراری ارتباط ببیند. خیلی از بچه‌ها هستند که توانایی برقراری ارتباط‌های واقعی را ندارند. مثلا در جمع گوشه‌گیر و خجالتی هستند. شما باید فرزندتان را در استفاده از تلفن همراهش محدود کنید. مثلا اگر مدرسه برای استفاده از تلفن همراه محدودیت دارد، آن‌ها را به فرزندتان یادآوری کنید و به او آموزش دهید قبل از ورود به مدرسه گوشی‌اش را خاموش کند. اگر تخلفی دیدید، به عنوان تنبیه یک روز گوشی‌اش را بگیرید. وقتی کودک‌تان در خانه است هم می‌توانید از او بخواهید تلفنش را خاموش کند. این کار باعث می‌شود بیشتر درگیر خانه و ارتباطات خانوادگی شود.
نظارت داشته باشید
شما می‌توانید طوری که کودک‌تان نفهمد ارتباطات او را چک کنید. توجه کنید که اگر کودک مخصوصا بچه‌های بالای 10 سال بفهمند که چک می‌شوند، به شما بی‌اعتماد می‌شوند. اما بهتر است هر چدوقت یک‌بار لیست مکالمات و اس‌ام‌اس‌های او را در تلفن نگاه کنید تا بتوانید مطمئن شوید در راه درستی قدم می‌گذارد. اگر مورد مشکوکی دیدید، بدون عصبانی شدن یا توبیخ کودک، با مشاور صحبت کنید و برای کنترل آن بهترین راه را پیدا کنید.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
سه شنبه 17/2/1392 - 23:47
ahmadchalepey ( تعداد مطالب : 1713 ) ( تعداد نظرات : 2302 )

صدای گریه نوزاد كه بلند می‌شود، در عرض چند ثانیه همه اعضای خانواده دست به كار می‌شوند؛ انگار آژیر خطر به صدا درآمده و سریع باید كاری كرد! یكی فكر می‌كند بچه دلش درد گرفته و شربتش را می‌آورد.

دیگری بچه را بغل می كند، راه می برد و او را محكم تكان تكان می دهد. صدای انواع و اقسام اسباب بازی ها هم از گوشه و كنار اتاق شنیده می شود، به این امید كه یكی از آنها بتواند بچه را آرام كند اما بعد از چند دقیقه رفتن و آمدن و دارو دادن وقتی همه بزرگ ترها از حال رفتند، تنها صدایی كه در خانه شنیده می شود گریه نوزاد است كه همچنان ادامه دارد؛ چون هیچ كس نتوانسته علت اصلی گریه را تشخیص دهد و كودك را آرام كند.

شیرخواران باید گریه كنند

خیلی ها اینقدر از گریه های گاه و بی گاه شیرخوار اذیت می شوند كه می گویند كاش بچه ها اصلا گریه كردن را بلد نبودند، اما واقعا اگر شیرخواران گریه نكنند، چطور می توانند به ما بگویند چه می خواهند و چه نیازی دارند؟

دكتر نسترن خسروی، فوق تخصص نوزادان در گفت وگو با «جام جم» در این باره توضیح می دهد: گریه كردن شیرخواران تنها شیوه ای است كه آنها می توانند با دنیای اطراف و دیگران ارتباط برقرار كنند. بنابراین اگر كودك گریه نكند، پدر و مادر هم متوجه نیازهای او نشده و نمی توانند نیازهایش را برطرف كنند.به گفته این پزشك متخصص، گاهی زمان گریه كردن شیرخواران به قدری منظم است كه حتی والدین می توانند برنامه های خود را براساس ساعت گریه كردن كودك تنظیم كنند البته این ساعت ها معمولا نزدیك غروب و هنگام شب است كه بدون در نظر گرفتن چگونگی تغذیه نوزاد همیشه وجود خواهد داشت.

