• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2313
  • چهارشنبه 1383/5/14
  • تاريخ :

نخستین نمایش زنانه ایرانی

زنان ارامنه گردهم آمدند تصمیم گرفتند كاری انجام دهند بدون دخالت و حمایت مردان

ارامنه تهران یك جامعه به حساب می آیند، با جمعیتی قابل توجه. سال هاست برنامه های فرهنگی و هنری ارامنه همپای دیگر هموطنان اجرا می شود. گاهی نیز آنان پیشگامند. برای اثبات این مدعا می توان به دوران مشروطه رجوع كرد و به روزگاری كه هنوز بر سینه تاریخ ایران وجود دارد. در همان دوران بود كه اصناف و اتحادیه ها شكل گرفت. باید فرهنگ كار گروهی در ایران نهادینه می شد. صدای جمع رساتر است و بلندتر. سندیكاهای مختلفی شكل گرفت. یكی از این انجمن ها، «انجمن خیریه زنان ارمنی تهران» بود. بانوان ارمنی گرد هم آمدند و سعی كردند حق و حقوقی برای خود دست و پا كنند. حول و حوش سال 1295 شمسی، یك مجمع عمومی تشكیل دادند. در این مجمع انتخابات برگزار شد. نتیجه انتخابات تعیین نخستین هیات مدیره بود. تصمیم گیری و حركت در اولین دقایق آغاز شد. بدون اتلاف وقت، برنامه هایشان را اعلام كردند. از جمله برنامه های قابل توجه و درخور اعتنا، احداث كودكستانی برای كودكان ارمنی بود. این یك حركت مستقل شمرده می شد، آن هم بدون دخالت و حمایت مردان. خانم های ارمنی خودشان چنین تصمیمی گرفته بودند و حالا برای اثبات توانایی شان باید راهكاری پیدا می كردند. كودكستان نیاز به پول داشت. باید ساختمانی تهیه ببینند. پرستار و دیگر امكانات هم باید در آنجا حضور داشته باشد. به همین خاطر بود كه هیأت مدیره با درایت و حساب و كتاب به فكر راه اندازی یك گروه نمایش افتاد و این كار را مثل هر راهی كه برای اولین بار انتخاب می شود پر از اما و اگر بود. كاری كه تاكنون در ایران اتفاق نیفتاده بود. البته نمایش مورد نظر خانم های ارمنی، نمایشی بود ویژه بانوان. آنها گفته بودند كه تماشاگران باید زن باشند، همین طور بازیگران و دیگرعوامل نیز از میان زنان ارمنی انتخاب می شدند. یك مجلس خصوصی زنانه. هیأت مدیره انجمن به فكر افتاد، شاید هوهانس توماسیان بتواند گره معما را باز كند. نزد او رفتند. هوهانس كمی فكر كرد. قدم زد و باز فكر كرد. او پیشكسوت تئاتر ارمنیان تهران بود. آدمی آشنا با نمایش.

هوهانس توماسین اپرا را خوب می شناخت. او «آرشین مال آلان» را به هیأت مدیره انجمن پیشنهاد كرد. یك اپرای شاد، سرگرم كننده و تفریحی كه مخاطبانش را راضی نگه خواهد داشت. او بنا به سابقه كاری از مخاطب شناسی خوبی برخوردار بود. قرار بود این اجرا برای بانوان و دوشیزگان تهران به روی صحنه برود.

بازیگران نمایش به گونه ای از اعضای انجمن انتخاب شده بودند. زنان ارمنی تلاش استقلال گرای محكمی را شروع كردند. آنها زیر نظر هوهانس مشغول تمرین شدند. سالن تمرین، تالار مدرسه حوایگا زبان بود. مدرسه ویژه ارامنه در محله حسن آباد تهران. پیش از آمادگی، گروه در همین تالار به اجرا پرداخت. نخستین بار بود كه بانوان تهرانی بدون حضور نامحرم روی صندلی نشستند تا نمایش زنانه ببینند. اپرایی با آهنگ های عامیانه و تفریحی و سبك گوش گوشك به هم گفتند و خبر در شهر پیچید.

اجرای درباری

نقل محافل زنان تهرانی شده بود نمایش زنانه تهران. خیلی ها برای دیدن كار می آمدند و پول بلیت می پرداختند. احمد شاه قاجار، باز هم مورد كنش های آغازین دوره مدرنیته، قرار گرفت. البته او نسبت به این مسایل حساسیتی نشان نمی داد. زنان حرمسرا از شاه خواستند، گروه اجرای نمایش زنانه را به كاخ بیاورد، تا آنها نیز اپرا ببینند. نمایشی كه ورد زبان شهر شده است.

زنان شاه كه در حرمسرا دور هم به خوبی و خوشی زندگی می كردند، نمی توانستند از دربار بیرون بروند.

شاه جوان كمی فكر كرد و با مشاورینش مشورت كرد. جلوی آینه تمام قد ایستاد. خودش را ورانداز كرد. او زنان زیادی داشت كه بدون اجازه اش آب نمی خوردند. حالا از او انتظار داشتند، نمایشی را تماشا كنند كه خود شاه نمی توانست. دلش گرفت. كاش می شد او بداند زن هایش چه می بینند. ولی آن وقت بلبشو به راه می افتاد. خیلی ها می خواستند كار پادشاه را تقلید كنند و این اصلاً صورت خوشی نداشت. بالاخره راضی شد، گروه اپرا در كاخ گلستان كارش را روی صحنه ببرد. محوطه بزرگ و درندشت كاخ جای خوبی بود. شاه رضایتش را اعلام كرد و گروه به كاخ گلستان آمد. هوهانس توماسیان، آن قدر در كارش خبره بود كه دربار از گروهش تقاضای اجرا كند. آن وقت او شرایطش را می گفت و بر اساس آن به كار مشغول می شد.

