• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6752
  • پنج شنبه 1383/4/11
  • تاريخ :

برنامه های پیشگیرانه اعتیاد

در همایش تازه های علمی اعتیاد

دكتر محسن وزیریان – روانپزشك

 پیشگیری از سوء مصرف مواد، حوزه ای نو و پویاست. روش های پیشگیرانه به چند حوزه بزرگ مربوط می شوند:

1- برنامه های پیشگیری مدرسه مدار (school-based)

2- برنامه های پیشگیری جامعه مدار(Community – based)

3- برنامه های پیشگیری متمركز بر خانواده(fovused-family)

4- برنامه های پیشگیری چندبخشی

5- سیاست گذاری محیطی برای مردم

بحث های زیادی در مورد هزینه، كارایی و خطرات برنامه های پیشگیرانه وجود دارد. برنامه های فراگیر(broad-based)آموزشی و رسانه ای اگر چه مزیت در بر گرفتن توده های وسیع مردم را دارا هستند اما شواهد ناچیزی در مورد موفقیت آمیز بودنشان وجود دارد.

برنامه های پیشگیرانه ثانویه (secondary) كه افراد در معرض خطر(high risk) را هدف قرار می دهند، منجر به دوراهی می شوند: از یك سو به شناسایی (identification) فرد می شوند و از سوی دیگر به برچسب خوردن (stigmatization) فرد می انجامند. هنوز بحث هایی در جریان است كه چرا علی رغم به كارگیری برنامه های پیشگیرانه، مصرف مواد در نوجوانان امروزی در حال افزایش است. در اینجا به مرور انواع برنامه های پیشگیری از سوء مصرف مواد می پردازیم.

برنامه های مدرسه مدار

در كنار وسایل ارتباط جمعی چون تلویزیون و هم چنین رفتار و گفتار والدین، محیط مدرسه در رفتار دانش آموزان بسیار مؤثر است. اجرای برنامه های مؤثر در سطح مدرسه، می تواند در تربیت و پرورش، و نیز آموزش شیوه تصمیم گیری كودكان در امور مختلف نقش به سزایی داشته باشد. یكی از كاربردهای چنین برنامه هایی، ایجاد احساس مسوولیت پذیری دانش آموزان در قبال عواقب طبیعی رفتار خویش چون مصرف مواد می باشد. از سوی دیگر با كمك كردن به دانش آموزان در به دست آوردن احترام كافی نسبت به خود، تصویری مناسب از شخصیتشان در ذهن آنان شكل خواهد گرفت. فرزندان برخوردار از این گونه شخصیت پسندیده، كمتر تحت تاثیر فشارهای نابهنجار هم سالان خود در محیط مدرسه قرار می گیرند. تمرین های لازم در محیط مدرسه هم چنین می تواند به محصلان در به دست آوردن مهارت های نه گفتن (مهارت رفتار قاطع) كمك كند. خودداری ورزیدن و رد كردن مواد مخدر كه به صورت تعارف در دسترس كودكان و نوجوانان قرار می گیرد، مستلزم مهارت های خاصی است كه با آموزش های علمی به دست می آیند. برگزاری كارگاه های  آموزشی، سازمان دهی و تربیت گروه های متشكل از دانش آموزان ضد مواد مخدر و تشویق به فعالیت های جانشین هم چون ورزش می تواند از دیگر مفاد برنامه های آموزشی در محیط مدرسه باشد.

تاثیر معلمان و مدیران مدارس در رفتار دانش آموزان انكارناپذیر است. دست اندركاران مدارس اكثراً فاقد اطلاعات كافی در تشخیص و ارجاع كودكان و نوجوانان مصرف كننده مواد هستند. آموزش در سطح مدرسه می بایست شامل ایشان نیز گردد. اطلاعاتی درباره همبستگی بین گرایش به اعتیاد و عملكرد ضعیف تحصیلی دانش آموزان می توانند در گستره فهرست مطالب آموزشی قرار گیرد. نهایتاً مسوولان مدارس به خاطر پرورش رفتار پسندیده در دانش آموزان، سزاوار تمجید هستند.

