کد: 311742

پرسش

باسلام
پسری هستم 25 ساله
آدم آرومی هستم زیاد هم با كسی دوستی انچنانی نداشته ام پدرو مادر خیلی خوبی دارم ولی نمیدونم چرا با پدرم در بعضی از موارد نمیتونم كنار بیام ( پدرم 55 سال سن داره ) خیلی دوستش دارم ولی مثلا سر سفره كه میشینه و غذا كه میخوره مالاچ مولو چ میكنه و من اعصابم خورد میشه بااینكه خیلی سعی میكنم احترامشو نگه دارم بعضی اوقات اصلا نیمدونم چی میشه كه صدامو بالا میبرم كه بعدش خیلی پشیمون میشم با برادرام هم همینطور الكی یه هو دعوا میكنم بماند كه اونها هم خیلی آدمای خونسردی هستن و این موضوع برای من غیر قابل قبوله مثلا وقتی سفره پهن میشه كسی به مادرم كمك نمیكنه خیلی بد جور خودمو میخورم و عصبانیمو پنهان میكنم و خودم بلند میشم و به مادرم كمك میكنم ولی بقیه عین خیالشون نیست و درحالی كه همه نشستن من همه چیزو جمع میكنم و باناراحتی بسیار زیادی كه اونو بروز نمیدم ظرف ها رو میشورم كه تا آخر شب دیگه باكسی نمیتونم درست و حسابی صحبت كنم خواهش میكنم منو راهنمایی كنید كه چطور میتونم وقتی كه دارم یه كاریو انجام میدم خودمو آروم كنم كه انقدر حرس نخورم
- 25 ساله - فوق دیپلم

پاسخ

باسلام.دوست عزیز!شیوه خوردن پدرتون رو كه نمیتونید تغییر بدید.فقط بهتره سر سفره از ایشون نهایت فاصله رو داشته باشید و اگر تلویزیون یا... روشنه بیشتر حواستون رو به اون سمت معطوف كنید.و اما در مورد كارهای منزل:چند نفر از خواهران و برادران شما در منزل هستند؟سنشون چقدره؟شما چرا در این كارها به مادرتون كمك می كنید؟عكس العمل مادر شما به شما و بقیه بچه ها چیه؟تا حالا در مورد این مساله با خواهر و برادرها حرف زدید؟اگر نه چرا و اگر بله نتیجه چی بوده؟منتظر جوابت هستم.تا بعد...روحانی

مشاور : خانم روحاني | پرسش : پنج شنبه 2/6/1385 | پاسخ : چهارشنبه 8/6/1385 | | فوق ديپلم | 25 سال | اختلالات روانشناختی | تعداد مشاهده: 28 بار

تگ ها :

UserName