• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 6707
  • دوشنبه 28/2/1388
  • تاريخ :

ادبیات مانوی و نخستین اشعار سپید

«ادبیات مانوی» و نخستین اشعار سپید  در«ایران» باستان

 

اثر

سخنان من درمورد ادبیات مانوی است. ادبیات مانوی بخشی از ادبیات ایرانی محسوب می شود. ادبیات ایرانی در ادبیات فارسی خلاصه نمی شود، بلکه بسی گسترده تر از ادبیات فارسی است. ادبیات فارسی هزار و دویست سال است که به وجود آمده، اما ادبیات ایرانی، ادبیاتی سه هزار ساله است که بخش مهمی از آن ادبیات فارسی میانه است که ادبیات مانوی هم در آن جای می گیرد. مقصود من از ادبیات مانوی، نوشته های مانی و پیروان اوست که این ادبیات را می توان به دو بخش تقسیم کرد: ادبیات دینی وادبیات ناب مانند: شعر و داستان و دیگر انواع ادبیات آفرینشی.

ما درادبیات مانوی، ویژگیهای مهم و وجه دوم ادبیات را مشاهده می کنیم که بسیار غنی است. چون که می توانیم نخستین نمونه های

شعرسپید ایرانی را در حجم وسیعی مشاهده کنیم . همانطور که گفتم؛ من ادبیات مانوی را جزء جدا نشدنی ادبیات ایران می دانم و با تقسیم بندی ادبیات به قبل از اسلام و بعد از اسلام معتقد نیستم ، اگر چه تقسیم بندی ادواری داریم؛ اما ادبیات ایرانی ادبیاتی سه هزار ساله است؛ مثل ادبیات یونانی که از «هومر» شروع می شود و به ادبیات معاصر یونانی ختم می گردد. ادبیات ایرانی هم از گاتاای زرتشت و یشتها شروع می شود و به ادبیات معاصر ختم می گردد.

اگرما امروز ادبیات مانوی را مطالعه کنیم، متوجه می شویم که مثلاً شعرهای « وهمن خورشید» که 2 مجموعه شعر عرفانی از او باقی مانده است به نام «هویدگمان» به معنی « نیک بختی برای ما» و دیگری « انگد روشنان» (روشنی های کامل) که از جمله اشعارعرفانی پیش از اسلام است. دراینجا متوجه سابقه شعر سپید در ایران می شویم. شعر سپید دربرابرblank verse است که وزن هجایی دارد نه شعر آزاد یا Free Verse، که بدون وزن است. اما در فارسی ظاهرا به اشتباه شعر سپید را شعر بی وزن تلقی می کنند.

دست نوشته های مانوی در1902 در تورفان کشف شد. من اشاره هایی خواهم داشت به تحقیقات جدید ادبیات مانوی بعد از دهه 80 میلادی . پروفسور« زوندرمان» بسیاری از متون مانوی را در برلین به چاپ رساند. حالا هم همه نوع اطلاعات را، راجع به ادبیات مانوی بر روی سایت آکادمی علوم انسانی برلین می توان مشاهده کرد. اکنون به 4500 قطعه و دست نوشته برروی چرم،ابریشم،کاغذ به زبان فارسی میانه و پارتی و سغدی درسایت تورفانTurfanforschung می توان دسترسی پیدا کرد. علاوه براینها جدیدترین پژوهشها به صورت دو مجموعه کامل به زبان فارسی میانه وپارتی- یعنی همان پهلوی اشکانی- ترجمه و منتشر شده است که جلداول آن در 1996 توسط «زوندرمان» و جلد دوم آن توسط « وبر» درسال 2000 به چاپ رسیده است.

در سال2001،مجموعه کامل متون مانوی توسط یک دانشمند ایتالیایی به نام « چیریلو» چاپ شد.

درسال2002،کنفرانس بین الملی مانی شناسی درکمبریج برگزار شد، اما اعضاء دراقصی نقاط دنیا حول انجمنی به نام انجمن بین المللی مطالعات مانوی IAMS دراین زمینه فعالیت می کنند.از سال 2003 تا2005،کنفرانسهای « ایامس » ادامه پیداکرده وآخرین کنفرانس هم درهمین ماه (1-4 اوگوست) دردانشگاه آریزونای شمالی آمریکا برگزار شده است.

 

اثر

اما درایران:

زنده یاد « سید حسن تقی زاده» ازپیش کسوتان تحقیق در مورد مانی شناسی وادبیات مانوی بوده که مقالاتی هم به زبان انگلیسی در این باره نوشته است.همچنین خانم دکتر « بدرالزمان قریب» ومرحوم دکتر« ایرج وامقی» روی متون مانوی کار کرده اند اما یک مجموعه کامل شامل همه متون مانوی در دست نداریم. کتاب ادبیات مانوی تالیف زنده یاد دکتر« مهرداد بهار» و اینجانب که در پاییز امسال منتشر خواهد شد گامی در این زمینه است.

آثارمانی: خود مانی هفت کتاب داشته که بخشهای زیادی از آن باقی مانده است از جمله؛انجیل زنده( انجیل به معنی مژده و بشارت و زنده در اصطلاح مانوی یعنی شناسا وعارف از نظرفکری)، زبورمانوی که حاوی شعرهای عرفانی مانی است، گنج زندگان ، رسالات ،مکاتیب(نامه های مانی)، کتاب غولان ، ارژنگ و رازان یا سفرالاسرارِِ که معادلِ ِِِعربی آن است.

 

آثارمانویان- آثاری که پیروان وشاگردان مانی نوشته اند.

1- هویدگمان یا خجستگی برای ما

2. متون پارتی و پارسی میانه: نیایشها،متون سغدی:شعر وخطابه - متون تکوین عالم راجع به بهشت ودوزخ. متون ترکی اویغوری که 7500 دست نوشته است وازمتون ایرانی بیشتراست.

3- انگدروشنان: مجموعه شعری که زوندرمان ثابت کرده که ازمارخورشید وهمن بوده است.

 

دو مجموعه شعرمذکور درباره هبوط روح است که مضمون اصلی آن عرفان است. چیزی که مانویها، قبل از«سنایی» و«بایزید بسطامی»،آن راپرورش داده اند،آن هم درقرون پیش از اسلام. به کارگیری مضمون عرفان مانوی تا سده دوم هجری نیز ادامه داشته است. عقیده اصلی مانی این بوده است که روح یا نورانسان اسیر و زندانی کالبد جسمانی اوست و رسالت انسان این است که تلاش کند و آن نور را آزاد کند.

 

آثاردیگری دراین زمینه که غیرمانویان یعنی مسلمان ها تحقیق کرده ونوشته اند:

متون فارسی ازقرن 4 تا 13 هجری: مانند بیان الابیان ابوالمعالی ،فارسنامه ابن بلخی.

متون عربی درمورد مانی 170 کتاب ورساله است:آثارالباقیه،الفهرست الملل والنحل که در زمره نادر آثاری هستند که بدون تعصب نوشته شده اند.

متون سریانی از قرن 4تا12 میلادی که مهمترین آن کتاب «المکاتب» است.

متون یونانی : لوکوپولیسی که در سال 300 . م نوشته و صبغه مسیحی دارد،چون که مانویت در یونان وروم بدعتی مسیحی تلقی می شده ، لذا راجع به این متون، تحقیق شده و همچنین کتاب دیگری به نام « آکتا آرخلای» که منسوب است به «هگمونیوس» ، از جمله کتب مهم مربوط به متون مانی است و ناگفته های مانی وادبیات و دین او را حل می کند. متون لاتینی درقرن 4 و5 از «آگوستین» قدیس باقی مانده چرا که او خودش 9 سال مانوی بوده وازبزرگان عرفان مسیحی است ودقیق ترین اطلاعات را راجع به مانویان داشته است.

وجود چنین متونی نشان دهنده اهمیت زیادی است که پیروان مانی به متون نوشتاری می داده اند.

حالامی پردازیم به بعد دوم ادبیات مانوی، یعنی؛ ادبیات ناب یا سره. اگر بخواهیم عنوان ژانرادبی را برای ادبیات مانوی به کار بریم؛ برای این ادبیات، چهار نوع یا ژانر قایل هستیم:

1- ادبیات تعلیمی: قطعات زیبایی که گاه به گلستان پهلومی زند.

2- ادبیات غناییlyric: درشعرونثرمانوی مربوط به سوگ سروده ها در مدح قدیس های مانوی که همان عشق عرفانی است.عشق نزد آنها یعنی رهایی از ظلمت وکشف پاره نور وجود وعارف شدن به آن. همان که بودایی ها آن را رسیدن به نیروانا می دانند.

3- ادبیات روایی یا داستانی که معادل narrative است.

4- خود زیست نامه نگاری یا autobiography. مانی اولین کسی بوده است که در قرن سوم. م؛ یعنی 1700 سال قبل،شرح زندگیش رانوشته است. به طورکلی،ایرانیان به این نوع ادبی اهمیت نداده اند،امانویسندگان اروپایی مثل فرانسویان یاانگلیسی ها این کار راکرده اند .

