• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 12126
  • چهارشنبه 1383/4/31
  • تاريخ :

نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه

(1)

مقدمه

نخستین شرح

شرح سید فضل ‏الله راوندى

شرح نهج‏ البلاغه وبرى

معارج نهج ‏البلاغه یا شرح ابن ‏فندق بیهقى

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغه

حدائق ‏الحقائق فى تفسیر دقائق افصح‏الخلائق

شرح ابن ‏ابى‏الحدید

مصباح ‏السالكین

شرح علامه حلى

شرح ابن‏عتایقى

مقدمه

از زمانى كه سید شریف ‏رضى در سال 400 ه ق كار جمع و تدوین نهج‏ البلاغه را به پایان رسانید، تا امروز كه بیش از هزار سال از عمر این كتاب شگفت‏ انگیز در حوزه  فرهنگ اسلامى مى‏گذرد، توجه اندیشمندان و معرفت ‏پژوهان رشته‏هاى مختلف اسلامى از ادب گرفته تا تاریخ، اخلاق، عرفان، حكمت و كلام، سیاست و حكمرانى و مدیریت، به این كتاب به ‏عنوان یكى از مهمترین منابع قابل استناد و قابل تامل جلب شده است.

سنت ‏شرح ‏نویسى بر متون دینى قدمتى طولانى دارد. كتابهاى مقدس ادیان مختلف از سوى عالمان دینى با دقت و تامل مورد بررسى‏هاى دقیق و موشكافانه قرار گرفته‏اند. در تاریخ اسلام، پس از قرآن كریم كه اصلى‏ ترین و اصیل‏ ترین منبع تمامى مسلمانان بشمار مى‏رود، تقریبا هیچ كتاب مقدس دیگرى، بسان نهج‏ البلاغه مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته است. شارحان با انگیزه‏هاى گوناگون اقدام به شرح ‏نویسى مى‏كرده‏اند: توضیح واژگان دشواریاب، شرح مبانى كلامى، فلسفى مورد نظر، تحلیل و تبیین حوادث تاریخى كه به اجمال ذكر شده‏اند، ذكر نكات ادبى و بلاغى، استفاده وعظ گونه و اخلاقى از متون دینى و به تعبیرى كمك به گسترش فرهنگ معنوى، نقل و نقد آراء شارحان پیشین، نقد و بررسى اسنادى و اثبات صحت روایات، و حتى اثبات قدرت علمى نویسندگان شرح، در زمره این انگیزه‏ها بشمار مى‏روند.

در هر حال، انگیزه شارحان هرچه كه بوده  یا خواهد بود، ما اكنون وارث انبوهى از شرحهاى گوناگون بر نهج‏البلاغه هستیم كه كم‏ وبیش داراى مزایا و كاستیها، كژى‏ها و راستى‏ها و درستى‏ها و نادرستى ‏هاست. اما این همه، جزئى از فرهنگ مكتوب اسلامى بشمار رفته و بر ما است كه در شناسایى همه - یا اهم آنها - هر چند به اجمال، بكوشیم.

نخستین شرح

در این كه نخستین شرح نهج ‏البلاغه از سوى چه كسى نگاشته شده، ظاهرا توافقى میان كتاب ‏شناسان و نهج‏البلاغه ‏پژوهان وجود ندارد. برخى از احمد بن محمد الوبرى به‏ عنوان نخستین شارح نام برده‏اند، گروهى سید فضل ‏الله راوندى را اولین شارح دانسته‏اند. (1)

شرح سید فضل ‏الله راوندى

تالیف: تاج‏الاسلام سید ضیاءالدین ابوالرضا فضل‏الله ‏بن على راوندى از بزرگان علم و ادب شیعى در سده ششم هجرى است.

