• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4349
  • پنج شنبه 1383/7/9
  • تاريخ :

زندگینامه داستانی مهدی مهدوی كیا (9)

مقدمه:

در شماره های قبلی گفتیم كه مهدی مهدوی كیا در دومین روز از مرداد 1356 در تهران متولد شد. وی كه از كودكی علاقه زیادی به فوتبال داشت این ورزش را از زمینهای خاكی محلشان آغاز كرد و سپس به باشگاه بازیكن ساز بانك ملی ملحق شد. قهرمانی با نوجوانان، جوانان و امیدهای بانك ملی و حضور در جمع بزرگسالان این باشگاه كم كم از مهدی یك بازیكن پخته و با تجربه ساخت تا باشگاههای دیگر برای به خدمت گرفتن وی به تكاپو بیفتند. مهدی از میان پیشنهاد های ارائه شده بخاطر علاقه ای كه از بچگی به باشگاه پرسپولیس و رنگ قرمز داشت این تیم را برای ادامه دوران بازیگری خود برگزید و در اولین سال حضورش در جمع سرخ پوشان مزه قهرمانی در لیگ آزادگان را چشید. بازیهای در خور تحسین وی در لیگ 75 باعث شد تا مایلی كهن سرمربی تیم ملی نام او را در لیست بازیكنان اعزامی به جام ملتهای آسیا در امارات قرار دهد. مهدی گرچه در این مسابقات زیاد به میدان نرفت ولی كسب مقام سومی آسیا برایش تجربه خوبی بود تا در مسابقات آتی مقدماتی جام جهانی خود را در تركیب اصلی تیم ملی جا بیندازد و حالا دنباله ماجرا...

سفر به سوریه

خرداد ماه بود و تیم ملی خود را آماده مسابقات مقدماتی جام جهانی می كرد، ملی پوشان روزهای متمادی بود كه در اردوی شبانه روزی بودند. آنها قرار بود. بزودی راهی سوریه شده و بازیهای دور رفت را برگزار كنند. مهدی اولین بازی بود كه بدین صورت حضور در اردوی تیم ملی را تجربه می كرد، در گرمای خرداد ماه و زیر تابش نور خورشید او و همبازیانش هر روز ساعتها تمرین كرده و بعضی اوقات به مصاف یك حریف دستگرمی می رفتند. مهدی پس از برگزاری تمرین هر روز تلفنی با مادرش تماس می گرفت تا ضمن جویا شدن از احوال مادر وضع خودش را به اطلاع وی برساند، مادر مهدی كه از بیماری ( مرض قند) در رنج بود با موفقیتهای فرزندانش و خصوصاً افتخار آفرینی مهدی آلام این بیماری را كمتر احساس می كرد. تیم ملی در بازیهای مقدماتی جام جهانی باید به صورت مجتمع و دوره ای به مصاف سوریه، قرقیزستان و مالدیو می رفت تا در نهایت یك تیم جواز صعود به دور دوم را كسب كند. كاروان اعزامی ایران با 21 بازیكن و تعدادی همراه روز دهم خرداد ماه به سوریه رسید. اعضاء تیم پس از استقرار در هتل و یك استراحت كوتاه برای زیارت اماكن مقدسه همچون حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) راهی این مكان شدند تا با روحیه بهتری بازیها را آغاز كنند.

مهدی وقتی با اعضاء تیم به زیارت حرم مطهر حضرت زینب (س) رفت اولین چیزی كه در نظرش بود و از آن بانوی بزرگوار در خواست كرد سلامتی مادرش بود اشك از چشمانش جاری شد و ...

پس از زیارت وقتی به هتل بازگشتند مهدی تلفنی با خانواده اش تماس گرفت و پس از حال و احوال با همه اعضا خانواده جریان زیارت رفتن خود را با آب و تاب برای مادرش تعریف كرد و متقابلاً مادر نیز خاطرات سفر قبلی خود به سوریه را برای مهدی نقل كرد و همانجا بود كه پسر به مادرش (زهرا) قول داد روزی او را به زیارت خانه خدا خواهد فرستاد.

تیم ملی قبل از برگزاری اولین بازی خود چهار جلسه تمرین را در ورزشگاه العباسین دمشق برگزار كرد. شب قبل از بازی سرمربی اسامی یازده بازیكنی را كه فردا به میدان می رفتند مشخص كرد و نام مهدی را به عنوان بال یا پیستون راست اعلام كرد. در این زمان بعلت عدم حضور زرّین چه و محرومیت سعداوی به نظر مایلی كهن مهدی تنها كسی بود كه می توانست خلا این پست را پر كند، مایلی كهن متعقد بود مهدوی كیا با توجه به اینكه ذاتاً یك بازیكن هجومی و دونده است می تواند با سرعت بالای خود ضمن شركت در سیستمهای هجومی با برگشتهای سریع خود ضعف منطقه دفاعی ایران را پوشش دهد. مهدی كه از این اعتماد و انتخاب بسیار راضی و خشنود بود به خودش قول داد از اولین بازی با جدیت به میدان رفته و شایستگی خود را ثابت كند. روز دوازدهم خرداد تیم ملی در ورزشگاه العباسین به مصاف مالدیو رفت، بازی شروع و هر چه از زمان بازی گذشت معلوم شد كه مالدیو حریف دست و پا بسته ای برای بازیكنان ماست. بچه های تیم ملی 17 گل را در كیسه حریف دوختند تا ضمن كسب اولین پیروزی یك ركورد تاریخی را در این زمینه به ثبت رسانند. مهدی كه زننده یكی از گلهای رنگارنگ ایران (گل یازدهم) بود در دقیقه 65 با دریبل چند بازیكن و نهایتاً دروازه بان حریف توپ را وارد دروازه خالی مالدیو كرد. دو روز بعد ایران به مصاف قرقیزستان رفت و با 7 گل حریف آسیای میانه ای خود را در هم كوبید تا قدرت خود را به رخ سوری ها كه با ما رقابت می كردند بكشد.

پس از بازی با قرقیزها، اعضای تیم ملی به دعوت سفارت ایران راهی مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) شدند و در آنجا ضمن عزا داری و نوحه سرایی، آنها به ذكر خاطرات خود از حضرت اما پرداختند وقتی نوبت به مهدی رسید او دو خاطره را عنوان كرد كه اولاً همیشه سخنرانی های حضرت امام را از تلویزیون می دیده و ثانیاً روزی كه او در كلاس اول راهنمایی امتحان ریاضیات ثلث سوم داشته خبر این رحلت جانگداز را شنیده و مدتها اندوهگین بوده است.

روز شانزدهم خرداد تیم ملی به مصاف مهمترین حریف خود در این رهگذر یعنی سوریه رفت، تیمی كه به اندازه ایران امتیاز و شانس صعود داشت. پس این بازی در واقع یك فینال زودرس بود. در روزی كه 40 هزار تماشا گر در ورزشگاه حاضر بودند تیم ملی ایران با تك گل علی دایی كه روی سانتر مهدوی كیا بدست آمد میزبان خود را شكست داد و با 9 امتیاز سر گروه دور رفت بازیها شد. از نظر مهدی این بازی مهمترین و حساس ترین مسابقه ورزشی عمرش تا آن زمان بود مهدی در این رو بارها با فرارهای خود آرامش خط دفاعی سوری ها را بر هم زد البته مربی در طول بازی چند بار به او گوشزد كرد كه در فرارها دقت كند و مراقب باشد كه منطقه دفاعی پشت سرش خالی نماند.

اعضای تیم ملی پس از بازیهای شایسته خود با آرامش فكری بیشتر یك بار دیگر به زیارت حرم حضرت زینب (س) مشرف و سپس راهی تهران شدند تا با پیگیری تمرینات منظم خود را آماده نبرد با حریفانی كنند كه در سوریه یكبار آنها را ملاقات كرده بودند.

بازیهای برگشت در تهران

ایران در اولین مسابقه مرحله برگشت قرقیزستان را به مصاف طلبید و گر چه نتوانست بازی و نتیجه دور رفت را تكرار كند ولی با پیروزی 3 بر1 در این دیدار صدرنشینی خود را حفظ كرد. دو روز بعد نیز بازیكنان ما كه در اندیشه بهبود ركورد جهانی (17 بر صفر) خود بودند به مصاف مالدیو رفتند ولی به نتیجه ای بهتر از 9 بر صفر دست نیافتند، در دیگر مسابقه برگزار شده این روز شده این روز سوریه به قرقیزستان باخت تا كار صعود ایران تكمیل شود. مهدوی كیا در بازی با مالدیو بسان بازی رفت موفق بود و ضمن دادن دو پاس گل خود نیز موفق شد یكبار دیگر مزه گلزنی برای تیم ملی كشورش را بچشد. و بالاخره روز بیست و سوم خرداد ماه مسابقه حساس بین تیمهای ایران و سوریه برگزار شد. بازی متعادل بود و وزش بادهای شدید همراه با غبار در ورزشگاه از كیفیت بازی كاسته بود كه در دقیقه 28 ایران صاحب یك ضربه كرنر در جناح راست شد و مهدوی كیا با ارسالی خوب باعث شد تا منصوریان با ضربه سر گل اول را زده و یخ بازی را بشكند در ادامه نیز گلهایی از هر دو طرف رد و بدل شد تا این بازی 2 بر2 مساوی خاتمه یافته تا تیم ملی ایران به دور نهایی راه یابد. مهدی تنها كسی بود كه در هر شش مسابقه ایران بطور كامل (540 دقیقه) در میدان حاضر بود.

