• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5119
  • پنج شنبه 1383/5/29
  • تاريخ :

تاریخچه رقابتهای مسترالمپیا

رقابتهای "مسترالمپیا" مهمترین و معتبرترین رقابت در كل دنیای بدنسازی است. برنده عنوان قهرمانی بعنوان بزرگترین بدنساز دنیا شناخته می شود و در اصل از قهرمان این رقابتها بعنوان قهرمان جهان یاد می شود. بدنسازان بزرگی هر ساله به مسابقات می آیند و به تاریخ می پیوندند.

شاید كمترین آرزوی هر بدنساز حرفه ای، حداقل یك بار شركت در این مسابقات باشد.

درسال 1963، جو ویدر به بررسی عناوین بدنسازی موجود در آن زمان پرداخت( از جمله Mr. World, Mr.unicerseو...)

و احساس كرد، هیچكدام از آنها بطور كامل با مسیری كه ورزش با آن روبروست مطابقت ندارند. او احساس می كرد، نسل آن زمان بدنسازان می توانند ورزش بدنسازی را به سطح بسیار بالایی ارتقاء دهند، ولی برای این كار نیاز به رقابتی متناسب با استعدادهایشان داشتند. او نهایت رقابت، نهایت عنوان برای نهایت فیزیك بدنی، یعنی مسترالمپیا را بنیانگذاری كرد كه در سال 1965 صورت عملی به خود گرفت و مسابقات این ورزش را برای همیشه متحول كرد.

اولین دوره رقابتها در 18 سپتامبر1965 برگزار شد( 28 شهریور 1344) انبوه تماشاچیان مشتاق در آكادمی موزیك بروكلین نیویورك در حالیكه در جایگاههای خود آرام و قرار نداشتند، انتظار می كشیدند و جیغ و فریاد می كردند. آنها دست می زدند، پایكوبی می كردند و تا جایی كه حنجره شان اجازه می داد فریاد می كشیدند. همه اینها برای سوپر استار كالیفرنیا بود با بازوهایی خیلی بزرگتر از آنچه در آنچه در آن روزگار می توانست قابل تصور باشد و او كسی نبود جز لری اسكات افسانه ای و این شب تحقق بزرگترین دستاورد جو ویدر بود. شب اولین رقابت مسترالمپیا در تاریخ بدنسازی. لری اسكات فوق ستاره آن روز بود. كه از سال 1963 در دنیای بدنسازی چیزی برای او جهت فتح كردن باقی نمانده بود.

او قهرمان آمریكا،Mr. Universe و Mr. World شده بود. گذشته از اینها اسكات در همان زمان هم دارای یك خانه پر از نشان، افتخارات و لوحهای رنگارنگ بود و حالا احساس می كرد، وقت گذشتن از بدنسازی و كسب درآمد است.

جو ویدر تشخیص داده بود كه به حفظ لری اسكات در بدنسازی نیاز است، برای اینكه بتوان این ورزش را وادار به رشد كرد. او مسابقات مسترالمپیا را ایجاد كرد تا بتواند همه قهرمانانMr. Universe را فعال حفظ كرده و برایشان موقعیت كسب درآمد از راه رقابت را فراهم كند. او به این نتیجه رسیده بود كه برای موفقیت این رشته در آینده، قهرمانان باید بتوانند از راه رقابت زندگی خود را بگذرانند، مثل همه ورزشكارن حرفه ای دیگر.

به هر حال اسكات، برنده رقابت مسترالمپیا در شب گرم سپتامبر 1965 شد و قهرمانی اش را در مسترالمپیا 1966 تكرار كرد. لری اسكات مردی بود كه فیزیكش تا امروز در اذهان باقی مانده مردی كه دارای حجم عضلانی بالایی بود، در دوره ای كه بدنسازان عضلانی در حد او بندرت دیده می شد. او بازوهایی داشت كه حتی با استانداردهای امروز، بعنوان بازوهای كامل مورد پذیرش است. عضلانی دو سر بازوی او كامل و گرد بود و در هنگام فیگور جلوباز و كاملاً خشك و واضح. در هنگام فیگور پشت بازو، حجم بالای عضلات سه سرپشت بازوی او غیرقابل انكار بود.

او بطور باورنكردنی بدون چربی بود و جزئیات عالی در عضلات پشتش دیده می شد. او جزو بدنسازان پیشگامی بود كه این ورزش را به سطح مدرن ارتقاء داد. پس از مسابقات 1966 او اعلام بازنشستگی كرد و رقابت برای تصرف عنوان قهرمانی در سال 1967 آغاز شد. در سال 1967، سرجیو اولیوا( معروف به اسطوره) در شرایطی برتر از دیگر رقبا برنده سومین دوره رقابتها شد. مردم حیرت زده بودند كه سرجیو تا چه اندازه توانسته بهتر شود. چرا كه در سال پیش او عنوانی بهتر از چهارمی كسب نكرده بود( در بین چهار شركت كننده). در واقع او خیلی بهتر از دیگران شده بود و توانست برنده سال 1968 هم شود. در واقع هیچ كس توان مبارزه با او را نداشت. سرجیو بدنسازی بود كه از نظر حجم خالص عضلانی و تسلط در بسیاری از فیگورها، بیست سال جلوتر از زمان خودش حركت می كرد. حتی امروز هم، تعداد كمی از بدنسازان می توانند فیگور ساعد در بالای سر را بطور كامل اجرا كنند. فیگوری كه او در زمان پیروزی از آن استفاده می كرد و به فیگور پیروزی معروف شد.

بازوها، پاها و پشت او الگوی بسیاری از بدنسازان پس از او شد.

او مفاصل كوچكی داشت، كمری باریك و عضلاتی بزرگ. همه این خصوصیات باعث برتری او در رقابت می شد و دلیل بسیاری از پیروزیهایش بود.

با این وجود، بزرگترین رقیب سرجیو در راه بود. 1969 سال بزرگترین رقابت در تاریخ بدنسازی بود. اولیوا بوسیله یك جوان اتریشی به مبارزه طلبیده شد و این جوان كسی نبود جز آرنولد شوارتزنگر. ولی سرجیو در یك مبارزه نزدیك، موفق از مبارزه بیرون آمد. حالا او برای سومین سال پی در پی برنده مسترالمپیا شده بود. ولی آرنولد قول داد كه دیگر هرگز سرجیو نتواند او را شكست دهد. هر دو آنها بسختی برای مسابقه سال بعد كه در سپتامبر 1970 برگزار شد تمرین كردند، آرنولد همانطور كه ادعا كرده بود توانست از سرجیو پیشی بگیرد تا سومین مردی باشد كه عنوان المپیا را بدست می آورد.

او ادعا كرد تا زمانی كه بازنشسته شود عنوانش را حفظ خواهد كرد و هرگز شكست نخواهد خورد. آرنولد عنوان قهرمانی را در سال 1971 هم حفظ كرد. برای اولین بار، مسابقات در خارج از نیویورك و در پاریس برگزار شد و همزمان با آن مسابقاتNABBA Universe هم در لندن برگزار شد. آرنولد، با 100 درصد وفاداری نسبت بهIFBB، در مسترالمپیا شركت كرد، در حالیكه دیگر قهرمان بزرگ آن سال شركت در رقابت NABBA و دوری از آرنولد را ترجیح دادند. سال 1972، المپیا در اسن آلمان برگزار شد، جایی كه میزبان جنگ بزرگ دیگری بین سرجیو و آرنولد بود. حتی تا امروز هم، كسانی كه مسابقات آن سال را دیدند، با گذشت بیش از 30 سال هنوز در مورد اینكه چه كسی باید قهرمان می شد بحث می كنند. قضاوت توسط هفت داور انجام شد، و با چهار به سه رأی، آرنولد عنوان مسترالمپیا را تصاحب كرد. سال 1973، مسابقات مجدداً به نیویورك بازگشت. آرنولد برای چهارمین سال متوالی و با پیروزی بر فرانكو كلمبو و سرج نوبرت عنوان قهرمانی را تصاحب كرد. اكثر مردم اعتقاد داشتند كه این یك قهرمانی ساده برای آرنولد بود، ولی رقیبی تنومند برای سال بعد منتظر او بود، ورود ناگهانی لوفرینو به مسابقات حرفه ای. با 193 سانتیمتر قد و حدود 122 كیلوگرم وزن، سنگین ترین رقیبی بود كه آرنولد تا به حال با آن مواجه شده بود. رقابت در نیویورك برگزار شد. در این سال برای اولین بار مسابقات در دو كلاس وزنی 90+ كیلو و 40- كیلو برگزار شد و این وضع تا سال 1979 ادامه یافت. آرنولد باز هم تسلطش را نشان داد و برای پنجمین بار قهرمان شد، ولی شایعاتی مبنی بر بازنشستگی او به گوش می رسید.

در سال 1975 مسابقات به آفریقای جنوبی منتقل شد، و تا ابد در فیلمPumping Iron جاودان شد. اكثر افراد نزدیك به آرنولد، معتقد بودند تنها دلیل شركت او در رقابت بخاطر این بود كه برای اولین بار از رقابتها فیلمبرداری می شد و این می توانست باعث آغاز حرفه او در زمینه سینما شود. آرنولد براحتی به پیروزی رسید و فوراً بازنشستگی اش را اعلام كرد.

او حقیقاً مردی بود كه بدنسازی را در مسیر اصلی حركت، قرار داد. مثل لری، و سرجیو، آرنولد هم جلوتر از زمان پیش می رفت. او بطرز باورنكردنی دارای عضلات دو سر بازو بزرگ و قله ای بود. و در كنار بزرگ بودن دارای ساختاری بود كه تنها بهترین ژنتیكها می توانند آنرا بسازند. عضلات سینه او ضخیم و با كیفیت بود و در هر دو این قسمتها یعنی بازوها و سینه حتی شاید بهتر از بزرگترین بدنسازان امروز بود. علاوه بر این دارای عضلات ساق عالی و كاملاً عضلانی بود . با توجه به استانداردهای امروز، پاها و پشت او قابل رقابت با نسل حرفه ای امروز نیست، ولی در دوران خودش بهترین بود. او اعتماد به نفس و جذابیت را به تصویر می كشید و این خصوصیات در فیلمی كه او ستاره آن بود یعنیPumping Iron واضح و مشهود است.

اغلب مردم قبل از ظهور او نمی خواستند مثل بدنسازان رقابتی باشند و به آن اندازه عضلانی. آرنولد تنومند بود، ولی نه تا حدی كه زیبایی عضلات را از دست داده باشد. عشق و علاقه و تأثیر او در این ورزش با هیچ بدنساز دیگری قابل مقایسه نیست. او مسابقات آرنولد شوارتزنگر كلاسیك را در 1989 پایه گذاری كرد و تا امروز هم جزو بهترین رقابتهای بدنسازی حرفه ای به حساب می آید. در ضمن كتاب دایره المعارف بدنسازی آرنولد هنوز هم یكی از بهترین مراجع بدنسازی محسوب می شود و بعنوان یكی از بزرگترین افرادی كه وارد رشته بدنسازی شد، همواره در ذهنها خواهد ماند. سال 1976، رقابتها در كلمبوس اوهایو انجام شد، با حضور آرنولد بعنوان مجری مسابقات به همراه جیم لوریمر. بالاخره فرانكو كلمبو پس از بیش از پنج سال تلاش و چند بار مقام دومی، برنده عنوان مسترالمپیا شد. البته این یك پیروزی آسان نبود، و با فاصله ای بسیار اندك نسبت به فرانك زین بدست آمد. پس از رقابت، كلمبو اعلام بازنشستگی كرد و زین سریعاً تمریناتش را برای سال بعد آغاز نمود.

و اما در مورد دكتر كلمبو، او واقعاً یك بدنساز استثنائی بود، هر چند كه مثل آرنولد بر صحنه تسلط نداشت. او خدمت بسیاری به دنیای بدنسازی كرد و برنده تمام عناوین اصلی پاورلیفتینگ و بدنسازی موجود در زمان خود شد. در كنار دارا بودن فیزیكی در حد مسترالمپیا می توانست بیش از 730 پوند( 5/328 كیلوگرم) را با وزنی معادل 82 كیلوگرم لیفت كند! سابقه او در پاورلیفتینگ باعث گسترش تراكم عضلانی او شده بود، حجم عضلانی متراكمی كه كمتر بدنساز حرفه ای امروز را می توان با آن مقایسه كرد. او همچنین یك بوكسور رقابتی و یكی از شركت كننده ها در رقابتهای جهانی بود. در ضمن متخصصChiropractic ( درمان درد مفاصل با جابجا كردن مهره ها توسط ماساژ) و دارای مدرك دكترا در تغذیه و تخصص در طب ورزش و حركت شناسی بود. از این جهات هیچ مسترالمپیای دیگر با او قابل مقایسه نیست.

1977، سال زین بود. زین با یك سال برنامه ریزی، كاملاً برای مسابقه آماده بود. او بسیار خشك و عضلانی به كلمبوس آمد. خودش فكر می كرد هیچ كس توان رقابت با چگالی عضلانی او را ندارد. اتفاقاً همینطور هم شد و او عنوان المپیا را به چنگ آورد. سال 1978، باز هم رقابتها در كلمبوس برگزار شد و فرانك زین مثل سال پیش اول شد. فرانك ثابت كرد كه مسترالمپیا لازم نیست خیلی عظیم الجثه باشد و چیزی كه باعث پیروزی می شود كیفیت است.

زین همواره در نمایشها بخاطر بدن مجسمه گونه اش مطرح بود. تناسب، تقارن و بالانس بدنی او با هیچ بدنساز دیگری قابل مقایسه نبود. او تنها با وزنی حدود 81 كیلوگرم توانست قهرمان مسترالمپیا شود. علاوه بر اینها دارای درجه استادی در رشته روان شناسی بود. او قهرمان بسیار پرمعلوماتی بود و توانایی بالایی برای سخنرانی در سمینارهای مربوط به بدنسازی داشت.

در سال 1979، زین برای سومین سال متوالی مسترالمپیا شد.

آیا می توانست باز هم ادامه دهد و به ركورد شش دوره قهرمانی آرنولد دست یابد؟ زین بنظرغیرقابل شكست می آمد.

ولی در سال 1980 همه چیز تغییر كرد و تبدیل به جنجالی ترین رقابتهای المپیا در طول تاریخ شد. فكر می كنید چرا؟

UserName