راوندى در سفر خود به نجف، نسخه اصلی نهج‏البلاغه را ملاحظه نموده و از روى آن نسخه‏اى براى خود نوشته و در ربیع‏الاول 511 به پایان رسانیده و پس از اتمام نسخه آن ‏را قرائت، مقابله و تعلیقاتى بر آن نوشته و كلمات و جملات دشوار آن ‏را شرح كرده، كه به‏ عنوان اولین شرح بر نهج ‏البلاغه قلمداد شده است. (2)

نسخه‏اى از نهج‏البلاغه در دست است كه محمد صادق ‏بن محمد شفیع‏ یزدى در 1132 از روى ابوالفتوح احمد بن ‏ابى‏عبدالله بلكوبن ابى ‏طالب ‏آبى از روى نسخه سید فضل‏الله راوندى تحریر نموده و حواشى راوندى در آن نقل شده است. (3)

شرح نهج‏ البلاغه وبرى

احمد بن محمد وبرى خوارزمى از فضلاى قرن ششم هجرى، شرحى بر نهج‏البلاغه نوشته كه نظرش فقط  شرح مشكلات آن بوده است. از این شرح، بیهقى در معارج نهج‏البلاغه و قطب‏الدین كیدرى در حدائق‏ الحقائق و ابن‏عتایقى در شرح خود بر نهج‏البلاغه، نقل نموده‏اند. ولى اصل این شرح در حوادث ایام از بین رفته و به دست ما نرسیده است. (4)

معارج نهج ‏البلاغه یا شرح ابن ‏فندق بیهقى

تالیف: ظهیرالدین ابى‏الحسن على ‏بن زید انصارى اوسى بیهقى ملقب به فرید خراسان و ابن‏ فندق (متولد 493- متوفاى 565 ه . ق) (5)

شرح معروفى است كه بیهقى در دو جزء بر نهج ‏البلاغه نوشته، جزء اول آن‏ را در 9 ربیع‏الاول 552 و جزء دوم آن ‏را در 13 جمادى‏الاولى 552 به پایان رسانیده است.

از این كتاب نسخه منحصرى در آستان قدس رضوى به شماره 2052 موجود است، (6) و از روى همان نسخه از سوى كتابخانه حضرت آیة‏الله مرعشى در قم سال 1409 ه . ق به تحقیق استاد كتابشناس محمد تقى دانش‏ پژوه به چاپ رسیده است.

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغه

تالیف: قطب‏ الدین سعید بن عبدالله ‏بن حسین راوندى مشهور به قطب راوندى (م 573 ه . ق) شرح علمى و ادبى مهمى است‏ بر نهج‏البلاغه و به گمان برخى اولین شرح نهج ‏البلاغه نیز به ‏شمار مى‏رود. این شرح را قطب راوندى در اواخر شعبان 556 به پایان رسانیده و سرآغازش چنین است:

«الحمدلله الذى جعل آل محمد اصول البراعة و فروعها واتخذهم - و هم رحمة للعالمین - معدن البلاغة وینبوعها.»

نسخ متعددى از این شرح به ‏دست ما رسیده كه استاد فقید سید عبدالعزیز طباطبائى هفت نسخه آن ‏را معرفى نموده است. (7)

حدائق ‏الحقائق فى تفسیر دقائق افصح‏الخلائق

تالیف: قطب‏الدین ابوالحسن محمد بن حسین بیهقى كیدرى نیشابورى، مشهور به قطب ‏الدین كیدرى (زنده در سال 610 ه . ق) (8) كیدرى شرحش را در اواخر شعبان سال 576 ه . ق به پایان رسانیده و در آن از شرح  قطب ‏الدین راوندى و فرید خراسان بهره جسته است.

شرح ابن ‏ابى‏الحدید

نگارش شرح نهج‏ البلاغه از سوى عزالدین ابى ‏حامد عبدالحمید بن هبة‏الله المدائنى مشهور به ابن ‏ابى‏الحدید (9) (656- 586 ه . ق) تحولى اساسى در نگارش شروح  نهج ‏البلاغه تلقى مى‏گردد. زیرا وى علاوه بر این ‏كه بر ادب عرب تسلط  وافر داشته و اشعارى نیكو نیز سروده، بر تاریخ فقه، و كلام نیز احاطه داشته است. از این ‏رو شرح وى در طى قرون و اعصار گذشته همواره مورد توجه علاقمندان كلام مولى علیه السلام بوده است. (10) ضمن این‏ كه وى ظاهرا نخستین شارح غیرشیعى نهج ‏البلاغه نیز هست.  شرح ابن‏ ابى‏الحدید از حیث‏ بیان زیبائیهاى ادبى نهج ‏البلاغه و ذكر مسائل تاریخى از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است. هرچند این شرح به زبان عربى نگاشته شده، اما چند ترجمه از آن به زبان فارسى دیده مى‏شود. از جمله شمس‏ الدین محمد بن مراد - كه ظاهرا از دانشمندان عصر صفوى است - آن ‏را به پارسى برگردانده است. هرچند این ترجمه تا كنون به ‏صورت خطى باقى مانده است. (11) ترجمه‏اى دیگر نیز با نام مظهر البینات اثر نصرالله تراب ‏بن فتح‏الله  دزفولى از این شرح  وجود دارد كه آن نیز مخطوط است. (12) گزیده‏اى از این شرح، در سالیان اخیر توسط استاد دكتر محمود مهدوى دامغانى به زبان فارسى شیوا و زیبا ترجمه و در چند مجلد از سوى انتشارات امیركبیر منتشر شده است. علاوه بر ترجمه‏هاى یاد شده، برخى نیز گزیده‏هایى از آن‏ را به زبان اصلى كتاب - یعنى عربى - فراهم كرده‏اند. از جمله مى‏توان به این گزیده‏ها اشاره كرد: التقاط الدررالنخب اثر محمدبن قنبر كورعلى مدنى كاظمى، (13) الدرالنضید اثر فخرالدین عبدالله‏ بن الموید بالله (14) و مختصر شرح ابن ابى‏الحدید اثر سلطان محمود بن غلامعلى طبسى مشهدى (م 1097 ه . ق). (15)

با این‏همه، شرح ابن ابى‏الحدید، على ‏رغم استقبال فراوان، مورد نقدهاى متعدد و جدى، عمدتا از سوى منتقدان شیعى، نیز قرار گرفته است. از جمله مى‏توان به نقد احمد بن طاوس (م 673 ه . ق) با نام الروح فى‏ نقض ما ابرمه ابن ابى‏الحدید، اشاره كرد. (16) شیخ‏ یوسف بحرانى (م 1186 ه . ق) هم انتقادات خود را بر این اثر سلاسل الحدید لتقیید ابن ابى‏الحدید، نامیده است. (17) كتاب دیگرى با نام سلاسل الحدید فى رد ابن ابى‏الحدید اثر مصطفى بن محمد امین(م 1331) دیده مى‏شود. (18) از دیگر نقدها مى‏توان به الرد على ابن ابى‏الحدید اثر شیخ على‏ بن حسن بلادى بحرانى (م 1340)، (19) الشهاب ‏العتید على شرح ابن ابى‏الحدید، نگاشته شیخ ‏عبدالنبى عراقى، (20) والرد على ابن ابى‏الحدید اثر شیخ‏ طالب حیدر اشاره كرد. (21)

ابن ابى‏الحدید در مبانى كلامى، معتزلى و به ‏علت موافقت‏ با جاحظ، معتزلى جاحظى است. هرچند برخى كوشیده‏اند از ابن ابى‏الحدید چهره‏اى به‏ عنوان یك شیعى غالى نشان دهند، اما بررسى شرح نهج‏ البلاغه نشانگر گرایشات معتزلى او است. وى در آغاز كتاب، اتفاق همه شیوخ معتزلى خود را بر صحت ‏شرعى بیعت ‏با خلیفه اول نقل نموده و بر فقدان نصى از جانب رسول‏ الله صلى الله علیه و آله در بیعت ‏با  وى تاكید مى‏كند و مى‏افزاید انتخاب مردم كه هم به اجماع  و هم به غیراجماع، راه تعیین پیشوا شمرده شده، موجب صحت آن است. همو به پیروى از مكتب معتزله بغداد، امام على علیه السلام را برتر از خلفاى پیشین دانسته و این برترى را هم در كثرت ثواب و هم  در فضایل و خصال حمیده مى‏داند. با این ‏همه به‏ عقیده او، افضلیت امام، امرى ضرورى نیست! همچنین او معتقد است كه هیچ نصى بر خلافت امیرالمؤمنین على علیه السلام از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وارد نشده است.

