• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4578
  • چهارشنبه 1383/5/14
  • تاريخ :
به مناسبت چهاردهم مرداد ماه سالگرد صدور فرمان  مشروطیت

میراث قیام مشروطیت

شیخ فضل‏ا... نورى چرا بردار رفت؟

(بر گرفته از كتاب نقد شماره های11و13)

1-شیخ، تئوریسین و جلودار «مشروطه‏»2-منكر مجلس، ما هستیم یا شما؟!3-حمایت زبانى از «اسلام‏» و مبارزه قانونى با آن4-شیخ، تئوریسین و جلودار «مشروطه‏5-چرا پسوند «اسلامى‏» را از عنوان «مجلس‏» حذف مى‏كنید؟!6-به دین ماتریالیستهاى متظاهر7-هتك «احكام و معارف اسلام‏»، بنام آزادى قلم و مطبوعات8-ناتورالیستها، نیهیلیستها، سوسیالیست‏ها، امان از این «ایسم‏ها»9-مجلس را بر شالوده صحیح بنا كنیم10-«مشروط كردن سلطنت‏»، آرى، «حذف شریعت‏»، هرگز

11-چرا با «مشروطه مشروعه‏» مخالفت مى كنند؟!

12-تلگراف مراجع نجف

13-یك استبداد، تبدیل به هزار استبداد شد

14-«آزادى‏» یا دعواى حیدرى و نعمتى؟!

15-خریدن كله سیاسى و ترجمه پتى ژرنال!!

16-«استبداد لامذهبان‏» و جنگ‏روانى علیه شیخ شهید

17-مبارزه با اسلام، با شعار دروغین «توسعه‏»18-پدران احمق شما مردم!!

19-اینجا تهران است نه لندن و پاریس

20- چه كسانى طرفدار واقعى مجلس‏اند؟! ما یا شما؟!

21-شما بدنبال تغییر دین هستید22-چرا بیدار نمى‏شوید؟! چرا مرده‏اید؟!23-شیخ، و مطالبه مجلس عدالت و شورى از شاه24-مرغ حق، سحرخوان است25-مجلس را بر شالوده صحیح بنا كنیم26-شاه علیه علماء:27-اتحاد غربزدگان و شاه علیه شیخ فضل‏ا...

1-دعوت شیخ به شفافیت تئوریك در مبارزه جناحها:

روزنامه شیخ فضل الله نورى، در دوران اعتصاب حضرت عبدالعظیم علیه خط انحراف، بوضوح بر مواضع مترقى ضد استبدادى شیخ و نهضت مقاومت او تاكید كرده و آن را چنین توضیح مى‏دهد:

«بر عموم اهل اسلام، اعلام مى‏دارد كه مجلس شوراى ملى، هیچ منكر ندارد. نه از سلسله مجتهدین و نه از سایر طبقات. اینكه ارباب حسد و اصحاب غرض مى‏گویند، مى‏نویسند و تبلیغ مى‏كنند كه جناب آقاى حاجى‏شیخ فضل‏الله سلمه‏الله‏تعالى، منكر مجلس شوراى ملى مى‏باشد، دروغ است، دروغ. مكرر در همین توقف زاویه مقدسه، مطلب خودشان را بر منبر و در محضر، اظهار نمودند و در حضور گروهى انبوه از عالم و عامى، قرآن بیرون آورده و قسمهاى غلاظ و شداد یاد كردند و مخصوصا جمعه گذشته به این شرح، نطق فرمودند كه: ایها الناس بهیچوجه منكر مجلس شوراى ملى نیستم. بلكه من نقش خود را در تاسیس این اساس بیش از همه كس مى‏دانم. زیرا كه علماء بزرگ ما كه مجاور عتبات عالیات و سایر ممالك هستند هیچیك همراه مشروطه نبودند و همه را من بودم كه با اقامه دلایل و براهین، با مشروطه، همراه كردم. از خود آن آقایان عظام مى‏توانید این مطلب را جویا شوید. الآن هم من همان هستم كه بودم. تغییرى در مقصد، و تجددى در راى من بهم نرسیده است. صریحا مى‏گویم همه بشنوند، و بغائبین هم برسانند كه من آن مجلس شوراى ملى را مى‏خواهم كه عموم مسلمانان آن را مى‏خواهند، مجلسى كه اساسش براسلامیت باشد و برخلاف قرآن و برخلاف شریعت محمدى(ص) و برخلاف مذهب مقدس جعفرى، قانونى نگذارد. من چنین مجلسى مى‏خواهم. پس من و عموم مسلمین، بر یك راى هستیم. اختلاف میانه ما و لامذهبهاست كه منكر اسلامیت و دشمن دین حنیف هستند. چه بابیه مزدكى مذهب و چه طبیعیه فرنگى مشرب. طرف من و كافه مسلمین، اینها واقع شده‏اند. شب و روز در تلاش و تك و دو هستند كه بر مسلمانها این فقره را مشتبه كنند و نگذارند كه مردم، ملتفت و متنبه شوند كه من و آنها همگى، همراى هستیم واختلافى نداریم. آیا براى‏العین مشاهده نمى‏كنید، اى برادران دینى من، كه از تاریخ انعقاد این مجلس كنونى، هر چه طبیعى مشرب و بابى مذهب است‏یك دفعه از پشت پرده بیرون آمده‏اند و به دسته‏بندى و هرزگى و راهزنى شروع كرده‏اند؟ بگوئید ببینم این چه اختصاص و خویشاوندى است میانه این سنخ مردم و مجلس معقود در بهارستان؟ خداى تعالى راضى مباد از كسى كه درباره مجلس شوراى ملى، غیر از تصحیح و تكمیل آن، خیالى داشته باشد و بر سخط و غضب الهى گرفتار باشند كسانى كه مطلب مرا برخلاف واقع انتشار مى‏دهند و بر مسلمانها تدلیس و اشتباه مى‏كنند، و راه رفع شبهه را از هر جهت، مسدود مى‏سازند تا سخن ما بگوش مسلمانان نرسد و به‏خرج مردم بدهند كه فلانى و سایر مهاجرین، منكر اصل مجلس شوراى ملى شده‏اند».

2-منكر مجلس، ما هستیم یا شما؟!

در آن روزها گاه استفتائات و تلگرافاتى به مراجع نجف مى‏شد و شكل سؤال به‏گونه‏اى بود كه گویى مشروطه و مجلس، صرفا به‏معنى رفع ظلم و استبداد و تامین آزادى شرعى و عدالت اسلامى است و همه منتقدان، طرفدار استبدادند، طبیعى بود كه پاسخ فقهاء و مراجع، اظهار برائت از ظالمان و مخالفان مجلس و نافیان مشروطه بود. شیخ توضیح مى‏داد كه موضع فقهى وى نیز همان موضع فقهى مراجع و علماء مذكور است ولى مصداقا آنچه در شرف وقوع است، نه رفع ظلم و استبداد و اجراء عدالت، بلكه نوعى سكولاریزاسیون قوانین اجتماعى تحت تاثیر فرهنگ استعمارى انگلیس است كه به تامین منافع آنان مى‏انجامد و دعوى، دعواى عمال روس و عمال انگلیس است نه طرفداران مشروطه و طرفداران استبداد. در این میان، شیخ كه‏نه طرفدار استبداد و نه مشروطه انگلیسى است‏بلكه از "مشروطه مشروعه"، دفاع مى‏كند و در صحنه مبارزات تهران، دور از نجف، تنها مانده، بارها اعلام مى‏كند كه علماء نجف چون نائینى و آخوندخراسانى و...، حكما همان نظر او را دارند گرچه مصداقا بعلت دورى ازتهران، ممكن است كه از همه اتفاقات تهران، باخبر نباشند. شیخ مى‏گوید:

«ایهاالمؤمنون، تلگرافى كه این چند روزه (12 جمادى الثانى 1326) به اسم حجج الاسلام والمسلمین آقاى حاجى و آقاى آخوند و آقاى شیخ عبدالله دامت‏بركاتهم، طبع و انتشار داده‏اند و خواسته‏اند برخلاف تقریر ما شهرتى داده باشند، همان تلگراف را خواه سند انتسابش به حضرات آقایان معظم دامت‏بركاتهم محقق و معلوم باشند، خواه مثل بعضى دیگر، مجعول و موهوم باشد، ما مهاجرین، آن تلگراف را قبول داریم. مقصد ما هم همان است كه در تلگراف - منسوب به آقایان - مندرج است. كسانى كه ازروى قوانین خارجه، نظامنامه اساسى براى مجلس شوراى ملى تدوین مى‏كنند اگر نگارشات خود رابرطبق همان صورت تلگراف قرار بدهند، دیگر دعاگویان را هیچ شكایت و موجب مهاجرت نخواهند ماند و معلوم خواهد شد كه منكر مجلس و مخرب مجلس، ما هستیم یادیگران؟»

3-حمایت زبانى از «اسلام‏» و مبارزه قانونى با آن

شیخ همچنین در ذیل مرقومه آیت‏الله سیدكاظم یزدى ازنجف به آیت‏الله آخوند ملاعلى آملى كه در آن از بعضى روزنامه‏جات كه به نام "آزادى"، محكمات اسلام را نشانه گرفته بودند، اظهار گلایه كرده و مى‏نویسد:

«دشمنان دین و بدخواهان مسلمین، به اسم نشر بساط عدل و احسان و قطع دابراهل بغى و عدوان، اسلام را هدف حوادث و آماج سوانح ساخته‏اند و در كمال گرمى و نرمى، ابتداء غمخوارى اسلام و هوادارى شریعت را عنوان كردند و هنوز هم عنداللزوم اظهار مى‏دارند ولى به هیچ وجه حاضر نیستند كه حتى چند فقره قانونى دایر به حفظ حدود اسلامیة و حراست از حماى شریعت، در قانون‏نامه اساسى مجلس شوراى ملى مندرج شود».

در واقع، شیخ، نفاق "خط انحراف" را افشا مى‏كند كه چگونه در ظاهر، موضع نرم و غمخوار با اسلام گرفته و حتى خود را هوادار شریعت مى‏نامند اما حتى حاضر نیستند چند ماده قانونى براى تضمین اسلامیت قوانین مدنى را در قانون اساسى واردكنند و به‏همین دلیل باامثال شیخ درافتاده‏اند.

4-چرا پسوند «اسلامى‏» را از عنوان «مجلس‏» حذف مى‏كنید؟!

روزنامه شیخ، سیر پیشرفت كار مشروطه با موافقت مراجع و علماء و سپس آغاز خط انحراف و اغواء مسلمین را چنین توصیف مى‏كند:

«شرح مقاصد حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین آقاى حاجى شیخ فضل الله سلمه‏الله و سایر مهاجرین زاویه مقدسه از علماء عظام و غیرهم آن است كه سال گذشته، سخنى به مملكت ما سرایت كرد و آن این بود كه دولتى كه پادشاه و وزراء و حكامش به دلخواه خود با رعیت رفتار مى‏كنند و مملكتى كه ابواب ظلم و تطاول درآن مفتوح باشد علاجش اینست كه از شاه بخواهند در تكالیف دولتى و دربارى، قرارى بگذارند كه پادشاه ازآن تخطى نكند و نام این حكمرانى قراردادى، «سلطنت مشروطه‏» است و قرارداد دهندگان، «وكلاء» مى‏باشند و نام مركز مذاكرات آنها، «مجلس شوراى ملى‏» و نام قراردادهاى آنها، "قانون"و نام كتابچه‏اى كه آن قراردادها را در آن مى‏نویسند، «نظامنامه‏» است. سلسله علماء عظام و حجج الاسلام، چون از این تقریر و این ترتیب، استحضار تام بهم رسانیدند با یكدیگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصدیق فرمودند كه این خرابیها در مملكت ایران از بى‏قانونى و ناحسابى دولت و دربار است و باید از دولت، طلب " مجلس شوراى ملى" كرد كه تكالیف دوایر دولتى رامعین و تصرفاتشان را محدود نماید تا آنكه بحمدالله تعالى پادشاه تسلیم شد و مساعى علماء عظام، مشكور و مجلس دارالشوراى كبراى اسلامى تشكیل شد. پس مبدا مذاكرات، بى‏قانونى دوایر دولت و حاجت مردم ایران بود كه علماء، حمایت محكم كردند و عنوان بحث هم به وضع اصول و قوانین در وظایف دربارى و معاملات دیوانى، انحصار داشت. بعد همینكه مذاكرات مجلس شروع شد ناگهان از اثناء نطقها و لوائح و جرائد، امورى غریب بظهور رسید كه هیچكس منتظر نبود و زائد الوصف مایه حیرت متدینین شد. از آنجمله در عنوان "مجلس شوراى ملى اسلامى"، لفظ "اسلامى" گم شد و رفت كه رفت. و دیگر در موقع اصدار دستخط مشروطیت از شاهنشاه در مجلس در حضور هزار نفر بلكه بیشتر، صریحا گفتند كه ما "مشروعه" نمى‏خواهیم.

5-به دین ماتریالیستهاى متظاهر

شیخ از جریانهاى ماتریالیستى كه زیر لواء احترام به دین، به دین‏زدائى از مجلس و نظام سیاسى كشور مشغولند، شدیدا احساس خطر كرده و مى گوید:

براى العین همه دیدیم و مى‏بینیم كه از بدو افتتاح مجلس، جماعت لاقید لاابالى لامذهب از كسانى كه سابقا معروف ببابى بوده‏اند و كسانى كه منكر شریعت و معتقد بطبیعت (ماتریالیزم) هستند، همه بچرخ افتاده‏اند و سنگها بسینه مى‏زنند و جنگها با خلق خدا مى‏كنند.

6-هتك «احكام و معارف اسلام‏»، بنام آزادى قلم و مطبوعات

خط فكرى شیخ شهید بسرعت نسبت‏به جریان توطئه استعمارى مبارزه با اسلام و شكستن حرمت دین خدا، هوشیارى یافته و به افكار عمومى اخطار مى‏كند كه این آزادى، آزادى خیانت و جسارت و توطئه، مقبول شرع و عقل نیست و در ذیل این عناوین، فاجعه سازمان یافته‏اى علیه اسلام و استقلال ملت، در شرف تكوین است روزنامه شیخ مى‏نویسد:

روزنامه‏ها و شب‏نامه‏هائى پیدا شد اكثرا مشتمل بر سب علماء اعلام و طعن در احكام اسلام و اینكه باید در این شریعت، تصرفات كرد و آن را تغییر داد و تبدیل با حسن!! نمود و قوانینى كه بمقتضاى یكهزار و سیصد سال پیش قرار داده شده، باید همه را با اوضاع و احوال امروز مطابق ساخت از قبیل اباحه مسكرات و اشاعه فاحشه‏خانه‏ها و صرف وجوه روضه‏خوانى و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد شوارع براى استجلاب صنایع فرنگ و از قبیل استهزاء مسلمانها در حواله دادن شمشیر حضرت ابوالفضل و یا بسر پل صراط، و اینكه افكار و گفتار رسول مختار صلى‏الله علیه و آله و سلم، العیاذبالله از روى بخار خوراكهاى اعراب بوده است مثل شیر شتر و گوشت‏سوسمار و اینكه امروز در فرنگستان، فیلسوف‏ها هستند كه خیلى از انبیاء و مرسلین، آگاه‏تر و داناتر و بزرگترند و نستجیر بالله، حضرت حجة‏بن‏الحسن عجل‏الله تعالى فرجه را امام موهوم خواندن، و اوراق قرآن مجید را در مقواهاى ادوات قمار، بكار بردن و صفحات مشتمل براسم جلاله و آیات سماویه را در صحن مجلس شورى دریدن و پاشیدن و نگارش اینكه مردم بى‏تربیت ایران، سالى بیست كرور تومان میبرند و قدرى آب مى‏آورند كه زمزم است و قدرى خاك كه تربت است و اینكه اگر این مردم وحشى و بربرى نبودند، اینهمه گوسفند و گاو و شتر در عید قربان نمى‏كشتند و قیمت آن را صرف پل‏سازى مى‏كردند و اینكه ذمى و مسلم، خونشان متكافؤ باشد و با همدیگر درآمیزند و بیكدیگر زن بدهند و زن بگیرند (زنده باد مساوات) و نمونه دیگر، ظهور هرج و مرج در اطراف ممالك و سلب امنیت و نظم و شیوع خونریزى و تاخت و تاز و اثاره فتن و مفاسد در هر ناحیه و رواج رقابت و خصومت درمیان اهالى شهرهاى بزرگ خصوصا حوادث و سوانحى كه در صفحه آذربایجان و سرحدات آن اتفاق افتاده و كشتارها كه در كرمانشهان و فارس و حدود نهاوند و غیرها واقع شده است و نیز تجرى عده‏اى در فسق و فجور و منكرات است. چون ما و شماها همگى در طهران هستیم فقط طهران را از شما میپرسیم آیا از وقتى كه اسم این گونه آزادى، شایع شده، درجه هرزگیها و بیباكیها از كجا بكجا رسیده است؟ هیچوقت‏شنیده بودید كه یهودى با بچه مسلمان لواط كرده باشد؟ از گذر لوطى صالح بپرسید. هیچوقت دیده بودید كه یهودى در ملاء عام، دختر مسلمان را كشیده باشد؟ امسال همگى دیدید یا مستحضر شدید. آیا هیچ انتظار داشتید و هیچ شنیده بودید تا این تاریخ كه گفته و یا نوشته باشند كه «الوهیت‏خدا» هم مشروطه است؟ و هیچ شنیده بودید كه در این یكهزارو سیصدو چند سالى كه از عمر اسلام ایدالله انصاره گذشته است صورت یكى از مجددین دین را كه در عداد "كلینى و علم‏الهدى و محقق و شهیدین" شمرده شود، بشكل حیوانى باركش كشیده و تشهیر كرده باشند. نمونه دیگر، افتتاح رسوم معموله بلاد كفر در قبة‏الاسلام است. تاریخ هجرى هیچ خبر نمى‏دهد كه در ممالك اسلامیه، مجلس ترحیم و ختم قرآن را بدستور فرنگستان تشكیل داده باشند. مسجد جامع پاى تخت اسلام فاتحه و زارى صدیقه طاهره سلام‏الله علیها بسیره خاصه فرنگان، گلریزى كردن و دستمالهاى مشكى بر بازوى دستجات اطفال مسلمین بستن و جماعات زردشتیها را در خانه خدا وارد ساختن و در مجلس فاتحه مخصوصا آلافرنگها و پاریس پرستها و مستخدم قراردادن ارباب عمایم و بزرگان شریعت را طوعا یا كرها بآن محضر مطهر كشیدن. اى پیروان دین اسلام، هیچ ختمى باین شكل دیده و یا شنیده بودید و هیچ دیده و شنیده بودید كه رؤساء روحانى شما را عنفا در مجلس در قطار مادامهاى فرنگان كشیده و در ازدحامى كه سراپا على‏رغم اسلام و اسلامیان است احضار داشته باشند؟ آن بازار شام، آن آتشبازیها، آن ورود سفراء و آن عادیات خارجه، آن هورا كشیدنها و كتیبه‏هاى زنده‏باد زنده‏باد و (زنده‏باد مساوات). مى‏خواستند یكى را بنویسید (زنده باد شریعت) (زنده‏باد قرآن) (زنده باد اسلام). چشم خاتم انبیاء، روشن و خاطر خاتم اوصیاء، خرسند. شما را اى مسلمانها، اى اهل طهران بقرآن مجید، بامیرالمؤمنین، بسیدالشهداء، بامام زمان ارواحنالهم الفداء قسم مى‏دهیم كه اگر پیغمبر شما حاضر بود و آن هنگامه جلو نگارستان را میدید، چه مى‏فرمود؟!

7- ناتورالیستها، نیهیلیستها، سوسیالیست‏ها، امان از این «ایسم‏ها»

روزنامه شیخ، بصراحت اعلام مى‏دارد كه نهضت مقاومت، طرفدار مجلس و مشروطه و آزادى، اما در حیطه معارف و احكام اسلام است و آخوندهاى ساده‏لوح و زودباور نباید فریب الفاظ را خورده و حجاب ظاهر، سیاهى باطن «ایسم‏»هاى غربى و شرقى را بر آنان پوشیده دارد و اینان بالمرة منكر حقوق و حدود شرعى و ایان الاهى‏اند و چند صباحى ظاهر به دیندارى، براى پیشبردن اهداف پنهان است. خط مقاومت، چنین مى‏نویسد:

الها كه نعمت مجلس شوراى ملى اسلامى، خصم لامذهبان باد. از طرف هیئت مهاجرین الى‏الله اعلان مى‏شود كه اگر هزار از این حقه‏ها بزنید و ساعى صد سحر بابلى بكنید بهیچ نتیجه نایل نخواهید شد و سحر بامعجزه پهلو نخواهد زد و ما تن بتضعیف اسلام و تحریف احكام نخواهیم داد. و دیگرهاى دیگر هم هست‏بلكه بسیار است زیرا كه این طفل یكساله ره صدساله پیموده است ولى از تذكار و تعداد آنها میترسم برخى از صنادید عظماء علماء عصر و فقهم‏الله لما یحب و یرضى آزرده شوند ورنه سخن بسیار است. قومى هم قتلوا امیم اخى‏فاذا رمیت‏یصیبنى سهمى از برادران پاكیزه نهاد و همكیشان ایرانى نژاد سؤال مى‏كنیم كه آیا این فتنه‏هاى عجیب و مفسده‏هاى عظیم در این مملكت واقع شده است‏یا نه؟ فرمودند چون بدعتها ظاهر بشود بر عالم است كه اطلاع خود را اظهار كند. برادران، در این عصر ما فرقه‏ها پیدا شده‏اند كه بالمره منكر ادیان و حقوق و حدود هستند. این فرق مستحدثه را بر حسب تقاوت اغراض، اسمهاى مختلف است (آنارشیست) (نیهلیست) (سوسیالیست) (ناطورالیست) (بابیست) و اینها تردستى در اثاره فتنه و فساد دارند و بواسطه ورزشى كه در این كارها كرده‏اند، هر جا كه هستند آنجا را آشفته و پریشان مى‏كنند.

 8-مجلس شوراى، پارلمنت پاریس نیست

روزنامه مقاومت، نسبت‏به نفوذ منحرفین در مجلس و تبدیل آن به یك مجلس غربى، وابسته و لائیك، هشدار مى‏دهد كه:

سالهاست كه دو دسته اخیر از اینها در ایران پیدا شده و مثل شیطان، مشغول وسوسه و راهزنى و فریبندگى عوام اضل من‏الانعام هستند. یكى فرقه بابیه است و دیگرى فرقه طبیعیه. این دو فرقه لفظا مختلف ولبامتفق هستند. این دو فرقه از سوءالقضاء، هر دو در جهات مجلس شوراى ملى ما مسلمانها وارد و متصرف شده‏اند و جدا جلوگیرى از اسلامیت دارلشوراى ایران مى‏كنند و مى‏خواهند مجلس شوراى ایران را پارلمنت پاریس بسازند. و اینكه حضرت حجة‏الاسلام و المسلمین آقاى حاجى شیخ‏فضل‏الله ایده‏الله طرف بى‏ارادتى این جماعت، واقع شده و مستوجب چندین ناسزا و سب و تهمت در روزنامه‏ها و شب‏نامه‏ها و لوایح و منابر گریده‏اند و سگهاى جهنم بر او بانگ مى‏زنند و بابى‏ها مسلم از و سخت میرمند، براى آن است كه ایشان، بیدار این دو دسته دزد شده‏اند و در تنزیه مجلس شورى از این دو فرقه پلید، جدا ایستاده‏اند و بتوفیق الهى، تقصیر نخواهند فرمود و از جان و مال دریغ نخواهند داشت تا بجمیع علماء مذهب جعفرى از عرب و عجم، جمیع این مطالب را محقق و مسلم بكنند و تكالیف الهیه این مقام را بروجه اكمل بپردازند. تهدید آن حضرت بغوغاى سفله و اراذل از این جهت است و شایعه گرفتن مبلغ گزاف از سفارت یا دولت‏یا دیگرى، از این بابت است والا همه كس مى‏داند كه خراسان، بزرگتر از قاین است و وزارت جنگ، مهمتر از حكومت‏سیستان است و وكلاء مجلس هم امناء ملت هستند و آن تلگرافى كه یك لخت كذب صریح و جعل قبیح است از امناء ملت، شایسته نبود و چنین خلاف با قسم و خیانت‏بر موكلین، موجب انعزال از وكالت است، مگر كسانى كه هیچ مستحضر نبوده‏اند و هم‏الاكثرون.

9-«مشروط كردن سلطنت‏»، آرى، «حذف شریعت‏»، هرگز

خط مقاومت اعلام مى‏دارد كه شیخ بدنبال آن مشروطیت و مجلسى است كه قدرت شاه و سلطنت استبدادى را محدود و كنترل كند و فقهاء شیعه، این سلاطین را «حكام جور» و نامشروع مى‏دانند. ولى خط انحراف، بجاى محدود كردن شاه و مهار سلطان، مشغول مبارزه با اسلام و احكام شرع بنفع منافع استعمارى غرب و تقلید مو بمو از قوانین پارلمنت فرنگ شده‏اند. روزنامه شیخ ادامه مى‏دهد:

تمام مفاسد ملكى و مخاطرات دینى از اینجا ظهور كرد كه قرار بود مجلس شورى براى محدود كردن كارهاى دولتى و دیوانى و دربارى كه بدلخواه حاكمان اداره مى‏شد، قوانینى قرار بدهد كه پادشاه و هیئت‏سلطنت را محدود كند و راه ظلم و تعدى و تطاول آنان را مسدود نماید اما امروز مى‏بینم كه در مجلس شورى، كار دیگرى مى‏كنند یعنى كتب قانونى پارلمنت فرنگ را آورده و در دائره احتیاج بقانون، توسعه قائل شده‏اند غافل از اینكه ملل اروپا از ابتداء، شریعت مدونه نداشته‏اند لهذا اجبارا براى هر عنوان، نظامنامه نگاشته‏اند و در موقع اجراء گذاشته‏اند اما ما اهل اسلام، شریعتى داریم آسمانى و جاودانى كه از بس متین و صحیح و كامل و مستحكم است، نسخ برنمى‏دارد. آن شریعت در هر موضوع، حكمى و براى هر موقع، تكلیفى مقرر فرموده است پس حاجت ما مردم ایران بوضع قانون، منحصر است در كارهاى سلطنتى كه برحسب حوادث سوء و اتفاقات عالم، از رشته شریعتى و دینى، جدا شده و در اصطلاح فقهاء، این دولت، جائره است و در عرف سیاسیین، دولت مستبده گردیده است.

10-چرا با «مشروطه مشروعه‏» مخالفت مى كنند؟!

روزنامه شیخ در افشاء خط خیانت، مى‏پرسد كه چرا با پسوند «مشروعه‏» براى مشروطه، مخالفت مى‏شود؟! اگر مشروطیت‏با قواعد اساسى، مد نظر است پس باید از این پیشنهاد، استقبال كنند ولى چرا نمى‏كنند؟! چرا با شرط نظارت مجتهدان بر قانونگذارى، مبارزه مى شود؟! آیا اینها خود حكایت از عزم برنامه‏ریزى شده‏اى براى دین‏زدائى از عرصه قانونگذارى و حاكمیت در كشور نیست؟! روزنامه شیخ مى‏نویسد:

بارى بعد از بیدار شدن حضرات مؤسسین مجلس از حجج اسلام و سایر مسلمین بظهور این فتن و بروز این مفاسد و اینكه تولد این نتایج‏سوء از دخالت دو دسته دشمنان دین و دولت كه بابیه و طبیعیه هستند، شده است، قرار قاطع بر جلوگیرى ابدى از تصرفات این فرقه‏هاى فاسده مفسده، بنگاشتن و ملحوظ داشتن چند فقره است در نظامنامه اساسى: یكى آنكه در نظامنامه اساسى مجلس، بعد از لفظ "مشروطه"، لفظ "مشروعه" هم نوشته شود. و دیگر آنكه فصل دائربمراعات موافقت قوانین مجلس با شرع مقدس و مراقبت هیئتى از عدول مجتهدین در هر عصر بر مجلس شورى، بهمان عبارت كه همگى نوشته‏ایم، بر فصول نظامنامه افزوده شود و هم مجلس را بهیچوجه حق دخالت در تعیین آن هیئت از عدول مجتهدین نخواهد بود و اختیار انتخاب و تعیین و سایر جهات راجعه بآن هیئت كلیة با علماء هر عصر است و لاغیر و دیگر آنكه محض جلوگیرى از فرق لامذهب، خاصه مرتدین از دین كه فرقه بابیه و نحو آن است، حضرت حجة‏الاسلام و المسلمین آقاى آخوند ملامحمد كاظم مدظلاله، افزودن فصلى را فرمایش فرموده‏اند، حكم ایشان هم معلوم است و باید اطاعت‏شود و مخصوصا فصلى راجع باجراء احكام شرعیه درباره فرقه بابیه و سایر زنادقه و ملاحده در نظامنامه اساسیه، منظور و مندرج گردد.

آزادى مطلق مطبوعات، زمینه‏سازى براى تهاجم به دین استروزنامه شیخ مى‏نویسد كه دفاع مقلدانه از آزادى بیان با تقریر غربى و لیبرالى آن، با محكمات و اولیات اسلام و تعهدات اخلاقى سازگار نیست. این قانون كه هر كس، هر چه را خواست چاپ كند و احدى هم حق چون و چرا ندارد!!، در واقع، دیكتاتورى صاحبان روزنامه‏هاست كه عمدتا از طریق سرمایه سرمایه‏داران و خط فكرى عمال استعمار بویژه انگلیس اعمال و تعقیب مى‏گردد و این درى كه باز مى‏شود، بقصد مبارزه با اسلام و علماء اسلام، باز مى‏شود. روزنامه مقاومت‏شیخ مى‏نویسد:

و دیگر آنكه چون نظامنامه اساسى مجلس را از روى قانونهاى خارج مذهب ما نوشته‏اند محض ملاحظه مشروعیت و حفظ اسلامیت آن پاره تصرفات در بعضى فصول با حضور همگى فرموده‏اند مندرج شود و هیچ تغییر و ترك بعمل نیاید. براى نمونه آن تصرفات و تصحیحات و اصلاحات مثلى بیاوریم تا همه برادرهاى دینى بدانند كه بدوا چه بوده است و بعد چه شده است از جمله یك فصل از قانونهاى خارجه كه ترجمه كرده‏اند این است كه "مطبوعات، مطلقا آزاد است". (یعنى هر چه را هر كس چاپ كرد احدى را حق چون و چرا نیست) این قانون با شریعت ما نمى‏سازد و لهذا علماء عظام، تغییر دادند و تصحیح فرمودند زیرا كه نشر كتب ضلال و اشاعه فحشاء در دین اسلام، ممنوع است. كسى را شرعا نمى‏رسد كه كتابهاى گمراه‏كننده مردم را منتشر كند و یا بدگوئى و هرزگى را در حق مسلمانى بنویسد و بمردم برساند پس چاپ كردن كتابهاى ولتر فرانسوى كه همه ناسزا با نبیاء علیهم‏السلام و كتاب بیان سید علیمحمد باب شیرازى و نوشتجات میرزا حسینعلى تا كرى و برادر و پسرهایش كه خدایا پیغمیر یا امام بابیها هستند در روزنامجات و لوایح مشتمل بر كفر و سب علماء اسلام تماما در قانون قرآنى، ممنوع و حرام است و لامذهب‏ها مى‏خواهند این درباز باشد تا اینكارها را بتوانند كرد».

11- تلگراف مراجع نجف

در ماهها و هفته‏هائى كه شیخ فضل‏الله و برخى علماء هوشیار تهران به خط انحراف پى‏برده و دست‏به افشاگرى زده بودند، كسانى با انگیزه‏هاى گوناگون، از مراجع نجف، نظر مى‏خواستند. در برخى استفتائات، نظر مراجع را در باب طرفداران استبداد و مخالفان مجلس و مشروطه خواستند و طبیعى بود كه آنان نظر به كفر طرفداران استبداد و فسق و خیانت ایشان مى‏دادند اما هرگاه صورت استفتاء، نظر ایشان را در باب مخالفان اجراء شرع‏الاهى و طرفداران قانون غیردینى مى‏پرسید، طبیعى بود كه ایشان، نظر به كفر و ارتداد آنان نیز مى‏دادند و این هر دو فتوى، درست‏بود زیرا.

منطق «استفتاء و افتاء»، همین است و تفاوت «فتوى‏» با «حكم‏»، یكى همین است كه در فتوى، بدون نظر به مصادیق و وضعیت واقعى در خارج، حكم كلى را بیان مى‏كند. اما «حكم‏»، ناظر به مسئله خاص و مصداق خارجى دارد و صرفا بیان تئوریك یك حكم كلى نیست. بنابراین اگر در مواردى، اختلاف نظر میان برخى فقهاء در باب وقایع مشروطه پیش‏آمده، نه در فتوى و حكم شرعى و نظر فقهى، بلكه در تحلیل اتفاقات جارى و اوضاع سیاسى و شناخت جناحها و جریانهاى فعال در تهران و اختلاف موضوعى و مصداقى بود. شیخ به برخى مجتهدین كه بعلت دورى و بیخبرى از اوضاع، گاه اظهار نظرهایشان مورد سوء استفاده جریانات غیردینى و خط انحراف قرار مى‏گرفت، احترام گذارده و تاكید مى‏كرد كه نظر شرعى همه ما یكى است اما البته اینكه الآن در تهران چه خبر است، از مقوله "موضوع" مى‏باشد نه "فتواى شرعى". و در این باب، باید اوضاع سیاسى كشور را دقیقا شناخت و اینجا جاى تقلید نیست. شیخ همواره از فتاواى سایر علماء، با احترام یاد كرده و آنها را تمجید مى‏كرد و در عین حال نشان مى‏داد كه اگر صورت استفتاء به درستى و واقع‏بینانه طرح گردد، فتواى همه آنان، همین فتواى شیخ شهید است‏بعنوان نمونه در باب متن تلگراف حضرات آخوند خراسانى، میرزا حسین تهرانى و شیخ عبدالله مازندرانى، در "روزنامه دوران تحصن"، بتاریخ 23 جمادى‏الثانى 1325 متن تلگراف علماى نجف به مجلس شورى را آورده و در ذیل آن توضیحات بسیار دقیقى ذكر مى‏كند.

بخشى از تلگراف مذكور چنین است:

«مجلس محترم شوراى ملى رفع‏الله قواعده، تلگراف موحش انجمن شریف، و اصل و از مخالفت مخالفین با مجلس محترم ملى اسلامى، خاطر قاطبه اهل اسلام، ملول گشته و عموم اهل علم و كافه منتحلین شریعت مطهره حضرت ختمى مرتبت صلى‏الله علیه و آله و سلم را اعلام مى‏دارد كه خداوند متعال گواه است ما بابعددار، غرضى جز تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین و اصلاح امور عامه نداریم علیهذا مجلسى كه تاسیس آن براى رفع ظلم و اغاثه مظلوم و نهى از منكر و تقویت ملت و دولت و رفاه حال رعیت و حفظ بیضه اسلام است، قطعا (عقلا، شرعا و عرفا) راجح بلكه واجب است و مخالف و معاند آن مخالف شرع انور و مجادل با صاحب شریعت است. رجاء واثق داریم كه تا كنون انشاءالله تعالى كسى مخالفت نكرده و نخواهد كرد و هرگاه برخلاف این مضمون كتبا و تلگرافا نسبتى بما داده شود، كذب محض است، مهمات را اطلاع دهید».

این تلگراف در پاسخ تلگرافى از سوى هیئت رئیسه مجلس بود كه بقصد ایجاد اختلاف میان مراجع و علماء ودر مضیقه قراردادن شیخ، به عنوان استفتاء به نجف ارسال شده بود. اما روزنامه شیخ در تحصن، بلافاصله متن این تلگراف را خود نیز منتشر كرده و در ذیل آن چنین آورد كه:

«بعد از ورود حضرت حجة‏الاسلام و المسلمین آقاى حاجى شیخ‏فضل‏الله دامت‏بركاته بزاویه مقدسه، اشخاصى كه باشتباه كارى و فتنه‏انگیزى و شهر آشوبى مى‏خواهند حقیقت‏حال را بر مسلمانان بپوشانند و نگذارند كه مقاصد و فرمایشات آقاى حاجى شیخ بر مردم معلوم بشود و بخرج خلایق بدهند كه این بزرگواران، منكر "مجلس شورى" شده‏اند، تلگرافى بحضور حجج‏الاسلام و المسلمین، عاكفان آستان امیرالمؤمنین عرضه داشتند بمضامینى كه جوابش مساعد خیالات آنها صادر شود ولى از آنجا كه حضرات حجج‏اسلامیه نجف اشرف بحمدالله همگى مسدد و من عندالله، مؤید هستند جواب فوق را صادر فرموده‏اند كه اصل مقصود و منظور مهاجرین زاویه مقدسه، هم عینا همان است و غیر از مضمون همین تلگراف، هیچ مقصود و منظورى نداشته و ندارند. برادران دینى ما همه مى‏دانند كه آقاى حاجى شیخ و ... همگى همین مجلس را مى‏خواهند كه حضرات حجج اسلام و مسلمین (علماى نجف) تعیین فرموده و دراین تلگراف، اوصاف آن مجلس را یكایك شمرده‏اند و ازجمله فرموده‏اند كه غرض آنان، تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین و اصلاح امور عامه است، پس مجلسى كه این بزرگواران مى‏خواهند، باید مجلسى باشد كه تقویت اسلام بكند. این حضرات مهاجرین هم مى‏گویند باید مجلس مسلمانها مجلسى باشد كه تقویت اسلام بكند نه ترویج كفر. پس دسته بابیها و دسته طبیعیها و دسته مستضعفین در دین، كه مروج كفرند باید بالكیه خارج شوند چه از متن مجلس و چه از حواشى مجلس. اى برادران دینى ما كه در طهران، حاضر هستید و بمتن مجلس و حاشیه آن ناظر هستید، آیا بابیها را و طبیعیها را با آن دو چشم روشن كه از غایت‏شهرت، مستغنى از تعریف است مى‏بینید یا نه؟ اگر مى‏بینید كه اینها بر مجلس ما مسلمانان غلبه كرداند و بكیف خود خیالاتى را كه دارند میرانند دیگر چه انتظارى دارید در اقدام عام بر تصحیح و اصلاح مجلس و تكمیل مجلس؟ قسم به آن حقوقى كه میانه ما و شما مشترك است كه حاج شیخ و این حضرات مهاجرین، مقصدى جز اصلاح و تكمیل مجلس ندارند و از این مفاسد و شرور و فتنه‏ها كه بروز كرد، متنبه شدند كه باید از منكرین اسلام و بدخواهان شما جلوگیرى بكنند و راه و رخنه تصرفات اینها را در مجلس شوراى مسلمین، مسدود بفرمایند و دارالشوراى كبراى ملى اسلامى را از پارلمنتهاى فرنگ، فرق بگذارند. مملكت ایران از هزارو سیصدو چند سال قبل كه از آئین زردشتى بدین‏مبین محمدى صلى‏الله علیه و آله شرف انتقال پذیرفته است مجلس دارالشوراى قائم دایم، كه امور جمهور اهالى را همواره اداره بكند، نداشته است. امروز كه این تاسیس را اقتباس كرده بهمین جهت كه اقتباس از فرنگستان است‏باید علماء اسلام كه عندالله و عندرسوله، مسئول حفظ عقاید و مصالح این ملت هستند، نظرى مخصوص در موضوعات و مقررات آن داشته باشند كه امرى برخلاف بصدور نرسد. مردم ایران مثل اهالى فرنگستان، بى‏قید در دین و بى‏باك در فحشاء و منكر و بى‏بهره از الهیات و روحانیات واقع نیستند این ملاحظه و مراقبه، حسب‏التكلیف‏الشرعى هم حالا كه قوانین اساسى مجلس را از روى كتب قانون اروپا مى‏نویسند لازم است و هم در جمیع قرنهاى آینده الى‏یوم یقوم القائم عجل‏الله تعالى فرجه. اقدام بر این استحكامات و اهتمام در حفظ این حدود الهیه است كه اشرار و اراذل و اوباش این شهر را بر اعراض از آستان حضرت حجة‏الاسلام نایب‏الامام آقاى شیخ بجاهاى دیگر واداشته است و بناسزا گفتن و هرزگیها كردن و كفریات نوشتن، ناچار و بى‏اختیار كرده است. تلگراف‏هاى ناشایسته وزارت داخله بهمه‏جا و همه‏كس و تهمتهاى روزنامه‏ها و شبنامه‏ها و شطاحیهاى خنازیر تماما بهمین یك نقطه دایر است والااحدى از مهاجرین زاویه مقدسه، نه ضد مجلس است و نه مزاحم عدالت. اگر دنیا و مافیها را بشخص عالم عاقل بدهند كه در یك امر مباح، برخلاف میل تمام طبقات خلق، اقدامى بكند، البته نخواهد كرد پس چگونه در امرى كه مندوب و مرغوب است؟! اى عقلاء عصر، اى معتقدین با سلام، اى مردم بى‏غرض، تمام اهتمام حضرت حجة‏الاسلام بر آن است كه رفع شبهات این شیاطین از شما بشود. والا بر سفیهان و سفلگان و جهال كه در حكم حشرات‏الارض هستند چه تعلق و تقیدى خواهد بود»؟!

12- یك استبداد، تبدیل به هزار استبداد شد

انقلابیون طرفداران "مشروطه مشروعه"، با هوشیارى تمام، به تائید و تفسیر تلگراف علماء نجف مى‏پردازند و توضیح مى‏دهند كه مجلسى كه حضرات مى‏خواهند، دقیقا همان است كه حاج‏شیخ بدنبال آن است اما آنچه در صحنه سیاسى تهران، در شرف تكوین است، در جهت دیگرى پیش مى‏رود و بدنبال مجلس دیگرى به سبك غربى است:

«از اوصاف و شرایط مجلسى كه حجج‏الاسلام و المسلمین آقایان نجف اشرف در این تلگراف تعیین فرموده‏اند، آن است كه باید رفع ظلم و اغاثه مظلوم كند. آقایان مهاجرین زاویه مقدسه هم فرمایشى كه دارند، همین است‏بدون هیچ اختلاف در هیچیك از این شرایط و اوصاف، ولى مى‏فرمایند یا اهل‏الاسلام، یا اصحاب بیعة‏الشجرة، بنگرید كه در این مملكت در ظرف این یكسال كار ظلم از كجابكجا كشیده است؟ چه‏قدر خونها بناحق ریخته شده و مالهاى مردم بتاراج رفته و رعیت و كاسب از كار افتاده و فقراء و ضعفاء و مساكین تلف شده و اطفال، یتیم و زنها بى‏شوهر و خانواده‏ها بى‏سرپرست مانده است؟ روزى نیست كه بتوسط تلگراف یا اداره پست، یك بغل پاكتهاى تظلمات از اطراف و اكناف نرسد. همه، محرق القلوب. همه، طوفان البكاء. در هر شهر و هر روستا جماعتى در غایت قساوت و استبداد، مشغول خودكامى و بیداد هستند. همان رفتارى را كه سابقا حكام و ظلام، با رعایاى سوخته فرسوده ولایات مى‏كردند، الحال آحاد این انجمنها و بستگان آنها مى‏كنند. فى‏الحقیقه، یك استبداد را تبدیل به صدهزار استبداد ساخته‏اند و با صدهزار حاكم ظالم بر این مملكت و رعیت جوكار جوركش آن تاخته‏اند. گرفتارى آن طبقات از رعایا كه همیشه زیر پا مى‏رفتند و اسیر دست غارتگران و چپاولچیان بودند، افزوده است. اى واى كه به نشد بترشد.

13-«آزادى‏» یا دعواى حیدرى و نعمتى؟!

روزنامه شیخ مى‏نویسد:

بار خدایا، یا این چه سال پرملال بود كه بر ایران گذشت و صفحات تاریخ این مملكت را خون‏آلود ساخت و سینه‏هاى اهالى را پر از شعله و دود كرد و ظلمهاى عهد ضحاك و كشتارهاى چنگیز سفاك را بیاد آورد؟ اى مجلس مقدس كه بچندین آرزو و هوس، تو را آقایان ما و پیشوایان ما تاسیس فرمودند و بموجب حسن‏ظنى كه با این صنع شریف خود داشتند بما پیروان مذهب جعفرى، چه نویدهاى بزرگ و امیدواریهاى كلان دادند، ولى لامذهبهاى روزگار چندان امان نداند كه علماء مؤسسین عظام این مجلس، شب را سحر كنند چون با وسایل مادى و معنوى ریختند و اتفاق و اتحاد را بر هم زدند و سنگ تفرقه، انداخته و عادت دیرینه "حیدرى - نعمتى" را بایران عودت دادند.

14- خریدن كله سیاسى و ترجمه پتى ژرنال!!

