• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کد: 671129

پرسش

سلام.

ممنون می شوم اگر پاسخ این سوال را به ایمیل شخصی من ارسال کنید و در ضمن این سوال دو بار برای شما ارسال گردید به این دلیل دوباره ارسال نمودم چون در قبلی این موضوع را ذکر نکرده بودم که در سایت نمایش ندهید؟
1-علت بدبینی چیست ؟چرا انسانی بدبین می شود؟
2-حال کسانی که به آن دچار هستند چطور می شود آن را درمان نمود؟
3-آیا بدبینی همان سوءظن است؟
4-نظر قرآن در مورد بدبینان چیست ؟وچطورباید با آنان برخورد نمود؟
5-وحال اگر آن درمان شد برای اینکه به آن دوباره مبتلا نگردیم چکار لازم است انجام دهیم؟
6-آیا انسان بدبین نسبت به همه افراد بدبین است یا نه افراد خاصی ؟حال اگر جواب افراد خاص است مثلا چه افرادی و چرا (آیا در مورد کسانی که خیلی دوستشان دارد....)؟(این سوال را به این دلیل مطرح نمودم چون دیدم برخی از افراد نسبت به افراد خاصی بد بین هستند)
7-برای اینکه به آن مبتلا نگردیم باید چکار کرد؟
8-آثار بدبینی چیست؟
9-ضررهاوضربه هایی که به شخص بدبین وارد می گردد بیشتر از چه جنبه ای است (روحی و...)واگر ممکن است از همه جنبه ها برایم موضوع راباز کنید؟
10-اگر کسی خود را درمورد بدبینی نسبت به دیگران اصلاح نکند وهمین روند را ادامه دهد چه ضررهایی به دیگران وارد می کند ؟
11-آیا ضرروضربه هایی که به خودش وارد می کند بیشتر است یا ضرروضربه هایی که به دیگران ویا جامعه وارد می کند؟
12-آیا برای کسانی که خود را اصلاح نکنند عذابی در پیش است منظور در آخرت ؟
13- آیا عذابی است حتی برای کسانی که این صفت بد را مبتلا هستند ولی خود از داشتن آن رنج می برند و به قول خود بی گناهند و دست خودشان نیست؟
14-آیا به غیر از عذاب اخروی عذاب دنیوی هم دارد؟
15-جایگاه شخص بد بین در جامعه؟
16-آیا هم نشینی با شخص بد بین تاثیری در ما دارد؟یعنی این امکان است ما هم بد بین شویم؟
17-بدبینان بیشتر جوانان هستند یا نه همه قشر ها را شامل می شود در واقع منظورم این است که آیا داشتن این صفت بد در یک دوره سنی است یا نه داشتن آن در همه گروه های سنی یکسان است و محدود به سن نیست؟
18-نظر روان شناسان نسبت به بد بینان؟
19-خود کلمه بدبین (مثلا در قرآن) به چه معنا است ؟

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
در روایات دو چیز به عنوان علت بدبینی معرفی شده است:
یکی عدم ایمان است. در زوایت است که در دلی که ایمان نباشد بد بینی و سوء ظن می آید.
در روایت است از حضرت علی(ع) که می فرمایند: ایمان و سوء ظن با هم جمع نمی شوند. اگر در دلی ایمان وجود داشته باشد و چراغ ایمان در دل روشن شد ظلمت و سوء ظن فرار می کند.
علت دیگر ارتباط با افراد ناباب است. ارتباط با چنین افرادی انسان را نسبت به افراد خوب بدبین می کند.
امام علی (ع) فرموده اند: نشست و برخاست با اشرار، انسان را بدبین می کند.(میزان الحکمة، واژه ظن)
برای درمان بدبینی راه کارهای زیر ارائه می شود، اما قبل از آن توجه شما را به یک نکته ظریف جلب می کنیم؛ و آن این که بدبینی اگر صرفا به صورت یک خیال ذهنی است که بدون اختیار به ذهن من و شما می آید، راه درمان آن این است که به آن توجه نکنیم.
رسول خدا(ص) می فرمایند: راه نجات از سوء ظن آن است که شخص آن را تصدیق نکند وبه آن ترتیب اثر ندهد.(جامع السعادات، ج 1، ص 282)
اما اگر منظور از بدبینی، گمان های بدی است که شخص با اختیار خود آن را پرورش می دهد و در دنیای ذهن و خیال خود آن را دنبال می کند، و حتی سعی می کند رفتار و کردار خود را بر اساس آن جهت دهد، راهکارهای زیر جهت درمان آن پیشنهاد می شود:
الف. تا جایی که ممکن است عوامل به وجود آورنده بدبینی را در خود از بین ببریم؛ یعنی:
1. خود را اصلاح کنیم به گونه ای که به سبب روح قیاس به نفس همه را خوب ببینیم. آدمهای بد همه را بد می بینند؛ ولی آدمهای خوب معمولا دیگران را خوب می بینند، مگر عارضه ای مانع باشد.
2. شعله های تکبر و حسادت را در خود خاموش کنید، یا حداقل به وسوسه های آن توجه نکنید.
3. از محیطی که زمینه رشد بدبینی است ـ یعنی همنشینی با افراد فاسد ـ بپرهیزید؛ و در عوض با افراد خوش باطن و خوش فکر رفت و آمد کنید.
4. از شتابزدگی در داوری بپرهیزید، و تا جایی که ممکن است کارهای مشکوک دیگران را بر خوبی حمل کنید.
ب. در باره آثار بدگمانی، خصوصا آثار معنوی آن تفکر و مطالعه کنید، واز بدگمانی های گذشته خود توبه کنید.
از جمله زیان‏ها و آثار بدگمانى موارد زیر است:
1ـ گوشه گیر شدن شخص بدگمان.
در روایتى از امام على(ع) مى خوانیم: كسى كه به مردم گمان خوبى ندارد و نسبت به آنان خوش‏گمان نمى‏باشد، از تمام مردم وحشت مى‏كند.(نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آیة‏الله مهدوى كنى، ص 172)
2ـ بدگمانى باعث گسستن رشته الفت و دوستى میان مردم مى‏شود و تفرقه و جدایى را بین مردم حاكم مى‏سازد.
از امام على(ع) روایت شده است: بر هر كه بدگمانى چیره شود، صلح و صفا میان او و دوستانش از میان مى‏رود.(نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آیة‏الله مهدوى كنى، ص173)
3ـ از نظر معنوى نیز بدگمانى، عبادت را تباه مى‏سازد و اثر آن را از بین مى‏برد.
باز در این مورد امام على(ع) مى‏فرماید: از بدگمانى بپرهیز، چون اثر عبادت را از بین مى‏برد، و گناه انسان را بزرگ مى‏كند. ایمان با بدگمانى جمع نمى‏شود. گمان بد نسبت به انسان نیكوكار، بدترین گناه و زشت‏ترین ظلم است.(نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آیة‏الله مهدوى كنى، ص 173)
ج. سعی کنید با افراد با صداقت برخورد کنید؛ یعنی اگر احساس بدی نسبت به آنها پیدا کردید، خیلی ساده به آنها بگویید تا اگر آنها دلیل موجهی دارند برای شما بگویند و دیگر نیازی به بدگمانی نباشد.
همچنین اجازه بدهید دیگران نیز احساسشان را به شما بگویند، حتی گاهی از آنها بخواهید در مواقعی که علل رفتارهای شما مشخص نیست از شما پرس و جو کنند و بی جهت به شما گمان بد نبرند؛ شما نیز این طور باشید.
به طور مثال اگر کسی رفتار خصمانه ای با شما داشت، یا مثلا جواب سلام شما را نداد، دوستانه از او علت کارش را بپرسید. این کار باعث می شود اولا به یکدیگر گمان بد نبرید؛ و ثانیا، از علت ناراحتی او مطلع شوید که اگر از جانب شماست یا برای او سوء تفاهمی شده برطرف شود.
د. باید راه‏هایى را كه ممكن است با آن عمل و یا رفتار فردى را كه به او بدگمان شده‏ایم، توجیه كنیم، بررسى نماییم، و تا ممكن است عمل او را به نحوى توجیه كنیم و براى آن وجه درستى بسازیم.
هـ. توجه داشته باشیم كه خود ما بدگمانى دیگران را در مورد خود نمى‏پسندیم، پس براى دیگران نیز نپسندیم.
و. به رفتارهاى خوب و جنبه‏هاى مثبت فردى كه به او بدگمان گشته‏ایم توجه كنیم، و تنها به امورى كه موجب بدگمانى ما شده اكتفا نكنیم.
ز. به حدى به ضعف و نقایص خود بپردازیم که فرصتى براى پرداختن به عیوب دیگران نیابیم.
ح. مطالعه آیات و اخبارى كه در مذمت سوء ظن آمده است. براى این منظور به كتاب‏هاى اخلاقى زیر مراجعه فرمایید:
1- نقطه‏هاى آغاز در اخلاق عملى، مهدوى كنى
2- معراج السعادة، مرحوم نراقى
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : جمعه 22/3/1388 | پاسخ : پنج شنبه 28/3/1388 | | نا مشخص | 19 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 64 بار

تگ ها :

مشاوره های مرتبط

با سلام بنده از یک روحانی محترم شنیدم که امام زین العابدین (ع) در مجلس یزد بدون ذکر تسبح می چرخاند یزد ÷رسید کار بیهوده می کنی هم با ما صحبت مکنی هم بدون ذکر تسبح می چرخانی ایشان از قول ÷در بزرگوارشان (امام علی(ع) )فرمودند ایشان بعد از نماز صبح بدون ابنکه از حالت نماز خارج شوند تسبح را روی دست مبارک جلو صورت قرار داده و این ذکر را می خواندند(بنده ذکر را بلد نیستم) بعد تا شب هم اگر نمی رسیدند ذکر بگویند تسبح را بدون ذکر می چرخاندند برای ایشان ذکر محسوب می شد و شب هم قبل از خواب همینطور لطفا اگر این موضوع قطعی است خواهشمندم آدرس این ذکر یا اینکه این ذکر را برای این حقیر بفرستید البته با اعراب کامل و برای من توضیح دهید بنده را خیلی ببخشید طولانی شد با تشکر(جای حرف پ علامت ÷ خورده است )
41 ساله
دیپلم

سلام
من یه مشكل دارم و اون اینه كه با وجود اینكه همه اطرافیان و فامیل منو یه فرد مذهبی و متدین تلقی می كنند وبه من خیلی احترام می گذارند اما من خیلی ناراحتم و این مسئله منو مدت ها مورد عذاب روحی قرار داده كه من با انجام همه واجبات و اعمال عبادی ولی بازهم فكر می كنم من دارای صداقت در گفتار و اعمالم نیستم از طرفی نه برای ریا و این جور مسایل ولی برای این منظور كه هركسی در زندگی باید این گونه باشد خیلی دوست دارم كه همه منو به عنوان یك فرد مذهبی بشناسند و البته واقعا هم این طور باشم.
مگر خداوند نمی فرمایند الا بذكر الله تطمئن القلوب پس چرا من حتی با خواندن نماز شب و یا حتی نماز های شكر در خفا و پنهانی بازهم فكر می كنم من به هیچ وجه نتوانسته ام حق خدا كه هیچ وظیفه خود را انجام دهم.ما عبدناك حق عبادتك و ما عرفناك حق معرفتك
من می دانم كه والاتریم مقام برای انسان این است كه اعمالش صادق تر و خالص تر باشد برای همین هم من در زندگی سعی می كنم كتاب هایی مانند اصول كافی را بخوانم و روایات را دقیقا همانطور كه از قول معصومین نقل شده اجرا كنم اما در این راه خیلی می ترسم چون دوست دارم كه حتی در مسیر این راه گناه صغیره هم از من سر نزند چون من معتقد هستم تنجام گناه صغیره با این كه كوچك است اما چون در مقابل عظمت خداست پس گناه بسیار بزرگی محسوب می شود و من می دونم كه برای جوانی در سن و سال من هیچ چیز به انداره مهار نفس و شهوت ارزش والایی ندارد و مهار نفس در این سن است كه بالاترین ازمایش الهی است .و مشكل من نیز همین است كه با این افكار و اگاهی ها
گاهی اوقات مرتكب همین گناه كبیره بزرگ شهوت شده ام و چون این احساس به من دست داده است كه دیگر عزت نفس ندارم بازهم به انجام گناه مشغول شده ام
ولی خیلی احساس شرمندگی نزد خدا و اقا امام زمان عج می كنم
من ارادت خاصی نسبت به ان حضرت دارم و دائم سعی می كنم كاری كنم كه حضرت به جای گریه برای من به من بخندد و دل ایشان شاد شود انقدر عاشق اقا هستم كه به خدا حالت جنون به من دست داده و بار ها شده در هیئت خودمان از بچه ها پرسیدم كه واقعا اقا كی میاد ما تا كی منتظر باشیم و از این جور حرف ها كه بعضی اوقات اونا به من می خندند و می گن من دیوونه شدم.
می دونم خیلی اقا رو دوست دارم اما تمام مشكل من كه برای شما شرح دادم فقط یك جمله بیشتر نیست اینكه پس چرا بار ها مرتكب این گناه یعنی شهوت شده ام اما اینم بگم من همیشه در مقابل نامحرم سر به زیر و سنگین هستم و اصولا از هرزگی و بی بند وباری متنفرم و لی بعضی اوقات با انجام این گناهان فكر می كنم من هم مثل یكی از این ادم های لا ابالی هستم مدت چندسالی هم هست
كه حتی موسیقی های مجاز و شرعی را هم از روی احتیاط گوش نمی دهم و خیلی دوست دارم انسان كاملی باشم
لطفا خواهش می كنم تمنا می كنم شما مانند دیگران به من نخندید و منو راهنمایی كنید
از طریق دینی مانند یك طبیب به من داروی اسلام تجویز كنید تا مصرف كنم و درد خودمو در مون كنم
من می گم عاشق حسین ع هستم راه حسین هم ازادگی است راه حسین هم مقابله با نفس است
حالا می خواهم منو از این مشكل روحی نجات بدید ایا با انجام هر گناهی چه كوچك چه بزرگ
مخصوصا انچه كه برایتان گفتم ایا دیر نشده ایا می شود رجبعلی خیاط شد ایا می شود ایت الله بهجت شد؟
خواهش می كنم راهنمایی كنید این چه حالتی است كه من دارم من از یك طرف خودمو عاشق خدا می دونم عاشق امام زمان می دونم كه وقتی نام ایشان را می برم یا از جایی می شنوم تمام وجودم می لرزد و اشك هایم جاری می شود اما از طرف دیگه این گناهان چیست ؟ ایا این گناهان انسان را از چشم اقا نمی اندازن د با توجه به این علا قه ای نسبت به ایشان دارم.
من می گم منی كه ادن بدی هستم چرا با زم منتظرم تا شب جمه بشه برم دای كمیل و گریه كنم و از از خدا طلب مغفرت كنم . انقر به در گاه خدا گریه كرده ام كه نمی دانم دیگر برای بخشش و مغفرت از خدا چه بخواهم؟
من می خواهم كه شما منو از این دوگانگی فكری نجات دهید همین و بس

منو ببخشید چون خیلی درازه گویی كردم
با تشكر
- دیپلم

UserName