• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6300
  • دوشنبه 1383/3/18
  • تاريخ :

تأثیر میزان دارایی بر زندگی مشترك

تشكیل و پایداری خانواده در ارتباط با عوامل متعددی است كه یكی از آنها مسائل اقتصادی و مالی می باشد . نقش مسائل اقتصادی درزندگی مشترك، نقشی مقبول و پذیرفته شده است. همانگونه كه زندگی مجردی نیز نیازمند منبعی مالی برای تأمین هزینه های مختلف است، قطعاً پس از ازدواج و تشكیل خانواده این هزینه ها با توجه به شرایط زمان افزایش بیشتری پیدا می كند.

امروزه یكی از مهمترین نگرانی های جوانان در زمینه ازدواج، تأمین هزینه های مختلف اقتصادی است و همین امر باعث شده ازدواج تا رسیدن به یك موقعیت مناسب به تأخیر افتد و به مروز زمان شاهد بالا رفتن سن ازدواج در جامعه باشیم.

مسائل اقتصادی به دو صورت در مورد زندگی مشترك نقش پیدا می كند، یكی در آغاز ازدواج مانند: تعیین مهریه، تأمین هزینه های جشن ازدواج و تهیه جهیزیه و مهیا نمودن مسكن، و یكی هم در ورود به زندگی مشترك، مانند: نفقه و سایر هزینه های مورد نیاز.

به نظر می رسد هزینه های سنگین زندگی و شرایط سختی كه به صورت روز افزون، حجم اینگونه مخارج را بالا می برد حالت بازدارنده و گاه ناامید كننده ای را در ذهن جوانان به وجود آورده و مانند عاملی تهدید كننده، نسل نو را از ورود به عرصه تشكیل خانواده دور می گرداند.

علاوه بر این كه فاصله گرفتن جوانان به هر دلیل، از تشكیل خانواده و یا به تأخیر انداختن آن، خواه ناخواه پیامدهای نامناسب برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت ، در جای خود هزینه های مختلفی برای برطرف كردن و جبران خسارت های ناشی از آن، به كل جامعه تحمیل می شود كه مشكل را چند برابر می كند.

فضای خاص فرهنگی كه گاه در برخی مقاطع شاهد آن هستیم مانند: تجمل گرایی و فاصله گرفتن از ساده زیستی كه حتی در تبلیغات و برخی فیلمها به نمایش گذارده می شود به سخت كردن شرایط ازدواج دامن می زند.

و این مسئله به نوبه خود تخیلات و افكار رؤیا  گونه ای در مورد آینده، زندگی و ازدواج در ذهن نوجوانان و جوانان پرورش خواهد داد كه اثر مستقیم آن را در بالا رفتن انتظارات و توقعات غیر واقع گرایانه آنان و اموری كه در زندگی مشترك نقش تعیین كننده و ضروری ندارند می توان مشاهده نمود.

از سویی دیگر نقش مسائل مالی در زندگی، حدی ضروری و حیاتی دارد و در مرحله ای بالاتر، جنبه رفاهی پیدا می كند كه از دغدغه و نگرانی های ادامه زندگی می كاهد و در مرحله ای دیگر نقش تجملی و اشراف گونه ای خواهد داشت.

دیدگاه افراد جامعه هم با توجه به این سه مرحله ( ضروری، رفاهی، تجملی) كاملاً در نوسان و تابعی از شرایط اجتماعی و محیطی است.

آنچه در این بین مناسب و معقول به نظر می رسد، حالتی میانه و متعادل از این سه مرحله یعنی بهره مند بودن از یك رفاه نسبی است كه دغدغه های زوجین را برای ادامه زندگی بر طرف نماید.

علاوه بر این گاه نداشتن حداقل ها در زندگی ( پایین ترین مرحله) و همچنین بهره مندی بسیار (بالاترین مرحله) پیامدهای خاص عاطفی، رفتاری و فردی - اجتماعی را به دنبال دارد كه نباید از توجه به آن غفلت ورزید.

مسئله دیگر ، توجه دادن جوانان به این موضوع است كه غالباً - به استثناء موارد خاص-  مسائل اقتصادی خانواده سیری صعودی،  حركت از مراحل پایین به بالا  را طی می كند كه به دنبال تلاش و فعالیت آنان و در نظر گرفتن یك تدبیر اقتصادی و برنامه ریزی صحیح به وجود می آید.

بنابراین توقع یك موقعیت اقتصادی مطلوب و ایده آل در آغاز زندگی كه وابسته به تلاش زوجین باشد، كمتر دست یافتنی است و اصولاً با واقعیت های موجود زندگی نیز همخوانی ندارد.

امروزه گاه شنیده می شود كه علت جدایی دو همسر را از یكدیگر به مسائل مختلفی نسبت می دهند و مسائل اقتصادی را از با اهمیت ترین آن عوامل بر می شمارند، ولی آنچه در این راستا- ضمن قبول تأثیر مسائل مالی در تزلزل و یا فروپاشی كانون خانواده- شایسته توجه می دانیم آن است كه نباید در تأثیر یك عامل به تنهایی، بزرگ نمایی غیر واقعی نمود و نقش عوامل دیگر را در این جهت كم رنگ و یا نادیده گرفت و ناخواسته اقتصاد را چون برخی مكاتب مادی زیر بنا و محور تمام حركت های فردی و اجتماعی معرفی نماییم. زیرا بسیار مشاهده و تجربه شده كه در عین زندگی نمودن در شرایط سخت اقتصادی ، با قناعت و گذشت و فداكاری و توكل به خداوند نه تنها زوجین، عمری در كنار هم به خوبی و خوشی زندگی كرده اند بلكه از احساس رضایتی برخوردار بوده اند كه برخی از خانواده های مرفه آرزوی یك ساعت از زندگی آنان را دارند.

علاوه بر این كه با اهمیت نشان دادن بیش از اندازه "اقتصاد" در تداوم زندگی مشترك به صورت غیر مستقیم، مفاهیمی چون قناعت، ساده زیستی و صبر و شكیبایی را كم فروغ می گرداند و در برخی از جوانان این توهم را به وجود می آورد كه با قرار گرفتن در شرایط سخت مالی، هیچ امید و انگیزه ای برای ادامه زندگی وجود ندارد و طلاق تنها راه برای عبور از این بحران است.

نگرش افراد جامعه و میزان ارزشگذاری آنان به مسائل مادی قطعاً در ورودشان به زندگی مشترك و نیز ادامه آن تأثیر بسزایی خواهد داشت. نگاه افراطی به نقش و تأثیر مسائل اقتصادی و بی توجهی به جنبه های معنوی، عاطفی و انسانی ازدواج در حقیقت ، زوجین را از هدف غایی این پیوند مقدس دور می گرداند.

آنچه در ازدواج به عنوان هدف و مقصد مورد نظر است، در كنار هم بودن، و با انس و الفت زیستن و دست یابی به تعالی و تكامل انسانی و اخلاقی است، اگرنوعی نگرش به زندگی مشترك بر این اساس قرار داده شود، وزن مسائل مالی در حد یك ابزار و وسیله برای تأمین این مهم خواهد بود، نه این كه انسانیت و اخلاق را فدای اموال و دارایی های مادی كنیم.

مقایسه های نابجا بین افراد جامعه در برگزاری مراسم ازدواج و مسابقه در با شكوه برگزار نمودن آن، در حقیقت دامن زدن به رقابت های مادی در آغاز تشكیل خانواده می باشد كه به صورت غیر مستقیم جوانان را از اهداف بلند و متعالی زندگی مشترك دور می گرداند.

از نكات قابل توجه برای جوانان آن است كه بدانند:

خوشبختی و سعادت در زندگی را نمی توان در" پول" جستجو نمود بلكه" مادیات" در حد یك ابزار در این جهت ملاحظه می گردد. خوشبختی واقعی در داشتن یك هدف و انگیزه ارزشمند و ارتباطی همراه با مهر و محبت قابل دستیابی است. خوشبختی در احساس رضایت از كنار هم بودن، داشتن آرامش و امنیت در یك هم زیستی مسالمت آمیز و توفیق در به دست آوردن رضایت خداوند معنا پیدا می كند.

ترویج قناعت و توجه به آثار مثبت ساده زیستی، دور بودن از انتظارات دور و دراز، پرهیز از سخت گیری های نامقبول و صبر و تلاش برای نیل به "معنا و روح زندگی" دریچه ای است برای پا گذاشتن به عرصه زیباترین پیوند یعنی"ازدواج".

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName