• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9486
  • چهارشنبه 1383/6/4
  • تاريخ :

تفرقه جهان اسلام و جنگ های صلیبی

چه كسی تصور می كرد كه مردی كه در قلب صحرای حجاز به پیامبری مبعوث شده و دین جدید را به آوای بلند می خواند و جز اندكی از مردمان فرودست جامعه به او ایمان نیاورده اند ، خود و پیراونش مورد شكنجه اشراف قریش قرار دارند، روزی پیروانش پایه گذار بزرگترین امپراتوری جهان شوند.تنها یك سده از ظهور اسلام نمی گذشت كه آوای آن در سه قاره جهان ( بخش هایی از اروپا، آفریقا و بخش اعظمی از آسیا) شنیده می شد.

فتوحات اسلامی در خارج از شبه جزیره عربستان از زمان عمر- خلیفه دوم- آغاز شد و در دوره امویان به اوج خود رسید. در این زمان غازیان مسلمان در شرق و غرب مركز اسلام كه در ابتدا مدینه و در زمان امویان شام بود به فتوحات بزرگی دست یافتند. ابتدا امپراتوری های بزرگ جهان آن روز را در معرض تهدید قرار دادند ، به اندك زمانی امپراتوری ساسانی را در هم شكسته و مرزها و شهرستان های حواشی امپراتوری بیزانس(روم شرقی) را به تصرف درآورند. در شمال شرقی تا مرزهای تركستان چین و در جنوب شرقی تا  سند پیش رفتند و از سوی غرب " در سال 711م سپاه معدودی از اعراب .... از تنگه شمال غربی آفریقا كه از آن تاریخ به نام فرمانده این اردو(طارق) جبل الطارق خوانده شد، گذشته... و در ظرف سه سال سراسر اسپانیا به استثنای نواحی كوهستانی (آن )... به دست اعراب افتاد."(1) سپاه اعراب مسلمان حتی تا كوههای پیرنه كه مرز طبیعی اسپانیا و فرانك ها(فرانسه امروز) بود پیش رفتند.

دوره امویان را به راستی می توان دوره فتوحات بزرگ اسلامی نامید كه طی آن قلمرو اسلام به بزرگترین امپراطوری جهان آن زمان تبدیل شد. گرچه ساده انگاری است اگر تصور شود هدف امویان از این فتوحات نشر اسلام و برآوردن آوای توحید در سراسر جهان بوده است. امویان درصدد برآوردن امپراتوری عرب بودند و چون دانستند كه این امپراتوری به راحتی می تواند از شور ایمان غازیان مسلمان برای كشورگشایی استفاده برد از این سوء استفاده دریغ نورزیدند. به هر روی در سال 130 ه. ق كه دولت امویان توسط سپاه خراسانی عباسیان شكسته و منقرض شد، عباسیان در مركز عالم اسلام(بغداد) وارث سرزمین های گسترده ایی شدند. فتوحات در زمان خلفای عباسی نیز ادامه یافت ولی البته نه به شدت گذشته و تنها محدود به نواحی شرقی در هندوستان، قفقاز و تركستان می شد. "در دوره عباسیان امپراتوری اسلام از اقیانوس اطلس تا سند گسترده شده بود."(2) تا این زمان كه دولت اسلامی درصدد حمله و كشورگشایی و یا به عبارت دیگر در موضع قدرت بود هیچ یك از دول همسایه اعم از شرقی و غربی را یارای آن نبود تا بر پیكره این قدرت بزرگ صدمه وارد آورند. ولی در اواسط دوره عباسیان كه قدرت آنان رو به ضعف نهاده ، خوارزمشاهیان در شمال شرق به قدرت رسیده ، ایران و نواحی غربی آن و مقر خلافت زیر سلطه سلجوقیان بود ، مصر در دست خلفای فاطمی اداره می شد و آناتولی و آسیای صغیر در اختیار سلاجقه رم بود، به عبارت دیگر قلمرو یكپارچه اسلامی چند پاره شده و هر گوشه در دست قدرتی بود و هر كدام با دیگری در نزاع و در نتیجه قدرت ها رو به ضعف بود ؛ قدرت های غربی مجال وارد آوردن ضربه براین پیكره را یافتند. از سوی دیگر بهانه لازم برای تهاجم دول مسیحی نیز فراهم آمده بود : در قرن اول اسلامی مقارن با قرن هفتم میلادی شهر بیت المقدس به تصرف اسلام درآمد و به مدت 4 قرن تا روی كارآمدن فاطمیان مصر، زوار مسیحی به راحتی می توانستند به این شهر رفت و آمد كنند ، ولی فاطمیان سخت گیری هایی را بر مسیحیان اعمال كردند و این امر به تیرگی روابط میان مسلمانان و مسیحیان انجامید و با برآمدن سلاجقه روم بر این تیرگی افزوده شد. اِتسِز (از حكام سلاجقه روم ) اورشلیم را كه در اختیار خلفای فاطمی بود تصرف كرد و به كاروان های زیارتی مسیحیان بسیار سخت گرفت ، این وقایع با نبرد الپ ارسلان سلجوقی با امپراتور بیزانس كه با شكست امپراتور همراه بود توام شد.