ابن ابى‏الحدید این اثر را در بیست جزء و به‏ نام ابن‏ علقمى وزیرى تالیف كرد. وى نگارش این شرح را  در اول رجب 644 هجرى آغاز و در پایان صفر 649 تمام كرد. او در پایان كتاب خود مى‏نویسد. تدوین این اثر چهار سال و هشت ماه طول كشید كه برابر است ‏با مدت خلافت ‏حضرت على علیه السلام . به گزارش هندوشاه به پاس نگارش این اثر هدایایى گرانقیمت از سوى ابن‏علقمى به او اهدا شد.

اهمیت‏ شرح نهج‏ البلاغه ابن ابى‏الحدید، با چشم ‏پوشى از نقاط ضعف عقیدتى، عمدتا در گزارش‏هاى مفصل تاریخى است. او در تدوین این گزارش‏ها علاوه بر استفاده از منابع مشهورى چون اغانى ابى‏الفرج اصفهانى، سیره ابن‏هشام و تاریخ طبرى، از برخى منابع نادر استفاده كرده كه امروزه از میان رفته یا در دسترس قرار ندارند.

از این جمله مى‏توان به كتابهایى نظیر المقالات تالیف زرقان شاگرد ابراهیم ‏بن سیار نظام، المقالات ابوالقاسم كعبى بلخى، كتاب فضایل امیرالمؤمنین على علیه السلام اثر احمد بن حنبل، كتاب الجمل هشام‏ بن محمد كاتبى و كتاب الكنت از ابراهیم ‏بن سیار نظام، اشاره كرد.

گذشته از شرح حوادثى كه به‏ گونه‏اى در متن نهج‏ البلاغه بدان اشاره شده، شرح ابن ابى‏الحدید به لحاظ حضور و حیات وى در زمان حمله مغول و انعكاس حوادث مربوط به خروج مغول، فتح ماوراءالنهر و خراسان و عراق و دیگر نواحى و هجوم آنان به بغداد، از منابع مهم تاریخى در این موضوع  به ‏شمار مى‏رود.

با این‏ همه ابن ابى‏الحدید گاه چنان در نقل حوادث تاریخى راه افراط را در پیش مى‏گیرد كه مى‏توان تاریخ ابن ابى‏الحدید را از شرح نهج‏ البلاغه وى بسان كتابى مستقل استخراج كرد. و گاه در پاره‏اى موارد اصلا اشاره‏اى به حادثه تاریخى نمى‏كند.

درمورد مباحث ادبى نیز این افراط و تفریط  گاه به چشم مى‏خورد. در برخى موارد نیز اشتباهات چشمگیرى دیده مى‏شود. براى نمونه وى خطبه 39 را به حادثه غارت نعمانى نسبت مى‏دهد، در حالى ‏كه این خطبه به مناسبت كشته شدن محمد بن ابى‏بكر ایراد شده است. نیز خطبه 29 را به حادثه غارت ضحاك نسبت مى‏دهد، درحالى ‏كه مربوط به داستان معاویه است. (22) از دیگر مواردى كه درباره شرح  نهج ‏البلاغه ابن ابى‏الحدید گفته شده، عدم رعایت مناسبت نقل مطالب در بسیارى از موارد است، هرچند كه بسیارى از این مطالب داراى اهمیت هستند. (23)

مصباح ‏السالكین

معروف ‏ترین شرح نهج‏ البلاغه در سده هفتم قمرى، مصباح ‏السالكین اثر محدث، فقیه و متكلم برجسته شیعى، كمال‏الدین میثم ‏بن على‏ بن میثم بحرانى است. این عالم فرزانه، معاصر خواجه نصیرالدین طوسى بوده و ظاهرا میان آن دو رابطه استادى و شاگردى دو جانبه برقرار بوده است. بدین ‏گونه كه خواجه نزد وى به آموزش فقه و او نزد خواجه به آموزش كلام پرداخته است. هرچند گفته‏اند مقام فقهى او بسان مقام كلامى خواجه بوده است، با این ‏همه مهمترین اثر وى كه همین شرح نهج‏ البلاغه است، بیش از همه شرحى به روش كلامى و فلسفى است. (24)

قبل از پرداختن به روش ابن ‏میثم در این شرح و ذكر ویژگى‏هاى آن، لازم به تذكر است كه وى پس از نگارش این شرح، آن‏ را تلخیص نموده و آن ‏را اختیار مصباح‏ السالكین نامیده است.

