• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
گزیده ای از کتاب درمان با عرفان: "دکتر وین دایر"
توسط : amir5896
  -  توان لذت بردن مااز زندگی ناشی ازانتخاب و اراده مااز لذت بردن ازآن است و نه ناشی از عوامل بیرونی .

- اعتقادبه نفس و تأکید خویشتن دلیل بر آمادگی شما برای انطباق و اتصال به نعمات است.

- داشتن طبع مستغنی، تفکر درقالب وفورنعمت و برکت، به معنی اعتقاد به نوازش خویشتن در درون است.

- سعادت،موفقیت و نیکبختی عبارت از واکنشهای درونی ماهستندکه به زندگی ما رنگ وبو می دهند وچیزهایی نیستندکه ازجهان برون کسب شوند.

- شما هم اکنون همه چیزهستید و دارای آنچه برای نیکبختی،موفقیت ورضایت خاطر مورد نیاز است می باشید و نیز هرچه را برای هدفهای بلندپایه شمالازم است دارید.اگرنیازهای اساسی شما برآورده شوند وآب وغذا وهوا دراختیار داشته باشید،توان زندگی باسعادت را خواهید داشت.

- خداوند بصورت غذا بر انسان گرسنه نازل می شود.  "گاندی".

- مامیتوانیم وجود خودرا ارزش نهیم و شکوه وجلا نفس خودرا به خویش تبریک بگوییم وهستی خودرا غنیمت شماریم و بودن خودرا دراین جهان جشن بگیریم.میتوانیم باآنچه بر سرراه ماقرار می گیرد بدون قضاوت درباره خوب یا بد آن برخورد فعالانه داشته باشیم و پندبیاموزیم و رتق و فتق کنیم.نعمات جهان فراوان و بی پایان است و برخورد ما باآنها دراختیار ماست و آزادهستیم که هرگونه که می خواهیم پیرامون آنهابیندیشیم.

- اگرما احساس پوچی میکنیم به این دلیل است که افکار پوچ و بی محتوی در سرداریم و این شیوه تفکر همواره به احساس خلأدرونی ما می افزاید.

- زندگی سرشار ازنعمت و برکت به معنی گردآوری،انباشتن و اندوختن نیست،درعوض،ایجادیک روح بزرگ و یک نگرش احترام آمیز به دریای بیکران و بی حد و مرز نعمات جهان است.

- آگاهانه یا ناآگاهانه هریک ازما به نحوی به دیگری خدمت میکند.اگر باعمد و ارداه عادت خدمتگذاری را درنهاد خود بپرورانیم و باورکنیم تمایل ما برای خدمت به خلق به تدریج افزون میشود و نه تنها به نیکبختی ما باکه به سعادت همه جهان می انجامد. "گاندی".

- البرت شوایتزر می گوید:"من ازهدف شما درزندگی اطلاعی ندارم اماهمین قدر میدانم تنها آن کسانی ازشما درواقع خوشبخت هستندکه خواست،اراده و راه خدمت به دیگران راآموخته اند".

- بر هر چیزی که ذهن خود را متمرکز کنیم آن چیز در نزد ما بزرگ می شود.

- والت وایتمن می گوید:" همه فرضیه کائنات به نحو خطاناپذیری متوجه یک نفر و دریکی خلاصه شده و آن شماهستید".

- اگر حق خود را تنها مختصری از نیکبختی و سعادت میدانید و درپی جزء کوچکی ازآن هستید،سهمی راکه دریافت میکنید درست به همان میزان است.اگر براین باور باشید که شایسته هیچ چیز نیستید و یابه قیمت محروم کردن دیگران خواهان همه چیز باشید،هردو حالت درحکم تخریب نفس است و شما رااز نعمت و برکت دور میسازد و بسوی کاستی پیش می برد.بدانیدکه شما شایستگی دریافت همه نعمات خدا را دارید و همین حق برای دیگران هم محفوظ است و در فرآیند کمک به دیگران درکسب آن،همه آنرا بدست می آورید و توأماً خود و دیگران رایاری میدهید.

- تنگ نظری و کم بینی ایجاد کمبود میکند و زندگی مارا زیر سلطه کمی ها و کاستیها می برد وبرکت راازما می برد.همین اصل درمورد وفور نعمت و برکت صادق است.

- همواره به لحاظ آزادی کمی که دارید شکرگزار باشید و بواسطه آنچه ندارید ناله و فریاد نکنید.

- روبرت لوئیزاستیونسن می گوید:"اگرانسان فارغ ازمسئله سرنوشت ویا موفقیت یاعدم موفقیت بدون قید و شرط عاشق حرفه خود باشد زیرسایه لطف خداوند جای گرفته است".

- نفرت ورزیدن ناشی از اراده و انتخاب شماست و از افکار آلوده به کینه شما نشئت میگیرد.

- نفرت و انزجار در درون شما جای دارد و نه در جهان برون.

- این مشاغل نیستند که مخرب روانها هستند،این انسانهاهستند که بانگرش منفی روان خود را ویران می سازند.

- آنچه راکه اکنون مخالف آن هستید میتوانید از نو تعریف کنید و پیرامون آن تفکری تازه بیابید تاوفور وبرکت به زندگی شما راه یابد.

- علیه هرچیزکه باشید همان علیه شما بکار می افتد.هرچه علیه آن هستید میتواند به شیوه ای مثبت بیان شودکه شمارا طرفدارچیزی کند.

- اگردر موضعی قرارگیرید که عشق را بعنوان  چراغ راهنمای خود درفعالیتهای روزانه خویش بکارببندید خواهیددید که وفور نعمت وبرکت درانتظار شماست تاخودرا به آن متصل کنید.

- اغلب اوقات آنچه موجب تیرگی روابط اجتماعی میشود و مسئله می آفریند اینست که طرف ذهن خودرا برمعایب وکاستیهای دیگری متمرکز می کند.

- خودرا نسبت به خویشتن متعهدکنید آنچه راکه به آن عشق می ورزید انجام دهید ونیزبه آنچه انجام میدهید عشق بورزید.

- شکرگزاری طمع و افزونخواهی رااز بین می برد وافکارشما را برنعمت و برکت متمرکز میکند.هنگامیکه ما شاکر و راضی هستیم بنظرمیرسد که نعمت بیشتری به ما روی می آورد.

- هرآنچه درزندگی نصیب شما میشود باخود بگویید که شایستگی دریافت آنرا دارم.براحترام و ارزشمندی نفس خود اعتقاد داشته باشید.

- استفاده از عبارات تأکیدی را جزئی اززندگی روزمره خودکنید.ازهر فن و شیوه ای برای جذب وفور و برکت به زندگی خویش استفاده کنید.عبارات تأکیدی را بنویسید و بر در و دیوار،داخل اتومبیل و بدنه یخچال خود بیاویزید و درمعرض دید خود قراردهید.عبارات تأکیدی مثبت شما را یاری میدهندکه به افکارخود شکل دهید و آنها را حول و حوش خواسته های خودمتمرکزکنید و خودرا با افکار خویشتن به نحوی استوار همسو نمائید.اعتقادات شما باید بطورمرتب مورد تأکید و تأئید وتصدیق قرارگیرند تا درعالم برون و درجهان مادی تحقق یابند.

- بانرمی و محبت خودرا قانع کنیدکه صاحب و مالک هیچ چیز نمی توانیدباشید،هیچ چیزارث پدرشما و ملک قطعی و حتمی شما نیست.

- هنگامیکه به واقع هشیار و رستگار میشوید بخوبی به بی اهمیتی وابستگی خودبه چیزهای مختلف آگاه می گردید.تصورکنیدکه پس از رفتن ازجهان (مرگ) به عقب می نگرید و به همه وابستگیهای خود چشم می دوزید و می بینیدکه چقدر بی اهمیت به نظر خواهندرسید.

