• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4343
  • دوشنبه 1383/7/6
  • تاريخ :

قهرمان طلایی المپیك: ثابت كردم, ساعی جرقه نبوده است

فقط برای شادی مردم مدال می‌‏گیرم


پیش از آنكه آن بالا، روی سكوی رشك‌‏برانگیز آتن دل‌‏ها را تسخیر كند، در بم، درآوارهای این خاك ،عزیز شده بود، درست او گفته بود كه "خدای مردم بم هادی را قهرمان المپیك كرد،خودش هم می‌‏گوید: فقط برای مردمم می‌‏جنگمو تو باور می‌‏كنی...

هادی ساعی، فرزند دلاور ایران زمین كه در المپیك آتن با اقتدار كامل بر سكوی قهرمانی ایستاد.

***همیشه روی سكو به یاد پدرم هستم

همیشه عادت كرده‌‏ام كه كار را تا آخر انجام دهم، به همین دلیل از زمانی كه تنها شش سال داشتم و تكواندو را شروع كردم تا امروز كه 21 سال از آن تاریخ می‌‏گذرد, هر روز تمرین كرده‌‏ام، در طول این مدت حرف‌‏های زیادی شنیده‌‏ام، محبت زیادی دیده‌‏ام ؛ اما با بی‌‏مهری‌‏هایی هم روبه‌‏رو شده‌‏ام ، مشكلات زیادی را پشت سر گذاشتم ؛ ولی همه را به خاطر پدرم كه به ورزش علاقه داشت, تحمل كرده‌‏ام، اگر حمایت‌‏های خانواده‌‏ام نبود بدون شك هیچ‌‏گاه نمی‌‏توانستم حتی یك قهرمانی هم به دست بیاورم.

وقتی كه تنها 13 سال داشتم، در طول كمتر از 10 ماه پدر و برادرم را از دست دادم، اگر ورزش تكواندو نبود شاید قادر به تحمل این دو مصیبت نبودم ، از همان زمان تا به امروز هر كجا كه روی سكو می روم, اول به یاد آن دو می افتم، به نوعی هدف اصلی‌‏ام در تمام میادین شاد كردن روح پدر و برادرم است.

عكس2

*** ثابت كردم كه ساعی جرقه نبوده است

مدت 10 سال است كه از عضویتم در تیم ملی می‌‏گذرد ، در تمام این مدت بدون وقفه تمرین كردم, كه طلای مسابقات جهانی 98 ، برنز المپیك سیدنی , طلا المپیك آتن و حدود 50 مدال دیگر از تورنمنت‌‏ها و میادین مهم بین‌‏المللی حاصل این تمرینات متمادی بوده است , من در مسابقات آسیایی بانكوك در شرایطی شركت كردم كه در فاصله یك هفته مانده به این رقابت‌‏ها برادر كوچكم را هم بر اثر یك بیماری از دست دادم، در آن زمان خیلی تلاش كردم كه همراه تیم اعزام نشوم ؛‌‏ ولی نشد , متاسفانه در فرانسه با قبول شكست از دور رقابت‌‏ها حذف شدم‌‏, كه همین باعث شد تا خیلی‌‏ها بگویند كه ساعی تنها یك جرقه بوده ؛ ولی خوشبختانه به همه ثابت كردم كه در مورد من اشتباه فكر كرده بودند.

***شمشیرها را از رو بسته بودند

بعد از كسب برنز در المپیك سیدنی , یك برنامه چهارساله برای موفقیت در آتن ترسیم كردم، در طی این چهار سال تمام میادینی را كه در آن حضور داشتم به چشم مسابقه تداركاتی برای المپیك دیدم , اگر چه در این مدت اغلب اوقات با دست پر به كشور بازگشتم , باور كنید چهار سال سختی كشیدم ؛ چرا كه توانایی كسب نشان طلا المپیك را داشتم، بعد از آنكه در رقابت‌‏های انتخابی فرانسه موفق به كسب سهمیه نشدم، همه شمشیر را برای من از رو بستند , خیلی‌‏ها گفتند كه ساعی كند شده و دیگر توانایی قهرمانی ندارد ؛ ولی من همان زمان به مربیان تیم ملی و مسوولان فدراسیون قول دادم كه در المپیك مدال بگیرم و الان خوشحال هستم كه به قول خود عمل كردم , من با این مدال به همه ثابت كردم كه هر ورزشكاری خود بهتر از هر كسی می‌‏داند كه چه زمانی باید از میادین خداحافظی كند.

عكس3

***از حریفانم عذر‌‏خواهی می‌‏كنم

همواره در تمام میادینی كه شركت كردم با بدترین قرعه ممكن روبه‌‏رو شدم ؛ ولی همیشه این اعتقاد را داشتم كه برای قهرمانی باید بهترین‌‏ها را شكست داد‌‏, به طور مثال در همین المپیك آتن حریف ایتالیایی كه در دور نخست با او روبه‌‏رو شدم قهرمانی جهانی , اروپا و دانشجویان جهان را در كارنامه داشت در بازی با این حریف اگر چه ضربه‌‏ای كه به او زدم امتیاز داشت ؛ ولی شخصا خیلی ناراحت شدم حتی در پایان مبارزه به سراغ او رفتم و ضمن عذر‌‏خواهی از مربی تیم ملی ایتالیا به كارلومولفتا دلداری دادم، در پایان مسابقات هم برای او هدیه تهیه كردم.

كارلو به من گفت هادی تو را در پكن شكست می‌‏دهم كه من هم با لبخندی جواب دادم باید این كار را انجام دهی چون تا آن زمان خیلی با تجربه‌‏تر می‌‏شوی, ضمن آنكه تو از من جوان‌‏تر هستی, اگر من را شكست ندهی یعنی در كارت پیشرفتی نداشته‌‏ای.

حریف دوم من همان مبارزی بود كه در رقابت‌‏های انتخابی در فرانسه مقابل وی شكست خورده بودم , در بازی پای فینال با تكواندو كار كره جنوبی روبه‌‏رو شدم , مبارزی كه وقتی با حریف ونزوئلایی خود مسابقه می‌‏داد, حاضران در سالن به من گفتند كه دوست داری با كدام یك از آنها روبه‌‏رو شوی, بدون درنگ نام او را به زبان آوردم , اگر چه هیچ شناختی از وی نداشتم ؛ ولی می‌‏دانستم كه حریف خوب و با تكنیكی است كه خوشبختانه مقابل این حریف هم به برتری رسیدم و در مبارزه پایانی نیز تكواندو كار بسیار با تجربه چین تایپه را از پیش رو برداشتم و با كسب مدال طلا دل هم وطنانم را شاد كردم، این تكواندو كار, بازیكنی است كه اگر یك لحظه غفلت كنی به طور حتم امتیاز از دست می‌‏دهی ؛ ولی خوشبختانه به گونه‌‏ای با وی مبارزه كردم كه از اواسط راند دوم به شكست و مدال نقره راضی شده بود.

***ابرام چرخی گفت: خدای مردم بم به ساعی طلا داد

 10 ثانیه مانده به پایان بازی داور در یك اقدام بی‌‏سابقه به من 2 اخطار داد كه موجب شكست من شد، باور كنید هر كس دیگری جای من بود در فاصله 3 ثانیه مانده به پایان مبارزه خود را شكست خورده می‌‏دانست ؛ اما یك احساس درونی می‌‏گفت كه هادی تو برنده‌‏ایبرای من خیلی سنگین بود مبارزه‌‏ای كه در 57/8 ثانیه جلو بودم را به حریف واگذار كنم، اگر در آن لحظات هر اقدامی به جز فرار از زمین انجام داده بود, به طور قطع پیروز می‌‏شد؛ ‌‏ولی خوشبختانه و برخلاف همیشه آن 3 ثانیه برای من مثل 3 دقیقه بود، هیچ استرسی نداشتم، می‌‏دانستم كه برنده می‌‏شوم، نمی‌‏دانم شاید به قول ابرام چرخی در آن لحظات خدای مردم بم به هادی ساعی طلا داد.

*** برای مردم مدال می‌‏گیرم

بهترین لحظات زندگی یك ورزشكار آن لحظه‌‏ای است كه روی سكو قرار می‌‏گیرد، در آن لحظه حاصل تمام زحمات خود را می‌‏بینی، بی نهایت خوشحال بودم ؛ البته نه برای خودم بلكه برای مردم، به‌‏آنها قول داده بودم، خدا را شكر می‌‏كردم مثل همیشه چهره پدرم جلوی چشمانم آمد،خستگی یك عمر تلاش از تنم خارج شده بود، من همیشه تلاش می‌‏كنم كه در تمام رقابت‌‏ها پرچم كشورم را بالا ببرم ؛ چرا كه حس می‌‏كنم وقتی هادی ساعی روی سكو می رود, یك ملت روی سكو رفته‌‏اند، همیشه هدفم مردم بودند من به خاطر آنها تلاش می‌‏كنم و مسابقه می‌‏دهم.

*** كسی كه انتقاد می كند باید آدم فنی باشد

من با هیچ كس مشكل ندارم، كسانی كه پشت سر من حرف می‌‏زنند و بی‌‏موقع انتقاد می‌‏كنند,تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند ،آنها كه فكر كوچكی دارند, همان كسانی هستند كه بعد از مسابقات انتخابی المپیك در تایلند گفتند: ساعی با یك قرعه مناسب و راحت راهی المپیك شد، به نظر من اینها فكر ورزشی ندارند، به نظر من كسی كه انتقاد می‌‏كند باید آدم فنی باشد،چنین شخصی می داند كه بلافاصله بعد از قهرمانی نباید به ورزشكار بگوید كه تو از روی شانس قهرمان شدی، متاسفانه امروز هركسی كه از راه می‌‏رسد از ما انتقاد می‌‏كند ،آن هم بدون هیچ دلیل و برهانی، نمی‌‏دانم شاید هم از قیافه من خوششان نمی‌‏آید.

***نمی‌‏خواهم تنها به خاطر مدال به من احترام بگذارند

همیشه گفته‌‏ام كه مدال برای من ارزشی ندارد، همه می‌‏دانند كه برای یك ورزشكار مدال‌‏هایی كه كسب كرده عزیز است ؛ اما باور كنید كه الان رنگ و قیافه مدال‌‏ها یادم نیست , زمانی كه آن اتفاق ناگوار برای مردم عزیز شهر بم رخ داد, تصمیم گرفتم كه مدال‌‏ها را به مردم این شهر هدیه كنم، مردمی كه همیشه سعی داشته‌‏ام به نوعی دل آنها را شاد كنم.

در آن ایام هم احساس كردم كه این كار می‌‏تواند كمی دردهای آنها را التیام بخشد، باور كنید در آن لحظات حتی حاضر بودم كه المپیك را فدای بم كنم . من آدم دورویی نیستم، برای هادی ساعی نه مدال مهم است و نه افتخار ، اگر بازیكنی قهرمان ملی می‌‏شود باید رفتار و كردار او هم ملی باشد، عضو تیم ملی شدن كه چیز بی‌‏اهمیتی نیست، یك ورزشكار ملی نباید تنها به مادیات اهمیت بدهد ما نباید فراموش كنیم كه سكوی قهرمانی تنها پنج دقیقه است.

ورزشكار دو بعد دارد ، یكی اجتماعی و دیگری ورزشی، به نظر من هر دو مورد مهم است، هیچ وقت دوست نداشتم مردم و مسوولان فقط به خاطر لباسی كه بر تن دارم به من احترام بگذارند، دوست دارم آنها به شخص هادی ساعی احترام بگذارند نه مدال‌‏های او، اعتقاد دارم یك ورزشكار باید در طول زندگی ورزشی خود به گونه‌‏ای با مردم برخورد كند كه بعدها و در پایان دوران زندگی ورزشی خود حداقل اگر نامی از وی برده می‌‏شود, با بدی نباشد.

*** می‌‏گفتند زیدان تكواندو آمد

زمانی كه برای رقابت‌‏های انتخابی به فرانسه رفته بودیم یكی از مجلات رزمی آنها عكس مرا چاپ كرده و زیر آن نوشته بود" زیدان تكواندو وارد فرانسه شد"، خارجی‌‏ها قهرمانان را خیلی دوست دارند‌‏, حتی یك بار" پارك كی وون"، سرمربی كره‌‏ای تیم ملی والیبال كه برای اولین بار مرا می‌‏دید, گفت‌‏:" همیشه دوست داشتم ببینم این هادی ساعی كیست و چطور در حضور ما كره‌‏ای‌‏ها كه ابداع كننده تكواندو هستیم, در صدر رنكینگ جهانی قرار دارد ،دوست دارم بدانم رمز موفقیت تو چیست كه من هم گفتم تمرین , تمرین و باز هم تمرین.

***خوب شد یوسف كرمی طلا نگرفت

بارها به یوسف كرمی گفته بودم كه جو المپیك با همه جا فرق می‌‏كند ؛ ولی باور كنید یك ورزشكار تا در آن شرایط قرار نگیرد, متوجه حرف من نمی‌‏شود، یوسف امروز درست مانند هادی ساعی سیدنی است، من به همه شما قول می‌‏دهم كه كرمی در پكن طلا می‌‏گیرد ؛ چرا كه دیگر فشار روانی المپیك از روی شانه‌‏های وی برداشته شده است، یوسف خیلی جوان است ؛ البته خیلی هم با تجربه ؛ ولی تجربه المپیك چیز دیگری است.

در هر صورت فكر می‌‏كنم كه او نتیجه خوبی گرفته، كرمی حداقل 2 المپیك دیگر را می‌‏تواند پشت سر بگذارد ؛ البته به نوعی می‌‏توان گفت كه خوب شد یوسف طلا نگرفت ؛ چرا كه در صورت قهرمانی دیگر انگیزه‌‏ای برای ادامه نداشت و این برای تكواندو كاری مثل كرمی حیف بود كه زود از میادین دور شود، علاوه برخود یوسف، تكواندوی ایران هم با خداحافظی كرمی دچار خسارات غیرقابل جبرانی می‌‏شد.

*** تا روزی كه بتوانم ادامه می‌‏دهم

تا روزی كه بتوانم و احساس كنم كه قادر به افتخار آفرینی هستم با" هوگو" تیم ملی در میادین حاضر خواهم شد، شاید تا المپیك بعدی، كسی چه می‌‏داند شاید هم زودتر خداحافظی كردم، باور كنید جدایی از تیم ملی برای كسی مثل هادی ساعی خیلی سخت است ؛ ولی آن‌‏قدر جرات دارم كه اگر احساس كنم, نمی‌‏توانم و یا حضورم باعث تضعیف تیم ملی می‌‏شود, خیلی راحت ورزش ملی را كنار بگذارم ؛ چرا كه بعد از كسب مدال‌‏های متعدد داخلی, قاره‌‏ای‌‏, جهانی و المپیك دیگر مدالی نمانده كه كسب كنم, به همین دلیل حاضرم خیلی راحت جای خود را به جوانان بدهم.
UserName