جای خالیش با هیچ رنگی پر نشد
توسط : دیوژن م

مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:«تو به هیچ دردی نمی خوری»...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد

 

 

سه شنبه 19/6/1387 - 6:20
پسندیدم 0
UserName