• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 13792
  • سه شنبه 1381/9/5
  • تاريخ :

مصاحبه با آقای سید جواد هاشمی

نخبگان سینما کسانی هستند که برای تمام فصول اسمشان به یادگار مانده است.


اشاره

سید جواد هاشمی از بازیگران موفق در عرصه سینمای دفاع مقدس کشورماست. وی متولد سال 1344 تهران و فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می باشد.سید جواد هاشمی تاکنون در 43 فیلم و سریال کوتاه و بلند, حضوری پرثمر داشته و در حال حاضر صاحب دو فرزند به نام های سید محسن و فاطمه السادات است. وی دارای شخصیتی متواضع و خوش برخورد و در عین حال جدی است.فرصت را غنیمت شمرده و پس از چند روزی تلاش برای پیدا کردن ایشان به سراغش رفته و آنچه در پی می آید ماحصل گفتگوی صمیمانه ما با این هنرمند گرانقدر است.


آقای هاشمی در ابتدا بفرمائید کار بازیگری در تئاتر را از کجا شروع کرده اید؟

کار نمایش و بازیگری در تئاتر را سال 1358 با بازی در نمایش حج ابراهیم حج عاشورا به کارگردانی کمال الدین قراب در تئاتر شهر و تالار آزادی آغاز کردم و بعد از آن، تئاتر را در بخش هنری وزارت آموزش و پرورش ادامه دادم و در آنجا کارهای مختلفی هم در زمینه سرود و آهنگهای انقلابی ارائه دادم، تا اینکه در سال 1365 با بازی در فیلم سینمایی پرواز در شب ساخته رسول ملاقلی پور بطور رسمی وارد عرصه سینما شدم و در سال 70 با بازی در سریال سیمرغ اولین کارم را بطور رسمی در تلویزیون شروع کردم.



آیا زمینه های فعالیت شما فقط بازیگری و تئاتر بوده یا خیر؟

بنده به لحاظ علاقه فراوانی که به ادبیات کودکان و نوجوانان داشته و دارم، کارهای مختلفی در زمینه موسیقی کودکان و نوجوانان ارائه دادم اما زمینه ای که بیشتر در آن فعالیت داشته ام بازیگری در عرصه سینما و تلویزیون,بویژه در عرصه های دفاع مقدس بوده و در دو سریال به نام های مظنون اول و تنها، را برای شبکه تهران ساختم که درمحرم 1381 به نمایش گذاشته شد.


فکر می کنید کدامیک از کارهایتان توانسته ارتباط بیشتر و بهتری را با بیننده برقرار کند؟

به اعتقاد خودم,کارهایی که در عرصه دفاع مقدس انجام دادم، بهتر بوده و علت آن هم این است که با بچه های پشت خاکریز مأنوس تر هستم و دوست داشتم دفاع مقدس را که برایش خیلی ارزش قائل بودم و با امضای قطعنامه 598 ، اشک بر چشمانم جاری کرد برایم ادامه داشته باشد, حتی اگر شده بصورت نمایشی، تصویری و هنری؛ به خاطر آدم هایی که در پشت صحنه جبهه های حق علیه باطل، با آنها سالهای سال بودم و با آنها بزرگ شدم و عاقبت از قافله آنها جا ماندم و آنها شهید شدند و به خاطر همین تعلقات به سمت سینمای دفاع مقدس کشیده شدم. فکر می کنم از میان فیلم های سینمایی، فیلم افق و در میان سریال ها، سریال سیمرغ به یاد ماندنی تر بوده و در ذهن مردم بهتر جا افتاده است؛ تا جائی شد که امروز هم در نقش شهید رجائی بازی کردم،


مردم من را بیشتر به نام شهِید کشوری می شناسند و این جزء افتخارات دوران زندگی من است.


وضعِیت کنونی سینمای دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید و علت راکد بودن آن را چه چیزی می دانید؟

ما جنگهای مختلف جهان را مشاهد می کنیم که بعد از 40 سال از گذشت آن درباره اش فیلم ساخته می شود و من معتقدم که در مملکت ما نیز این اتفاق خواهد افتاد که فرزندان ما با به عقب نگاه کردن، این را به هنرمندان تحمیل خواهند کرد که درباره دفاع مقدس باید کار ساخته شود و در یک جمله, ما باید بدانیم که نسل آینده نیاز به درک دوران جنگ در قالب خلق آثار هنری دارد و اما در مورد سینمای دفاع مقدس, احساس می کنم اینگونه از سینما یک روند طبیعی را طی کرده. ما در دوران دفاع مقدس با ساخت فیلم های متعدد در این زمینه مواجه شدیم و فیلم دفاع مقدس در زمان جنگ از گونه های دیگر فیلم ها بیشتر ساخته شده است و دلیلش هم این است که مردم ما با دفاع مقدس همه جوره همراه بوده، با غم و اندوه جنگ با شادی آن و با غصه ها و خرابیهای آن قدم به قدم بوده اند و به جرأت می توان گفت، در آن دوران فیلم دفاع مقدس, حرفه ای ترین دوران خودش را طی کرده است. بعد از جنگ نیز ساخت فیلم های دفاع مقدس کم و بیش ادامه پیدا می کند تا اینکه بسیاری از فیلم های موفق در این عرصه مانند افق و دیگر فیلم ها بعد از جنگ ساخته می شود، اما بعد از آن فیلم سازان ما متوجه می شوند که می بایست خنده جای گریه را بگیرد و وارد سینمای کمدی می شوند که در این دوران بازیگرانی چون اکبر عبدی، علیرضا خمسه، مهدی هاشمی و .... خوش می درخشند, اما بعد از مدتی سینمای کمدی تکراری می شود و شاید بتوان علت آن را نداشتن توان مالی، نبود استعدادهایی مانند چارلی چاپلین و ..... دانست که این نوع از سینما هم بسته می شود و ما وارد عرصه سینمای اجتماعی می شویم مدتی طول نمی کشد که غم ، اندوه و رئالیسم خشن وارد این سینما می شود و ما در بسیاری از جشنواره های بین المللی موفق می شویم و بعد از مدتی نیز وارد سینمای عشقی می شوِِیم. متأسفانه تهیه کنندگان ما یک قدم عقب تر از مردم حرکت می کنند و برطبق علائق و سلایق مردم فیلم می سازند و علت اصلی شکست سینمای دفاع مقدس هم این است و در صورتی که اگر تهیه کنندگان یک قدم جلوتر از مردم بودند متوجه می شدند که سینمای دفاع مقدس ما, همه مضامین اجتماعی، کمدی و حتی عشقی را هم می تواند در برگیرد و ما در سینمای پرفراز و نشیب دفاع مقدس شاهد آثار ارزشمندی چون لیلی با من است که در مضمون کمدی به دفاع مقدس پرداخته، هستیم که خیلی هم فروش می کند و چه ارزشمند است اگر بیشتر به این عرصه از دفاع مقدس پرداخته شود. متأسفانه امروز سینمای دفاع مقدس تماشاگر خود را از دست داده و علت آن هم بی توجهی مسئولین، عدم ارائه سوبسید و یارانه به این نوع فیلم هاست و از طرفی هم تهیه کنندگان نیز دلهره عدم فروش فیلم را دارند و اینجا لازم است که بگویم آنها نباید آثار موفقی چون از کرخه تا راین، آژانس شیشه ایی و بسیاری از فیلم های پرفروش و موفق دفاع مقدس را از یاد ببرند, باید وارد کار شد و نترسید و از آدمهایی هم که جنگ را ندیده اند دعوت به کار کرد، چون آثار ساخته شده برحسب تخیل نیر از ارزش زِیادی برخوردار است کما آنکه خود بنده کاری را برحسب تخیل از ندیده هایم در جنگ با نام پرواز روح ساختم که موفق هم بود


نقش خود را در سریال شهید رجائی چگونه ارزیابی می کنید؟

من با سناریوی سریال شهید رجائی موافق نیستم، چون سناریوی محکمی ندارد و بیشتر مستند گونه است و ای کاش داستانی تر بود. با توجه به ظرفیت های دراماتیک و هنری که در زندگی شهید رجائی قابل تأمل است، سریال جذاب و مردمی تری می شد ساخت، اما متأسفانه متنی را که ما و اکیپ فیلمبرداری درگیرش شدیم، کاری شایسته شخصیت وی, ساخته نشد، البته نقش خیلی سختی بود، چون مردم بخوبی آن را می شناختند و با آن مأنوس بودند و در عین حال حاضر شدن در نقش چنین شخصیت برجسته ای بسیار برایم سخت بود، بهرحال با تأملی کوتاه که بر خاطرات و تحقیقات شهید رجائی داشتم، سعی کردم نزدیک شوم به نقش والای او و شخصیتی که قانونمند و جدی و در عین حال مهربان، دلسوخته و حتی طناز است بپردازم و عاقبت باهر مشکلی که بود توانستم در نقش شهید رجائی حاضر شوم، اما متاسفانه شاید دیگر فرصت نشود برای رجائی کاری ساخت و بهتر از اینها می شد شهید رجائی را کارکرد و اگر روزی دوباره به من بگویند که دوباره این نقش را بازی کن، جشن خواهم گرفت.


علت اصلی بحران سِنما و تعطیلی آنها را چه می دانید و راهکار شما برای حل این مشکل چیست؟

سینما در همه جا به بحران رسیده مگر سینمای اکشن, چون اینگونه سینما ارتباط بهتری با تماشاگر خود برقرار کرده ولی اینگونه فیلم ها در تلویزیون ما کمتر دیده می شود. مطلب دیگر آنکه مردم ما با صنعت سینما آشنا نیستند و کمتر برای آن هزینه می کنند و بیشتر ترجیح می دهند از طرِیق تلویزیون فیلم تماشا کنند .از طرف دیگر فیلم هایی هم که ساخته می شود جذابیت لازم را ندارند. کشوری مانند هند, کمتر دچار اینگونه بحران است چون مردم آن سرزمین با صنعت سینما در آمیخته هستند در برخی موارد حتی حاضرند کمتر غذا بخورند و به سینما بروند. در کشورهای دیگر نیز هزینه تماشای فیلم هابعضی اوقات  ً یک سوم حقوق افراد است و ما مشاهده می کنیم که استقبال از فیلم ها هم در آن کشورها زیاد است، اما در مملکت ما علیرغم هزینه کم مردم حاضر به پول خرج کردن برای تماشای فیلم نیستند.


آقای هاشمی بعنوان آخرین سئوال نظرتان در مورد بخش نخبگان سایت تبیان چیست؟

کار بسیار خوبی است, ادامه دهید، به سراغ افراد واقعاً نخبه در تمام رشته ها بروید

نخبگان سینما کسانی هستند که برای تمام فصول اسمشان به یادگار مانده است مانند عزت ا... انتظامی، حاتمی کیا، کیارستمی و ....بنظر من خوب است از ابعاد مختلف، افراد را مورد بررسی قرار دهید مثل نخبگان سینما از لحاظ اخلاقی که هیچگاه از این لحاظ شکست نخورده اند. از شما و همه همکارانتان در مجموعه فرهنگی تبیان, آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName