• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
    کد سوال :
    مشاور :
    عبارت :
    مربوط به :
    موضوع :
    مقطع :
    جستجوبرحسب:
    و به صورت:
    تعداد در صفحه :

کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
850766 
دبیرستان 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 10/12/1389
تاريخ پاسخ : جمعه 19/1/1390
تحصيلات : راهنمايی
سن : 13
گروه : زيست شناسي
سوال : تعداد استخوان های اعضای بدن انسان باذکر نام (تعداد بازو=......و...) لطفا تا 4شنبه
پاسخ : با سلام و تبریک سال نو
با توجه به کل کتابهای استخوان شناسی : کل استخوانهای بدن 206 است . 50+78+78= 206
عدد 78 در بالا کاملا در بدن انسان مشهود است. در بدن انسان 78 استخوان در سمت راست وجود دارد که قرینه 78 استخوان سمت چپ بدن انسان است.
قسمت استخوانهای غیر قرینه :
سر : جمجمه 8 + صورت 14 + فك 1 = 22
كمر: گردنی 7 + سینه ای 12 + كمری 5 + دنبالچه 1 + خاجی 1 = 26
استخوان هیوئید زبان 1
استخوان جناخ سینه 1
*********************** ***********************
50
قسمت استخوانهای قرینه :

1 دست راست : بند انگشتان 14 --- كف دست 5 --- مچ دست 8 --- ساعد ، بازو ، ترقوه، كتف 5 = 32
2 دست چپ : بند انگشتان 14--- كف دست 5 --- مچ دست8 --- ساعد ، بازو، ترقوه ، كتف 5= 32
*********************** ***********************
3 پا ی راست : بند انگشتان 14 - كف پا 5 - مچ پا 7 - ساق ، ران ، كشكك ، خاصره 5 = 31
4 پای چپ : بند انگشتان 14- كف پا 5- مچ پا 7- ساق ، ران، كشكك ، خاصره 5 = 31
*********************** *************************
5 سینه راست : قسمت راست قفسه سینه : 12
6 سینه چپ : قسمت چپ قفسه سینه : 12
********************* *************************
7 گوش راست : قسمت راست گوش میانی : 3
8 گوش چپ : قسمت چپ گوش میانی : 3
********************** *************************
راست 78 چپ 78


استخوانهای سر: استخوانهای سر عموماً از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه هشت عدد هستند و عبارت‌اند از: یک پیشانی در جلو، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد، این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره ۱۴ قطعه هستند. ۱۳ قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت هستند و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.
استخوانهای تنه شامل استخوان های ستون فقرات و قفسه سینه است
ستون فقرات : ستون فقرات از ۲۹ قطعه استخوان ساخته شده‌است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته‌است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها ۷ عدد است. مهرهای پشت که تعداد آنها ۱۲ عدد است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل هستند. مهره‌های کمر که تعداد آن ۵ عدد است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال ۴ یا ۵ مهره جنینی بوجود آمده‌است.
قفسه سینه :دنده‌ها، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ استخوانی پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از ۱۲ جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم، آن را از پایین مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.
استخوانهای دست شامل استخوان شانه و استخوان دست
استخوان شانه : شامل دو استخوان است : یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو، در گودی استخوان کتف (گلانویید) فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.
استخوان دست: دست شامل این استخوانها می‌باشد : استخوان بازو که استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند زبرین یا استخوان رادیوس و زند زیرین یا استخوان اولنا است. زند زیرین، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست، پنج استخوان نسبتاً دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.
استخوان های پا شامل استخوان نیم لگن و استخوان پا
استخوان نیم‌لگن :استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده‌است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.
استخوان پا: استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین، قوزک خاجی پا را می‌سازد.
مچ پا ، ۷ استخوان دارد که بزرگ‌ترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملاً به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

نام غیر قرینه قرینه
Skull *1 8
Face*2 14
Hvoid*3 1
Vertebrae*4 26
Sternum*5 1
Auditory ossiclrs*6 6 (3*2)
Ribs*7 24 (12*2)
Cavicle*8 2 (1*2)
Scapule*9 2 (1*2)
Humerus*10 2 (1*2)
Radius*11 2 (1*2)
Ulna*12 2 (1*2)
Carplas*13 16 (8*2)
Metacarplas*14 10 (5*2)
Phalanges*15 28 (14*2)
Innominatcs(hip)bone*16 2 (1*2)
Femur*17 2 (1*2)
Patella*18 2 (1*2)
Fibula*19 2 (1*2)
Tibia*20 2 (1*2)
Tarsals*21 14 (7*2)
Metatarsals*22 10 (5*2)
Phalanges*23 28 (14*2)
تعداد کل 50 156 (78*2)


کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
850925 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 10/12/1389
تاريخ پاسخ : جمعه 19/1/1390
تحصيلات : دانشجو
سن : 19
گروه : زيست شناسي
سوال : سلام

1-رنگدانه دخیل در فتوسنتز گیاهانی كه برگ غیر سبز دارند چیست و این گیاهان چگونه فتوسنتز انجام میدهند
2- تفاوت برگ تغییر شكل یافته از نوع خار و سایر خار هایی كه در كیاهان منشایی غیر از برگ دارن چیست
3- چند گیاه كه ساقه خار نما دارند نام ببرید
ممنون میشم به طور مفصل این هارو برام توضیح بدین ویا اگه میش سایت یا كتابی معرفی منین كه بتونم كمك بگیرم
پاسخ : با سلام و تبریک سال نو
لطفا سوال یک را در کد سوالی جدا گانه ارسال نماید

(2):برگ زایده‌ای است که روی ساقه ظاهر می گردد و منشا آن نیز از ساقه است. مریستم ساقه و برگ هر دو ناشی از مریستم راس رویشی و حلقه نهادی آن است.
برخی از مورفولوژیستها برگ را ساقه تغییر شکل یافته که تقارن محوری خود را از دست داده و تقارن سطحی به خود گرفته است می‌دانند. بر طبق این نظر ، سطح تقارن برگ معمولا از رگبرگ و سطح آن گذشته ، آن را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. یکی از شواهد مورفولوژیستها دال بر اینکه برگ منشاش از ساقه است، برگهای گوآرئا از تیره سنجد تلخ است که مانند ساقه دارای جوانه انتهایی است و همراه با مراحل مختلف رشد گیاه در انتهای آن مرتبا برگچه‌های تازه ایجاد می‌شود. البته این امر یعنی رشد راسی برگ در تمام اندامهای برگی سرخسها عمومیت دارد ولی رشد آن نهاندانگان همیشه محدود و مخصوص به بخش میانی آن است.
خار در گیاه‌شناسی به برجستگی‌های نوک‌تیزی گفته می‌شود که به جای شاخه یا در میان شاخه‌ها بر روی تنهٔ برخی گیاهان می‌روید.
اگر این برجستگی‌ها شکل‌های تغییریافتهٔ شاخه باشند به آن‌ها خار گفته می‌شود، اگر ادامهٔ قشر روپوست گیاه باشند به آن‌ها تیغ گفته می‌شود. و اگر در اصل دگرگون‌شدهٔ برگ‌ها باشند به آن‌ها تیغچه گفته می‌شود.]
با این‌که این سه گونه، از دید فنی گیاه‌شناسی تفاوت دارند ولی در زبان روزمره گاه برای هر سه از لفظ خار یا تیغ استفاده می‌کنند.
برخی گیاهان، خار، تیغ یا تیغچه‌هایی دارند که می‌تواند پوست حیوانات را بسُنبَد. درخت‌های لیمو و انار از این گونه خارها دارند.
(3)ساقه خار نما: اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.

کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
860442 
دبیرستان 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 16/1/1390
تاريخ پاسخ : پنج شنبه 18/1/1390
تحصيلات : نا مشخص
سن : 14
گروه : زيست شناسي
سوال : از شما در خواست دارم طی چند سئوال به من كمك كنید.خواهشا در مورد هر سئوال پاسخ مفصلی بدهید. هر كدام از موجودات زیر با توجه به شرایط گفته شده باید چه ویژگی اندامی یا از نظر شكل و رنگ داشته باشند. 1-سوسماری كه می خواهد در بیبان شنی به غذای پرندگان تبدیل نشود. 2-كرمی انگل كه در روده انسان زندگیمی كند. 3-پستانداری كوچك كه از میوه های بالای درخت تغذیه ی كند. 4-گیاهی كه نمیخواهد برگ های آن را گاو بخورد. 5-ماهی ای كه میخواهد هم در آب های شیرین زندگی كند هم در آب های شور متشكرم
پاسخ : با سلام
دوست عزیز طبق قوانین موسسه تبیان مشاور در هر کد سوال مجاز به پاسخ گویی به دو سوال می باشد
لطفا سوالات 3-4-5- خود را در کد سوال های جداگانه ارسال نمائید
سوسمار های که در بیابان زندگی می کنند دارای یک سری ویژگی های خاص هستند که شرایط زیست انها را فراهم می کند
بدین منظور سه نمونه از سوسمار های ایران را که زیستگاه انها در خشکی است را برای شما اورده ام که با مطالعه انها پیش از پیش با انها اشنا شوی
نام علمی : MESALINA BREVIROSTRIS
نام انگلیسی: SHORT NOSED DESERT LIZARD
نام فارسی: سوسمار بیابانی پوزه کوتاه
مشخصات : سپر پس سری کوچک یا وجود ندارد و در تماس با سپر آهیانه ای میانی نیست ، سپرهای شفاف پلک پایین با حاشیه سیاه نیستند . پلاکهای شکمی معمو لا در 12 (بندرت 10 یا 14 ) ردیف طولی مستقیم ، 3 فلس بینی که از پایین در تماس با سپر پوزه ای و اولیم فلس لب بالا ، یقه خمیده یا زاویه دار و آزاد ، سر بشدت فشرده نیست اندازه ان 5/1 یا بیشتر از 5/1 برابر پهناست ، در زیر گونه M.B.BREVIROSTRIS 34 تا 50 فلس پشتی در یک ردیف عرضی در ناحیه میانی پشت . 19 تا 28 صفحه در زیر انگشت چهارم ،درزیر گونه M.BFIELDI 30 تا 39 ( معمولا 33 تا 35 ) فلس پشتی در یک ردیف عرضی در ناحیه میانی پشتی ، 16 تا 20 صفحه در زیر انگشت چهارم .
رنگ امیزی : سطح پشتی خاکستری یا قهوه ای مایل به خاکستری ، ناحیه شکمی سفید ، در زیر گونه M.B.BREVIROSTRIS با تعدادی از لکه های چشمی مایل به سفید بزرگ با حاشیه سیاه ، طرح رنگ آمیزی متنوع ، گاهی با نقاط کوچک قهوه ای تیره که بزرگتر از تقاط پهلویی هستند .کناره های دم با نقاط تیره ، در زیر گونه M.B.FIELDI لکه های چشمی روشن روی پشت در ردیف های طولی کم و بیش منظم مرتب شده اند . برخی از حاشیه های تیره باهم تلاقی یافته و نوار های عرضی
تیره را تشکیل می دهند، طرح روی دم بتدریج به نیم حلقه های تیره و روشن متناوب تغییر می کند .
زیستگاه: نواحی بیابانی ، نیمه بیابانی و ساحلی خشک؛ شنزار ها ، زمین های نمکی ، در دشت های هموار یا تپه ای، سواحل ماسه ای با پوشش گیاهی پست واندک
عادات و رفتار : روز فعالند ، در زیر شن و ماسه و یا در زیر سنگ ها و در حفره ها مخفی می شوند . از بند پایان مختلف نظیر مورچه ها ، زنبور ها ، قاب بالان ، راست بالان ، لارو حشرات ، عنکبوت ها و عقرب ها تغزیه می کنند و معمولا اواخر پاییز خواب زمستانی شروع و اسفند ماه پایان میاید . در اوایل پاییز و یا اوایل بهار جفت گیری می کنند . و در اسفند و فروردین و یا خرداد و تیر تخمگداری می کنند . پراکندگی جهانی : پاکستان ، ایران، عراق،سوریه، اردن، عربستان، کویت، امارات متحده .
اندازه : نوک پوزه تا مخرج 56 میلیمتر دم 102 میلیمتر.
ملاحظات : محل نمونه تیپیک زیر گونه M.B.BREVIROSTRIS از ایران ، جزیره تنب بزرگ واقع در استان هرمزگان می باشد . محل نمونه تیپیک زیر گونه M.B.FIELDI از ایران ماهور برنجی ، حدود 30 کیلومتری شرق دزفول واقع در استان خوزستان می باشد .

