• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2520
  • يکشنبه 1383/8/24
  • تاريخ :

كتاب خواندن ممنوع !

چندی پیش به دفعات از سیمای جمهوری اسلامی ایران كه بزرگانی آن را دانشگاهی عظیم لقب دادند به دفعات آگهی برای تبلیغ شبكه پیام نما پخش می شد كه در آن كودكی فربه و تپل با بی حوصلگی تمام كتابی را بر روی پیشخوان آشپزخانه می كوبید و به اعتراض به مادر (طبق معمول آگهی ها مشغول آشپزی ) می گفت : " خسته شدم از بس این كتاب رو خوندم " و مادر با ملاطفت و مهربانی می گفت : این كه عصبانی شدن نداره الان شبكه پیام نما را برات روشن می كنم تا حوصله ات سر نره " و پس از آن نمای درشت صورت كودك بود كه از این جایگزینی تلویزیون به جای كتاب لذت می برد. و شما خود بخوانید حدیث  مفصل از این مجمل . در كشوری كه تیراژ كتاب در آن به زحمت به 5000 نسخه می رسد چنین تبلیغاتی مانند " سنگ و پای لنگ "است . در شرایطی كه ناشران همه از نبود تبلیغات در زمینه كتاب و كتابخوانی و بی توجهی رسانه ملی به این امر مهم می نالند ، پخش چنین تبلیغی اسفبار است . این تبلیغ به لحاظ اثرات و نتایج به دلیل " رو بودن" یا " آشكاری"  پیام به هیچ وجه هدف مبلغان خود را كه همانا معرفی شبكه پیام است ، تامین نمی كند بلكه اثرات مخربی را در حوزه كتاب و كتابخوانی بر جای می نهد . به كودك می آموزد كه كتابخوانی كار بیهوده و بی حاصلی است و به راحتی می توان آن را با سرگرمی های مفرح !! دیگری همانند تلویزیون معاوضه كرد . اساساً اشكال كار ما از آنجا ناشی می شود كه به مطالعه به چشم یك پدیده سرگرم كننده می نگریم نه ابزاری برای فرهنگ سازی . كتاب را ابزاری برای اوقات بیكاری می دانیم و نه دری كه می تواند افق های روشن آینده را به روی ما بگشاید.هم اكنون با كم كاری رسانه ها در زمینه كتاب به جایی رسیده ایم كه مطالعه در نظر غالب جوانان كاری بسیار بی ارزش و از سر بی دردی تلقی می شود ." تلویزیون ما اصولا هیچ كاری به كار كتاب ندارد ،اگر رادیو ، روزانه فقط نیم ساعت برای كتاب ، وقت بگذارد ، چشم اندازهای روشن تری از آینده برای مردم ترسیم می شود ، اما چه باید كرد كه طنزهای سطحی و ... جای حرف های فرهنگی را پركرده است!"(1)  و مقایسه این نارسایی با امكاناتی كه رسانه گسترده ای چون تلویزیون در اختیار دارد از میزان غفلت عظیمی كه گریبانگیر مسئولین فرهنگی ماست حكایت می كند .

هر كالایی نیاز به تبلیغ دارد ؛ از چه رو تیزرهای تبلیغی انواع محصولات مصرفی اعم از پفك  و چیپس تا انواع تلویزیون ها و یخچال های داخلی و خارجی  از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود ولی دریغ از پخش تیزری درباره كتاب ." در شرایط نامطلوب امروز ، تبلیغ " پفك " از بحث های فرهنگی ، مفاهیم بنیادی هنر و ادبیات  و معرفی ژانرهای ادبی مفید تر و پرمخاطب تر است ، باید دید چه اتفاقی افتاده است كه ایرانیان فرهنگی ، در طول یك سال فقط چند دقیقه یا نهایتا دو - سه ساعت كتاب می خوانند ؟!"(2)البته پخش نام كتاب های انتشارات سروش به دلیل وابستگی این انتشارات به صداو سیما و از سوی دیگر مخاطبان خاص آن نمی توان تبلیغ كتاب خواند چراكه این نوع تبلیغ اولاً " درون سازمانی " و به نفع خود سازمان صدا و سیماست و ثانیاً مخاطبان آن كتاب ها نیز مخاطب خاص هستند و در هر صورت صدا وسیما با این تبلیغ به یك كار فرهنگی اساسی مبادرت نكرده است . باید توجه داشت كه "فرهنگ عمومی را آسیب ها و خطرات متعددی تهدید می كند ، یكی از این آسیب ها غربت كتاب در جامعه و كم اعتنایی رسانه ها به فرهنگ سازی ، از طریق كتاب و كتابخوانی است. سه طیف عمده در جوامع بشری ، بیش از دیگر طیف ها نسبت به كتاب و مطالعه رغبت نشان می دهند ، كه  دانشجویان و استادان دانشگاه ، اهل قلم و هنرمندان و دانش آموزان در این مجموعه تعریف می شوند ، اما متاسفانه در همین افراد هم نسبت به كتاب و كتابخوانی ، كم كاری و كم لطفی مشاهده می شود. رسانه ها می توانند در این زمینه معجزه آفرین و كارساز باشند و با اجرای برنامه های كوتاه مدت و بلند مدت ، وضعیت نامطلوب موجود را به نفع فرهنگ و كتاب ، تغییر بدهند "(3)

