غریب
توسط : bargrizan_e_66

      مادر بزرگ.؟گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را...که در کودکی بسته بودی به بازوی من. در اولین حمله ی ناگهانی تارتارعشق،خمره دلم،به ایوان سنگُ سنگ شکست. دستم به دست دوست ماند، پایم به پای راه رفت. من چشم خورده ام.، من چشم خورده ام.،من تکه تکه از دست رفته ام.،در روز روزِ زندگانی ام                  ..........از مرحوم حسین پناهی..........

سه شنبه 19/6/1387 - 12:56
پسندیدم 0
UserName