• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3258
  • دوشنبه 1381/8/27
  • تاريخ :

"استعمار و قرآن"

قرآن معجزه آسمانی خاتم الرسل، کتابی است سرشار از معرفت که همواره مورد توجه بوده و باعث شگفتی منکرانش گردیده است؛ از همان صدر اسلام مشرکین علی رغم عنادی که با دین اسلام داشتند، هیچ حربه ای برای مبارزه با قرآن نیافتند، این شیوه روبرویی با قرآن تاکنون نیز وجود داشته، مطلب زیرنمونه ای از نحوه مواجهه افرادی است با قرآن که شاید هرگز به حقیقت آن اذعان ندارند ... :

الف – انگلیس

گلادستون نخست وزیر انگلستان در عصر استعمار کهنه، روزی در مجلس عوام هنگام سخنرانی، قرآن را بر روی میز کوبید و گفت: "تا این کتاب در میان مسلمانان است، راه نفوذ و استیلای ما بر آنان بسته خواهد بود"

ب – فرانسه

ناپلئون بناپارت، سردار مشهور و امپراتور مغرور فرانسوی، نامی آشنا در میان فاتحان نامدار تاریخ است، بناپارت، ترقی سیاسی خویش را در ارتش فرانسه آغاز کرد وی در هیأت یک افسر عالی رتبه ارتش فرانسه، به مصر لشکر کشید و با درهم شکستن قوای عثمانی، برای مدتی این کشور را اشغال کرد.

اقامت ناپلئون در مصر، دیری نپایید. وی علاوه بر افسران نظامی، یک قشون خاورشناس و مستشرق نیز همراه داشت تا مردم مسلمان مصر را برای پذیرش تمدن! تربیت کند.

ناپلئون درهنگام اقامت خویش در مصر از برخی بناها و مراکز دیدنی مصر از جمله یکی از کتابخانه های مهم آن دیدن کرد.

ناپلئون هنگام بازدید از این کتابخانه، با اشاره به یکی از کتابها، از مترجم خواست کتاب را از قفسه بیرون آورد و قسمتی از آن را برای او بخواند و ترجمه کند. مترجم کتاب را بیرون آورد، اتقاقاً "قرآن" بود. آیاتی چند برای ناپلئون خواند و ترجمه نمود. مطالب کتاب، توجه ناپلئون را به خود جلب کرد که پرسید این چه کتابی است؟

ناپلئون خواست تا چند سطر دیگر از قرآن را برای او بخوانند. و این درخواست او چند بار تکرار شد.

آنگاه، ناپلئون این سخن مهم و قابل توجه را بر زبان راند که:

"وای به حال ما اگر مسلمانان این کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! و وای به حال مسلمانان اگر ما

، میان آنها و این کتاب جدایی بیندازیم."

UserName