• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1733
  • شنبه 1383/5/10
  • تاريخ :

ریز و درشت اموربا مرد اول ورزش كشور


** به عنوان اولین سوال لطفا دلایل تغیرات در فدراسیون كشتی را در حالی كه رییس فدراسیون تیم را قهرمان جهان كرده بود بفرمایید.با توجه به این كه برآیند تغییرات در فدراسیون كشتی چندان مطلوب نبوده است.

مهرعلیزاده: به هر حال دو سال پیش گذشته و بهتر است كه حرف دو سال پیش را نزنیم اما معمولا ارزیابی مدیریتی را باید در دراز مدت انجام داد. به عنوان مثال بسیاری از موفقیت هایی كه در دوره بنده به دست می آید را نباید تنها به حساب من گذاشت و همان طور نیز بسیاری از شكست ها را هم نباید تنها به حساب بنده نوشت. به همین دلیل با قاطعیت نمی توان پس از دوسال درباره موفقیت یا عدم موفقیت فدراسیون نظر داد.

** به هر حال سازمان برای این تغییرات دلایلی را مطرح كرده كه مهمترین آنها عدم موفقیت در بازیهای اسیایی پوسان است. اما به این ایده می توان به شكل دیگری هم نگاه كرد. بسیاری از فدراسیون های ممكن است در سطح آسیا بتوانند نتایج خوبی بگیرند اما چند فدراسیون ما قادرند در سطح جهانی افتخاری بدست بیاورند ان هم تا سقف قهرمانی جهان؟

مهرعلیزاده: این كه دلیل تغییرات تنها همین یك مورد بوده باشد خیر این گونه نبوده است. این تغییرات نتیجه بررسی كلی عملكرد فدراسیون بوده است. همان طور كه گفتم بحث بر سر برنامه های دراز مدت مدیریتی است كه انجام شده و تنها به یك نفر محدود نمی شود. اساسا نمی توان فدراسیون كشتی را تنها مقصر نتایج ضعیف در پوسان دانست همان طور هم با قاطعیت نمی توان همه موفقیت و قهرمانی جهان را به حساب فدراسیون گزارد.

** در حال حاضر سوالی كه مطرح است عكس العمل ها و موضع گیری های پیرامون حضور امیر رضا خادم در المپیك است. فارغ از این كه چه كسی به المپیك اعزام خواهد شد فعلا این ابهام وجود دارد كه عملا متولی امر ورزش در كشور كدام ارگان است؟ سازمان تربیت بدنی و یا كمیته ملی المپیك؟ چون مواضع سازمان با مواضع كمیته المپیك و خصوصا ریاست آن در تضاد های عمیقی است.

مهرعلیزاده: طبق قانون كاملا مشخصی كه وجود دارد سازمان تریت بدنی متولی امر ورزش در كشور است و كمیته ملی المپیك وظایف كاملا واضحی دارد كه بر اساس اساسنامه تدوین شده یك سری وظایف پشتیبانی و هدایت های تكنیكی را در بر می گیرد. حالا ممكن است روزنامه ها و كسانی كه مطلب می نویسند یك استنباط شخصی داشته باشند كه فلان شخص بالاتر یا پایین تر از حد خودش حرف زده یا دخالت كرده و یا حرف خارج از مسئولیت زده و این ها را از دید خودشان تحلیل كنند و ابهام هایی ایجاد شود. من تنها می توانم بگویم متولی امر ورزش فقط سازمان است و كمیته المپیك وظایف تعیین شده ای در قبال تیم های المپیكی دارد. حتی در مورد تك تك مسائل فنی هم تصمیم گیرنده نهایی سازمان است. به عنوان مثال برای انتخاب سرمربی تیم های المپیكی كمیته المپیك باید با توجه به پیشنهاد فدراسیون و تایید سازمان تصمیم بگیرد.

** با توجه به سپری شدن دو سال از زمان مطرح شدن طرح جامع ورزش، امروز این طرح چقدر به اهداف و پیش بینی های خود نزدیك شده است و تا چند درصد به اهدافی كه برای المپیك ۲۰۰۴ تدوین شده بود میتوان امیدوار بود؟

مهرعلیزاده: من اول بگویم كه اسم كامل این پروژه ( طرح جامع توسعه تربیت بدنی و ورزش كشور ) است. این برنامه از نظر ارزش گذاری و اهداف و نتایج آن عملا ارتباطی به مسابقات المپیك ۲۰۰۴ ندارد. و ما نتایج اولیه آن را می توانیم در سال ۸۴ مشاهده كنیم. طرحی است با چشم انداز بیست ساله و اهداف كیفی ده ساله. این طرح شهریور ماه سال گذشته در هیئت دولت تصویب و بلافاصله عملیات اجرایی آن شروع شد. در واقع این برنامه باید منطبق بشود با برنامه های پنج ساله كشور. به این صورت پنج سال اول منطبق است با برنامه چهارم توسعه كه از سال ۸۴ شروع خواهد شد و این روند بیست سال طول خواهد كشید تا با استمرار این برنامه نتایجش كم كم ظاهر خواهد شد.

** این طرح الگو یا مثال بخصوصی دارد ؟

مهرعلیزاده: بله. شما الان كشور استرالیا را نگاه كنید. این كشور هم یك برنامه ۲۰ ساله را طراحی كردند كه در طول پنج شش سال اخیر وضعیت ورزش استرالیا از زمین تا آسمان تغییر كرده است. آنها از یك كشور غیر مطرح در تمامی رشته ها در حال حاضر به كشوری مطرح در تمامی رشته ها تبدیل شده اند.

** برای این طرح ضمانت اجرایی بلند مدتی هم وجود دارد؟ چون در بیشتر مواقع با تغییر مدیریت بیشتر برنامه ها منتفی می شود؟

مهرعلیزده: اولا این كه قانون ورزش ما در سال ۱۳۵۰ نوشته شده است كه آن زمان جمعیت كشور ۲۶ میلیون نفر بوده است و چه از نظر میزان جمعیت جوان و چه از نظر موضوع نگرش به ورزش همه چیز متفاوت بوده است. بنابراین این طرح و تغییرات نیاز كلی ساختار ورزش است. به همین دلیل ما تضمینی كاملا اجرایی را در نظر گرفته ایم كه شامل سازمانی می شود كه در كنار این پروژه طراحی كرده ایم به نام مركز ملی مدیریت و توسعه ورزش كشور. این مركز وظیفه نظارت و بررسی و به روز كردن این طرح را در طول این ۲۰ سال بر عهده دارد. یعنی اگر ریاست سازمان تغییر كند و هر شخص دیگری كار را بر عهده بگیرد این نهاد از بین نمیرود و كار را استمرار می دهد.

** به عنوان ادامه بحث مدیریتی بهتر است به موضوع پرسپولیس بپردازیم. ۲۸ اسفند ۱۳۸۰ رای دادگاه درباره پرسپولیس صادر شد و تیم به سازمان تعلق گرفت. نهایتا در ۱۰ خرداد آقای غمخوار به عنوان مدیر عامل انتخاب شد. در وحله اول این نكته وجود دارد كه سازمان در طول این دو ماه بر اساس بررسی هایی به این انتخب دست زده است. هدف گزاری های روز اول چه بوده و امروز تحلیل سازمان چیست؟ یعنی چند درصد اهداف اولیه آن محقق شده است؟

مهرعلیزاده: حقیقتی كه شما هم می دانید این است كه ما در ابتدا فقط یك اسم را تحویل گرفتیم. عملا تشكیلاتی به نام پرسپولیس وجود نداشت. یك اسم بود به نام پیروزی داخل پرانتز پرسپولیس. اولین و مهمترین هدف ما تبدیل این اسم به یك موسسه دولتی بود. سپس در مرحله دوم هدف ما تبدیل این موسسه به یك شركت سهامی عام بود. سپس آن را وارد بازار بورس كنیم و سایر مسائل. اما ما در این مرحله با مشكلاتی مواجه شدیم.

وقتی كه ما كم كم مسائل تیم را حل كردیم. باشگاه تبدیل به یك موسسه قابل قبولی شد. جلسات هیئت مدیره به طور مرتب برگزار شد و ما این پروژه را قصد داشتیم كه در اسرع وقت انجام دهیم. زیرا هم بتوانیم مشكلات را برای همیشه حل كنیم و هم بتوانیم الگویی از نظر باشگاه داری حرفه ای در ایران ارائه دهیم. ولی افرادی كه معتقد بودند حق آنها از بین رفته و خواستار حقوق خود بودند توانستند اقداماتی بكنند تا سرانجام سازمان ثبت به ما نامه ای نوشت كه تا روشن شدن قطعی وضعیت موسسه پیروزی از هر گونه تغییرات در آن خودداری شود. این بود كه كارها عقب افتاد. ما مجبور بودیم دوباره درگیر كار دادگاه شویم و مجددا استدلال های خود را به دادگاه ارائه كنیم. به غیر از این موارد شرایط كار در آنجا ویژه است. حاشیه ای كه برای این تیم ساخته می شود و یا میزان مطالبی كه از این تیم در مطبوعات انعكاس می یابد به هر حال همه تاثیرگذار است. ولی آنطور كه من اطلاع دارم بالاترین مرحله قانونی همین اعمال ماده دو است كه این مرحله هم سپری شد و دیگر مراحل قانونی بالاتری ندارد و امیدواریم از این جا مجددا كار تبدیل موسسه به سهامی عام را از سر بگیریم.

** مدیر عامل فعلی برای چند سال انتخاب شده است؟ دو یا چهار سال؟

مهرعلیزاده: طبق قانون دو سال

** شما برای این دوسال چه هدف گزاری هایی كرده اید و این كه اساسا تضمینی وجود دارد كه مدیر عامل جدید دچار مشكلات فرسایشی قبل نشود؟

مهرعلیزاده: در مورد مشكلات حقوقی كه بخش عمده ای از انرژی مدیریت سابق را گرفت تضمینی هست كه دیگر مشكلات حل شده است. اما درباره مشكلات حاشیه ای نمی توانیم هیچ تضمینی بدهیم. از نظر پشتیبانی های حقوقی و مالی هم ما وظایف خود را انجام خواهیم داد.

** شما به عنوان رییس سازمان پشتیبانی مالی را تایید می كنید؟

مهرعلیزاده: بله

فكر می كنید سازمان تا كی باید به این تیم ها كمك مالی بكند؟**

مهرعلیزاده: تا زمانی كه ما نتوانیم این دو باشگاه را به سهامی عام تبدیل كنیم و این دو تیم نتوانند روی پای خودشان بایستند ما باید كمكشان كنیم.

** چون این احتمال این ریسك وجود دارد كه این دو تیم با یك مدیرعاملی شروع كنند و در ایران و حتی در آسیا قهرمان شوند، اما پس از دو سال كه برگردیم و ببنیم كه شرایط هیچ تغییری نكرده است. تیم هنوز همان اسم است و هیچ تشكیلاتی ندارد.

مهرعلیزاده: تمام سعی ما این است كه قدم به قدم مراحل تثبیت هویت باشگاه را انجام دهیم. یكی از برنامه هایی كه بسیار مد نظر است تشكیل تیم های امید و جوانان و همچنین فعالیت در سایر رشته های ورزشی است. این كارها را مرحله به مرحله پیش می بریم اما خوب این نكته را هم در نظر بگیرید كه حرفه ای شدن كامل باشگاه تا حد زیادی مربوط به شرایط اقتصادی جامعه هم می شود. البته گفتم كه شرایط در باشگاه پرسپولیس ویژه است و مسائل حاشیه ای فراوانی وجود داشت كه توان زیادی از مدیریت را می گرفت.

** الان فرصت مناسبی است كه شما این ابهام را روشن كنید كه هنگامی كه سازمان اظهار نظری می كند ، این موضع سازمان دستور است یا پیشنهاد؟ چون همین اختلاف نظر و عدم روشن بودن قضیه، مشكلات زیادی را به وجود می آورد و در برخی موارد تبدیل به بحران می شود . به طور مشخص مواضع سازمان درباره تیم ملی در سال گذشته...

مهرعلیزاده: این موردی كه شما گفتید، موقعی مطرح شد كه كادر فنی می بایست تقویت شود، و سه بار توصیه و دستور، انجام شد. در مرحله اول توصیه بود، چون وظیفه فدراسیون بود كه چنین كاری را انجام بدهد ولی ما به عنوان ناظر و دولت مكلفیم به مردم و افكار عمومی پاسخگو باشیم، وقتی دیدیم كه كاری صورت نمی گیرد و علیرغم چندین بار تذكر و یاد آوری انجام نشده، چون ببینید، البته شما حق دارید كه این سوال برایتان ایجاد شود، من خودم هم می گویم كه شما حق دارید روی این قضیه تاكید شود.

یك جاهایی اصلاً وظیفه فدراسیون است، و ما در مجموع باید مواظب همه چیز باشیم كه همه امور به خوبی پیش برود، كارشناسان ما به ما می گویند كه اگر وضع همین طور پیش برود وضع خراب می شود، می گوییم ریاست فدراسیون، با كارشناس صحبت كن، و بعد از صحبت به این نتیجه می رسند كه اگر همین روند را ادامه بدهند نتیجه منفی خواهند گرفت، بعد توصیه می كنند كه رویه را عوض كنید و روش بهتری را انتخاب كنید، حتی نمی گویند چه كاری انجام بدهید ، فقط می گویند این رویه درست نیست و شما را به هدف نخواهد رساند . ولی وقتی یك زمانی می رسد كه می بینیم به توصیه های كارشناسی عمل نمی شود، این را به دستور تبدیل می كنیم ، كه مثلاً همان قضیه 20 روز دستوری بود كه از طرف بنده به آقای كفاشیان، منتقل شد كه فدراسیون وقت دارد در یك زمان مشخصی این كار را انجام بدهد. حتی نگفتیم كه فلان كس رو بردار، فلان كس را جانشین كن، گفتیم كه این كادر فنی باید تقویت شود، این كادر فنی ما را به هدف نمی رساند، (هرچند دوست هم نداریم كه این مسائل خیلی به بیرون درز كند) ولی به هر حال خبرنگاران فعال هستند و مطالب را منتشر می كنند. ولی وقتی مساله به دستور تبدیل می شود باید هم اجرا بشود، و برای اجرای آن پافشاری هم می كنیم.، من به خاطر ندارم كه من دستوری در این سازمان داده باشم و اجرا نشده باشد.

** یكی از مسائلی كه خواسته یا ناخواسته آرامش اطراف تیم های ورزشی را بهم می زند اظهار نظرهایی است كه در برخی موارد از درون سازمان به بیرون منتقل می شود. طبعا روابط عمومی سازمان ارگان خبری سازمان به شمار می رود و مواضع را به مطبوعات و افكار عمومی انتقال می دهد. در این میان اظهار نظرهای آقای كفاشیان هر چند اگر بپذیریم كه كاملا صادقانه باشد در بیشتر موارد به بحران می انجامد. به عنوان مثال ایشان در مصاحبه ای گفته بودند كه از فوتبال و والیبال در المپیك انتظار كسب مدال را دارند. سطح فوتبال و والیبال ما كاملا مشخص است ولی از یك مقام مسئول انتظار می رود اظهاراتش با مردم عادی تفاوت داشته باشد.

مهرعلیزاده: سازمان سخنگو دارد، آقای اسحاقی مدیر كل روابط عمومی هستند و همچنین سخنگوی سازمان. این هم درست است كه اظهار نظرهایی كه مدیران سازمان ارائه می دهند ، باید در حد و حدودی باشد كه جنجال ایجاد نكند. و همچنین از صحت و از استحكام لازم و دقت بیشتری برخوردار باشد. این به روحیه افراد هم بستگی دارد. مثلاً مدیری در جلسه ای حضور دارد. خبرنگاری زنگ می زند و یك سوالی را مطرح می كند. ایشان هم یك جوابی را می دهد كه حالا ممكن است اشكالاتی بر آن وارد باشد.