جشن قهرمانی پرسپولیس

پس از صعود دل انگیز تیم ملی، بازیهای عقب افتاده لیگ 75 پیگیری شد و پرسپولیس پس از غلبه بر پلی اكریل تساوی دو بر دو مقابل تراكتور سازی و شكست دو بر یك مقابل ماشین سازی برای تداوم صدرنشینی خود توانست در روز هفتم تیر ماه و بدنبال پیروزی خانگی3-5 مقابل ملوان انزلی قهرمانی خود را چند هفته زودتراعلام كند. مهدی در این بازی ضمن گلزنی پایه گذار اكثر حملات و گلهای تیمش بود. پس از بازی جشن قهرمانی پرسپولیس در ورزشگاه آزادی برپا شد و طرفداران، بازیكنان، مربیان و ... پرسپولیس برای دومین قهرمانی پیاپی خود به جشن و سرور پرداختند تا با روحیه بالا به مصاف رقیب خود استقلال بروند. دو شب قبل از مسابقه با استقلال مسئولان باشگاه پرسپولیس برای بالا بردن روحیه بازیكنان خود جشنی را به مناسبت قهرمانی در لیگ برپا كرده و به بازیكنان خود هدایای مناسبی را اعطاء كردند.

خداحافظی پیوس و تصاحب پیراهن شماره 17

روز بیستم تیرماه دیدار برگشت استقلال و پرسپولیس برگزار شد و در این روز فرشاد پیوس مهاجم محبوب پرسپولیس و تیم ملی برای همیشه از دنیای بازیگری خداحافظی كرد. پرسپولیس كه قهرمانی اش در هفته های قبل مسجل شده بود آمده بود تا در روز خداحافظی فرشاد آقای گل یك جنگ حیثیتی را از رقیب دیرینه ببرد. یاران پرسپولیس در رختكن با یكدیگر همقسم شدند تا امروز به خاطر خوشحالی فرشاد بهترین بازی را انجام داده و استقلال را با شكست بدرقه كنند.

پرسپولیسی ها بازی را هجومی آغاز كرده و از ابتدا عرصه را بر حریف آبی پوش تنگ كردند. مهدی در این مسابقه از ابتدا در كنار فرشاد قرار گرفت. پس از گذشت چند دقیقه از زمان بازی و در یك حركت نمادین پیوس با بوسیدن زمین ورزشگاه و بازیكنان، مربیان دو تیم و خداحافظی با تماشاگران برای همیشه صحنه بازیگری را ترك كرد. فرشاد در هنگام خداحافظی پیراهن شماره 17 پرسپولیس را كه سالها بر تن خودش و بسیاری از بزرگان این باشگاه بود را بر تن مهدی مهدوی كیا كرد. او در مورد علل این تصمیم خود گفت: پیراهن شماره 17 همیشه بر تن یكی از بازیكنان بزرگ و گلزن تیم بوده است و در این زمان مهدوی كیا بهترین فردی است كه می تواند آن را تصاحب كند، مهدوی كیا باید به هوش بوده و قدر این پیراهن و باشگاه را بداند.

مهدی سر مست از این حركت فرشاد حالا مسئولیت خود را خطیر می دید. پرسپولیس كه در نیمه اول با یك گل پیش بود در نیمه دوم به دو گل دیگر دست یافت تا برتری اش پر رنگتر شود. ( دقیقه 71) بازی بود كه توپی باد آورده در جناح راست به مهدی رسید و او بی درنگ عزم دروازه حریف را كرد و در حالی كه مدافع استقلال به سختی او را تعقیب می كرد وی با فراری همانند گریز غزال تیزپا خود را به دروازه رسانید و از خروج اشتباه غلامپور بهره گرفت تا توپ را وارد دروازه استقلال كند. در این لحظه نمی دانست چكار باید بكند، از خوشحالی فریاد زد، خدای من متشكرم، به طرف تماشاگران طرفدار تیمش دوید و پیراهن خود را بوسید و سپس به سراغ فرشاد پیوس كه روی نیمكت بود رفت و از او قدردانی كرد...

چند دقیقه بعد سرخ پوشان یك گل دیگر زدند تا بهترین نتیجه سالهای اخیر برای آنان رقم بخورد. مهدی كه دومین بازی خود را برابر استقلال برگزار می كرد حالا نمایش زیبایش را با گلزنی تكمیل شده می دید.

مسابقات ارتشهای جهان

مسابقات ارتشهای جهان ( سیزم" از روز 31 تیر ماه در تهران آغاز شد تا تیمهای برگزیده فوتبال نیروهای مسلح تمام قاره ها به میدان رفته تا قهرمان ارتشهای جهان مشخص شود. ایران هم كه از جمله افتخار آفرینان این بازیها در دوره های قبلی بود با توجه به امتیاز و امكانات میزبانی قصد داشت عنوان قهرمانی در این دوره را بدست آورد بر همین اساس مجید جلالی سر مربی تیم نیروهای مسلح ایران ازچند بازیكن خوب و مطرح غیر نظامی دعوت كرد تا تیم ایران را یاری برسانند. ( این در حالی بود كه طبق قوانین سیزم تیمها فقط موظف به استفاده از بازیكنان نظامی و سرباز بودند). قابلیتهای فنی مهدی باعث شده بود تا او به بازیكنی تبدیل شود كه امكان استفاده از او در چند پست وجود داشته باشد بنابر این هر مربی ایرانی آرزوی داشتن چنین بازیكنی را داشت با توجه به این موضوع مجید جلالی درنگ نكرد و سریع او را فرا خواند و موضوع را با مهدی در میان گذاشت، مهدی كه حضور در این رقابتها را خالی از لطف نمی دید بدش نمی آمد تا با كسب تجربه از این مسابقات مهم جایگاه خود در تیم ملی را تثبیت كرده یا بهبود ببخشد پس با اشتیاق این دعوت را لبیك گفت و روانه تمرینات این تیم شد. دیدار افتتاحیه مسابقات در ورزشگاه آزادی و بین ارتشهای ایران و بلژیك برگزار گردید. تركیب ایران: نكیسا، پاشازاده، خاكپور(كاپیتان)، فكری، مطهری، یزدانی، میناوند، ورمزیار، حیدری، بزیك و مهدوی كیا. بازی در حالی بدون گل رو به اتمام بود كه بلژیكی ها تمام روزنه ها را برای بازیكنان ما بسته بودند، در یك چشم برهم زدن توپ خوبی در سمت راست زمین جلوی پای مهدی افتاد و او كه این فرصت را تنها شانس گلزنی خود و تیمش می دید سرش را بالا گرفت و با ضربه ای محكم توپ را به سمتی نواخت كه از دروازه بان كاری بر نیاید... این توپ به گل نشست و ایران روی تیز هوشی مهدوی كیا برنده شد، حالا مهدی در هر میدانی بزرگی می كرد او اینك به بازیكنی مبدل شده بود كه  می توانست به تنهایی كارهای بزرگی را انجام دهد. در مسابقه بعدی ایران با 3 گل حریف آفریقایی خود او گاندا را شكست داد و به مرحله یك چهارم نهایی رفت اما در این مرحله با قبول شكست 3 بر2 مقابل یونان در عین شایستگی از صعود باز ماند. مجید جلالی پس از این بازی اشتباهات فردی بازیكنان را عامل شكست تیم معرفی كرد وی با تمجید از نوع بازی مهدوی كیا گفت مهدی بهترین یار من بود ولی ما نتیجه مطلوبتری را دنبال می كردیم. پس از ناكامی تیم نیروهای مسلح و در آستانه سفر تداركاتی تیم ملی به كانادا مهدی بار دیگر در تمرینات تیم ملی حاضر شد.

تیم ملی در راه كاندا و امارت

تیم ملی عصر روز چهارشنبه 22 مرداد ماه از طریق فرانكفورت عازم كانادا شد تا با تیم ملی این كشور یك مسابقه دوستان را برگزار كند. تیم ملی چهار روز بعد در ورزشگاه بیست هزار نفری وارن سیستی تورنتو و در یك هوای ابری در حالی به میدان رفت كه اكثر تماشاچیان حاضر در ورزشگاه ایرانی بودند. تیم ما در دیدار با حریف آمریكای شمالی خود موفق عمل كرد و به پیروزی یك بر صفر دست یافت. پس از این بازی مربی و بازیكنان تیم ملی در مصاحبه از محبت ایرانیان مقیم كانادا و امریكا تشكر كردند. تیم ملی پس از بازی با كانادا راهی تهران شد تا با از سرگیری تمرینات خود برای برگزاری یك دیدار تداركاتی دیگر به امارات متحده عربی اعزام شود. ایران و امارات در روز دهم شهریور ماه در ورزشگاه شیخ زاید ابوظبی به دیدار هم رفتند. مهدی كماكان عضو تابت تیم بود و امیدوار بود یكی از بازیهای خوب خود را اجرا كند. اما این طور نشد و تیم ملی ایران در روزی كه همه بازیكنان آن خصوصاً در تاكتیكهای دفاعی ضعف داشتند با نتیجه 3 بر1 مغلوب امارات شد پس از این باخت روحیه بازیكنان ایرانی به شدت تضعیف شد. (این اولین باری بود كه تیم ملی بزرگسالان ایران در طول تاریخ مغلوب اماراتی ها می شد).
UserName