• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5086
  • پنج شنبه 1383/8/21
  • تاريخ :

قرنی سراسر وحشت و جنگ

  مقدمه

جنگ اول جهانی و پیامدهای آن

دومین جنگ جهانی و نتایج آن

جنگ های اعراب و اسراییل

جنگ های خلیج فارس

موخره

مقدمه

جنگ قتل و غارت ، افزون طلبی قدرت های بزرگ ، ظلم پذیری كشورهای كوچك و ملت های ضعیف ، نادیده گرفتن حقوق ملت ها همه و همه از دیر باز از آن زمان كه تاریخ بشر آغاز شده پا به عرصه زندگی انسان نهاد . گویی جنگ همزاد جدایی ناپذیر آدمی است ، ولی همزادی كه كینه همزاد خویش را در دل دارد ، كمر به نابودی او بسته است و تا تباهی اش را به چشم نبیند آرام نمی گیرد. در دنیای امروز بیش از هر پدیده دیگری جنگ رخ می دهد هر روز در اخبار شاهد یورش جدید نیروهای ارتش صهیونیست به مواضع فلسطینی و یا حزب الله هستیم . هر روز از خبرها گزارش های ناآرامی های عراق را می شنویم ، در هر هفته چندین بار به افغانستان و فجایعی كه در آن رخ می دهد اشاره می شود . و همه اینها در كنار تهدیدهای امریكا - درنقش كدخدای دهكده جهانی - در برابر جهان اسلام قابل توجیه است گویی  امریكا در راس قدرت های بزرگ جهانی ، جنگ صلیبی مدرنی را البته نه به بهانه آزاد سازی قبر مسیح كه به بهانه هایی به ظاهر مدرن و جدید چون : اجرای حقوق بشر ، پاسداری از صلح جهانی ، برقراری دموكراسی ،علیه جهان اسلام آغاز كرده است. امریكا در جامه امپریالیسم با قدرت برتر نظامی ، اقتصادی و با دیپلماسی اعطای امتیاز و یا لغو امتیاز كشورهای جهان را تطمیع و یا تهدید می كند . به خاطر آوریم در جلسه اخیر آژانس بین المللی انرژی هسته ای كه بنا بود درباره فعالیت های هسته ای كشورمان تصمیمی اتخاذ شود ، و ایران به كمك كشورهای غیر متعهد و بزرگان آنها مانند هند و پاكستان امید بسته بود ، آمریكا با دادن امتیازاتی مبنی بر لغو تحریم هسته ای هند و پاكستان به راحتی این دو كشور تاثیرگذار را از هواداری ایران منصرف كرد و اتحاد كشورهای غیر متعهد كه اساسا برای در هم شكستن قدرت های بزرگی چون امریكا شكل گرفته است ، به یك باره به تفرقه منجر شد و نهایتا قطعنامه ای با موضوع تعلیق كامل غنی سازی اورانیوم ازسوی ایران به صورت شدید اللحن به تصویب رسید و ایران به پنهان سازی فعالیت های هسته ای محكوم  شد. این تنها یك نمونه از چیرگی امپریالیسم امریكا بر سرنوشت ملت ها و یا استقلال و آزادی آنها در تعیین سرنوشت كشورشان است . حال این شرایط را در قرن گذشته میلادی در نظر آورید كه جهان دو قطبی ، وجود دو امپریالسم امریكا و شوروی ، تقسیم جهان بین این دو قطب ، بروز جنگ سرد  بین این دو قدرت و مسابقه تسلیحانی بین آنها كه دنیا را به یك ضرادخانه هسته ای بدل كرد ،حكایت از ناامنی تام و تمام دارد . ناامنی كه با جنگ اول جهانی آغاز شد و در طی قرن بیست و نیز تا كنون ادامه دارد . جنگ اول تنها آغازی پر از هول برای قرنی سراسر وحشت بود . قرنی كه در طی آن بر جامعه جهانی آن رفت كه در دوران توحش بر او وارد نیامده بود. قدرت های جهانی در این جنگ برای برتری در میدان جنگ و متعاقب آن برتری در عرصه جهانی به مسابقه ای وحشتناك در ابداع سلاح های مرگبار دست زدند . برندگان جنگ كه تنها تفاوتشان با آتش افروزان جنگ تنها  مقاومت  بیشترشان بود، با همان سبعیت حاكم بر جنگ به دوران صلح گام نهادند و برتری های میادین نبرد را در عرصه های بین المللی دست آویزی برای سودجویی بیشتر و كسب منافع بزرگتر قرار دادند. هم اینك شورای امنیت و سازمان ملل متحد كه بنا بود صلح و امنیت جهانی را برای مردم وحشت زده و آسیب دیده از جنگ به ارمغان آورد به ابزاری در دست قدرت های پیروز در جنگ بدل شده است حق  وتو در شورای امنیت كه به كشورهای پیروز در جنگ دوم جهانی به اضافه چین اختصاص یافته است خود گویای این حقیقت است . چهره جهان تغییر نیافته است تنها جنگ ، وحشت ، خشونت و قربانی شدن ملت ها در زیر صورتك فریبنده ای از صلح پنهان شده است .در این مقاله كوشیده ایم به صورت كاملا مختصر آماری از جنگ های پس از جنگ اول جهان را در اختیار خوانندگان قرار دهیم .

جنگ اول جهانی و پیامدهای آنجنگ جهانی اول با قتل ولیعهد اتریش و همسرش به دست یك جوان 19ساله اسلاو آغاز شد. وی هدف از این سوء قصد را انتقام گیری صرب ها از ستمگران اعلام كرد.نطفه بحران در شبه جزیره بالكان منعقد شد. از سال 1913 صربها خواهان ایجاد یك دولت بزرگ اسلاو بودند كه شامل كرواسی و بوسنی نیز باشد و این بخش (بوسنی )  برخلاف میل و خواست مردم آن به تازگی از امپراتوری عثمانی جدا شده و به خاك امپراتوری دو گانه اتریش- مجارستان پیوسته بود. اختلاف نژادی در شبه جزیره بالكان (میان صرب ها و بوسنیایی ها) در طی جنگ جهانی اول 9 میلیون كشته بر جای نهاد و چنانكه خواهیم دید در پایان این قرن نیز آتش جنگ در این شبه جزیره را بر افروخت.

در این زمان دولت های اروپایی در یك مسابقه تسلیحاتی، به انواع سلاح های مجهز زمان خود دست یافته بودند و این رویداد چون جرقه ای در انباری از باروت بود كه نه تنها اروپا كه جهان را شعله ور ساخت. این در حالی بود كه در آن سوی آبهای اقیانوس اطلس، میان امریكا و مكزیك جنگی خونین در جریان بود.

بالكان و تنگه های آن كه زیر نفوذ عثمانی بود ریشه تخاصم آلمان و روسیه گردید. روس ها از اسلاوها و آلمان ها از گروه های دیگر حمایت می كردند. آلمان كه می رفت قدرت اول اروپا گردد سخت در تلاش نفوذ در خاورمیانه به ویژه ایران و خلیج فارس بود امپراتوری عثمانی كه به علت حمایت روسیه از اسلاوها متمایل به آلمان شده بود با اعطای امتیاز احداث خط آهن به امپراتوری آلمان بین برلن- استانبول- بغداد و سپس حجاز، انگلستان و روسیه را به سختی به وحشت انداخت تخاصم روسیه و آلمان موجب شد كه اتحادیه سه گانه (آلمان، اتریش و ایتالیا) و اتفاق سه گانه (فرانسه، انگلستان، روسیه) تحكیم یابد. شعله ور شدن آتش جنگ در اروپا تغییرات گسترده در زندگی مردم ایجاد كرد زنان در اروپا جای مردان را در كارخانه ها و مراكز كار گرفتند چرا كه مردان برای جنگیدن و كشته شدن باید راهی  جبهه ها می شدند. در جنگ اول هر كدام از طرفین برای برتری در میدان جنگ دست به نوآوری های زد و بكارگیری تانك و هواپیماهای ابتدایی برای نخستین بار در این جنگ معمول شد.

بروز انقلاب كمونیستی در روسیه به سال 1917 عملاً وی را از منازعه جنگ جهانی اول خارج كرد و این مسئله در صف متفقین خللی ایجاد نكرد و به زودی امریكای تازه نفس و آماده وارد عرصه شد ، با گذشت سه سال و سه ماه از شروع جنگ جهانی اول آمریكا به اتفاق انگلستان و فرانسه پیوست در حالی كه آلمان و اتریش به كلی ضعیف شده بودند. در همین ایام بغداد و حجاز به دست نیروهای انگلیسی (هندی) سقوط كرد . در 1917آتش جنگ اول جهانی كه از آلمان و در جزیزه بالكان جرقه زد و اروپا، آسیا و اقیانوسیه را در شعله های خود سوزاند ، نهایتاً با تسلیم ارتش آلمان پایان یافت.

امپراتوری (قیصر) آلمان از مقام خود خلع شد و مردم آلمان كه از شروع جنگ اول شادمان بودند اینك جز به انقلاب نمی اندیشیدند. در همه شهرها كارگران و سربازان قدرت را در دست گرفتند و قدرت در دست سوسیالیست ها افتاد و آلمان تا 1919 در هرج و مرج فرو رفت . این پایانی براولین جنگ بزرگ قرن بیستم بود. قرنی كه جنگ های بسیار در آن زمین را از خون انسان ها آبیاری كرد. خرابی ها به بار آورد و به معنای واقعی كلمه قرن اشك و خون و وحشت بود.

در 28 روئن 1919 با انعقاد صلح ورسای میان آلمان- اتریش و متفقین،  قلمرو امپراتوری وسیع عثمانی میان دولت های پیروز (فرانسه و انگلیس ) تقسیم شد. آگاهان خسارات ناشی از جنگ اول را چنین برآورد كردند : 9 میلیون تن كشته، 6 میلیون نفراز كار افتاده، 4 میلیون بیوه، 8 میلیون یتیم، تورم و فقر شدید.

هنوز جهان و به ویژه منطقه آسیای صغیر و شبه جزیره بالكان از وحشت جنگ نیاسوده بود كه جنگ های تركیه و یونان با حمایت فرانسه از تركیه و انگلیس از یونان در 1922 آغاز شد .  در این جنگ تركها موفق شدند یونانیان را از خاك اصلی تركیه بیرون رانند.

اوایل قرن بیستم زمان اوج سیاست های استعماری دول اروپایی بود و طول مدت استعمار ، شدت تحقیری كه ملل مستعمرات متحمل می شدند آنان را به سوی قیام های ضد استعماری سوق داد .بزرگترین قیام و پیكار مسلمانان در نخستین سالهای پس از جنگ اول جهانی در شمال افریقا زیر پرچم لااله الاالله و محمد رسول الله علیه استعمارگران فرانسوی و اسپانیایی روی داد. عبدالكریم رهبر مبارزان سلحشور در مراكش بود.و این مبارزات تا سال 1957سال استقلال مراكش ادامه یافت .

جنگ ها تنها محدود به مناطق فوق الذكر نبود در ربع اول قرن بیستم مكزیكی ها در دو جبهه پیكار خونینی داشتند كه یك میلیون نفر از آنها جان باختند. پیكار علیه تفنگداران دریایی امریكا برای استقلال و پیكار برای آزادی و دموكراسی به رهبری زاپاتا و پانچوویلا.انقلاب مكزیك الهام بخش تمام كشورهای امریكای جنوبی شد. از جمله در نیكاراگوئه به رهبری اگوستو ساندنیو كه در راه آزادی به قتل رسید. ساندنیستها كه طرفدار نظرات ساندنیو هستند هنوز در نیكاراگوئه مبارزه می كنند.

دومین جنگ جهانی و نتایج آننبردها برای كسب استقلال و یا بیرون راندن اشغالگران ادامه داشت . جنگ دوم  جهانی تنها كمتر از 20 سال پس از پایان جنگ اول با حمله آلمان به لهستان در اول ماه سپتامبر 1339 و تقسیم این كشور بین آلمان و اتحاد شوروی و سپس حمله ارتش سرخ به فنلا ند آغاز شد. در غرب اروپا، انگلستان، فرانسه و بلژیك سعی كردند كه عملیات نظامی بین سه ارتش خود را با یكدیگر هماهنگ سازند ولی ماه روئن 1940فرانسه سقوط كرد. انگلستان به مقاومت ادامه داد و یوگسلاوی شكست خورد. شوروی فنلاند، لیتوانی، لتونی و استونی و بخشی از لهستان را اشغال كرد.

جنگ جهانی دوم در همه جبهه ها با شدت ادامه داشت نیروهای متحدین ( آلمان ، ایتالیا و ژاپن ) هر یك جداگانه در نبرد با متفقین بودند. ژاپن ناوگان امریكا را در اقیانوس كبیر به آتش كشید و پس از آن در دامنه وسیعی به آسیا لشكر كشید. فیلیپین هنگ كنگ ، بیرمان، تایلند و مالزی تسلیم ژاپن شدند و بخش بزرگی از چین به اشغال ژاپنی ها در آمد.

ایران علیرغم اعلام بی طرفی توسط نیروهای متفقین به اشغال در آمد روس ها از شمال و انگلیسی ها از جنوب كشورمان را به زیر چكمه های پلید خویش در آورده، غله و آذوقه مردم را به نفع لشكر خود مصادره كردند و مردم ایران در جنگی كه هیچ سودی برای او نداشت به قحطی گرفتار آمد.

در 1942 امریكا، انگلیس، شوروی و چین و بیست و دو كشور دیگر اعلامیه ای در واشنگتن امضاء كردند و در آن متعهد شدند كه تا آخرین نیروهای خود علیه نیروهای محور بجنگند و هرگز جداگانه صلح نكنند.

24مارس 1945 در دو جبهه حمله بزرگی علیه آلمان هیلتری شروع شد و آلمان در محاصره گازانبری قرار گرفت.در خاور دور ژاپن كه با كمبود نیروی انسانی روبرو شده بود از 17 مارس 1945 شاگردان مدارس از 7 سال به بالا را در كارخانه ها به كار گرفت و همه این خرد سالان در كارخانه های اسلحه سازی مشغول به كار شدند. هیتلر فرمان داد كه همه جا سرزمین سوخته به جای بگذارید "اگر ما در جنگ شكست بخوریم ملت نیز نابود خواهد شد."

ارتش سرخ طی 9 روز برلن را گرفت و در هشتم ماه مه 1945 آلمان نازی تسلیم شد. و پیامد آن ژاپن كه از تسلیم شدن امتناع می كرد طی كمتر از 10 روز مورد دو حمله اتمی واقع شد و دو شهر هیروشیماو ناكازاكی  با تمام سكنه آن طعمه مرگی دردناك شدند. آنچه آدلف هیتلر پس از جنگ دوم جهانی  به جای گذاشت: 58 میلیون كشته، 30میلیون آواره، ایران به شدت لطمه خورد، آلمان به كلی ویران شد. یك بمب در امریكا فرود نیامد، شوروی 20 میلیون كشته داد. هزار میلیارد دلار به هدر رفت، امریكا ثروتمند و اروپا فقیر شد. شش میلیون لهستانی كشته شدند. یوگسلاوی یك و نیم میلیون كشته داد، انگلستان و امریكا كمتر از همه كشورها قربانی دادند. بمب اتمی صدها هزار كشته و معلول به جای گذاشت.

پس از جنگ دوم و آغاز جنگ سرد جهان میان دو قدرت برتر امریكا و شوروی تقسیم شد ، ، كره كه از شكست خوردگان جنگ بود در سال 1954از مدار 38 درجه به دو بخش شمالی (تحت نفوذ شوروی) و جنوبی (زیر سلطه امریكا) تقسیم شد. و در 1950 جنگ بین دو كره كه بیم آن می رفت عرصه جنگ اتمی حامیان آنان گردد ، آغاز شد .

امریكا در سال 1960 در گرداب جنگ ویتنام گرفتار آمد و انواع سلاح های مرگبار از جمله بمب های آتش زای ناپالم و گازهای سمی مهلك را علیه ویتنامی ها به كار گرفت، هشتاد میلیون لیتر مواد سمی بر روی مزارع و جنگل های ویتنام فرو ریخت كه باقی ماندن این مواد سمی در طبیعت بعدها و حتی پس از پایان جنگ منشا صدمات بسیاری برای ویتنامی ها شد. امریكا در سال 1970جنگ را به همسایگان ویتنام كامبوح و لائوس نیز كشاند و این جنگ ها تا 1972 با انواع خشونت ها و جنایت ها  همراه بود تا اینكه امریكا بخش اعظم نیروهای خود را از ویتنام خارج كرد، مخالفت های افكار عمومی جهان با این جنگ، اعتیاد و جنون در میان سربازان امریكایی و جنگی بی حاصل امریكا را بدین سو سوق داد.

جنگ های اعراب و اسراییلچنانكه می دانید پس از جنگ دوم جهانی به یكباره كشور و ملتی از صفحه نقشه های جهان محو و كشوری دیگر جای آن را گرفت ، یهودیان به بهانه ستم ها و مرگ در كوره های آدم سوزی آلمان ها طبق یك برنامه از پیش تعیین شده به فلسطین نقل مكان كردند و اسطوره سرزمین بدون مردم برای مردم بدون سرزمین را دست آویز این اقدام خود ساختند . مردم فلسطین به عنوان بخشی از ملل عرب دست كمك به سوی رهبران عربی گشودند و حاصل آن بروز سه جنگ میان اعراب و اسراییل بود.

1948 نخستین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد و سه ملك در سه كشور عربی كه برای ملت فلسطین اشك تمساح می ریختند در این جنگ به طور اعجاب آور و غافلگیر كننده ای به سود دولت صهیونیست عمل كردند:

ملك فاروق در مصر ، ملك فیصل در عراق و ملك عبدالله در اردن.

پادشاه اردن در تبانی با انگلیس پنهانی با تشكیل دولت اسرائیل موافقت كرده بود. به شرط آنكه اردن و ماوراء آن به او سپرده شود و شد. جنگ نخست اعراب اسراییل با خیانت این سه ملك به پایان رسید. ملك فیصل با كودتای ژنرال عبدالكریم ساقط شد، ملك فاروق با كودتای جمال عبدالناصر و انورسادات خاك مصر را ترك كرد و ملك عبدالله توسط یك فلسطینی ترور شد.

جنگ دوم در سال 1956روی داد. جمال عبدالناصر كانال سوئز را به تبعیت از ملی شدن صنعت نفت ایران توسط  دكترمصدق، ملی اعلام كرد، فرانسه كه در گیر جنگ آزادی بخش الجزایر بود از ترس فراگیر شدن نهضت های ملی شدن به همراهی انگلیس به مصر حمله كردند و اسرائیل (موشه دایان) در این فرصت صحرای سینا را اشغال كرد. ولی تهدیدهای جهانی و استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در نوارغزه ، صهیونیست ها را وادار به عقب نشینی كرد. ولی سرنوشت سازترین جنگ میان اعراب و اسرائیل در سحر گاه 5 ژوئن 1967 با حمله اسرائیل در سه محور سوریه، مصرو اردن آغاز شد. بمب افكن های اسرائیلی در یك اقدام غافلگیرانه فرود گاه های جنگی مصر و اردن و سوریه را بمباران كردند. پیشروی ارتش اسرائیل در صحرای سینا به سوی كانال سوئز استقرار در ساحل غرب كانال تنها سه  روز پس از آغاز جنگ ، تصرف شرم الشیخ از نتایج این جنگ برای اسراییل بود. امریكا در این جنگ به اسرائیل كمك های نظامی، مشورتی و مالی بسیار كرد و مصر كه در این جنگ به حمایت شوروی بسیار امیدوار بود تنها كمك نظامی دریافت كرد.

اسرائیل پیروز میدان شد. قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل اسرائیل را ملزم به تخلیه مناطق اشغالی كردند ولی هنوز با گذشت 37 سال اسراییل سرزمین های اشغالی را تخلیه نكرده است و كشتار ملت فلسطین ادامه دارد.

جنگ های خلیج فارسقرن بیستم و ملت ایران شاهد طولانی ترین جنگ این قرن بودند . كه در سال 1359 (1980؟) با تجاوز نیروهای عراقی به خاك كشورمان آغاز شد . صدام حسین دیكتاتور عراق با بهره گیری از تعصبات قومی اعراب در برابر ایرانیان بسیاری از نیروهای عربی سایر كشورها را نیز در این جنگ به كار گرفت و علاوه بر این حمایت مستقیم یا تلویحی قدرت های بزرگ را نیز با خود داشت . در این جنگ سلاح های ساخت امریكا و شوروی ، بمب های شیمیایی آلمانی و سایر كمك های نظامی دول اروپایی در اختیار دولت نظامی عراق قرار گرفت تا او به آرزوی خود یعنی فتح سه روزه تهران دست یازد . و این خیال خام صدام و متحدانش را در گردابی فروبرد كه هشت سال دوام آورد . در طول مدتی كه نیروهای عراقی در خاك ایران درحال پیشروی بودند از مجامع بین المللی صدایی در محكومیت این اقدام به گوش نرسید ولی هم اینكه نیروهای ایران در دو محور غرب و جنوب به پیروزهای چشمگیر دست یافتند شورای امنیت شتابزده قطعنامه ای را برای پایان دادن به جنگ تصویب كرد بی آنكه در آن تكلیف آغاز كننده جنگ و غرامت برای خسارات وارده مشخص شده باشد. به هر روی این جنگ كه در31 شهریور ماه 1359 آغاز شده بود در سال 1367 با پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران به پایان رسید .

با پایان یافتن جنگ ایران وعراق صدام در جهت دستیابی به رهبری جهان عرب در یك اقدام غافلگیرانه و با ادعای تملك خاك كویت در سال 1991 به آن كشور حمله كرد . ولی این بار كه منافع امریكا و دول غربی به خطر افتاده بود امریكا و متحدانش با تمام ماشین جنگی خود به خلیج فارس حمله كردند و در طی چند شبانه روز میلیون ها تن بمب بر سر مردم عراق فروریختند . صدام نیز برای بهره برداری از تعصبات اعراب با پرتاب موشكی به تلاویو مركز اسراییل در صدد بود این جنگ را به یك جنگ تمام عیار عربی - غربی بدل سازد ، ولی در اثر فشارهای ناشی از حملات سنیگن نظامیان غربی ناچار تن به تسلیم داد . نیروهای انگلیسی و امریكایی در این جنگ از بمب های حاوی اورانیوم علیه مردم عراق استفاده كردند . به عبارت دیگر آنان صدام را به قیمت نابودی ملت عراق به تسلیم كشاندند. در طی این جنگ چاه های نفت كویت به آتش كشیده شد و برای روزهای متوالی حجم سنگینی از مواد آلاینده را وارد جو كرد.

در سال پایانی قرن بیستم یعنی در 1999 فاجعه ایی توسط ناتو(پیمان نظامی كشورهای آتلانتیك شمالی) در یوگسلاوی به وقوع پیوست در این جنگ آخرین و پیشرفته ترین بمب افكن امریكایی مرسوم به ب – 2 به كار گرفته شد كه توسط هیچ راداری قابل رد یابی نبود. در این جنگ علاوه بر استفاده از وسایل پیشرفته نظامی تمام بنگاه های خبری جهان نیز به كارگرفته شد تا بر مشروعیت این جنگ در افكار عمومی بیافزاید. اگر در روزهای  اولیه عملیات ناتوفقط سی درصد مردم فرانسه و سایر كشورهای غربی آن را تایید می كردند با تبلیغات خبرگزاری ها و پنهان كردن جنایات این رقم به هفتاد درصد رسید.سلاح جدید آنها این بود ما حافظ حقوق بشرو دموكراسی ، حامیان تمدن انسانی و دشمن وحشیگیری و بربریت هستیم.

موخرهاین روند افزون خواهی كشورهای بزرگ به ویژه امریكا همچنان در قرن بیست و یكم ادامه دارد . هنوز چهار سال از ابتدای این قرن نمی گذرد كه دو جنگ بزرگ درمنطقه خاورمیانه رخ داده است . همه روزه ارتش اسراییل خانه های مردم را تخریب می كند و گلوله های جنگی مرگبار را در سینه كودكان و نوجوانان می نشاند. بن لادن با چهره ای مخفی جهان غرب را به نام اسلام تهدید می كند ، هوادارن وی در حالی كه روی و موی خود را برای مخفی ماندن پوشانده اند در زیر پرچم آشكار لا اله الا الله و محمد رسول الله گردن بی گناهان را می زنند ، آنان خود را در امان می دارند و اسلام و قرآن را مقصر می نامند و كسی در دنیا باور نمی كند كه اگر آنها مسلمان بودند در زیر پرچم اسلام و دین و اعتقادات خود دست به جنایت نمی زدند . اینان خود را پوشیده می دارند و اسلام را به عنوان مجری این جنایات معرفی می كنند و این خود بهانه ای به دست امریكا می دهد كه جنگ و وحشت را در جهان به ویژه جهان اسلام پی گیرد . در این میان وظیفه متفكرین دنیای اسلام ، روحانیان آگاه و مردم بیدار و مسلمان است كه از ایشان تبری جویند و این تبری را به سخنرانی ها و مجالس وعظ محدود و منحصر نسازند بلكه همچون مراسم برائت از مشركین آن را به تمامی فریاد زنند . به امید دنیای عاری از وحشت جنگ و خشونت.

UserName