محوطه سبز و زیبای كاخ گلستان به صحنه تئاتر مزین شد. گروه آمد و تمرینش را شروع كرد. چند نوازنده زن با گروه همراه بودند. آنها ساز می زدند و اپرا به اجرا می رفت. زمان گذشت و ساعت چند بار نواخت. تمرین ها به خوبی انجام شد.

تجهیزات لازم فراهم شده بود. در حرمسرا ولوله بود. زن ها خودشان را آماده می كردند تا از نزدیك نمایش را ببینند. دل تو دلشان نبود. بعضی ها خیلی مقید بودند. می ترسیدند، نكند بین گروه مردی باشد. برای همین نمی خواستند چارقد از سر بردارند. البته برخی هم با خیال راحت حدس می زدند كه هیچ مردی حضور ندارد و مجلس كاملاً زنانه است.

روز موعود فرا رسید. بازیگران وارد كاخ شدند. گریم كردند و لباس پوشیدند. بعضی باید در نقش مرد بازی می كردند. سبیل گذاشتند و كت و شلوار مردانه پوشیدند. خواجه های حرم از موجودات جالب تاریخند. شك برشان داشته بود، مبادا اینها مرد باشند. برای همین قبل از اجرا شرط گذاشتند. زن بودن افراد باید به تأیید خواجه ها می رسید، تا خیال شاه و زن های متعصب آسوده شود. نزدیك گروه آمدند و زنان گریم شده را با دقت برانداز كردند. مطمئن شدند اینها همگی زنند و هیچ خطری وجود ندارد. خواجه ها نزد زنان حرمسرا آمدند و موضوع را شرح دادند.

بالاخره اپرا اجرا شد و زنان حرم به وجد آمدند. آنها از دیدن نمایش لذت برده بودند. از زندگی تكراری و كسل كننده حرم جدا شده و تجربه ای نو اندوختند. نمایش تمام شد. هیچ اتفاق خاصی روی نداد. اهل حرم از شاه تقاضا كردند چند روز و چند بار برایشان اپرا ترتیب دهد، بلكه روحیه شان تازه شود. احمدشاه كه نمی توانست حرف آنها را رد كند قبول كرد. از انجمن خیریه بانوان ارامنه تقاضا شد چند بار دیگر نمایش را اجرا كنند. گروه قبول كرد و این ماجرا چند بار تكرار شد. هر چه شاه در ایران باب می كرد، اعیان و اشراف به تكرار آن، قلقلك می شدند. آنها دوست داشتند اگر چه پس از درباریان، ولی حق زنان و دختران ایشان نیز هست. به رایزنی دربار پرداختند. احمدشاه رضایت داد اپرا در تالار گراندهتل اجرا شود.

شیكترین و بزرگترین هتل تهران در خیابان لاله زار. رجال و درباریان ،همسران و دوشیزگان شان را بردند گراند هتل تا نمایشی به نام «آرشین مال آلان» تماشا كنند. آنها زنان و دختران خانه را سوار درشكه می كردند و به گراند هتل می بردند. چند شب تالار این هتل در تفریحی ترین نقطه تهران (خیابان لاله زار) محل اجرای نمایش بود. پس از آن مدتی در تالار مدرسه ارمنیان در محله حسن آباد اجرا شد. این بار تماشاگران هم فرهنگ و آیین بازیگران بودند. برخی شان با بازیگران قوم و خویش بودند و بعضی همكلاسی سابق.

بازیگران اپرای آرشین مال آلان، خانم هایی كه نامشان برای ارامنه یك افتخار ملی است، اولین و مبتكرترین زنان نمایش ایران بودند. تا كوهی ساهاكیان نقش خدمتكار را ایفا كرد. آروسیاگ گلندریان نقش عسگر را بازی كرد، با سبیل و كت و شلوار و اداهای مردانه. مریم نیگو قوسیان در نقش تلی ظاهر شد و كاترین سركیسیان در نقش خاله، لوسیگ خاچاتوریان روی صحنه گلچهره بود و كناریگ آبوویان، رل آسیا را بازی كرد.

به هر حال نمایش جنجال برانگیز كه مدتی نقل محافل زنان و دختران تهران بود، در چند نقطه شهر اجرا شد. اما این همه ماجرا نیست. هدف از روی صحنه بردن این اپرا چیز دیگری بود. انجمن خیریه زنان ارمنی قصد داشتند كودكستانی دایر كنند كه داستان استقلال زنان و جمع آوری پول و اجرای نمایش پیش كشیده شد. انجمن با اجرایی خوب توانست پول قلمبه ای به دست آورد. اجرا در دربار شاه اوضاع مالی انجمن را دگرگون كرد.

نصف درآمد حاصله برای ساخت كودكستان كافی بود. بقیه آن را به وزارت فرهنگ و معارف بخشیدند، تا كمك هزینه ای برای مدارس تهران باشد. امروز كه ما نخستین نمایش بانوان تهران را مطالعه می كنیم، بعید می دانم بازیگرانش در قید حیات باشند ولی به هرحال نوادگان و فرزندانشان می توانند به ابتكار عمل مادرانشان بنازند.

نویسنده: آندرانیك هوویان

UserName