• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2485
  • يکشنبه 1383/5/25
  • تاريخ :

طریق حل و رفع تضاد و تعارض در كودكان

تضاد و تعارض در كودكان

( قسمت ششم )

در قسمت قبل مطالبی در مورد ریشه ها و علل تضاد و تعارض و ضرورت حل و رفع آن مطرح نمودیم ، اینك می خوانیم ...

1-    كوشش به شناخت علل : نخست باید ببینیم او از چه نوع تضاد و تعارضی رنج می برد؟ درجه شدت آن تا چه میزان است ؟ و چه علل وعواملی به عنوان عامل اصلی و اساسی در ایجاد و بروز و تشدید آن دخالت داشته اند؟

همچنین از طریق امتحانات و سؤال و جوابها باید دید این گونه كودكان چگونه می اندیشند؟ از وضع و حالت خود چه تلقی هایی دارند؟ طرز فكرشان چیست؟ از چه تیپی هستند؟ از چه خانواده هایی و با چه ویژگی های فرهنگی ، اقتصاد ی ، انضباطی و...

2-    رفع عوامل و علل : شك نیست مادام كه تضاد و تعارض ازمیان نروند و ریشه ی آن در افراد حل و رفع نشود مشكل كودك از میان نرفته و او همچنان دچار دشواری خواهد بود. دیدیم كه عوامل و انگیزه های متعدد ی دراین رابطه وجود دارند. برخی از این عوامل از راه ایجاد زمینه برای دادن برتری از میان می روند و برخی دیگر به گونه ای هستند كه قابل حل و رفع نیستند ، ناگزیر باید به تعدیل آنها برخاست و تنش ها را كاهش داد.

با مشورت از افراد صالح ، با مددخواهی از خود كودك ، با استفاده از زمینه همكاری والدین و مربیان می توان در این زمینه اقدامی سازنده داشت. غرض این است از هر فرصتی برای حل و رفع آنها استفاده كنیم.

3-روشن كردن فرد: در مواردی تعارض ها بدان خاطرند كه افراد نسبت به مسئله ، حُسن و قـُبح جریان ، شرایط وعواقب اموری آگاه نیستند و یا ممكن است آگاهی هایی در زمینه ای خاص داشته باشند ولی از راه حلها دراین رابطه مطلع نباشند.

بر این اساس اگر كودك را به جوانب و ابعاد قضیه ای آگاه كنیم ، ابعاد مسئله ای را برای او آشكار سازیم ، راه حل های مختلفی را در اختیارش بگذاریم  و یا اگر بتوانیم او را به مسئولیت و وظیفه اش آگاه كرده واهمیت آن را برایش روشن كنیم دشواری تعارض حل شده و یا خود او آن را حل خواهد كرد.

4-    وا داشتن به تفكر و واقع بینی : درمواردی ازاین شیوه باید استفاد ه كرد كه او را به تفكر و اندیشه وا داریم ، ازاو بخواهیم كه بیند یشد وتعمق كند. مثلاً او دچار حسادت و خواستارنابودی برادر كوچكش است ؛ آیا چنین امری می تواند معقول باشد.

5-    تغییرمسیر : گاهی كودكی را می یابید كه به خاطر هدف خاصی دچار تضاد و تعارض شده است و طبیعی است كه در آن رابطه دشواری داشته باشد. اگر امكان حل و رفع آن نباشد می توان از شیوه تغییر مسیر دراین رابطه استفاده كرد بدین معنی كه هدف و راه او را عوض كنیم .

به عنوان مثال كودكی است كه خواستار رسیدن به مقام قهرمانی ومشهور شدن است ولی به علت نقص عضو درآن راه موفق نیست . می توان به ا و تفهیم كرد كه از آن راه چشم بپوشد و از طریق درس و بحث و تحصیل گام بردارد و به همان نتیجه برسد و این اقدام درحقیقت راه گریزی را به روی كودك می گشاید .

6-    ملاحظه زیان ها: گاهی می توان كودك را از طریق ملاحظه در زیانهای احتمالی راه وروش خود به هوش آورده ، وادار كرد كه در زندگی و طرز فكر خود تجدید نظر كند. او شدیداً گرفتار انتخاب و گزینش یكی از دو خواسته است و در اثر عدم موفقیت دچار دشواری است .

نشان دادن حال و وضع كسانی كه چنان فكر و اندیشه ای داشتند و درگیر بودند ممكن است او را متوجه سازد و او یا دست از مقصد و هدف خود بردارد و یا  راه حل قابل قبولی را برای خود برگزیند. والبته در این راه باید به آنان توانایی و جرئت داد تا بتوانند خود را با شرایط مورد نظر سازگار كنند.

7-    استفاده از خواب مصنوعی : برخی از روانكاوان از شیوه خواب مصنوعی برای درمان تضادها و تعارض های شدید استفاده می كنند. بدین گونه كه بیمار را درخواب مصنوعی فرو برده و در آن به او القائاتی می كنند كه تو از فلان چیز ناراحتی ، آن كار بد است ، از آن كار خوشت می آید و...

این القائات در زندگی فرد تأثیرات سازنده و مثبتی دارد ولی معمولاً فرو بردن فرد در خواب مغناطیسی عارضه می آفریند. ما یك بُعد از شخصیت فرد را درمان می كنیم ولی ابعاد دیگر آن را ویران می سازیم. به همین نظر امروزه با همه ی مزایایی كه برای خوابهای مصنوعی  قائلند سعی دارند در درمان ، از آن استفاده نكنند.

8-    آزاد گذاردن : در مواردی باید كودك را آزاد گذاشت تا با حاصل تعارض كه عدم تصمیم گیری است آشنا شود و جنبه های مثبت و منفی آن را ارزیابی  ولمس كند. مثلاً باید او را آزاد بگذاریم تا بین میل به موفقیت و درس نخواندن عمل كند تا نتیجه آن را دریابد و مثلاً مردود شود. اصولاً گذشت زمان در رفع تضاد جداً مؤثر است و بسیاری از دشواری ها را حل خواهد كرد . البته این آزاد گذاردن و به خود رها كردن باید در رابطه با تضادهای ساده  و قابل تحمل باشد نه تضادهای  دشوار.

9-    روان درمانی : در روان درمانی برای فرد فرصتی معیّن می كنیم تا بتواند عواطف و تمایلات خود را بروز دهد و با شیوه های گوناگون از جمله القاء و تلقین ، استفاده از بحث و منطق تحملی در آنان پدید آوریم و با تمرین و ایجاد عادات ، مشكل او را حل كنیم و یا راه حل های لازم را در اختیارش بگذاریم كه آن را بالاتر برد.

10-شیوه های دیگر : واداشتن فرد به مصالحه كه در آن صورت نعمت بزرگی برای فرد به دست می آید و او آرامشی به دست خواهد آورد. البته از نظر تربیت و اخلاق ، نوع مصالحه را باید مورد نظر قرار داد.

-احیای یك انگیزه ی جدید خود می تواند زمینه ساز رفع تعارض باشد.

-قرار دادن بنای زندگی او برمبنایی استوارتر و سالم تر ، در این رابطه مؤثر است.

-عادت دادن فرد به زندگی در سایه نظم و قاعده ، خود زمینه ساز امنیت هاست و جلوی بسیاری از تضادها را می گیرد.

-توجه به رفع نیازهای اولیه ، حفظ محیط از عوامل وسوسه آمیز ، كنترل معاشرت ها ، كنترل هیجانات و عواطف فرد.

-پر كردن اوقات فراغت او از راه  بازی های شاد و سرگرم كننده.

مراقبت های لازم

در اصلاح و درمان تضاد و تعارض باید به نكاتی مهم توجه داشت ، از جمله این كه :

-تضاد و تعارض  را با جبر نمی توان حل كرد و استعداد  در این زمینه كارساز نیست .

-تمسخر و نیشخند ، مقایسه و سرزنش و نیز محرومیت ها ، تهدید و زمینه سازی برای ناكامی ها در این رابطه نمی تواند مؤثر باشد و از این كارها باید پرهیز كرد .

-تا حد امكان باید موجباتی فراهم آورد كه كودك در محیط زندگی  احساس امنیت كند.

-ایجاد زمینه برای پذیرش و احترام و ارزش برای زندگی ، خود زمینه مناسبی برای اصلاح وضع آنهاست .

در مواردی كه تعارض شدید باشد باید از روانپزشكان ك

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName