• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3704
  • يکشنبه 1383/3/24
  • تاريخ :

به نام خدا

در هفته جوان، تبیان از تعدادی از کاربران خود که در بخش "ثبت نظرات"  و "چت"  فعال بودند دعوت کرد تا در یک گردهمایی نه چندان رسمی ، دور هم جمع شوند وضمن بازدید از بخش های مختلف سایت ، بیش از پیش ( و  این بار حضوراً ) با هم آشنا شوند و ما را از نظرات خود در مورد تبیان مطلع نمایند.

 تعدادی ازاین دوستان  که دعوت ( تلفنی و ایمیلی ) تبیان را پذیرفته بودند در ساعت 15 روز چهارشنبه  در محل سایت حضور یافتند و پس از بازدید از بخش های مختلف تبیان ، نشست صمیمانه ای با سردبیر و مدیران بخش ها داشتند  که مشروح آن را ملاحظه می نمایید .

 علاوه بر کاربران سایت ، سه تن از مخترعان جوان کشور به  اسامی  آقایانجمشید غفرانی ،پویا نجفی وشاهین غازی بیات  نیز به دعوت آقای حجازی ( مسئول بخش نخبگان ) به این جلسه دعوت شده بودند . این عزیزان ضمن آشنایی با سایت و کاربران ، در مورد اختراعات خود نیز توضیحاتی دادند که مشروح مصاحبه   آنان به طور جداگانه در بخش اجتماعی ارائه  شده است.

کاربران شجاعی که جرات کرده بودند خود را به تبیان معرفی کنند (!)  عبارت بودند ازالحدید،خانم گل،قابیل،مجنون، وندای سبز. از مسوولان تبیان نیز خانمها و آقایان  غروی ( سردبیر سایت ) ،  حسینی ( مسوول بخش فنی ) ،  پاک رو ( بخش پای درد  دل شما ) ، حجازی (  بخش اجتماعی ) ، بابایی ( مسوول بخش ورزشی ) ،  رضوانی (  بخش هنری ) ،  تجریشی (  روابط عمومی )، و حاجی سعید (  بخش زنان ) در این نشست حضور یافتند.

( توضیح این که : هنگام پیاده کردن نوار این جلسه ، تصمیم گرفتیم هویت کاربران ما ، همچنان مخفی باقی بماند و صرفاً کسانی که در این نشست حضور داشتند یکدیگر را شناسایی کنند. بنابراین هر جا که دوستان حاضر در نشست ، مطلبی را بیان کرده اند ، به ذکر کلمه « کاربر » اکتفا کرده ایم . در بعضی موارد هم  افراد را با نام مستعاری که در چت دارند ، نامیده ایم.)

در آغاز جلسه ، سردبیر سایت  ورود این دوستان را به تبیان خوشامد گفت و حضار به یکدیگر معرفی شدند.  پس از آن  مسوولان سایت  و دوستان مدعو به گفتگو با یکدیگر پرداختند.

پاک رو : دوستان ، مطابق ارزیابی های ما، طیف مخاطبان تبیان غالباً از 15-16 سال ( سنین دبیرستان ) شروع می شود و تا حدود 35-40 سال را در بر می گیرد . سن و سال میهمانان امروز ما هم ، موید همین امر است و هیچیک از شما بیش از 30 سال ندارید . ما در تبیان مایلیم بدانیم در برقراری ارتباط با جوانان تا چه حد موفق بوده ایم . اصولاً آیا توانسته ایم ارتباط برقرار کنیم یا نه ؟ و شما علتش را در چه می بینید؟

البته به اعتقاد من ، خود ما به عنوان ارائه کننده مطلب ، نمی توانیم در این قسمت به درستی نظر بدهیم و این کاربران هستند که باید در این مورد قضاوت کنند.

کاربر : به نظر من که توانسته اید با کاربران خودتان ارتباط برقرار کنید.

قابیل : چون اینجا ما جمع کوچکی داریم ، حداقل در ثبت نظرات روزانه ، من تبیان را بیشتر از جاهای دیگر دوست دارم . یعنی  شخصاً بیشتر دوست دارم در تبیان بنویسم تا در جای دیگر . من هر روز 2-3 تا مطلب می دهم . این که ثبت می شود یا نه ، موضوع دیگری است . ولی خوب ، با مطلب دادن در تبیان واقعاً احساس راحتی بیشتری می کنم .

ندای سبز : امیدوارم که تبیان موفق بوده باشد . البته بعضی از کاربران چون در سایت هایی چت کرده اند که آزاد بوده ، بعضی مواقع مطالب نامناسبی از دستشان در می رود و می نویسند ولی اینجا از همه عزیزان خواهش می کنم  که بیشتر توجه کنند . البته فکر نمی کنم از عزیزانی که اینجا حاضر هستند کسی این چنین باشد .

کاربر : بعضی مواقع مطالب آنقدر زیاد است که آدم وقت نمی کند تمامش را بخواند و من گاهی فکر می کنم که احتمالاً شما فرصت نمی کنید همه را بخوانید و ثبت کنید .

سردبیر : درست است . اما ما  گاه  تا دیروقت شب بیداریم و اگر با مسوول  بخش فنی ما  صحبت کنید ،  خدمتتان توضیح می دهند. خود  من گاه تا 2-5/1 بعد از نیمه شب بیدار هستم که جواب نظرات را بدهم و ثبت مطالب روزانه را تیک بزنم ، بخش فنی  هم همینطور . ولی خوب ، یک سری مشکلات فنی هم پیش می آید و دوستان تصور می کنند که ما نمی خواهیم مطالبشان را ثبت بکنیم  و اعتراض می کنند. مثلاً این آقا میثم خودمان همیشه برای من نامه می نویسد و اگر یک روز ننویسد دلتنگ می شوم .

 در واقع باید گفت مطالب ثبت نشده بسیار کم است ، گاه ممکن است خود دوستان تیک نمایش را نزنند ، گاهی هم مطالبشان نمی رسد . می خواهم بگویم چنین نیست که ما نخواهیم مطالبشان را ثبت کنیم .

اما واقعاً  اگر قرار باشد خود شما مسئولیت این بخش را به عهده بگیرید ، تا چه حد اجازه می دهید همه مطالب ثبت شوند ؟ و آیا حد و مرزی برای آن قائل می شوید؟

کاربر : من فکر می کنم این بخش " ثبت مطالب روزانه " است که جذب اعضا را افزایش می دهد. چون در مورد چت ، به گمان من دوستان درYahoo  بیشتر موفق هستند چون چت شما دایماًDisconnect می شود ، ولی در « ثبت مطالب » افراد می توانند هر چه بخواهند بنویسند .

کاربر : البته بعضی مواقع دوستان در چت  چیزهایی می گویند ( که با ما مخالفت می کنند ) اما من به خودم می گویم آیا می توانم آنها را جذب کنم یا نه . به نظر من اگر همه چیز کنترل شده و مثبت باشد ، خیلی  تکراری می شود . باید تنوع در آن باشد؛ خوب است که آدم همه جور جوابی را بشنود و ببیند که هر کس چه نظری دارد.

 پاک رو : یعنی ترجیح می دهید ویراستاری در این مطالب نباشد؟

کاربر : باشد . اما ترجیح می دهم طوری باشد که من بتوانم نظرم را به راحتی بیان کنم . خود من دوست دارم طرف را جذب کنم .

سردبیر : موفق هم بوده اید ؟

کاربر :در بعضی موارد ، بله .

سردبیر : در چت  تبیان چند تا دوست پیدا کردید؟ هیچیک را قبلاً حضوری ملاقات کرده بودید ؟

کاربر : این عزیزان که البته همه دوستان ما هستند . اما هیچکدامشان را قبلاً ندیده بودم.

کاربر : ممکن است که در چت یک نفر باعث شود که دیگری نمازش را سر وقت بخواند . این برای من ارزش دارد . خواهر من قبلاً به من می گفت چرا با دخترها چت می کنی ؟ البته با نیت خاصی نبوده ، ولی وقتی در چت از دختری پرسیدم نمازت را خوانده ای یا نه ، جواب منفی داد . من از او خواستم نمازش را سر وقت بخواند ( و او پذیرفت). این برای من ارزش داشت. کلاً در چت دنبال همین چیزها هستم و چهره طرف برایم مهم نیست.

