• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2223
  • يکشنبه 1383/8/24
  • تاريخ :

كتاب سوزی؛واقعیت یا اتهام واهی!

( قسمت اول)

ترتیب دادن كتابخانه های عظیم، بی سابقه و چند میلیونی در بیش از هزار سال قبل، به افسانه می ماند اما این افسانه در جهان اسلام و به بركت فرهنگ علمی و روحیه كتابخوانی و دانشجوئی كه اسلام ترویج كرد، صورت واقعیت به خود گرفت.

اگر در این عصر كه عصر ماشین و چاپ و فراوانی كاغذ است، چهار میلیارد جلد كتاب در 000/850 كتابخانه بزرگ و كوچك جهان وجود دارد، خیلی اهمیت نخواهد داشت زیرا این عصر، عصر امكانات است و بشر با وسائل مدرنی كه در اختیار دارد، می تواند ساعتی میلیونها جلد كتاب و نشریه چاپ كرده، به افكار عمومی عرضه نماید.

"ولی در زمانیكه كاغذ مثل امروز فراوان نبوده و كتاب ها می باید با دست نوشته و تكثیر شود و وسائل تبادل افكار بسیار محدود بوده، مسلمین كتابخانه های حاوی چند میلیون جلد كتاب، تاسیس كرده و بهترین و مجهزترین كتابخانه های تاریخ تا آن روزگار و قرنها پس از آن روزگار را تشكیل دادند، شایان اهمیت است."

رواج صنعت كاغذ از اسباب عمده رواج علم و معرفت شد. در همان قرن اول هجری، مسلمانان، صنعت كاغذ را از ماوراءالنّهر آموخته و تكمیل و گسترش دادند. در قرن دوم، هم بغداد در شرق جهان اسلام، كارخانه كاغذسازی داشت و هم مصر در غرب جهان اسلام، طولی نكشید كه در سایر بلاد اسلام حتی در سیسیل و اندلس كه مناطق آزاد شده اروپائی بودند، صنعت كاغذ بدست مسلمانان فاتح، راه یافت. در زمان امام رضا "ع" كه اروپای غربی، هنوز نه كتابت را می شناخت و نه كاغذ را، در بغداد، كاغذ بقدری زیاد بود كه گویند یك تن از بزرگان طبرستان در سفر حجّ، وقتی به بغداد رسید و مامون دستور داده بود تا در بغداد، هیزم و ترّه به او نفروشند، او كاغذ می خرید و به جای هیزم، می سوخت و حریر سبز، پاره می كرد و به جای ترّه، بر خوان می نهاد. در باره "ابن فرات"، وزیر مقتدر هم نقل است كه در خانه اش حجره یی بود مخصوص كاغذ. هر كس آنجا می رفت هر قدر كاغذ كه می خواست، می توانست ببرد. این نكته نیز با آنكه حكایت دارد از تكلّف و تنعّم "ابن فرات"، اما وفور كاغذ را در آن زمان در جهان اسلام، نشان می دهد.

"ابن النّدیم، انواع گوناگون كاغذ را در عهد خویش می شمرد و این امر نشان می دهد كه صنعت كاغذ در آن زمان رونق تمام داشته است. این رواج صنعت كاغذ از اسباب بوجود آمدن كتاب و توسعه یافتن كتابخانه ها گشت و در هر جا صنعت كاغذ راه یافت كار تالیف هم آسان می شد. در زمان یعقوبی، تنها در بغداد بیشتر از صد كتابفروش وجود داشت كه غیر از فروش كتاب در آنها از انواع كتاب ها، نسخه برداری می كردند و كتابخانه های بسیاری بسرعت تشكیل می شد."

دكتر گوستاولوبون در این زمینه می نویسد:

 "خدماتی كه مسلمین بترقّی علوم كردند تنها در اكتشافات علمی ایشان نبود بلكه مسلمانان با تاسیس مدارس و تالیف كتب علمی، سبب انتشار انواع علوم شدند و از این جهت، حقّ بزرگی بگردن اروپائیان پیدا كردند. قرنهای زیادی اعراب و مسلمین، نسبت به ملتهای مسیحی و اروپائی، سمت استادی داشته اند و ما به بركت مسلمین است كه توانسته ایم حتی از علوم قدمای یونان و روم اطلاع پیدا كنیم. از زمان كنونی كه بگذریم دانشگاههای ما همیشه نیازمند كتاب هایی بوده اند كه از زبان عربی به لاتین ترجمه می شده است".

از همان قرن اول اسلامی، مسلمین كتابخانه های بسیار عظیم تاسیس می كردند. كتابخانه عمومی كه زمان هارون، بنیان گذاری شد، كتابخانه معروف "بیت الحكمه" بغداد است كه به تمام وسائل، مجهّز بوده و از همه مناطق فتح شده اطراف جهان، كتاب ها و اسناد تاریخی و حتی دانشمند و متخصّص به سوی جهان اسلام، جذب می شد.

"افرادی مانند: علان شعوبی، محمد بن موسی خوارزمی، یحیی بن ابی منصور، فرزندان موسی بن شاكر و ... تحت مدیریت سهل و سلم، مدیران بیت الحكمه، و ریاست فضل بن نوبخت، در كتابخانه های بغداد، مشغول نسخه برداری و تكثیر و تالیف كتب و تحقیق در باره مسائل علمی بوده اند.

كتابخانه های عمومی و خصوصی بسیار دیگری در عراق، اسپانیا، مصر، شام، ایران و دیگر كشورهای اسلامی تاسیس گردید كه چند نمونه از آنها عبارتند از:

كتابخانه بیت الحكمه بغداد      000/000/4 جلد

كتابخانه طرابلس شام  000/000/3 جلد

كتابخانه قاهره          000/000/1 جلد     

كتابخانه دارالحكمه در قرطبه  000/400 جلد      

كتابخانه دارالحكمه در قاهره  000/500 جلد      

كتابخانه رصد خانه مراغه     000/400 جلد  

كتابخانه دارالكتب ری          000/300 جلد

كتابخانه سید مرتضی           000/80 جلد

و... كتابخانه بزرگ قرطبه از نظر تعداد و نوع كتاب، منحصر بفرد بود و كتاب های علمی و مفید به هر قیمتی، خریداری و یا استنساخ می شد.

"مامورانی با اختیارات كامل به مراكز علم و دانش جهان در شرق و غرب، چون اسكندریه، دمشق، بغداد، اصفهان و ری فرستاده می شدند كه كتاب های با ارزش را خریداری و یا استنساخ نمایند".

بعنوان نمونه، برای بدست آوردن نسخه ای از كتاب "الاغانی" ابوالفرج اصفهانی، هزار دینار برای ابوالفرج به بغداد فرستاده شد تا نسخه ای از كتابش به كتابخانه اسلامی قرطبه برده شود.

بیش از 000/400 كتاب در كتابخانه قرطبه گرد آمد كه فهرست آن در چهل و چهار جلد كتاب تالیف شد و بیست صفحه از هر جلد، اختصاص به دیوانهای شعرا داشت.

عشق به كتاب خواندن و داشتن كتابخانه شخصی با نادرترین و بیشترین كتاب، كم كم به طبقات مرفّه در جهان اسلام سرایت كرد و برای ثروتمندان و دولتمردان، داشتن كتابخانه، اعتبار و آبروی بیشتری بود و به تعبیر امروز "مد روز" بود.