اصل رهایش را هم ازهمین دیدگاه رؤیت کنید،خودرا ازنیاز به وابسته کردن خویشتن به اشیاء و مردمان برهانید.در واقع شما نمی توانید صاحب هیچکس یا هیچ چیز باشید.هر وابستگی مانعی است برای زندگی درسطح هشیارانه تر و عالی تر،و ازسوی دیگر وابستگی (که عکس رهایش است) باعث کاهش نیکبختی و موفقیت است. هرچه بیشتر بتوانید از مزدم و اشیاء دست بکشید وآزاد شوید بامشکلات کمتری درزندگی دست به گریبان هستید.

- توان رهایش ازهمه مردم و اشیاء و قطع وابستگی به آنها و درعین حال جزئی ازپیکر جامعه بشریت بودن یکی از بزرگترین حقایق به ظاهر متناقض دراعتلای نفس وبینش عرفانی است.دراین مرحله اززندگی خویشتن ازصمیم قلب احساس میکنیم که ازطریق وحدت وجودبه همه بشریت متصل و باآنها یکی هستیم و درعین حال میدانیم که دیگربه آن وابسته نیستیم(یعنی مجبوربه چسبیدن به افراد و اشیاء برای احساس کمال یافتگی و تشخّص نیستیم)و نه نیاز به گردآوری اشیاء برای احساس بزرگی و تمامیت داریم.

- رهایش پدیده ای است که درابعاد روحی ما تحقق می یابد و نوعی فرآیند تزکیه است که مارا بسوی آزادی از جسم خاکی و عالم مادی هدایت میکند وبیشتر متوجه جنبه های روحانی زندگی است وبه معنی رهاشدن ازبردگی و وابستگی به مایملک و داراییهای خویشتن و هرآنچه بصورت زر و زیور گردآوری کرده ایم می باشد وبه مفهوم زندگی درسایه آزادی و بی نیازی ازکشمکشهای جهان مادی است.درکل،رهایش نقطه مقابل گرایش است و به معنی سیر وسیاحت درجهت روند طبیعت و همسویی باجریان آن ونوعی تسلیم و رضا و احترام به جریان طبیعی کائنات و بازتابی از کمال آن است.

- هنگامیکه اصل رهایش را درزندگی روزمره خود بکار می بندید،کشف خواهیدکردکه آزادانه زندگی میکنید و همسو وهمراه وهمگام باهمان نظام انرژی(که کائنات نام دارد) قدم برمیدارید و حتی مهمترازآن کشف خواهید کردکه انرژی کل کائنات راآزاد میگذارید که ازطریق شما بدون مانع جریان یابد.

- هرچه بیشتر بتوانید بدون وابستگی،گرایش وچسبیدن به چیزی جریان یابیدزندگی شما شادتر خواهدبود و خشنودی خاطر بیشتری خواهید داشت،و علاوه برآن به اندازه معین ولازم برای گذراندن امورزندگی شما وآنهایی که موردعشق شماهستند نازل میشود.

- کارلوس کاستاندو میگوید: "یک مردعاقل ودانا همانند هرشخص عادی دیگر می جوشد و می خروشد،رنج میکشد وعرق میریزد بطوریکه هیچ تفاوتی بادیگران ندارد جزاینکه جنبه های زشت و دور ازخرد زندگی خودرا درکنترل دارد... جنبه های زشتی اززندگی که زیر کنترل اوست، اورا مجبور میکندکه بگوید آنچه انجام میدهد بریش مهم است و اورا به رفتاری که دارد مجبور میکند اما درعین حال میداندکه واقعیت امرچنین نیست ولذا هنگامیکه ازانجام کارها فارغ میشود درحالت صلح وآرامش است وبه پیامدهای آن اعتنایی ندارد وبه اینکه کارهای او خوب یا بد تلقی شده ویا به نتیجه رسیده یا بدون نتیجه مانده توجه نمی کند.