سردبیر : منظور من از مشاهده چهره به چهره این بود که عده ای که با هم چت می کنند ، بتوانند حضوری یکدیگر را ببینند . من خودم خیلی وقت ها در محیط چت هستم و  دیدن دوستان برایم جالب است.

( در این جا  خانم گل که کمی دیرتر از بقیه آمده بود  خودش را به سایرین معرفی کرد.]

خانم گل : من دیپلم حسابداری دارم و ثبت مطالب روزانه را هم مطالعه می کنم .

 ندای سبز : اسم مستعار من ندای سبز است و در نظرات هم به نام " دوستی دوست "  می نویسم. نیت  من از انتخاب  "دوستی دوست"  هم این است که انشاء ا... دوست امام زمان باشم .

سردبیر: سوالی از شما عزیزان دارم : به نظر شما چه کسی  بهتر می نویسد ؟

قابیل : من قابیل را خیلی دوست دارم !

کاربر : عدد صد هم هست که یک عدد روان شناسی است و همه را جلب می کرد، اما من فکر نمی کردم که قابیل یک خانم باشد.

سردبیر: ظاهراً به نظر این دوستمان ، قلم شما  مردانه است .

قابیل : کمی خشن است .

کاربر : مثل لجبازی های پسرانه است !

غازی بیک : رشته درسی  شما  چیست؟

قابیل : رشته من علوم انسانی است .

غازی بیک : این که من رشته را می پرسم به خاطر این است که رشته تحصیلی تا حدی  روحیه شخص را نشان می دهد . البته من خودم تا به حال وارد تبیان نشده ام و نظری در مورد سایت ندارم . فقط می خواهم بیشتر با اعضاء و روحیاتشان آشنا شوم ، به همین جهت سوال می کنم.

قابیل : من فکر می کنم روحیه ام زیاد به رشته ام نزدیک نیست .

غازی بیک: افرادی که رشته ریاضی خوانده اند بیشتر عمیق فکر می کنند . تجزیه و تحلیلشان بیشتر است . علوم انسانی ها قدری رمانتیک تر هستند . رشته های تجربی هم دوست دارند مطلب را بشکافند و جلو بروند تا عمق آن را پیدا کنند .

غفرانی : هنری ها و علوم انسانی ها ، تخیلی هستند . هنر نتیجه تخیل است و علم نتیجه تعقل . به اعتقاد من منطق رشته ریاضی، بیشتر از رشته تجربی است و ریاضی ها منطقی تر از انسانی ها فکر می کنند . انسانی ها بیشتر احساسی فکر می کنند .

سردبیر : دوستان اهل منطق و عقل ! پس جواب مولوی را چه می دهید که می گوید « پای استدلالیان چوبین بود ، پای چوبین سخت بی تمکین بود» ؟

غفرانی : انشاء ا... هر وقت او را دیدم جوابش را می دهم !

 پاک رو : من فکر می کنم گروه های انسانی و تجربی و ریاضی هم مثل ابوعلی سینا و ابوسعید ابو الخیر در جایی با هم به توافق می رسند. شاید شنیده باشید که این دو ملاقاتی طولانی با یکدیگر داشتند . پس از آن از ابوعلی پرسیدند ابوسعید را چگونه یافتی ؟ گفت آنچه من می دانم ، او می بیند . ابوسعید هم گفت هر چه من می بینم، او می داند .  یعنی بالاخره همه اینها به یک هدف و مقصد واحد می رسند.

غازی بیک: درست است .مقصد برای همه یکی است ، منتها روش های رسیدن به آن متفاوت است .

پاک رو : خوب دوستان ، بفرمایید تبیان را چگونه می بینید ؟ ما چه جور سایتی هستیم ؟

کاربر : سایت شما در و پیکر ندارد !

 پاک رو : منظورتان گستردگی سایت است ؟

کاربر : دقیقاً . تبیان در هر زمینه ای جلو رفته است .

 پاک رو : خوب ، دنیای اینترنت همین است. اما ما معتقدیم باید به طور منظم گسترش پیدا کنیم . گسترش ما حجمی است و تصاعدی ، ولی می خواهیم طوری جلو برویم که ارتباطمان با کاربر قطع نشود و بتوانیم همدیگر را درک کنیم . می خواهیم شدت گستردگی ، ما را از هم دور نکند

کاربر : خوب ، به نظر من مشکل هم همین جاست . الان گسترش سایت شما روی افرادی تاثیر می گذارد که جزو اعضا نیستند .