اثر

توضیحات کوتاهی در مورد داستانهای تمثیلی در ادبیات مانوی

: تمثیلات سغدی ومانوی توسط « زوندرمان» به چاپ رسیده است. این داستانهای کوتاه باهدف عرفانی،اخلاقی وتعلیمی نوشته شده یا ممکن است تمثیل نباشد و داستانکshort short story باشد. مثلاً تمثیل سراب،از تمثیلات مانی است بدین ترتیب که مردی درصحرا سرابی می بیند که درواقع، دیو بوده که به شکل سراب درآمده است . وقتی مرد به صحرا می رسد،طعمه دیو می شود. دیو،نماینده ظلمت است وسراب هم همین دنیا است که هرانسانی رامی تواند به طرف خودش ببرد. یا تمثیل تصرّف دژ؛ دژی که دشمنان می خواستند به آن حمله کنند اما نمی دانستند چطورباید به آن نفوذ کنند. پس سرود و چنگ نوازی آغاز می کنند. درآخردشمنان ازغفلت ساکنان درون دژاستفاده می کنند و دژ را تصرف می کنند. این نمونه داستانها3 یا 4 خط بیشتر نیست ،اما پراست از معنی وسمبل. یا تمثیل فیل که به جای نوشتن یک داستان،دردوخط مفهوم بسیارعمیقی رامنتقل کرده ،بدین ترتیب : فیلی که بالای کوه است پایین رانگاه می کند و بوستان زیبا و معطری پر از اسپرغم- یا گل ای زیبا را می بیند وبوی خوش آن برایش جذاب است. پس برای اینکه به بوی خوش برسد درشب تاریک ازبالای کوه به پایین سقوط می کند.

تمثیل بعدی ، تمثیل کشتی است که به اندیشه وفلسفه مانویان بسیار شبیه و قابل لمس است. چون مانویان خودشان رامسافر می دانسته اند(دقیقاً چیزی که ما در روایات اسلامی می توانیم ببینیم : سفر ازاین دنیا به دنیای دیگر). کشتی همراه با سرنشین وجواهراست و نامش کشتی حیات یا زندگی است. آدمها وقتی زنده اند؛انگار سوار کشتی هستند. آنها در زندگی به طوفان بر می خورند. طوفان هم ظلمت و شیطان و دیو است. یعنی فقط اسمهاعوض شده اند ومضامین همان مضامین قبلی هستند.

در پایان نمونه هایی از نثر و شعر مانوی را ارایه می کنم:

-- قطعه ای در مرگ مانی که احتمالا به قلم « مار آمو» نوشته شده است.

چونان شهریاری که زین (سلاح) و جامه از تن به در آورد و نیز دیگر جامه شاهوار پوشد، همان گونه فرشته روشنی جامه رزمگاهی تن را در آورد و نشست به کشتی نور (ماه) و پذیرفت خدایوار جامه را دیهیم روشنی و بساک (تاج گل) زیبا را. و به شادی بزرگ با خدایان نور که از راست و چپ روند با چنگ و سرود شادی پرواز کرد به ورج (معجزه) خدایوار چون آذرخش تند و با دیداری درخشان و شتابگر به راه روشن ستون روشنی (کهکشان یا راه شیری) و گردونه ماه انجمن خدایوار. و بیاسود با پدر هرمزدبغ.

و رها کرد یتیم و سوگوار همه رمه راستکاری (امت مانی) را چه کدخدای به نیروانه رفت (درگذشت)...

-- نمونه هایی از اشعار« سپید» مانوی

(1)

خسته مشو ای خرد

تن در مده ای عشق

بیا گرد آییم

و او را دریابیم

که پنهان از نظرهاست

که خموش است و سخن می گوید

دو گوهر کز آغاز بوده اند

آن مغاک

و او کز بلندا

درخشنده است

ظلمت فراز رفته

اثر

نور اما هبوط کرده است

خسته مشو ای خرد

تن در مده ای عشق

مرگ چشنده زندگی ست

زندگی چشنده مرگ

آوردگاه وحشت گسترده است

خسته مشو ای خرد

تن در مده ای عشق

چه بشکوه این عشق

چه بشکوه این خرد

عشق واره شد

خرد در جست و جویش

 

(2)

روح انوشه خوشبو

پرورد بغان را

با زمین و درختان

چشمه های روشن

گیاهان ستوده

کوههای رخشان

پژواک گر و بغ چهر

آرام گه گوهران

 

(3)

ای توانا پدر

که ارزانی آفرینی

از هر دهان

ای یزدان را پسر

که بیدار کردی جانم را

از خواب

ای چراغ روشن

که دل و چشمم را روشن کردی

ای مرا مهر کامل دست و دهان و اندیشه

ای شهزاده نیزه بالا

مرا زیرکی و نشان پیروزی

تویی

 

(4)

اثر

ای آموزگار بزرگ

ای شبان

ای چراغ بزرگ

که خاموش شدی

شتابان

سیه شد ما را چشم

سست و تیره

ای گرد رزمجو

که سپاه را هشتی

ای درخت بزرگ

که شاخسارت بشکست

لرزش افتاد بر مرغانی

که شان آشیانه ویران شد

ای خورشید بزرگ

که از کیهان فرو شدی

تار شد ما را چشم

با کوه ها و دره ها.


متن سخنرانی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور

تنظیم : بخش ادبیات تبیان

UserName