شرح علامه حلى

تالیف: علامه جمال‏الدین ابومنصور حسن ‏بن یوسف ‏بن مطهر حلى (م 726 ه . ق) درباره شرح علامه حلى بر نهج‏البلاغه، نظرات كتابشناسان متفاوت است. علامه حلى در كتابش «خلاصة‏الاقول فى معرفة ‏الرجال‏» در ضمن آثارش كتاب «مختصر نهج ‏البلاغه‏» را یاد كرده است. (25) ولى در الذریعه عنوان شده كه در برخى نسخ‏ الخلاصه نام كتاب "كتاب مختصر شرح نهج‏ البلاغه" ذكر شده است. (26) و در كشف‏ الحجب توضیح داده شده كه علامه حلى شرح ابن‏ میثم را تلخیص نموده است (27) و ظاهر سخن وى چنان است كه نسخه‏اى از كتاب را ملاحظه نموده است . و در روضات‏ الجنات نیز شرح نهج‏ البلاغه، ضمن آثار موجود علامه حلى یاد شده است. (28)

نسخه‏اى از شرح نهج‏البلاغه‏اى در كتابخانه دكتر على‏ اصغر مهدوى در تهران موجود است كه طبق قرائن قطعیه مؤلف آن از دانشمندان سده هشتم هجرى است. و گفته شده كه این شرح همان شرح علامه حلى است. خوشبختانه این نسخه با تحقیق شیخ ‏عزیزالله عطاردى با عنوان "شرح نهج ‏البلاغه شارح محقق من اعلام القرن الثامن" در سال 1375 ه . ش در 530 صفحه منتشر شده است كه محقق، انتساب آن ‏را به علامه حلى یقینى نمى‏داند.

اما قرائن قوى احتمال انتساب آن به علامه حلى، مردود نیست. از جمله آن‏ كه در این شرح سوال و جوابى بین شارح و خواجه رشیدالدین فضل‏الله همدانى طرح شده، كه این‏ گونه سوال و جوابها بین علامه حلى و خواجه رشیدالدین در موارد متعدد دیگر، در دست است. از جمله رساله فوائد زیارت خواجه رشیدالدین فضل‏الله است كه آن ‏را در سال 709 ه . ق در پاسخ علامه حلى نگاشته است. (29)

هم ‏چنین مناظره‏اى بین علامه حلى و خواجه رشیدالدین درباره جمع بین آیه «قل رب زدنى علما» و حدیث ‏حضرت على علیه السلام «لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا» صورت گرفته كه امروزه نسخه آن در دست است. (30)

هم ‏چنین در كتاب «كاوشى در نهج‏ البلاغه‏» درباره انتساب این شرح به علامه حلى بحث ‏شده است. (31)

شرح ابن‏عتایقى

تالیف: كمال‏الدین عبدالرحمن ‏بن محمد بن ابراهیم عتایقى حلى مشهور به ابن‏عتایقى از دانشمندان شیعى سده هشتم هجرى . (32)

ابن‏عتایقى شرح خودش را در چهار جلد تالیف نموده و جلد سوم آن‏ را در 786 ه . ق به پایان رسانیده است. او شرحش را از سه شرح ابن ‏مثیم و ابن ابى‏الحدید و قطب‏الدین كیدرى گزینش نموده و در مواردى نظرات ابن ابى‏الحدید را نقد نموده است.

از شرح ابن‏عتایقى فقط جلد اول و جلد سوم آن باقى ‏مانده كه از سوى بنیاد نهج‏البلاغه در دست تحقیق و انتشار است . اما از جلد دوم و چهارم تا كنون نسخه‏اى شناسایى نشده است. (33)

پى ‏نوشت‏ها :

1-  سید عبدالعزیز طباطبائى، فى ‏رحاب نهج‏البلاغه، مجله تراثنا، ش 35 و 36 ص 160.

2-  آقا بزرگ تهرانى، الذریعه‏اى تصانیف‏ الشیعه 14/143/ سید عبدالعزیز طباطبائى فى رحاب نهج‏البلاغه (تهرانشناسى 35- 36) ص 170.