مقری می گوید: در بازار كتابفروشان قرطبه در جستجوی كتابی بودم كه خوشبختانه نسخه ای از آن با خط خوب و صحافی زیبا به صورت مزایده علنی، فروش می رفت. از خوشحالی بالاترین قیمت را دادم، و هر بار كس دیگری قیمت بیشتری برای این كتاب پیشنهاد كرد، تا اینكه كتاب از حد استطاعت من برای خرید و ارزش كتاب گذشت. به كتابفروش گفتم این خریداری كه قیمت كتاب را اینقدر افزایش داد، كیست؟ دست مرا گرفته و به مرد محترمی در لباس مردم مغرب رساند. به او گفتم خدا فقیه ما را سلامت و قوت دهد، اگر شما اعتراضی بر این دارید كه من این كتاب را بخرم، من از خرید آن صرفنظر خواهم كرد. جواب او این بود:

من فقیه و عالم نیستم و از محتوای این كتاب بی اطلاعم، ولی قفسه كتابخانه منزل جدید من هنوز پر و تكمیل از كتاب نشده است كه من بتوانم باهمدوشان و رفقایم رقابت كرده و افتخار به داشتن بهترین مجموعه كتاب را داشته باشم. زیبائی خط این كتاب و كیفیت صحافی و جلد آن توجه من را جلب كرد، و شكر خدا را كه دادن هر مبلغ و قیمتی را در برابر آن برایم آسان كرده است. این بدان معنی است كه فرهنگ كتابخوانی و كتابداری بقدری در جهان اسلام در همان قرن اول و دوم غلبه داشت و ارزش بشمار می آمد كه حتی ثروتمندان غیر اندیشمند نیز به داشتن كتابخانه و كتاب، افتخار می كردند.

"فلیپ حتّی" می گوید:

 "بی دلیل نیست كه پادشاهان لیون و ناوار و بارسلون هر وقت نیاز به طبیب، جراح، معمار، استاد موسیقی و آواز و یا ابداع آور (مدل ساز) برای لباسهای مردان و زنان داشتند، این قرطبه اسلامی بود كه می توانست پاسخ نیاز آنان را بدهد. آوازه شهرت سرزمینهای اسلامی شده اروپا از قبیل اسپانیا، پرتقال و جنوب فرانسه و ایتالیا، به سایر مناطق اروپا و به ملتهای ژرمن و ساكسون رسیده بود و راهبه ساكسون از آن به عنوان "جوهر و یا درّ جان" یاد كرده است".

البته كتابخانه های زیاد دیگری در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامی وجود داشته كه آمار درستی از كتاب های آنها در دست نیست از قبیل:

" كتابخانه عضدالدوله دیلمی (كه مقدسی می نویسد: هیچ كتابی در جهان، تالیف نشده مگر آنكه نسخه ای در آنجا وجود دارد)، كتابخانه سامانیان در بخارا، كتابخانه صاحب بن عباد وزیر فخرالدوله (كه می گویند: دستكم چهارصد شتر برای حمل كتاب های آن لازم بود)، كتابخانه شاپور بن اردشیر وزیر بهاء الدوله دیلمی (كه می گویند بیش از ده هزار جلد كتاب داشته است)، كتابخانه مرو شاه جهان (كه یاقوت حموی می گوید: مانند آن در هیچ جای عالم پیدا نمی شود)، كتابخانه امین الدوله (كه می گویند: بیست هزار جلد كتاب داشته است)، كتابخانه فتح بن خاقان، كتابخانه ابو مطرف، كتابخانه یعقوب بن كلس، كتابخانه سید رضی، كتابخانه شیخ طوسی، كتابخانه روضه علوی، كتابخانه نظامیه بغداد و نیشابور، كتابخانه محمد بن حسین بغدادی (كه ابن ندیم می گوید: چنین كتابخانه ای در هیچ جای دنیا ندیده بودم). و بیست و دو كتابخانه در تركیه و هفتاد كتابخانه عمومی در اسپانیا و ششصد كتابخانه عمومی و خصوصی در ایالات ایران و ...".

"در شرائطی در غرناطه اسلامی، هفتاد كتابخانه عمومی بود كه 400 سال پس از این تاریخ شارل عاقل كه خواست كتابخانه عمومی در اروپا درست كند پس از سالها تلاش، تعداد كتاب هایش به هزار جلد هم نرسید كه بیش از یك سوم آن ادعیه و اوراد كشیشان بود."

ادامه دارد...

UserName