• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3719
  • پنج شنبه 1383/3/28
  • تاريخ :

ارزش انسان در كجاست؟



دكتر مصطفى چمران در سال 1311 در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را در مدرسه " انتصاریه‏" آغاز كرد؛ دوران متوسطه را در" دارالفنون‏" و " البرز" به پایان رساند و در دانشكده  فنى ادامه تحصیل داد. او در سال 1336 در رشته الكترو مكانیك فارغ التحصیل شد و یك سال در این دانشكده تدریس كرد.

چمران از پانزده سالگى در درس تفسیر قرآن آیةالله  طالقانى و بعدها در درس فلسفه و منطق شهید مطهرى شركت مى‏جست و از نخستین اعضاى انجمن اسلامى دانشجویان دانشگاه تهران به شمار مى‏آمد. او در مبارزات سیاسى ملى شدن نفت ‏شركت كرد و در نبرد علیه استبداد و استعمار به دیگر گروه‏هاى جامعه پیوست.

چمران كه در همه دوران تحصیل شاگرد ممتاز بود، در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلى شاگردان ممتاز به امریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمى در جمع معروف ‏ترین دانشمندان جهان، دوره  دكتراى الكترونیك و فیزیك پلاسما را با ممتازترین درجه علمى پشت ‏سر نهاد. آنگاه در حالى كه " ناسا" اندیشه جذب وى در سر مى‏پروراند با شنیدن خبر كشتار مردم در 15 خرداد 1342 همه پل‏هاى  پشت‏ سرش را  نابود ساخت و به مصر شتافت. در آن ‏جا دوره‏هاى دشوار جنگ‏هاى پارتیزانى با موفقیت و پشتكار گذراند. سپس به لبنان عزیمت كرد؛ شاخه نظامى حركت ‏شیعیان لبنان به رهبرى امام موسى صدر را بنیان نهاد و در قالب " گروه امل‏" علیه اشغالگران صهیونیست و دست نشاندگان فالانژ به نبرد پرداخت.(1)

با پیروزى انقلاب، چمران پس از 23 سال به وطن باز گشت و مسئولیت‏هاى مهمى چون معاونت نخست وزیر، وزارت دفاع و نمایندگى مردم در مجلس شوراى اسلامى را به عهده  گرفت. او در تمام این دوران، در خط مقدم جبهه حضور داشت، "حماسه پاوه‏" در برابر ضد انقلاب و "حماسه سوسنگرد" در برابر متجاوزان عراقى از ماندگارترین حركت‏هاى این دانشمند رزمنده است.

چمران كه در یكى از جبهه‏ها از ناحیه پا به درجه جانبازى رسیده بود، با وجود درد ، جبهه‏هاى جنگ عزیمت مى‏كرد تا سرانجام در سحرگاه سى و یكم خرداد در دهلاویه به شهادت رسید.

امام راحل(ره) در بخشى از پیام خود به مناسبت ‏شهادت این شهید بزرگ در تاریخ اول تیر1360 مى‏نویسد:" او در حیات با نور معرفت و پیوستگى به خدا  قدم  نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید. (2)

شهید چمران، در فرازى از دست نوشته‏هاى خود، در خصوص شهادت مى‏نویسد:

" اى خداى بزرگ، تو را شكر مى‏كنم كه راه  شهادت را بر من گشودى، دریچه اى پر افتخار از این دنیاى خاكى به سوى آسمان‏ها باز كردى و لذت بخش‏ ترین امید حیاتم را در اختیارم گذاشتى و به امید استخلاص، تحمل همه دردها و غم‏ها و شكنجه‏ها را میسر كردى."

ارزش انسان در كجاست؟

دنیاى كنونى ما در مشكلات فراوانى دست و پا مى‏زند، ظلم و زور و استثمار تشدید مى‏شود، ناراحتى مردم و تشنج و عصیان اوج مى‏گیرد، آرزو‏هاى طلایى دو سیستم شرق و غرب، در تحقق یك جامعه آزاد دموكراتیك، و یك جامعه سوسیالیستى به یاس مبدل شده است، در كشورهاى سرمایه ‏دارى شاهدیم كه وضع زندگى هر روز وخیم‏ تر مى‏شود و تشنجات و عصیان‏ها شدت مى‏یابد، مشروبات الكلى و مواد مخدر، در همه اجتماع و به خصوص در نیروهاى نظامى شیوع پیدا مى‏كند، یك احساس پوچى و بیهودگى بر اجتماع سایه مى‏افكند، یاس فلسفى، متفكران و اندیشمندان را فرا مى‏گیرد، جوانان به زندگى عبث‏ خود فكر مى‏كنند، و بیزار از زندگى به مخدرات، و یا حركت‏هاى عكس العملى مانند "هیپیسم‏" و غیره پناه مى‏برند، و بدین وسیله با نظام سرمایه‏ دارى موجود مخفیانه مبارزه مى‏كنند، انسان‏ها بى‏ارزش و بى‏ مقدار مى‏شوند، قتل و خشونت رواج پیدا مى‏كند، و قبح جنایت و خیانت از بین مى‏رود . تا دیروز پول الهه‏اى براى غربیان بود كه با قدرت آن عطش زندگى خویش را سیراب مى‏كردند، ولى امروز همان‏ها از پول و زندگى بیزار شده‏اند و نتوانسته‏اند گمشده خود را در این تجلیات مادى حیات پیدا كنند، روح و فطرت آن‏ها تشنه حقیقتى است كه در نظام سرمایه‏ دارى غرب، و در دامان الهه پول پیدا نمى‏شود. آن‏ها كه در كشورهاى پیشرفته غربى به اعلا درجه علم و تمدن و اقتصاد مى‏رسند، و احتیاجات مادى آن‏ها كاملا تامین مى‏شود، و دیگر دغدغه‏اى براى نان و مسكن ، بهداشت ‏باقى نمى‏ماند، آن گاه بیش‏ تر از دیگران به پوچى و عبث‏ بودن زندگى خود پى مى‏برند، و چه بسا كه دست ‏به انتحار مى‏زنند. این انسان‏ها از آن‏ جا كه مى‏بینند پیچ و مهره‏اى بى‏ اراده در سیستم ماشینى بى ‏روح موجود، بیش نیستند، و همه روزه عده‏اى از آن‏ها زیر چرخ دهنده‏هاى سنگین و بى‏ رحم ماشین خرد مى‏شوند، و حیات و ممات آن‏ها هیچ ارزشى در عالم ندارد به خود مى‏لرزند و از درك واقعیت رنج مى‏برند و علیه نظام موجود ، علم مخالفت ‏بلند مى‏كنند، و آن‏ها كه وجدانى و عقلى و اراده‏اى دارند براى رفع تشنگى روحى خود به دامان تصوف، یا هندوئیسم یا بودائیسم یا مكتب‏هاى افراطى پناه مى‏برند، یا در عالم مخدرات و بى‏هوشى از رنج موجود مى‏گریزند، و یا خود را نابود مى‏كنند، و یا احتمالا دیگران را به نابودى مى‏كشانند. زندگى غربى در گردابى از مشكلات روانى و اجتماعى فرو رفته است و راهى براى نجات پیدا نمى‏كند، و هر زمان مى‏گذرد به سراشیب سقوط نزدیك‏ تر مى‏شود.

زندگى در سیستم شرق نیز با همان مشكلات غربى روبروست، گو این‏ كه هنوز از نظر مادى اشباع  نشده‏اند و هدف آن‏ها براى ارضاى احتیاجات مادى هنوز جذاب است، ولى پیدایش هیپیسم در مسكو و در مجامع بزرگ صنعتى روسیه، نشان مى‏دهد كه آن‏ها هم دنبال نظام مادى غرب، به همان سراشیب سقوط اخلاقى و روانى و فلسفى دچار خواهند شد.

دنیا ناراحت و نگران است و در یك سردرگمى فرو رفته، و از عاقبت تلخ خویش  وحشت دارد. انسان‏هایى كه از رشد روحى و اخلاقى بى ‏بهره‏اند؛ ولى بزرگترین و خطرناك ‏ترین بمب‏ها در دست آن‏هاست، كه هر لحظه ممكن است‏ خود را و همه انسان‏ها را به نابودى بكشانند.

ارزش انسان از بین رفته است، و مى‏رود كه زیر چرخ دنده‏هاى ماشین خرد شود، زیرا آنچه انسان غربى به آن متصل است، ماشین بهتر و سریع‏تر انجام مى‏دهد. اگر ارزش انسان در قدرت جسمى او باشد، مسلما، ماشین‏هایى با قدرت سرسام آور مشغول كارند كه این انسان در مقابل آن صفر است، هواپیماهاى سریع السیرى كه هزاران بار از انسان سریع‏تر است. اگر ارزش انسان به حافظه و كار دماغى اوست، كامپیوترها به مراتب قوى‏تر و سریع‏ترند، حتى كامپیوترهایى ساخته شده‏اند كه فكر مى‏كنند و طرح مى‏دهند و شطرنج ‏بازى مى‏كنند و حتى كامپیوتر دیگرى را طراحى مى‏كنند و مى‏سازند، پس ارزش انسان در كجاست؟ اگر ارزش در قدرت جسمى و هوش و حافظه و فكر و دماغ باشد، ماشین قوى‏ تر و سریع ‏تر و بهتر از انسان است، و این انسان باید در پاى ماشین قربانى شود، به خصوص طرح‏هاى جدیدى كه كامپیوتر مى‏تواند احساس كند و از عواطف حیوانى برخوردار گردد. بنابراین بشر به كجا مى‏رود؟ آیا مى‏رود كه خود را براى همیشه نابود كند؟ و یا اسیر و برده ماشین، بى‏اراده و بى‏اختیار، به سوى سرنوشتى مبهم و مجهول به پیش برود؟ راستى امتیاز انسان بر ماشین چیست؟ آنچه انسان را، هر چه ضعیف باشد، بر ماشین، هر چه قوى باشد، مزیت مى‏بخشد كدام است؟ به نظر ما مزیت انسان در روح  و قلب او نهفته است، كه در مكتب‏هاى مادى جایى ندارد!

آیا وقت آن نرسیده است كه بشر با یك تكان شدید و یك تغییر ناگهانى، خود را از منجلاب فساد و بدبختى و سقوط در مادیگرى نجات دهد؟ و غل و زنجیر اسارت ماشین را از دست و پاى خود بشكند؟ و حقیقت انسانى خود را باز یابد؟

آیا وقت آن نرسیده است كه تولدى جدید در عالم انسانیت رخ دهد؟ و انسانى نو قدم به عرصه حیات بگذارد؟ و علم  و صنعت و تكنولوژى را به عنوان یك وسیله در اختیار انسان قرار دهد، نه آن كه انسانیت را در معبد ماشین قربانى كند.

براستى وقت چنین تحولى فرا رسیده است و عالم در انتظار تولد دیگرى است. علم و تكنولوژى به حد رشد و تكامل خود رسیده است و قدرتى بى ‏نظیر در اختیار انسان قرار داده، و این انسان بر طبیعت مسلط  شده و قوانین طبیعى را در خدمت ‏خود در آورده است، ولى روح تشنه این انسان، هواى پرواز دارد و همه موجودات عالم ماده نمى‏تواند عطش این روح را سیراب كند. انسان به دنبال گمشده خود در تلاش مستمر و اضطراب دایم بسر مى‏برد و از عدم اطمینان و امنیت روحى و درونى رنج مى‏برد، و راه نجات مى‏جوید. (3)

پى‏نوشت‏ها:

1- یادنامه شهید دكتر مصطفى چمران، صص 11- 22.

2- انسان و خدا، دكتر مصطفى چمران، ص 6.

3-  یادنامه شهید چمران، ص 87 .

عکسی که ماندگار شد

عکسی که ماندگار شد

عکسی که ماندگار شد
ارسطو یا پرستو؟

ارسطو یا پرستو؟

ارسطو یا پرستو؟
چه کسی می داند؟

چه کسی می داند؟

چه کسی می داند؟
گر نگهدار من آنست...

گر نگهدار من آنست...

گر نگهدار من آنست...
UserName
عضویت در خبرنامه