• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1127
  • يکشنبه 1383/6/15
  • تاريخ :

5/3 ساعت جراحی نتیجه شكست در آتن

قصه كتف دبیر تمام شد

علیرضا دبیر كتفش را جراحی كرد همان كتفی كه جای زالوها را می شد از چند متری رویش دید . همان كتفی كه دبیر مدت ها دردش را تحمل كرده بود . یك مدت تمرین نكرده بود. تمرین كرده بود و كشتی نگرفته بود. به خاطرش با اصغر بذری كه به تازگی رقیبش شده بود مسابقه امنتخابی نداده بود و بعد از آن خیلی ها ازش انتقاد كرده بودند و از همه بدتر در آتن ، جایی كه باید نشان می داد با وجود همه انتقادها می تواند دوباره قهرمان بشود و طلای سیدنی را در آتن تكرار كند ، در كشتی اول باخته بود . به مرتضی علی اف روس ، جوانی كه فقط یك بار قهرمان كشورش را شكست داده بود و آمده بود المپیك . دبیر با همان كتفش كه روی تشك هم رویش را با چسب پوشانده بود، سرافكنده قبول كرده بود كه نباید با آن كتف به المپیك می آمده . او چهارشنبه صبح با تیمی كه هر كدام به نوعی از نتایجی كه در المپیك گرفته بودند ، شادی می كردند ، به تهران آمده بود و چند ساعت بعد به بیمارستان رفته بود تا برای همیشه خودش را راحت كند.

قبل از آتن این برنامه را برای خودش ریخته بود كه وقتی برگشت ، دو روز استراحت كند و بعد كتفش را جراحی كند. اما فقط 24 ساعت بعد در بیمارستان آتیه تهران ، به دكتر گیتی گفته بود زودتر كار را تمام كند.

ساعت 5/1 ظهر در اتاق عمل بود و سه ساعت و نیم بعد در اتاق ریكاوری و ساعت هفت بعدازظهر در بخش . او جمعه شب را صبح نخوابید . درد می كشید و تب داشت . پژمان درستكار دوست صمیمی اش و مادرش كنارش بودند. او دیروز هم حالش خوب نبود. هنوز حالت تهوع داشت و به حالت عادی برنگشته بود. پژمان می گفت : شیلنگی كه در كتفش است تا خونابه ها را تخلیه كند خیلی اذیتش می كند و مادرش نیز از تبش می ترسید . هنوز تب دارد . اصلاً حالش خوب نیست . اما دكتر گیتی می گفت : جراحی اش خوب بوده . مشكلی نیست. دیروز خیلی ها به عیادت دبیر رفتند، تقی اكبر نژاد ، غلام محمدی ، محسن كاوه ، مجید خدایی ، هادی حبیبی ، رخش خورشید و ... منصور برزگر كه خودش هم پایش را جراحی كرده ، تلفنی حالش را پرسید. قرار بود علیرضا حیدری ، علیرضا رضایی و طالقانی هم برای دیدن او به بیمارستان بروند. دبیر تا سه روز دیگر هم در بیمارستان بستری می ماند و خیلی ها نگران كتف او هستند . هنوز هستند كسانی كه بپرسند : اگر وضعت این قدر بد بود چرا قبول كردی به آتن بروی ؟

UserName