شرح حدیث عقل و جهل 82

 

مقصد دهم و یازدهم در رافت و رحمت و ضد آنها است كه قسوت و غضب است

 


فصل ششم : در بیان انحراف قوه غضبیه :

 


پس از آن كه معلوم شد خداى - تبارك و تعالى - قوه غضب را به انسان مرحمت فرموده ؛ براى حفظ نظام و تحصیل سعادت دنیا و آخرت ، اگر انسان این نعمت الهیه را در موقع خود صرف نكند و در موقع خود، غضب براى حفظ این اساس نكند، كفران نعمن حق تعالى را فرموده ، و مشمول : ((و لئن كفرتم ان عذابى لشدید))(1) خواهد بود


و از این بدتر و بالاتر و فبیح تر، آن است كه این قوه الهیه را بر خلاف مقصد الهى خرج كند، و به ضد نظام عایله و مدینه انسانیه به كار برد كه آن علاوه بر كفران نعمت ، هاتك حرمت نیز مى شود. و البته در این موقع ، قوه غضبیه - كه بایست از جنود الهیه و بر ضد جنود جهل و شیطان باشد- از جنود بزرگ شیطانیه و مخالف و مضاد جنود عقل و حق تعالى گردد، و مملكت غضب كم كم در تحت سیطره شیطان و جهل (در آید)(2) و پس از آنكه باید این قوه ((كلب معلم )) عقل و حق باشد ((كلب معلم )) شیطان - یعنى كلب سر خود - شود و دوست و دشمن را نشناسد و در هم درد و نظام عالم و عایله بشرى را متزلزل و منهدم كند. چه بسا كه با قوه غضبیه یك نفر از این نوع ، تمام عایله بشر و سرتاسر عالم منقلب و بیچاره شود.


سبعیت انسان ، چون سبعیت دیگر حیوانات نیست كه حد محدود و انتها و وقوف داشته باشد؛ زیرا كه حلقوم انسان ، بلع همه عالم را اگر كند قانع نشود و آتش طمعش فرو ننشیند، از این جهت جهنم غضبش ممكن است تمام عالم طبیعت را بسوزاند .


الان كه نویسنده این اوراق را سیاه مى كند، موقع جوشش جنگ عمومى بین متفقین و آلمان است كه آتش آن در تمام سكنه عالم شعله ور شده و این شعله سوزنده و جهنم فروزنده نیست ، جز نائره غضب یك جانور آدم خوار و یك سبع تبه روزگار، كه به اسم پیشوائى آلمان عالم را و خصوصا ملت بیچاره خود را بدبخت و پریشان روزگار كرد. و اكنون رو به زوال و اضمحلال است .


ولى با زوال نظام عالم و شیوع سبعیت و شیطنت و جهل در سكنه عالم ، این آلات و ادوات و اختراعات محیر العقولى كه خداوند نصیب اروپاى امروز كرده ، اگر به طور عقل و در تحت پرچم دین الهى اداره مس ‍ شد، عالم یكپارچه نورانیت و معدلت مى شد، و سرتاسر دنیا به روابط حسنه مى توانست سعادت ابد خود را تامین كند؛ ولى مع التاسف این قواى اختراعیه در تحت سیطره جهل و نادانى و شیطنت و خود خواهى همه بر ضد سعادت نوع انسانى و خلاف نظام مدینه فاضله به كار برده مى شود و آنچه باید دنیا را نورانى و روشن كند، آن را به ظلمت و بیچارگى فرو برده و راه بدبختى و ذلت و زحمت به انسان مى پیماید تا به كجا منتهى شود و كى این جمعیت بینوا از دست چند نفر حیوان به صورت انسان - نه ، بلكه اشخاصى كه عار حیوانیت هم هستند - خلاص شوند و این بیچارگى خاتمه پیدا كند، و این ظلمتكده خاكى نورانى شود به نور الهى ولى مصلح كامل ؟اللهم عجل فرجه الشریف و من علینا بظهوره

 

...................................

 

1- و اگر ناسپاسى نمایید، همانا عذاب من سخت و شدید است .


2- در اصل ((برآید)) آمده است .



 

سه شنبه 27/3/1393 - 10:5
پسندیدم 0
UserName