- اغلب ما برجنبه های زشت و نابخردانه زندگی خود کنترل نداریم ولذا ازپیامدهای کار و عقیده دیگران وقضاوت آنها پیرامون کارهای خود گران هستیم وذهن خودرا برآثار برونی رفتار خویش متمرکز می کنیم ولذا نمیتوانیم بااصالت هستی خود کناربیاییم و "بودن" را تجربه کنیم.

- رهایش به شماکمک میکندکه درعوض آنکه درفکر و وسوسه جمع آوری و تملک بیشتر باشید ازآنچه هم اکنون دارید لذت ببرید و ازبابت آن سپاسگذار باشید.

- اگر جنبه های نامعقول و ناسازگار زندگی را زیرکنترل بگیریم،تنها کاردیگری که بایدبکنیم فقط "حضور" و "بودن" است و نه به سازدیگران رقصیدن و مردم پسند بودن و خودآرایی برای جلب تحسین دیگران.

- رهایش حاصل کنید و ازجریان انرژی زندگی که ازطریق شما جاری میشود لذت ببرید.

- ما میتوانیم به همسرمان عشق بورزیم اما درعین حال میدانیم که مال او نیستیم.علم درونی ما میپذیرد که اومقام آدمیت و مسیر زندگی مخصوص به خودرا دارد و همسری آنفرد با ما بخشی ازاین مسیراست و دربخش زیادی اززندگی یکدیگر بااوشریک هستیم.عشق ورزیدن آگاهانه درزندگی زناشویی اینست که بگذاریم که آن شخص که موردعشق ماست خودش باشد ومقام انسانی خودرا دارا باشد هرچن متفاوت از ما و یا میل و سلیقه ماهست.یعنی  توانایی چشم پوشی ازاینکه همسرما چگونه بایدزندگی کند و شیوه زندگی او لزوماً باید مطابق خواسته ما باشد، وعشق ورزیدن به چنین شخصی بهمان صورتی که هست و این یک تمرین ارزشمند دررابطه با رهایش است.چشم پوشی ازقضاوت دررفتار طرف دیگر و خودداری ازاعمال سلیقه که طرف مربوطه باید چنین و چنان باشد،به معنی احترام گذاشتن و به رسمیت شناختن فردیت و احترام گذاشتن به نیازهای او وحرمت نهادن به حق اوست در انتخاب راه زندگی خویشتن برطبق رهنمودها وپیامهای درونی خویش بدون هرگونه دخالت خودسرانه ما ؛علاوه براین خودداری ازقضاوت به معنی احترام به نیازهای خویشتن و حق خود برای داشتن احساس بدون تقسم بندی آنها به احساسهای درست ونادرست. واینست معنی عشق بدون قیدوشرط برای خویشتن ومعشوق.درعشق بدون قیدوشرط چیزی به نام اینکه حق با ماست یا باطرف دیگر،ما درست میگوییم یا او ویا بالعکس وجودندارد.اگرشما قویاً به قضاوت پیرامون کسی گرایش داشته باشید خود وخواسته های خویشتن را توصیف می کنیدو نه اورا.

- جبران خلیل جبران میگوید: "فرزندان شما فرزندان شمانیستند.آنها پسران ودختران زندگی هستند،زندگی ای که درآن هدفها وآرزوهای خودرا دنبال می کنند.آنها ازطریق شما اما نه از برای شما پابه جهان میگذارند.هرچندکه باشما همراهند اما مایملک شما نیستند".

- بگاواد جیتا میگوید: "کسیکه بوسیله جریان پیوسته تمایلات و سیل آرزوهای خود آشفته خاطر وپریشان حال نمیشود همانند رودخانه ای است که وارد دریا میشود،هیچ گاه لبریز نمیشود وهمیشه آرام است.چنین شخصی مانند دریا متین و استوار است وبه صلح درون دست می یابد،برخلاف کسیکه برای برآوردن این آرزوها جنگ وستیز میکند ولذا همیشه آشفته و پریشان است.

- آرامش ماتنها هنگامی مختل میشود که خود به عمد باموضوعات تازه ای که بطوردائم به ذهن ماهجوم می آورند اسباب اختلال آنهارا فراهم کنیم.آشفتگی خیال ازگرایش به یک ایده ناشی میشود.

- رنجهای روحی به هرشکل و شمایلی که باشند مستقل از شکل وشمایل منحصراً عمل ذهن هستند وازذهن ما نشئت میگیرد.ذهنی که برخواسته های خود پافشاری میکند و افراد راآزاد نمی گذارد که آنچه هستند باشند.

- متداولترین انواع گرایشها عبارتنداز:گرایش به اشیاء اموال ومادیات،گرایش به پول،گرایش به افراد دیگرگرایش به آداب و سنن گذشته،گرایش به جسم خویشتن،گرایش به عقاید اکتسابی و وسواس در "حق به جانب بودن"،گرایش به پیروز شدن.

- از اعتمادبه نفس به میزانی برخوردار باشید که خودرا برطبق معیارهایی که دیگران ازبرای خود برمی گزینند ارزشیابی نکنید ونیز به دیگر اعضای خانواده از بابت آنچه هستند عشق بورزید و به درددل آنهاگوش فرادهید و ازارائه پندو اندرز خودداری کنید مگرهنگامیکه ازشما خواسته شود و درغیراینصورت عشق بدون قید و شرط ارائه دهید.

- در روابط پدرفرزندی یا مادرفرزندی رهایش به این معنی است که فرزندان شما راه زندگی خودرا درپیش دارند و دراین راه مختارهستند،نه آنکه به شیوه ای که شما برای آنها مقرّر کرده اید زندگی کنند و دراین خصوص تسلیم تصمیمات شما باشند و درطریق زندگی آنهارا راهنمایی کنید و یاری دهیدکه متکی به خویشتن باشند و بدانندکه همواره از عشق بدون قیدوشرط شما برخوردارند،حتی اگر رفتارآنها درجهتی باشدکه موجب شکست آنان گردد.

- رالف ولدو امرسون می گوید:"اسیر و برده گذشته خود نباشید.دردریای بیکران و باشکوه شیرجه روید وغوطه ور شوید،و در ژرفای آن غواصی نمائید وتا کرانه های دوردست آن شناکنید.به این ترتیب به عزت نفس و احترام به خویشتن و نیروی تازه در بازوان و تجربیات گرانبها بازخواهیدگشت و این بخوبی یه شما می نمایاندکه کهنه رابه دور بیندازید و ازگذشته ببرید".

- یوگانادا درکتاب افسانه غیبی می نویسد:"مقدسین میگویند باید باجسم خود بعنوان یک قفس موقت که روح شما را درخود جای داده بگونه ای رفتارکنیدکه هرگز به آن گرایش نیابید و وابسته نشوید و دل نبندید.قدرنیروی بی پایان غیرمادی و هشیاری جاویدان و همیشه زنده روح را بدانید،همان روحی که درفراسوی لاشه مادی و حواس پنجگانه و درسطحی عالی تر ازآن قراردارد".

- حضرت مسیح فرمود:"شما درجهان هستید اما ازجهان نیستید من هم درجسم خویش هستم اما ازآن نیستم".

- فیتز جرالد می گوید: "یکی ازنشانه های هوش وعقل ممتاز توانایی درحفظ توأم و همزمان دوعقیده متضاد درذهن خویش است بدون آنکه به ذهن خللی واردآید.مثلاً انسان ممکن است ازاین آگاه باشدکه وضع مأیوس کننده است و بااین حال خودرا متعهد بداند که برای بهبود آن بکوشد".

- میتوان به چیزهایی عشق ورزید اما وابسته نبود.دست کشیدن و رهاکردن وآزادگی وگذشت را تمرین کنید و بگذارید تا درمداری از هماهنگی وصلح و صفای درونی دوران یابید وغوطه ور شوید.به موازات فراروی به فراسوی گرایش وآزادی ازآن،می آموزیم که ذهن خودرا به مستوی کردن و بی طبقه کردن زندگی متوجه کنیم وقدرت را واگذارنماییم وبه آن وابسته نباشیم و ازاین طریق جلال و شکوه زندگی متافیزیکی وزیستن درسایه صلح وصفای و باروری راکشف می کنیم.

- رهایش به معنی اعتماد به کائنات است که مارا درپناه خود جای میدهد و درسفر بسوی روشن بینی یار و نگهبان ماست.

- رهایش ازافرادی که موردعشق و علاقه شماهستند ممکن است موجب نگرانی شما گردد.ممکن است احساس کنیدکه رهایش به منزله بی تفاوتی و بی قیدی  درعشق است.اما رهایش دررابطه عاشقانه درست عکس اینست و به معنی عشق ورزیدن عمیق وبدون قیدوشرط به دیگران است و دوست داشتن آنان بخاطرهمان چیزیکه هستند،بدون داوری پیرامون آنها،و نه بواسطه آن چیزیکه ما می خواهیم  باشند و احترام به آزادی آنهادر برگزیدن راه زندگی خویش است.

- کوشش کنید همکاری را جایگزین رقابت نمایید.

- بخاطر بسپارید محال است تازه ها قحط شوند،لذا نیاز به انبارکردن کهنه ها برای "روز مبادا" نیست.

- ازجسم خود فراتر روید، انرژی ذهن خودرا بر معنویات و بعدالهی خود یعنی روان متمرکز کنید.

- هدف درزندگی تنها لذت بردن ازهرآنچه موجود است بدون گرایش یا تعصب به اینکه اوضاع باید به نحو دیگری باشد.

- کارل یونگ می گوید:" درهرلحظه اززندگی خود برای ایجاد و حفظ حاکمیت نفس وتسلط شخصی برزندگی خویش درتلاشیم.اما درعین حال درگیر نیروهای حیاتی دریک زندگی بزرگتر ازخود هستیم و درحالیکه ممکن است بازیگر نمایشنامه زندگی خویش باشیم،علاوه برآن پرچمداران و سربازان لشکری درنمایشنامه بزرگتردیگری نیز می باشیم".

- درجهان (کائنات)هیچ چیز برحسب تصادف واتفاق نیست و درآینده هم هرگز چنین نخواهد بود.

- مفهوم فلسفی مکانیک کوانتوم(درعلم فیزیک) اینست که همه چیز درجهان ما(به انضمام خودما) که به ظاهر بنظر میرسد مستقل باشیم درواقع اجزائی ازنقش ونگار ساختار یک کلّیت بزرگ و فراگیرهستیم ولذا هیچ جزئی ازاین نقش ازکلّیت و یا از جزء دیگر آن جدانیست.

- دربین اجزاء کائنات، اگر نتوانیم کیفیت ارتباطها را ببینیم به این معنی نیست که ارتباطی وجود ندارد.

- اگر یکبار وبرای همیشه قانع شویدکه شما درچهارچوب یک نظام الهی بدون عیب و نقص و کامل موجودی آزاد ومختار هستید دیگر دچار وسوسه فکری دردناکی که برقسمت اعظم زندگی شما سایه افکنده نیستید.

- هنگامیکه اراده کنیدکه از بدبختیها واتفاقات سوء پندبیاموزید دیگر آنهارا تکرار نمی کنید.

- درجهت تقدیر و حرکت جهان باتسلیم ورضا پیش روید و درمقابل آن نایستید.

- با این اعتقادکه میتوانید درجهت هوشمندی بزرگ جهان(قدرت الهی) که یار ونگهبان جسم شماست حرکت کنید و درآفریدن آنچه برای خود می خواهید بدون هیچ محدودیتی با یاری این قدرت بزرگ سهیم شوید.اما نخست باید بدانیدکه توانایی شمادرتفکر محض بودن،نیروی محرکه شما برای ایجاد این تحوّل بزرگ درزندگی خویشتن است.فقط ازطریق تفکر وتنها تفکرمحض است که شما قادربه معجزه آفرینی درذهن خود میشوید،همان چیزیکه ممکن است تاکنون از پرداختن به آن طفره رفته باشید.

- به یادداشته باشید که تجزیه وتحلیل یک عمل مخلّ عقل است زیرا افکاررا متشتت وپریشان میکند و سیمای جهان راتحریف می نماید.

- رنج روانی شمار زیادی ازمردم ناشی ازعدم توانایی آنها در بخشش و گذشت است.

- تازمانیکه براین باوریم که هستی ما منحصر به همین جسم خاکی و عالم مادی است نمی توانیم ازیک زندگی سرشار ازبیداری وهشیاری وبینش برخوردارشویم. اگر رهایش را بیاموزیم و دقیقتربا همزمانی کائنات مرتبط شویم، امااگر گذشت و رحمت را نیاموزیم حتی اگر برتمامی اصول فوق(رهایش و همزمانی) مسلط شویم بازهم درزندگی آکنده از تاریکی خودرا زندانی میکنیم.

- اکثرما فاقد حس گذشت و رحمت هستیم وبه کینه های کهنه وقضاوتهای خود می چسبیم.

- کائنات مشتمل بریک سلسله رویدادهایی است که مستقل ازعقیده و سلیقه ما رخ میدهند.همه آنها همانی هستندکه هستند،کامل وبدون عیب ونقص.دراینجا عفو وبخششی وجودندارد،زیرا قضاوت ومتّهم و گناهکاری دربین نیست.

- اگربدانیم که این ماهستیم که الزامات درزندگی خویش را می آفرینیم خواهیم دانست که کینه و نفرت وخشمی که نسبت به دیگران داریم،ساخته و پرداخته خودماست و ازنفس ما می جوشد.نیازبه عفودیگران یک سوءتفاهم ودرک غلطی است که ازسالین متمادی بجامانده و به ما ارث رسیده است.

- اگر دائم عادت به داوری پیرامون رفتار دیگران نماییم و کردار آنهارا ارزشیابی کنیم و درباره آن داد سخن بدهیم،زندگی خودرا زیرکنترل آنها خواهیم برد.آموختن گذشت ورحمت به منزله آموختن تصحیح کردن سوءتفاهمات و ادراکهای غلطی است که درذهن خود آفریده ایم.

هنگامیکه افکار خودرا راست ودرست و ازآلودگیها پاک کنید،مسؤلیت کامل زندگی خود،ازجمله رفتاردیگران نسبت به خویشتن را خواهیدپذیرفت وبه مرحله ای خواهیدرسیدکه دیگرحتی نیازی به تمرین برای رحمت و گذشت ندارید،زیراهمه ادراکات غلط را تصحیح کرده و هرسه منشأ عدم رضایت ودلخوری راکه دراصل نیاز برای گذشت و رحمت را پیش می آورد حذف کرده اید.

- باید ازسه انحطاط فکری رهایش پیداکنیم: سرزنـش ، انتـقام، قضـاوت .

- اکرنتوانیم آنهایی راکه درگذشته درحق ما جفاکرده اند ببخشیم تنها راهیکه باقی می ماند اینست که آنان رامسئول بدبختیها وتلخیهای زندگی خودبدانیم و ازاین بایت سرزنش کنیم.

- میزان مسئولیت پذیری خودرا درزندگی خویش ارزشیابی کنید و میزان مقاومت خودرا درمقابل مسئولیت پذیری بسنجید،باایمان به اینکه درجهان کمال یافته چیزی به نام اتفاق وتصادف وجود ندارد.

- تازمانیکه ما دیگران رابرای احساسی که داریم سرزنش می کنیم مجبورهستیم برای بیرون آمدن ازحالت فلج روانی خود منتظر تغییرو تحول آنها شویم.

- گذشت و رحمت به معنی رفع سوءتفاهم واصلاح برداشت اشتباه آمیز است.

- حس انتقام جویی زاییده تفکر سرزنش آمیز است، سرزنش ناشی از عمل تفکر و انتقام جویی ناشی ازعمل جسم است.جنبه عملی(جسمی) آن کسانی راکه انتقام جویی راشعارزندگی خود قرارمیدهند فلج میکند .