روزنامه مقاومت در باب تقلیدهاى تهوع‏آور از ژورنالیزم غربى و موج مبارزات ضد ارزشى كه تحت نام آزادى، طراحى و تعقیب مى‏شد و متاسفانه اقلیتى از آخوندهاى ساده لوح یا نان به نرخ روز خور و بى تقوى نیز در كنار این جریان عظیم استعمارى قرار گرفته‏اند، چنین مى‏نویسد:

قسمتى از علما را در شهر بانواع چاپلوسیها و خوش‏آمدگوئیها و مشتقات دیگر تسخیر كرده و در مزاجهاى مباركشان، هر نحو كه مى‏خواهند تصرف مى‏كنند كتصرف الملاك فى املاكهم و ذوى‏الحقوق فى‏حقوقهم و اگر احیانا در موضوعى احساس نامساعدى بكنند، فقره ریختن مجسمه محترمه تجدید مى‏شود و از خریدارى كله سیاسى سخن مى‏رود و ترجمه‏ى پتى ژرنال بشهادت مى‏گذرد و قسمت دیگر از علماء را در زوایه مقدسه حضرت عبدالعظیم علیه‏السلام، هدف تیر تهمت و طعن روز نامچیهاى مكشوف الحال كه از غایت فرومایگى و تهى‏دستى، بكالاى هتاكى و بیحیائى، معاش مى‏گذرانند، قرارداده و بر شق عصا و تفریق كلمه مى‏افزایند و خود در سایه این رقابت، با فراغت‏خاطر نشسته و نقشه‏ها مى‏كشند و نقشها مى‏زنند. روزى نیست كه گربه نرقصانند و معركه مارگیرى نگیرند و بساط حقه‏بازى نچینند. از اینجاست كه مجلس ما مسلمانها را خاصه خود مى‏خوانند و مى‏دانند. بلى اى مجلس ملى ما، بر این وضع حالیه كه كارخانه خیال بافى بابیه شده‏اى، گربمانى، سال دیگر قصب دین حیدر شوى.

15-«استبداد لامذهبان‏» و جنگ‏روانى علیه شیخ شهید

روزنامه مى‏نویسد:

و از شرایط و اوصاف مجلس كه در تلگراف مسطور، منظور فرموده‏اند، آن است كه مجلس باید مجلس امربمعروف و نهى از منكر بوده باشد. علماء مهاجرین زاویه مقدسه هم همین مجلس را مى‏خواهند نه آنكه مجلس نمى‏خواهند. لعنت‏خدا بر كسانى كه این نسبت را بایشان مى‏دهند و بر مردم، مقصد مهاجرین را مشتبه مى‏كنند. اینك از كسانى كه حقیقة بوجود صانع، قائل‏اند و بكتاب مجید، معتقدند و بدین حنیف، مقید هستند، سؤال مى‏كنیم كه این مجلسى كه الآن در تحت استیلاء و استبداد لامذهبان واقع شده است و مجارى احوال و اوضاع آن را مستقیما بر سیاق پارلمنتهاى اروپا اداره مى‏كنند آیا مجلس امربمعروف و نهى‏از منكر است‏یا مجلس نهى از معروف و امر بمنكر است؟ آیا بواسطه نشر دادن مزدكیان عصر، كلمه آزادى را در این مملكت تجریات و تهتكات تا چه اندازه افزوده است و فنون فحشاء و فسوق و فجور تا كجا شایع شده؟ آیا زنها لباس مردانه نمى‏پوشند و بكوچه و بازار راه نمى‏افتند؟ آیا در خرابات شب جشن چقدر از این بى‏ناموسى نوظهور مشاهده شد؟ و شرب‏الیهود فاش فاحش بنظرها رسید؟ آیا فرقه‏هاى فاسده مفسده، بر لفظ امر به معروف و سایر عناوین شریعتى، سخریه نمى‏كنند و آشكارا بر نوامیس الهیه، استخفاف نمى‏آورند؟ اینان فاندیك و گالیله و نیوتن و كپلر و هوگو و روسو را از علماء امت و انبیاء بنى‏اسرائیل، افضل مى‏شمارند و در مكاتب اطفال ما همكیشهاى خویش را مستخدم مى‏سازند و بتبدیل فطرت نونهالان ما مى‏پردازند و تالار آئینه میرزا حسینخان سپهسالار را با قواعد خانه خدا كه ابراهیم و اسمعیل برآورده است، همرتبه مى‏شناسند و بسرمایه آن فتنه روز كار برآید بسیار ایجاد و بزبان آنها ناموس شریعت و اهلش را بر باد مى‏كنند. اینهاست نو بر "امر به معروفات و نهى از منكراتى" كه فرقه ضاله براى ما فرستاده‏اند و وعده داده‏اند كه هر دم از این باغ، برى برسانند تا رفته رفته آزادى عهد قباد!! را رواج بدهند و هركس منكر و مزاحم بشود و بجلوگیرى، اهتمام بكند، او را بمغلطه حب استبداد و تهمت تخریب مجلس و گرفتن وجوهات و حكومت قاینات و امثال ذلك، تحقیر كنند و استخفاف بدهند و روزنامچیهاى وقیح خود را بر او تهریش بكنند و یك مشت‏خس و خاشاك و معدودى بى‏پدرهاى ناپاك را ملت غیور نامیده او را بهجوم آنها تهدید بنمایند و اگر بخواهد مسلمانها را بیدار كرده و دزدهاى دین و دغلهاى دنیا را بایشان نشان بدهد از خوف، چادر بخوابانند و منبر بسوزانند و هلهله بكشند و مغلطه بیندازند غافل از آنكه بهیچ حیله و بهیچ وسیله، حق، زاهق نخواهد شد و باطل، فایق نخواهد آمد: الاسلام یعلو و لایعلى علیه و همچنین سایر اوصاف و شرایط و قیود و حدودى كه حجج‏اسلام نجف اشرف براى مجلس شوراى ملى در تلگراف خودشان تصریح فرموده‏اند پس صاحبان این تلگراف شریف و مهاجرین زاویه مقدسه و مسلمانهاى ممالك محروسه تماما بر یك قول و یك عقیده و یك راى هستند و مخالف و معاند ایشان، تبعه باب و فرق بفرنگى مآب است كه مى‏گویند ما مجلسى مى‏خواهیم كه مثل پارلمان آلمان بوده باشد و نظرى بتقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین و امر بمعروف و نهى از منكر و سایر اوصاف و ملاحظاتى كه در این تلگراف ماخوذ است نداشته باشد. پس ما مردم ایران اگر چه هنوز از آراء یكدیگر، اطلاع كامل حاصل نكرده‏ایم ولى در نفس‏الامر، سواى آن دو فرقه، تماما متحد هستیم و تنها راى گرگان و سگان از ماجد است‏».

16- مبارزه با اسلام، با شعار دروغین «توسعه‏»

مشروطه خواهان مشروعه طلب، در روزنامه خود، " خط انحراف و وابستگى" را چنین ترسیم كرده‏اند كه ابتدا باشعار توسعه و آبادى و رفاه و كشیدن جاده و پل و خط آهن جلو آمده و شعار عدالت و حریت‏سر دادند اما سپس معلوم شد بجاى همه این وعده‏ها، تنها بدنبال اسلام زدائى و نشر آزادیهاى لیبرالى و وابسته‏سازى كشور به استعمارگران است:

«در بادى نظر جلوه‏ها دادند و دامها نهادند كه حریت و مساوات، موجب امنیت و امنیت، مورث آبادى و ثروت مملكت از دایر شدن تجارتخانه‏ها و كشیدن راه‏ها و بستن پلها و اتصال شوراع و ازدیاد مزارع مى‏شود، خاصه در مسئله مساوات و برابرى كه در تشویقات و ترغیبات و محسنات آن چندان گفتند كه شناعت و قباحت آنرا یكسره از انظار پوشیدند. همواره در السنه و افواه عوام انداختند و كارشان ساختند كه امروز مغایرت با تبعه دول همجوار در امور سیاسیه، خلاف صلاح وقت و قانون مشروطیت‏شده است!!»

17- پدران احمق شما مردم!!

بعبارت دیگر، جناح غربگرا با شعار مساوات و برابرى و رشد اقتصادى و توسعه، آغاز كردند اما نهایتا به نفى كامل احكام و ارزشهاى اسلامى و دعوت به سازش با قدرتهاى استعمارى همجوار رسیدند و براى توجیه شرعى این انحراف و خیانت، گروهى آخوند نماى فاسد و بى‏سواد و وابسته را نیز بر منبرها كردند تا اوضاع را توجیه كنند. روزنامه شیخ مى‏نویسد:

«اى كاش بهمین لطایف و وظایف، اقتصار مى‏نمودند. چه واعظین و ناصحین كه بفساد عقیده و خبث‏سرائر و سوء نیت، معروف و از ساحت علماى اعلام، مطرود و مردود بودند ولى بحسن ظاهر و كسوت اسلام، جلوه مى‏نمودند در مساجد و منابر برآمدند و بكلمات چرب و شیرین و بیانات دلنشین، با زبانهاى شیرین‏تر از عسل و قلب‏هائى تلخ‏تر از حنظل، پیوسته بذكر مدایح افكار كذائى، سخنها راندند و مثلها گفتند كه اى افسوس، روزگار ما مردم بجهالت و عمرها بغفلت و نادانى گذشت، پدران احمق ما برنخوردند اساس همچو مجلس مغتنمى دیرنهادیم و مدارس تحصیل زبان و سیاست و قواعد ثروت، دیر گشودیم و زنان و دختران را از كسب علوم و صنایع، محجور داشتیم و بتعقیبات نماز صبح و دعاى كمیل پرداختیم و بازگفتند اى مردم، امروز اهم و اولى از قرائت قرآن، مرور بروزنامجات و نظر تامل در آنهاست كه راه كسب ثروت نماید و... اى عجب اوراد خوب آورده‏اندلیك سوراخ دعا گم كرده‏اند.

این قانون مشروطه با این مضامین، لباسى است‏به قامت فرنگستان دوخته كه اغلب خارج از قانون‏الاهى و كتاب آسمانى و طبیعى مذهب هستند و ناگزیر از جعل قوانین اینگونه بوده و مجبور از اینچنین مشروطیت‏خواهند بود.

اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

18- اینجا تهران است نه لندن و پاریس

روزنامه مقاومت مى‏پرسد:

ما اسلامیان چگونه مى‏توانیم به متابعت فرنگان خسیس و مشروطه‏طلبان پاریس و انگلیس نمائیم و دین بدنیا فروشیم و در تحریف كتاب خدا بكوشیم (فرمان توكردنى است دانم اما چكنم نمى‏توانم). آخر نه خدایتان فرمود "و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى‏الاخرة من‏الخاسرین"؟ در این ایام كه حضرت مستطاب حجة‏الاسلام و المسلمین آقاى حاج شیخ فضل‏الله ایدالله انصاره، بالهام حضرت بارى در معیت جماعتى از سران امت و وجوه علماى اسلام و بسیارى از طبقات خداپرستان در حضرت عبدالعظیم متوقف‏اند و استمداد از صاحب دین در پاس آئین مبین و تصحیح و تسویه مجلس ملى همى‏كنند كه مشروطه مقرون به مشروعه و فصول نظامنامه اساسى مهذب از مضار و نقایص گردد. بعضى از مردم مشروطه طلب و هاشمى‏نسب كه قرین دانش و ادب بودند، سخنان بیشمار در فضیلت مجلس، آغاز نمودند كه هواخواهان دولت و مستبدان سراپا شهوت كه مال ضعفا بیغما مى‏برندو حلال از حرام نشناخته مى‏خورند آتشها افروختند و مالها اندوختند پاركها ساختند مبل‏ها آراستند اینك از فواید مجلس است كه بجاى خود نشسته و بقوه قهریه زبان تعنت و دست تعرض فرو بسته، گفتم حفظت‏شیا و غابت عنك اشیاء، بلى مستبد و مشروطه‏ط‏لب در این مرحله، سهیم و شریكند ولى مسئله از راه دیگر دقیق و باریكست و آن اینست از روز اول كه آتش جور بالاگرفت و مردم بیچاره در اطراف و اكناف بجان آمده بودند تمام علماى اعلام و حجج اسلام و بزرگان از هر طبقه و مقام زحمتها كشیدند و همگى مجلس معدلت از دولت همگى خواستند كه بساط عدل و انصاف گسترانند و اجراى قوانین شرع نمایند، دیگر این مشروطه - به سبك لندن و پاریس كسى نشنیده بود تا داستان سفارت و آن ترتیبات مضادیه پیش‏آمد و مجلس مزبور ناچار از دولت موقع قبول یافت ولى بقید شرع محمدى صلى‏الله علیه و آله و سلم تا امتیاز وكلا را دادند و فصول نظامنامه پیش نهادند همه جا حضرت شیخ، حاضر و ناظر و مساعد و ناصر بودند و گمان قوت اسلام را مى‏نمودند.»

19- چه كسانى طرفدار واقعى مجلس‏اند؟! ما یا شما؟!

روزنامه شیخ، همچنان به جهاد فرهنگى و مقاومت و افشاگرى علیه غربگرایان ادامه مى‏داد و دو ماه پس از شروع تحصن انقلابى در حضرت عبدالعظیم، همچنان در برابر جنگ روانى "خط انحراف" كه در مجلس و مطبوعات نیز نفوذ كرده بود، توضیح مى‏داد كه ما نه با مشروطیت و عدالت و نه با آزادى و مجلس، مخالف نیستیم بلكه با جریان وابستگى به غرب و انگلیس و خط اسلام‏زدائى و استقلال‏زدائى، مخالف هستیم. روزنامه مقاومت، در پیشانى خود مى‏نوشت كه: "این لایحه (روزنامه) مطلقا از التزام به عبارت‏پردازى و رعایت قافیه، آزاد است و تنها متوجه رفع شبهات و پاسخ به افترائات است".

پس از دو ماه از تحصن گذشته، روزنامه مقاومت، مجبور است همچنان بنویسد:

«تا حال، دو ماه تمام است كه جماعتى از علماء اعلام و حجج اسلام و مجتهدین اهل تقوى و عدالت و ورع در حضرت عبدالعظیم(ع) مجتمعند و بانحاء مختلفه از محضر و منبر و لوایح مطبوعه و غیر مطبوعه، مطالب خود را مى‏گویند و مى‏نویسند اما هنوز شنیده مى‏شود كه خلط مبحث مى‏شود و مى‏گویند این جماعت كه از اجله علماء و اهل علم و تقوى مى‏باشند، ضد مجلسند و مى‏خواهند مجلس نباشد. اولا معلوم برادران دینى باشد كه این مجلس مگر از اصول عقاید یا از فروع دین است كه گفته شود ضد آن، منحرف از دین یا فاسق است؟ این مجلس عبارتست از دربار دولتى كه سابقا امور در آن بدون مشورت واقع مى‏شد محض تخفیف ظلم، مجلسى برپا شد دربارى كه امور دولت و اصلاحات مملكت در آن بشورى بشود و ظلم كمتر گردد در این صورت اگر احیانا كسى مجلس را نخواهد سخیف‏العقل است و یا آنكه ظلم زیاد را دوست دارد. مكرر در لوایح نوشته و طبع شد كه این مهاجرین، مجلس خواه‏ترند از دیگران. چه آنكه اهل تقوى هستند و بتخفیف ظلم، راضى‏ترند بعلاوه بمقاصد حقه‏ایشان، اساس مجلس محكم مى‏شود و مجلس انشاءالله ابدى خواهد بود. اینها هستند مجلس خواه نه آن اشخاص كه در صددند پایه آن بر اسلام نباشد.

20- شما بدنبال تغییر دین هستید

روزنامه مقاومت‏بوضوح مشت عمال اجانب را باز كرده و مى‏نویسد:

اى بى‏انصاف‏ها، دست از جان مسلمانان بردارید و بگذارید اتفاق كلمه باشد و بمعاونت این مجلس، مفاسد كارها و پریشانى ملت، اصلاح شود. اگر تا حال غرض دنیوى داشتید، بس است آنچه را كه تحصیل كردید و اگر دینى بود، مایوس باشید كه حافظ دین، خداوند است و حالا نمى‏شود تغییرى داد. والحاصل بر برادران دینى، مكشوف باشد كه تمام مهاجرین مى‏خواهند ناتمامى مجلس، تمام شود و كاركند. متجاوز از یكسال است این همه زحمات كشیده شد و شماها منحرفین هر روزى، بیك بهانه نگذاشتید مجلس بیچاره، بآسوده‏گى بتكالیف خود عمل نماید، هر روز ببهانه‏اى او را مبتلا كردید ببلائى والا مقاصد مهاجرین، همان مطالبى است كه در خود مجلس با اجتماع وكلاء گذشت و مورد اجماع شد. مانعى از اجراء نبود مگر شارلاطانى و خدعهاى منحرفین از دین كه دیدند امر نزدیكست‏بگذرد و دیگر دست آنها بجائى بند نباشد لذا خلط مبحث و القاء نفاق نمودند. مطلب دیگر كه لازم است‏برادران بدانند و از اشتباه كارى خصم بیمروت بى‏دین، تحرز نمایند، این است كه چنین ارائه مى‏دهند كه علماء، دو فرقه شدند و با هم حرف دینى دارند و باین اشتباه كارى، عوام بیچاره را فریب مى‏دهند كه بابا یكفرقه از علماء، مجلس خواه و دشمن استبدادند و یكدسته هم ضد مجلس و دوست استبدادند. لابد عوام بیچاره مى‏گوید حق هم با آنها است كه ظلم و استبداد را نمى‏خواهند. افسوس افسوس كه این اشتباه را بهر زبان و بهر بیان مى‏خواهیم رفع شود خصم بى‏انصاف نمى‏گذارد. درباب مجلس خواهى هیچ خلافى نیست‏».

21- چرا بیدار نمى‏شوید؟! چرا مرده‏اید؟!

هواداران شیخ شهید سپس توضیح مى‏دهند كه میان فقهاء اسلام، هیچ اختلافى نیست و مبنا و اهداف دینى همه، یكى است گرچه گاه در مصادیق، اختلاف شود:

«در امر دینى، همه علماء بدون استثناء مى‏گویند كه این مجلس مخالف اسلام نباشد باید آمر بمعروف، ناهى از منكر و حافظ بیضه اسلام باشد. اى مسلمانان، كدام عالم است كه بگوید مجلسى كه تخفیف ظلم نماید و اجراء احكام اسلام كند، بد است و نباید باشد؟ تمام بحث راجع است‏بچند نفر كه احكام شریعت، قیدى است‏براى آنها و مى‏خواهند نگذارند كه رسما این مجلس مقید شود باحكام اسلام و اجراء آن هر روز ببهانه القاء شبهات مى‏نمایند. اى برادر عوام بیچاره، درست تامل كن و بفهم. ببین خصم چه مى‏كند. بشبهات تمام، مسلمین را بهم انداخته و القاء عداوت نموده، با هم سب و لعن مى‏كنند، بلكه در مقام اهانت و جنایات هستند و از همه كار و كسب بازماندند و خوف آنست كه بالاخره امر آنها مثل بنى‏اسرائیل بمقاتله فیمابین بكشد. محبتها از میانشان رفته، پدر، اسم خود را سیاسى گذارده و پسر، اسم خود را مسلمان و متشرع، از یكدیگر بد گوئى مى‏كنند و احترامات، بالمره از میان رفته و باسم لفظ "آزادى"، منكرات شایع مى‏كنند. چرا بیدار نمى‏شوید و در غفلت هستید؟ این انجمن بازى به چه قصد است؟ بپرسید در تمام دول مشروطه، غیر از مجلس اعظم، انجمنى و مجلسى نیست مگر دوایر مقرره مثل عدلیه و بلدیه و غیرهما. ما مسلمانان كه جهت جامعه‏مان اسلام است، انجمن ما مساجد ما بود كه باید جمع شویم در مساجد و درآن فوایدى بود كه یكى از آنها همین فائده انجمن است كه تصور مى‏شود. و مطلب ثالث كه آن هم از مهماتست و باید برادران ملتفت‏شوند این است كه حالا كه فهمیدید كسى، ضد مجلس نیست و علماء هم اختلافى ندارند كه مجلس باید بر اساس اسلام باشد، دیگر تعطیل در نظامنامه موافق با قانون اسلام براى چیست و امروز تمام هرج و مرج و گرفتاریهاى ممالك ایران براى توقیف این نظامنامه اساسى است. والله اگر نظامنامه و قانون را مطابق اسلام بدهند دیگر نزاعى نیست و روزبروز تمام كارها درست و احكام اسلامیه، اجرا شده و مفاسد مملكتى، مبدل بمصالح و الفت‏خواهد شد و بدستیارى یكدیگر اصلاحات كلیه خواهد شد. چشم بازكن كه مانع كیست و چه غرض دارد؟ عقل مات مى‏شود در روز هشتم شهر رجب در مجلس مطابق نمره 159 روزنامه صفحه دوم ستون اول كه یكى از محترمین، بدروغ مذكور داشته كه حضرت مستطاب حجة‏الاسلام و المسلمین آیت‏الله شیخ‏فضل‏الله در شب شنبه رفته‏اند بصاحبقرانیه حضور اعلیحضرت و همان شب برگشته و این مطلب را با شاخ و برگ دلیل مقاصد باطله خود قرار دادند. این نویسنده متعهد است كه تمام مطالب، مصالحه شود بتحقیق در این مطلب. اگر واقع است گوش بحرف ما ندهند والا مجازاتى معین شود كه در مجلس تحقیقات مربوط به كذب بین معلوم مى‏شود همه مطالب بغرض شخصى منتهى مى‏شود. آنوقت اى برادر فكر خودباش و بدان بر سر تو چه مى‏آورند. وقس على هذا ماسواه واقعا خیلى جاى خجالت است در دروغ باین بزرگى. از اینجا حال سایر كلمات معلوم مى‏شود.افسوس كه دشمنان ما مسلمانها از این اكاذیب شاد مى‏شوند و مى‏گویند همه كلمات آنها از این قبیل است. دیگر تامل و تفكر نمى‏كنند كه هر قدر امورات مسلمین را تعویق‏انداخت و روز بروز برپریشانى ماافزود همین‏گونه حرفهاى غرض‏آمیز بود كه بدون رویه، زده مى‏شود.»

22-شیخ، و مطالبه مجلس عدالت و شورى از شاه

شیخ در تلگرافى به مظفرالدین شاه در ترغیب او به تشكیل مجلس و عدالتخانه مى‏آورد:

«از آنجا كه این خادمان شریعت مطهر بیقین مى‏دانستیم كه بجهت اختلاف و اغتشاشات مملكت از تجاوزو تعدیات اولیاء امور و عدم اعتنا در اجراء احكام الهیه و اوامر شرعیه و اشاعه فواحش و منهیات در خاطرخطیر است كه تاسیس «مجلس عدالت‏» فرمائید كه مظهر عدالت و رافت و مشورت در رفع اختلاف و قلع‏فساد در امور دولت و ملت‏باشد، این است كه از طرف دعاگویان نیز دو سال است استدعا اجراء این نیت‏مقدس را خواهان شده لیكن ترتیبات خارجیه، این استدعا را طورى دیگر جلوه داده و عرایض را طورى‏القاء و اظهار نمودند كه ترتیب این امر مقدس تاكنون معوق و معطل مانده‏است.

استدعاى قاطبه علماء اعلام این است كه امر بتاسیس و تشكیل مجلس كه اعضاى آن مركب باشد ازجمعى از وزراء و امناء بزرگ دولت كه در امور مملكت‏با ربط بوده و از اغراض نفسانى، برى باشند و جمعى‏از تجار محترم كه در تجارت و صناعت، با اطلاع و از مصالح دولت و ملت، مستحضر و براى مشاورت، صالح‏باشند و چند نفر از علماء عاملین كه بى‏غرض و با بصیرت باشند و جمعى از عقلا و فضلا و اهل بصیرت واطلاع در این مجلس عدالت، حاكم و ناظر بر تمام ادارات دولتى و مراتب انتظام و اصلاح امور مملكتى ازتعیین حدود وظایف و تشخیص تكالیف تمام دوایر مملكت و اصلاح نواقص داخله و خارجه و مالیه و بلدیه و تعیین حدود احكام و امور; و ترتیب سایر شعب امور حكومتى و مهام خلقیه (مسائل مهم مردمى) و منع‏ارتكاب منكرات الهیه و امر بمعروف واجبات شرعیه، و ترتیب مقاولات و مقابلات و معاملات داخلى وخارجى بمیزان احكام شرعیه، و تحریر فصول و ابواب و ترتیب كتابچه (قانون) و اوراق آنها بوسیله نظارت ومراقبت این مجلس بر تمام حدود و حقوق و تكالیف عموم طبقات، معین و محفوظ، احقاق حقوق‏محرومین و مجازات مخالفین، و اصلاح امور مسلمین بر طبق قانون اسلام مطاع شود.

تشكیل این مجلس را عاجلا در روز معین استدعا مى‏كنیم كه انشاءالله تعالى بحسن نیت پادشاه اسلام‏پناه، این مجلس كه مظهر عدالت است‏به نظارت بر امور مملكت و اعمال مساوات بین طبقات رعیت دراجراء احكام مقدس اسلام، اصلاح نواقص و رفع اختلافات را نموده، باعث مزید قوت و شوكت دولت و ملت‏و آبادى و اصلاح و حفظ حدود و ثغور مملكت اسلامیه گردد».

چنانكه ملاحظه مى‏شود، شیخ فضل‏ا... نه تنها مخالف مجلس شورى و قانونگذارى جهت اجراء عدالت وتامین حقوق و حدود مردم و حكومت نیست‏بلكه خود از پیشگامان مطالبه چنین مجلسى در جهت مهاراستبداد شاه و تثبیت‏حقوق فردى و اجتماعى مردم براساس اسلام (عقل و نقل) است.

وى هیچیك از امور داخلى و خارجى، مالى و سیاسى و اخلاقى را از حوزه این مشورت‏ها و برنامه‏ریزى‏هاخارج نمى‏داند و صریحا پیشاپیش بسیارى از علماء، مطالبه اصلاحات وسیع اجتماعى از شاه مى‏نماید.

23-مرغ حق، سحرخوان است

شیخ شهید در تلگرافى به علماء و مردم زنجان نیز چنین به بیدارگرى مى‏پردازد:

«شماها كه همكیش و هم آئین مائید، مطلع هستید كه امروز، روزى است كه اسلام، موهون و شریعت‏پیغمبر(ص)، هباء و بذات مقدس نبوى، جسارت شده و بعنوان «قانون‏گذار عربستان‏» در جرائد، نوشته‏مى‏شود. بر عموم واجب است كه با نیات مقدسه علماى اعلام همراهى نموده و اقدام در تطبیق آن باشریعت‏بنمائید. تا رگى در ماهاست در نصرت شرع حاضریم، ان تنصرالله ینصركم‏».

و نیز در نامه‏اى به آقا سید صادق نیاكى مجتهد، مى‏نویسد:

«براى معالجه ظلم، دفع فاسد به افسد كردند. قوانین مجعوله آنها كه از روح آزادى اروپا برداشته شده بود،باعث‏شد كه افراد فاسدالعقیده و بى‏ملاحظه بر ضعف اسلام، آنچه خواستند گفتند و نوشتند، چنانچه‏لوایح و جراید آنها شاهد است. بدیهى است كه آن مقدمات، همین نتیجه را باید هم بدهد كه اهل بدعت وضلالت، به آن استعلاء و اهل ایمان، به آن اضمحلال برسند».

شیخ به علماء بلاد اسلامى هشدار مى‏دهد كه قیام را ما و مردم كردیم و نانش را خط گرایش به غرب وشرق و عناصر وابسته مى‏برند. شیخ فریاد مى‏زند كه ما علیه استبداد شاه و براى آزادى قیام كردیم اما نه آزادى‏اروپائى، بلكه آزادى براساس دكترین اسلام.

شیخ فریاد مى‏زند كه فرصت‏طلبان و موج‏سواران و از راه رسیدگان، ما و مردم را دارند دور مى‏زنند ومحصول مبارزات اسلامى را بنفع خود و اربابانشان مصادره مى‏كنند.

24-مجلس را بر شالوده صحیح بنا كنیم:

تلگرام شیخ به علماء نیشابور نیز حاوى نكات مهمى است از جمله:

«وضع حاضر مجلس و تبعیت آن با اصول فرنگ و ظهور مذاهب باطله و تسلط فرقه ضاله از بابیه و بهائیه ومجوس و طبیعیه و مغرض و غیره، اساس دین و دنیا را متزلزل كرده، هرقدر به زبان موعظه و نصیحت،استدعاى تشكیل مجلس محاكمه و تطبیق بر شرع مطهر كردیم، غیر از امتناع، جوابى ندادند. هرقدرخواستیم كه اساس این مجلس را طورى بنا بكنیم كه مایه آسایش عباد و امنیت‏بلاد باشد، استنكاف‏كردند لهذا هیئت مقدس علماء و طلاب و مؤمنین و عقلاء مسلمین حاضر شده‏اند كه ببذل جان، عهدى راكه با خداوند نموده‏اند وفا كنند و ودیعة‏الله را نگاهدارى نمایند و شرع شریف را بطورى كه از اسلاف‏گرفته‏اند، به اخلاف بسپارند، پاس صدمات و زحمات حضرت رسول(ص) و ائمه هدى علیهم‏السلام وشهداء و صدیقین، مهاجرین انصار و فقهاء سلف را داشته باشند. شما هم كیشان در همین تكلیف با ماهاشراكت دارید و از عهدالله، مسئول هستید. مشاهده فرمایید چه قتل‏ها، چه ظلم‏ها، بهانه‏ها، چه غارت‏هادر تزاید است؟ بنحوى كه بطور مطلق، امنیت‏برداشته شده. دین خدا را نصرت كنید، این مجلس را برشالوده صحیح بنا كنیم و اشخاص خداشناس عاقبت‏بین دین‏دار را به عضویت تعیین نماییم و بندگان خدارا مرفه‏الحال نموده، دین و دنیا را آباد و كافه ناس، آسوده، تا بتوانیم از عهده جواب الهى در یوم یقوم الناس‏لرب العالمین برآئیم.»

25-شاه علیه علماء:

همچنین نامه علماء طهران به مظفرالدین شاه كه به امضاء شیخ شهید رسیده، بوضوح نشان مى‏دهد كه‏شیخ همواره به مصالح اجتماعى نظر داشته و در مقام محدودسازى سلطه شاه و اجراء عدالت اسلامى است ودر دو جبهه مبارزه با استبداد و مبارزه با سكولاریزم، هر دو مى‏جنگیده است. در این نامه، گلایه مى‏شود كه:

«جاى هزار افسوس است كه كسانى به اغراض شخصى، مدام شاه را علیه علماء، تحریك مى‏كنند تا آنكه‏دستخط شاهانه صادر شد كه علماء و فقهاء، هر روز به یك نوع، مملكت را آشوب مى‏كنند»!!

این نامه اظهار مى‏دارد كه باب گفتگوى مستقیم با شاه و تظلم و شكایت‏به او، بر روى علماء بسته شده كه‏از هزاران، یكى هم به عرض مبارك نمى‏رسد. سپس ادامه مى‏دهد كه مردم از فرط ظلم، بستوه آمده‏اند و این‏شورشها اقتصاء مظالم اجتماعى است نه آنكه یكى دو عالم، از سر جاه‏طلبى دست‏به تحریك علیه شاه واستبداد زده باشند:

«با این محجوریت، چگونه مظلومیت و صدق خود را مكشوف داریم؟ چنانچه امروز خاطر مبارك را به این‏امر منصرف داشته‏اند كه ما قصد غوغاطلبى و اعمال اغراض شخصى داریم. اگر شخص پادشاه به حال‏مملكت‏بنظر تحقیق توجه كنند، معلوم خواهد شد كه باعث این فسادها چیست و منشاء كیست؟ قتل یاتبعید سید بیگناه و مجروح كردن جمعى دیگر از سادات و غیر سادات، اینگونه انقلاب و فتنه برپا مى‏كند وباعث غوغا مى‏شود. انقلاب مردم از حد گذشته، هرگاه بنظر رافت، توجهى نشود و تشخیص مقصر و احقاق‏حق نفرمائید و وسیله براى آسایش مردم، مقرر نفرمائید، با شدت عداوتى كه بین مغرضین و مردم، تولیدشده و با اینكه بر جان و مال و ناموس احدى، ابقاء نمى‏نمایند، نمى‏دانم نتیجه و عاقبت این فساد چه‏خواهد شد و با این ترتیب، دعا گویان، مسئول نخواهیم بود. مقرر فرموده بودند كه عرایض حسابى خود را بادلیل و برهان بعرض برسانیم، اگر گذارده بودند وقایع این مدت بحضور مبارك برسد دیگر امروز محتاج‏بتظلم نبوده و حقایق امور مكشوف بود. بطورى كار را سخت گرفتند كه به هیچوجه نمى‏توان اطمینان‏داشت كه عرایض و دلائل حقانیت و بى‏غرضى دعا گویان، بحضور مى‏رسد.»

چنانچه مى‏بینید، علماء متحصن درحضرت عبدالعظیم در آن واحد، در دو جبهه درگیر بودند یعنى ازسوئى باید مانع بیرون كشیده شدن شمشیر دربار علیه خود مى‏شدند زیرا در هر حال، آنان به جلودارى شیخ‏شهید، مشروطه‏خواه و ضد استبداد و در پى عدالت‏بودند و از سوى دیگر باید مانع عوامفریبى «خط انحراف‏»كه در مجلس و مطبوعات و صفوف انقلابیون نفوذ كرده بودند نیز مى‏گشتند و حتى مجبور بودند ابتدائیات‏عقاید خود را نیز بارها و بارها تكرار كنند تا متهم به طرفدارى از استبداد و شاه و مخالفت‏با مجلس و مشروطه‏نشوند.

