بهشت و جهنم
توسط : negar_pooh71
 
 

     شخصی از پروردگار درخواست نمود به او بهشت و جهنم  

      پذیرفت و او را وارد اتاقی نمود که مردم در اطراف یک دیگ بزرگ

      نشسته بودند. همه گرسنه و نا امید و در عذاب بودند. هر کدام قاشق

     داشتند که به دیگ میرسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود  

    بطوریکه نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند، عذاب آنها وحشتناک

    بود. آنگاه خداوند به او گفت اینک بهشت را به تو نشان میدهم، او به

     اتاق دیگری که درست مانند اتاق اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از

    مردم و همان قاشق های دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند. آن

    مرد گفت: نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالیکه شرایط با اتاق

    بغلی یکسان است؟ خداوند تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آنها

     یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنند. هر کسی با قاشقش غذا دهان

    دیگری میگذارد چون ایمان دارد کسی هست غذا در دهانش بگذارد.
سه شنبه 19/6/1387 - 10:54
پسندیدم 0
UserName