برنامه های مدرسه مدار رویكردهای مختلفی دارند:

1- برنامه های آموزشی – شناختی (cognitive – educational): این برنامه ها به افزایش دانش كودكان در مورد الكل و مواد گرایش دارند. نگرانی هایی وجود دارد كه این گونه برنامه ها به خاطر جلب توجه و كنجكاوی كودكان به مواد، منجر به افزایش مصرف شوند.

برنامه های عاطفی – بین فردی (interpersonal – affective): هدف این برنامه ها افزایش درك از خود(self – concept) فهم احساس ها و روابط بین فردی، و آگاهی از ارتباطات و فرایندهای تصمیم گیری(decision – making) است. این برنامه ها از بستر فرضیه یادگیری اجتماعیsocial)–learning theory) و فرضیه رفتار مشكل دار(problem – behavior theory) برخاسته اند. این برنامه ها با وجود زیربنای بسیار وزینی كه دارند، اثربخشی كمی در كاهش مصرف، تغییر نگرش ها، یا به تاخیر انداختن شروع مصرف مواد داشته اند.

3- برنامه های جایگزین(alterantive): این برنامه ها بر این فرض استوارند كه فراهم ساختن مهارت و ایجاد كفایت)building – competency) به كاهش سوء مصرف مواد می انجامد. اثر بخشی این دسته از برنامه ها نامعلوم، است. اما گزارش ها حاكی است كه چنان چه این برنامه ها به صورت تفریح، ورزش و یا فعالیت های اجتماعی خارج از برنامه درسی یا شغلی باشد، در برخی كودكان به افزایش مصرف منجر می شود اما چنان چه به صورت فعالیت ها یا تفریحات درون مدرسه ای یا مذهبی باشد به كاهش مصرف منجر می گردد.

4- برنامه های رفتاری (behavioral): كه بر دو نوعند:

- رویكرد تاثیرپذیری اجتماعی (infiuences approach social) كه به تاثیر عواملی كه باعث افزایش مصرف مواد می شوند، هم چون فشار والدین، هم سالان، و رسانه ها تمركز یافته و به افزایش مهارت های سازگاری(coping skills) كه به فرد در مقاومت كردن در برابر این تاثیرها كمك می كند، می پردازند.

- آموزش مهارت های فردی – اجتماعی approaches personal – social skills training)) كه مبتنی بر اصول الگوی تاثیرپذیری اجتماعی(social influences model)است و به دانش آموزان كمك می كند كه آن دسته از مهارت های فردی و اجتماعی را كه كاربرد عمومی دارد فراگیرند. هر دو شیوه خصوصا هنگامی كه با یكدیگر تركیب شده باشند، موثرند. اما برخی پژوهشگران معتقدند كه فرضیه فشار هم سالان(peer pressure) به عنوان جزء اصلی گرایش به مصرف مواد، فرضیه ای ساده انگارانه است.

برنامه های جامعه مدار

این برنامه ها شامل اطلاع رسانی، سامان دهی و آموزش نهادهای فعال در سطح جامعه و اجرای دیگر فعالیت های پیشگیرانه برای گروه های مختلف جامعه است. حساسیت به فرهنگ و اصول سیاسی محلی و استانی در تركیب با خط مشی كشوری بسیار حایز اهمیت است. نه تنها بومی بودن نهادهای اجتماعی بلكه بومی بودن وسایل اطلاع رسانی الزامی است. كارگاه های تخصصی، سخنرانی ها، كنفرانس ها و گردهمایی ها و هم چنین وسایل ارتباطی جمعی در رساندن اطلاعات و فراهم كردن آموزش ها به متخصصان امر و نیز عموم جامعه كمك خواهند كرد. البته ارزیابی های صورت گرفته در خصوص اثربخشی این گونه برنامه ها نتایج مبهمی داشته اند. شواهدی وجود دارد كه اثرات مثبت این گونه برنامه های را پخش مكرر تصاویر تجارتی مصرف مواد قانونی (مثل سیگار و الكل) در مطبوعات و تلویزیون از بین می برد.

برنامه های متمركز بر خانواده

این برنامه ها شامل آموزش مهارت هایی هستند كه به والدین كمك می كند تا عوامل و محیط رشد صحیح فرزندان شان را فراهم سازند. والدین به عنوان الگوهای مناسب تقلید برای فرزندان فرا می گیرند كه چگونه با توجه به استعدادها و محدودیت های سنی و مراحل گوناگون رشد فرزندان شان، به آنها احساس مسوولیت در امور زندگی را بیاموزند. كمك به ایجاد شخصیت مناسب و احترام به فرزندان از اهم مطالب آموزشی والدین است. احتمال ابتلا به اعتیاد در برخی خانواده ها بیشتر است. در خانواده هایی كه روابط سلطه گونه ای حاكم است و روابط بین افراد بسیار خشك و سخت است، به علت عدم وجود راه های جانشین، تنگناهایی رخ می دهد كه می تواند منجر به سوق یافتن افراد به سوی مصرف مواد شود. از سوی دیگر، در خانواده هایی كه هیچ گونه نظارتی بر فرزندان وجود ندارد، محدودیت های لازم و تعریف مشخص روابط بین افراد به چشم نمی خورد، سردرگمی حاصل از كمبود راهنمایی های لازم می تواند باعث انحراف و سرانجام، پناه بردن به مصرف مواد مخدر شود. نتیجتاً در هر دو نوع خانواده مقتدر و رها، بی نظمی و هرج و مرج می تواند محیطی مساعد برای افتادن به دام اعتیاد به خصوص در مورد فرزندان خانواده باشد. آموزش خانواده و به خصوص والدین می بایست در چارچوب ایجاد نظم و اقتدار مناسب صورت گیرد.

این برنامه ها بر سه دسته اند:

1- آموزش والدین(parent training) و آموزش مهارت های خانواده(family skills training) مطالعات نشان داده است كه این برنامه ها باعث كاهش عوامل خطر(risk factors) در كودكان و یادگیری مهارت های والدین موثر می شوند.

2- شیوه های گوناگون خانواده درمانی (therapy family)

3- گروه های خودیاری خانواده(groups family self – help)

تغییر در محیط و قوانینenvironmental and)(regulatory changes

این رویكرد در برخی كشورها جهت كاهش سوء مصرف الكل و مواد، مورد توجه واقع شده است. این تغییرات شامل موارد زیر بوده است:

1- افزایش مالیات مستقیم و غیر مستقیم

2- كاهش دسترسی از طریق افزایش حداقل سن خرید

3- كاهش تعداد نمایندگی فروش الكل

4- كاهش فروش در معابر عمومی

5-  افزایش آگهی ها علیه مواد، در امریكا همبستگی مثبت چشمگیری بین افزایش سن الكل نوشی قانونی از 18 سال به 21 سال و كاهش آسیب ها و مرگ و میرهای حوداث رانندگی مرتبط با الكل دیده شده است.

منابع

1- رحیمی موقر، آفرین، رزاقی، عمران محمد، نوری خواجوی، مرتضی، حسینی، مهدی فیض زاده، گلناز(1376). راهنمای پیشگیری و درمان اعتیاد معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی كشور، تهران

2- وزیریان، محسن، مستشاری، گلاره (1381) راهنمای كاربردی درمان سوء مصرف كنندگان مواد. تهران: انتشارات پرشكوه.

3- Wiener. J.M.  (1997) Textbook of child and Adolescent psychiatry.) second edition (American psychiatric press.

UserName