یك نمونه از چنین تلاشها و دفاعیات، نامه‏اى بود كه از سوى متحصنین، خطاب به مجلس دارالشوراى‏ملى در محرم‏الحرام 1325 نوشتند، چنین است:

«حضور حجج اسلام و وكلاء عظام و عموم مسلمین دارالخلافه (مجلس)، به تمام قسمهاى مشروعه سوگندیاد مى‏كنیم كه ما از اول تا كنون ضدیت‏با مجلس شوراى اسلامى نداشتیم و نداریم. ما اگر بیش از سایرین‏طالب مجلس نباشیم، كمتر نیستیم و هیچ وقت طالب فساد نبوده و نیستیم و ابدا اكراهى از مجلس‏نداریم و آنچه نسبت ضدیت‏با مجلس به ما بدهند، كذب و افتراء است. مسلم است كه علماء و مسلمین‏متفق شدند كه مجلس عدالت، منعقد و همیشه مترصد احكام این مجلس باشند. منتهى ما نظمى داریم‏اگر از طرف دولت و... درصدد دادخوهى برآیند اظهار نمائیم.»

26-اتحاد غربزدگان و شاه علیه شیخ فضل‏ا...

در پاسخ این نامه كه به قصد تفاهم و وحدت مشروطه‏خواهان در مسیر اسلام و علیه استبداد صادر شده‏بود در مجلس، سخنان تحریك آمیز و وهن‏آلود علیه انقلابیون متحصن بزبان آمد. یكى از وكلاء به سایرین‏اطمینان مى‏دهد كه شاه نیز با شیخ فضل‏ا... مخالف است ولى صلاح دربار نمى‏داند كه با شیخ و متحصنین‏برخورد كند و از عواقب آن مى‏ترسد و لذا شاه مایل است كه عده‏اى زیر عنوان وكیل و مشروطه‏چى با آنان‏برخورد كنند. یكى دیگر از وكلاء، پیشنهاد تطمیع شیخ و دادن حق‏السكوت به هواداران او را مى‏دهد. شخص‏دیگر برخورد قهرآمیز وزارت داخله را پیشنهاد مى‏كند و دیگرى، ورود شیخ به تهران را خطرناك دانسته و آن‏را باعث آشوب شهر مى‏خواند و نفر بعدى، از سایر علماء مى‏خواهد كه شیخ را به عنوان مفسد و مرتد ورخنه‏انداز در دین، تكفیر و تفسیق كنند و ... . به نمونه‏اى از اظهارات آن روز در مجلس توجه كنیم:

«معتمدالدوله: رفع شیخ به این است كه بگذارند خودش به تدریج، تحلیل رود. قصد اعلیحضرت همایونى‏این است كه رفع شیخ را به تصویب مجلس، محول داشته‏اند، بطورى كه تولید آشوبى نشود.

حسام: یك سهم از مالیات ایران را براى شیخ، معین كنید تا ایشان بیایند شهر.

محقق الدوله: باید مردم را راحت كرد. حجج‏الاسلام حفظ مقام آنها را كردند ولى آنها منظور نداشتند.

آقا میرزا محمد: بازهم ما حاضریم كه برویم و ایشان را بیاوریم ولى بدون شرط، نه اینكه شرطى اظهاركنند اگر بنا بشود یك كلمه اظهار شرط نمایند ممكن نخواهد بود، آنچه تكلیف ما بود تاكنون بعمل‏آوردیم.

سیدالحكما: به عقیده بنده به وزارت داخله نوشته شود كه ظرف دو روز آنها را از تحصن زوایه مقدسه‏خارج نمایند.

وكیل الرعایا: فتنه را به طهران داخل كردن یعنى چه؟! با آنچه ازاین شخص تاكنون دیدید چگونه او را به‏طهران راه مى‏دهید؟

آقامیرزا سید علینقى: در دولت مشروطه، وزراى مسئول داریم. اینگونه امورات را باید از وزیر مسئول‏خواست. تكلیف وكلاء، این است كه این‏گونه امورات را بدوش ملت نگذارند تا دفع فاسد به افسد نشود.خوب است رجوع به وزارت داخله شود كه هر طور صلاح بدانند بزودى رفع این عائله رابكنند ولى اینطورواگذاردن به مجلس، اسباب فساد خواهد شد.

وكیل الرعایا: این مسئولیت ربطى به وزیر داخله ندارد و مسئولیت رخنه كردن در دین مبین با حجج‏اسلام است.

آقامیرزا سیدعلینقى: تمام امنیت‏با وزیر داخله است و اینكه اعلیحضرت رجوع به مجلس فرموده‏اند درحقیقت تدبیر سلطان فرموده‏اند كه تقصیر را از گردن دولت‏خارج كرده، به گردن ملت‏بیندازند. در هرصورت ما احترام شئونات سلطنت را باید ملاحظه كنیم و رفع غائله را از وزیر مسئول بخواهیم.»

27-دعوت شیخ به شفافیت تئوریك در مبارزه جناحها:

اما شیخ و سایر متحصنین، بار دیگر نامه‏اى خطاب به مجلس مى‏نویسد و ابهامات و دیدگاههاى خود وراه‏حل مشكل را چنین توضیح مى‏دهند:

«زحمت عرض مى‏دهیم از آنجائیكه لفظ «مشروطه‏» تا به حال دراین مملكت، مستعمل نبوده است فعلا كه‏این لفظ بر سر زبانها است، هركس این لفظ را طورى معنى مى‏كند خاصه كه این كلمه در اغلب زبانها بلفظ‏«حریت و آزادى‏» همردیف مى‏شود و بعضى نادانان به اذهان مردم چنین القاء مى‏كنند كه مراد از آزادى،آزادى مطلقه است و این طور مى‏فهمانند كه مجلس مقدس حتى امور شرعیه را درتحت مشورت گذارده‏و اهل مجلس، قرار است‏خود را در آن مدخلیت دهند و این القائات كم‏كم موجب وحشت‏بعضى از قلوب‏شده است. پاره‏اى متحیرند، محض اطمینان و رفع وحشت، این دو سؤالى كه ذیلا عرض مى‏شود جواب‏داده شود:

اولا مراد آقایان از «مشروطیت‏» دقیقا چیست، و حدود قانونگذارى تا كجا است و قوانین مقرره در مجلس‏آیا مى‏تواند مخالف با قواعد شرعیه نیز باشد یا خیر؟

ثانیا مراد از این حریت و آزادى دقیقا چیست؟ ماداعیان، كه خود در ابتداء امر در تاسیس اساس مجلس،دخالت داشته‏ایم و در سفر و حضر براى تحكیم مبانى این مجلس مقدس، بذل جهد كافى كرده‏ایم، جداخواهش داریم كه زودتر جواب این دو سؤال را در كمال وضوح، مرحمت ولطف بفرمایید كه رفع وحشت‏قلوب بشود و این الفاظ را بر خلاف مراد، حمل نكرده تا اسباب فساد نگردد.»

شیخ با این نامه قصد داشت ابهامات و دو پهلوگویى‏ها و نیز نفاق‏ها و ریاكارى‏هاى سیاسى را به بن‏بست‏برساند و این نامه، با طرح پرسشهاى صریح و دقیق، دستكم سنگها را میان جبهه مختلط و بلبشو زده‏مشروطه‏طلبان واكند و با عناصر صادق و سالم و متشرع اتمام حجت كند و عناصر وابسته و غربزده وروشنفكرنمایان متمایل به انگلیس و ... جناحهاى بیدین و ضددین را رسوا سازد. روشن بود كه در پاسخ به این‏پرسشهاى دقیق و ریشه‏اى، تكلیف هر دو جناح مشروطه‏خواه با یكدیگر روشن مى‏شد و پاسخ مجلس‏مى‏توانست‏سند تاریخى براى اتمام حجت‏با همه و ملاكى براى ارزیابى ادعاهاى مشروطه‏طلبى باشد و مانع‏فریب افكار عمومى شود و در واقع، سندى براى احتجاج با مدعیان آزادیخواهى دروغین و افشاء رگه‏هاى‏نفوذى و خط انحراف در میان انقلابیون باشد. طبیعى بود كه مؤمنین و صالحان و مجتهدان انقلابى كه درمجلس حضور داشتند، از سر اخلاص، و خط انحراف نیز از سر ریاكارى و تظاهر به اسلامیت و انقلابى‏گرى، به‏نامه فوق، پاسخى روشن دادند كه بعدها دقیقا سندى تاریخى براى شفافیت مدعاى مشروطه‏خواهان‏مسلمان و تحت رهبرى علماء و مراجع و نیز باطن آلوده افكار منحرفین شد. پاسخى كه از ناحیه مجلس به‏متحصنین حضرت عبدالعظیم رسید، دقیقا هدف آگاهى بخش شیخ را تامین كرد:

«واضح است كه مملكت ایران، مملكت اسلامى است و شریعت‏حضرت خاتم‏انبیاء محمد مصطفى «ص‏»،دائم و مستقر و ناسخ همه شرایع است و احكام آن تغییر ناپذیر است. در این صورت ظاهر است كه مراد ازكلمه «مشروطه‏» دراین مملكت نمى‏تواند چیزى باشد كه منافى با احكام شرعیه باشد پس در جواب این دوسؤال چنین اظهار مى‏شود: «مشروطیت‏»، حفظ حقوق ملت و تحدید حدود سلطنت و تعیین تكالیف‏كارگزاران دولت است‏بر وجهى كه مستلزم رفع استبداد و سلب اختیارات مستبدانه اولیاء دولت‏بشود وحدود این مجلس، اصلاح امور دولتى و تنظیم مصالح مملكت و رفع ظلم و تعدى و نشر عدل و تصحیح‏وزارتخانه‏هاست. وظیفه این مجلس اینست كه بتعاضد افكار، امورى را كه قابل مشورت و جرح و تعدیل وتغییر و تبدیل است، بوضع قوانین و نظارت در اجراء آن مقرون به انتظام نمایند پس دخالت در احكام‏شرعیه و حدود الهیه كه به هیچوجه قابل تغییر و تبدیل نیست از وظیفه این مجلس خارج است و مرجع‏احكام و امور شرعیه، كسانى هستند كه حضرت خاتم‏انبیاء و ائمه كرام علیهم السلام معین فرموده‏اند وایشان همان علماء اعلام و عدول مجتهدین عظام هستند و مسلم است كه قوانین موضوعه دراین مجلس،مخالف با قواعد شرعیه نبوده و نخواهد بود چنانكه در قانون اساسى ذكر شده است. هر مطلبى كه مخالف باشریعت اسلامیه باشد قانونیت پیدا نخواهد كرد و مراد بحریت، حریت در حقوق مشروعه و آزادى در بیان‏مصالح عامه است تا اهالى این مملكت مثل سوابق ایام، گرفتار ظلم و استبداد نباشند و بتوانند حقوقى كه‏از جانب خداوند براى آنها مقرر است، مطالبه و اخذ نمایند نه حریت از باب ادیان باطله و آزادى در اشاعه‏منكرات شرعیه، كه هر كس آنچه بخواهد، بگوید و بموقع اجرا بگذارد.»

این پاسخ، بعدها سندى شد كه نشان داد چگونه جریان انحراف و طرفداران سكولاریزم، در واقع، به كلیه‏اصول و اهداف مبانى «قیام مشروطیت‏» و به حدود آزادى و عدالت و حتى به ایده‏هاى مجلس، خیانت كردند وشیخ را بردار كردند. شیخ با گرفتن این سند، سایر مشروطه‏خواهان صادق به رهبرى علماء و مراجع را نیزمتوجه «خط خیانت و انحراف‏» نمود كه چگونه از سطر سطر این اصول و وعده‏ها بتدریج عدول نمودند و این‏سند درخشان را پاره پاره نمودند.

UserName