" سلیمان( از سلاجقه روم)... ازنیق( نیكایا) را بی هیچ مقاومتی گرفت و آن را در 467/1057 پایتخت خود قرار داد... شهر ازنیق... به قسطنطنیه( مركز امپراتوری بیزانس) نزدیك بود... در فوریه 1074 امپراتور میخائیل هفتم از پاپ گرگوریوس هفتم مدد خواست و در عوض وعده داد كه كلیسای ارتودوكس را با كلیسای كاتولیك یكی كند. پاپ از این پیشنهاد خوشحال شد و بعضی از شاهان اروپا و همه جهان مسیحیت را به جنگ بر ضد تركان كه اراضی بیزانس را تا پشت باروهای قسطنطنیه متصرف شده بودند، دعوت كرد. ولی اختلاف میان پاپ و امپراتور مقدس روم سازمان یافتن جنگ های صلیبی را تا مدت 20 سال به تاخیر انداخت."(3)  این مسئله تا دهه پایانی قرن 11میلادی مسكوت باقی ماند تا اینكه " امپراتور الكسیوس اول از مسیحیان مغرب زمین در مقابل مسلمانان استمداد كرد... ولی آنچه جنگ را برانگیخت دعوت پاپ اوربانوس دوم از مسیحیان اروپا برای گرفتن اورشلیم از مسلمانان بود."(4)

پاپ و امپراتوری بیزانس نیز همانند امویان از احساسات مسیحیان برای كشورگشایی به سود خود، استفاده بردند چرا كه آنان، اشراف و شهسواران اروپایی ، در این راه توسعه اراضی ، بسط قدرت و ازدیاد ثروت خود را در سر داشتند و در این جنگ ها اهداف مادی و معنوی را به یكدیگر درآمیخته بودند. این جنگ ها به دلیل صلیب هایی كه بین سپاهیان مسیحی توزیع شده بود به جنگ های صلیبی شهرت یافت و سپاهیان شركت كننده در این جنگ ها را نیز صلیبیون می نامیدند.

اولین لشكركشی صلیبیون با شكستی سخت مواجه شد چرا كه بی برنامه و بدون سازمان دهی بود. در این جنگ دو تن به نام پـِیـِر منزوی و گوتیه ی بی چیز جمعی از مسیحیان را در سال 1096 برانگیخته و به سوی بلگراد حركت كردند. در راه یهودیان را به قتل رسانده و اموالشان را غارت كردند و با رسیدن به آسیای صغیر از سلجوقیان شكست خورده و پراكنده شدند.

این اقدام سبب شد كه مسیحیان با برنامه ریزی و تشكیلات سازمان یافته راهی شرق و قلمرو اسلامی شوند." اردوی منظم صلیبی ها كه به چهار سپاه تقسیم شده بود در سال 1096 به راه افتاد و از دانوب ، ایتالیای شمالی و جنوب مدیترانه گذشت... عبور از ایتالیا و كشورهای ساحل دانوب به آسانی انجام گرفت ولی در امپراتوری یونان مشكلاتی برای آنها فراهم آمد."(5)

این مشكلات ناشی از نفاق و اختلاف میان كلیسای ارتودوكس شرق و كلیسای كاتولیك غرب ، ناشی می شد. ولی با میانجی گری فرماندهان سپاه ، اختلافات میان دو كلیسا حل شده و " صلیبی ها وارد آسیای صغیر شدند و وضع امپراتوری سلجوقی یعنی تجزیه آن به سه قسمت كه در معرض تهدید خوارزمشاهان قرار گرفته بود در كار پیشرفت آنها تسهیلاتی فراهم كرد".(6)

طی این جنگ شهرهای آسیای صغیر، انطاكیه و اُدِس فتح شد و صلیبیان با گشودن طرابلس و فلسطین به راحتی بر بیت المقدس دست یافتند.

به این ترتیب اورشلیم و سراسر شام در سایه نفاق و اختلاف مسلمانان به تصرف صیلبیون درآمد. " مسیحیان در آغاز با مسلمانان به وحشی گری تمام رفتار كردند ولی به تدریج با آنان مخلوط و مانوس شدند" .(7) جنگ صلیبی فقط در اولین مرحله آن با پیروزی قاطع مسیحیان همراه بود ولی جنگ های هشتگانه پس از آن پیروزی قطعی برای آنان به دنبال نداشت.

جنگ دوم صلیبی برای باز پس گیری شام بین سالهای 49-1147 روی داد كه سرانجامی نداشت .صلاح الدین ایوبی سردار ترك كه در خدمت اتابكان موصل بود، خلافت فاطمیان مصر را برانداخته ، سلطنت مصر ، شام و بین النهرین را در اختیار گرفت و سلسله ایوبی ها را بینان نهاد و طی حمله ایی به مواضع مسیحیان ، اورشلیم را در 1189 تصرف كرد. این جنگ از سوی مسیحیان جنگ سوم صلیبی نامیده شد و طی آن ریچارد اول پادشاه انگلستان در سال 1192 پیمان صلح موقت با صلاح الدین منعقد كرد و به موجب آن یافا یا باریكه ای از ساحل به منظور آزادی زیارت قبر مسیح در اختیار مسیحیان باقی ماند.

جنگ های پراكنده صلیبی تا سال 1291 ( تقریباً مقارن با 690 ق) ادامه داشت. ولیدر پایان تمام این نبردها فلسطین كه در ابتدا به تصرف مسیحیان درآمده بود ، از وجود نیروهای مسیحی خالی و دوباره به مسلمانان واگذار شد.

روایت این واقعه تاریخی كه بیش از دو قرن از حیات سیاسی مسلمانان و مسیحیان را شامل می شود گرچه بازخوانی تاریخ است ولی مابه ازاء امروزین آن رویداد در پیش دیدگان مردمان جهان آشكار است. در سده اخیر نیز همچون سده 5 ق تفرقه مسلمین و درگیری های فرقه ایی میان آنان فرصت را این بار نه به مسیحیان كه به یهودیان داد تا با برافراشتن اسطوره ی بی اساس " ارض مقدس یهودیان" فلسطین را خانه به خانه فتح كنند واینك در سایه بی تفاوتی های ملل ، دول اسلامی و سازمانهای جهانی در حال مصادره بیت المقدس به نفع خویشند. شهری كه به راستی می توان آن را مام تمام ادیان نامید در سایه خواب زدگی مسلمانان و تحریف كلیسای مسیحیان یك سره رنگ یهودی به خود می گیرد.  این سالها نه شاهد جنگی صلیبی كه شاهد جنگی برخاسته از نژاد پرستی یهودیان افراطی بر ضد مسلمانان هستیم. تا كجا مسلمان غیرتمندی برآید و بتواند بر فریب این جنگ صلیبی نوین ایستادگی كند.

سایت تبیان - فریبا کاظم نیا

پی نوشت ها:

1. دولاندلن. تاریخ جهانی- ت احمد بهمنش، انتشارات دانشگاه تهران، ص 336.

2. همان.

3. تاریخ اسلام، پژوهش دانشگاه كمبریج، ت. احمد آرام، ص 320.

4. دایرة المعارف مصاحب، ص 764.

5. تاریخ جهانی، ص 426.

6.دایره المعارف مصاحب ص 765

UserName