این گریه ها دلیل دارد

خیلی وقت ها گریه نوزادان، پدر و مادر را حسابی كلافه می كند و آنها نمی دانند چرا شیرخوار اینقدر ناآرام و بی قرار است.

برای همین هم می گویند «تحمل این وضع فقط صبر ایوب می خواهد و بس.» اما دكتر خسروی در این باره یادآور می شود: گریه كودكان دلایل متفاوتی دارد.

در روزهای اول وقتی مادر همراه با نوزادش به خانه برمی گردد، شرایط و محیط جدیدی برای هر دو نفر ایجاد خواهد شد و در نتیجه، آرامش قبلی آنها از بین می رود.

علاوه بر این، حضور كسانی كه برای دیدن نوزاد مراجعه می كنند و دائم دست به دست شدن میان آنها هم می تواند موجب ناآرامی و گریه كردن كودك شود.

معمولا وقتی نوزاد گریه می كند و آرام نمی شود، مادر و پدر فكر می كنند حتما گرسنه است و با خوردن شیر مادر سیر نمی شود.

برای همین هم اولین راه حلی كه به ذهن شان می رسد، قطع كردن تغذیه با شیر مادر و استفاده از شیر كمكی است اما این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران، این روش را تائید نمی كند و می گوید: گرسنگی شیرخواران فقط به دلیل ناكافی بودن شیر مادر نیست و علل مختلفی دارد.

مثلا ممكن است تكنیك شیردهی مادر صحیح نباشد و به همین دلیل شیرخوار گرسنه بماند. همچنین نباید فراموش كنیم برای نوزادی كه از شیر مادر تغذیه می كند، نباید زمان و ساعت مشخصی تعیین كنیم.

یعنی ممكن است بچه در فاصله های زمانی كوتاه گرسنه شود و به شیر مادر نیاز داشته باشد كه باید تغذیه شود. با این حال، هیچ وقت و در هیچ شرایطی نباید فاصله شیردهی ها از سه ساعت بیشتر شود.

به گفته این فوق تخصص نوزادان، مدت زمانی كه كودك با شیر مادر تغذیه می شود نیز مورد مهمی است كه نباید از آن به سادگی گذشت. چراكه اگر در هر مرتبه شیردهی، نوزاد فقط برای مدت كوتاهی شیر بخورد، تنها از قسمت ابتدایی شیر مادر كه بیشتر حاوی پروتئین و املاح است، استفاده می كند. در حالی كه او حتما باید از قسمت انتهایی شیر كه حاوی چربی است و او را سیر می كند تغذیه شود. ** گرما و سرمای محیط را كنترل كنید

دكتر خسروی می افزاید: ممكن است گرما یا سرمای محیط موجب گریه كردن نوزاد شود كه باید به این موضوع دقت كنید. همچنین اگر لباس نوزاد خیلی ناراحت و نامناسب باشد هم باید منتظر بی قراری و گریه او باشیم. گاهی نیز یك نخ یا تار مو لابه لای انگشتان شیرخوار می پیچد و او را ناراحت می كند كه در این مواقع باید تمام انگشتان و بدن او را كنترل كنید تا هیچ چیز او را اذیت نكند.

وی تاكید می كند: گاهی نیز ممكن است كودك به دلیل وجود یك بیماری گریه كند كه به همین دلیل حتما باید نوزادان را كاملا معاینه و بررسی كنیم تا از نبودن هرگونه بیماری مطمئن شویم.

دكتر خسروی با تاكید بر این كه دردهای كولیكی (دردی كه روده های كودك را در برمی گیرد) نوزادان به داروی خاصی نیاز ندارد، در این مورد توضیح می دهد: گریه های ناشی از دردهای كولیكی معمولا مشخص است كه طی آن شیرخوار دست و پایش را جمع و شكمش را سفت می كند و صورتش قرمز می شود. شیرخوار در این شرایط جیغ می زند و گریه می كند كه البته برای آرام كردنش به استفاده از داروی خاصی نیاز نیست.

مشكلات مادر و گریه نوزاد

دكتر خسروی درباره مشكلاتی كه به مادر مربوط می شود ولی گریه نوزاد را درمی آورد، می گوید: مادرانی كه خیلی مضطرب و نگران هستند باید دقت داشته باشند، چون این اضطراب و استرس می تواند به بچه منتقل شود و در نتیجه او را به گریه بیندازد. غذایی كه مادر مصرف می كند نیز می تواند موجب گریه شیرخوار شود.

این پزشك فوق تخصص ضمن بیان این مطلب توضیح می دهد: گاهی مصرف بعضی از غذاها یا نوشیدنی هایی مانند قهوه و چای پررنگ می تواند علت اصلی گریه نوزاد باشد كه در این شرایط به مادر توصیه می كنیم از این غذاها كمتر استفاده كند.

آرامش تان را حفظ كنید

دكتر خسروی تاكید می كند: هنگامی كه شیرخوار ناآرام است و گریه می كند، مهم ترین مساله آرامش بخشیدن به والدین است. یعنی پس از معاینه كامل نوزاد و در صورتی كه مشكلی وجود نداشته باشد، حتما باید با پدر و مادر صحبت كرد و به آنها گفت این گریه ها موضوعی كاملا طبیعی است.

به گفته وی، برای كاهش گریه های شیرخوار حتما پس از شیر دادن باید او را به حالت عمودی نگه دارید و سعی كنید بادگلویش را بگیرید. توصیه می شود پس از شیر خوردن، نوزاد در آغوش پدر به حالت عمودی قرار بگیرد، طوری كه سر او زیر چانه پدر باشد و بعد در حالی كه پدر پشت كودك را ماساژ می دهد، باید راه برود و آرام آرام برای او زمزمه كند.

نیلوفر اسعدی بیگی - جام جم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1روز قبل
دوشنبه 16/2/1392 - 16:15
taghvimi ( تعداد مطالب : 5554 ) ( تعداد نظرات : 311 )

قطره مولتی ویتامین یا AD برای نوزادان

قطره مولتی ویتامین,قطره AD,ویتامین AD

 

قطره مولتی ویتامین یا AD برای نوزادان   

     

قطره مولتی ویتامین یا AD برای نوزادان دادن قطره مولتی ویتامین یا آ+د از ۱۵ روزگی نوزاد شروع شده و روزانه ۲۰ قطره آ + د ، یا ۲۵ قطره مولتی ویتامین تا پایان دو سالگی به کودک داده می شود.

 

شیرخوارانی که شیر مادر می خورند، از هر نظری در وضعیت بهتری نسبت به شیرخوارانی هستند که با شیرخشک تغذیه می شوند. حتی در مورد ابتلا به آلرژی یا بیماری های مختلف از جمله اسهال و استفراغ این بچه ها در مصونیت بهتری قرار دارند.

 

شاید یک کودک شیرخشکی هم به نظر شاداب برسد، اما وقتی او را با یک کودک هم وزن و همسال خود که با شیر مادرش تغذیه می شود مقایسه کنیم در می یابیم با هم متفاوتند.

 

یک تفاوت ساده در این است که کودک اول فقط یک مزه را می شناسد، آن هم شیرخشکی است که می خورد. اما کودکی که شیر مادر می خورد با تنوعی از مزه ها که مادر در غذاهای خود می خورد آشناست. بنابراین این کودک به راحتی بعد از شش ماهگی غذای جامد را شروع می کند و خوب غذا می خورد.

 

تنها ویتامین مورد نیاز نوزادان ویتامین D است. بچه ها از بدو تولد تا شش ماه به غیر از شیر مادر هیچ نیاز دیگری ندارند، اما باید ویتامین D بدن شان تامین شود.

 

در کشورهای اروپایی و غربی به تنهایی قطره ویتامین D دارند، اما در کشور ما باید ویتامین D را تحت عنوان قطره AD یا مولتی ویتامین به بچه ها بدهیم.

 

بچه ها قطره AD را خیلی بهتر از مولتی ویتامین تحمل می کنند، چون از بوی قطره های مولتی ویتامین خوششان نمی آید. از میان قطره های AD نیز بعضی چرب تر و برخی آبکی ترند. سعی کنید نوع آبکی تر که بهتر تحمل می شود را تهیه کنید.

 

روزانه باید ۴۰۰ واحد بین المللی ویتامین D به بچه ها برسد. پس برای این حتما و حتما نوع ایرانی قطره را تهیه کنید که در یک سی سی از آن این میزان وجود دارد (چه مولتی ویتامین و چه قطره AD)

 

انواع خارجی را که به صورت شربت هستند، باید حدود ۱۰ تا ۱۵ سی سی به بچه بدهید تا شاید این مقدار ویتامین D تامین شود.

 

یادتان باشد با این کار نسبت ویتامین ها را در بدن بچه به هم می زنید. اگر ویتامین A زیاد باشد، در طولانی مدت فشار داخل جمجمه بچه زیاد می شود و به او آسیب می رسد.

 

حالا سوال این است که چرا غربی ها که در زمینه تولید این ویتامین از ما جلوتر هم هستند این گونه مصرف نمی کنند؟ واقعیت این است که در کشورهای غربی داخل اکثر مواد غذایی ویتامین و حتی آهن (در شیر پاستوریزه) وجود دارد. در غذاهای کودکشان بسیاری مواد که در غذای بزرگسالان نیز هست، وجود دارد و این حساسیت آنقدر وجود ندارد.

 

به علاوه نکته مهم در اینجاست که آنها برای مصرف داخل خود قطره ویتامین D دارند، ولی آنچه با نام شربت های مختلف با ظاهر بسیار شکیل و گول زننده تولید می کنند برای صادرکردن است و در کشور خودشان استفاده نمی کنند.

 

بسیاری از والدین با هزینه بالا این شربت ها را تهیه می کنند، اما پس از مدتی متوجه می شوند کودکشان از نظر ویتامین D دچار کمبود است و نرمی استخوان گرفته است.

 

قطره آهن ایرانی بدمزه است اما لااقل می دانید وقتی آن را به بچه می دهید میزان لازم آهن را دریافت می کند.

 

آهن را باید از اول هفت ماهگی با غذای کمکی و البته در ادامه تغذیه با شیر مادر به بچه ها بدهید تا انشاءا... همه آنها سلامت و شاد باشند.

 

دادن قطره مولتی ویتامین یا آ+د از ۱۵ روزگی نوزاد شروع شده و روزانه ۲۰ قطره آ + د ، یا ۲۵ قطره مولتی ویتامین تا پایان دو سالگی به کودک داده می شود.

 

قطره آهن نیز از پایان شش ماهگی یعنی همزمان با شروع تغذیه تکمیلی کودک، روزانه ۱۵ قطره داده می شود و تا پایان دو سالگی باید داده شود.

 

نکته

۱ موقع دادن قطره به نوزاد، بهتر است به جای اینکه قطره ها را با قطره چکان داخل دهان کودک بریزید و آن را بشمارید، تعداد ۲۵ یا ۲۰ یا ۱۵ قطره را در یک قاشق مرباخوری بچکانید و یکجا و به آرامی با قاشق به کودک بدهید.

 

۲ بعد از دادن قطره آهن به کودک، مقداری آب جوشیده خنک به او بدهید تا از تاثیر آهن بر روی دندان ها و سیاه شدن آنها جلوگیری شود. اگر کودک گذاشت، بعد از دادن آب نیز می توانید با یک دستمال کاملا تمیز پارچه ای، دندان های او را به آرامی پاک کنید.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2ساعت و 14دقيقه قبل
يکشنبه 15/2/1392 - 23:19
  • تعداد رکورد ها : 3314