نمی خواهم بگویم همه آن چیزی كه آقای كفاشیان گفته اند مطابق واقعیت بوده است، اصلا اینطور نیست. بالاخره همه ما مدیریم، انسانیم، حرف می زنیم و اظهار نظرهایی می كنیم، بعضاً اظهار نظر هایی ممكنه است مورد استفاده بعضی ها قرار بگیرد، جنجالی هم ایجاد شود ولی آن چیزی كه می توانم روی آن صحه بگذارم این است كه سخنگوی سازمان آقای اسحاقی است و آن چیزی كه به عنوان مواضع سازمان بیان می شود همان نقطه نظراتی است كه آقای اسحاقی بیان می كنند.

** همیشه از مربی های خارجی برای تیم های ورزشی دعوت می كنیم، كه از دانش و توانایی های آنها استفاده بشود. ولی آیا تلاشی برای كمك گرفتن از مدیران یا مشاوران مدیریتی خارجی صورت گرفته است؟ فكر نمی كنید كه برای ایجاد یك سری تغییرات بنیادی و اصولی در ورزش ایران به یك مدیریت نوین احتیاج باشد؟

مهرعلیزاده: بله. دقیقا سوال درستی است. ما اتفاقا به غیر از نظام جامع در برنامه چهارم در ماده 120، ( كه ماده 120 در حقیقت یك چكیده ای است از اهداف ما در نظام جامع) یكی از مجوز های قانونی كه ما آنجا گرفتیم این است كه ما بتوانیم در امور ستادی ورزش كشور نیز از كارشناسان خارجی استفاده كنیم. مجوزی است كه در برنامه چهارم دیده شده است و از ماده های مصوب تلقی می شود. زیرا شورای نگهبان ایراد نگرفته است و امیدواریم مجوز كه گرفتیم از ابتدای سال 84 این كار را به انجام برسانیم.

در همان مركز ملی مدیریت و توسعه ورزش كشور یكی از كارهای مهم همین است كه با جذب افراد مدیریتی برای مشاوره، هم برای هدایت تخصصی ورزش و هم برای تقویت نیروی ( انسانی - مدیریتی) از مشاوران خارجی استفاده كنیم. حال چه دوره هایی در داخل یا خارج بگذاریم و چه افرادی مستقر بشوند و در این زمینه ها به ما كمك كنند. اتفاقا در مورد خود نظام جامع هم این كار را انجام دادیم، منتها خیلی رقیق، به این ترتیب كه گرچه 720 نفر در داخل كشور در 14 ماه كار كردند و این طرح تدوین شد، ولی برای بخش مدیریتی اش یك مشاور گرفتیم. برای بخش های تخصصی ورزش یك مشاور دیگر گرفتیم. برای تلفیق اینها یك مشاور گرفتیم و كه ایرانی بودند، منتها در مراتب مختلف پیشرفت كار در این 14 ماه چندین بار این چكیده كار را برای مشاور خارجی فرستادیم، بررسی كردند، صحت كار را گفتند، بعضا اشكالات را مشخص كردند. تقریبا با نظر یك مشاور خارجی ما این كار را تكمیل كردیم.

** یك طرح خوب و جالب توجهی  كه در سازمان تربیت بدنی مطرح و تصویب شد ، مساله تعلق گرفتن  مبلغی به پیشكسوتان ورزشی و قهرمان است، در مورد این هم توضیحاتی ارائه دهید....

مهرعلیزاده: یكی از مشكلاتی كه من از بدو ورودم به سازمان با آن روبه رو بودم همین مسئله بود. البته جالب بود  كه من وقتی با  مدیران قبلی سازمان هم كه صحبت می كردم، به همین نكته اشاره می كردند. من یك بار به آقای غفوری فرد صحبت می كردم، گفت اتفاقاً از زمان من هم این مطلب مطرح بود. آقای هاشمی طبا هم گفت این در زمان من هم مطرح بوده است.  وقتی یك جوانی پا به ورزش قهرمانی می گذارد و در همان ابتدای امر  مربی و پیشكسوتان آن رشته را می بیند، بعد می بیند پیشكسوتش كسی است  كه در  كنج یك قهوه خانه ای نشسته و افسوس گذشته اش را می خورد، وقتی این ها را  می بیند آینده خودش را ترسیم می كند. نهایتا برای آمدن به ورزش قهرمانی پاهایش سست می شود. از آن طرف برای خود آن  پیشكسوت هم واقعا درست و منطقی نیست كه كسی كه  زمانی قهرمان بوده، درخشیده، حالا كه بجای سمت گرفتن و كارخانه زدن و پول دار شدن رفته است قهرمان شده، افتخار آفریده ،كنج یك قهوه خانه ای بیكار بنشیند. به این دلیل من فكر می كنم یكی از عوامل كند كننده گرایش بچه ها و جوانان  به ورزش قهرمانی همین مطلب بوده است. ما بررسی  كردیم و دیدیم یك سری كارهای متفرقه ای هم شده است. مثلا قهرمان یك وزنی را آوردند یك جلسه ای گذاشته اند و تشویقشان كردند ولی اینها شاید یك سری جواب یك هفته ای بدهد.

 برای اینكه این مساله نهادینه بشود ما به دولت پیشنهادی ارائه كردیم كه یك صندوقی بنام صندوق حمایت از قهرمانان و پیشكسوتان ایجاد كنیم. این طرح در دولت هم مطح شد و قرار شد یك صندوق با ماهیت خصوصی متعلق به خود ورزشكارها ایجاد بشود. منتها تحت الحمایت دولت. كه در 6 فروردین سال 82 كه این تصویب شد كه یك بند اجازه تشكیل  صندوق هست و بند دیگر اینكه سازمان برنامه ریزی و بودجه مسئول هست كه همه ساله در بودجه خودش مبلغی را به عنوان كمك به این صندوق در نظر بگیرد. كه سال گذشته در 6، 7 ماه اول ما موارد ثبت و  اساس نامه را گذراندیم و نیمه دوم سال كه هیات مدیره تشكیل شده بود، آیین نامه داخلی را  تدوین كردند و این  طرف سال توانستیم از اول خرداد بخشی از كار كه بر قراری مستمری برای قهرمانان هست. و الان مرحله بعدی كار این است كه خدماتی نظیر خدمات رفاهی، خدمات درمانی، بیمه عمر و حوادث و پرداختی بازنشستگی را هم این صندوق باید داشته باشد.

** در صحبت هایتان  اشاره كردید راجع به اینكه قرار است بخشی به عنوان ورزش بانوان ایجاد شود. ولی ما الان در حال حاضر شاهد این هستیم كه با توجه به محدودیتهایی كه خانم ها در جامعه و برای شركت در مسابقات بین المللی و در سطح جهانی دارند، عملاً ورزش بانوان رشد خاصی نكرده و خیلی عقب است. آیا حركت بنیادینی برای اینكه واقعا تحولی در ورزش بانوان صورت بگیرد انجام شده است؟

مهرعلیزاده: اولا كه روند رشد بانوان در 10 سال گذشته خیلی مثبت بوده است. عدد و رقم ها را اگر مقایسه كنید، میزان حضور خانم ها در ورزش های همگانی و قهرمانی رشد بسیار جالب توجهی داشته است. من یك بار آمار دادم كه ما در سال 81 ، 49  مدال در مسابقات بین المللی گرفته بودیم كه تا آن سال یعنی سال 81، از زمانی كه ورزش بانوان شكل  گرفته یعنی سال 1336 در كشور، جمعا ما 49 تا مدال نداشتیم. در سال 82، 105 مدال  بانوان داشتند . سال 81 اولین سالی بود كه تكواندو ما در پوسان كره حضور پیدا كرد و اتفاقا مدال هم آورد. البته این بدین معنی نیست كه بگوییم دیگر بهتر از این نمی شود چون ما یك عقب افتادگی های تاریخی در زمینه حضور خانمها در ورزش داریم كه باید خیلی كار كرد تا اینها جبران بشود. ما ورزش بانوانمان تا امروز دو مرحله را طی كرده، یكی مرحله ای بود كه این امر جا بیفتد كه خانمها هم می توانند و باید ورزش كنند. از 10، 12 سال پیش تا حالا، بعد از این در قالب انجمن های زیر مجموعه فدراسیون ها ورزش قهرمانی خانمها شكل گرفت منتها خیلی كوچك. اما ما الان مرحله سوم رشد این كار رو داریم طی می كنیم می گوییم كه چرا همه فدراسیون با قدرت و اختیارات و امكاناتش باید در اختیار آقایان باشد، و فقط یك انجمن كوچك زیر نظر معاونت مال خانمها.

** یكی از بغرنجترین مسائل ورزش در ایران  موضوع  جو  نامطلوب ورزشگاههای ماست. البته در این قضیه نه مقصر شمایید نه مربوط به سازمان و رئیس قبلی. یك مشكل تاریخی است كه  از فقر فرهنگی نشات گرفته است. شما هم  به تنهایی هم نمی توانید آن را حل كنید. ولی در نهایت با توجه به اینكه عنوان فرهنگی ورزشی باشگاه ها بیشتر یك شوخی به نظر می رسد می خواهیم ببینیم سازمان چه برنامه هایی برای حل این معضل داشته است؟

مهرعلیزاده: حرف شما صحیح است اما در عین حال ما خودمان را مسئول می دانیم چون به هر حال من مسئول ورزش هستم مسئول همه ابعاد ورزش هستم. گرچه می توانیم بگوییم كه همه كار دست ما نیست یعنی یك مساله تاریخی و فرهنگی است مثلا وقتی در فرهنگ این كشور جا افتاده كه در یك مسابقه طرفداران یك تیم بجای اینكه تیم خودشان را تشجیع كنند، تیم مقابل را با حرفهایی سطح پایین تحقیر می كنند، تا شما بخواهید این را در ذهن جوانان عوض كنید خیلی وقت می برد. تا جایی كه به ما بر می گردد مقدار خیلی زیادی در این زمینه كار انجام دادیم. اولا در خود فدراسیون ها با توصیه هایی كه به آنها كردیم، با كتابچه هایی كه برایشان فرستادیم، مطالعاتی كه در زمینه های مختلف روانشناختی انجام شد ، به فدراسیون ها توصیه كردیم كه در برنامه ریزی هایشان به این نكات توجه كنند، به باشگاه ها گفتیم كه این زمینه ها را رعایت كنید. در آموزش ها مخصوصا آموزش مربیان، دروسی برای مدرسان گذاشته ایم كه مربی وقتی ورزشكاری تربیت می كند این مسائل را هم به او  تدریس كند. در یك زمینه هایی مثل فوتبال از ورزشگاه ها خواستیم كه یك كانون هواداران درست كنند كه این كانون خودش بصورت یك تغذیه كننده فرهنگی باشد كه خود هوادارن هدایت كننده عمده آن باشند. با یك پیش زمینه مثبت ولی باز هم به نظر می آید  كه كافی نیست و باز هم باید كار بشود. همانطور كه خود شما هم گفتید این یك كار دراز مدت است. اصولا حل مشكلات فرهنگی به این سادگی ها نیست. به علاوه اینكه كاری نیست كه از عهده یك سازمان به تنهایی بر بیاید.
مصاحبه با نیكبخت واحدی (2)

مصاحبه با نیكبخت واحدی (2)

مصاحبه با نیكبخت واحدی (2)
قطبی باند و مافیا ندارد

قطبی باند و مافیا ندارد

قطبی باند و مافیا ندارد
افتخاری: فوتسال یک تیم سه نفره شده است

افتخاری: فوتسال یک تیم سه نفره شده...

افتخاری: فوتسال یک تیم سه نفره شده است
کلید خوردن پروژه عبور از منصوریان!

کلید خوردن پروژه عبور از منصوریان!

کلید خوردن پروژه عبور از منصوریان!
UserName