• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3093
  • يکشنبه 1383/5/11
  • تاريخ :

فواید و زیان های تضاد و تعارض

تضاد و تعارض در كودكان( قسمت چهارم )

در قسمت قبل مطالبی در مورد تیپ افراد مبتلا ، عوارض همراه و موضع كودك در قبال آن مطرح نمودیم اینك می خوانیم...

فواید و زیان های تضاد و تعارض

وجود تضاد و تعارض گاهی این فایده را دارد كه افراد را برای حل و رفع مشكل به جستجو و عمل وا می دارد. این حالت ، خود سببی است برای ورزیدگی و كسب مهارت و كشف و ابداع راه و روش جدید برای استقلال و سر پا نگه داشتن خود . در مواردی تضاد و تعارض ، فرد را به تصمیم گیری های بهتر و ارزنده جهت می دهد و سرانجام او را به هدف مطلوب می كشاند.

و اما زیان های تضاد و تعارض :

-زمینه سازی برای ناراحتی فكری ، آشفتگی های فكری و پریشان حالی های شدید. درست است كه او با سركوب میل یا تنفر تا حدودی خود را راحت می كند ولی واقعیت این است كه این سركوب ها  خود زمینه ساز ناراحتی های عصبی بسیار است و فرد را در زیر بار آن له و فرسوده خواهد كرد.

-تعارض و تضاد ، فرد را با مشكلات عاطفی بسیار مواجه می سازد و زمینه ساز اندیشه یا احساس بی كفایتی، گناه و یا ترس از زندگی است . موقعیت های متعارض سبب ایجاد واكنش های نابهنجار است و این خود عاملی برای نابسامانی های عصبی است .

وجود تضاد و تعارض در افراد مخصوصاً اگر ناخودآگاه باشد عامل اصلی اختلالات سیستم سمپاتیك عصبی است و افرادی كه از عقده های قوی دراین زمینه  رنج می برند می توانند آن را ادارك كنند . بسیاری از جنجال آفرینی ها و ناراحتی های افراد ، نشأت گرفته ازهمین حالات ضد و نقیض و كشمكش ها و منازعات روانی است .

دسته بندی زیان ها :

برای این كه زیان های تضاد و تعارض روشن تر شوند ما ضمن دسته بندی زیر به بررسی آنها پرداخته و جوانب قضیه را تا حدودی روشن می كنیم :

1-

    زیان های جسمانی :2-  گاهی در اثر تعارض و تضاد ممكن است در بدن ، یك نقص پدید آید كه مبنای فیزیولوژیك ندارد. فقط طرحی است در جهت سازگاری ها با تعارض واین واكنشِ تبدیلی همان است كه در روان شناسی ، بیماری هیستری خوانده می شود.

تعارض و تضاد در مواردی ممكن است موجبات بیماری هایی را در افراد فراهم آورد ؛ از جمله بیماری زخم معده ، اثنی عشر، آلرژی پوستی ، سردرد ، بی حسی در دست و پا ، نابینایی و ناشنوایی ، و حتی بی اشتهایی كه اگر بر آدمی غالب شود و مدتی براین حال بگذرد ممكن است وزن و رنگ و نیروی آدمی را از بین ببرد و یا او را به بیماری كم خونی مبتلا سازد.

موارد دیگری ازاین زیان ها هم  وجود دارند كه ظاهراً جسمانی هستند ولی ریشه عصبی دارند مثل دل دردهای عصبی ، تنش های روانی ، عصبیت ها و حساسیت ها و ... كه برای سلامت بدن نیز زیانبخش هستند.

3-    زیان های روانی :

-آشفتگی و بی قراری كه در نتیجه سبب می شوند آدمی از راه افتادن و كار كردن باز بماند.

-بر اثر فشار روانی ممكن است حركات غیرارادی ، تیك ها ، ناخن جویدن ها و .. پدید آیند.

-در مواردی ممكن است این امر ، كودك را به خیالبافی و سرگرم داشتن به آن بكشاند كه امری زیانبخش و دور كننده ی فرد از واقعیت های جامعه است .

-تضاد و تعارض شدید ، قدرت خلاقه و نیروی تفكر را از آدمی  باز می ستاند و در این صورت ، مقابله با مشكل دشوارمی شود.

-گاهی این حالت ممكن است زمینه ساز سیری قهقرایی ( رجعت ) باشد و زمینه را برای بازگشت به مرحله كودكی و حالات آن فراهم آورد ( رشد و بلوغ معكوس ).

-وجود تضاد سبب مصرف افراطی نیروی روانی است كه این خود عامل خستگی جسمی و روانی است .

-تعارض ها در مواردی زمینه ساز سستی اعتقاد و ایمان در افراد است كه این امر به نوبه خود عامل ذلت است و بالاخره این امكان وجود دارد كه تضاد و تعارض زمینه ساز بیماری عصبی باشد ، آن هم با جلوه های گوناگون ، به ویژه هنگام ناكامی های شدید .

4-    زیان های عاطفی :

ابتلای به تعارض و تضاد زمینه ساز عوارض عاطفی بسیاری است از جمله :

-عاملی است برای ایجاد اضطراب و دل نگرانی به گونه ای كه همه ی جوانب زندگی فرد را دربر می گیرد.

-عصبانیت ها و خشم های به ظاهر بی دلیل نشأت گرفته از همین حالات می باشد كه خود سبب خطرات و اختلالاتی در زندگی فردی و اجتماعی است .

-اگر تعارض در افراد بماند و درمان نشود زمینه برای تنش های عاطفی و هیجانی فراهم شده و فرد درآن احساس فشارمی كند.

-تعارض در مواردی سبب می شود كه افراد ، عقده دار شوند و رفتار و كلامشان نابهنجار گردد.

-تضاد و تعارض عاملی برای بی قراری و عدم ثبات به حساب می آید و این خود زمینه اختلال روانی ، احساس فشار و سنگینی بسیار است.

و بالاخره آشفتگی روانی ، سستی در پیوند عاطفی ، احساس عشق و یا تنفر بیجا از پیامدهای احتمالی آن است.

5-    زیانهای اجتماعی و اخلاقی :

- فرد را از جمع انسانها دور ، و یا به آنها پناهنده نگه می دارد و فاصله ای عاطفی و معنوی را سبب می گردد.

-عامل تزلزل ، موقعیت اجتماعی و حتی سبب بسیاری از طردهاست .

-زمینه ساز عدم هماهنگی در رفتار، احساسات ، تمایلات و طرز برخورد هاست.

-سبب از میان رفتن متانت و خونسردی و داشتن رفتارپرخاشگرانه با دیگران است.

-موجب سرگردانی در انجام مسئولیت و در نتیجه عدم پذیرش آن و لطمه زدن به كارآیی آنهاست.

-باعث آن می شود كه فعالیت ها محدود گردند، حل مسائل اجتماعی  دشوار گردد. زندگی مختل شود، عیبجویی و انتقاد بسیار گردد، حالت حمله و درگیری برای افراد پیش آید ، رفتار پرخاشگرانه كه نخست برای تسكین بود بعدها به صورت عادتی اكتسابی ولی تثبیت شده درآید و در كل روابط انسانی را به خطر اندازد.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به این عناوین خواهیم پرداخت : ریشه ها و علل تضاد و تعارض ، ضرورت حل و رفع آن

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName
عضویت در خبرنامه