• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
فاشیسم چیست؟
توسط : horton20

فاشیسم (Fascisme) نام مسلک و مکتب سیاسی و طرز حکومتی است که در فاصله جنگ جهانی اول و دوم در آلمان و ایتالیا حکمفرما بود و به طریق استبداد و دیکتاتوری فرمانروایی می‌کرد.

فاشیسم، برنامه‌ای است که به منظور برپا کردن تمرکز حکومت ملی مطلقه یا سیاست و روش خشک و خشن ملی اجرا می‌شود و برای عملی کردن آن رژیم در زمینه‌های صنعتی، تجاری و مالی همراه زور و تعدی نسبت به مخالفان طرح‌ریزی شده و به اجرا درمی‌آید. اصول ضداشتراکی حزب فاشیست‌ ایتالیا به وسیله موسولینی[1] در 1919 پی‌ریزی شد.

فاشیسم روشی حکومتی است که به حد افراط، حالت استبدادی و دسته جمعی و انقلابی دارد. فاشیسم ابتدا در ایتالیا به ظهور رسید و بعد تحت پیشوایی ژنرال فرانکو در اسپانیا و تحت نازیسم در آلمان به وجود آمد. فاشیسم از عوامل زیر استفاده کرده و بهترین زمینه برای ظهور و نمو آن فراهم گردید:

انشعاب و تجزیه اجتماعی حاصل از جنگ اول جهانی، شیوع کسادی بازار اقتصاد، کشمکش بین سرمایه‌داران و جنبش‌های کارگری، ضعف مذهب و تنزل عقاید مذهبی و اخلاقی بین توده‌ها، بیم سرمایه‌داران از ظهور سوسیالیسم و کمونیسم و به قدرت رسیدن آن.

فاشیسم در اکثر موارد موفق گردید کشاورزان را که از جنبش‌های کارگران صنعتی خشمگین بودند به دنبال خود بکشاند و حتی دستجات عظیم کارگرانی را که از اعتصابات منجر به شکست و از کشمکش‌های بین افراطیون چپ و احزاب لیبرال خسته شده بودند با خود همراه نماید. زیرا فاشیسم افسانه‌ای وضع کرده بود و می‌گفت:

«ملت آلمان از طرف تقدیر و سرنوشت مأموریتی خاص دارد که بر تمام جامعه بشری و لااقل بر همسایگان خود حکومت کند و فرد به منظور لزوم تجاوز و جنگ باید کاملاً مطیع دولت باشد.» مرتبه پیشوا را به مرتبه الوهیت یا نیمه خدایی رسانید و او را تنها فردی معرفی کرد که قادر است ملتی را از زوال نجات داده به هدف مأموریت تاریخی خود برساند. فاشیسم حزبی است تکتاز که تمام احزاب دیگر را منحل کرده و مؤسسات دموکراتیک و ... را از بین می‌برد و تنها کاندیداهای حزب تحت فشار نظامی انتخاب می‌شد و احدی جرئت ابراز مخالفت نداشت. روش‌های استبداد دسته‌جمعی در کلیه شئون جامعه تحت دستور حزب و دولت فاشیست اجرا می‌شد. و بالاخره به مرام ضد یهود منجر گردید. عناصری که مکتب فاشیسم از آنها ترکیب یافته یعنی منابع فلسفی آن به شرح زیر است:

1. ناسیونالیسم آلمان را از فلسفه هگل آلمان گرفت؛ 2. قسمتی از سوسیالیسم را از مارکس و قسمتی از آن را از انگلس اخذ نمود؛ 3. شعار فاشیسم لینی (رایش سوم) را از آرتور مولر واندواندو نیروک اقتباس نمود؛ 4. بی‌رحمی را از فلسفه ماکیاولی اخذ کرد؛ 5. قسمتی از ناسیونالیسم را از بندتو کروسه و گیووانی ایتالیایی گرفت؛ 6. فلسفه غیرعقلی فاشیسم را از شوپنهاور و نیچه و برکسون گرفت؛ 7. نیروی محرکه افسانه را از ژرژ سورل فرانسوی گرفت؛ 8. فاشیسم اسپانی بعضی عناصر خود را از سورل ویلفرد و پارتر اخذ کرد؛ 9. رد دموکراسی را از الفردو رکو اقتباس کرد؛ 10. افسانه نژادی را از چمبرمن انگلیسی گرفت؛ 11. عقیده به اهمیت قدرت از ماکیاولی است؛ 12. جنبه میستیک فاشیسم از آلفردو روزنبرگ و میستراکهارت است؛ 13. فرضیه وحدت قدرت را از تریتشکه آلمانی گرفت؛ 14. عقیده قهرمان‌پرستی و بوالهوسی و خودپرستی را از عقاید توماس کارلیل اسکاتلندی اخذ کرد.

اینک اصول عقاید سیاسی فاشیسم و نازیسم را به طور خلاصه ذکر می‌کنیم:

1. دولت، نتیجه همان ایدالیزاسیون دولت ملی هگل است؛ 2. حکومت و حزب بر پایه زور استوار است؛ 3. ضد مارکسیسم و ضددموکراسی؛ 4. منافع فرد فدای منافع جامعه و کاملاً طرفدار مکتب توتالیتاریانیسم و کولکتیویسم؛ 5. طرفدار تفوق یک نژاد؛ 6. میلیتاریسم: سربازی و خدمت نظام؛ 7. ایرسیونالیسم فلسفی: مخالف وجود عقل و فلسفه عقلی؛ 8. کنترل فرهنگ و فکر و عمل افراد؛ 9. افسانه نژادی؛ 10. جنگ؛ 11. سیاست و مذهب در انحصار دولت (ماکیاولیسم)؛ 12. افسانه اصول عقاید حزبی؛ 13. سازش طبقاتی؛ 14. الحقّ لمن غلب، جوهر اخلاق فاشیسم است؛ 15. فاشیسم معتقد به نبوغ پیشوا و نبوغ ملی است؛ 16. سیستم یک حزبی؛ 17. روابط جنسی زن و مرد و کنترل ازدواج و اصلاح نژاد؛ 18. سندیکالیسم و حرمت کورپورانیف: همکاری کامل کارگران با صاحبان کارخانه به منظور ازدیاد محصول ملی و مواد تولیدی.

منابعhttp://www.bio-zist.blogfa.com/

يکشنبه 25/7/1389 - 12:18
پسندیدم
UserName