در سالهای اخیر تیراژ متوسط كتاب به هزار نسخه رسیده، و اگر بخواهیم خوشبینانه به موضوع نگاه كنیم ، می توان گفت كه مخاطبان جدی كتاب در كل كشور بسیار اندك است و این برای یك كشور هفتاد میلیونی ، یك فاجعه است.و این امر علاوه بر تبعات فرهنگی نامطلوبی كه در بر دارد برای زبان و ادبیات فارسی بسیار زیان بار است چرا كه نادانی یا كم دانی مردم نسبت به زبان مادری ، آنان را برای پذیرش و به كارگیری واژه های بیگاه آماده می سازد . روندی كه هم اكنون در جامعه درحال رخ دادن است و اگرهمچنان ادامه یابد از زبان فارسی جز افعال و كلمات ربط اثری باقی نمی ماند ." ركود كتابخوانی در كشور ما در حالی اتفاق می افتد كه كشورهای همسایه و سایر ملل جهان ، ما را از نظر فرهنگ و تمدن ، صاحب پیشینه غنی و سابقه طولانی می دانند."(4)چندی پیش در خبرها آماری از میزان مطالعه دانش آموزان ژاپنی ارائه شده بود مبنی بر اینكه هر دانش آموز مقطع متوسطه در ژاپن به طور متوسط در ماه سه كتاب غیر درسی مطالعه می كند ، این آمار در دانش آموزان مقطع دبستان تا ده عنوان كتاب در ماه نیز بالغ می شود . پیشینه خط و نوشتار نزد ملت ژاپن قدمتی در حدود 1600سال دارد یعنی ملت ژاپن با پذیرش خط چینی در حدود سال 400 میلادی  صاحب نوشتار و آثار مكتوب شدند و این در مقایسه با كشور ما با قدمت چندین هزار ساله در كتابت و خط بسیار اسفبار است . مقایسه این روند با سخنان ارزشمندی كه در فرهنگ مكتوب ما در توصیه به كتابخوانی شده است میتواند به تصویر سازی از فاجعه ای كه در فرهنگ كشور ما درحال رخ دادن است كمك كند. دانش آموزان دبستانی اوایل انقلاب به خاطر دارند كه شعری در كتاب فارسی آنان با عنوان " كتاب خوب" كودكان را به كتابخوانی تشویق می كرد ( من یا مهربانم /دانا و خوش بیانم . گویم سخن فراوان /با آنكه بی زبانم.من دوستی هنرمند / باسود وبی زیانم ...) و احادیثی از مولای متقیان امیر مومنان كه می تواند انگیزه ای بر كتابخوانی بزرگسالان باشد كه می فرماید : "كتاب، باغ و بوستان دانشمندان است و همچنین می فرمایند: كتاب غذای روح بشر است"

حال با این همه توصیه به كتابخوانی چه شده است كه مردم ما از كتاب فاصله گرفته و با آن بیگانه شده اند.؟؟ ناشران كه آسیب مستقیم این بیماری فرهنگی متوجه آنان است موارد زیر را از بی توجهی یا كم توجهی مردم به كتاب می دانند .

" - ممیزی آفت بازار كتاب ماست. سانسور حتی اگر زیاد هم رایج نباشد، اما باز در سلب اعتماد خوانندگان مؤثر است.

- ورود رسانه های رقیب، مانند اینترنت، نیز بازار كتاب را بدتر كرده است.

- در ایران قیمت كتاب بالا نیست، اما به خاطر فشارهای مالی، از توان مالی بسیاری از مردم بالاتر است.

- مواد اولیه برای چاپ و نشر كمیاب و گران است و توزیع كاغذ همچنان در انحصار دولت است.

-  در ایران فرهنگ كتاب خوانی ضعیف است. باید از دوره دبستان به كودكان آموزش داده شود كه به كتابخوانی و مطالعه عادت كنند.

- در جامعه ما تبلیغ برای كتاب و مطالعه كم انجام می گیرد. تبلیغات به صورت پخش آگهی برای ناشران مستقل مقرون به صرفه نیست. بنابراین وظیفه دولت است كه در رسانه های گروهی فراگیر برای كتاب و سایر محصولات فرهنگی تبلیغ كند."

بسیاری از مردم از قیمت بالای كتاب می نالند ، ولی همین افراد مبالغی بسیار بیشتر از قیمت یك كتاب را برای خوراك ، وسایل آرایش و لباس مد روز صرف می كنند و هیچگاه از بالا بودن قیمت آن شكوه ای ندارند . باور كنید كه می توان با احیای فرهنگ مطالعه در جامعه به بسیاری از نا بسامانی ها پایان داد ، می توان مردم قانون گریز را به قانون و اخلاق عمومی پایبند كرد ، می توان فرهنگ شهر نشینی را از این طریق گسترش داد ، می توان از طریق مطالعه آموخت كه دیگران نیز حق دارند می توان به فردگرایی افسار گسیخته موجود خاتمه بخشید ، می توان با مطالعه از توده بی شكل مردم كه با اندك تحریكی برانگیخته می شوند ، شهروند قانونمند و مسئولیت شناس برآورد . و بسیاری می توان های دیگر كه همه درگرو مطالعه است . برای ساختن آینده ای بهتر تنها راه ارتقا سطح دانش آگاهی و فرهنگ مردم است و این مهم میسر نخواهد بود مگراز طریق مطالعه و اشاعه فرهنگ آن.

 

منابع :

1و3. گفتگوی خبرگزاری مهر با منوچهر آتشی – شاعر .

2 و4.گفتگوی خبرگزاری مهر با دكتر سید علی موسوی گرما رودی - شاعر .

 

UserName