غدیر از دیدگاه اهل سنت
توسط : Mehdi2008

3ـ سابقه در اسلام

بـدون شـك على (ع ) اولین مردى است كه اسلام آورده و به پیامبر(ص ) گرویده است ولى قبل از ورود به این بحث یادآورى دو نكته ضرورى است :

یـك ) اسـلام حـضـرت امـیرالمؤمنین (ع ) با سایر مردم یك تفاوت اساسى دارد: سایر مسلمانان در صدراسلام , وقتى به اسلام روى مى آوردند كه سالها بت پرستیده بودند, ولى امیرالمؤمنین (ع ) هیچ گـاه سـر بـه آستانه غیر خدا نساییده و هرگز بت نپرستیده بود اگر مى گوییم او اولین مسلمان اسـت , بـه هـمـان مـعـنـاسـت كه ابراهیم خلیل (ع ) فرمود: ((من اولین مسلمانم )) ((206)) اگر مـى گـویـیم او نخستین مؤمن است , به همان معناست كه حضرت موسى (ع ) فرمود: ((من اولین مـؤمـنـم )) ((207)) اگر مى گوییم على (ع ) اسلام آورد, به همان معناست , كه قرآن كریم درباره ابـراهـیم (ع ) مى فرماید: ((یاد آور هنگامى را كه پروردگارش بدو گفت اسلام بیاور او گفت : من تسلیم پروردگار عالمیان شدم )) ((208)) و اگر مى گوییم او ایمان آورد, بدان معناست كه قرآن كـریـم در شـان رسـول مـكـرم اسـلام (ص ) مـى فرماید: ((رسول ما به آنچه از پروردگارش نازل شده ایمان آورده است )) ((209)) .

دو ـ ایـمـان بـه مـعـنـاى گرایش و باور به چیزى در افراد مختلف متفاوت است , و همین تفاوت مراتب ایمانى است كه موجب قرب و بعد افراد نسبت به ساحت قدس پروردگار مى شود. امـیـرالـمؤمنین (ع ) در بالاترین مراتب ایمان و یقین به پروردگار عالم و معارف حقه اسلامى قرار داشـت و خـود مـى فـرمود: ((به خدا اگر پرده ها كنار روند, چیزى بر یقین من افزوده نمى شود)) ((210)) . و پـیـامـبـر اكرم (ص ) درباره ایمان او مى فرماید: ((اگر ایمان على در یك كفه ترازو قرار گیرد و آسمان وزمین در كفه دیگر, ایمان على سنگین تر از آنها خواهد بود)) ((211)) . حتى اگر از دو جهت پیش گفته صرف نظر كرده على را مانند سایر مسلمانان بدانیم , باز او اولین كسى است كه اسلام آورد, یعنى در همان روزى كه پیامبر اسلام (ص ) به پیامبرى مبعوث شد. انـس بـن مـالك مى گوید: ((رسول خدا(ص ) روز دوشنبه مبعوث شد و على (ع ) روز سه شنبه با او نـمـازگزارد ((212)) یا به او ایمان آورد ((213)) و همان روزى كه رسالت خود را اعلام كرد اولین كسى كه صریحا اعلام ایمان و پشتیبانى از او كرد, على (ع ) بود گرچه به حسب سن كوچكترین فرد حاضر مجلس به شمارمى رفت ((214)) زیرا ده بهار بیشتر از عمر شریفش سپرى نشده بود ((215)) او خود مى فرماید: من پیش از همه مسلمان شدم , در حالى كه نوجوانى نابالغ بودم )) ((216)) . سـابقه آن گرامى در اسلام چنان مشهور است كه بسیارى از علما و مورخان اهل سنت گفته اند: ((اولیت آن حضرت در اسلام اجماعى است )) ((217)) . بـسـیارى از صحابه پیامبر(ص ) و تابعین به این فضیلت اعتراف كرده اند علامه امینى (ره ) پنجاه و یك نفر از صحابه و تابعین و دانشمندان اهل سنت را نام مى برد كه این فضیلت را روایت كرده اند, و نام پانزده نفر از شعراى صدر اسلام را كه در این باره اشعارى سروده اند یاد مى كند ((218)) .

عـلاوه بـر ایـن , احـادیـث فـراوانـى از رسـول مـكـرم (ص ) نـقـل شده است كه على (ع ) را اولین مسلمان شمرده است . آن حـضـرت فـرمـود: ((اولین كسى كه در كنار حوض بر من وارد مى شود, كسى است كه پیش از همه اسلام آورده است , یعنى على بن ابى طالب ((219)) .
و فرمود: ((اولین كسى كه با من نمازگزارد على بود))
((220)) . و فـرمـود: ((هـفـت سـال جـز عـلـى كـسـى بـا مـن نـمـاز نـگـزارد و ملائكه بر ما دو نفر درود مى فرستادند)) ((221)) .
بـنـا بـه نـقـل مـسـعـودى در اثـبات الوصیه آن حضرت دو سال پیش از بعثت با نبى مكرم اسلام نـمازمى خواند
((222)) تعابیرى كه در روایات مختلف این معنا را افاده مى كنند, فراوان است براى نمونه به چندتعبیر مشهور اشاره مى كنیم :

1ـ اول من اسلم , ((223)) یعنى اولین كسى كه اسلام آورد.

2ـ اول من آمن , ((224)) یعنى اولین كسى كه ایمان آورد.

3ـ اول من صلى , ((225)) یعنى اولین كسى كه نماز گزارد.

4ـ اقدم امتى سلما, ((226)) یعنى آنكه در اسلام بر همه امتم پیش است .

5ـ اول الـمـؤمـنـیـن ایـمـانا و اولهم اسلاما, ((227)) یعنى آنكه پیش از همه ایمان آورد و پیش از همه اسلام را پذیرفت .

آن حـضـرت خـود نـیـز بـارهـا بـه این نكته تصریح كرده مى فرماید: ((من اولین كسى هستم كه به رسول خدا(ص ) ایمان آوردم )) ((228)) . همچنین مى فرماید: ((من نخستین كسى هستم كه با رسول خدا نماز خواند)) ((229)) . در یكى از خطبه هاى نهج البلاغه آمده است :

مـن در پى او بودم , در سفر و در حضر, چنانكه شتر بچه در پى مادر هر روز براى من ازاخلاق خود نـشانه اى بر پا مى داشت و مرا به پیروى آن مى گماشت هر سال در حرا خلوت مى گزید و من او را مـى دیـدم و جـز من كسى وى را نمى دید آن هنگام جز خانه اى كه رسول خدا(ص ) و خدیجه در آن بـود, در هـیچ خانه اى مسلمانى راه نیافته بود, و من سومین آنها بودم روشنایى وحى و پیامبرى را مى دیدم و بوى نبوت را مى شنودم ((230)) .
و مـى فرمود: ((قبل از اینكه كسى از این امت خدا را پرستش كند, هفت سال در كنار رسول خدا او راپرستش كرده ام ))
((231)) .

 ادامه دارد
دوشنبه 18/6/1387 - 17:53
پسندیدم 0
UserName