3- فهرست نسخه‏هاى خطى كتابخانه حضرت آیة‏الله مرعشى، ج 1 ص 302 نسخه شماره 273، نسخه دیگرى كه از روى نسخه سید فضل ‏الله تحریر شده، نسخه شماره 1190 كتابخانه رضا در رامپور هند نگهدارى مى‏شود و فیلم آن به شماره 5046 در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران نگهدارى مى‏شود.(فهرست میكروفیلمهاى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران 3/526).

4- سیدعبدالعزیز طباطبائى، نهج‏البلاغه عبدالقرون، (تراثنا ش 37 ص 152)

5- براى شرح حال وى رك: تراثنا، ش 37 صص 154- 187.

6- فهرست نسخ خطى كتابخانه آستانه قدس رضوى ج 5 ص 171 این نسخه را  تاج ‏كرمانى تحریر نموده و در 14 صفر 705 به پایان رسانیده است.

7-  نهج‏البلاغه عبرالقرون، تراثنا، ش 38 و 39 ص 264 و 265.

8- براى شرح حال وى رك: سید عبدالعزیز طباطبائى، نهج ‏البلاغه عبدالقرون، (چاپ شده در مجله تراثنا ش 37 و 38 صص 302- 319).

9- در مورد وى بنگرید به: ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 13 ص 119/ مقریزى، السلوك ج 1، ص 407/ ابن شاكر، فوات الوفیات ج 1، ص 248.

10- دائرة‏المعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 620 .

11- فهرست كتابخانه ملى، ج 4 ص 360 .

12- فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ج 2 ص 253.

13- آقا بزرگ تهرانى، الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج 2 ص 87 .

14- همان، ج 13 ص 134 .

15- همان، ج 14، ص 126 .

16- عبدالزهرا خطیب، مصادر نهج‏البلاغه، ج 1 ص 218 .

17- تهرانى، همان، ج 12 ص 210 .

18- خطیب، همان، ج 1 ص 220 .

19- همان، ج 1 ص 219 .

20- تهرانى، همان، ج 14 ص 255 .

21- خطیب، همان، ج 1 ص 220 .

22- گزارشى از این اشتباهات را مى‏توان در فصل‏هاى 34 و 60 بهج‏الصباغه فى شرح نهج‏البلاغه ملاحظه كرد.

23- در رابطه با شرح ابن ابى‏الحدید، نوشته آقاى صادق حسن‏ زاده مراغى، چاپ شده در كتاب نهج‏البلاغه از منظر فرزانگان صص 187- 212 مراجعه شود.

24- در مورد ذیل بنگرید به: دایرة‏المعارف بزرگ اسلامى، ج 4 ص 716/  نیز طبقات اعلام الشیعه، روضات الجنات، قصص العلماء، ریاض العلماء .

25- رجال‏ العلامة الحلى، قم، منشورات دضى، ص 47.

26-  الذریعه 14/124، قم 1959.

27- كشف‏الحجب والاستار، ص 496/ قم 2783، سیداعجاز حسین نیشابورى .

28- خوانسارى، روضات‏ الجنات، ص 172.

29- رسایل خطى فارسى، دفتر دوم، ص 51- 69.

30- رسول جعفریان، تاریخ تشیع، ج 2 ص 664 .

31- كاوشى در نهج‏ البلاغه، ص 64 و مقالات كنگره سوم  و چهارم بزرگداشت نهج‏البلاغه، ص 284 مقاله "شارحان نهج‏البلاغه".

32- براى شرح‏ حال ابن ‏عتایقى رك: مجله وقف میراث جاویدان، ش 25 و 26، ص 94- 96 و براى آثار وى رك به مجله آئینه پژوهش (ش 48 آذر و دى 1376 ه . ش ص 98- 104).

33- براى نمونه شرح ابن ‏عتایقى به مجله‏ وقف میراث جاویدان ش 25 و 26 ص 97- 98.

ادامه دارد

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه(2)

نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه(2)

نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه(2)
تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(7)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(7)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(7)
تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(6)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(6)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(6)
تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(5)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(5)

تفسیر آیات قرآن در نهج البلاغه(5)
UserName
عضویت در خبرنامه