الان سایت های بزرگ دنیا دارند به سمت مدیریت محتوا پیش می روند . یعنی سیستم را جوری می سازند که اعضا ، سایت را گسترش بدهند . به این ترتیب سایت می تواند خیلی پیشرفت کند . اعضا می توانند اطلاعاتشان را جمع کنند و خودشان هم اطلاعاتی را بیاورند و به سایت بدهند مثل message board . به این ترتیب همه می توانند از آن اطلاعات استفاده کنند . مثلاً بعضی سایت ها برنامه ورزشی قوی ای دارند. اطلاعات به روز هم دارند . حالا حتماً نباید کاربر بیاید اینجا تا اطلاعات جمع کند . کاربران  باید آنقدر آزادی عمل داشته باشند که بتوانند اطلاعاتشان را به روز برسانند . خوب است که از سیستم های به روز استفاده کنید یا اگر توان آن را دارید برنامه نویسی کنید . طوری بشود که اعضا بتوانند به طور مرتب اطلاعاتشان را به همه بخش ها اضافه کنند و محدود به بخش ثبت مطالب نباشند . مثلاً اگر کسی خودش خبر خیلی مهمی را ترجمه کرده ، آن را ارائه بدهد. این کار، هم از بار کاری شما کم می کند و هم این که سایت پیشرفت می کند.

غازی بیک : ببخشید ، این جا یک مشکل پیش می آید . شما مطلب ورزشی را مثال زدید . مثلاً شما مطلبی را وارد سایت می کنید ولی باید دید صحت و سقم مطلب در چه حد است ؟ چون خدای ناکرده ممکن است کسی از این موقعیت استفاده کند و شایعه پراکنی کند : شاید کسی مطلبی را به دروغ بنویسد و در سایت بگذارد . ممکن است مطلب خیلی مهمی هم باشد و به این ترتیب جنجالی بر پا می شود ؛ در صورتی که این خبر هیچ پایه و اساسی هم نداشته است.

کاربر: خوب ، اینجا اعتماد مهم است .

غازی بیک: بلی ، اعتماد مهم است ؛ منتها در کشور ما نمی شود اعتماد کرد . بگذارید راحت تر صحبت کنم . ما مخالف زیاد داریم و خیلی جنجال به پا خواهد شد. من مثالی از کارهای مربوط به خودم می زنم . من پنج نسخه  روزنامه  دراختیار دارم ( کیهان ، اطلاعات ، همشهری و دو تای دیگر ) که در آنها نوشته شده دکتر توفیقی گفته است « دانش آموزانی که گواهینامه ثبت اختراع در زمان دانش آموزی داشته باشند ، بدون کنکور وارد دانشگاه می شوند.»  پس از مشاهده این خبر ، به واسطه آشنایی هایی که داشتم ، همان موقع با دکتر توفیقی تماس گرفتم . ایشان گفتند " من اصلاً امروز در مشهد هستم . چگونه در روزنامه نوشته اند که من در تهران بوده ام؟! "  این مطلب در پنج روزنامه مختلف نوشته شده و نسخه های آنها را هم نگه داشته ام ؛ این خبری نیست که  فقط یک نفر آن را نقل کرده باشد ، اما منبع آن کجاست ؟

 پاک رو : در تایید فرمایش شما ، عرض می کنم که ما داریم روندی را پی می گیریم که کاربرها برایمان تا اندازه ای شناخته شده باشند . بنابراین از آنها عکس و فتوکپی شناسنامه خواسته ایم . اما علیرغم این که احتمال دارد کسی در ارسال همین مدارک تقلب و نادرستی به خرج دهد ، باز هم می بینیم که کاربران از ارسال مدارک واهمه دارند و می ترسند که از این مدارک به عنوان حربه ای بر علیه شان استفاده شود . حال آن که توجه نمی کنند که ما باید از یک سیستم هایی ، به عنوان حداقل ، برخوردار باشیم تا درصورت لزوم تا اندازه ای با کاربران خود  آشنایی داشته باشیم.

 غازی بیک: به نظر من هم نباید اجازه داد که هر کسی وارد سایت شود و خبر بگذارد . خود من اگر سردبیرسایتی باشم هیچوقت چنین اجازه ای را نمی دهم .

کاربر: ببینید ، کسی به خودش اجازه نمی دهد که خبر دروغی را از جایی روی سایت بگذارد . چندی پیش سایت بازتاب خبری را داد و چند روز بعد آن را تکذیب کرد. البته خبر به نقل از یکی دو سایت بزرگ و معتبر بود.

 حجازی: خوب ، فکر کنید که همین خبر ظرف یک هفته چقدر توانسته جنجال ایجاد کند و ذهن مردم را مشغول کند . ما نمی خواهیم که چنین وضعی برقرار شود . اما البته درست هم نیست که همه چیز را قرنطینه کنیم .

 غازی بیک: من نگفتم که قرنطینه باشد ، بلکه گفتم باید مطالعه صورت بگیرد و صحت و سقم خبر معلوم شود . طوری نشود که مثلاً آقای توفیقی در مشهد باشد ولی عکسش را هم در حین سخنرانی در تهران چاپ کنند!

یکی از کاربران: عین همین وضعیت در شبکه رشد پیش آمد . چون چند وقت پیش قرار شده بود که مدارس  اخبار و مطالب خودشان  را در شبکه رشد وارد کنند.اما همین مشکل  پیش آمد. در نتیجه  حالا به مدارس گفته می شود که مطالب خود راتهیه کنند و  رویCD بریزند .  در "رشد"CDرا  چک می کنند و اگر درست و بی نقص بود، این بخش را به سایت اضافه می کنند . در این ماجرا  شبکه رشد به تدریج توانست  تجربه کسب کند .

سردبیر: البته چون بعضی مواقع دوستان مطالبی می نویسند که مناسب نیست ، علیرغم این که ما کاربرانمان را دوست داریم و احترام زیادی برایشان قائلیم ، ولی سیاست ما اقتضا می کند که یک سری محدودیت ها و ضوابط  را برای  ثبت مطلب در نظرات داشته باشیم.

غازی بیک : من معمولاً با خواهرم وارد چت می شوم ولی دیدم خیلی از صحبت هایی که در چت سایت    (...) هست ، اصلاً اخلاقی نیست. برای همین می گویم باید فیلتری وجود داشته باشد.

کاربران : اما در تبیان بعضی مواقع پیش می آید که برای مطلبی که کاربر خواسته درج شود ، ضربدر زده اید و این ضربدر تا یک هفته دیگر هم هست و ما نمی دانیم شما مطلب را خوانده اید یا نه ؟ وقتی هم می پرسیم جریان چی بود ، شما جواب نمی دهید . گاهی هم برایمان شکلک فرستاده می شود. یا مثلاً خبری در مورد عراق می نویسیم که بعد از یک هفته به دست دیگران می رسد .

مسوول فنی : ببینید گاهی مشکلات فنی پیش می آید و حجم اطلاعات زیاد می شود ، تعداد کاربران هم افزایش می یابد . در چنین مواقعی ممکن است تایید مطالب از دورِ حداقلِ زمان ، عقب تر بیفتد . اما مطالب معمولاً به فاصله یک روز قابل مشاهده است.

 یک احتمال هم وجود دارد که مطالب به علت ترافیک شبکه اصلاً وارد نشود و به دست سایت نرسد . گاهی هم دیده می شود که یک کاربر مطلب خودش را در چند بخش وارد می کند . ما هم به ناچار یکی از آنها را تیک می زنیم و بقیه را حذف می کنیم.

سردبیر:  ما سعی داریم منبعد سرویس های 24 ساعته قرار بدهیم تا کمتر شرمنده عزیزان شویم.

 در مورد فعال کردن کاربران در سایت هم، تلاش می کنیم و انشاء ا... شاهد آن خواهید بود. ( هم بخشForum و هم بخش وبلاگ ) . انشاء ا... در آینده خدمات مفید دیگری را هم که برای اعضا در نظر گرفته ایم ، ملاحظه خواهید کرد .

کاربر: اگرForum باشد، از بار کار شما هم کم می شود چون هر قسمت مدیری دارد.

سردبیر: قطعاً همینطور است . ما در حال بررسی كار هستیم  ولی باید دانست عملی كردن پیشنهادی كه دوستان ارائه می دهند ، طول می كشد. دلم می خواست  شما دوستان می توانستید پشت صحنه ی کار سایت را ببینید ، بانك را ببینید ، بخشی از آمارها را ببینید و از نزدیک  ملاحظه كنید كه چه كار حجیم و سنگینی در اینجا اجرا می شود . به همین دلیل است كه برای انجام پیشنهاد دوستان ، احتیاج به فرصت داریم  ولی می توانم بگویم وبلاگ  وForum انشاء ا... تا 2-3 هفته دیگر  قطعاً راه اندازی می شود و دوستان در آن قسمت آزادی بیشتری در ثبت مطالبشان خواهند داشت .

حتی در بخش  « نوا و نما »  می توانیم كلیپ ها و تصاویری را بپذیریم كه دوستان بخواهند بفرستند . پس از اجرای  این طرح  دوباره از شما دعوت می كنیم تا سایر اشكال ها و ایرادات ما را به ما بگویید .

کاربر: می شود بفرمایید كار تایید اعضا به عهده چند نفر است ؟

سردبیر : این یك كار جمعی است .

كاربر: اگر برای بخش های مختلف ، سیاسی ، مذهبی و ... افراد مختلفی تایید  را انجام دهند بهتر است . هم بار كاری سبك می شود و هم ارزش ها بیشتر مشخص می شود ؛ می شود اعتماد كرد ضمناً كار هم سریعتر انجام می شود .

پاك رو : خوب پس ،  اینقدر برای فرستادن  فتوكپی و عكس از ما نترسید !

كاربر : اما واقعاً ترس دارد .

سردبیر : چرا؟

کاربر : ببینید ، اصولاً ما از ارائه اطلاعات در اینترنت می ترسیم چون هیچ ایمنی وجود ندارد . مثلاً من برای خودم سایت دارم . میزبانی (Host ) كه می خواستم  از او فضا را بخرم ، شماره تلفن می خواست  تا قیمت و شماره حساب را بپرسد ولی من خودم می ترسیدم شماره تلفنم  را به او بدهم .!

(  ویراستار : این نكته بسیار مهمی است كه نباید  به سادگی از کنار آن رد شد . خوب است ما هم در سایت مطالبی در همین زمینه بنویسیم و كاربران كم سن و سال را تا اندازه ای با مخاطرات كار در اینترنت  و ضمناً ضرورت  ارائه اطلاعات شخصی در بعضی بخش ها آشنا كنیم . )

سردبیر : خوب ، توجه كنید كه ما خدمات رایگانی داریم كه تدریجاً افزایش نیز خواهد یافت ، طبیعی است كه آنها را صرفاً به اعضای تایید نهایی شده ، اختصاص دهیم .

 ما روزانه هزارAccount دو ساعته اینترنت رایگان می دهیم که البته نیمی از آن برای دوستان  تایید اولیه ، و نیمی برای کاربران تایید نهایی است . مشاوره های رایگان داریم و امكاناتی نظیر چت كه البته اعضای تایید شده نهایی می توانند استفاده كنند . ثبت مطالب ، جوایز ، سبد جوایز( كه مدتی است آن را قطع كرده ایم)  و جوایز دیگر،  و خدمات دیگری كه به مرور به سایت  اضافه خواهد شد

.بنابراین،  این حق را به ما بدهید که این امکانات را در اختیار کسانی قرار دهیم که از وجودشان مطمئن باشیم.  ولی  ما چون می خواهیم اعضای سایت را فعال كنیم ، تدریجاً خدمات رایگان دیگری را نیز اضافه می كنیم واگر كار بخواهد به این ترتیب پیش برود  که به هر یک از کاربران  ( به  صرف ثبت نام اولیه ) این خدمات ارائه شود، قطعاً مشکلات عدیده ای را خواهیم داشت.  ما باید فرهنگ استفاده از امکانات رایگان را بیاموزیم.د رغیر این صورت  دیگر چیزی برای بقیه کاربران نمی ماند .

كاربر : اما اگر  شما از دید یك كاربر به  این موضوع  نگاه كنید ، می بینید فقط همین قسمتها برای او مهم است .  اگر فقط ثبت مطالب باشد سایت های زیادی هستند كه با سیستم های خیلی قوی تر از تبیان  و بدون محدودیت سانسور می توان در آنها مطلب نوشت .

اینترنت رایگان و جایزه ها و مشاوره برای كاربر مهم است كه هیچ پولی بابتشان پرداخت نمی كند . ولی سایر قسمتهای سایت شما،  در سایتهای دیگر هم وجود دارد .

سردبیر :  ما به كاربر ایراد نمی گیریم ، ولی سعی داریم فرهنگ استفاده از خدمات رایگان را جا بیندازیم . فرض کنید  که فردی با ایجاد 10 عضویت غیر واقعی ،Account های اینترنت رایگان را بگیرد. اگر هر یک  از کاربران بخواهد چنین رفتاری را داشته باشد ، خودتان قضاوت بفرمایید چه خواهد شد.  این كار درستی نیست البته چون كار ما كار فرهنگی است (گرچه  فی المثل  قبلاً 3 عضویت از 4 عضویت او را لغو کرده ایم ) اصلاً این جور مسائل را به روی كاربر  نمی آوریم . مگر این كه خیلی اعتراض كند و حرفش را تكرار كند، كه آن وقت مجبور می شویم جوابش را محترمانه بدهیم.  ولی بسیاری از دوستان خودشان متوجه شده  و روش مناسب تری را پیش گرفته اند .

 پاك رو: نظرتان در مورد بخش های مشاوره چیست ؟ ما مایلیم نقایص احتمالی آنها را بر طرف كنیم و از تمام پتانسیل این قسمت بهره بگیریم . .

ندای سبز : من شخصاً  از بخش مشاوره استفاده نكرده ام و فقط به آنها خسته نباشید  گفته ام . ولی مشاوره بخش ورزشی  را می خوانم . البته در مشاوره ها به نظر من بهتر است فقط به جوانها توصیه نكنند ، بلكه جانب دیگر هم باید دیده شود ؛ به پدر و مادرها هم توصیه ها و آموزش هایی داده شود ولی در مجموع خوب است . امیدوارم موفق باشید .

كاربر :  من بخش نظرات را می خوانم  اكثراً انتقادی است ولی وقتی می بینیم سوالی از شما می پرسند دوست دارم جوابش را بشنوم ، نه این كه جواب ندهید .

كاربر دیگر :  شاید بهتر باشد كه بعضی  سوالات را به كاربران بدهید تا خودشان جواب بدهند. مسائلی مانند اهمیت ندادن جوانان به دین ، نماز نخواندن ،‌ توجه بیش از حد به تیپ و ظاهر ... این كه چرا ما اینجوری هستیم ؟ همیشه یك « چرا» ی بزرگ وجود دارد . چرا هدفمان را گم می كنیم ؟ من فقط به این خاطر به اینجا آمدم كه به « چرا» یم برسم .

كاربر: قسمت های مشاوره  به صورت خصوصی هم جواب می دهند ؟

 پاك رو :  بلی ،   در مشاوره های اجتماعی ، اكثر پاسخ ها به طور خصوصی به ایمیل كاربر ارسال می شود . در واقع از هر 10 سوال بخش پای درد دل شما ،تقریباً هشت تای آن به طور خصوصی پاسخ داده می شود ؛ ولی چون كاربران نمی توانند جواب های سایرین را ببینند ، فكر می كنند این بخش فعال نیست . در سایر بخش ها هم هر گاه  كاربر بخواهد ، جوابش صرفاً به ایمیل خود وی ارسال می شود .

سردیبر (بااشاره به یکی از کاربران) :  یكی از دوستانی كه خیلی ساكت هستند ( آقای مجنون)  قول داده بودند امروز شعری برایمان بخوانند .

مجنون( كه تا حالا ساكت بوده ) :  آخر چون امروز شهادت امام حسن عسگری (ع)  است ، فكر كردم كه چون شعرم طنز است ، برای امروز مناسب نیست و اصلاً آن را همراه نیاوردم .

( با این که مجنون آن روز بخصوص را برای قرائت شعرش مناسب ندانست ، اما از آنجایی که شعرش  جالب بود در اینجا متن  آن را برای شما نقل می کنیم:

به نام خدای منتقم!

آقا یك روز نمی دونم چه جوری

شدم داخل در این سایت چو حوری

گشودم در برم آن نقشه اش را

برفتم تك تك پس كوچه اش را

معارف یا هنر یا ورزشش را

سپس آرشیو و پس آموزشش را

الهی روز بد هرگز نبینی

چو من آن بخشservices نبینی

درون گشتم چو در آن بخش مذكور

فتادم در ته چاهی چونان كور

شدم عضو شخیص سایت تبیان

 كنون هستم چونان هاپو پشیمان

نهادم لیلی ام را در ولایت

 شدم مجنون و مشتاق وصالت

چه گویم من ز دست جور كانكت

و یا لاكپشت پیر اینترانت

 اگر داری امید وصل تبیان

 در اخر می شوی نایل به هجران

 چه نالم من ز هجران و فراقت

كه پیرم كرده وضع اتصالت

نشستم در برت تا صبح راكد

كه شاید بشنوم ایز نو كانكتد

 وصالت می كند مجنونیان شاد

چونان حس وصال گرد و معتاد

به شب تا صبح ما مطلب نوشتیم

مدیر هم پنبه میكرد هر چی رشتیم

مگه چش بوده مطلبهای مجنون؟

ویا قابیل و میثم ای مدیر جون؟

همی گویی كه شكلك را كلیك كن

عزیزم شكلكی نیست. «پس ... كلیك كن!!! 

آخه دردت به جونم شكلكت كو؟

نوشتم صد تا مطلب انصافت كو؟

نوشتم تا یه مطلب پیر گشتم

من از ثبت مطالب سیر گشتم

ز دست این مدیر سایت فریاد

كه هر چی ما نوشتیم داد بر باد

 خدایا این مدیر سایت تبیان

رسانده بر لب این جمعیت جان

رئیسا ما خروج این مدیران

ز تو خواهیم همین لحظه همین آن

برای اینكه از رنجم درآیید

دعایی می كنم آمین بگویید

 خدایا مسوولین نیك ایران

و دلسوزان و همكاران تبیان

و این جمع شریف اهل تبیان

به لطف خود همه سرمست گردان

دوستدار همه دوستان تبیان:مجنون

سردبیر : آیا دوستان( به جز چت و ثبت مطالب )  به قسمت های دیگر سایت هم می روند ؟ ورزشی ، اجتماعی ، هنری  و ...

( هر یک از كاربران  نظر خود را بیان كردند.)

در اینجا به  دلیل  ضیق وقت ، دوستان مخترع ما که هر یک تا اندازه ای به معرفی خود و اختراعشان پرداخته بودند ، با سایر میهمانان خداحافظی کردند و به اتفاق آقای حجازی به بخش اجتماعی رفتند تا دنباله مصاحبه هایشان را انجام دهند .

در پایان این نشست ،  سردبیر سایت از همكاری شركت كنندگان  تشكر كرد و جلسه پس از تقدیم  هدایایی به كاربران، ‌به اتمام رسید و دوستان با توجه به وقت اعلام شده قبلی جلسه ( 3-6 عصر )  با ما خداحافظی كردند .

- دوستان ! نشستی که به این ترتیب برگزار شد، در واقع "اولین" از نوع خود بود ، آنهم با تمام محاسن و معایب چنین تجربه هایی.  اما این تجربه ، برای ما بسیار ذی قیمت بود ؛ توانستیم با دوستانی ملاقات کنیم که همیشه  روی صفحه مانیتور فقط می شد مطالبشان را ببینیم. دیدیم که این عزیزان به ما خیلی محبت دارند و دوست دارند که ما روز به روز پیشرفت کنیم و جلوتر برویم. پیشنهادهایشان را با صمیمیت هر چه تمامتر و بدون هیچ چشمداشتی به ما ارائه می دادند و د رعین حال گاه می دیدیم که مثل  «...چه بگویم چو بیایی غمم از دل برود  پس چه بگویم » سکوت می کردند و نمی دانستند چه بگویند. غریبه هایی بودند بسیار آشنا که همیشه حرفهای دلشان را به ما و دیگر دوستانشان سپرده بودند...

از سکوت و گفتارتان- هر دو-  درس گرفتیم و از حضورتان  در کنار خود  شاد شدیم؛ و البته برای دفعه های بعدی که سعادت دیدار شما نصیبمان می شود ، نقشه ها کشیدیم!

 به امید ملاقات مجدد شما در محل سایت تبیان

UserName