• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
امین بنی فاطمه ( تعداد مطالب : 0 ) ( تعداد نظرات : 0 )

 سال گذشته پژوهشگران ایرانی و هلندی مقاله‌ای منتشر کردند که عنوان ساده و جذابی داشت. نویسندگان این مقاله فرایند ساخت یک قلعه‌ی شنی (از همان‌ها که بچه‌ها در ساحل دریا و با ماسه‌های خیس می‌سازند) را به‌صورت علمی بررسی کردند و سعی کردند با محاسبات نشان دهند که چگونه می‌توان قلعه‌ی شنی بهتر و پایدارتری ساخت.

تصمیم گرفتیم مقاله‌ را در اینجا به زبان فارسی در اختیار خوانندگان بخش مشاهده‌ی علمی قرار دهیم. فرمول‌ها و محاسباتی که ممکن است به‌نظر سخت و دشوار بیایند را حذف نکرده‌ایم. در اینجا می‌توانید به‌راحتی پدیده‌ای را که بارها مشاهده کرده‌اید را به زبان علم ببینید.  

 

 

 

 

     اشاره

 

 

 

 

سال ۲۰۱۲ میلادی، مقاله‌ای با عنوان «چگونه یک قلعه شنی بی‌نقص بسازیم» از مریم پاک‍پور؛ دانشجوی دکتری فیزیک و دکتر مهدی حبیبی از دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان و پ‍رفسور دانیل بن (Daniel Bonn) از دانشگاه آمستردام انجام شده، در نشریه‌ی نیچر (Nature) به چاپ رسید.

 

آزمایش‌های مربوط به این پژوهش و بخشی از مطالعات نظری آن، در آزمایشگاه شاره‌های پیچیده دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان انجام گرفته است.

 

خبر انتشار این مقاله در بسیاری از نشریات خبری و تارنماهای علمی همگانی بین‌المللی مانند نیویورک تایمز، لوس‌آنجلس تایمز، نشنال جیوگرافیک نیوز، ساینس دیلی، اکونومیست، یاهو نیوز، لایو ساینس و . . . منعکس شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

 

آقای اد جرت (Ed Jarrett) رکورد بلندترین قلعه شنی را با ارتفاع ۵۳/۱۱ متر و شعاع ۱۰ متر در گینس به ثبت رسانده است، در حالی که پژوهشگران این مقاله برای ستون شنی با این شعاع، ارتفاع بسیار بیشتری را پیش‌بینی می‌کنند.

 

 

 

 

 

     معرفی

 

 

 

 

 

با اﻓﺰودن مقداری آب ﺑﻪ توده ای از شن خشک، ﻣﻲﺗﻮان ﻣﺠﺴﻤﻪﻫﺎ و قلعه‌های شنی دیدنی به وجود آورد. از آنجا که آب زیادی، مواد را بی‌ثبات کرده و لغزش به‌وجود می‌آورد، در این مقاله، ثبات قلعه شنی مرطوب را با محاسبه حداکثر ارتفاع ستون‌های شنی و همچنین درصد حجمی آب مورد نیاز را برای داشتن بیشینه استحکام، بررسی می‌کنیم.

 

یک ﺳﺘﻮن اﻳﺠﺎد ﺷﺪه از ﺷﻦ مرطوب، به دلیل کمانش کشسانی ناشی از وزن خود ناپایدار می‌شود. با اندازه‌گیری مدول کشسانی شن مرطوب، در می‌یابیم که استحکام مطلوب، با درصد حجمی بسیار کم مایع یعنی حدود 1٪ به‌دست می‌آید. حداکثر ارتفاع ستون شنی محاسبه شده، با شعاع پایه‌ی ستون به نمای دوـﺳﻮم متناسب است.


برخلاف شن خشک که به‌سختی می‌تواند وزن خود را تحمل کند و یا اصلا نمی‌تواند، دلیل سفت شدن مجسمه‌های شنی مرطوب، تشکیل پل‌های باریک آب بین دانه‌های شن است. این مایع منجر به تشکیل پل‌های مویرگی بین دانه‌های شن گشته و خمیدگی آن، منجر به فشار مویرگی و ایجاد یک نیروی جاذبه بین دانه‌ها خواهد شد. پس از آن شبکه‌ای از دانه‌های متصل، توسط پل‌های آونگی ایجاد شده و اجازه می‌دهد که ساختارهایی پیچیده مانند قلعه شنی ایجاد شود.

 

از آنجا که رطوبت هوا در بسیاری از موارد، برای تشکیل پل‌های مایع بین دانه‌های شن کافی است، انتظار می‌رود که این رفتار مکانیکی به‌‌خوبی شناخته شده باشد، اما مطالعات کمّی زیادی برای خواص مکانیکی شن مرطوب وجود ندارد. به رغم این واقعیت که ثبات اتصال دانه‌های مرطوب، از اهمیت ویژه‌ای برای اهداف مهندسی عمران برخوردار است و نیروهای چسبنده ناشی از پل‌های مایع نیز در کاربردهای ژئوفیزیک بسیار مهم هستند.

 

تخمین مقاله‌ها برای ستون‌های شنی، استدلال می‌کنند که ثبات، با افزایش مویرگی در دانه‌های متوسط مرتبط است و ستون شنی به حداکثر ارتفاع حدود ۲۰ سانتی‌متر می‌رسد. این در تضاد کامل با مشاهده ستون‌های شنی با چندین متر بلندی است، که نشان می‌دهد ثبات، به شعاع پایه ساختمان شنی بستگی دارد.

 

در محاسبات برای ستون شنی، هنگامی که ستون شنی دستخوش یک انتقال کمانش تحت وزن خود می‌شود، رسیدن به حد بی‌ثباتی مطلوب را در نظر می‌گیریم.

 

در بیش از ارتفاع بحرانی که hcrit = 10 است، میله کشسان، تحت وزن خود خمیده و ناپایدار می‌شود. راه‌حل‌های تحلیلی hcrit برای یک ستون استوانه‌ای چنین است:

 

 

که در آن G مدول الاستیک، R شعاع ستون، ρ چگالی، g شتاب گرانشی زمین است، و J ≈ 1.8663 کوچک‌ترین ریشه مثبت تابع بسل نوع اول مرتبه −1/311 است.

 
یک بیان مشابه در مهندسی عمران برای محاسبه ثبات ساختمان‌ها استفاده می‌شود و بنابراین انتظار می‌‌رود که از این تعریف نیز، حداکثر ارتفاعی را که در بالاتر از آن، ستون شنی به‌دلیل بی‌ثباتی کمانش می‌شکند و می‌افتد، به‌طور جداگانه به‌دست آوریم.

 

 

 

 

     نتایج

 

 

 

 

 

با استدلال کمانش، حداکثر ارتفاع با شعاع پایه، به صورت hmax ~ R2/3 تغییر می‌کند. داده‌های تجربی برای حداکثر ارتفاع، به‌صورت تابعی از شعاع ستون نسبتاً مطلوب، با بیان نظری برای کمانش در شکل ۲ مقایسه می‌شود. توان داده‌های تجربی در توافق خوبی با تئوری است: hexp ~ R0.7±0.05.

 

خط ممتد، داده‌های نظری را بدون پارامترهای قابل تنظیم و با استفاده از  G = 0.054 a−1/3E2/3γ1/3 نشان می‌دهد، که در آن a = 100 µm, E = 30 GPa, γ = 70 mN/m  و چگالی شن ρ = 2.6 g/cm3 است. اختلافی کوچک اما سیستماتیک، بین تئوری و آزمایش وجود دارد. دلیل آن، آشفتگی‌هایی است که با حذف کردن لوله‌های پی وی سی ایجاد می‌شود تا حداکثر ارتفاع، کوچکتر از نظریه به‌دست آید.

 

 

 

شکل ۲: نقاط داده‌های تجربی و پیش‌بینی نظری از حداکثر ارتفاع ستون شنی،
به‌صورت تابعی از شعاع آن.

 

برای اینکه قادر به مقایسه کمّی حداکثر ارتفاع ستون شنی با پیش‌بینی کمانش باشیم، مدول برشی کمّی را نیاز داریم. مدلی که به‌تازگی برای استحکام دانه مرطوب معرفی شده، فرض بر آن دارد که با افزودن حجمی از مایع به دانه‌ها، بین دو حوزه یک تماس هرتزی که متعادل‌کننده خواهد بود، توسط نیروی جاذب مویرگی و پاسخ کشسانی تشکیل می‌شود.

 

وقتی دو دانه با حداقل زبری سطح جدا شوند، پایین‌تر از درصد حجم بحرانی مایع یعنی حدود 0.2٪، پلی بین دانه‌ها نمی‌تواند تشکیل شود. در درصدهای حجم بالاتر، نیروی پل به‌دلیل انحنای هلالی غالب آمده و در درصدهای حجمی حتی بالاتر، پل‌ها شروع به ادغام در کیسه‌های بزرگ‌تر مایع می‌کنند. مدول برشی ماکروسکوپی G برای مکعب ماکروسکوپی در ابعاد L حاوی مقدار زیادی از دانه‌ها، می‌تواند به‌صورت نسبت تنش و کرنش تعریف شود:

 

 

Δx / L کرنش، Fstrain/L2 تنش و ν ≈ 0.5 نسبت پواسون است. 

 

با فرض این که در سطح ذرات منفرد، نیروهای مویرگی و کشسانی برای هر جفت از دانه‌ها متعادل شده باشد و با استفاده از تماس هرتزی ساده برای تماس کشسانی دانه، می‌توان قدرت بهینه؛ G را با متوسط‌گیری روی همه جفت‌ها به‌دست آورد:

 

 

 

که در آن a شعاع دانه، E مدول یانگ برای مواد دانه‌ای و γ فشار سطحی در رابط مایع-هوا است. α ثابت تناسبی است که بیانگر مقدار قیدهای حوزه-حوزه مویرگی انفرادی است که نسبت به فشار تحمیل‌شده در سراسر جهان تغییر شکل می‌دهد.


برای محاسبه تخمینی از α، کریستال مکعبی ساده با حوزه‌های بدون اصطکاک ایجاد کردیم و متوسط α روی جهات مختلف کرنش، α ≈ 0.054 می دهد. سپس تابع f (VF) ≈ 1 را برای تعیین حداکثر استحکام گرفتیم؛ f(VFوابستگی مدول الاستیک به درصد حجم مایع، و یکتایی درصد حجم مطلوب را نشان می‌دهد.


     بررسی

 

 

 

 

این مدل، نتیجه ای بسیار دقیق برای حداکثر استحکام داربست شنی است (شکل ۳)، که محاسبه مقدار ارتفاع ستون شنی ساخته شده با پیش‌بینی مدول کشسانی را برای هر اندازه‌ای از دانه‌های شن مرطوب ممکن می‌سازد. با استفاده از مقادیری شن ساحل، استوانه ای با شعاع ۲۰ سانتی‌متر مثلا می‌تواند تا ارتفاع حدود ۵/۲ متر بالا رود، که با آنچه می‌توان برای ستون شنی واقعی مشاهده کرد، به‌خوبی مطابقت دارد. این تخمین، بهبود بسیار زیادی در مقایسه با نتایج آنالیزهای قبلی است که حداکثر ارتفاع ستون شنی را تقریباً ۲۰ سانتی‌متر و به‌طور مستقل از قطر پایه می‌دهد. برای ستون شنی استوانه‌ای، استفاده از استحکام مطلوب در استدلال کمانش، به یک نظریه کمّی برای ثبات ستون شنی رسید که با اندازه‌گیری‌ها مطابقت دارد. (شکل ۲)

 

 

 

شکل 3: مدول برشی الاستیک در مقابل کسر حجمی آب
(دایره‌ها: اندازه‌گیری تجربی –  نقطه چین: پیش‌بینی نظری برای استحکام مطلوب از معادله ۳)


آیا می‌توان این بینش جدید را برای ساخت ستون شنی بلندتر به‌کار برد؟ از hmax می‌بینیم که علاوه بر قطر ستون شنی، نیرومندترین قدرت به α/ρg وابسته است. 
ما نمی توانیم g را تغییر دهیم، اما α می تواند با فشرده سازی افزایش یابد، که همیشه توسط سازندگان ستون شنی انجام شده است. همچنین می توان چگالی موثر، ρ، ستون شنی را با غوطه وری آن در زیر آب کاهش داد. این کار اگرچه در شن طبیعی، پل مایع بین دانه ها و در نتیجه استحکام مواد را از بین خواهد برد. با این حال، اگر شن و ماسه آبگریز استفاده شود نقش آب و هوا بطورکامل عوض می شود.
 
در این حالت هوا، دانه را «مرطوب» می کند و ما به سادگی می توانیم آب و هوا را جا به جا کنیم. از آنجا که نیروی گرانش بین دانه ها، مقداری ثابت است، نیروی پل تغییر نمی کند اما چگالی موثر شن فشرده، زمانی که در آب غوطه‌ور شود از 1.6 g/cm3 
به   0.6 g/cm3 کاهش می‌یابد.

این تدبیر، ساخت ستون های شنی را  در زیر آب ممکن می سازد، که حتی تماشایی تر از نمونه های عادی است (شکل ۴).

 

 

شکل 4 : ستون شنی زیر آب.


با استفاده از شن آبگریز تجاری، ساخت قلعه شنی در زیر آب ممکن می شود. از آنجا که نیروی گرانش بین دانه ها ثابت باقی مانده، ولی وزن موثر ستون شنی با عاملی از 3 کاهش می یابد، قلعه هایی تماشایی تر در زیر آب نسبت به روی آب ساخته می شود. عناصر مختلف این قلعه شنی، زیر آب اشباع شده با هوای بینابینی قالب می گیرد. پس از قالب گیری، و مکیدن هوای خارجی عوامل کاهش دهنده با سرنگ، درصد حجمی «مایع» به منظور افزایش استحکام مواد و پیش از حرکت ساده آنها به محل با دست، از حدود ۴۰ درصد به حدود ۱۰ درصد کاهش یافت.

 

این نتایج برای مهندسی عمران و مکانیک خاک، و همچنین برای داشتن درک بهتری از مواد دارای دانه های ریز و تا حدی اشباع شده برخوردار است. علاوه بر آن، حداکثر ارتفاع را توضیح داده و دستور العملی برای علاقه‌مندان به ساخت قلعه شنی ایده آل فراهم می کند.


 

     مواد و روش‌ها

 

 

 

 

 

 

 

در بررسی این آزمایش، شن ساحل با شعاع متوسط ۱۰۰ میکرومتر، با مقدار کمی آب مقطر مخلوط شد. استوانه ی شنی، با استفاده از لوله های پی وی سی ضدرطوبت، از قطر های مختلف بریده شده و در بیش از نصف طول لوله ساخته شد. دو نیمه، جمع می شوند و شن مرطوب در لوله ایستاده به صورت عمودی بر روی یک سطح قرار می گیرد.

شن و ماسه مرطوب درون بخش های کوچک لوله ریخته شده و توسط انداختن یک ضربه زننده داخل لوله و حداقل ۷۰ بار، فشرده شد. این فرایند مجددا تکرار شد تا زمانی که لوله با شن تا یک ارتفاع مشخص پر شده بود. سپس با دقت، دو نیمه لوله ی استوانه ای برداشته شد و اگر ستون شن پایدار بود، آزمایش جدید، پر کردن لوله ای با ارتفاع بزرگتر بود، تا زمانی که ستون سقوط کرد. چندین آزمایش در هر بار پر کردن ارتفاع و برای اطمینان از تکرارپذیری نتایج انجام شد.

شکل ۱ ، دو ستون شنی با ارتفاع ۲۷ سانتی متر و ۶۰ سانتی‌متر را با قطر ۲ سانتی‌متر و ۷ سانتی‌متر نشان می دهد. این روش برای ۸ لوله با قطرهای  در محدوده بین ۵/۰و ۵/۷ سانتی‌متر پیگیری شد.

 

 

 

 

شکل ۱ : ستون شنی با قطر  ۲ سانتی‌متر و ۷ سانتی‌متر

زمان آخرین مطلب این کاربر: 7ساعت و 59دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 17:58
امین بنی فاطمه ( تعداد مطالب : 0 ) ( تعداد نظرات : 0 )

 

 

 

 

 

اخیراً به نظر می‌رسد که دنیای تحقیقات به سرعت در حال عملی کردن پاسخ های ممکن به این سوال هستند: «اگر می‌توانستی چه ابر نیرویی را انتخاب می‌کردی؟» برای کسانی که به نامرئی شدن علاقه‌مند هستند، مهندسان ماده عجیبی را اختراع

کرده‌اند که قادر است تمام نور جسم را به گونه‌ای خم کند که جسم از دید خارج شود. برای کسانی که به تله‌پاتی (telepathy) علاقه‌مند هستند، متخصصین اعصاب بر روی روش‌هایی کار می‌کنند که امواج مغز شخص را خوانده و به مغز شخص دیگری منتقل می‌کند.

 

 

 

 Alex Kuzmich"s quantum information system.

Gary Meek/Georgia Tech

 

شاید یکی از غیرعادی‌ترین ابرنیروها دورنوردی باشد، توانایی رسیدن به مکانی بدون طی مسیر آن. تصور کنید که قادر باشید در اتاق خود از حالت ماده خارج شوید و لحظه‌ای بعد در ونیز یا جنگل های آمازون و یا در حلقه‌های زحل (البته با لباس فضایی

 

مناسب) ظاهر شوید. این ایده به قدری اغوا کننده می‌باشد که از ابتدای تاریخ فیلم‌های علمی تخیلی از جمله پیشتازان فضا و Doctor Who یک نقطه اتکا برای این داستان‌ها بوده است، هر چند این کار از دید عقل سلیم انجام نشدنی به نظر می رسد.



 

 خوشبختانه مقاله‌ای مربوط به سال 1993 با تیتر "Teleporting an Unknown Quantum State Via Dual Classical and Einstein-Podolsky-Rosen Channels." نشان داد عقل سلیم تعیین کننده‌ی قوانین فیزیک کوانتوم نیست. در این مقاله تیمی به رهبری چارلز بنت از مرکز تحقیقات تی.جی واتسون شرکت IBM نشان دادند که چگونه می توان دو ذره را از روشی مشخص به هم پیوند داد و حتی در فواصل زیاد به هم متصل نگه داشت. 

 

این پیوند که در هم تنیدگی کوانتومی نامیده می شود قدرت قابل توجهی دارد. این پیوند به شخصی که یکی از ذرات را نگه داشته است اجازه می دهد اطلاعات - "حالت کوانتومی نامشخص" در تیتر مقاله – را برای شخصی که ذره‌ی دیگر را در اختیار دارد بدون هیچ تأخیری ارسال کند. به دلیل وجود این پیوند عجیب کوانتومی اطلاعات بدون این که به شکل فیزیکی بین آنها رد و بدل شود از یک شخص برای دیگران ارسال می شود. اطلاعات بدون طی مسیر به مقصد می رسد. 
جا به جا کردن اطلاعات از یک ذره به ذره دیگر شاید مشابه با اتفاقی که در فیلم پیشتازان فضا می‌افتد نباشد اما از لحاظ بنیادی آنها دو نسخه از یک فرآیند یکسان می باشند. هر اتم بدن کاپیتان کِرک (از شخصیت‌های پیشتازان فضا) مجموعه ای از اطلاعات می‌باشد (نوع اتم، مکان، حالت انرژی و غیره) بنابراین کاپیتان در کُل مجموعه‌ای بزرگ از آن اطلاعات می باشد. با جابه‌جا کردن اطلاعات مربوطه به سطح یک سیاره دیگر می توان کاپیتان را دقیقاً به همان شکلی که در سفینه بوده است بازسازی کرد.

 


 


فناوری دورنوردی از سال 1993 به سرعت پیشرفت کرده و هم اکنون در آزمایشگاه‌ها تست می‌شود. اما همانطور که خدمه سفینه فضایی Enterprise در فیلم پیشتازان فضا مرتباً متوجه شدند، درست انجام دادن دورنوردی انسان سخت و غلط انجام دادن آن آسان می‌باشد. شاید راه های بهتر و ساده‌تری برای کسب این اَبَرنیرو وجود داشته باشد.


کامپیوتر کوانتومی

حتی شکل‌های محدود دورنوردی نیز بسیار مهم هستند. فیزیکدانان به سختی در تلاش هستند تا یک کامپیوتر کوانتومی بسازند که در آن به جای ترانزیستور اطلاعات توسط اتم‌ها یا ذرات پردازش شود. چنین کامپیوتری می‌تواند پردازشگرهای رایج را تا حد چشمگیری در محاسبات خاصی چون شکستن کُد و حل معادلات پیچیده ارتقا دهد.

جالب‌تر این که یک کامپیوتر کوانتومی می تواند به اولین شبیه سازی واقعی از پدیده‌های کوانتومی منتهی شود. زیست شناسی، شیمی و فناوری نانو همه اساساً در سطح کوانتوم عمل می کنند. توانایی درک این فرایندها با استفاده از مفاهیم خودشان می‌تواند جهش بزرگی باشد.

 
دورنوردی کلید دستیابی به فناوری محاسبات کوانتومی است زیرا به شما اجازه می‌دهد اطلاعاتی را که کامپیوتر تولید کرده، بدون ایجاد اختلال در باقی سیستم از آن خارج کنید. بدون دورنوردی چنین کاری ممکن نخواهد بود. سال گذشته، تیمی به رهبری آلکس کازمیچ در دانشگاه صنعتی گرجستان شکلی عملی از دورنوردی اطلاعات را از طریق درگیری اتم ها و فوتون‌های (ذرات نور) کامپیوتر نشان دادند. زمانی که بتوانید این کار را انجام دهید پس خواهید توانست با استفاده از این پیوند کوانتومی داده‌ها را از کامپیوتر خود خارج کنید و به هر جا که نیاز دارید بفرستید.
و زمانی که شما بتوانید یک کامپیوتر کوانتومی بسازید چیزهای ممکن بیشتر خواهد شد. کازمیچ و دیگران یک شبکه کوانتوم را در نظر دارند که چندین کامپیوتر را به هم متصل می‌کند و ارتباطاتی با سرعت بسیار بالا بین آنها برقرار می‌کند. اگر فکر می‌کنید این ایده آشناست، درست حدس زده‌اید، این نسخه‌ی کوانتومی اینترنت است.
اولین دلیل برای وارد شدن به این مسیر امنیت است. کار کردن با ذرات متصل به هم دقت بالایی لازم دارد که همین امر آن را به شکل فوق العاده‌ای خصوصی می‌کند. اگر کسی سعی کند پیامی را استراق سمع کند این عمل کل فرآیند دورنوردی را مختل می کند. بنابراین هر پیامی که از طریق اینترنت کوانتومی فرستاده می‌شود کاملاً ایمن خواهد بود.


ولی ما چطور؟

اگر شما هم شبیه من باشید دوست دارید در مورد اشکال نامحدود دورنوردی بدانید، شکلی که در آن انسان را از مکانی به مکان دیگر ببرد. اجازه دهید با دو فرض فلسفی و فنی اشتیاق شما را بیشتر کنم.
اولاً برای خارج کردن تمام اطلاعات از بدن کاپیتان کرک (یا بدن شما) دانستن حالت فیزیکی تمام اتم‌ها لازم است که این خود مستلزم به انجام تجزیه‌ی کامل است. هر بار که کاپیتان کرک درون دستگاه انتقال‌دهنده قدم می‌گذارد، مرتکب خودکشی می‌شود و سپس مجدداً در جای دیگر متولد می‌شود. دوماً میزان اطلاعاتی که برای بازسازی او نیاز است بسیار زیاد است - در حدود ۴.۵*۱۰۴۲  بیت، که در قسمتی از یک پروژه فیزیکی سرگرم کننده در دانشگاه Leicester محاسبه شد -
کسی نمی‌داند چگونه می‌توان این حجم عظیم از اطلاعات را جمع کرد و انتقال داد. همچنین به خاطر داشته باشید که کوچکترین اختلال باعث از بین رفتن اتصال کوانتومی می‌شود. فرآیند جمع کردن مجدد اتم‌های شما ترتیب اطلاعات را به هم خواهد زد. در این مرحله، این عمل خودکشی خواهد بود چرا که تولد مجددی در مقصد به دنبال نخواهد داشت.
با این حال اگر تعریف را کمی تغییر دهید شرایط دورنوردی خیلی ایمن‌تر خواهد شد. مغز انسان قادر است خود را بیرون از بدن و درون اشیا یا فضاهای مجازی تجسم کند. سازمان فضایی آمریکا (NASA) در حال استفاده از این قابلیت در پروژه‌ی Human Exploration Telerobotics است، پروژه‌ای که در آن فضانوردان ربات‌هایی را در جاهایی که خطرناک یا غیر قابل دسترس هستند می‌برند. به زودی یک فضانورد مکانیکی قدم به خارج از ایستگاه فضایی بین المللی خواهد گذاشت. در آینده‌ی نزدیک، شاید شما بتوانید با استفاده از یک مریخ نورد یا دست مکانیکی که شهاب سنگی را لمس می کند، اکتشافات فضایی را تجربه کنید.

 

 

 
 


اگر این مثال برایتان جالب نیست، یک ماشین فکس DNA چطور؟ یک استاد بایوتکنولوژی به نام کرگ ونتر پیشنهاد داده است که اگر زندگی میکروسکوپی در مریخ یافت شود، ما می‌توانیم همان‌جا ترتیب ژن‌های آنها را شناسایی کنیم و اطلاعات را به زمین منتقل  کنیم تا آن‌ها را روی زمین بازسازی کنیم. ونتر اشاره می کند که در اصل این فرآیند می تواند به شکل دیگری نیز پیش برود: فرستادن DNA انسان همراه با یک محفظه مناسب جهت رشد و نمو انسان به سیاره ای دور تا انسان ها در آن سوی دیگر مجدداً سنتز شوند.

 


الگوی DNA


با این حال شبیه سازی هم نمی تواند فانتزی ابر نیروی دورنوردی را به طور کامل محقق کند. چیزی که در اصل می خواهید یک انتقال ذهن کامل به همزادتان در دور دست ها می باشد، تا شما بتوانید واقعاً آنجا باشید. این امر شاید مشکل دور نوردی را از تقریباً ناممکن به خیلی مشکل کاهش دهد. با این حال هنوز هم مشکل حجم بسیار زیاد اطلاعات موجود در مغز باقی مانده است. اما اگر قبول داشته باشید که اطلاعات تنها چیزی است که ذهن را تعریف می کند، این عمل امکان پذیر خواهد شد و دیگر نیاز نخواهد بود تا اتم‌ها را به دقت در جاهای درست خود قرار دهید.
تمام این احتمالات یک چیز مشترک داشتند. صرف نظر از اینکه به خود به عنوان توده ای از اتم‌ها، ترتیبی از DNA، یک سری از ورودی‌های حسی یا یک فایل کامپیوتری نگاه کنید، در تمام این تفسیرها شما چیزی نیستید به جز مجموعه ای از داده‌ها. طبق اصل یگانگی (Unitarity) اطلاعات کوانتومی هرگز از بین نمی روند. این دو جمله را کنار هم بگذارید، نتیجه این خواهد شد: در بنیادی‌ترین سطح ، قوانین فیزیک می‌گوید که شما ابدی هستید.
جاودانگی و ابدی بودن هم به نظر اَبَرنیروی جالبی خواهد بود.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 7ساعت و 59دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 17:56
mkh5812 ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

سلام

روزتون بخیر

طاعات و عباداتتون قبول

امروز آموزش ساخت یک گلدان زیبا و جالب

با استفادهاز لاستیک های کهنه و فرسوده خوردو را داریم

که بسیار هم آسان و ارزان است


برای ساخت این گلدان ها نیاز به :

یک ماژیک رنگ روشن

اره برقی دستی

یک حلقه لاستیک فرسوده

و کمی رنگ روغن و قلمو دارید

 

آموزش ساخت گلدان با اسفاده از لاستیک های فرسوده

موفق باشید

زمان آخرین مطلب این کاربر: 10ساعت و 29دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 15:28
mkh5812 ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

سلام

روزتون بخیر

طاعات و عباداتتون قبول

امروز آموزش ساخت یک گلدان زیبا و جالب

با استفادهاز لاستیک های کهنه و فرسوده خوردو را داریم

که بسیار هم آسان و ارزان است


برای ساخت این گلدان ها نیاز به :

یک ماژیک رنگ روشن

اره برقی دستی

یک حلقه لاستیک فرسوده

و کمی رنگ روغن و قلمو دارید

 

آموزش ساخت گلدان با اسفاده از لاستیک های فرسوده

موفق باشید

زمان آخرین مطلب این کاربر: 10ساعت و 29دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 15:26
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1186 ) ( تعداد نظرات : 1035 )

گرکه حق نشاختتی  شیطان  شودهمدم به را

مــــی نماید دوستــــی  از دوســـتان حق جدا

لانه می سازد میان سینه ات با فخــــر و ناز

دورکن با ذکر حق شیطان  زکیدش شو رها

فی البداهه: منصور مقدم 11/4/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 13ساعت و 32دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 12:25
alghadirit ( تعداد مطالب : 3 ) ( تعداد نظرات : 0 )

 کامپیوتر الغدیر- جدیدترین رده بندی CPUها در جولای سال 2015

حالا بهتر انتخاب کنید , آنچه مورد نیاز شماست 

هرآنچه که مورد نیاز شماست

      یک بار دیگر همه مدل های پردازنده ها, از جدیدترین ها تا بعضی مدل های قدیمی را در برنامه نرم افزاری Cinebench R10 در حالت پردازش چند هسته ای مورد بررسی قرار دادیم  تا بیشترین گزینه های مقایسه را برای شما فراهم کنیم. این مقایسه از بین همه پردازنده های موجود در بازار صورت گرفته و بازه ی کاملی از مقایسه را در اختیارتان قرار می دهد. این مقایسه در فضایی برابر برای همه . . . 

ادامه مطلب 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 13ساعت و 36دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 12:21
رامین الهامی ( تعداد مطالب : 17147 ) ( تعداد نظرات : 2129 )

 

ابراهیم بن مالک در کنار بازمانده جنایتکاران کربلا که زیر پرچم مصعب گرد آمده بودند با آنها در یک جبهه قرار گرفت...متاسفانه یکی از فرزندان امیرالمومنین(ع) به نام عمر که توسط حضرت عاق شد، به مصعب پیوست....یکی از وقایعی که در سریال مختارنامه مطابق منابع تاریخی به تصویر کشیده نشد، نحوه شهادت مختار بود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
دکتر محمد حسین رجبی (دوانی) معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین(ع) و کارشناس تاریخ اسلام در گفتگویی که به بهانه سالگرد شهادت مختار(چهاردهم رمضان سال 68 هجرت) صورت گرفت به این اتهامات پاسخ گفت؛ همراه ما باشید:


یکی از اتهام هایی که به شخصیت مختار وارد شده این است که او مسلم بن عقیل را در قیام تنها گذاشت و مسلم را یاری نکرد؛ همچنین در یاری کردن امام حسین(ع) در حادثه کربلا، در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟


طبق صریح تاریخ، ایشان به دستور مسلم برای این مأموریت به بیرون از کوفه آمده بود منتها در غیاب مختار عبیدا... زیاد وارد کوفه شد و با رعب و وحشتی که ایجاد کرد مکان آشکار مسلم -که خانه مختار بود- برای او مکشوف شد، بنابراین مسلم مجبور شد که این مکان آشکار را رها کند و به مکانی مخفی برود که خانه هانی بود و همان طور که می دانید عبیدا... بن زیاد از طریق جاسوس خود مخفیگاه مسلم را کشف و برای دستگیری او هانی را احضار کرد.


هانی در خطر مرگ بود که مسلم بن عقیل بناچار قیام کرد، حال آنکه با مختار قرار قیام را نگذاشته بود و مختار هم بی خبر از اینکه چه حوادثی در کوفه رخ داده به این مأموریت رفته بود. در تاریخ آمده که مختار داشت با گروهی از عشایر که بیعت آنها را گرفته بود به طرف کوفه می آمد که در نزدیکی کوفه خبر قیام غیر مترقبه مسلم و شکست قیام و شهادت ایشان را شنید که اتفاقاً افرادی که با او آمده بودند تا به مسلم بپیوندند، وقتی از تسلط عبیدا... زیاد بر کوفه و شهادت مسلم آگاه شدند، مختار را رها کردند و گریختند و برگشتند.


مختار از طرف عبیدا... بن زیاد تحت تعقیب قرار گرفت و مجازات مرگ او را تهدید می کرد با این همه او وارد کوفه شد تا بتواند مسیر مسلم را به نوعی پی بگیرد و دستگیر و به زندان افکنده شد؛ در این فاصله حضرت أبا عبدا...(ع) به کربلا رسیدند و فاجعه عاشورا اتفاق افتاد، حا آنکه مختار در زندان عبیدا... بود، بدین ترتیب ما نمی توانیم نسبت به عدم همراهی مختار با قیام امام حسین(ع) او را مسؤول بدانیم.


مختار چرا با توابین هم پیمان نشد، اهداف آنها که تقریباً یکی بود؟


توابین که فقط در صدد جبران کوتاهی خود درهمراهی نکردن امام حسین(ع) بودند، چون موقعیت آنها با مختار فرق داشت، آنها آزاد بودند و به یاری امام حسین(ع) نرفتند و ترسیدند، بنابراین خود را سرزنش می کردند اما مختار در بند بود و نمی توانست به یاری امام حسین(ع) بشتابد. توابین جوی را ایجاد کرده و عده زیادی از مردم کوفه را تحت تأثیر قرار داده بودند، دراین هنگام بود که مختار پیشنهاد کرد که با همدیگر یکپارچه عمل کنیم، منتها آنها با هم به توافق نرسیدند، توابین قیام کردند و قیام آنها شکست خورد و بازمانده توابین به مختار پیوستند.


چرا در ابتدای حکومت مختار به قاتلان کربلا مانند عمر سعد امان داد و با دیگران هم مدارا داشت؟


حمله یکباره مختار بر عاملان واقعه کربلا که از اشراف کوفه بودند با مقاومت یکپارچه آنها روبه رو می شد، بنابراین مختار به دنبال فرصتی می گشت که آنان سرکشی پیشه کنند و این سرکشی را بهانه برای انتقام از جنایتشان قرار دهد و آنها هم به سبب اینکه مختار توجه زیادی به ایرانی های مسلمان کرده بود و در حقیقت حکومت خود را با یاری ایرانی های مسلمان که از دید اشراف کوفه شهروندان درجه 2 و 3 محسوب می شدند قرار داده بود، از این جهت از او رنجیدند و هنگامی که او ابراهیم بن مالک اشتر را به عنوان فرمانده سپاه برای مقابله با بنی امیه اعزام کرده بود، از خلاء حضور ابراهیم در کوفه استفاده کردند و شورشی را پدید آوردند و حتی نیمی از کوفه را گرفتند و قصد داشتند که کاملاً دولت تازه به قدرت رسیده مختار را براندازند که مختار با زیرکی آنها را مشغول و پیکی برای ابراهیم بن مالک فرستاد و با بازگشت او به کشتار جنایتکاران پرداخت.


فرماندهی و رهبری این شورش را شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعی بر عهده داشتند. شورش شکست خورد این دو فراری شدند و مختار که بر کوفه غلبه کامل پیدا کرده از این فرصت استفاده کرد و جنایتکاران کربلا را به سزای اعمالشان رساند، بنابراین انتقادی که بعضی به مختار مطرح می کنند که چرا از همان آغاز تسلط بر کوفه به قصاص جنایتکاران کربلا نپرداخت و حتی به برخی از آنها مانند عمر سعد امان داده بود، پاسخ داده می شود.


این کارها تدبیر حکومتی بود و اقتضا می کرد اول به اینها کاری نداشته باشد که اینها را به موضع نیندازد و در برابر او قد علم نکنند، اما همین که فرصت مناسبی پدید آمد به مقابله با آنها بپردازد و آنها را نابود بکند و به همین شکل اتفاق هم افتاد. بدین ترتیب هدف اصلی قیام مختار که قصاص جنایتکاران کربلا تا حد زیادی عملی شده بود با قتل عمر سعد و عوامل برجسته جنایت کربلا و همین طور هلاکت عبیدا... بن زیاد در جنگ با ابراهیم بن مالک به طور کامل محقق شد.


چرا مختار سعی نکرد که حکومت را به اهل بیت(ع) بسپارد؟


مختار درباره قیام و واگذاری خلافت به اهل بیت با آنان مکاتبه ای داشت، حداقل چیزی که در تاریخ ثبت شده با محمد حنفیه مکاتبه ای داشته که البته پاسخی که ایشان داده یا نظر خود ایشان بوده یا از امام سجاد(ع) کسب تکلیف کرده مشخص نیست، اما پاسخ از جانب خاندان امیرالمؤمنین(ع) این بود که ما به این شیوه حکومت را نمی خواهیم، یعنی حکومتی که از طریق قدرت و غلبه نظامی حاصل شده باشد و مردم از ترس و رعب این حاکمیت را پذیرفته باشند، برای ائمه(ع) موضوعیت نداشت، آنها می خواستند مردم با فهم و بصیرت به طرفشان روی بیاورند و آنها را به عنوان رهبران الهی بشناسند و به عنوان وظیفه شرعی اطاعت کنند، بنابراین مختار با برداشت خود فکر می کرد که از طریق قدرت نظامی می تواند حکومت را به ائمه(ع) واگذار کند. متأسفانه از طرف دیگر دو قدرت شوم بنی زبیر و بنی امیه هر کدام از یک طرف دولت نوبنیاد مختار را تهدید کردند.


چه اتفاقی افتاد که حکومت مختار در مدت کوتاهی از بین رفت؟

بروز اختلاف در دستگاه مختار و مسأله دار شدن ابراهیم بن مالک نسبت به مختار، دعوای عرب و عجم در سپاه مختار و ضربه ای که یکی از فرماندهان عرب مختار از روی جهل به ایرانی های مسلمان سپاه مختار وارد کرد دست به دست هم داد و این دولتی که با هدف مقدسی کار خود را آغاز کرده بود در جنگ با مصعب بن زبیر شکست بخورد و ابراهیم بن مالک اشتر که دوست داشت از اقتدار مختار کاسته شود، متأسفانه به یاری او نیامد و در مدت چهار ماهی که مختار در دارالعماره کوفه محاصره بود به یاری او نشتابید و اجازه داد که دشمن بر مختار غلبه پیدا کند و بدین ترتیب با شهادت مختار دولت او هم بعد از مدت هجده ماه به پایان رسید و مختار در چهارده رمضان در حالی که مریض هم بود با زبان تشنه به شهادت رسید.


افرادی که عافیت طلبی پیشه کرده بودند و به سبب بروز اختلافات در اواخر مختار را اطاعت و یاری نکردند و تصور می کردند جان و موقعیت خود را حفظ می کنند، اما بلافاصله بعد از غلبه دشمن بر دارالعماره همه را با وجود دادن امان با ناجوانمردی هرچه تمام تر قتل عام کردند و یکی از بزرگ ترین ناجوانمردی های تاریخ و تاریخ اسلام را رقم زدند.


 

در مختارنامه به مصعب بن زبیر هم پرداخته شد، در تاریخ مصعب چگونه شخصیتی است؟

 

مصعب سردار عبدا... زبیر است که با شخص مختار دشمنی دارد. در مجموع شخصیت مثبتی نیست زیرا جنایتکاران کربلا از جمله شبث بن ربعی، محمدبن اشعث و گروه دیگری از این افراد مفسد و جنایتکار را پناه داده بود؛ شمر هم می خواست به او ملحق شود و او هم قصد پذیرایی از شمر را داشت، ولی نیروهای مختار از جمله ابوعمره کیسان (مشهور به کیان) از راه رسیدند و نگذاشتند شمر به بصره و مصعب ملحق شود و او را کشتند.

 

لذا می توان گفت مصعب بن زبیر به دلیل موقعیتی که دارد و بعد هم جنایتی که در نبرد با مختار انجام داد، دارای شخصیتی منفی اس.در این که جنایتکاران کربلا زیر پرچم مصعب جمع شدند، شکی نیست. حتی متاسفانه یکی از فرزندان امیرالمومنین(ع) به نام عمر که توسط حضرت عاق شد، به مصعب پیوست. او ابتدا وقتی دید مختار به حکومت دست یافته است، خواست از موقعیت خود و این که پسر امیرالمومنین(ع) است، سوءاستفاده کند اما مختار حضورش را نپذیرفت زیرا او در واقعه کربلا به کمک برادرش نرفته بود. از این رو عمر هم به مصعب پیوست و همراه او به جنگ با مختار آمد. البته او قبل از این که با نیروهای مختار رو به رو شود شبانه در خیمه خودش کشته شد و مصعب نتوانست از حضور او سوء استفاده کند.

 

از نحوه شهادت مختار برایمان بگویید

 

یکی از وقایعی که در سریال مختارنامه مطابق منابع تاریخی به تصویر کشیده نشد، نحوه شهادت مختار بود. دست اندرکاران مختارنامه برای دراماتیک کردن قصه و جذابیت و تاثیرگذاری آن، تغییراتی را در روایت نحوه شهادت مختار دادند. به نظر من آن چه در مختارنامه درباره شهادت مختار مطرح شد، بد نبود و اتفاقا تاثیرگذار بود و مخاطب را تحت تاثیر قرار داد. خود من واقعا تحت تاثیر آن صحنه ها قرار گرفتم که چگونه مختار در اثر تیرهای بسیاری که به سوی او پرتاب شد از پا در آمد. او خود را داخل مسجد کوفه کشاند و در نزدیکی محراب و منبر حضرت علی(ع) و به نوعی به یاد او به شهادت رسید. این صحنه ها زیبا بود، اما مطابق منابع تاریخی نبود.

 

در تاریخ آمده است که مختار پس از عقب نشینی به سوی شهر کوفه، در دارالاماره کوفه محاصره شد. او در این مدت چندین بار از دارالاماره خارج شد و با دشمن جنگید و اگر یارانش او را یاری می کردند، امکان پیروزی مختار و غلبه اش بر دشمن بسیار بود. ولی متاسفانه به دلیل ایجاد شکاف و اختلافی که در سپاه او افتاده بود و سرداران نامی و مورد اعتمادش مانند ابو عمره کیسان (کیان) و عبدا...بن کامل از دست رفته بودند، این حوادث باعث تزلزل در سپاه مختار شده بود.

 

طبق نقل طبری - البته گاهی به برخی نقل های طبری باید با تامل نگاه کرد - ایرانی های سپاه مختار هم پس از آن شکست در حرورا به او مشکوک شدند و به فارسی می  گفتند مختار این بار دروغ گفت. چون مختار به آن ها گفته بود شما لشکریان خدا هستید و پیروز می شوید، لذا وقتی لشکر شکست خورد آن ها نسبت به او بدبین شدند. به همین دلیل هنگامی که مختار در دارالاماره کوفه محاصره شد، سپاهیان او حتی ایرانی ها که اکثریت سپاهش بودند از وی اطاعت نکردند و تحت فرمان او نبودند. به هر حال، نبود ابوعمره کیسان مشهور به کیان ایرانی در این جا به وضوح به چشم می خورد، او در جنگ مزار به شهادت رسیده بود.به دلیل همراهی نکردن سپاه، آن چند باری که مختار از دارالاماره بیرون آمد، عده محدودی همراهش بودند حتی یک بار که بیرون آمده بود موفق شد محاصره کنندگان را تا مساحت طولانی به بیرون براند و حدود ۱۰۰ نفر را به هلاکت برساند؛ حتی یکی از پهلوانان نامی را به دست خودش از پای در آورد.اما چون نیروهای او کم و شمار دشمن زیاد بود، مختار عقب نشینی کرد. در آخرین بار او به نیروهایش هشدار داد که بیرون نیامدن شما و تسلیم شدن در مقابل دشمن، جان شما را حفظ نمی کند، چرا که آن ها به شما به چشم قاتلان بزرگان خود نگاه می کنند و به شما رحم نخواهند کرد، اما اگر همراه من بیرون بیایید، من امید غلبه بر آن ها را دارم. اگر هم پیروز نشویم حداقل شرافتمندانه کشته خواهیم شد. اما جز ۱۹ نفر کسی از او اطاعت نکرد و هنگامی هم که بیرون آمد، همان طور که در مختارنامه نمایش داده شد، رو به سپاهیانش کرد و گفت: فردا پس از من همه شما را همچون گوسفند سر خواهند برید. مختار بیرون آمد، مردانه هم جنگید و شهید شد و آن ۱۹ نفر همراه مختار هم مثل او به شهادت رسیدند.

 

بر اساس منابع تاریخی دقیقا مختار به چه صورت به شهادت می رسد؟

 

در تاریخ آمده است مختار در حالی که سوار بر اسب بود، مردانه می جنگید اما از هر سو او را محاصره کرده بودند. دو برادر از قبیله بنی حنیفه به نام های طرفه و طریف، او را غافلگیر کردند و مورد حمله قرار دادند و ضربات سخت و کاری بر مختار وارد کردند. در اثر این ضربات او از اسب بر زمین افتاد و نیروهای دشمن هجوم آوردند و سر مختار را بریدند و برای مصعب بن زبیر فرستادند.


 

 

قبر مختار کجاست؟

 

قبر ایشان در شهر کوفه و در جوار بارگاه طفلان مسلم و هانی قرار دارد تا قبل از ساخت و پخش سریال مختارنامه، زائران عتبات عالیات که به کوفه می رفتند سر قبر هانی و طفلان مسلم می رفتند ولی تقریبا کسی سراغی از مختار نمی گرفت. ولی الان که مردم تا حدی با مختار آشنا شده اند و به نوعی ایشان از غربت درآمده است، خیلی ها به زیارت قبر این مرد بزرگ تاریخ اسلام می روند. حتی ضریح ایشان بازسازی شده است و زائران ایرانی و غیرایرانی زائر او می شوند.

 

 

 

در طول تاریخ قبر مختار مورد توجه بوده است؟

 

به نظر من همین که برای مختار قبر و بارگاهی ساخته شده است، نشان می دهد که این مرد بزرگ که به خونخواهی امام حسین(ع) برخاست مورد توجه شیعه بوده است ولی نه آن چنان که شایسته مختار بوده است.از برکات سریال مختارنامه این بود که قبر مختار مورد توجه زائران واقع شده است و ایشان مورد احترام و تجلیل قرار می گیرد.

 

پس از شهادت مختار برای او مراسمی هم توسط شیعیان برگزار شد؟

 

اولا برگزاری مراسم ترحیم در آن زمان حتی برای ائمه اطهار (ع) به استثنای امام حسین(ع) مرسوم نبوده است.ثانیا زبیری ها آن قدر نسبت به مختار کینه و بغض داشتند که وقتی او به شهادت رسید، دستور دادند که دست های او را ببرند و با میخ بر بالای منبر مسجد کوفه نصب کنند که تا ۷ سال دست های مختار بر فراز منبر مسجد کوفه آویخته بود. ملاحظه این که دست های او خون آلود است و خون نجس است و نباید وارد مسجد شود و... را هم نکردند؛ یعنی این قدر اصول شرعی زیر پا گذاشته می شد . دست های مختار تا زمان قدرت گرفتن حجاج بن یوسف ثقفی آن خونخوار مشهور هم چنان آویزان بود در سال ۷۵ هجری او به نشان این که هم قبیله مختار ثقفی است ، دستور داد دست های مختار را پایین آوردند.

 

من واقعاً پیشنهاد می کنم در کشور ما به عنوان یک کشور شیعی توجه بیشتری به مختار نشان داده شود و در تقویم کشور سالروز شهادت این مرد بزرگ به ثبت برسد تا هر سال یاد و خاطره مختار توسط شیعیان گرامی داشته شود.

 

یکی از افراد دیگری که طبق شواهد تاریخی با مصعب همراه شد ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی است که در گفت وگوی قبلی که با شما داشتیم، اشاره شد که ابراهیم بر خلاف آن چه مختارنامه نمایش می دهد، دچار بی بصیرتی شد و مختار را رها کرد و به سپاه مصعب پیوست؟

 

در سریال چهره ابراهیم خیلی مثبت نمایش داده شد. شاید اگر من هم به جای کارگردان بودم، همین کار را می کردم چون بالاخره او پسر شخصیت بزرگی در جهان تشیع است که سردار امام علی (ع) بوده و آن حضرت وقتی مالک به شهادت رسید، در شهادت مالک بی تابی می کردند و فرمودند: جایگاه مالک برای من مانند جایگاه من برای پیامبر(ص) بود. بیننده از پسر چنین شخصیتی انتظار ندارد که دچار بی بصیرتی شود، خیانت کند و عملکرد اشتباهی داشته باشد. به همین دلیل این موارد در فیلم نیامد.حتی مطرح شد که او سابقه دوستی با حضرت عباس(ع) را داشته و یار آن حضرت بوده است. درحالی که در این باره در تاریخ چیزی نقل نشده است.ضمن این که در سریال این طور مطرح شد که او قصد یاری مختار را داشت ولی خیانت ها و شیطنت هایی اجازه نداد که مکاتبات بین مختار و ابراهیم به درستی انجام شود. لذا در اثر تعللی که صورت گرفت ابراهیم نتوانست به یاری مختار بیاید، درحالی که این طور نیست. از مسلمات تاریخ این است که در آن ۴ماهی که مختار در دارالاماره کوفه محاصره بود، ابراهیم فرصت کافی داشت که به کمک او بشتابد. او اگر همچنان اعتقاد به بقای قیام مختار و حقانیت راه او داشت باید خود را به او می رساند ولی این کار را نکرد.

 

وقتی مصعب بن زبیر و عبدالملک مروانی خلیفه اموی بعد از شهادت مختار برای همکاری از ابراهیم دعوت کردند اگر او به حقیقت صاحب بصیرت بود و هدف مقدسی داشت، باید می فهمید که این دو فاسد و در جبهه باطل هستند، ولی او در دو راهی انتخاب این دو نفر ماند و سرانجام پیشنهاد مصعب را پذیرفت و به قاتل مختار پیوست. این امر به گونه ای برای مصعب ارزشمند بود که وقتی ابراهیم به نزد او آمد از مهلب آن سردار برجسته و باتجربه اش بی نیاز شد و او را برای حکومت به خراسان فرستاد و ابراهیم فرمانده و سردار اصلی مصعب شد. این لغزش و عملکرد اشتباه از ابراهیم سرزده است

 

و جالب است که وقتی ما دقت می کنیم می بینیم در لسان اهل بیت (ع) در تجلیل از مختار فرمایشاتی داریم ولی اصلا آن بزرگواران از ابراهیم یادی نکردند و در مدح او نکته ای را نفرمودند. با این که ابراهیم قاتل عبیدا...بن زیاد بود و سر او را برای مختار فرستاد و مختار سر را برای امام سجاد(ع) و اهل بیت(ع) فرستاد و دل آن ها شاد شد. بنابراین اگر ابراهیم به خطا نمی رفت و عملکرد مثبتی می داشت، به ویژه این که فرزند مالک اشتر با آن سوابق درخشان هم بود، پس باید در لسان اهل بیت (ع) مورد تمجید قرار می گرفت ولی هیچ مطلبی درباره ابراهیم از لسان اهل بیت(ع) نداریم.در نهایت ابراهیم در جنگی که بین مصعب و عبدالملک مروان رخ داد، درحالی که سردار مصعب از او دفاع می کرد، کشته شد. سر ابراهیم را هم بریدند و جنازه اش را آتش زدند.

 

سرانجام مصعب و ابراهیم چه شد، یعنی چگونه شد که حجاج بر آنها پیروز شد و حکومت کوفه را در دست گرفت؟


مختار در سال 68 به شهادت رسید و ابراهیم بن مالک و مصعب در سال 71 در جنگ با عبدالملک کشته شدند، اتفاقاً پسرعموی مختار که به عبدالملک مروان پیوسته بود مصعب را کشت و در حقیقت به نوعی انتقام شهادت مختار گرفته شد. عبدالملک بر عراق و توابع عراق مستولی شد و سال بعد هم سردار او حجاج بن یوسف به مکه حمله برد و عبدالله بن زبیر را در کنار کعبه کشت و فاجعه دیگری در هتک حرمت مکه پدید آوردند و دوباره کعبه ویران شد و خون های فراوانی در محوطه مسجدالحرام ریخته شد به گونه ای که تا مدت ها هرچه آب از زمزم می کشیدند خونین بود و دولت زبیریان هم در سال 72 کاملاً از بین رفت و عالم اسلام به دست شاخه مروانی بنی امیه افتاد و حجاج هم حکومت کوفه را در دست گرفت.

 

با این که گفته می شود مسلمانان ایرانی به مختار علاقه بسیاری داشتند و در مقابل او هم به ایرانی ها علاقه مند بود و به آن ها اعتماد داشت، اما در نهایت ایرانی ها هم مختار را تنها گذاشتند؛ چرا؟

 

رمز موفقیت مختار این بود که ستون فقرات حکومت و برخی از سرداران سپاهش را ایرانی ها تشکیل می دادند.حتی وقتی کسی مثل ابراهیم مالک اشتر خواست به جنگ عبیدا...بن زیاد برود، یکی از فرماندهان عبیدا... که می خواست به او خیانت کند، وقتی شبانه وارد اردوگاه ابراهیم شد، با تاسف رو به ابراهیم کرد و به او گفت از وقتی من وارد اردوگاه تو شدم تا به تو رسیدم، زبان عربی و مکالمه عربی نشنیدم؛ همه فارسی سخن می گویند و تو چطوری می خواهی با این عجم ها در برابر عبیدا... بایستی. البته ابراهیم پاسخ محکمی به او داد و گفت اگر من جز مور، یاری نداشتم با شامیان مقابله می کردم چه برسد به این ها که فرزندان شجاعان عجم هستند.

 

این که در آخر کار ایرانی ها با مختار همراه نشدند به دلیل خیانت هایی بود که صورت گرفت. عبدا... وهب که از سرداران مختار و عرب بود و دل خوشی از ایرانی ها نداشت، درمزار خیانتی را مرتکب شد و یکی از سرداران مختار را مجبور کرد که ایرانی ها را از حالت سواره خارج کند تا اولین لطمات به ایرانی ها وارد شود. در آن جا وهب بذر اختلاف بین عرب و عجم را کاشت. وقتی ایرانی ها در آن نبرد تار و مار شدند، اعتمادشان را به مختار از دست دادند. به ویژه که فرمانده شجاعشان که به مختار بسیار علاقه مند بود، یعنی ابو عمره کیسان آن جا کشته شد. این دو دستگی ها ادامه یافت و آن ها در نهایت مختار را تنها گذاشتند درحالی که در طول قیام مختار همراه او بودند ولی پس از شکست در مزار و حرورادر نقطه نهایی با مختار همراهی نکردند. و در مقابل مختار کوتاهی کردند و بعد شهادت مختار هم همه نیروهای ایرانی قتل عام شدند.

 

در اوایلی که پخش سریال مختارنامه آغاز شده بود، حتی مورخان هم نگاه جامع و شفافی نسبت به او نداشتند و خیلی محافظه کارانه درباره اش حرف می زدند و به مواردی اشاره می کردند که در تاریخ از قول مورخان جریان خلافت ذکر شده بود. براساس آن نقل ها مختار اصلا دارای شخصیت مثبتی نیست. به نظرتان مختارنامه تا چه اندازه موجب شد تا نگاه نسبت به مختار واقعی و برگرفته از حقیقت باشد؟

 

من بارها در همان برنامه های هنگام درنگ متذکر شدم که مختار را نمی توان صرفا از دل تاریخ شناخت. اگر کسی بخواهد مختار را از طریق تاریخی بشناسد که جریان خلافت نوشته اند، مختار اصلا چهره مثبتی ندارد. مختاری که اشرافیت عرب را به عنوان جنایتکاران کربلا در هم کوبید و آن ها را از هستی ساقط کرد، مورد خشم و بغض بیشتر مورخان خلافت است.در این متون تاریخی شخصیت مختار به شدت تخریب شده و به نوعی ابواسحاق را ترور شخصیتی کرده اند و هر فضیحت و نسبت ناروایی هم که ممکن بوده است، به او داده اند و همه فضیلت های او را از تاریخ حذف کرده اند.به اعتقاد من مختار حقیقی را می توان از دل همین تاریخ نوشته شده توسط جریان خلافت و دشمنان مختار به اضافه احادیث اهل بیت(ع) شناخت.در احادیث مسلم و متقن، مختار مورد مدح قرار گرفته است.

 

اگرچه احادیثی در ذم او هم داریم ولی اهل فن ثابت کرده اند که این احادیث مجعول و ساختگی است و گاهی هم این احادیث در مقام تقیه گفته شده است.در مجموع می توان گفت عملکرد و شخصیت مختار مورد تایید و تجلیل اهل بیت(ع) بوده است اهل بیت(ع) برای مختار طلب رحمت کرده اند که بالاتر از مغفرت است. وقتی امام معصوم(ع) برای کسی طلب رحمت کند نشان دهنده تایید او توسط امام (ع) است و دعای امام (ع) هم قطعا مستجاب می شود. به یقین مختار در درگاه الهی مقام شامخی دارد و روزی خوار نعمت های الهی است.


 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 14ساعت و 37دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 11:20
رامین الهامی ( تعداد مطالب : 17147 ) ( تعداد نظرات : 2129 )

 

قرینه هفتم

 فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله است بعد از بیان ولایت: " فلیبلغ الشاهد الغایب " یعنى آنها كه حضور دارند مراتب را بغایبین ابلاغ نمایند: چنانكه در صفحات 69 جلد 1 و ص 3 و 63 همین مجلد گذشت.

آیا این گونه تاكید پیغمبر صلى الله علیه و آله دایر باینكه حاضرین بغایبین ابلاغ نمایند گمان میكنید نسبت بموالات و محبت و نصرت بوده كه بموجب كتاب و سنت هر فردى آنرا میدانسته كه بایستى در میان افراد مسلمین برقرار باشد؟ گمان ندارم هیچ كوته نظر و ضعیف الراى چنین گمانى بنماید و در برابر این همه تشریفات و اهتمام و تاكید موضوع مورد نظر پیغمبر اسلام را یك امر ساده و عمومى تصور كند و بدون شك و تردید شما "خواننده فكور" تشخیص خواهید داد كه مقصود رسول خدا صلى الله علیه و آله از این امر موكد نبوده است مگر موضوع مهمى كه تا آنهنگام فرصت ابلاغ آن نبوده و طوائف و قبایل مختلفه كه در آنمجمع حضور نداشته اند اطلاعى از آن نداشته اند، و این امر مهم نیست مگر همان امامت كه كمال دین و تمام نعمت و خشنودى پروردگار بسته بان میباشد و گروهى كه حضور داشتند از سخنان پیغمبر صلى الله علیه و آله جز این امر مهم چیز دیگرى درك و فهم نكرده اند و رسول گرامى صلى الله علیه و آله لفظ دیگرى كه در آن مجمع بزرگ در خور تبلیغ باشد بر لفظ "مولى" اختیار نفرمود و با اینهمه اهمیت كه بنحوه تبلیغ خود داد از معانى مولى- جز اولى اراده نفرموده است-

 

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 14ساعت و 37دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 10:12
رامین الهامی ( تعداد مطالب : 17147 ) ( تعداد نظرات : 2129 )

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باب دوم در نجاست است و در آن چند فصل است

 " ششم و هفتم " از نجاسات سگ و خوك صحرائى است نه دریائى و هم چنین است رطوبات و اجزاء هر یك هر چند باشد كه حیوة در انها حلول نكرده باشد مثل مو و استخوان و نحو این دو و اگر جمع شود یكى از این دو با دیگری یا با حیوانى دیگر و از ایشان حیوانى متولد شود پس در طهارت و نجاست تابع اسم است پس اگر صدق كرد بر آن اسم سگ یا خوك نجس است و اگر صدق كرد بر او اسم یكى از حیوانات دیگر یا آنكه مثلى در خارج نداشته باشد طاهر است و اگر چه احوط اجتناب است از حیوانى كه متولد از سگ و خوك شود هر گاه صدق نكند بر او

اسم یكى از حیوانات طاهر العین بلكه احوط اجتناب است از متولد از یكى از آن دو با طاهر دیگر هر گاه صدق نكند بر او اسم آن طاهر پس اگر به جهد سگى بر گوسفندى یا به عكس و بچه از انها متولد شود و اسم گوسفند بر آن صدق نكند احوط اجتناب است از آن و اگر چه صدق نكند بر آن اسم سگ

 

الغایة القصوى جلد اول

 

مؤلف:محمد كاظم طباطبائی

 

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 14ساعت و 37دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 10:8
رامین الهامی ( تعداد مطالب : 17147 ) ( تعداد نظرات : 2129 )

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باب دوم در نجاست است و در آن چند فصل است

 

خونى كه در موضع ذبح در دهن هاى عروق و استخوان مىماند كه طاهر است و بعد شستن خون ذبح باقى است اگر از خود آن عروق و استخوان است كه متخلف شده پاك است و اگر از جاى دیگر به آنجا رسیده باید ازاله شود

 

الغایة القصوى جلد اول

 

مؤلف:محمد كاظم طباطبائی

 

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 14ساعت و 37دقيقه قبل
پنج شنبه 11/4/1394 - 10:6
  • تعداد رکورد ها : 609033