• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2127
  • پنج شنبه 1383/6/5
  • تاريخ :

گفتگو با كیوان ساكت

(قسمت اول)

وی در شهر مشهد به دنیا آمد. نوازندگی تار را نزد حمید متبسم آغاز كرد. به دلیل علاقه ای كه به سبك نوازندگی علی نقی وزیری داشت، پیگیر آن شیوه شد و با اجرای كارهای وزیری در راه تثبیت این سبك، گام برداشت. كتاب های آموزش مقدماتی برای سازهای تار و سه تار را نیز عرضه كرد. قطعاتی برای تار و سه تار، ده تمرین، كاست های ای وطن و... از دیگر كارهای وی است. ساكت زمانی به عنوان نوازنده تار، عضو گروه عارف به سرپرستی پرویز مشكاتیان بود و اجراهای زیادی نیز با این گروه داشت. هم اكنون گروه وزیری را سرپرستی می كند كه از جوانانی تشكیل شده كه به اجرای كارهای وی می پردازند. مدتی هم از پخش سی دی شرق اندوه وی در بازار می گذرد.

این چند سال اخیر در تمامی كنسرتهای شما اجرای قطعات مشهور جهانی كه به وسیله اركسترهای سمفونیك شنیده شده است، ارائه می شود آیا این انتخاب به دلیل اثبات موضوع و مسئله خاصی است یا صرفا می خواهید توانائیهای ساز تار را به نمایش بگذارید واساساً هدفتان چیست؟

هدف اولیه این بود كه بدانم آیا سازهای ما قابلیت اجرای قطعاتی را كه مشكل می نماید دارند یا نه كه تا حدودی هم بدین مهم دست یافتم و این قطعات نیز همیشه در موسیقی غرب با اركستر بزرگ نواخته نشده اند، برخی با یك ساز یا دو ساز نواخته شده مثلاً پاگانی نی كاپرسیهایش را برای ویولون نوشته یا آستوریاس فقط برای پیانو و بعد گیتار تنظیم شده و یا زنبور عسل برای پیانو بوده كه بعد برای اركستر بزرگ تبدیل شده است. به هرحال علاقه شخصی من بود كه هرچه را سازم و امكاناتش اجازه دهد من اجرا می كنم و باید بگوییم خیلی هم برای شنونده غیرایرانی جالب است برای اینكه با قطعات كاملاً آشنا هستند و وقتی با صدای جدیدی كه همان صدای تار است می شنوند، خیلی جلب می شوند و لحن و لهجه و گویش تار برایشان جالب است به حدی كه برخی از كنسرواتورها بعضی از قطعات مرا خواسته اند و قرار است در آینده كارهایی را انجام دهیم.

علت برخی مخالفتها یا عدم حمایت و همراهی بعضی از اهل موسیقی در چیست و اساسا تا چه میزان و تا چند سال این كار را باید ادامه داد؟

در كشور ما متأسفانه همیشه با هر كار نو و جدید مخالفت می شود. شما در مورد شعر نو و برخورد با مرحوم نیما و یا در مواردی چون نقاشیهای موج جدید و... یادتان هست كه چگونه عمل كردند و همیشه این جبهه گیری ها هست و كم كم جای خود را به علاقه و نوعی سمپاتی خواهد داد.

البته هر كار نویی را شامل نمی شود كاری كه مایه و ریشه داشته باشد پشتوانه داشته باشد و...

بله منظور من نیز كارهایی است كه محتوا و عمق داشته باشد و پشتوانه ژرف و پای در گذشته با نگاه به آینده باشد ضمن اینكه چون جوانان این گونه كارها را دوست دارند چرا كه در آن یك دینامیك خوبی هست كه پویایی خوبی هست پس چرا اجرا نكنیم. مگر ما كتابها را ترجمه نمی كنیم یا شعر را ترجمه نمی كنیم با اینكه از حس و حال شعر كاسته می شود و مقدار زیادی تغییر در عبارات و واژه ها پیدا می كند اما موسیقی این طوری نیست موسیقی كه عوض نمی شود، موسیقی كه ترجمه نمی خواهد فقط رنگ صدا و ساز عوض می شود و البته هر هنرمندی كار خودش را می كند. من نیز كار خودم را می كنم و نمی شود به هنرمند گفت كه تو چرا این كار را می كنی حداكثر می توانند به كار آنكه نمی پسندند گوش نكنند یا كتابش را نخوانند یا فیلمش و تأترش را نروند. اما نمی توانند بگویند ننویس.

آیا قصد دارید كارهای معروف ایرانی مثل ای ایران- حالا چرا- بندباز- الهه ناز و یا خزان عشق را اجرا كنید.

حتما. من به دلیل اینكه از طرف خانواده مرحوم وزیری وارث فرهنگی ایشان گشته ام. می خواهم همه كارهای ایشان را به شكل كتاب و نوار ارائه كنم. اما خوب تا به حال وقت و مجال مقتضی حاصل نشده است و قصد اینست كه اساسا كارها را چه به لحاظ قالب و چه محتوا كلا بررسی و تحلیل و معرفی و مخصوصا اجرا كنم. ولی این فرصت را كه اكنون ایجاد شده و همان جوشش ذوق و قریحه آهنگسازیست نمی خواهم از دست بدهم. اما به مجرد اینكه این موج جای خود را به یك موج آرامتری و یك آرامشی بدهد حتما آن كارها را اجرا خواهم كرد و دیگر اینكه اینك به لحاظ مالی و اقتصادی در مضیقه هستیم و حمایت یك قدرت مالی و ارگان و نهاد ارگانیك را لازم داریم كه بتوان این كارها را به شكل شایسته انجام دهیم و در دسترس مردم قرار بدهیم.

در بزرگداشت (سال هزار و  سیصد و هفتاد و هشت) مرحوم تختی و به دعوت برداران خادم، شما به اتفاق آقای شهرام ناظری به اجرای موسیقی پرداختید و با فرصت كمی كه داشتید اما كار موفقی از آب درآمد آیا در پی ادامه و تكرار این برنامه ها و همكاری با آقای ناظری نیستید؟

من احترام زیادی برای آقای ناظری قایل هستم و ایشان را به عنوان خواننده ای صاحب اندیشه كه خیلی مورد احترام من هست دوست دارم اما فعلا چون روی موسیقی آوازی ما خیلی كار شده است، یعنی موسیقی با كلام، بنابراین جای موسیقی بی كلام ما خیلی خالی است. برعكس غرب كه روی موسیقی بی كلام در كنار موسیقی با كلام خیلی كار شده در حالیكه ما موسیقی بی كلام جدی نداریم.

فكر نمی كنید رسیدن به چنین نقطه نظری نتیجه رفتار برخی از خوانندگان باشد؟

اصولا من با كسی كاری ندارم. موسیقی بی كلام خوب باید تولید كنیم تا مردم نیازهای روحی خود را بتوانند با آن برطرف كنند تا موقعی كه نباشد مردم دنبال چیزی می روند كه بتواند از لحاظ روحی و احساسی ارضایشان كند و اگر ما بتوانیم چیزی خلق كنیم می آیند به سمت ما وگرنه می روند به سوی دیگر و نكته دیگر ارتقاء ذوق شنیداری مردم است باید با گوش دادن آثار موجه و خوب سلیقه مردم را بالا ببریم كه البته برعهده صدا و سیماست و این گونه رسانه ها كه شبانه روز به شكل مختلف مردم را از نظر موسیقی تغذیه می كنند و متأسفانه باید بگویم موسیقی ای كه مردم می شنوند موسیقی زیر متوسط و خیلی نگران كننده است.

UserName