• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 21832
  • چهارشنبه 1383/6/11
  • تاريخ :

ماجرای تغییر قبله

امت وسط

اسرار تغییر قبله

همه جا رو به سوی كعبه كنید

انتظار دردناك!

خطاب همگانی

آیا تغییر قبله به خاطر خشنودی پیامبر بود؟

كعبه مركز یك دایره  بزرگ

آنها به هیچ قیمت راضی نمی شوند

احكامی در باب قبله

مواردى كه رو به قبله بودن واجب است

كیفیت رو به قبله بودن در نمازها

جایى كه رو به قبله بودن حرام است

مواردى كه رو به قبله بودن مستحب است

مواردى كه رو به قبله بودن مكروه است

راههاى تشخیص جهت قبله

كسى كه نمى‏داند قبله كدام طرف است

كسى كه فهمیده نمازش رو به قبله نبوده

یادآورى

یكی از تحولات مهم تاریخ اسلام كه موجی عظیم در میان مردم به وجود آورد مسئله تغییر قبله بود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مدت سیزده سال پس از بعثت در مكه، و چند ماه بعد از هجرت در مدینه به امر خدا به سوی" بیت المقدس" نماز می خواند، ولی بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مأمور شدند به سوی " كعبه" نماز بگذارند.

در این كه مدت عبادت مسلمانان به سوی بیت المقدس در مدینه چند ماه بود مفسران اختلاف نظر دارند، كه از هفت ماه تا هفده ماه ذكر شده است، ولی هر چه بود در این مدت مورد سرزنش یهود قرار داشتند چرا كه بیت المقدس  در اصل قبله یهود بود، آنها به مسلمانان می گفتند اینان از خود استقلال ندارند و به سوی قبله ما نماز می خوانند، و این دلیل آن است كه ما برحقیم.

این گفتگوها برای پیامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از یك سو مطیع فرمان خدا بودند، و از سوی دیگر طعنه های یهود از آنها قطع نمی شد، به همین جهت پیامبر صلی الله علیه و آله شبها به اطراف آسمان می نگریست، گویا در انتظار وحی الهی بود.

مدتی از این انتظار گذشت، تا این كه فرمان تغییر قبله صادر شد و در حالی كه پیامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد " بنی سالم" به سوی بیت المقدس خوانده بود جبرئیل مأمور شد تا بازوی پیامبر صلی الله علیه و آله را بگیرد و روی او را به سوی كعبه بگرداند.

یهود از این ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شیوه دیرینه خود به بهانه جوئی و ایرادگیری پرداختند. آنها قبلا می گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستیم، چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اما همین كه دستور تغییر قبله از جانب خداوند صادر شد زبان به اعتراض گشودند؛ چنانكه قرآن در آیه 142 از سوره بقره می فرماید:

" به زودی بعضی از سبك مغزان مردم می گویند چه چیز آنها ( مسلمانان) را از قبله ای كه بر آن بودند برگردانید"؟( سیقول سفهاء من الناس ما ولیهم عن قبلتهم التی كانوا علیها).

چرا اینها از قبله پیامبران پیشین، امروز اعراض نمودند؟ اگر قبله اول صحیح بود این تغییر چه معنی دارد؟ و اگر دومی صحیح است چرا سیزده سال و چند ماه به سوی بیت المقدس نماز خواندید؟!

خداوند به پیامبرش دستور می دهد" به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست، هر كس را بخواهد به راه راست هدایت می كند" ( قل لله المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی صراط مستقیم).

این یك دلیل قاطع و روشن در برابر بهانه جویان بود كه بیت المقدس و كعبه و همه جا ملك خداست. اصلاً خدا خانه و مكانی ندارد، مهم آن است كه تسلیم فرمان او باشید هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانید، مقدس و محترم است، و هیچ مكانی بدون عنایت او دارای شرافت ذاتی نمی باشد.

و تغییر قبله در حقیقت مراحل مختلف آزمایش و تكامل است و هر یك مصداقی است از هدایت الهی، اوست كه انسانها را به صراط مستقیم رهنمون می شود.

خداوند در آیه بعد می فرماید:

"و كذلك جعلناكم امة وسطاً لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیداً و ما جعلنا القبلة التی كنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه و ان كانت لكبیرة الا علی الذین هدی الله و ما كان الله لیضیع ایمانكم ان الله بالناس لرؤف رحیم."( بقره/143)

همان گونه ( كه قبله شما یك قبله میانه است)  شما را نیز امت میانه ای قرار دادیم ( در حد اعتدال كه میان افراط و تفریط هستید)  تا گواه بر مردم باشید و پیامبرهم گواه بر شما؛ و ما آن قبله ای را كه قبلاً بر آن بودی تنها برای این قرار دادیم كه افرادی كه از پیامبر پیروی می كنند از آنها كه به جاهلیت باز می گردند مشخص شوند؛ اگرچه این جز بر كسانی كه خداوند آنها را هدایت كرده دشوار بود ( این را نیز بدانید كه نمازهای شما در برابر قبله سابق صحیح بوده)  و خدا هرگز ایمان( نماز) شما را ضایع نمی گرداند، زیرا خداوند نسبت به مردم رحیم و مهربان است.

امت وسط

در آیه مورد بحث به قسمتی از فلسفه و اسرار تغییر قبله اشاره شده است.

نخست می فرماید: همانگونه ( كه قبله شما یك قبله میانه است)  شما را نیز یك امت میانه قرار دادیم ( و كذلك جعلناكم امة وسطاً).

امتی كه از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه كندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفریط، الگو و نمونه.

اما چرا قبله مسلمانان، قبله میانه است؟ زیرا مسیحیان تقریباً به سمت مشرق می ایستادند به خاطر این كه بیشتر ملل مسیحی در كشورهای عربی زندگی می كردند و برای ایستادن به سوی محل تولد عیسی كه در بیت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بایستند و به این ترتیب جهت مشرق قبله آنان محسوب می شد؛ ولی یهود كه بیشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر می بردند رو به سوی بیت المقدس كه برای آنان تقریباً در سمت غرب بود می ایستادند، و به این ترتیب نقطه غرب قبله آنان بود.

اما" كعبه" كه نسبت به مسلمانان آن روز( مسلمانان مدینه) در سمت جنوب و میان مشرق و مغرب قرار داشت، یك خط میانه محسوب می شد.

به هر حال گویا قرآن می خواهد رابطه ای میان همه برنامه های اسلامی ذكر كند و آن این كه نه تنها قبله مسلمانان یك قبله میانه، است كه تمام برنامه هایشان این ویژگی را داراست.

سپس اضافه می كند:" هدف این بود كه شما گواه بر مردم باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد"( لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیداً).

تعبیر به " گواه بودن" امت اسلامی بر مردم جهان، و همچنین " گواه بودن" پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به مسلمانان، ممكن است اشاره به اسوه و الگو بودن، بوده باشد، چرا كه گواهان و شاهدان را همیشه از میان افراد نمونه انتخاب می كنند.

یعنی شما با داشتن این عقاید و تعلیمات، امتی نمونه هستید همانطور كه پیامبر در میان شما یك فرد نمونه است.

شما با عمل و برنامه خود گواهی می دهید كه یك انسان می تواند هم مرد دین باشد و هم مرد دنیا؛ در عین اجتماعی بودن جنبه های معنوی و روحانی خود را كاملاً حفظ كند، شما با این عقاید و برنامه ها گواهی می دهید كه دین و علم، دنیا و آخرت، نه تنها تضادی با هم ندارند بلكه یكی در خدمت دیگری است.

سپس به یكی دیگر از اسرار تغییر قبله اشاره می كند و می گوید:" ما آن قبله ای را كه قبلاً بر آن بودی ( بیت المقدس) تنها برای این قرار دادیم كه افرادی  كه از رسول خدا پیروی می كنند از آنها كه به جاهلیت باز می گردند باز شناخته شوند"( و ما جعلنا القبلة التی كنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه).

قابل توجه این كه نمی گوید:" تا افرادی كه از تو پیروی می كنند" بلكه می گوید:" تا افرادی كه از رسول خدا پیروی می كنند" اشاره به این كه تو رهبر و فرستاده خدایی، و به همین جهت باید در همه كار تسلیم فرمان تو باشند، قبله كه سهل است، اگر پیامبر مافوق آن نیز دستور دهد بهانه گیری در آن، دلیل بر حفظ خلق و خوی دوران شرك و بت پرستی است.

جمله" ممن ینقلب علی عقبیه" كه در اصل به معنی برگشتن روی پاشنه پا، است اشاره به ارتجاع و بازگشت به عقب دارد.

سپس اضافه می كند:" اگر چه این كار جز برای كسانی كه خداوند هدایتشان كرده دشوار بود"( و ان كانت لكبیرة الا علی الذین هدی الله).

آری تا هدایت الهی نباشد، آن روح تسلیم مطلق در برابر فرمان او فراهم نمی شود، مهم این است كه انسان چنان تسلیم باشد كه نه تنها در اجرای این گونه فرمان ها احساس سنگینی و سختی ننماید، بلكه چون از ناحیه او است در كامش شیرین تر از عسل باشد.

و از آنجا كه دشمنان وسوسه گر یا دوستان نادان، فكر می كردند با تغییر قبله ممكن است اعمال و عبادات سابق ما باطل باشد، واجر ما بر باد رود، درآخر آیه اضافه می كند:" خدا هرگز ایمان( نماز) شما را ضایع نمی گرداند، زیرا خداوند نسبت به همه مردم رحیم و مهربان است"( و ما كان الله لیضیع ایمانكم ان الله بالناس لرؤف رحیم).

دستورهای او همچون نسخه های طبیب است یك روز این نسخه نجات بخش است، و روز دیگر نسخه دیگر، هر كدام در جای خود نیكوست، و ضامن سعادت و تكامل؛ بنابراین تغییر قبله نباید هیچگونه نگرانی برای شما نسبت به نمازها و عبادات گذشته یا آینده ایجاد نماید كه همه آنها صحیح بوده و هست.

اسرار تغییر قبله

تغییر قبله از بیت المقدس به خانه كعبه برای همه سؤال انگیز بود. آنها كه گمان می كردند هر حكمی باید ثابت باشد می گفتند اگر می بایست ما به سوی كعبه نماز بخوانیم چرا از همان روز اول نگفتند؟ و اگر بیت المقدس مقدم بود كه قبله انبیاء پیشین محسوب می شد چرا تغییر یافت؟

دشمنان نیز میدان وسیعی برای سمپاشی یافتند، شاید می گفتند: او در آغاز متوجه قبله پیامبران گذشته شد، اما پس از پیروزی هایش نژادپرستی بر او غلبه نمود و آن را به قبله قوم خود تبدیل كرد! یا می گفتند: او برای جلب توجه یهود و مسیحیان، نخست بیت المقدس را پذیرفت، هنگامی كه مؤثر نیفتاد آن را تبدیل به " كعبه" كرد.

بدیهی است این وسوسه ها آن هم در جامعه ای كه هنوز نور علم و ایمان زوایایش را روشن نساخته بود، و رسوبات دوران شرك و بت پرستی هنوز در آن وجود داشت، چه نگرانی و اضطرابی ایجاد می كند.

لذا قرآن صریحاً در آیه فوق می گوید: این یك آزمایش بزرگ برای مشخص شدن موضع مؤمنان و مشركان بود.

بعید نیست یكی از علل مهم تغییر قبله مسأله زیر باشد:

از آنجا كه خانه كعبه در آن زمان كانون بتهای مشركان بود، دستور داده شد مسلمانان موقتاً به سوی بیت المقدس نماز بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشركان جدا كنند.

اما هنگامی كه به مدینه هجرت كردند و تشكیل حكومت و ملتی دادند و صفوف آنها از دیگران كاملاً مشخص شد، دیگر ادامه این وضع ضرورت نداشت. در این هنگام به سوی كعبه قدیمی ترین مركز توحید و پرسابقه ترین كانون انبیاء بازگشتند.

بدیهی است هم نماز خواندن به سوی بیت المقدس برای آنها كه خانه كعبه را سرمایه معنوی نژاد خود می دانستند مشكل بود، و هم بازگشت به سوی كعبه بعد از بیت المقدس بعد از عادت كردن به قبله نخست.

مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند، تا آنچه از آثار شركت در وجودشان است در این كوره داغ بسوزد، و پیوندهای خود را از گذشته شرك آلودشان ببرند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا گردد.

اصولاَ خداوند لامكان است، پس قبله رمزی است برای وحدت صفوف و احیای خاطره ها ی توحیدی، و تغییر آن هیچ چیز را دگرگون نخواهد كرد، مهم تسلیم بودن در برابر فرمان او و شكستن بتهای تعصب و لجاجت و خودخواهی است.

همه جا رو به سوی كعبه كنید

"قد نری تقلب وجهك فی السماء فلنولینك قبلة ترضها فول وجهك شطرالمسجد الحرام و حیث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره و انّ الذین اوتوا الكتاب لیعلمون انه الحق من ربهم و ما الله بغافل عما یعملون." (بقره/144)

نگاههای انتظار آمیز تو را به سوی آسمان ( برای تعیین قبله نهائی)  می بینیم، اكنون تو را به سوی قبله ای كه از آن خشنود باشی، باز می گردانیم، روی خود را به جانب مسجد الحرام كن، و هر جا باشید روی خود را به جانب آن بگردانید، و كسانی كه كتاب آسمانی به آنها داده شده به خوبی می دانند این فرمان حقی است كه از جانب پروردگارشان صادر شده ( و در كتابهای خود خوانده اند كه پیغمبر اسلام به سوی دو قبله نماز می خواند) و خداوند از اعمال آنها( در مخفی داشتن آیات) غافل نیست.

همانگونه كه قبلاً اشاره شد، بیت المقدس قبله نخستین و موقت مسلمانان بود، لذا پیامبر صلی الله علیه و اله انتظار می كشید كه فرمان تغییر قبله صادر شود، به خصوص این كه یهود پس از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه این موضوع را دستاویز خود قرار داده بودند، و مرتباً مسلمانان را سرزنش می كردند كه اینها استقلالی از خود ندارند اینها پیش از آن كه ما به آنها یاد دهیم اصلا از امر قبله سردر نمی آوردند! قبول قبله ما دلیل بر قبول مذهب ماست! و مانند اینها...

در آیه مورد بحث به این امر اشاره شده و فرمان تغییر قبله در آن صادر گردیده است:" ما نگاههای انتظارآمیز تو را به آسمان( مركز نزول وحی) می بینیم"( قد نری تقلب وجهك فی السماء).

"اكنون تو را به سوی قبله ای كه از آن راضی خواهی بود باز می گردانیم"( فلنولینك قبلة ترضها).

"هم اكنون صورت خود را به سوی مسجد الحرام و خانه  كعبه باز گردان" ( فول وجهك شطرالمسجد الحرام)

نه تنها در مدینه، "هر جا باشید، روی خود را به سوی مسجد الحرام كنید" ( و حیث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره).

می دانیم این تغییر قبله - طبق روایات - در حال نماز ظهر بود، و در یك لحظه  حساس و چشمگیر انجام گرفت، پیك وحی خداوند بازوان پیامبر صلی الله علیه و آله را گرفت و از بیت المقدس به سوی كعبه بر گردانید، و فوراً مسلمانان صفوف خود را تغییر دادند، حتی در روایتی می خوانیم كه زنها جای خود را به مردان و مردان جای خود را به زنان دادند (باید توجه داشت كه بیت المقدس تقریباً در سمت شمال بود، در حالی كه كعبه درست در سمت جنوب قرار داشت).

تغییر قبله یكی از نشانه های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود كه در كتب پیشین ذكر شده بود؛ چه یهودیان خوانده بودند كه او به سوی دو قبله نماز می خواند " یصلی الی القبلتین".

لذا در آیه  فوق بعد از این فرمان اضافه می كند: "كسانی كه كتاب آسمانی به آنها داده شده است، می دانند این فرمان حقی است از ناحیه  پروردگارشان" (وان الذین اوتوا الكتاب لیعلمون انه الحق من ربهم).

به علاوه همین امر كه پیامبر اسلام تحت تأثیر عادات محیط خود قرار نگرفت و كعبه را كه مركز بت ها و مورد علاقه عموم عرب بود در آغاز كنار گذاشت، و قبله یك اقلیت محدود را به رسمیت شناخت خود دلیلی بر صدق دعوت او و الهی بودن برنامه هایش به شمار می رفت.

و در پایان اضافه می كند: "خداوند از اعمال آنها غافل نیست" (و ما الله بغافل عما یعملون).

یعنی آنها به جای این كه  تغییر قبله را به عنوان یك نشانه صدق  او كه در كتب پیشین آمده معرفی كنند، حقیقت را كتمان كردند و به عكس  برسر آن جنجال به راه انداختند؛ خدا، هم از اعمالشان و هم از نیاتشان آگاه است.

انتظار دردناك!

از آیه ی فوق، استفاده می شود كه پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه  خاصی به كعبه داشت و انتظار آن را می كشید كه فرمان قبله بودن آن صادر گردد. علت این امر را باید درعلاقه شدید پیامبر صلی الله علیه و آله به ابراهیم علیه السلام و آثار او  جستجو كرد؛ از این گذشته "كعبه" قدیمی ترین خانه توحید بود، او می دانست كه "بیت المقدس" قبله موقتی مسلمانان است، و آرزو داشت قبله اصلی و نهایی زودتر تعیین گردد.

اما از آنجا كه پیامبر صلی الله علیه و آله تسلیم فرمان خدا بود، حتی این تقاضا را بر زبان نیاورد، تنها نگاه های انتظار آمیزش به آسمان نشان می داد كه او عشق و شوق شدیدی در دل دارد.

ضمناً تعبیر به "آسمان" شاید به خاطر این باشد كه "فرشته ی وحی" از طرف بالا بر او نازل می شد و گرنه نه خداوند مكانی دارد، و نه وحی او محل معینی.

خطاب همگانی

بدون شك خطابات قرآن ولو در ظاهر متوجه پیامبر صلی الله علیه و آله باشد، مفهوم عامی دارد كه شامل همه  مسلمانان می شود (جز موارد معدودی كه دلیل بر اختصاص آن به پیامبر صلی الله علیه و آله در دست داریم). اكنون این سؤال پیش می آید كه چرا خداوند متعال  در آیه فوق یك بار به پیامبرصلی الله علیه و آله دستور می دهد كه رو به سوی مسجد الحرام نماز بخواند، و یكبار همه مؤمنان را مخاطب ساخته؟

این تكرار ممكن است به این دلیل باشد كه مسأله ی تغییر قبله یك مسأله ی جنجالی و پر سر و صدا بود، و امكان داشت. به خاطر جنجال ها و سمپاشی ها، ذهن افراد تازه مسلمان مشوب گردد، و به عذر این كه خطاب "فول وجهك" مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله است از زیر بار نماز خواندن به جانب كعبه شانه خالی كنند، لذا خداوند بعد از این خطاب مخصوص، یك خطاب عام متوجه همه مسلمانان كرد تا تأكید كند كه این تغییر قبله به هیچ وجه یك امر خصوصی نیست بلكه برای عموم مسلمانهاست.

آیا تغییر قبله به خاطر خشنودی پیامبر بود؟

جمله ی "قبلة ترضاها" ( قبله ای كه از آن خشنود شوی) ممكن است این توهم را ایجاد كند كه این تغییر به خاطر خشنودی پیامبر صورت گرفت، ولی این توهم با توجه به این نكته از میان می رود كه بیت المقدس، قبله موقت بود، و پیامبر صلی الله علیه وآله انتظار اعلام قبله نهایی را می كشید كه با صدور فرمان آن از یك سو زبان طعن یهود از مسلمانان قطع می شد، و از سوی دیگر موجبات علاقه مندی بیشتری در مردم حجاز كه توجه خاصی به كعبه داشتند برای پذیرش آیین اسلام فراهم می شد. ضمناً اعلام قبله  نخستین نیز این اثر را داشت كه اسلام را از این كه یك آیین نژادی باشد جدا كرد، به علاوه قلم بطلان بر بت های بت پرستان كه در كعبه قرار داشتند كشید.

كعبه مركز یك دایره  بزرگ

اگر كسی از بیرون كره زمین به صفوف نماز مسلمانان كه رو به سوی كعبه نماز می خوانند بنگرد، دوایر متعددی رامی بیند كه یكی در درون دیگری قرار گرفته تا به كانون اصلی كه نقطه كعبه است می رسد، و وحدت و مركزیت آن را مشخص می سازد.

بدون شك فرم ظاهری این قبله بسیار الهام بخش است و جالب این كه توجه خاص مسلمانان به تعیین سمت كعبه، سبب شد كه علم هیئت و جغرافیا در آغاز اسلام در میان مسلمانان به سرعت رشد كند، زیرا  محاسبه سمت قبله در نقاط مختلف روی زمین بدون آشنایی با این علوم امكان نداشت.

"و لئن اتیت الذّین اوتوا الكتاب بكلّ ایةً ما تبعوا قبلتك و ما انت بتابعٍ قبلتهم و ما بعضهم بتابعٍ قبلة بعضٍ و لئن اتّبعت اهواءهم من بعد ما جاءك من العلم انّك اذاً لمن الظّالمین."(بقره/145)

سوگند كه اگر هر گونه آیه (و نشانه و دلیلی) برای (این گروه) از اهل كتاب بیاوری از قبله  تو پیروی نخواهند كرد، و تو نیز هیچگاه از قبله آنان پیروی نخواهی نمود ( آنها نباید تصور كنند كه بار دیگر تغییر قبله امكان پذیر است) و هیچ یك از آنها پیروی از قبله دیگری نمی كنند، و اگر تو پس از این آگاهی متابعت هوس های آنها كنی مسلماً از ستمگران خواهی بود.

آنها به هیچ قیمت راضی نمی شوند

در تفسیر آیه  قبل خواندیم كه اهل كتاب می دانستند تغییر قبله از بیت المقدس به سوی كعبه نه تنها ایرادی بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیست، بلكه از جمله نشانه های حقانیت اوست زیرا در كتابهای خود خوانده بودند پیامبر موعود به سوی دو قبله نماز می خواند ولی تعصب ها نگذاشت آنها حق را بپذیرند.

اصولاً انسان تا زمانی كه روی مسایل تصمیم گیری قبلی نكرده باشد، قابل تفاهم است و می توان با دلیل و منطق یا ارائه معجزات، عقیده او را تغییر داد و حقیقتی را برای او اثبات نمود. اما هنگامی كه موضع خود را قبلاً به طور قطع مشخص كرده باشد، مخصوصاً در مورد افراد متعصب و نادان، چنین كسانی را به هیچ قیمت نمی توان تغییر داد.

لذا قرآن در آیه مورد بحث با قاطعیت می گوید: "سوگند كه اگر هر گونه آیه و نشانه و دلیلی برای (این گروه از) اهل كتاب بیاوری از قبله تو پیروی نخواهند كرد"(و لئن اتیت الذین اوتوا الكتاب بكل آیة ما تبعوا قبلتك).

بنابراین خود را خسته مكن كه آنها به هیچ قیمت تسلیم حق نخواهند شد، چرا كه روح حقیقت جویی در آنها مرده است.

متأسفانه همه پیامبران الهی با این گونه افراد روبرو بوده اند كه یا از ثروتمندان بانفوذ بودند، یا دانشمندان منحرف و دنیا پرست، و یا عوام جاهل و متعصب!.

و اضافه می كند: "تو نیز هرگز تابع قبله آنها نخواهی شد"(و ما انت بتابع قبلتهم).

یعنی اگر آنها تصور می كنند با این قال و غوغاها بار دیگر قبله مسلمانان تغییر خواهد كرد كور خوانده اند، این قبله همیشگی و نهایی مسلمین است.

و این تعبیر در واقع یكی از طرق پایان دادن به جنجال های مخالفین است كه انسان با قاطعیت بایستد و نشان دهد با این سر و صداها در مسیر خود هیچگونه دگرگونی ایجاد نخواهد كرد.

سپس می افزاید: و آنها نیز آنچنان در عقیده خود متعصبند كه "هیچ یك از آنها پیرو قبله دیگری نیست"(و ما بعضهم بتابع قبلة بعض).

نه یهود از قبله نصارا  پیروی می كنند و نه نصارا از قبله یهود.

و باز برای تأكید و قاطعیت بیشتر به پیامبر اخطار می كند كه "اگر پس از این آگاهی كه از ناحیه خدا به تو رسیده  تسلیم هوسهای آنان شوی و از آن پیروی كنی مسلماً از ستمگران خواهی بود"(و لئن اتبعت اهوائهم من بعد ماجائك من العلم انك اذاً لمن الظالمین).

در قرآن نظیراین گونه خطاب ها كه به صورت قضایای شرطیه است نسبت به پیامبر مكرر دیده می شود و هدف آن در واقع سه چیز است:

نخست این كه همگان بدانند در قوانین الهی هیچگونه تبعیض و تفاوتی در میان مردم نیست، و حتی پیامبران نیز مشمول این قوانین هستند. بنابراین اگر به فرض محال، پیامبر صلی الله علیه وآله هم انحرافی از حق پیدا كند، مشمول كیفر پروردگار خواهد شد، هر چند چنین فرضی در مورد پیامبران با آن ایمان و علم سرشار و مقام تقوا و پرهیزكاری امكان پذیر نیست (و به اصطلاح قضیه شرطیه دلالت بر وجود شرط نمی كند).

دیگر این كه سایر مردم حساب خود را كاملاً برسند و بدانند جایی كه پیامبر چنین است آنها چگونه مراقب مسئولیت های خویش باشند، و هرگز نباید تسلیم تمایلات انحرافی دشمنان و جار و جنجال های آنها شوند.

سوم این كه روشن شود پیامبر نیز از خود اختیار هیچ گونه تغییر و دگرگونی در احكام خدا ندارد و به اصطلاح چنان نیست كه بشود با او كنار بیایند و سازش كنند، بلكه او هم بنده ای است سر برفرمان پروردگار.

احكامی در باب قبلهمواردى كه رو به قبله بودن واجب است

در پنج مورد رعایت قبله لازم است كه آنها عبارت اند از:

نمازهاى واجب و قضاى نمازهاى روزانه و نماز احتیاط و قضاى اجزاى فراموش شده و همچنین نمازهاى مستحبى،اگر بخواهد آنها را در حال استقرار بدن بخواند؛ اما در دو مورد رعایت قبله لازم نیست:

1- در سجده سهو ( البته احتیاط مستحب آن است كه رو به قبله باشد).

2- در نمازهاى مستحبى در صورتى كه بخواهد در حال راه رفتن یا هنگام حركت وسیله نقلیه، نماز بخواند.

كیفیت رو به قبله بودن در نمازها

كسى كه نمازش را ایستاده مى‏خواند، باید صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد، اما بهتر است انگشتان پاها و پشت دستها و سر زانوها هم در هنگام نشستن رو به قبله باشند، به خصوص آخرى. اما كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، باید صورت و سینه و شكم و حتى سر زانوهایش رو به قبله باشد و اگر كسى نمى‏تواند نشسته نماز بخواند و وظیفه‏اش خوابیده نماز خواندن است، باید به پهلوى راست ‏بخوابد، به طورى كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد؛ و اگر این‏ طورنمى‏تواند، باید به پهلوى چپ طورى بخوابد كه صورت و جلو بدنش مقابل قبله باشد و اگر این طور هم نمى‏تواند، باید به پشت‏ بخواند، به طورى كه صورتش به طرف آسمان و كف پاهایش به طرف قبله باشد.

دوم: در حال احتضار و آن به صورتى است كه اگر بنشیند، صورتش رو به قبله باشد.

سوم: در حال نماز خواندن بر میت كه باید میت را طورى جلو نمازگزار بگذارند كه سرش به طرف راست و پاهایش طرف چپ نمازگزار قرار داشته باشد (كه در شهرهاى ما سرش به طرف مغرب و پاهایش به طرف مشرق قرار مى‏گیرد.)

چهارم: در حال دفن میت كه میت را به پهلوى راست طورى مى‏خوابانند كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد.

پنجم: در هنگام سر بریدن و یا نحر كردن حیوانات به صورتى كه جاى ذبح و نحر حیوان و هم چنین جلو بدن او رو به قبله باشد و بنابر احتیاط مستحب، شخص ذبح كننده هم رو به قبله باشد. (عروة‏ الوثقى)

جایى كه رو به قبله بودن حرام است

در حال تخلى ( بول و غائط كردن) رو به قبله یا پشت ‏به قبله بودن حرام است. (عروة‏ الوثقى، مساله 2)

مواردى كه رو به قبله بودن مستحب است

1- در حال دعا

2- در حال قرائت قرآن

 3- در حال ذكر

 4- در حال تعقیبات نماز

 5- در حال سجده شكر

 6- در حال سجده واجب قرآن

 7- مطلقاً در حال نشستن.

(عروة‏ الوثقى، مساله 3)

مواردى كه رو به قبله بودن مكروه است

1- در حال آمیزش (جماع)

 2- در حال پوشیدن شلوار

 3- هر حالى كه با تعظیم قبله منافات داشته باشد، مانند آب دهان انداختن در مقابل قبله و...

(عروة ‏الوثقى، مساله 4)

راه هاى تشخیص جهت قبله

1- علم (یقین): كه اگر كسى علم به قبله بودن یك جهت پیدا كرد، باید حكم به قبله بودن آن طرف نماید.

2- شهادت دو نفر شاهد عادل: به شرطى كه شهادت آنان از روى حس و مشاهده باشد كه در این صورت ولو شهادت آنان یقین هم نیاورد، جایگزین یقین مى‏شود.

3- به گفته كسى كه از روى قواعد علمى قبله را تشخیص مى‏دهد و گفته او اطمینان‏آور هم باشد.

4- ظن و گمان: كه اگر هیچ‏ كدام از سه مرحله قبلى وجود نداشت نوبت به مرحله چهارم مى‏رسد كه عمل كردن به ظن و گمان باشد و آن‏ هم‏ از هر راهى به دست آید، چه از راه محراب مسجد یا قبرهاى مسلمانان باشد و چه از گفته صاحب خانه و چه از طریق خورشید و ستاره و قطب ‏نما باشد؛ البته باید توجه داشت كه در صورتى مى‏تواند به گمان عمل كند كه نتواند گمان قوى ‏ترى پیدا كند والا باید گمان قوى ‏تر را تحصیل نماید؛ مثلاَ اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا كند، ولى بتواند از راه دیگر گمان قوى ‏تر به دست آورد، نباید به حرف او عمل نماید.

(عروة ‏الوثقى، القبله، مساله 1 و 2 / تحریرالوسیله، ج‏1، ص‏141، مساله 2/  توضیح المسائل، مساله 783 )

كسى كه نمى‏داند قبله كدام طرف است

1- كسى كه تمام اطراف در نظر او مساوى است و وقت نماز هم وسعت دارد و فقط یك نماز هم باید بخواند، مانند نماز صبح، در اینجا وظیفه‏اش روشن است و باید چهار نماز به چهار طرف بخواند.

2- در صورتى كه وقت نماز وسعت دارد و تمام اطراف در نظر او مساوى است و باید دو نماز بخواند؛ مانند ظهر و عصر یا مغرب و عشا، در اینجا این دو نماز را به دو صورت مى‏تواند بخواند:

الف) ابتدا نماز اول را به چهار طرف مى‏خواند و بعد نماز دوم را شروع مى‏نماید و در هنگام خواندن نماز دوم لازم نیست كه آن را از همان طرفى كه نماز اول را شروع كرده است، شروع نماید.

ب) نماز اول را به هر طرف خواند به دنبال آن، نماز دوم را به همان طرف مى‏خواند و خواندن نماز دوم به طرف دیگر جایز نیست، ولى احتیاط مستحب آن است كه روش اول انتخاب شود.

3- كه در این صورت به هر چند طرف كه وقت اجازه مى‏دهد، نمازش را مى‏خواند.

4- باید نماز اول را به چهار طرف بخواند و كسرى را به نماز دوم بدهد، یعنى به هر چند طرف كه وقت دارد، نماز دوم را بخواند.

5- در این صورت آخرین نمازى كه مى‏خواند، به نیت عصر و نمازهاى قبلش را به نیت ما فى‏الذمه بخواند.

6- چهار ركعت آخر را به نیت عشاء و بقیه وقت قبلى را به نیت نماز مغرب به هر چند طرف كه مى‏تواند، بخواند.

7- اگر مى‏داند كه قبله در چند طرف است، باید فقط به همان اطرافى كه یقین به قبله بودن یكى از آنها دارد، نماز بخواند.

8- حضرت امام صورت "گمان" را هم به صورت "یقین داشتن" ملحق فرموده‏اند. یعنى به هر چند طرف كه گمان به قبله بودن آنها دارد، فقط به همان اطراف نماز بخواند ولكن بنا بر احتیاط  مستحب، صورت گمان به صورت تحیر و شك ملحق گردد.

(عروة ‏الوثقى، فى القبلة، مساله 11، 13، 14، 16)

كسى كه فهمیده نمازش رو به قبله نبوده

1- در این صورت چه جاهل باشد و چه فراموش كرده باشد و چه غافل باشد - البته جهل و فراموشى و غفلت نسبت‏ به موضوع باشد نه به حكم و چه كسى باشد كه اعتماد به ظن و گمان كرده - در صورتى كه وظیفه‏اش بوده و حالا فهمیده اشتباه كرده است، در تمام این صورت ها نمازش صحیح است؛ منتها اگر در وسط نماز است، بدون گفتن ذكر، بدنش را به طرف قبله بر مى‏گرداند و در صحت این نماز هم فرقى بین داشتن وقت ‏یا نداشتن نیست، ولى مى‏فرمایند غیر از كسى كه براى پیدا كردن قبله كوشش كرده، ولى بعد فهمید اشتباه كرده، بنابر احتیاط مستحب نمازها را دوباره بخواند. (عروة ‏الوثقى، فی احكام الخلل فی القبلة، مساله 8 ، 9)

2- اگر وقت وسعت داشته باشد - ولو به اندازه خواندن یك ركعت از نماز در وقت باید آن نماز را رها كرده و دوباره نماز را رو به قبله شروع نماید. (عروة ‏الوثقى، فی احكام الخلل فی القبلة، مساله 8، 9)

3- باید بدون گفتن ذكر به طرف قبله برگردد و نماز را تمام كند و احتیاط مستحب آن است كه بعد از وقت قضا نماید. (عروة ‏الوثقى، فی احكام الخلل فی القبلة، مساله 8 ، 9)

4- باید نماز را اعاده كند.

5- بنابر احتیاط مستحب اعاده نماید، ولو پشت‏ به قبله خوانده باشد. (همان )

یادآورى

1- تمام مراحلى كه براى تشخیص قبله گفته شد (علم - شهادت دو نفر عادل و...) همان گونه كه در نمازهاى واجب روزانه جارى بود در بقیه چیزهایى هم كه رعایت قبله درباره آنها لازم است، جارى مى‏باشد و اما در مواردى كه حتى ظن و گمان هم به قبله بودن یك طرف در نمازهاى روزانه پیدا نمى‏كردیم، فرمودند به چهار طرف نماز خوانده شود. در این موضوع بقیه چیزهایى كه رعایت قبله در آنها لازم است، دو قسمند: یك قسم چیزهایى است كه تكرارشان امكان‏پذیر است، مانند: نماز آیات و نماز میت و قضاى اجزاى فراموش شده نماز، كه در اینها هم باید به چهار طرف تكرار شود؛ و یك قسم قابل تكرار نیست، مانند: سربریدن و یا نحر حیوانات و یا دفن اموات و حال احتضار، در این موارد اگر نتواند ظن به قبله بودن یك طرف پیدا كند هر طرف را خواست انتخاب كند، آزاد است. (عروة ‏الوثقى، فى احكام القبله، مساله 16.)

 2- اگر حیوانى عمداً برخلاف قبله ذبح یا نحر شود [خوردن آن] حرام مى‏شود و اما اگر از روى جهل به قبله یا فراموشى، ذبح یا نحر شود و یا نمى‏شد آن حیوان را رو به قبله كرد، مانند حیوانى كه داخل چاه افتاده است، اشكال ندارد. (همان، مساله 2)

3- اگر میتى رو به قبله دفن نشده باشد - حالا چه عمداً و چه از روى فراموشى، یا به خاطر جهل به قبله، باید قبر او را نبش كرده و او را رو به قبله نمود؛ البته در صورتى كه بدنش متلاشى نشده باشد و موجب هتك حرمتش نگردد. (همان، مساله 3)

 مهری هدهدی

UserName