نام علمی : LACERTA RADDEI VANENSIS
نام انگلیسی: LAKE VAN LIZARD
نام فارسی: سوسمار دریاچه وان
مشخصات, پلک زیرین بدون سپرهای شفاف, صفحه های زیر انگشتی صاف یا دارای برآمدگی , پلاکهای شکمی کم و بیش مستطیلی با خطوط راست یا تقربیا راست در حاشیه عقبی, فلسهای پشتی صاف و دانه ای شکل , 43 تا 53 فلس در ردیف عرضی ناحیه میانی پشت, فلسهای یقه ای اره ای شکل نیستند, 3 تا 4 (معمولا 4 , بندرت 5) فلس پیشین لب بالا در تماس با فلسهای زیر چشمی, فلسهای روی مژه ای بطور ثابت از فلسهای بالای چشمی توسط ردیف کاملی از 6 تا 18 فلس دانه ای جدا شده اند, معمولا یک فلس عقب بینی, 20 تا 29 فلس گلویی13 تا 23 منفذ رانی در هر طرف , 28 تا 33 صحه زیر انگشت چهارم, پلاکهای شکمی در 10 ردیف طولی از 21 تا 30 فلس شکمی.
رنگ آمیزی, ناحیه پشت زیتونی مایل به خاکستری روشن همراه با نقاط ظریف و کوچک, یک نوار تیره ناحیه گوشی شامل نقاط چشمی شکل , ناحیه پهلویی با نقاط ابی, ناحیه زیر بغل با نقاط ابی روشن, ناحیه شکمی سفید مایل به زرد روشن, ناحیه منافذ رانی بطور مشخص زرد, ردیف طولی ناحیه بیرونی شک آبی خاکستری.
زیستگاه, نواحی کوهستانی , در صخره ها, دره های عمیق؛ بریدگیها؛ چینه هاو ستیغ ها در ارتفاعات زیاد با پوشش گیاهی بوته ای یا درختچه ای اندک.
عادات و رفتار؛ شبیه به زیر گونه .
پراکندگی جهانی؛ ایران ؛ ترکیه
اندازه ؛ نوک پوزه تا مخرج 63 میلیمتر دم 126 میلیمتر
ملاحظات ؛ محل نمونه تیپیک از ترکیه, اطراف دریاچه وان می باشد.
از سوسمارها خطرناكترین آنها بزمجه است كه در كویر مناطقی هست كه احتمال یافت شدن آنها زیاد است ( مثلا در كویر آران و بیدگل ناحیه ای به طول و عرض 6 كیلومتر هست كه در آن بزمجه زیاد یافت میشود(.

نام علمی : VARANUS GRISEUS
نام انگلیسی: DESERT MONITOR
نام فارسی: بزمجه بیابانی
مشخصات: در زیرگونه V.G.GRISEUS دم در تمام طول خود در برش عرضی مدور است؛ در زیرگونه V.G.CASPIUS نیمه پیشین دم در برش عرضی كم و بیش مدور در نیمه خلفی باریك و در برش عرضی از دو طرف فشرده و دارای یك تیغه مشخص در سطح فوقانی است. فلسهای شكمی در 110 تا 125 ردیف عرضی از یقه تا كشاله ران.
رنگ آمیزی: ناحیه پشتی با 5 تا 8 (معمولا 6) نوار عرضی باریك بعلاوه یك یا دو نوار عرضی پشت گردنی؛ در زیرگونه V.G.RISEUS این نوارها خاكستری و دم تقریبا تا انتها با 19 تا 28 نوار عرضی تیره؛ در زیرگونه V.G.CASPIUS نوارهای عرضی روی ناحیه پشت قرمز قهوه‌ای و دم با 13 تا 19 نوار عرضی تیره، انتهای دم (معمولا یك سوم انتهایی) در بالغها بدون طرح و در نمونه‌های جوان در تمام طول دم دارای نوار.
زیستگاه: نواحی بیابانی و نیمه بیابانی، زمینهای ماسه‌ای با سطوح ناهموار، خاكهای رسی، در دامنه كوهها، تپه‌ها و دشتها با پوشش گیاهی استپی شامل بوته‌ها، درختها و نیز اطراف زمینهای كشاورزی و باغها.
عادات و رفتار: در ساعات اولیه روز فعالیت می‌كنند؛ از لانه‌های زیرزمینی پستانداران و دیگر جانوران بعنوان پناهگاه استفاده می‌كنند، و یا خودشان لانه‌هایی به طول 500 سانتیمتر و عمق 50 تا 120 سانتیمتر در زمینهای ماسه‌ای یا رسی حفر می‌كنند؛
تغذیه آنها از پستانداران كوچك، خزندگان، پرندگان، تخم پرندگان و خزندگان، عقربها، حشرات بزرگ، وزغها است. گاهی لاشه خواری نیز می‌كنند؛ در جستجوی غذا ممكن است تا چند صد متر از لانه‌شان دور شوند، و برای شكار حیوانات وارد هر حفره‌ای می‌شوند و یا زمین را می‌كنند؛
در مواقع خطر و مقابل دشمن پاها را سیخ كرده و بدن را بالا نگه می‌دارد، بدن و زیر گلو را به طور متناوب باد كرده و فشرده می‌كند، زبان را دائم بیرون می‌آورد و صدای فیس فیس تولید كرده و با ضربات قوی و شلاق مانند دم به اطراف سعی در دور كردن دشمن دارند.
فصل جفتگیری پس از خواب زمستانی و در ماههای فرودین تا خرداد است؛ در ماههای خرداد تا مرداد ماده‌ها 10 تا 25 تخم در حفره‌هایی كه به عمق 70 تا 120 سانتیمتر حفر كرده‌اند و یا حفره‌های امن دیگر می‌گذارند (اغلب در نزدیكی لانه بزمجه ماده می‌باشد)، روی تخمها را با مواد گیاهی و خاكروبه می‌پوشانند، و تا چند هفته تحت مراقبت مادر قرار می‌گیرند؛ مدت زمان باز شدن تخمها بسته به درجه حرارت محیط، از 130 تا 220 روز متغیر است، ولی اغلب در اواخر شهریور تا اواخر آبان تخمها باز می‌شوند، معمولا جوانها در همان نقبهای زیرزمینی تا بهار غیرفعال بوده و می‌خوابند؛ عمر آنها تا 15 سال گزارش شده است.
پراكندگی جهانی: شمال آفریقا، بیابانهای آسیای مركزی و جنوب و جنوب غربی آسیا و شمال غربی هند.
اندازه: نوك پوزه تا مخرج 600 میلیمتر دم 900 میلیمتر
ملاحظات: محل نمونه تیپیك از مصر گزارش شده است. این سوسمار یكی از گسترده‌ترین پراكنشها را در بین تمامی سوسماران داشته و از مراكش تا قزاقستان و غرب چین یافت می‌شود؛ بنابر شواهد موجود، زیر گونه V.G.GRISEUS در غرب زاگرس V.G.CASPIUS در شرق زاگرس پراكنش دارند، اما مرز دقیق دو زیرگونه هنوز بخوبی مشخص نیست.


(2) کرم روده یا آسکاریس (کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لوله‌ای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی می‌کنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر می‌برند. )

آسکاریس یک عفونت منتقل شونده از راه خاک است که این انتقال به انتشار تخم ها در شرایط مساعد محیطی برای بلوغ آنها بستگی دارد . دفع غیربهداشتی مدفوع و استفاده از کود انسانی ۲ فعالیت عمده غیربهداشتی هستندکه مسئول بومی شدن آسکاریازیس می باشند .

عفونت با آسکاریش شایع ترین آلودگی کرمی در انسان است که حدود ۱ بیلیون نفر را در سراسر جهان آلوده کرده است . این عفونت در بچه های سنین قبل از مدرسه یا سالهای اولیه مدرسه شایع تر است .
نحوه انتقال بیماری به انسان از دست به دهان است که در آن انگشت ها در اثر تماس با خاک آلوده شده اند . راه دیگر انتقال ،‌ مواد غذایی است بویژه آن دسته از غذاهایی که عموماً به صورت خام استفاده می شوند و توسط حشرات یا با استفاده از کود آلوده می گردند . تخم های موجود در خاک تا ماهها خاصیت عفونت زایی خود را حفظ می کنند ، و در هوای سرد ( ۵ تا ۱۰ درجه سانتیگراد ) تا ۲ سال زنده می مانند .
مرحله عفونت زای آسکاریس ،‌تخم های رسیده حاوی دارو است . تخم ها از طریق مدفوع آلوده دفع می گردند و طی ۵ روز تا روز شرایط مساعد محیطی بالغ شده و عفونت زا می گردند .

آلودگی به انگلهای روده ای و از جمله کرم آسکاریس یکی از مشکلات بهداشتی در کشورهای در حال توسعه می باشد و در حال حاضر سالیانه ۱ تا ۲ میلیارد نفر از مردم جهان به این بیماری مبتلایند و از این تعداد حداقل ۲۰ هزار نفر جان خود را بر اثر بیماری از دست می دهند.
کرم آسکاریس بالغ حلقوی استوانه ای شکل با انتهای باریک و به اندازه ۱۵ تا ۳۵ سانتیمتر (نر کوچکتر از ماده) می باشد. عفونت در انسان از طریق خوردن تخم جنین دار موجود در خاک به همراه خوردن سبزیجات و صیفی جات آلوده ایجاد می شود. تخم پس از وارد شدن به بدن در روده باز و لارو آزاد می شود.
لارو پس از عبور از دیواره روده و سیر مراحل تکاملی خود در کبد، قلب، ریه ها مجدداً به روده باز می گردد و به صورت بالغ در آنجا زندگی می کند.
این کرم از محتویات غذایی روده بیماران تغذیه می کند و موجب سؤ تغذیه، کمبود ویتامین A و کاهش رشد فصلی در کودکان مناطق آندمیک و … می گردد؛ همچنین در صورتی که تعداد کرمها زیاد باشد انسداد مجاری مثل روده، پانکراس، راههای هوایی و آپاندیسیت، یرقان انسدادی، آبسه کبدی و … را به دنبال دارد.
▪ بیماری زائی :
پس از بلع تخم ها توسط انسان ، لاروها از داخل تخم ها آزاد شده و پیش از مهاجرت به ریه ها از طریق جریان خون وریدی ،‌ بداخل دیواره روده نفوذ می کنند . بیماری زائی آسکاریاز ریوی ناشناخته است اگر چه یک پدیده افزایش حساسیتی درگیر ماجراست .
کرم بالغ با انسداد مجرای گوارشی یا صفراوی و یا دخالت در تغذیه بیمار ، بیماری گوارشی ایجاد می کند .
وجود کرم بالغ در روده کوچک علائم مبهمی مانند درد شکم و نفخ ایجاد می کند . انسداد روده که بسیار نادر است و حداکثر سن بروز آن ۱تا ۶ سالگی است ناشی از توده کرم ها در کودکان به شدت آلوده است .
آسکاریازیس ریوی پس از آلودگی شدید با تخم کرم ایجاد می گردد و بیشتر در افرادی بروز می کند که در مناطق دارای انتقال فصلی آسکاریس زندگی می کنند .
بیماری در حالت مزمن و پیشرفته موجب مرگ تعدادی از بیماران و همچنین صرف هزینه های بسیار زیاد و جراحــــــــی می گردد. این انگل در شرایطی که بشر در حال قدم گذاشتن به قرن بیست و یکم است همچنان شایع ترین کرم روده ای انسان در جهان است.
▪ عوامل شیوع آسکاریازیس:
۱ ـ عامل زنده بیماریزا
۲ ـ مخزن عفونت
۳ ـ لوازم آلوده: مدفوع انسان تنها مخزن عفونت است.
۴ ـ میزبان: میزان آلودگی در کودکان زیاد است و کودکان عمده ترین پخش کننده آلودگی هستند.
۵ ـ عوامل محیط زیست: آسکاریس یکی از کرمهای منتقله از راه خاک است. تخم کرمهای آسکاریس در شرایط مساعد ماهها و حتی سالهــــا زنده می ماند. مهمترین این عوامـل برای تنظیم تعداد تخم های آسکاریس عبارتند از:
گرما، رطوبت، فشاراکسیژن، پرتوهای فرابنفش آفتاب؛ کم بودن گرمای محیط مانع از تکامل تخم کرم می شود و خاک های رس برای تکامل تخم کرم از همه مساعدتر هستند.
۶ ـ عادات انسان: زیاد شدن تخم کرم در خاک به سبب عادات انسان در دفع مدفوع در فضای آزاد به صورت پراکنـــده روی می دهد و مهمترین عاملی است که موجب انتشار گسترده آسکاریس در جهان می شود. این حالی است که کودکان خردسال عادت به استفاده از مستراح ندارند و خانه و اطراف آن را آلوده می کنند! تخم آلوده کننده می تواند دستها و خوراکی های کودکانی را که روی زمین بازی می کنند آلوده کند.
۷ ـ دوره واگیری: تا زمانی که تمام آسکاریس های بارور در روده از بین نروند و مدفوع از نظر تخم کرم منفی نشود آلوده کنندگی وجود دارد.

▪ راه انتقال:

راه انتقال مدفوع ـ دهـــانی: از راه خوردن تخم های آلوده کننده همراه با خوراک یا آب است. خوراکیهایی که خام خورده می شوند مانند سالاد و سبزی ها آلودگی را منتقل می نمایند. راههای دیگر انگشتان آلوده به خاک یــا خوردن خاک آلوده (خاک خوری) گردوغبار است که می تواند در انتشار آلودگی به آسکاریس در مناطق کویری نقش مهمی داشته باشد.
▪ دوره کمون : دو ماه

پیشگیری و مبارزه با آسکاریسالف ـ پیشگیری اولیه: برای کنترل بیماری روشهای مختلفی وجود دارد از جمله:
۱ ـ احداث توالت های بهداشت و دفع بهداشتی مدفوع و آموزش بهداشت جامعه در مورد به کارگیری مستراح های بهداشتی، بهداشت فردی ـ همگانی و دگرگونی الگوهای رفتاری.
۲ ـ راه اندازی سیستم های بهداشتی (آب آشامیدنی سالم، مصرف موادغذایی سالم، نظارت بر نحوه تهیه و توزیع موادغذایی و اماکن، دفع صحیح زباله و تصفیه فاضلاب).
۳ ـ استفاده نکردن از کود انسانی در کشاورزی.
ب ـ پیشگیری ثانویه:
برای درمان بیماران (مخزن عفونت) داروهای مؤثری وجود دارد، اما در مناطق دارای میزان بالای آلودگی به دلیل تأثیر این اقدامات در دراز مدت و با توجه به لزوم اجرای برنامه های ضربتی برای کاهش سریــع آلودگی براساس دستورعمل های سازمان جهانی بهداشت، درمان همگانی آسکاریازیس یکی از روشهای مؤثر و سریع کنترل آلودگی در مناطق با شدت آلودگی بالاتر از ۴۰ درصد می باشد.
▪ علایم شایع :
تحریک پذیری
بیقراری مثانه
اشتهای متغیر یا بی اشتهایی
خستگی مکرر
کاهش وزن یا فقدان وزن گیری مناسب (در کودکان (
دردهای پیچشی شکم
اسهال (گاهی )
سرفه و خس خس (به ندرت)
کرم ها ممکن است گاهی در مدفوع یا بستر کودکان دیده شوند. به ندرت ممکن است کرم ها با استفراغ خارج شوند.
▪ علل :
انگلی به نام آسکاریس که تخم های آن از طریق آب ، غذا یا خاک آلوده وارده بدن انسان می شود.
عوامل افزایش دهنده خطر
زندگی در شرایط پرجمعیت یا غیربهداشتی
▪ عواقب موردانتظار
معمولاً با درمان در عرض یک هفته بهبود می یابد.
▪ عوارض احتمالی
در صورت عدم درمان :
مهاجرت کرم ها به سایر نواحی بدن
انسداد روده (به ندرت )

▪ وضعیت بیماری در ایران
در ایران نیز آسکاریس به عنوان یکی از مشکلات بهداشتی به شمار می رود. در مطالعه سال ۱۳۴۷، استان اصفهان بیش از ۹۰ درصد آلودگی کشور را داشت.
مطالعه سال ۱۳۵۳ نشان داد که بیش از نصف جمعیت کشور مبتلا به آسکاریس هستند. مطالعه سال ۱۳۵۶ در مناطق روستایی استان آذبایجان شرقی و غربی میزان آلودگی را بیش از ۹۰ درصد گزارش کرد.
در مطالعه ای که در سال ۱۳۷۰ در کلیه مناطق روستایی کشور انجام گرفت، میزان آلودگی به آسکاریس ۷۵ درصد گزارش شد، در این میان استان همدان با ۶/۳۹ درصد بالاترین میزان آلودگی را در سطح کشور به خود اختصاص داده بود.
▪ پیشگیری :
شستشوی مکرر دست ها همیشه قبل از غذا خوردن
خودداری از وارد کردن انگشتان به دهان
اگر چه آسکاریازیس شایع ترین عفونت کرمی در جهان است بعلت اختلاف نظرهای موجود در اهمیت بالینی آن و ویژگیهای همه گیری شناسانه منحصر به فرد این بیماری ، توجه کمی به نحوه کنترل آن شده است . تلاش در جهت کاهش تعداد کرم ها در جوامع انسانی با استفاده از روش های درمانی همگانی تا حدی مفید بوده است .
به دلیل میزان بالای عفونت مجدد ، درمان شیمیائی باید هر ۳ تا ۶ ماه تکرار شود . عملی بودن و هزینه انجام این اقدام را باید با استعمال گسترده آن ارزیابی نمود .
انجام اقدامات بهداشتی با هدف از بین بردن تخم انگل در مدفوع انسان پیش از استفاده آن به عنوان کود و تهیه امکانات لازم برای دفع بهداشتی فاضلاب مؤثرترین اقدامات پیشگیری طولانی مدت بر علیه آسکاریازیس هستند .
▪ درمان :
اصول کلی :
- بررسی های تشخیصی ممکن است شامل آزمایش مدفوع یا بررسی کرم بالغ (در صورت دفع شدن همراه مدفوع ) برای شناسایی کرم ، و رادیوگرافی ریه (گاهی ) باشد.
- درمان در منزل امکان پذیر بوده و شامل داروهای ضد کرم و سایر مراقبت های بهداشتی است .
- شستشوی با دقت دست ها پس از توالت رفتن یا قبل از غذا توصیه می شود. از وارد کردن انگشتان به دهان خودداری کنید. ناخن ها را کوتاه و تمیز نگه دارید.
- نواحی مقعد و تناسلی را حداقل روزی دوبار با صابون و آب گرم بشویید. شستشو را با دفت و ترجیحاً زیر دوش انجام دهید. از حمام وان استفاده نکنید.
- در صورت امکان همه لباس های راحتی ، لباس های خواب ، زیرپوش ها و حوله های آلوده ای را که توسط فرد مبتلا استفاده شده بجوشانید. لباس های بافتنی که قابل شستشو نیستند را در محلول آمونیاک (یک فنجان محلول خانگی آمونیاک در پنج گالن آب سرد) بخیسانید.
- پس از درمان ، صندلی توالت ، کف حمام و اثاثیه را به دقت شستشو و تمیز کنید. قالیچه ها، رومیزی ها، پرده ها، مبلمان و صندلی ها را به دقت با جاروبرقی تمیز کنید. اسباب بازی های فلزی یا اشیای فلزی مشابه را در یک اجاق داغ استریل کنید.
▪ داروها :
داروهایی برای از بین بردن کرم ها، نظیر پیرانتل پاموات ، پیرازین یا مبندازول (این دارو ممکن است باعث ناهنجاری جنین گردد؛ بنابراین مصرف آن در خانم های باردار ممنوع است ). این داروها را می توان به صورت یک مقدار واحد تجویز کرد.
▪ فعالیت :
با بهبود علایم بیمار می تواند هرچه سریعتر فعالیت های طبیعی خود را از سر گیرد.
رژیم غذایی
رژیم خاصی نیاز نیست .
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا کودکتان دارای علایم کرم های گرد باشید.
ظهور مجدد کرم های گرد پس از درمان
اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجه شده اید . داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.

اگر سوال دوم شما مربوط به ساختمان و فیزیولوژی اسکاریس است لطفا بفرمایی تا در مورد خود کرم اسکاریس صحبت کنم
با ارزوی سربلندی و موفقیت
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
860742 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : چهارشنبه 17/1/1390
تاريخ پاسخ : پنج شنبه 18/1/1390
تحصيلات : راهنمايی
سن : 13
گروه : زيست شناسي
سوال : چرا نام بزرگترین زردپی را آشیل نام گذاشته اند
پاسخ : با سلام
آشیل قهرمان اسطوره ای و روئین تن یونانی است.
طبق رسوم یونانی ها وکلآ بعضی از ادیان کمی پس از تولد کودکان، بدن آنها را در آب مقدس فرومی برند. آب مقدس آبی است که تا آخر عمر از کودک محافظت می کندو جان او را از بلا دور نگه می دارد.__ آشیل به دنیا آمد .قدیس پاشنه ی پاهای او را گرفت و اورا در آب مقدس فرو برد
همه جای بدن به آب آغشته شد بجز پاشنه ی هر دو پا از آن پس او از هیچ تیغ و شمشیری آسیب نمی دید به جز پاشنه ی پاها
زردپی آشیل بزرگترین و قوی ترین تاندون بدن انسان است. طول این تاندون در حدود 15 سانتی متر است و ادامه تاندونی عضله سه سر پشت ساق محسوب می گردد. تاندون آشیل باید زاویه حدود 30 درجه به استخوان پاشنه پا اتصال می یابد. خونرسانی آن از انتهای عضلانی آن و نیز از عروقی که از استخوان پاشنه به آن وارد می شوند تامین می گردد. 6-2 سانتی متری انتهای تحتانی آن عروق خونی ندارد و از قسمت محیطی و به طریقه انتشار تغذیه می شود و همین بخش بدون عروق است که در تمرینهای مداوم و فشارهای مختلف به سبب کمبود خونرسانی می تواند دچار آسیب دیدگی و پارگی شود.
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
855571 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 24/12/1389
تاريخ پاسخ : يکشنبه 14/1/1390
تحصيلات : ليسانس
سن : 21
گروه : زيست شناسي
سوال : با عرض سلام و خسته نباشید.
در مورد هسته سلول ، ساختار ، عملکرد و ویژگی آن ، محتوای DNA ، کروموزوم ، کروماتین و اجزای آن خلاصه از سیر تا پیاز مطالبی رو می خواستم. اگه ممکنه مطالب همراه با تصویر باشه. با تشکر
پاسخ : با عرض سلام و تبریک سال جدید
در زیست‌شناسی سلولی, هسته اندامکی است که در بیشتر سلول‌های یوکاریوتی وجود دارد و بیش‌تر اطلاعات ژنتیکی را دربر دارد. هسته به طور کلی دو وظیفه دارد: ۱. کنترل واکنش‌های شیمیایی درون سیتوپلاسم ۲. نگاه‌داشتن اطلاعات لازم برای تقسیم سلولی. قطر آن بین ۱۰ تا ۲۰ میکرون است و بزرگ‌ترین اندامک سلول است.
هسته محل ذخیره اطلاعات ژنتیکی و مرکز کنترل سلول یوکاریوتی است. محتویات هسته در یوکاریوتها توسط غشای هسته احاطه شده است و اندامکی به نام هسته را بوجود آورده است. ولی چون سلولهای پروکاریوتی فاقد غشای هسته هستند بدون هسته محسوب می‌شوند.
هسته در سال 1831 توسط Robert Brown در سلولهای اپیدرمی ثعلبیان کشف شد و به عنوان بخشی متراکم ، پایدار و موجود در همه سلولها در نظر گرفته شد. هسته یک ساختار فشرده با پیچ و تابهای زیادی را داراست و با پروتئین همراه می‌باشد. به چنین مجموعه فشرده‌ای همراه با پروتئین ، کروماتین می‌گویند. هسته واجد غشای دو لایه‌ای موسوم به پوشش هسته‌ای است و در این پوشش حفره‌ها یا روزنه‌هایی موسوم به منفذ پیچیده هسته‌ای است که از طریق آنها عمل تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم انجام می‌گیرد. برای بررسی ساختمان عمومی هسته می‌توان از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.
شکل و محل و تعداد هسته در سلولها
هسته در بیشتر سلولها کروی یا بیضوی است. در سلولهای پارانشیمی بالغ گیاهان عدسی شکل ، در سلولهای عضلانی مخطط جانوران و سلولهای پروکامبیومی گیاهان استوانه‌ای شکل ، در سلولهای آبکش بالغ و سلولهای انگل زده چند بخشی است. در عده‌ای از سلولها هسته چند بخشی است مثل گویچه‌های سفید خون چند هسته‌ای و یا سلولهای استئوکلاست (استخوان خوار). در بیشتر سلولها هسته در مرکز قرار دارد. در سلولهای گیاهی به علت رشد واکو‌ئلها ، هسته در کنار غشا قرار می‌گیرد و در سلولهای عضلانی مخطط هسته در بخشهای کناری قرار دارد.
در جلبک استابولاریا هسته در بخش ریزوئیدی (ریشه نما) یا مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلولها دارای یک هسته هستند. با وجود این برخی جانداران ابتدایی و یا سلولهای جانداران پیشرفته بیش از یک هسته دارند. برای مثال حدود 20 درصد از سلولهای کبدی و یا عده زیادی از سلولهای ریسه قارچها دو هسته‌ای هستند. سلولهای عضلانی مخطط ساختمان سنوسیتی دارند یعنی در یک سیتوپلاسم مشترک چندین هسته پراکنده است. این سلولها ابتدا یک هسته‌ای بوده‌اند که به دلیل تقسیمات مکرر هسته بدون آنکه سیتوپلاسم تقسیم شود به حالت سنوسیتی درآمده‌اند.
نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمی می‌گویند. این نسبت برای سلولهایی که در یک مرحله رشد و در شرایط مشابه باشند ثابت است.
هسته شامل پوشش هسته‌ای ، شیره هسته ، اسکلت هسته‌ای ، کروماتین و بالاخره هستک می‌باشد.
پوشش هسته‌ای
اطراف هسته سلولهای یوکاریوتی را پوشش هسته‌ای شامل غشای بیرونی ، غشای درونی ، فضای بین دو غشا و منافذ هسته‌ای پوشانیده است.
غشای بیرونی
از دو لایه فسفولیپیدی و پروتئینهای پراکنده در بین آنها تشکیل شده است که شباهت زیادی به غشای شبکه آندوپلاسمی دارد و در سطح آن ریبوزومها قرار گرفته‌اند. بخشهایی از غشای بیرونی با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، پیوستگی دارد و منشا غشای هسته نیز از شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار است.
فضای بین دو غشا
فضای بین دو غشای یا فضای دور هسته‌ای فضایی به وسعت 60 تا 100 آنگستروم است که وسعت آن در همه جای پوشش هسته‌ای یکنواخت نیست. در برخی نواحی وسیع‌تر و در محل منافذ یا سوراخهای هسته‌ای که دو غشا پوشش هسته‌ای بهم می‌رسند وسعت فضای دور هسته‌ای به صفر می‌رسد.
غشای داخلی
غشایی زیستی به ضخامت حدود 60 تا 70 آنگستروم ، شبیه غشای شبکه آندوپلاسمی و فاقد ریبوزوم است. غشای داخلی با واسطه پروتئینهای لامینایی با کروماتین ارتباط دارد.

منافذ غشای هسته
در پوشش هسته‌ای ساختمانهای پروتئینی فعال و ویژه‌ای به اسم منافذ هسته‌ای وجود دارد. وجود این منافذ بوسیله هرتویگ در سال 1876 برای اولین بار پیش‌بینی شد. قطر منافذ به اندازه‌ای است که به مولکولهای پروتئین ، انواع RNAها و حتی زیر واحد‌های ریبوزومی اجازه عبور می‌دهد. پروتئینهای سیتوپلاسمی که وارد هسته می‌شوند از جمله پروتئینهای هیستونی دارای یک بخش نشانه هستند که به کمک آن از بازگشت آنها به سیتوپلاسم جلوگیری می‌شود. منافذ هسته‌ای عبور یونهای منفی را تسهیل می‌کنند.

منافذ هسته‌ای ساختمانهای دائمی و پایدار نیستند و متناسب با نیاز سلول ایجاد یا ناپدید می‌شوند. در سلولهای با فعالیت متابولیکی بالا که مبادله مواد بین هسته و سیتوپلاسم زیاد است تعداد منافذ هسته نیز زیاد است و در سلولهایی که تبادلات هسته و سیتوپلاسم کم است تعداد منافذ کاهش می‌یابد. هر منفذ بوسیله مجموعه‌ای از ذرات متراکم احاطه شده است. این ساختمانهای پروتئینی را بر روی هم مجموعه منفذی یا منفذ پیچیده هسته‌ای می‌نامند که شامل بخشهای زیر است.
• یک حلقه یا آنولوس که از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح سیتوزولی قرار دارد.
• یک حلقه یا آنولوس که این هم از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح نوکلئوپلاسمی قرار دارد.
• کانال مرکزی یا درپوش که این کانال محل عبور مواد می‌باشد و در مرکز منفذ قرار دارد.
• منفذ از ترکیباتی به نام Annular Material پر شده و به سمت نوکلئوپلاسم (شیره هسته) و سیتوپلاسم بیرون زده است.
شیره هسته ( نوکلئوپلاسم یا کاریولنف )
شیره هسته مایعی است که درون هسته را پر کرده است و از نظر کلی شبیه سیتوزول و کمی متراکم‌تر از آن با PH اسیدی است. شیره هسته یا ماتریکس هسته حاوی آب 10 درصد از کل پروتئینهای هسته‌ای ، 30 درصد از کل RNA و 2 تا 5 درصد از کل فسفولیپیدهای هسته‌ای را شامل می‌شود. مقدار کمی لیپید و نیز مقداری گلوسیدهای (قندها) موثر در تشکیل نوکلئوتید مثل ریبوز و دزوکسی ریبوز در آن وجود دارند.
یونهای موجود در شیره هسته
در شیره هسته یونهای وجود دارد. یونهای موجود در هسته ده برابر بیشتر از یونهای موجود در سیتوپلاسم می‌باشد. و از این لحاظ مساوی محیط خارج سلول است. یون در هسته برای نگهداری ساختمان مولکول DNA لازم می‌باشد. یون مانع تجمع هیستونها بر روی DNA و اثری در جهت فعال کردن تنظیم بیان ژن و افزایش نسخه برداری دارد.
پروتئینهای شیره هسته
این پروتئینها به دو گروه ساختمانی شامل هیستونها و تنظیمی شامل انواع غیر هیستونی و آنزیمی تقسیم می‌شوند.
• پروتامینها : از مهمترین پروتئینهای موجود درشیره هسته سلولهای جنسی و زایشی هستند که خاصیت قلیایی دارند.
• پروتئینهای هیستونی : با دارا بودن خاصیت قلیایی به DNA متصل شده و نوکلئوزومها یا واحدهای تکراری DNA را می‌سازند.
• پروتئینهای غیر هیستونی : دارای خاصیت اسیدی هستند.
• _پروتئینهای آنزیمی :__ پروتئینهای آنزیمی شیره هسته شامل DNA پلیمرازها ، RNA پلیمرازها ، لیگازها ، DNase ، RNase ، GTPase ، ATPase ، نوکلئوزید فسفریلاز است.
ساختمان شیره هسته
شیره هسته یا نوکلئوپلاسم حاوی انواع گوناگونی از گرانولهای بین کروماتینی و گرانولهای اطراف کروماتینی است.
• گرانولهای بین کروماتینی ( ICG ) : ذراتی است به قطر 20 تا 25 نانومتر که توسط رشته‌هایی به یکدیگر متصل شده‌اند و به فرم دستجاتی در فضای بین کروماتین اکثر هسته‌ها دیده می‌شود.
• گرانولهای اطراف کروماتینی ( PCG ): در اطراف هتروکروماتین متراکم قرار داشته و مانند گرانولهای منفرد به نظر می‌آیند. این گرانولها به قطر 30 تا 50 نانومتر بوده و توسط گرانولهایی به قطر 25 نانومتر احاطه شده‌اند. این گرانولها در بسیاری از هسته سلولها دیده شده و از تراکم فیبرهای بسته بندی شده به قطر 3 نانومتر تشکیل شده‌اند. این گرانولها از RNA دارای وزن مولکولی کم و ضریب رسوب 4.7s و حداقل 2 پروتئین تشکیل شده است.
اسکلت هسته‌ای
مجموعه منفذی شبکه لامینایی به علاوه اسکلت هسته‌ای درونی را روی هم اسکلت هسته‌ای گویند.
شبکه لامینایی
شبکه لامینائی یا لامینها پروتئینهای خاصی هستند که تریمرهایی تشکیل می‌دهند متشکل از سه مونومر که با A ، B ، C یا a ، b ، c معرفی می‌شوند. تریمر‌های لامینایی که از سه مونومر A ، B و C تشکیل یافته‌اند همانند شبکه تورینه‌ای بهم می‌پیوندند و اسکلت هسته‌ای را می‌سازند. بخش محیطی (اطرافی) اسکلت هسته‌ای تراکم بیشتری دارد و بخش درونی آن کم تراکمتر و دارای حالت اسفنجی است. شبکه لامینایی را اغلب شبکه بسیار ظریفی می‌دانند که در مقابل سطح درونی پوشش هسته‌ای قرار گرفته‌اند و با مجموعه‌های منفذی اتصالهایی دارد. شبکه لامینایی ساختمانی ظریف اما چسبنده دارد که پس از حذف پوشش هسته‌ای و حل کردن پروتئین و DNAی موجود در کروماتین بصورت پاکت نازکی باقی می‌ماند و اندازه و حالت هسته را حفظ می‌کند.

لامین نقش ساختمانی مهمی در تعیین شکل و وضعیت هسته بازی می‌کند. لامینها مولکولهای بسیار پایداری هستند. به حسب وضع لامینها در طول تقسیم سلولی دو نوع لامین در نظر می‌گیرند. لامینایی که همیشه چسبیده به پوشش هسته‌ای باقی می‌ماند (لامین B در پستانداران) و آنهایی که هنگام تقسیم در سیتوپلاسم حل می‌شوند (لامین A و C در پستانداران). لامینها به اندازه کافی بخشهای آبگریز برای نفوذ به دو لایه لیپیدی غشای داخل هسته را ندارند اما با واسطه یک نوع از پروتئینهای درون غشایی به آن متصلند.
اسکلت هسته‌ای درونی
هنگامی که هسته‌ها جدا شده از سلول بوسیله نوکلئازها از جمله DNase و RNase که به ترتیب DNA و RNA را هضم می‌کنند یا با محلولهای نمکی قوی که پروتئینهای کروی را حل می‌کنند، تیمار شوند یک شبکه سه بعدی درون هسته‌ای باقی می‌ماند که با میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده است و در مجموعه شیره هسته پراکنده است. این ساختمان را اسکلت درونی هسته‌ای می‌گویند. به نظر می‌رسد که این شبکه برای سازمان‌یابی کروماتین مهم است. اسکلت هسته‌ای درونی از دو شبکه روی هم تشکیل شده است که عبارتند از:
• شبکه اول از پروتئینهای رشته‌ای ساخته شده و نقش پشتیبان را برای شبکه دوم دارد.
• شبکه دوم از پروتئینهای گویچه‌ای یا کروی ساخته شده که بین آنها پروتئینهای آنزیمی دخالت کننده در رونویسی و همانند سازی نیز در بین آنها وجود دارد.
هستک
هستک در هسته انترفاز دیده می‌شود از مرحله پروفاز تا اوایل تلوفاز دیده نمی‌شود. هستک یک اندامک درون هسته‌ای و بدون غشا در شیره هسته می‌باشد. تعداد معمول آن یک یا دو عدد در هسته هر سلول ، گاهی چند عدد و در هسته اووسیت دوزیستان تعداد زیادی هستک وجود دارد هستک‌ها اغلب کروی شکل و به صورت ذرات متراکم هستند.

بین درشتی هستک و فعالیت بیوسنتزی پروتئینی سلول وابستگی وجود دارد. هرچه سلولها دارای سنتز پروتئین بیشتر باشند هستکهای درشت‌تری دارند مثل اووسیتها ، سلولهای ترشحی و نورونها. در مقابل در اسپرماتیدها و سلولهای عضلانی هستکها کوچکترند. هستک حاوی RNA فراوان است و یک منطقه کروماتینی متراکم و کم و بیش حلقه‌دار اطراف هستک را احاطه می‌کند هستک جایگاه تشکیل ریبوزوم است.

کروماتین
ترکیب اصلی هسته ، کروماتین است شبکه کروماتینی از درهم رفتن رشته‌های کروماتینی تشکیل شده و این رشته‌ها در حقیقت حالت بسیار کم تراکم شده‌ای از کروموزوم‌ها هستند. رشد کروماتین یا DNAی انترفازی ، مجموعه مولکولی پیچیده‌ای است که در آن DNA ، دارای اطلاعات ژنتیکی و پروتئینهای مختلف وابسته به آن نقش ساختمانی یا عملی و نیز مقداری از RNAها وجود دارد.
(((بنابراین هسته ساختمانی است گرد یا بیضوی به ابعاد 5 تا 10 میکرون که همه سلولهای بدن بجز گویچه‌های قرمز حاوی هسته می‌باشند. شکل و موقعیت هسته در هر سلول بستگی به شکل سلول دارد. هسته همه فعالیتهای حیاتی سلول از قبیل سنتز پروتئین ، تقسیم ، تمایز و رشد سلولی را کنترل می‌کند. هسته از نظر ساختمانی از سه قسمت غشای هسته ، کروماتین و هستک تشکیل شده است.)))
DNA یا دزاکسی ریبونوکلئیک اسید یکی از ماکرومولکولهای سلولی است که حامل اطلاعات وراثتی بوده و طی همانند سازی ژنتیکی از یک نسل به نسل بعد منتقل می‌شود. و در داخل سلول از روی آن RNA و پروتئین ساخته می‌شود. ترکیبی از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن ، نیتروژن و درصد بالایی از فسفر می‌باشد. میشر این ماده را نوکلئین نامید. زمانی که ماهیت اسیدی این ماده مشخص گردید، نام آن به اسید دزاکسی ریبونوکلئیک تغییر یافت.
ساختمان رشته‌ای DNA
سرعت پیشرفت تعیین ساختمان DNA بسیار کند بوده است. در سال 1930 کاسل و لوین دریافتند که نوکلئین در واقع اسید دزوکسی ریبونوکلئیک است. برسیهای شیمیایی آن مشخص کرد که زیر واحد تکرار شونده اصلی DNA ، نوکلئوتید می‌باشد که از سه قسمت تشکل شده است. یک قند پنتوز - دزوکسی D- ریبوز) ، یک گروه(2 5-فسفات و از یکی چهار باز آلی نیتروژن‌دار حلقوی آدنین (A) ، گوانین (G) ، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده است.

از این چهار باز دو باز آدنین و گوانین از بازهای پورینی و دو باز سیتوزین و تیمین از بازهای پیریمیدینی می‌باشند. به مجموعه قند و باز آلی نوکلئوزید متصل شود. و یا5گفته می‌شود. گروه فسفات می‌تواند به کربن3 به مجموع نوکلئوزید و گروه فسفات متصل به آن نوکلئوتید می‌گویند. متصل شود. و هم به کربن5با توجه به اینکه یون فسفات می‌تواند هم به کربن 3

پس دو نوکلئوتید از طریق یک پیوند فسفودی استر بهم متصل می‌شوند. به این صورت که گروه هیدروکسیل یک نوکلئوتید با گروه فسفات نوکلئوتید دیگر واکنش داده و پیوند فسفودی استر را بوجود می‌آورد. از آنجایی که پیوند فسفودی دو قند مجاور را بهم متصل می‌کند، این پیوند را و5استر ، کربنهای3 فسفودی استر نیز می‌نامند. یک زنجیره در اثر اتصال پشت سر هم-3پیوند5 -دزوکسی ریبونوکلئوتید بوسیله پیوندهای دزوکسی ریبونوکلئوتید تشکیلتعدادی2 می‌شود.

تمامی نوکلئوتیدها در یک زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت یکسان می‌باشند. به این صورت که نوکلئوتید انتهایی در یک سمت زنجیره دارای یک گروه5 آزاد و نوکلئوتید انتهایی در سمت دیگر زنجیره دارای یک گروه3 آزاد می‌باشد. بنابراین زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت بوده و این جهت را ---به صورت5> نشان می‌دهند. بنابراین اگر در نوکلئوتید ابتدایی3 در زیر آن باشد، در تمامی در بالای حلقه پنتوز و کربن3کربن5 نوکلئوتیدهای بعدی زنجیره کربن 5 در بالای حلقه پنتوز جای خواهد داشت.(
توضیح عکس )هسته و شبکه آندوپلاسمیک: (۱) پوشش هسته. (۲) ریبوزوم. (۳) منفذهای هسته. (۴) هستک. (۵) کروماتین. (۶) هسته. (۷) شبکه آندوپلاسمیک زبر. (۸) نوکلئوپلاسم
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
855572 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 24/12/1389
تاريخ پاسخ : يکشنبه 14/1/1390
تحصيلات : ليسانس
سن : 20
گروه : زيست شناسي
سوال : با عرض سلام و خسته نباشید.
مطالبی کامل در رابطه با ریبوزوم سلول در سطح سلولی و مولکولی از مقطع دبیرستان تا کارشناسی ارشد رو می خواستم مخصوصا درباره ساختار ریبوزوم در ضمن حد الامکان مطالب را با تصویر توضیح دهید. با تشکر
پاسخ : با عرض سلام و تبریک سال جدید
تمامی سیتوپلاسم از ریبوزوم پوشیده شده است ، بعضی از قسمت های سیتوزول حالت باز دوستی دارند . باز دوستی زیاد ارگاستوپلاسم به دلیل وجود اسیدهای ریبونوکلئیک است و به همین دلیل با تاثیر ریبونوکلئازها این باز دوستی از بین می‌رود.

از آنجا که اسیدهای ریبونوکلوئیک سیتوپلاسمی بویژه در ریبوزوم‌ها متراکمند، می‌توان باز دوستی و فعال بودن سنتز پروتئینها در ارگاستوپلاسم را نتیجه فراوانی ریبوزومها در این بخش از سیتوزول دانست. در گذشته به جای سیتوزول بیشتر از کلمه هیالوپلاسم استفاده می‌شد که خود نشانه‌ای از تصور همگن و شفاف بودن سیتوپلاسم زمینه‌ای بوده است، تصوری که امروزه دگرگون شده است .
انواع اندامکهای سیتوزولی:
ریبوزوم- شبکه آندوپلاسمی - دستگاه گلژی- لیزوزوم - میکروبادیها - هسته - پلاستها - میتوکندری
از این بین فقط ریبوزوم و شبکه اندوپلاسمی را مورد بررسی قرار می دهم
ریبوزوم
ریبوزومها دارای ترکیبات ریبونوکلئوپروتئین هستند و جایگاه کاتالیتیک برای سنتز پروتئین محسوب می‌شوند. ریبوزومها به صورت آزاد در سیتوزول و یا متصل به شبکه آندوپلاسمی دیده می‌شوند. ریبوزومها در سلولهای یوکاریوتی و پروکاریوتی دارای اندازه متفاوت هستند. ریبوزومها معمولا به صورت پلی‌زوم دیده می‌شوند که متشکل از تعداد زیادی ریبوزوم که توسط مولکولهای RNA پیک بهم متصل شده‌اند و آماده پروتئین سازی هستند.
ریبوزمها از اندامکهای بدون غشای سیتوپلاسمی در همه یاخته‌های پروکاریوتی هستند که در سال 1983 بوسیله پالاد کشف شده‌اند. این اندامکها را دانه‌های پالاد نیز می‌نامند. از آنجا که سنتز پروتئینها بوسیله ریبوزومها صورت می‌گیرد اهمیت زیادی دارند. ریبوزومها ذراتی بیش و کم کروی ، متراکم (کدر) نسبت به الکترونها هستند که نظرشان از 40 تا حدود 300 آنگستروم می‌رسد.
تاریخچه شناخت ریبوزومها
شناخت اولیه ریبوزومها مربوط به کلود می‌شود که در سال 1941 با اولترا سانتریفوگاسیون افتراقی (مرحله‌ای) موفق به جدا سازی ذراتی کوچکتر و سبکتر از میتوکندریها شد که ذراتی به قطر 500 تا 2000 میکرون و سرشار از RNA بودند که از خرد شدن قطعات شبکه آندوپلاسمی ضمن اولترا سانتریفوگاسیون ایجاد می‌شوند. می‌توانند حتی در شرایط آزمایشگاهی اسیدهای آمینه رادیواکتیو را به سرعت در ساختمان پروتئینها وارد کنند.
اشکال ریبوزومها
1. ریبوزمهای آزاد سیتوپلاسمی که در سیتوپلاسم یاخته‌های پروکاریوتی از نوع 70s در سیتوپلاسم یاخته‌های یوکاریوتی از نوع 80s یعنی بزرگتر و سنگین‌تر هستند.
2. ریبوزومهای چسبنده به غشای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار که این حالت تنها در یاخته‌های یوکاریوتی که شبکه آندوپلاسمی دارند، دیده می‌شود. در این یاخته‌ها نسبت ریبوزمهای آزاد سیتوپلاسمی به ریبوزمهای چسبیده به غشای شبکه بر حسب شرایط فیزیولوژیکی یاخته تغییر می‌کند و هر چه سنتز پروتئینهای ترشحی و پروتئینهای ساختمانی ویژه‌ای که در ساختمان غشای شبکه آندوپلاسمی ، غشای کیسه‌های گلژی ، لیزوزومها و پلاسمالم وجود دارند بیشتر باشد، نسبت ریبوزومهای چسبیده به غشای شبکه نیز بیشتر می‌شود.

در یاخته‌های ترشحی آسینیهای باز لوزوالمعده که آنزیمهای گوارشی مختلف را می‌سازند و یاخته‌های خونی که ایمنوگلوبین‌ها را می‌سازند تا 90% ریبوزومها به غشای شبکه آندوپلاسمی چسبیده‌اند. بر عکس در رتیکولوسیتها ، بافتهای مریستمی گیاهان و یاخته‌های عصبی رویانی بیشتر ریبوزومها آزادند. در یاخته‌های هلا که نوعی یاخته سرطانی هستند تنها 15% ریبوزومها به غشای شبکه چسبیده‌اند.
3. ریبوزومهای موجود در اندامکهای مثل ریبوزومهای میتوکندری و ریبوزومهای کلروپلاستی: این ریبوزومها نیز تنها در یاخته‌های یوکاریوتی وجود دارند. ضریب ته نشینی آنها بر حسب گونه یاخته‌ها متفاوت است و به هر حال سبکتر و کوچکتر از ریبوزومهای سیتوپلاسمی یاخته مربوط هستند. از نظر ساخت و کار ، حساسیت به آنتی بیوتیکها و بیش از آن ابعادشان به ریبوزومهای پروکایوتی شبیه‌اند.
نحوه قرار گیری ریبوزومها
ریبوزومهای سیتوپلاسمی ، اندامکی و ریبوزمها چسبنده به غشای آندوپلاسمی می‌توانند به حالت منفرد (مونوزوم) یا به حالت چند تایی (پلی زوم) باشند. مجموع حدود 5 تا 80 ریبوزوم را که به مولکولی از mRNA چسبیده‌اند، پلی زوم نامند. ریبوزومها تنها وقتی که به حالت پلی زوم باشند، سنتز پروتئین دارند. گاهی در سیتوپلاسم پلی زومها حالت مارپیچی یا حلزونی به خود می‌گیرند فراوانی این نوع پلی زومها در یاخته را نشانه نوعی اختلال در فرآیند سنتز پروتئین می‌داند.
تعداد ریبوزومها در یک یاخته
تعداد ریبوزمهای یک یاخته تا حدود پانصد هزار می‌رسد. این تعداد در یاخته‌های مختلف و نیز در شرایط مختلف زیستی و فیزیولوژیکی در یک یاخته تغییرات زیادی دارد. در یک یاخته باسیل کولی حدود ده هزار تا پانزده هزار ریبوزوم موجود است. در اغلب در پروکاریوتها حدود 104 ، در یوکاریوتها حدود 105 تا 107 و در اووسیتها بطور معمول بیش از 1012 ریبوزوم وجود دارد.
عمر متوسط ریبوزومها
عمر متوسط ریبوزومها در حدود 6 ساعت است. بنابراین بازسازی پیوسته آنها ضرورت دارد. سرعت بازسازی در یاخته‌های مختلف 10 تا 100 ریبوزوم در هر ثانیه است. بازسازی ریبوزومها در یاخته‌های پروکاریوتی در سیتوپلاسم و بی‌تردید ضمن رونویسی از ژنهای rRNA و در یاخته‌های یوکاریوتی در ارتباط با هستک صورت می‌گیرد ترکیبات بازدارنده رونویسی و همچنین سم آمانیتین که در قارچ آمانتیا وجود دارد این بازسازی را متوقف می‌کنند.
روشهای جداسازی و مشاهده ریبوزومها
به روشهای مختلف زیر می‌توان ریبوزومها را جداسازی و مشاهده کرد ساکارز و حضور Mg+2 جدا می‌کنند. اولترا سانتریفوگاسیون به مدت یک ساعت و 100000gr انجام می‌شود. برای جدا کردن ریبوزومها از غشای شبکه آندوپلاسمی از دزوکسی کولات سدیم یا بکارگیری محلولهای نمکی دارای غلظت مناسب و انجام اولترا سانتریفوگاسیون استفاده می‌شود.

تمام مراحل جداسازی باید با حضور غلظت مناسبی از یونهای Mg+2 صورت گیرد. این غلظت مناسب با استفاده از کلرور منیزیم 0.01 مولکول گرم در لیتر تامین می‌شود. در غلظتهای زیاد آن (بیش از 0.1 مولکول گرم در لیتر) ریبوزومها به هم می‌چسبند و به حالت دیمر در می‌آیند و در غلظت 0.001 مولکول گرم در لیتر کلرور منیزیم دو جزء ریبوزوم از هم جدا می‌شوند.
ریخت شناسی ریبوزومها
از دو بخش کوچک و بزرگ تشکیل یافته است. در باسیل کولی ، بخش کوچک کشیده ، خمیره و دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است. بخش کوچک در 3/1 طول خود دارای دندانه‌ای کوچک است و مقابل به دانه دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است و حدود 3/1 از حجم کل ریبوزوم را تشکیل می‌دهد. بخش بزرگ که 3/2 حجم کل ریبوزوم را شامل می‌شود دارای یک سطح گود (مقعه) و سه زایده است.

سطح مقعر جایگاه چسبیدن بخش کوچک ریبوزومی است. زواید بخش بزرگ انگشت مانند ، کوتاه و در انتها مدورند. زایده میانی بزرگتر و زواید جانبی کوچکترند. بخش بزرگ ریبوزوم از نیم رخ حالتی شبیه صندلی را حتی با یک بخش پشتی و در جای دست دارد. در یوکاریوتها بخش بزرگ شبیه آن باسیل کولی است اما یک زایده طویل است که به سوی سمت راست بخش بزرگ کشیده شده است.
پروتئین سازی نقش اصلی ریبوزومها
پروتئینها از ماکرومولکولهای اساسی یاخته‌های هستند که بیش از نیمی از وزن خشک آنها را می‌سازند. در ساختار اندامکها و اجزای فعال یاخته‌ها یافت می‌شوند و در ساخت و کار آنها نقش بنیادی دارند. ماکرومولکهای پروتئینی از ترکیب اسیدهای آمینه با اتصالهای کووالانسی پپتیدی ایجاد می‌شوند. در بیوسنتز آنها از جمله ریبوزومها ، RNA های پیامبر ، RNA های ناقل و ... شرکت دارند. وقتی که ریبوزومها در سنتز پروتئینها فعال نیستند اغلب به صورت ذخیره‌ای از اجزای آزاد در سیتوپلاسم پراکنده‌اند.

شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی متشکل از لوله‌های درهم پیچیده‌ای است که ممکن است حاوی ریبوزوم بوده و به این علت شبکه آندوپلاسمی خشن یا دانه‌دار خوانده می‌شود و یا فاقد ریبوزوم باشد که در این صورت شبکه آندوپلاسمی صاف نامیده می‌شود. شبکه آندوپلاسمی محل اصلی سنتز پروتئین و چربی است و در تغییرات پس از سنتز این مولکولها نقش دارد. همچنین مولکولهای سمی را به مشتقات غیر سمی آنها که می‌توانند از سلول خارج شوند تبدیل می‌نماید.
شبکه آندوپلاسمی بزرگترین اندامک داخل سلولی محسوب می‌شود. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی لومن نام دارد و در سال 1964 توسط آنشلیم نامگذاری شد. این فضا که اغلب همگن است از ماده زمینه‌ای سیتوپلاسمی ، تراکم کمتری دارد و می‌تواند وسیع شده و حفره‌هایی را بوجود آورد. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی یا لومن با فضای بین دو غشایی هسته نیز ارتباط دارد.
غشای خارجی هسته با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ارتباط دارد. غشای شبکه آندوپلاسمی شباهت زیادی به غشای سیتوپلاسمی دارد. با این اختلاف که ضخامت کمتری دارد و مقدار پروتئین آن بیشتر از مقدار لیپید است. استخراج لیپیدهای غشای پلاسمایی موجب در هم ریختن ساختمان پلاسمالم می‌گردد. ولی استخراج لیپیدهای غشای شبکه آندوپلاسمی موجب درهم ریختن آن نمی‌شود.

انواع شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار یا خشن یا (Rough ER)
دانه‌های متصل به RER ریبوزومها هستند. این بخش در سنتز پروتئین بخصوص پروتئینهای ترشحی و در پردازش بعدی آن شرکت دارند. سلولهای ترشحی جانوران شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار توسعه یافته‌ای دارند ولی در سلولهای گیاهی این شبکه گسترش کمتری دارد. در مجاورت هسته و بخشهای خارجی سیتوپلاسم یا مجاور غشای سیتوپلاسمی شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار بیشتر وجود دارد.
شبکه آندوپلاسمی صاف یا نرم (Smooth ER)
این شبکه فاقد ریبوزوم بوده ، ادامه شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار است. در نواحی میانی سیتوپلاسم شبکه آندوپلاسمی صاف و حفره‌ای بیشتر است. از وظایف شبکه آندوپلاسمی صاف می‌توان سنتز چربیها ، هیدرولز گلوکز- 6 فسفات و متابولیسم گزنوبیوتیکها یا مواد آلی خارجی مانند حشره کشها را نام برد. در سلولهایی که متابولیسم چربیها در آن روی می‌دهد و سلولهای عضلانی SER گسترش بیشتری دارد. SER واجد ناحیه‌ای موسوم به Transition است که از این ناحیه وزیکول‌های حاوی مواد از ER جدا و به دستگاه گلژی فرستاده می‌شود.
لاملای حلقوی
دارای تشکیلات ریبوزوم و سیسترنا است و بر اثر یکی شدن وزیکولهای مشتق از غشای هسته منافذی بین آنها باقی می‌ماند وجود ریبوزوم نشان دهنده شرکت آنها در سنتز پروتئین است.
شبکه سارکوپلاسم
حالت تخصص یافته شبکه آندوپلاسمی در سلولهای عضلانی است و در تنظیم یون کلسیم درون سلولها شرکت می‌کند در حالت انبساط عضله یونهای کلسیم درون شبکه سارکوپلاسم ذخیره و در هنگام انقباض وارد سیتوپلاسم سلول عضلانی می‌گردد.
عوامل موثر در اتصال ریبوزومها به شبکه آندوپلاسمی
• وجود گلیکوپروتئین خاصی به نام ریبوفورین I و II: این گلیکو پروتیئن که به عنوان گیرنده ریبوزوم در غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد. ریبوفورین علاوه بر اتصال به زیر واحد بزرگ ریبوزوم نقش آنزیمی نیز دارد. ریبوفورین در عرض غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد که سمت سیتوزولی آن جایگاه اتصال زیر واحد بزرگ ریبوزوم است و سمت لومنی آن فعالیت آنزیمی دارد.
• وجود پیوندهای الکتروستاتیک بین زیر واحد بزرگ ریبوزوم با غشای RER: بارهای مثبت پروتئینهای موجود در غشا شبکه آندوپلاسمی با بارهای منفی گروههای فسفات موجود در rRNAهای زیر واحد بزرگ ریبوزوم پیوند الکتروستاتیکی برقرار می‌کنند. محلولهای غلیظ نمکی این نیروها را خنثی و موجب جدا شدن ریبوزومها از RER می‌شود.
• زنجیره‌های پپتیدی در حال تشکیل بوسیله ریبوزومها: این مهمترین عامل اتصال ریبوزوم به شبکه آندوپلاسمی است. زنجیره پلی پپتید در حال تشکیل بوسیله ریبوزوم با واسطه پپتید نشان از جایگاه ویژه‌ای به فضای درونی یا لومن شبکه آندوپلاسمی نفوذ می‌کند و موجب برقراری اتصال ریبوزوم با غشای شبکه آندوپلاسمی می‌شود.
چگونگی سنتز پروتئینهای ترشحی
هم ریبوزومهای آزاد و هم انواع متصل به شبکه آندوپلاسمی در سنتز پروتئین فعال می‌باشند. ریبوزومهای آزاد عمدتا پروتئینهای سیتوزولی و پروتئینهای متعلق به اندامکها (به استثنای لیزوزوم) را می‌سازند. از طرفی بخش عمده بیوسنتز پروتئینهای انتیگرال غشایی ، پروتئینهای ترشحی و پروتئینهای لیزوزومی بوسیله ریبوزومهای متصل به شبکه آندوپلاسمی صورت می‌گیرد. این پروتئینها در انتهای N زنجیره پلی پپتیدی خود واجد توالی هیدروفوبی شامل 13 تا 36 آمینو اسید هستند که پپتید نشانه نامیده می‌شوند.
بطور کلی مراحل آغازی بیوسنتز پروتئینهای ترشحی ، غشایی و لیزوزومی نیز بوسیله ریبوزومهای آزاد صورت می‌گیرد و زمانی که زنجیره پلی پپتیدی به طول 80 آمینو اسید ساخته شد و به محض آن که پپتید نشانه از ریبوزوم بیرون زد کمپلکس SRP به ریبوزوم وصل می‌شود و فرایند سنتز پروتئین را موقتا مهار می‌کند. بعد از مهار موقتی سنتز پروتئین SRP مجموعه mRNA - ریبوزوم – زنجیره پلی پپتیدی تازه ساخت را بر روی شبکه آندوپلاسمی هدایت می‌کند و خود با گیرنده‌اش یعنی پروتئین داکینگ در شبکه آندوپلاسمی وصل می‌شود.
زیر واحد بزرگ ریبوزوم نیز به پروتئین اینتگرال غشایی ریبوفورین وصل می‌شود. در این هنگام با استفاده از انرژی که از هیدرولیز GTP به GDP و P_i آزاد می‌شود SRP از گیرنده‌اش جدا می‌شود و در این مرحله پروتئین داکینگ به از سر گیری مجدد سنتز پروتئین و همینطور عبور انتهای N پلی‌پپتید در حال رشد از غشا به درون لومن ER کمک می‌کند.
پپتید نشانه اندکی بعد از ورود به لومن شبکه آندوپلاسمی بوسیله آنزیمی موسوم به سیگنال پپتیداز که در غشای شبکه آندوپلاسمی و در بخش لومنی مستقر است حذف می‌گردد. محصول ترجمه mRNA پروتئین‌های ترشحی به صورت پری پرو پروتئین مانند پری پرو انسولین است که دارای پپتید نشانه است. بعد از حذف پپتید نشانه بوسیله سیگنال پپتیداز به پرو پروتئین مانند پرو انسولین تبدیل می‌شود که پس از پردازش و برش نهایی به پروتئین بالغ مانند انسولین تبدیل می‌شود. حذف پپتید نشانه که با تبدیل پری پرو پروتئین به پرو پروتئین انجام می‌گیرد در لومن شبکه آندوپلاسمی و بوسیله آنزیم سیگنال پپتیداز انجام می‌شود.
میکروزوم
هنگام جداسازی اندامکهای مختلف سلولها که با استفاده از اولتراسانتریفوگاسیون صورت می‌گیرد قطعاتی از سیستم غشایی درون سلولی خرد و جدا می‌شوند، به صورت حفره‌های غشایی کوچکی در می‌آیند که آنها را میکروزوم می‌نامند. میکروزومها قطعاتی از سیستم واکوئلی ، قطعات شبکه آندوپلاسمی صاف و دانه‌دار و دستگاه گلژی است. میکروزومها در سلولهای زنده و سالم دیده نمی‌شوند، بلکه نتیجه قطعه قطعه شدن قسمتهایی از سیستم غشایی درون سلولی است.
سیستم انتقال الکترون شبکه آندوپلاسمی
این سیستم در شبکه آندوپلاسمی صاف بویژه در سلولهای کبدی و غدد فوق کلیوی وجود دارد. چندین نوع آنزیم که هر کدام برای یک سوبسترا یا یک گروه از سوبستراهای ویژه هستند در غشای شبکه آندوپلاسمی می‌باشند که با سیستم انتقال الکترون مربوط به سیتوکروم P_ 450 مرتبط هستند. در این سیستم انتقال الکترون NADPH و NADH به عنوان عوامل الکترون دهنده و سیتوکرومها و فلاوپروتئین به عنوان ناقلین الکترون عمل می‌کنند ولی این انتقال الکترون با سنتز ATP همراه نیست.
اعمال شبکه آندوپلاسمی
دخالت در متابولیسم قندها
آنزیم گلوکز 6 – فسفاتاز در سطح داخلی یا سطح لومنی غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد و گروه فسفات را از کربن شماره 6 گلوکز جدا می‌کنند. گلوکز را به فضای درونی شبکه و گروه فسفات را به سوی سیتوزول هدایت می‌کند. همچنین با وجود آنزیم گلیکوزیل ترانسفراز در شبکه آندوپلاسمی بخشی از گلیکوزیلاسیون پلی‌پپتیدها و لیپیدها در این محل صورت می‌گیرد.
دخالت در متابولیسم لیپیدها
عده‌ای از آنزیمهای سنتز کننده اسیدهای چرب در شبکه آندوپلاسمی بخصوص شبکه آندوپلاسمی صاف وجود دارد که تری گلیسریدها ، گلیکولیپیدها و استروئیدها را می‌سازند. همچنین آنزیمهای تجزیه کننده چربیها نیز در ER وجود دارد.
دخالت در متابولیسم پروتئینها
در قسمت درونی شبکه آندوپلاسمی پپتیدازها وجود دارند. همچنین آنزیم اکسید کننده اسید آمینه مانند سرین اکسیداز شناخته شده است. مرحله اول گلیکوزیلاسیون یا انتقال الیگوساکاریدها به پروتئین در شبکه آندوپلاسمی صورت می‌گیرد. این شبکه با داشتن ریبوزوم در سنتز پروتئینها بخصوص پروتئینهای ترشحی نقش دارند. عمل افزودن سولفات به پروتئینها و یا لیپیدها در شبکه آندوپلاسمی و دستگاه گلژی صورت می‌گیرد.
دخالت در جابجایی مواد (ترکیبات قندی و پروتئینی)
عبور دادن زنجیره پلی پپتید در حال تشکیل به درون شبکه ، پمپ کلسیم به درون شبکه ، عبور دادن گلوکز به درون شبکه مربوط به انتقال عرضی می‌باشد. انتقال امواج الکتریکی درون سلولی با انتقال بار الکتریکی بخصوص در سلولهای عصبی و عضلانی.
عمل سم زدایی
• با الحاق UDB- گلوکورونیک اسید به متابولیتهای سمی آنها را بی‌خطر می‌کند. سموم ابتدا بوسیله سیتوکوروم P_ 450 کبدی هیدروکسید می‌شود که به این ترتیب حلالیت آنها در فاز آبی بالا می‌رود. سپس به منظور دفع در کبد به اسید گلوکورونیک وصل می‌شود.
تجزیه هموگلوبین خون
شبکه آندوپلاسمی سلولهای کبدی در جداسازی گروه هم از گلوبین نقش دارد.
غیر اشباع کردن اسیدهای چرب
تبدیل مولکولهای آبگریز به مولکول‌های آب دوست ، تغییر در استروئیدها و فعال کردن کارسینوژن‌ها از واکنشهای اکسیداسیون شبکه آندوپلاسمی است. یکی دیگر از اعمال شبکه آندوپلاسمی ذخیره مواد در شبکه سارکوپلاسمیک می‌باشد.
نقش های اختصاصی شبکه آندوپلاسمی در سلولهای گیاهی
• دخالت در تشکیل پلاسمووسماتا: در مرحله تلوفاز ، سلولهای گیاهی بخشهایی از شبکه آندوپلاسمی بین تعداد زیادی فراگموزوم قرار می‌گیرد و محلهای ارتباطی سلولهای گیاهی را فراهم می‌کند.
• دخالت در ساخت و ترشح کالوز.
• تشکیل میکروبادی ، تشکیل مواد ترشحی در سلولهای ترشحی ، محل رسوب مواد در دیواره آوند چوبی ، دربرگرفتن استاتولیتها در سلولهای کلاهک ریشه از وظایف شبکه آندوپلاسمی سلولهای گیاهی است.
تصاویر مربوطه در کتب درسی موجود است
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
856587 
دبیرستان 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : يکشنبه 29/12/1389
تاريخ پاسخ : يکشنبه 14/1/1390
تحصيلات : دبيرستان
سن : 17
گروه : زيست شناسي
سوال : باسلام
میخواستم درباره ی چگونگی عمل کرد سلول های مخروطی چشم جهت تشخیص برایم توضیحاتی را بنویسید.
با تشکر
پاسخ : با عرض سلام و تبریک سال جدید
سلول‌های مخروطی نوعی از سلول‌های گیرندهٔ نور هستند که در انتهای چشم و در شبکیه قرار دارند. سلول‌های مخروطی، برخلاف سلول‌های استوانه‌ای، در نور قوی بیش‌تر تحریک می‌شوند. این سلول‌ها انرژی نورانی را به پیام عصبی تبدیل کرده و به مغز توانایی دیدن رنگ‌ها و جزئیات ظریف اشیا را می‌دهند.
در انسان ۳ نوع سلول مخروطی وجود دارد که هر کدام از آن‌ها به طول موج خاصی از نور حساسیت نشان می‌دهند: ۵۶۰ نانومتر (رنگ قرمز)، ۵۳۰ نانومتر (رنگ سبز)، ۴۲۴ نانومتر (رنگ آبی( از ترکیب این رنگ‌ها، مغز قادر به دیدن رنگ‌های طیف مرئی می‌شود.
بیش‌ترین تمرکز سلول‌های مخروطی در لکهٔ زرد است.
کوررنگی یکی از بیماری‌های چشم است که به عملکرد نادرست یک یا حتی هر ۳ نوع سلول مخروطی بستگی دارد. افراد کوررنگ برخی (یا هیچکدام) از رنگ‌ها را تشخیص نمی‌دهند، چرا که سلول‌های مخروطی آن‌ها فاقد رنگ‌دانه‌هایی هستند که موجب دیدن رنگ‌ها می‌شوند. به همین دلیل این افراد برخی رنگ‌ها را به شکل طیفی از رنگ‌های خاکستری و سیاه می‌بینند.
با ارزوی سالی خوب و شادکامی
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
858265 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 9/1/1390
تاريخ پاسخ : يکشنبه 14/1/1390
تحصيلات : ليسانس
سن : 37
گروه : زيست شناسي
سوال : با سلام
بفرمائیدگلوکز در بدن به چه صورت شکسته
می شودبه همراه مکانیزم واکنش لطفا"؟
پاسخ : با عرض سلام و تبریک سال جدید
قندها در داخل بدن طی واکنشهایی به انرژی و مواد دیگر تبدیل می‌شوند. چرخه کربس یکی از مراحل تخریب قندها است که طی آن پیرووات حاصل از گلیکولیز به انرژی تبدیل می‌شود. پیرووات طی یک سری واکنشهای منظم اکسید شده به استیل تبدیل می‌شود. استیل حاصل با کوآنزیم A ترکیب شده استیل کوآنزیم A را می‌سازد که در ماتریکس میتوکندری به ترکیبات ساده‌تر مبدل می‌گردد.

کربس در سال 1910 مشخص کرد که مکانیسم تبدیل پیرووات به ترکیبات ساده‌تر طی یک سری واکنشهای چرخه‌ای صورت می‌گیرد این چرخه به نام چرخه کربس معروف است. کربس این چرخه را چرخه تری‌کربوکسیلیک اسید (TCA) نامید.
یجاد استیل کوآنزیم A
پیرووات طی یک سری واکنشهایی به استیل کوآنزیم A تبدیل می‌شود. این واکنشها مستلزم یک مجموعه پیرووات دهیدروژناز و یک سری کوآنزیمهای اختصاصی مانند تیامین پیروفسفات ، اسیدلیپوئیک FAD و NADH است. استیل کوآنزیم A بوجود آمده با داشتن آرایش فضایی مناسب موجب شروع واکنشهای چرخه کربس می‌شود و با متراکم شدن و اتصال به اسید اگزالواستیک و از دست دادن COA ، اسید سیتریک را می‌سازد. ماتریکس میتوکندری واجد کلیه آنزیمها و کوآنزیمها و سایر عوامل لازم برای انجام چرخش TCA است.
مراحل چرخه کربس
در طی چرخه کربس چهار مرحله اکسایش انجام می‌گیرد که منجر به خروج دو مولکول CO2 از باقیمانده پیکر قند ، یعنی استیل کوآنزیم A و آزاد شدن مثبت اتم هیدروژن و بالاخره تشکیل مجدد اسید اگزالواستیک می‌گردد و این چرخه هشت مرحله دارد که عبارتند از:
مرحله اول
واکنشی است که بوسیله آنزیم سیترات سنتتاز کاتالیز می‌شود. در این مرحله ، استیل کوآنزیم A با اگزالواستات که ترکیبی چهار کربنی است ترکیب می‌شود و تشکیل سیترات با شش اتم کربن می‌دهد.
مرحله دوم
سیترات حاصل تحت اثر آنزیم آکونیتاز به ایزوسیترات تبدیل می‌شود. برای ایجاد فرآورده واکنش باید از یک واکنش واسطه بگذرد بدین معنی که ابتدا سیترات با از دست دادن یک مولکول آب به سیس آکونیتات تبدیل می‌شود و پس این ترکیب با پذیرش یک مولکول آب ، ایزوسیترات می‌سازد.
مرحله سوم
ایزوسیترات حاصل تحت اثر آنزیم ایزوسیترات دهیدروژناز ، دو هیدروژن متصل به C-5 را از دست می‌دهد و به شکل کتو درمی‌آید. همچنین گروه کربوکسیل (C-3) را نیز به صورت CO2 آزاد ساخته و آلفاکتوگلوتارات تولید می‌کند. این واکنش در واقع نخستین واکنش از چرخه است که طی آن CO2 ساخته می‌شود.
مرحله چهارم
کمپلکس آنزیمی آلفاکتوگلوتارات دهیدروژناز ، یک مولکول CO2 از آلفاکتوگلوتارات برمی‌دارد و با اتصال کوآنزیم A به آن سوکسینیل کوآنزیم A می سازد. در این واکنش ، NAD به عنوان کوآنزیم شرکت می‌کند. این مرحله دومین مرحله از ساخته شدن CO2 طی چرخه کربس است.
مرحله پنجم
مرحله بعد تبدیل سوکسینیل کوآنزیم A به سوکسینات است که بوسیله آنزیم سوکسینیل کوآنزیم A سنتتاز کاتالیز می‌شود. اهمیت این واکنش در ایجاد ترکیب پر انرژی در شکل GTP است. پیوند تیواستر موجود در سوکسینیل کوآنزیم A بر اثر آبکافت با آزادسازی کوآنزیم A مقداری انرژی آزاد می‌کند که برای سنتز GTP مورد استفاده قرار می‌گیرد. GTP سریعا فسفات خود را به ADP می‌دهد و ATP می‌سازد.
مرحله ششم
در مرحله بعد سوکسینات حاصل تحت تاثیر کوآنزیم FAD دو پروتون از دست می‌دهد و به فومارات تبدیل می‌شود. آنزیم سوکسینات دهیدروژناز واکنش را کاتالیز می‌کند.

مرحله هفتم
با اضافه شدن مولکول آب به محل پیوند دو گانه که بوسیله آنزیم فوماراز کاتالیز می‌شود L- مالات ایجاد می‌گردد.
مرحله هشتم
در مرحله آخر آنزیم حالات دهیدروژناز دو هیدروژن از حالات برمی‌دارد و آن را به اگزالواستات تبدیل می‌کند و بدین سان چرخه TCA کامل می‌گردد.
جمع بندی واکنشهای چرخه TCA
از اکسایش یک مولکول پیرووات و تبدیل آن به استیل کوآنزیم A و پس وارد شدنش در چرخه TCA ، سه مولکول CO2 ، یک مولکول GTP و یا ATPو پنج مولکول کوآنزیم احیا شده (4 مولکول NADH و یک مولکول FADH2) بوجود می‌آیند. بدین ترتیب ، طی چرخه TCA تنها یک مولکول ترکیب پرانرژی ساخته می‌شود. لذا این چرخه به تنهایی مقدار بسیار کمی انرژی شیمیایی آزاد می‌سازد.

کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
822694 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : سه شنبه 16/9/1389
تاريخ پاسخ : دوشنبه 22/9/1389
تحصيلات : فوق ديپلم
سن : 23
گروه : زيست شناسي
سوال : با سلام خدمت استاد گرامی جواب این سوال رو خیلی لازم دارم خواهش میکنم سریع جواب بدین . کمپلکسهای حاصله در ازمایش شناسایی قندها یعنی ازمایشهای مولیش و انترون و سیلوانف و بیال را با ذکر نام و شکل بنویسید ممنون
پاسخ : با سلام

آزمایش مولیش
اهداف آزمایش:
مولیش : برای تشخیص وجود قند در محلول مجهول
مواد مورد نیاز آزمایش :
1.محلول مجهول (قند گلوگز) 2.محلول شاهد( آب مقطر) 3.معرف الفا نفتول 4.اسید سولفوریک غلیظ
روش آزمایش مولیش :
ابتدا در هر دو محلول مقدار 2 سی سی اسید سولفوریک غلیظ اضافه میکنیم مشاهده میشود در لوله حاوی قند حلقه ای تیره رنگ تشکیل میشود که به آن فورفورال میگویند و علت تشکیل آن از دست دادن آب توسط قند ها در مجاورت اسید سولفوریک است سپس 3 تا 4 قطره الفا نفتول بعنوان معرف به لوله ها اضافه میکنیم و بعد چند لحظه حلقه رنگی ای بنفش رنگ ایجاد میشود که نشان دهنده وجود قند در محلول مجهول می باشد.
آزمایش آنترون: یکی دیگر از آزمایشهای عمومی برای کربوهیدراتها، آزمایش آنترون است. اساس آزمایش مطابق آزمایش مولیش میباشد. در این آزمایش، فورفورال تولید شده با آنترون واکنش کرده، کمپلکس آبی مایل به سبز تولید میکند.
آنترون
روش کار: 2 میلی لیتر محلول آنترون را در لوله آزمایش ریخته و 2/0 میلی لیتر محلول کربوهیدرات به آن اضافه کنید. مشاهدات خود را یادداشت کنید.

آزمایش بیال
اهداف آزمایش:
برای تشخیص پنتوزها از سایر قندها
مواد مورد نیاز آزمایش :
1.معرف بیال 2.لوله شاهد (قند شش کربنه مثل فروکتوز) 3.لوله تست (قند پنج کربنه مثل گزیلوز)
روش آزمایش مولیش :
3 سی سی معرف بیال در دو لوله می ریزیم بعد در یک لوله بعنوان لوله شاهد 1 سی سی قند فروکتوز ریخته و در لوله دیگر بعنوان لوله تست 1سی سی قند گزیلوز می ریزیم
بعد هر 2 لوله را حرارت داده نه بصورت مستقیم بلکه نزدیک شعله به مدت 1 دقیقه مشاهده میشود که در لوله تست به رنگ سبز کاهویی و لوله شاهد به رنگ قهوه ای در می آیند
لوله سبز کاهویی : قند پنتوز ( مثبت بودن لوله تست آزمایش )
لوله قهوه ای : قند هگزوز ( لوله شاهد )
آزمایش سلیوانف
اهداف آزمایش:
جهت تشخیص آلدوز یا کتوز بودن مونوساکاریدها بکار می رود
مواد مورد نیاز آزمایش :
1.لوله تست حاوی فروکتوز 2.لوله شاهد حاوی گلوکز 3.معرف سلیوانف
روش آزمایش مولیش :
ابتدا در هر 2 لوله 3 سی سی معرف سلیوانف ریخته و سپس در لوله شاهد مقدار 5 قطره گلوکز و 5 قطره فروکتوز در لوله دیگر بعنوان لوله تست یا نمونه می ریزیم بعد هر دو لوله را حرارت میدهیم به مدت 45 ثانیه و نتیجه به صورت زیر بروز میکند که لوله ی حاوی قند کتوز به رنگ ارغوانی و لوله دیگر بی رنگ باقی می ماند
لوله ارغوانی ( کتوز )
لوله بی رنگ ( آلدوز )
معرف سلیولنف :
اسید غلیظ HCL را به نسبت یک به یک رقیق می کنیم یعنی 50 سی سی آب مقطر به صورت قطره قطره اضافه می کنیم
یعد 50 میلی گرم رزورسینول (متا دی هیدروکسی بنزن ) اضافه می کنیم و معرف بی رنگی تهیه میشود.
معر ف بیال:
معرف بیال : 3/0 گرم اورسینول یا دی هیدروکسی تولوئن در 100 سی سی HCL غلیظ حل می کنیم . بعد 25/0 سی سی کلرید فریک 10 % اضافه میکنیم
کلریدفیک 10% : 10گرم کلریدفریک در 90 سی سی آب مقطر یا الکل یا اتر
آزمایش هیدرولیز ساکارز
در 3 میلی لیتر از محلول ساكارز یك تكه كاغذ قرمز كنگوا می اندازیم
قطره قطره اسید كلریدریك 1% می افزاییم تا كاغذ به رنگ آبی درآید (PH در حدود 3-2).
مخلوط را برای مدت 5 دقیقه می جوشانیم.
روی محلول هیدرولیز شده واكنشهای بندیكت بارفود سلیوانف را انجام داده و نتیجه هیدرولیز
را مشاهده و تجزیه وتحلیل میکنیم
اثبات آزمایش به کمک لوله تست و شاهد
برای این کار ابتدا در 2 لوله آزمایش مقدار 3سی سی قند ساکارز ریخته دو لوله ی دیگر آزمایش در هر کدام مقدار 3 سی سی معرف سلیوانف ریخته و آماده میکنیم.
در یکی از دو لوله به عنوان لوله تست مقدار15 قطره اسید کلریدریک 1% ریخته و به مدت 10 دقیقه در حمام بن ماری قرار می دهیم تا واکنشهای لازم هیدرولیز در حضور اسید رقیق و حرارت انجام شود .
از لوله ی تست خارج شده از حمام بن ماری (لوله ی حاوی قند ساکارز و اسید کلریدریک 1% ) و لوله ی شاهد هر کدام مقدار 5 قطره به دو لوله ی حاوی معرف سلیوانف ریخته و نتیجه را مشاهده میکنیم که درلوله شاهد که عمل هیدرولیز انجام شده به رنگ ارغوانی کم رنگی مشاهده می شود
علت : در لوله هیدرولیز شده ساکارز قندهای فروکتوز (کتوز) و گلوکز (آلدوز) ایجاد می شود و فروکتوز باعث مثبت شدن آزمایش سلیوانف بعنوان یک کتوز می شود
کد مشاوره
مقطع
موضوع
مشاور
824242 
پیش دانشگاهی 
 
خانم رنجبر 
تاريخ مشاوره : شنبه 20/9/1389
تاريخ پاسخ : دوشنبه 22/9/1389
تحصيلات : دانشجو
سن : 22
گروه : زيست شناسي
سوال : با سلام.می خواستم بدونم منحنی الکتروکاردیوگرام قلب در انفاکتوس قلبی چگونه تغییر می کند؟یعنی موج p و موج QRS و موجTچگونه است؟
پاسخ : باعرض سلام و تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان
سیکل قلبی همراه با الکتروکاردیوگرافی
مرحله اول- استراحت عمومی قلب به مدت ۰/۴ ثانیه
در این مرحله بطون و دهلیز ها در حال استراحت اند. خون تیره به وسیله بزرگ سیاهرگهای زبرین و زیرین، به دهلیز راست می ریزد. این خون به خاطر وزنش، از طریق دریچه‌های لختی - که به هنگام پایان موج T سیکل قلبی پیشین باز شده اند- وارد بطون می‌شود و آنها را تا حدی پر می‌کند. اما برای اینکه خون دهلیز ها به طور کامل وارد بطون بشود، دهلیزها باید منقبض شوند. لازم به ذکر است هر ماهیچه‌ای در قلب که بخواهد منقبض شود یا استراحت کند، ابتدا باید موج انقباض یا استراحتش در تمام نقاط آن ماهیچه منتشر شود. پس برای انقباض دهلیزها، ابتدا باید پیام انقباض در سراسر آنها منتشر بشود. این کار توسط بافت گرهی دهلیز انجام می‌شود. در بین دو دهلیز این تنها دهلیز راست است که دارای بافت گرهی است، از سویی کانون زایش انقباضات قلب نیز که همان گره پیش آهنگ می‌باشد در دیواره پشتی دهلیز راست و در زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. پس برای انقباض ابتدا گره پیش آهنگ به صورت ریتم خودبه خودی تحریک می‌شود و این پیام انقباض را از طریق ۳ رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی – که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطون و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد – هدایت می‌کند. طی حرکت پیام از پیشاهنگ به دهلیزی- بطنی، میونهای میوکارد قلب که در مسیر انتقال این پیام قرار دارند، منقبض شده و این انقباض از میونی به میون دیگر در دهلیز راست انتشار می‌یابد و نهایتا از طریق میونهای دهلیز راست به میونهای دهلیز چپ نیز منتشر شده و کل دهلیز هارا فرا می‌گیرد. البته این پیام نمی‌تواند از طریق میونهای دهلیزها به میونهای بطون منتقل شود، چون در دیواره بین بطون و دهلیزها بافت پیوندی رشته‌ای عایقی قرار دارد که که باعث می‌شود انتقال پیام از دهلیزها به بطون تنها از طریق بافت گرهی – که از وسط این عایق رد می‌شود – صورت گیرد. اگر این بافت عایق نبود، دهلیزها و بطون هم زمان به هم منقبض می‌شدند و کارایی قلب بسیار پایین می آمد؛ چون در این حالت پس از پمپاژ مقدار کمی خون به بطون، آنها نیز همین مقدار کم را به سمت بدن و ششها پمپ می‌کردند و خون کمی به آنها می‌رسید. پس از اینکه این پیام به طور کامل سراسر دهلیز را فرا گرفت، در الکتروکاردیوگرام موج P ثبت می‌شود. بلافاصله بعد از آن مدت استراحت عمومی قلب یعنی ۴/ ثانیه به اتمام می‌رسد.
مرحله دوم – انقباض دهلیزها به مدت ۰/۱ ثانیه
در ابتدای ابن مرحله بلافاصله دهلیزها منقبض می‌شوند و ٪ ۲۵ خون باقی مانده را نیز وارد بطون می‌کنند. حالا در هر بطن CC ۱۲۰ خون موجود است یعنی به طور کلی CC ۲۴۰ در بطون. این انقباض به مدت ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و و از انتهای موج P تا اانتهای موج R را در الکتروکاردیوگرام را در بر می‌گیرد. اما در طی این انقباض در ۰/۱ ثانیه، دو عمل بسیار مهم نیز همزمان رخ می‌دهد :
۱) انتشار موج انقباض بطون: بطون موظف اند بلافاصله بعد از انقباض دهلیزها و پرشدن کامل خود از خون منقبض شوند و خون را به سرخرگها وارد کنند. بنابر این پس از گذشت مدت بسیار کمی از این ۰/۱ ثانیه (‌فاصله انتهای P تا Q) موج انقباض بطون که خیلی قدرتمند می‌باشد، در سراسر بطون منتشر می‌شود. برای این عمل، گره دهلیزی بطنی که در پایان استراحت عمومی قلب پیام انقباض را گرفته، این پیام را از طریق رشته و الیاف گرهی دیواره بین دو بطن و دیواره بطون و همچنین به کمک الیاف ماهیچه‌ای که برای انتقال پیام تخصصی شده اند،به سراسر بطون و نهایتا به نوک پایین قلب منتقل می‌کند. اما سرعت هدایت پیام بافت دهلیزی-بطنی و الیاف گرهی دیواره بین دو بطن خیلی کم و در عوض سرعت انتشار پیام الیاف گرهی دیواره بطون خیلی زیاد است. اما چرا؟؟! اگر سرعت این سه قسمت با هم برابر بود، پیام بلافاصله سراسر دیواره بین دو بطن را فرا می‌گرفت (‌چون اول به دیواره میانی می‌رود و بعد از انجا به سراسر بطن) و دیواره میانی زودتر از جاهای دیگر بطن منقبض می‌شد. ولی اکنون ، در حین اینکه پیام در دیواره میانی منتشر می‌شود، به سرعت توسط الیاف دیواره بطنها تمام بطنها را فرا می‌گیرد و عملا این تفاوت سرعت سبب می‌شود که پیام انقباض در یک مدت تمام بطنها را فرا بگیرد. این عمل کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و نهایتا موج QRS را در الکتروکاردیوگرام ایجاد می‌کند.
۲) انتشار موج استراحت در دهلیزها: همزمان با انقباض دهلیزها،چون بلافاصله بعد از انقباض، دهلیزها باید استراحت کنند، پس پیام استراحت در آنها شروع به انتشار می‌کند. این پیام که اندکی بعد از شروع انقباض آغاز می‌شود، به مدت کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد (‌فاصله انتهای P تا Q) و هیچ موجی را در الکتروکاردیوگرام به وجودنمی آورد! چون قدرت موج انتشار انقباض بطون آنقدر زیاد است که این پیام کوچک در QRS گم می‌شود! به هر حال با پایان موج QRS استراحت دهلیزها شروع می‌شود.
مرحله سوم – انقباض بطون به مدت ۰/۳ ثانیه
بلافاصله با انتشار پیام انقباض، بطون شروع به انقباض می‌کنند و خون را با فشار بالای سیستولی به سمت سرخرگها پمپ می‌کنند. این خون با فشار خود از سویی دریچه‌های یکطرفه لختی را – که فقط به سمت بطون باز می‌شوند- بسته و باعث شنیده شدن صدای اول قلب می‌شوند. و از سوی دیگر با فشار دریچه‌های سینی را – که فقط به سمت سرخرگها باز می‌شوند- باز کرده و وارد سرخرگها می‌شود. تمامی این مراحل در مدت زمان بسیار کوتاه و در موج S روی می‌دهند. همچنین دهلیزها بعد از پایان انتشار پیام استراحتشان تا ۰/۷ ثانیه استراحت می‌کنند. در این مدت خون دوباره از بزرگ سیاهرگهای زیرین و زبرین وارد دهلیز راست می‌شود؛ اما بدلیل بسته بودن لختی ها خون نمی‌تواند وارد بطون شود و اندک اندک وارد دهلیزها می شود. (این رویه به مدت ۰/۳ ثانیه یعنی پایان انقباض بطنی ادامه میابد)‌
موارد روی داده در موج S:
۱) استراحت دهلیزها و انقباض بطون
۲) بسته شدن دریچه‌های لختی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون
۳) باز شدن دریچه‌های سینی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون
اما بعد از گذشت اندکی از انقباض بطون ( فاصله S تا T ) چون بطون بلافاصله بعد از انقباض (اتمام این ۰/۳ ثانیه) باید استراحت کنند، پیام استراحت آنها منتشر می‌شود و موج T را در الکتروکاردیوگرام ثبت می‌کند. پس از اتمام این موج بطون نیز شروع به استراحت می‌کنند. پس استراحت عمومی قلب آغاز می‌شود، چون دهلیز ها نیز ۰/۳ ثانیه است که استراحت خود را آغاز کرده اند. استراحت بطون باعث قطع فشار اعمال شده بر روی دریچه‌ها می‌شود؛ در نتیجه دریچه‌های سینی بسته می‌شوند و صدای دوم قلب را – که کوتاه تر و زیرتر است – به وجود می‌آورد. از سویی دریچه‌های لختی که ۰/۳ ثانیه است تحت تاثیر فشار خون موجود در دهلیزها هستند، از این موقعیت یعنی عدم فشار سیستولی استفاده کرده و دریچه‌های لختی را در جهت بطون باز کرده و شروع به پر کردن بطون می‌کنند. نکته: حداکثر انقباض بطون، در ابتدای موج T انجام می‌شود. نکته: زمان استراحت بطون ۰/۵ ثانیه و زمان استراحت دهلیزها ۰/۷ ثانیه می‌باشد.
نکته: باز شدن دریچه صدایی ایجاد نمی‌کند.
حوادث قلب در ابتدای دیاستول
۱) ورود بیش از ۷۵٪ خون از دهلیزها به بطون در اثر وزن خون
۲) انتشار موج انقباض دهلیزها در سراسر دهلیزها ---- ایجاد موج P در الکتروکاردیوگرام
وضعیت دریچه ها:
سینی ها ---- بسته؛ تا خون وارد شده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگها نشود.
لختی ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.
حوادث قلب در انتهای دیاستول
۱) انقباض دهلیزها ---- وقوع از P تا پایان R (انقباض تغییری در الکتروکاردیوگرام ایجاد نمی‌کند چون پیام الکتریکی منتقل نمی‌شود!)
۲) انتشار پیام انقباض بطون ---- ایجاد موج QRSدر الکتروکاردیوگرام
۳) انتشار پیام استراحت دهلیزها ---- زیر موج پیام قوی انتشار انقباض بطون گم می‌شود!
۴)‌شنیدن صدای اول قلب
وضعیت دریچه ها:
سینی ها ---- بسته؛ تا خون وارد شده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگها نشود. لختی ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.
حوادث قلب در سیستول
۱) انقباض بطون به مدت ۰/۳ ثانیه --- فاصله S تا T
2) استراحت دهلیزها
۳) شنیدن صدای دوم قلب
وضعیت دریچه ها:
۱) سینی ها--- ابتدا باز (‌در هنگام انقباض بطون) و بعد بسته ( پس از اتمام انقباض بطون) ۲) لختی ها---- ابتدا بسته (‌در هنگام انقباض بطون) و بعد باز ( پس از اتمام انقباض بطون)

سوال خود را از یک متخصص قلب و عروق بپرسید و از ایشان بخواهید تا نوار قلبی را برای شما تفسیر کند
با ارزوی سلامتی و سربلندی
  • تعداد رکورد ها : 1356