- در انجیل نوین آمده است: "زیرسلطه شرّ قرارنگیرید و بوسیله نیکوکاری به شرّ غلبه کنید".

- یک ضرب المثل قدیمی چینی میگوید:"کسیکه درصدد انتقامجویی است باید دوقبر حفر کند".

- هنگامیکه کسی را بصورتیکه هست می پذیرید،دیگر دچار درد ورنجی که باقضاوت پیرامون او همراه است نمی شوید.

- پرهیزاز داوری به معنی پرهیز ازتفکر است که این عملی بسیار بی معنی ونابهنجاراست.اما میتوانید قضاوت منفی رابه میزان زیاد کاهش دهید و این خود نوعی گذشت و رحمت است که به شماکمک میکندکه کیفیت زندگی خویش رابهبود دهید.

- اگراطرافیان را موردقضاوت قرارندهید و درعوض آنهارا به همان صورتیکه هستند و به عنوان افرادی که راه مخصوص خودرا دارند بپذیرید و خشم پیرامون رفتارآنها رااز وجودخود بزدایید،دراین صورت گذشت و رحمت از خودنشان داده اید.گذشت و رحمت درواقع به منزله اصلاح کردن سوءبرداشت و سوءتعبیر خودشماست.

- کسانیکه بوسیله اعمال خود موجب  واردآوردن صدمه به شماشده اند درحقیقت خودشان هم نمیدانند چه برسر شما آورده اند ونسبت به اعمال خودجاهل هستند.آنها خودشان هم نمیتوانند بفهمند که نسبت به دیگران چه میکنند،زیرا هیچگونه توجه و اتصالی به کلّیت ندارند.آنها رفتار ناموزون وناهماهنگ به دیگران روا میدارند،زیرا این همان چیزیست که برای عرضه کردن دراختیاردارند.

- تنها واکنش عاقلانه درمقابل کینه ونفرت عشق ومحبت است و هرچیزدیگر غیرازاین شما رامجدداً به مهلکه ای که قبلاً بوده اید بازمیگرداند.

- با گذشت و رحمت دیگر دشمنی درصحنه باقی نمی ماند که نیاز به گذشت و رحمت باشد.

- گلدا اسمیت درنوشته خودبه نام پرانتزهای ابدیت می نویسد:"همسایگان خودرا همانندخویش دوست بدارید واین به منزله ارائه همان صفات خداگونگی درون خویش به همسایه فارغ از هرگونه ظواهر درلحظه است.این همسایه ممکن است یک زن زناکار ویا دزد درپای چوبه دار باشد،امااین محکومیتهابه ما مربوط نیست.آنچه به ماارتباط می یابد اینست که بادیدن طبیعت واقعی آنهابه آنان عشق بورزیم.حتی اگر درلحظه از ظواهر امر چیزدیگری مشهود باشد".

- بذل وبخشش به هرمیزانی که بتوانید بدون چشمداشت وتوقع برای پاداش یا قدرشناسی ازبابت آن بزرگترین گام برای واردکردن نعمت وبرکت به زندگی خویشتن و حذف نیازبرای گذشت ورحمت است.تازمانیکه انتظار دریافت چیزی را ندارید شاهد دریافت مقداربیشتری ازآن خواهیدبود.

- مرگ نه یک تنبیه بلکه یک تغییر وتحول است.تنهاچیزیکه می میرد جسم شماست،وفکرشماکه یک انرژی ابدی است باقی می ماند.شمایک تفکر ویک روان هستید که هرگز نمی میرید.راضی وتسلیم شوید بدون آنکه باچیزی ازجهان ویا تمامی کائنات درجنگ وستیز باشید.هنگامیکه این اعتماد رابیابیدازاینکه چرازودترازاین تسلیم نشدید درشگفت میشوید واین به دلیل صلح وصفایی است که ازبابت رضا وتسلیم دریافت می کنید.

  http://nilofare-abi.persianblog.com

پنج شنبه 9/1/1386 - 22:37
پسندیدم
5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName