• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
فرق نبی و رسول
توسط : boromand

در زبان فارسی نبی را به پیامبر و رسول را به فرستاده ترجمه میكنند.تعریف نبی و رسول در قرآن خیلی واضح و روشن است . یكی از معجزات قرآن این است كه خود معنای خود را میرساند

در اینجا فرق بین رسول ونبی را براساس قرآن مجید روشن میكنیم.1

-  هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست.نبی آن است كه شریعتی جدید میاورد و یا پیاده سازی میكند (شامل قانون و ...) و ممكن است از طرف خدای مهربان كتاب هم به او داده شده باشد. اما رسول آن است كه شریعتی جدید نمیاورد و فقط شریعت قبلی را تایید و تصدیق میكند.برای تایید مطلب آیه 3:81 را نگاه كنید:[3:81]  واذ اخذ الله میثق النبین لما ءاتیتكم من كتب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه قال ءاقررتم واخذتم على ذلكم اصری قالوا اقررنا قال فاشهدوا وانا معكم من الشهدین[3:81]  خدا از پیامبران میثاقی گرفت و گفت: "من به شما كتاب آسمانی و حكمت خواهم داد. پس از آن، رسولی خواهد آمد كه تمام كتاب های آسمانی موجود را تصدیق خواهد كرد، باید به او ایمان آورید و او را حمایت كنید." او گفت: "آیا با این موافق هستید و پیمان می بندید كه این میثاق را به انجام برسانید؟" آنها گفتند: "ما موافقیم." او گفت: "پس شما شهادت دادهاید و من هم همراه با شما شهادت می دهم."در آیه بالایی خدای مهربان میفرماید بعد از اینكه همه كتابهای آسمانی و حمكت را به نبیها دادم رسولی خواهد آمد كه آن را تصدیق خواهد كرد.پس مشخص شد كه نبی شریعت جدید میاورد و یا شریعت جدید پیاده سازی میكند اما رسول آن را تصدیق میكند.هركجا خدای مهربان نبوت را ذكر میكند با آن كتاب و یا حكم را ذكر میكند.زیرا كه نبوت مقام خاصی است كه به پیامبر داده میشود تا كه احكام جدید كتاب را بوسیله آن ابلاغ و اجرا كند.آیات زیر را نگاه كنید.[3:79]  ما كان لبشر ان یؤتیه الله الكتب والحكم والنبوة ثم یقول للناس كونوا عبادا لی من دون الله ولكن كونوا ربنین بما كنتم تعلمون الكتب وبما كنتم تدرسون[6:89]  اولئك الذین ءاتینهم الكتب والحكم والنبوة فان یكفر بها هؤلاء فقد وكلنا بها قوما لیسوا بها بكفرین[29:27]  ووهبنا له اسحق ویعقوب وجعلنا فی ذریته النبوة والكتب وءاتینه اجره فی الدنیا وانه فی الاءخرة لمن الصلحین[45:16]  ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمین[57:26]  ولقد ارسلنا نوحا وابرهیم وجعلنا فی ذریتهما النبوة والكتب فمنهم مهتد وكثیر منهم فسقونبه طور مثال محمد رسولخدا نبی بود و همزمان رسول هم بود. بنابراین در مقام نبوت به تشریع میپرداخت و در مقام رسالت به ابلاغ قرآن مشغول بود.كسی كه نبی باشد خود به خود رسول هم هست اما برعكسش درست نیست.برای اینكه ثابت شود هر نبیی رسول هم هست به آیات زیر نگاه كنید كه خدای مهربان نبی را بشارت دهنده و نذارت كننده توصیف كرده است.[2:213]  كان الناس امة وحدة فبعث الله النبین مبشرین ومنذرین وانزل معهم الكتب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه وما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینت بغیا بینهم فهدى الله الذین ءامنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه والله یهدی من یشاء الى صرط مستقیم[33:45]  یایها النبی انا ارسلنك شهدا ومبشرا ونذیرا[4:163]  انا اوحینا الیك كما اوحینا الى نوح والنبین من بعده واوحینا الى ابرهیم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وعیسى وایوب ویونس وهرون وسلیمن وءاتینا داود زبورابراساس آیات بالا نبی رسول هم هست .تصور كنید كه در آیه زیر موسی به عنوان رسولا نبیا  (رسولی كه نبی بود) ذكر شده است[19:51]  واذكر فی الكتب موسى انه كان مخلصا وكان رسولا نبیاو اسماعیل هم :[19:54]  واذكر فی الكتب اسمعیل انه كان صادق الوعد وكان رسولا نبیابرای تایید مطلب به آیه زیر توجه كنید.[19:41]  واذكر فی الكتب ابرهیم انه كان صدیقا نبیادر آیه مذكور (صدیقا نبیا) به كار برده شده است و صدیقا نبیا  یعنی  صدیقی كه نبی بود. همه میدانیم كه هر صدیقی نبی نیست و به همین خاطر خدا مهربان نبیا صدیقا را به كار نبرده است.خدای مهربان بخشنده هیچوقت نبیا رسولا (رسولی كه نبی بود) را به كار نبرده است.زیرا كه هر رسولی نبی نیست. مثلا خدای بزرگ در خیلی جاها در قرآن از جبرئیل و ملك الموت و سایر فرشتگان به عنوان رسول یاد كرده است. موجودیت بشر میتواند نبی باشد اما ملائكه نمیتوانند نبی باشند. پس در كل هر رسولی نبی نیست. زیرا هیچ كجای قرآن از جبرئیل به عنوان نبی یاد نكرده است.

-  خدای مهربان بین رسول و نبی فرق قائل شده است . آیه زیر را نگاه كنید تا ببینید كه خدا بین نبی و رسول فرق قائل شده است.به عبارت (من رسول و لا نبی) توجه شود. اگر بین رسول و نبی فرق نبود خدا آن را به این صورت نقل نمیكرد.[22:52]  وما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبی الا اذا تمنى القى الشیطن فی امنیته فینسخ الله ما یلقی الشیطن ثم یحكم الله ءایته والله علیم حكیم[22:52]  ما پیش از تو نه رسولی فرستادیم و نه پیامبری بدون آنكه شیطان در خواستههای او دخالت نكرده باشد. سپس خدا آنچه را شیطان انجام داده است، خنثی می نماید. خدا آیاتش را کامل می کند. خداست دانای مطلق، حكیمترین.*پس در كل میتوان گفت كه هر نبیی رسول است اما هر رسولی نبی نیست. معانی از طریق قرآن بسیار روشن و واضح است

3- اما ممكن است كسی بگوید كه خیلی از انبیاء بنی اسرائیل كتاب و شریعت به آنها داده نشده است. و این یك تناقض است. در جواب باید گفت كه نبی آن است كه به طور مستمر با وحی مرتبط است. انبیا بنی اسرائیل مدام رابط بین خدا و بنی اسرائیل بودند. مثلا جریان گاو بنی اسرائیل كه موسی چندین مرتبه بین خدا و بنی اسرائیل سوال و جواب رد و بدل میكند و از طریق نبی به آنان راه حل كشف قاتل نشان داده میشود(2:67). و همینطور جریان طالوت كه نبی آن دوره بین قوم بنی اسرائیل و خدا در مورد تعیین پادشاه رابط میشود.و از طریق نبی به آنان پادشاه نشان داده میشود. (2:247)

4- اقوام اولیه دارای نبیهای زیادی بوده اند  و این به خاطر عدم رشد كامل فكری بوده است. زیرا در مورد مسائلی كه پیش میامد مدام باید نبی بین خدا و مردم برای رفع مشكل رابط میشد. این انبیاء مسلما رسول (كسانی كه از طرف خدا به تبلیغ وتصدیق دین مشغول بودند) هم بوده اند. خدای مهربان در قرآن كریم بر بنی اسرائیل منت گذاشته است زیرا كه برای آنها نبیهای زیادی را فرستاده است.[45:16]  ولقد ءاتینا بنی اسرءیل الكتب والحكم والنبوة ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على العلمینو همانطور در مورد محمد آخرین پیامبر خدا كه در خیلی از سوره های قرآن مدام مورد خطاب و سوال قرار گرفته و در آن مورد بر او آیاتی نازل شده است.بعد از این كه بشر به ثبات فكری رسید خدای حكیم دیگر نبوت را به پایان رساند و اعلام كرد كه قرآن آخرین كتاب است و دیگر نبوتی دیگر صورت نخواهد گرفت. نزول شریعت جدید در قالب نبی صورت میگیرد. اسلام به عنوان دین آسمانی از طریق قرآن كامل شده است و دیگر كتاب آسمانی دیگری نخواهد آمد. شریعت جدید احتیاج به نبوت دارد زیرا كه شریعت جدید ارتباط مستمر با وحی را لازم دارد.

5- نبی كسی است كه به او چیزی (مثل قانونی جدید) داده میشود به همین خاطر خدای مهربان در قرآن برای نبی  "مااوتی " را به كار برده است.[2:136]  قولوا ءامنا بالله وما انزل الینا وما انزل الى ابرهم واسمعیل واسحق ویعقوب والاسباط وما اوتی موسى وعیسى وما اوتی النبیون من ربهم لا نفرق بین احد منهم ونحن له مسلمون6-  به طور مثال در جنگهای پیامبر و در مورد زنان پیامبر بیشتر شخصیت نبی مطرح است نه رسول:[8:67]  ما كان لنبی ان یكون له اسرى حتى یثخن فی الارض تریدون عرض الدنیا والله یرید الاءخرة والله عزیز حكیم[8:65]  یایها النبی حرض المؤمنین على القتال ان یكن منكم عشرون صبرون یغلبوا مائتین وان یكن منكم مائة یغلبوا الفا من الذین كفروا بانهم قوم لا یفقهون [9:117]  لقد تاب الله على النبی والمهجرین والانصار الذین اتبعوه فی ساعة العسرة من بعد ما كاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم انه بهم رءوف رحیم[33:32]  ینساء النبی لستن كاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا[33:50]  یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما[33:59]  یایها النبی قل لازوجك وبناتك ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلبیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین وكان الله غفورا رحیما

7-  نبی در خیلی از قوانین با دیگران فرق میكند. مثلا زنانش مادران مومنان هستند. مجاز به اختیار تعداد زنان بیشتری است و ...[33:6]  النبی اولى بالمؤمنین من انفسهم وازوجه امهتهم واولو الارحام بعضهم اولى ببعض فی كتب الله من المؤمنین والمهجرین الا ان تفعلوا الى اولیائكم معروفا كان ذلك فی الكتب مسطورا[33:50]  یایها النبی انا احللنا لك ازوجك التی ءاتیت اجورهن وما ملكت یمینك مما افاء الله علیك وبنات عمك وبنات عمتك وبنات خالك وبنات خلتك التی هاجرن معك وامراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنكحها خالصة لك من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازوجهم وما ملكت ایمنهم لكیلا یكون علیك حرج وكان الله غفورا رحیما

8- هم نبی و هم رسول بر آنها وحی میشود. خیلی از پیامبران هم رسول بوده اند و هم نبی.معمولا چیزهایی به نبی وحی میشود (به نبی اعطا میشود) كه بشر خود به تنهایی قادر به به دست آوردن آن نیست.قرآن به عنوان كتاب آسمانی به نبی محمد اعطا شد. در این مورد بشر از آوردن قرآن عاجز است و هیچوقت هم نمیتواند آن را انجام دهد. اخبار و داستانهایی (نبایی یا خبری) در قرآن موجود است كه اگر نبی نبود ما نمیتوانستیم هیچوقت از آن خبردار شویم.خیلی از مسائل موجود به غیب و بهشت و جهنم و ....  مثلا وضعیت به خواب رفتن اصحاب كهف در غار را كسی دیگر نمیدانست و خدا از طریق نبی آن را بر ما بازگو كرد و اگر نبی نبود ما هیچوقت نمیتوانستیم آن را بدست آوریم .در كل میتوان گفت چیزی كه به نبی داده میشود بوسیله انسان به تنهایی قابل اكتساب نیست . اما چیزهایی كه به رسول وحی میشود بوسیله انسان هم قابل كسب است و در فطرت ما گنجانده شده است. مثلا رسول به عبادت فقط خدا دعوت میكند . در این مورد انسان به تنهایی هم میتواند چنین مساله ای را بفهمد و در فطرت همه ما گنجانده شده است. مثلا حكمت بعضی از حكمها در قرآن از توانایی انسان خارج نیست و بنابراین رسول مواردی را ابلاغ و یادآوری میكند كه در نهاد بشر جاسازی شده است و رسولان فقط یادآوری میكنند.بنابراین كسی كه رسول است اما نبی نیست شریعت جدید و كتاب جدیدی بر او نازل نمیشود. بلكه او تابع همان شریعت قبلی است.اما خدای مهربان در آیه ای اعلام نموده است كه ما با رسولان كتاب هم نازل میكنیم. و ممكن است كسی بگوید كه پس به رسول هم شریعت جدید داده میشود.اما در ادامه میفرماید كه ما آهن را هم نازل میكنیم.و در این جا نازل شدن كتاب بر رسول را با نازل شدن آهن مقایسه كرده است. و این خود نكته ظریفی را به همراه دارد.و فرق نازل شدن كتاب بر رسول و نازل شدن كتاب بر نبی را میرساند.[57:25]  لقد ارسلنا رسلنا بالبینت وانزلنا معهم الكتب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلنا الحدید فیه باس شدید ومنفع للناس ولیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب ان الله قوی عزیز[57:25]  ما رسولان خود را فرستادیم و با مدرك های روشن آنها را پشتیبانی كردیم و برایشان كتاب آسمانی و قانون نازل كردیم تا مردم عدالت را برقرار كنند. و آهن را پایین فرستادیم كه در آن استحكام و منافع بسیاری برای مردم است. تمام اینها برای آنست كه خدا كسانی را كه از روی ایمان، از او و رسولانش پشتیبانی می كنند، مشخص نماید. خداست قدرتمند، صاحب اقتدار.همانطور كه میدانیم تاریخ استفاده از آهن را واقعا كسی نمیداند زیرا تا آنجایی كه نقل تاریخ اجازه میدهد  استفاده از آهن همیشه بوده است و این خود یك استثناست زیرا كه بشر اولیه هیچوقت نمیتوانست به تنهایی آهن را كشف و استخراج كند. خدای مهربان استثنائا در این مورد از طریق رسولان خود استخراج آهن را به مردم نشان داده است.زیرا بدون آهن زندگی غیر ممكن بوده است. در هر حالت كشف آهن از قدرت بشر خارج نبود و بالاخره روزی آن را كشف میكرد و این راهنمایی از طریق خداوند فقط یك جهش برای جامعه بشریت بود.زیرا كه انسانهای اولیه قادر به استخراج آهن نبودند بنابراین خدای توانا از طریق رسولانش مردم را راهنمایی كرد و آنان را در زندگی جلوتر انداخت. پس در كل میتوان گفت كه نازل شدن كتاب بر رسول به معنای شریعت جدید بر رسولان نیست بلكه به معنای به جلو انداختن فهم كتاب موجود است.و این اطلاعات از كتاب موجود بر آنان وحی میشود. جهت فهمیدن فرق كتاب و قرآن به مقاله من تحت عنوان  "قرآن را چطور باید فهمید؟ "  مراجعه شود.

9- بعضی ممكن است بگویند كه هارون نبی بود ولی رسول نبود و به او كتاب هم داده نشد. اما بر طبق آیه   37:117   كتاب تورات به هردوی موسی و هارون داده شد.[37:117]  وءاتینهما الكتب المستبین[37:117]  و کتابی آسمانی، عمیق و پرمحتوا به هر دو عطا کردیم.
هارون رسول هم بود.به عبارت " ارسلنا "  و " بعثنا "  در  آیات زیر نگاه كنید:

[10:75]
ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملایه بءایتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمین
[10:75]
سپس، بعد از آنها موسی و هارون را با مدرک هایمان به سوی فرعون و گروهش فرستادیم، ولی آنها تکبر ورزیدند؛ و مردمی تجاوزکار بودند.

[23:45]
ثم ارسلنا موسى واخاه هرون بءیتنا وسلطن مبین
[23:45]
سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و مدرکی شگرف فرستادیم،

يکشنبه 25/1/1387 - 21:49
5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName