• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 11952
  • پنج شنبه 7/9/1387
  • تاريخ :
همراه

اسرار صفا و مروه

صفا و مروه

صفا را صفا گفته‌اند براى اين كه از وصف انبيا، به خصوص آدم (عليه السلام) بهره‌اى بُرد. در قرآن هم فرموده است:

«اِنّ الله اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين»(1)؛ آنان مصطفاى پروردگارند و چون وجود مبارك آدم روى كوه صفا، برابر بيت ايستاد، از مصطفى بودن آدم، اين كوه صفا شد. و اگر كسى از اين كوه صفا بگيرد مصطفاى خداى متعال است. آرى خداوند گروهى را برمى‌گزيند: «اِنَّ الله يصطفي من الملائكة رُسُلا و من الناس انّ الله سميع بصير.»(2)

حوّا (عليهاالسلام) كه مرأه بود، در كوه مروه قرار گرفت، از اين رو آن را «مروه» خوانده‌اند.

امام سجاد (عليه السلام) خطاب به شبلى فرمود: آيا بين صفا و مروه سعى كردى؟

شبلى عرض كرد: آرى.

فرمود: هنگام سعى بين صفا و مروه، فلان معنا را درك كردى؟

عرض كرد: نه.

فرمود: پس تو سعى بين صفا و مروه انجام نداده‌اى.

به فرموده حضرت، معناى سعى اين است كه انسان از معصيت به اطاعت فرار مى‌كند و فرار الى الله در سعى بين صفا و مروه به طور بارز ظهور مى‌كند. هروله و دويدن بين صفا و مروه، از گناه به سوى اطاعت و از غير به حق دويدن است.

اسرار فراوانى در صفا و مروه وجود دارد و در قرآن كريم هم سعى بين صفا و مروه و خود صفا و مروه، جزء شعائر الهى بشمار آمده است: «انّ الصفا و المروة من شعائر الله، فمن حجّ البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطوّف بهما و من تطوّع خيراً فان الله شاكر عليم»(3)؛ از صفا و مروه به نوبه خود، به عنوان طواف تعبير شده و از شعائر الهى بشمار آمده است.

به فرموده حضرت، معناى سعى اين است كه انسان از معصيت به اطاعت فرار مى‌كند و فرار الى الله در سعى بين صفا و مروه به طور بارز ظهور مى‌كند. هروله و دويدن بين صفا و مروه، از گناه به سوى اطاعت و از غير به حق دويدن است.

بعد فرمود: آيا مى‌دانى معناى تردّد بين دو كوه صفا و مروه چيست؟ يعنى خدايا! من بين خوف و رجا به سر مى‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است كه فقط بترسم و هيچ اميد نداشته باشم و نه آنچنان است كه همه اميد باشد و هيچ ترس نباشد. اين تردّد بين صفا و مروه همان تردد بين خوف و رجاء است. مؤمن و مسلمان تا زنده است بين خوف و رجاء بسر مى‌برد؛ خوف دارد از كارهاى خود و اميد دارد به لطف حقّ.

خداوند متعال در قرآن كريم آنجا كه مردان الهى را ـ كه عالم با عمل هستند ـ مى‌ستايد، مى‌فرمايد:

«أمّن هو قانت آناء الليل ساجداً و قائماً يحذر الآخرة و يرجوا رحمة ربه، قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون.»(4)

مردان الهى كه علم‌هاى آموزنده دارند، از پايان كار خود هراسانند و به لطف حق اميدوار. از خدا نمى‌ترسند چون خداوند متعال جمال محض است و جمال محض و ارحم الراحمين صِرف، ترسى ندارد. بلكه آنان از پايان كار خود مى‌ترسند. خداوند متعال محبوب است نه مهروب.

امام سجاد عليه السلام فرمود: آيا مى‌دانى معناى تردّد بين دو كوه صفا و مروه چيست؟ يعنى خدايا! من بين خوف و رجا به سر مى‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است كه فقط بترسم و هيچ اميد نداشته باشم و نه آنچنان است كه همه اميد باشد و هيچ ترس نباشد.

مؤمن هميشه بين خوف و رجاء زندگى مى‌كند و تا زنده است، در اواسط عمر مى‌كوشد كه خوفش مقدارى بيشتر باشد و در اواخر عمر سعيش بر اين است كه اميدش بيش از رجاء باشد.

در هر صورت، همواره بين خوف و رجاء بسر مى‌برد و اين سرّ در سعى بين صفا و مروه جلوه‌گر است.

آنگاه كه روى به جانب صفا دارد سعى مى‌كند خود را تصفيه نمايد و وقتى به سوى مروه مى‌رود، سعى مى‌كند مروّت و مردانگى به دست آورد؛ چرا كه مروه يادآور مروّت و مردانگى است و صفا يادآور تصفيه و  تهذيب روح، آرى، هر يك از اينها سرّى دارد.

گر چه در اصلِ اين تردّد، هاجر(عليهاالسلام) براى به دست آوردن آب، چند بار از كوه صفا به مروه و از مروه به صفا آمد و سخن از هل من انيس و هل من مونس(5) داشت تا آبى براى نوزادش فراهم كند و آن آهِ مادرانه‌اش، آنچنان اثر گذاشت كه طبق دعاى خليل حق، از زير پاى اسماعيل چشمه زمزم جوشيد و هنوز با گذشت چند هزار سال مى‌جوشد وليكن سرّ اين كار آن است كه انسان به صفا برسد و به مروّت و مردانگى بار يابد. انسان جوانمرد، ديگر دست به سوى كار ذليلانه دراز نمى‌كند همچنان كه حسين بن على(عليهماالسلام) فرمود: لا والله لا اعطيهم بيدى اعطاء الذليل و لا أفرّ منهم فرار العبيد.(6)

فرمود: نه پاى فرار و گريز دارم، نه دستى كه دست تسليم و ذلت باشد بلكه من هستم و مردانگى و ميدان مبارزه و شهامت و شجاعت. اين درس را هم، سرّ حج به انسان مى‌آموزد؛ چرا كه در هر قدمى از حج، سرّى است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1ـ آل عمران: 23 .

2ـ حج : 75 .

3ـ بقره: 158.

4ـ زمر: 9.

5ـ علل الشرايع، شيخ صدوق، ص432 / فروع كافى، ج4، ص201 .

6ـ مقتل خوارزمى، ج1، ص253/ تاريخ طبرى، ج7، ص328/ و كامل ابن اثير، ج3، ص287 .

 

منبع:

برگرفته از كتاب عرفان حج، آية الله جوادي آملي .

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید.
آب زمزم، جام طاعت

آب زمزم، جام طاعت

آب زمزم آبى است كه به بركت دودمان ابراهيم خليل جوشيد و هنوز هم بعد از چند هزار سال مى‌جوشد، با آن كه مكه معظمه، سرزمين برف و باران فراوان نيست. گر چه چاهها و قنات‌هاى ديگرى افزوده شده، ليكن آب زمزم بعد از چند هزار سال همچنان مى‌جوشد و شايسته است كه زائر
توصيف حج از منظر امام رضا عليه السلام

توصيف حج از منظر امام رضا عليه السلام

فلسفه حج ورود در ميهمانى خداى بزرگ و طلب رحمت افزون‏تر و خروج از معاصى و گناهان و توبه از گذشته اعمال و انتخاب راه و روش صحيح براى آينده است. و نيز در سفر حج، اموال خرج مى‏شود، بدن‌ها به رنج مى‏افتد و لذات و شهوات نفسانى مهار مى‏گردند و
تاريخچه مقام ابراهيم (عليه السلام)

تاريخچه مقام ابراهيم (عليه السلام)

مقام ابراهيم (عليه‏السلام) از سنگ‏هاى بهشتى است؛ مانند «حجرالأسود» و «حَجَر بنى‏اسرائيل»(4) و در برخى روايات آمده است كه چون آدم (عليه‏السلام) به بناى كعبه مأمور شد، كوه ابوقبيس صدا زد: «اى آدم، امانتى نزد من است، يكى حجرالأسود و ديگرى مقام ابراهيم و آدم
UserName