• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4802
  • پنج شنبه 1383/5/22
  • تاريخ :

خانه‏ دوست كجاست؟


پنهان زیستى حضرت مهدى (عج) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله‏اى از اسرار فرو برده كه بسیارى از موضوعات مربوط به زندگى آن حضرت را نیز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است .

یكى از مهم ‏ترین این امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غیبت و به ویژه غیبت كبرى است. از این رو بسیارى علاقه‏ مندند بدانند آن خورشید پنهان در كدامین بخش از این كره خاكى به گذران عمر مى‏پردازند.

هزاران هزار انسان عاشق و شیفته صدها سال است كه در هر پگاه آدینه سخن به ندبه مى‏گشایند و این ‏گونه مى‏سرایند: لیت‏ شعرى این استقرت بك النوى بل اى ارض تقلك او ثرى! ا برضوى او غیرها ام ذى طوى؟ عزیز على ان ارى الخلق ولا ترى ...» (1)

اى كاش مى‏دانستم در چه جایى منزل گرفته‏اى و چه سرزمین و مكانى تو را در برگرفته است! آیا در كوه رضوایى و یا جاى دیگرى و یا در ذى طوى هستى؟ دشوار است ‏بر من كه خلق را ببینم و تو دیده نشوى ...»

حال براى روشن شدن این بحث پاى دل به گلستان كلام معصومین علیهم السلام  مى‏گشاییم و با سیرى در كلام نورانى ایشان از آن انفاس قدسى براى حل این معما استمداد مى‏طلبیم .

با یك نگاه ژرف و كلى در این بوستان پُرطراوت به چهار دسته روایت در این موضوع  بر خواهیم خورد كه هر كدام محل زندگى آن حضرت را در دوره‏اى از زندگى پر بركت ایشان به تصویر كشیده‏اند؛ اگر چه براى برخى دوره‏ها صراحت و روشنى بیش ‏ترى وجود دارد .

این دوره‏ها عبارتند از:

1- دوران زندگى با پدر بزرگوار خود. (260 - 255 ه)

شكى نیست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه‏  پدر بزرگوارشان امام حسن عسكرى علیه السلام  دیده به جهان گشوده و تا پایان عمر شریف پدر خود در كنار آن حضرت مى‏زیسته است .

حكیمه خاتون دختر امام جواد علیه السلام  به عنوان تنها زنى كه داستان ولادت حضرت مهدى (عج) را به تفصیل نقل كرده است، مى‏گوید: امام حسن عسكرى علیه السلام  مرا به نزد خود فرا خواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نیمه‏  شعبان است و خداى تعالى امشب حجت‏ خود را  كه حجت او در روى زمین است، ظاهر سازد .

گوید گفتم مادر او كیست؟ فرمود: نرجس، گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نیست.  فرمود: همین است كه به تو مى‏گویم ...

در ادامه حكیمه خاتون داستان آن شب نورانى و ولادت حضرت مهدى (عج) را به صورت مفصل بیان نموده است. (2)

نه تنها بستگان نزدیك و خدمتگزاران بیت امامت آن حضرت را در شهر سامراء در خانه‏  امام عسكرى علیه السلام  دیده‏اند كه بسیارى از یاران و خواص اصحاب امامت‏ به شرف دیدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده‏اند و همگى حكایت از آن دارد كه تمامى مدت همراهى حضرت مهدى (عج) با پدرش در شهر سامرا سپرى شده است .

یعقوب بن منقوش گوید: بر امام حسن عسكرى علیه السلام  وارد شدم و او بر سكویى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پرده‏هاى آن آویخته بود . گفتم: اى آقاى من! صاحب الامر كیست؟  فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم و پسر بچه‏اى با پیشانى درخشان، رویى سپید، چشمانى دّرافشان، دو كف ستبر، دو زانوى برگشته، خالى برگونه راستیش و گیسوانى بر سرش بود، بیرون آمده و بر زانوى پدرش ابومحمد علیه السلام  نشست. آن‏ گاه امام حسن عسكرى علیه السلام  به من فرمود: این صاحب شماست . سپس برخاست و امام به او گفت: پسرم!  تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من به او مى‏نگریستم . سپس به من فرمود: اى یعقوب! به داخل بیت ‏برو ببین آن ‏جا كیست؟ و من داخل شدم اما كسى را ندیدم.‏»  (3)

البته كم نبودند كسانى كه علاوه بر افراد ذكر شده به شرف دیدار آن خورشید یگانه نایل آمدند.  احمد بن اسحاق گوید: بر امام عسكرى علیه السلام  وارد شدم و مى‏خواستم از جانشین پس از وى پرسش كنم . او آغاز سخن كرد و فرمود:اى احمد بن اسحاق خداى تعالى از زمان آدم علیه السلام  زمین را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز خالى از حجت نخواهد گذاشت.  به واسطه‏  اوست كه بلا را از زمین دفع مى‏كند و به خاطر اوست كه باران مى‏فرستد و بركات زمین را بیرون مى‏آورد.

گفتم: اى فرزند رسول خدا! امام و جانشین پس از شما كیست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالى كه برشانه‏اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى‏درخشید . فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى تعالى و حجت‏هاى او گرامى نبودى، این فرزند را به تو نمى‏نمودم . او هم ‏نام و هم كینه‏  رسول خدا  صلى الله علیه و آله  است . كسى است كه زمین را پر از عدل و داد مى‏كند، هم ‏چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد. اى احمد بن اسحاق! مَثل او در این امت مَثل خضر و ذوالقرنین است. او غیبتى طولانى خواهد داشت كه هیچ كسى در آن نجات نمى‏یابد مگر كسى كه خداى تعالى او را در اعتقاد به امامت ثابت ‏بدارد، و در دعا به تعجیل فرج موفق سازد . احمد بن اسحاق گوید: گفتم: اى مولاى من، آیا نشانه‏اى هست كه قلبم بدان مطمئن شود؟

آن كودك به زبان عربى فصیح به سخن درآمد و فرمود: انا بقیة الله فى ارضه والمنتقم من اعدائه.

اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده جستجوى نشانه مكن . احمد بن اسحاق گوید: من شاد و خرم بیرون آمدم . (4)

بنابراین تردیدى نخواهد ماند براین‏ كه حضرت مهدى (عج) در طول حیات امام عسكرى علیه السلام  همراه ایشان و در شهر سامراء مسكن و ماوى داشته‏اند و عده‏  فراوانى آن حضرت را  در آن‏ جا دیده‏اند.

2- دوران غیبت كوتاه مدت (غیبت صغرى 329 - 260 ه . ق)

غیبت صغرى عبارت است از پنهان زیستى كوتاه مدت حضرت مهدى علیه السلام  كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى علیه السلام (260 ه) آغاز شده و با رحلت چهارمین نائب خاص در (سال 329 ه . ق) به پایان رسیده است، كه مجموعا شصت و نه سال مى‏شود .

اگر به روشنى محل زندگى آن حضرت در این دوران مشخص نیست، ولى مى‏توان به قرائنى حدس زد كه بیش ‏ترین حضور حضرت در این ایام در عراق بوده است .

از امام صادق علیه السلام  در این زمینه نقل شده است كه فرمود: للقائم غیبتان، احداهما قصیرة و الاخرى طویلة، لغیبة الاولى لا یعلم بمكانه فیها الا خاصة شیعة و الاخرى لا یعلم بمكانه فیها الاخاصة موالیه.‏» (5)

« براى حضرت قائم (عج) دو غیبت است: یكى كوتاه و دیگرى طولانى، در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش كسى از جاى او آگاه نیست. و از آن‏ جایى كه در دوران غیبت صغرى از سفیران چهارگانه نزدیك ‏تر به حضرت ذكر نشده است و ایشان هم تماما در عراق زندگى مى‏كرده‏اند و همواره با حضرت در ارتباط بوده‏اند، بنابراین مى‏توان به عنوان یك احتمال گفت ‏بخش عمده‏ عمر ایشان در این دوران در عراق سپرى شده است.

البته از روایاتى كه مدینه‏ منوره را به عنوان منزلگاه حضرت مهدى (عج) در طول غیبت ‏بدون در نظر گرفتن صغرى یا كبرى بودن ذكر كرده، مى‏توان این احتمال را نیز بیان كرد كه بخشى از زندگى حضرت در طول غیبت صغرى در مدینه سپرى شده است .

امام باقر علیه السلام  در این باره فرمود: لابد لصاحب هذا الامر من عزلة ... و نعم المنزل طیبة. (6)

به ناچار براى صاحب این امر عزلت و گوشه‏گیرى خواهد بود ... و طیبه (مدینه) چه منزلگاه خوبى خواهد بود.»

همین روایت در كتاب شریف كافى با اندك تفاوتى از امام صادق علیه السلام  این گونه روایت ‏شده است. «لابد لصاحب هذا الامر من غیبة ولابد له فى غیبة من عزلة و نعم المنزل الطیبه.‏» (7)

به ناچار صاحب الامر غیبت كند و به ناچار در زمان غیبتش گوشه‏گیرى كند. چه خوب منزلى است مدینه.‏»

ابوهاشم جعفرى گوید: « به امام عسكرى علیه السلام عرض كردم: بزرگوارى شما مانع مى‏شود تا از شما پرسش نمایم . پس اجازه بفرمایید سؤالى بپرسم . حضرت فرمود: بپرس . عرض كردم: اى آقاى من آیا فرزندى دارید؟ فرمود: بله.  گفتم: فان حدث بك حدث فاین اسال عنه؟ اگر اتفاقى رخ داد كجا آن را پیدا كنم؟ فقال: بالمدینة‏» (8)

بنابراین جمع بین این دو دسته از روایات به این صورت است كه اگر چه آن حضرت در مدینه حضور داشته‏اند، ولى به خاطر نزدیكى و مجاورت نواب خاص و شیعیان منزل و مسكن ایشان بیش ‏تر در عراق بوده است.

3- دوران غیبت دراز مدت (غیبت طولانى)

اصطلاحا غیبت كبرى به مدت زیادى پنهان زیستى حضرت مهدى (عج) گفته مى‏شود كه با وفات آخرین نائب خاص حضرت در سال سى ‏صد و بیست و نه هجرى آغاز شده و هم ‏چنان ادامه دارد و تنها در اراده‏ خداوند است  كه چه زمانى پایان مى‏پذیرد. این دوران داراى ویژگى‏هاى خاصى است كه آن را از دوران غیبت صغرى كاملا متمایز مى‏سازد، كه از جمله‏  آن‏ها كامل شدن غیبت ‏حضرت مهدى (عج) است.

به همان اندازه كه پنهان زیستى حضرت مهدى (عج) در این دروان به كمال مى‏رسد و نیابت و سفارت همانند دوران غیبت صغرى وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نیز نامشخص ‏تر مى‏شود و در این دوران است كه هرگز به طور قطع  نمى‏توان مشخص نمود آن حضرت در كجا زندگى مى‏كند.

اگرچه پاره‏اى از روایات به زندگى آن حضرت در این دروان در مدینه‏  منوره اشاره كرده  ولى صراحتى در این معنا نیست كه آن حضرت در آن‏ جا داراى منزل و مسكن است و تنها مى‏توان گفت ایشان بخشى از عمر شریف خود را  در این دوران در مدینه سپرى خواهند كرد.

اما روایاتى كه به محل زندگى حضرت مهدى (عج) در دوران غیبت و به ویژه غیبت كبرى اشاره نموده‏اند از این قرار است:

الف) در مدینه‏ طیبه

همان ‏گونه كه قبلا نیز اشاره شد در پاره‏اى روایات از مدینه‏  طیبه به عنوان محل زندگانى آن حضرت یاد شده است .

امام صادق علیه السلام  فرمود: به ناچار براى صاحب الامر غیبتى است و به ناگزیر در آن غیبت گوشه‏گیرى خواهد بود و چه نیكو منزلى است مدینه!

ب) در ناحیه‏ ذى طوى

ناحیه‏  ذى طوى در یك فرسخى مكه و در داخل حرم قرار دارد و از آن‏ جا خانه‏هاى مكه دیده مى‏شود .

در برخى از روایات از آن به عنوان جایگاه حضرت مهدى (عج) در دوران غیبت ‏سخن به میان آمده است .

امام باقر علیه السلام  فرمود: « یكون لصاحب هذاالامر غیبة فى بعض هذه الشعاب و او ما بیده الى ناحیة ذى طوى.‏» (9)

صاحب این امر را در یكى از این دوره‏ها غیبتى است و با دست ‏خود به ناحیه‏  ذى طوى - كه نام كوهى است در اطراف مكه - اشاره نمود ...»

هم ‏چنین در برخى دیگر از روایات آمده است كه حضرت مهدى (عج) قبل از ظهور و در آستانه‏  قیام در « ذى طوى‏» به سر مى‏برد. امام باقر علیه السلام  در تشریح محل بقیة ‏الله (عج) در آستانه‏  ظهور مى‏فرماید: « ان القائم یهبط من ثنیة ذى طوى فى عدة اهل بدر ثلاثماة و ثلاثة عشر رجلا حتى یسند ظهره الى الحجر الاسود و یهز رایة الغالبة‏» (10) قائم (عج) درمیان گروهى به شمار اهل بدر-  سى ‏صد و سیزده تن- از گردنه‏  ذى طوى پایین مى‏آید تا آن‏ كه پشت‏ خود را به حجر الاسود تكیه مى‏دهد و پرچم پیروزی را به اهتزاز در مى‏آورد .

ج) در دشت‏ها و بیابان‏ها

از برخى روایات نیز استفاده مى‏شود كه آن حضرت در طول غیبت كبرى داراى محل خاصى نیست و همواره در سفر به سر مى‏برند .

از امام باقر علیه السلام  نقل شده است كه وقتى شباهت‏هاى حضرت مهدى (عج) به انبیاء را بیان نمودند، چنین مى‏فرمودند: «... و اما شبهه من عیسى فالسیاحة ...» (11)

و اما شباهت‏ حضرت مهدى (عج) به حضرت عیسى علیه السلام  جهانگردى (و نداشتن مكانى خاص) است.»

البته متاسفانه این نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غیبت كبرى سبب شده تا عده‏اى به گمانه ‏زنى‏ها و خیال ‏پردازى‏هاى بعضا سخیف و واهى بپردازند و به طرح محل‏هایى كه اثبات آن‏ها كارى بس دشوار است، روى آورند.

از افسانه‏ جزیره‏ خضراء گرفته تا مثلث ‏برمودا و مانند آن، حكایت‏هایى هستند كه در تاریخ پر فراز و نشیب این اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگران این مذهب بزرگ، شیعیان را از لغزش‏ها نجات داده‏اند.

بى تردید این خیال ‏پردازى‏ها به خاطر عدم تایید از طرف روایات و مخالفت ‏با مبانى عقلى، اگر چه هر از گاهى موج‏هایى ایجاد نموده است، ولى پس از مدتى به فراموشى سپرده شده است.

على بن مهزیار پس از شرح ملاقات خود با حضرت مهدى (عج) سخنانى را از آن حضرت نقل كرده است كه مؤید این معناست. ایشان مى‏گوید آن حضرت فرمود: یا بن المازیار ابى ابومحمد عهد الى الا اجاور قوما غضب الله علیهم ... وامرنى الا اسكن من الجبال الا وعرها ولا من البلاد الا قفرها.» (12)

«اى پسر مهزیار! همانا پدر بزرگوارم با من عهد فرمود كه در مجاورت قومى كه خشم الهى را برانگیخته‏اند قرار نگیرم و امر فرمود در كوه‏ها ساكن نشوم، مگر قسمت ‏سخت و پنهان آن و در شهرها ساكن نشوم مگر شهرهاى متروكه و بى آب و علف.»

4- دوران ظهور و حكومت ‏حضرت مهدى (عج)

دروان ظهور به عنوان درخشان ‏ترین فراز تاریخ و بهترین دوران حیات انسانى داراى ویژگى‏هاى فراوانى است كه از جمله مهم‏ ترین آن‏ها حاكمیت آخرین معصوم و حجت الهى است .

درباره‏  محل زندگى حضرت مهدى (عج) و حكومت آن حضرت در عصر ظهور، روایات فراوانى وجود دارد.

در برخى از آن‏ها از «مسجد سهله‏» به عنوان منزل آن حضرت یاد شده است كه با توجه به روایاتى كه كوفه را مقر حكومت آن حضرت ذكر كرده، بسیار قابل قبول خواهد بود.

این مسجد داراى شرافتى بسیار است. از جمله گفته شده در این مسجد هزاران پیامبر به نماز ایستاده‏اند.  صالح بن ابوالاسود مى‏گوید: امام صادق علیه السلام  وقتى سخن از مسجد سهله راند، فرمود: « اما انه منزل صاحبنا اذا قام باهله.‏» (13)

«آگاه باش! كه همانا مسجد سهله منزل صاحب ماست، آن هنگام كه با اهل خود بر آن ‏جا وارد شود.»

هم ‏چنین در روایتى دیگر آن حضرت به ابابصیر فرمود: « یا ابامحمد كانى ارى نزول القائم فى مسجد السهلة باهله و عیاله‏.» ؛ اى ابا محمد! گویا حضرت قائم را بر در مسجد سهله مى‏بینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.»

ابو بصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟ حضرت فرمود: نعم ...

آرى، این مسجد منزل ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنیانگیخت مگر آن ‏كه در این مسجد نماز گزارد. هركس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه‏ رسول خدا صلى الله علیه و آله  اقامت كرده است. هیچ مرد و زنى نیست، مگر آن‏ كه دلش به سوى آن مسجد پَر مى‏كشد. روز و شبى نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خدا مى‏پردازند. (14)

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست

 هركجا هست، خدایا به سلامت دارش

پى‏نوشت‏ها:

1 . سید بن طاووس، الاقبال، دعاى ندبه، ص 298 .

2 . شیخ صدوق، كمال ‏الدین و تمام النعمة، ترجمه‏ منصور پهلوان، ج 2، باب 42، ص 143.

3 . كمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 164.

4 . همان، ج 2، ص 80، ح 1 .

5 . كافى، ج 2، ص 141، ح 19.

6 . شیخ طوسى، كتاب الغیبه، ص 162، ح 121.

7 . كافى، ج 2، ص 140، ح 16 /  ابن ابى زینب، غیبت نعمانى، ص 188، ح 41.

8 . كافى، ج 2، ص 118، ح 2/  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 348/  شیخ طوسى، كتاب الغیبه، ص 232، ح 199 .

9. غیبت نعمانى، ص 181، باب 10، ح 30 .

10 . همان، ص 315، باب 20، ح 9 .

11. طبرسى، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص 291 .

12. شیخ طوسى، كتاب الغیبه، ص 263، ح 228 .

13. شیخ صدوق، التهذیب، ج 3، ص 252، باب 25، ح 6507.

14. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 317، باب 27، ح 13.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نبودن فقیر در عصر ظهور(سیره حکومتی امام مهدی)

نبودن فقیر در عصر ظهور(سیره حکومتی...

نبودن فقیر در عصر ظهور(سیره حکومتی امام مهدی)
سيره‌ حكومتی امام مهدی(عج)

سيره‌ حكومتی امام مهدی(عج)

سيره‌ حكومتی امام مهدی(عج)
آشنایی با مهدی موعود

آشنایی با مهدی موعود

آشنایی با مهدی موعود
آيا ما منتظريم؟

آيا ما منتظريم؟

آيا ما منتظريم؟
UserName
عضویت در خبرنامه