• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2935
  • سه شنبه 1383/2/15
  • تاريخ :

مراكز رشد و پارك‌های علم و فناوری

مشاور معاون فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری: آمار نشان می‌دهد كه تقریباً 60 الی 65 درصد اشتغال و تولید فناوری كه تبلور آن GDP كشورها است در شركت‌های كوچك و متوسط شكل می‌گیرد.



رویش - رویكرد جدید مسئولین كشور به ایجاد و توسعه مراكز رشد و پارك‌های علم و فناوری با هدف ایجاد و حمایت ازSME ها از یك سو، و وجود پرسش‌ها و ابهاماتی در مباحث مفهومی، راهبردی و مدیریتی مراكز رشد از سوی دیگر، زمینه‌ساز گفت‌وگوی با آقای دكتر دوایی، عضو محترم هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت و مشاور معاون فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گردید.

* لطفاً، در مورد ضرورت ایجاد پارك‌ها و مراكز رشد علمی و فناوری توضیح داده و همچنین بفرمائید تفاوت مركز رشد ( انكوباتور ) و پارك‌های علمی-تحقیقاتی در چیست؟


در واقع بحث اصلی كه باید مطرح شود موضوع شركت‌های كوچك و متوسط است. انكوباتور را می‌توانیم بگوییم محمل ایجاد این شركت‌ها است و پارك محل اداره و فعالیت هم‌افزایانه بین اینهاست. آمار نشان می‌دهد كه تقریباً 60 الی 65 درصد اشتغال و تولید فناوری كه تبلور آن GDP كشورها است در شركت‌های كوچك و متوسط شكل می‌گیرد. اگر بخواهیم به مرحله‌ای بپردازیم كه محصول به صورت تجاری وارد بازار می‌شود عملاً می‌بایست یك زنجیره‌ای را طی ‌كنیم كه شروع آن خلق ایده و ایده‌پردازی است و انتهای آن محصولی است كه در بازار فروخته می شود. مشكلی كه در فرایند شكل‌گیری این زنجیره وجود دارد، مشكل ارتباط دانشگاه و صنعت است. علیرغم این كه دانشگاه‌های ما در علوم كاربردی دستاوردهای خوبی داشته‌اند لیكن هنوز این ارتباط به خوبی برقرار نشده است. از طرف دیگر صنعت ما درگیر مسئله‌ای است به نام جهانی‌شدن كه این خود شرایطی را به ما تحمیل می‌كند كه صنعت فعلی ما از عهدة پاسخ به آنها برنمی‌آید و در سال‌های آینده كه ما خواه‌ناخواه وارد پروتكل‌های جهانی می‌شویم صنعت ما با مشكل جدی مواجه خواهد شد. حال سؤال پیش می‌آید كه با توجه به توان بالای دانشگاه‌ها و صنعت ما كه دارای این مشكلات هستند، چرا این دو بخش به داد هم نمی‌رسند؟ چرا دانشگاه نمی تواند محصولات پژوهشی‌اش را به بازار عرضه كند تا وضع مالی‌اش بهتر شده، انگیزه تحقیق در دانشگاه‌ها رشد پیدا كند و از طرف دیگر هم چرا صنعت دنبال خرید محصولات فكری دانشگاه‌ها نیست؟ چرا هیچ رابطه‌ای بین این دو مقوله برقرار نیست؟ در پاسخ به این سؤال باید بگویم این دو مقوله از جهت عملكرد و functionهایی كه انجام می‌دهند كاملاً متفاوتند، لذا نه تنها عجیب نیست كه چرا هیچ را بطه‌ای بین آین دو برقرار نیست بلكه اگر رابطه برقرار می‌شد باید تعجب می‌كردیم. زیرا زبان دانشگاه زبان معادلات و مدل سازی ریاضی و.. است در حالی كه زبان صنعت، Business است، سرعت تولید اطلاعات و محصولات فكری پائین است در حالی كه نیاز صنعت، فوری است.
به نظر می‌رسد آنچه كه رابط بین دانشگاه و صنعت است شركت‌های كوچك و متوسط هستند و حلقه مفقوده برای ارتباط این دو، همین شركت‌های كوچك و متوسط می باشند. با توجّه به اینكه صنعت بزرگ و خط تولید ما دارای هویّت حقوقی است و از سوی دیگر SME ها نیزدارای هویّت حقوقی هستند پس حرف هم را خوب‌تر می‌فهمند. این شركت‌ها به طور سلسله مراتبی یك طیفی از فعالیت ها را باید پوشش دهند كه یك سر این فعالیت‌ها از جنس دانشگاه است و یك سر دیگر آن از جنس شركت‌هایی كه ارتباطشان با صنعت بیشتر است. پس هرمی را فرض كنید كه صنعت بزرگ در بالای هرم و در ردة دوم شركت‌های تأمین كننده دانش فنی و قطعات سیستم و در زیر هر كدام از آنها خوشه‌ای از شركت‌ها است كه نیازهای ردة بالا را تأمین می كنند و هرچه به سمت پائین می آئیم جنس فعالیت‌ها دانشگاهی‌تر می‌شود و هرچه به سمت رأس هرم می‌رویم صنعتی‌تر.
ما هرچه تلاش كردیم كه ساختار صنعت كشورمان را به سمت این هرم پیش ببریم موفق نبوده‌ایم. البته این مكانیزم بطور طبیعی ایجاد نمی‌شود و نیاز به حمایت دولت دارد. در این میان مراكز رشد و پارك‌ها، با ایجاد وحمایت از SMEها می‌توانند به شكل‌گیری این هرم كمك نمایند. به این معنا كه در 2 الی 3 سال اوّل تأسیس این شركت‌ها( منظور شركت‌های كوچك و متوسط است) كه آسیب‌پذیری و نرخ ورشكستگی آنها بیشتر است، مركز رشد نقش حمایتی مهمی در كاهش ریسك و مخاطرات تجاری شركت‌ها دارد. البته باید متذكر شویم تأسیس مراكز رشد به معنای گارانتی این شركت‌ها نیست و فقط یكی از راههای مقابله با خطرات است، كه البته حمایت در مرحلة تأسیس شركت‌های كوچك و متوسط باید كمی سخاوتمندانه‌تر از سایر حمایتهای دولت باشد.
بعد از این كه این شركت‌ها روی پای خوشان ایستادند و بیرون رفتند این حمایتها به صورت اولیه نمی‌تواند ادامه داشته باشد زیرا ما به هدف خودمان كه توسعه بخش خصوصی است نرسیده‌ایم و تعدادی واحد تحت حمایت دولتی درست كرده‌ایم. یكی از راه‌هایی كه ما می‌توانیم آنها را فعال نگه داریم تا بتوانند دین خودشان را به اقتصاد كشور ادا كنند، این است كه شرایطی ایجاد كنیم كه این شركت‌ها بتوانند با یكدیگر فعالیت‌های هم‌افزایانه داشته باشند یعنی بتوانند نقاط قوّت و ضعف یكدیگر را پوشش دهند و در نهایت از بازار بهتری برخوردار شوند به عنوان مثال در بحث تولید فناوری اگر بخش دانشگاهی را پشت سر بگذاریم وارد بخش‌هایی مانند: طراحی مهندسی، استاندارد كردن محصول، طراحی صنعتی و... می‌شویم. در این فعالیت‌ها به شركت‌های كوچك و متوسط زیادی نیاز داریم كه در این زمینه‌ها متبحر بوده و با حضور در پارك‌ها، به نوعی بیایند زنجیرة تولید فناوری را كه با خلق ایده‌ در دانشگاه، آغاز شده است را تكمیل كنند. البته پارك‌ها در كشورهای مختلف فلسفه‌های مختلفی دارند و ما نمی‌توانیم یكی از سیستم‌های موجود در یك كشور را كپی كنیم. ایجاد پارك در كشور ما كه مشكلش عدم وجود این حلقه‌های واسطه‌ای است، متفاوت است با كشوری كه این حلقه‌های واسطه را داراست.پارك‌ها در شروع باید وابستگی بیشتری به مراكز دانشگاهی داشته باشد، زیرا دانشگاه محصولی دارد كه می‌خواهد بفروشد و كسی آن را نمی‌خرد بنابراین بیش از همه باید انگیزه داشته باشند كه حلقه‌های بعدی را طوری در كنار هم بچیند كه بتواند از آن استفاده كند. پارك علمی و فناوری محلی است برای شركت‌هایی كه یا از انكوباتورها می‌آیند و یا از بیرون می‌آیند و جا افتاده هستند و می‌توانند محیط رقابتی را تحمل كنند و به نوعی می‌توانیم بگوئیم كه پارك‌ها مكمل مراكز رشد هستند.

* پارك‌های ایران از نوع، پارك‌های تحقیقاتی هستند یا پارك‌های تخصصی و فناوری؟


در شورای گسترش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تصویب شده كه تمام پارك‌هایی كه در ایران تأسیس می‌شود، پارك علم وفناوری باشد. نه به این معنا كه پارك‌ها متولی تحقیقات باشند بلكه به این عنوان كه تحقیقات در آن شكل خواهد گرفت. زیرا شركت‌هایی هستند كه تحقیقاتی بوده و دنبال بازارند، در نتیجه می‌توانند در پارك‌ها فعالیتشان را دنبال كنند.
با توجه به اینكه پارك‌ها طیف وسیعی از خدمات را ارائه می‌دهند، خیلی شبیه انكوباتور هستند و از سطح حمایتی بالایی برخودارند. البته پارك‌هایی هم وجود دارد كه مانند یك بازار آزاد، بدون هیچ یارانه‌ای كار می‌كنند، به طوری كه خود پارك سهامدار دارد و شركت‌ها را جهت كسب درآمد جمع می‌كند كه هدف اصلی در این پارك‌ها تولید فناوری نیست بلكه فناوری، زمینه كارشان است كه البته شركت‌های موجود در این پارك‌ها، شركت‌های قوی‌تری هستند كه برای كسب موفقیت و پرستیژ وارد این پارك‌ها می‌شوند. اما در ایران انتظار ما این است كه برخی از شركت‌های انكوباتوری كه موفق می‌شوند به نوعی بتوانند جذب این پارك‌ها بشوند.

* آیا در كشور ما برای شكل‌گیری مراكز رشد راهبرد خاصی تدوین شده است تا به دنبال آن مراكز رشد به عنوان بخشی از این مجموعه راهبردهای خاص خود را (با توجه به راهبردهای كلان كشور ) تدوین كنند؟


عمده‌ترین مشكل كشور ما این است كه نظام توسعه فناوری آن تدوین نشده است. انكوباتور و پارك هم بخشی از اجزای نظام توسعه فناوری هستند. مثلاً فرض بفرمائید اگر ما مجوز 20 انكوباتور را داشته باشیم و در هریك از این مراكز 10 شركت مستقر شود تعداد كل آنها می‌شود 200 شركت، كه اگر تعداد 100 عدد از این شركت‌ها بصورت خیلی موفق از این مراكز خارج شوند، قطعاً با این تعداد نمی‌توان وضعیت فعلی كشور را عوض كرد چون نظام ساخت‌یافته‌ای وجود ندارد، ولی اگر این 100 عدد در یك نظام درست قرار بگیرند می‌توانند مشابه‌سازی شدیدی انجام دهند. به عبارتی نرخ تأثیر گذاری آنها در طول زمان به شدت افزایش پیدا می‌كند.
چیزی كه مسلم است اینست كه تدوین این نظام كار دولت است و در كنار آن برای تدوین نظام توسعه فناوری، حضور دانشگاه الزامی می باشد. منظور از وظیفه دولت اینست كه تدوین نظام، كار یك وزارت خانه و یك دستگاه نیست بلكه باید از تمام قدرت كارشناسی كشور استفاده شود. متأسفانه در كشور ما به كارهای كارشناسی خیلی اهمیت داده نمی‌شود و به علت تعدد مراكز مراكز تصمیم‌گیری، هركس خودش را محقّ می‌داند كه در بخش خود تصمیم بگیرد كه طبیعتاً در این شرایط، كار كارشناسی دشوار خواهد بود.

* مراكز رشد فقط یكی از حلقه‌های زنجیره ارزشی هستند كه قرار است ایده را به محصول قابل عرضه به بازار تبدیل كند وقطعاً بدون داشتن یك نگرش سیستمی، مراكز رشد نمی‌توانند به تنهایی پاسخگو باشند و برای تكمیل این زنجیره همكاری سایر بخش‌ها ضروری است، آیا برای همكاری نهادینه سایر بخش‌ها مانند وزارت صنایع، بانك‌ها، وزارت بازرگانی و... كاری صورت گرفته است یا خیر؟


اگر یك وزارتخانه خاص بخواهد این مطلب را در نظر داشته باشد كه فرهنگ كشور را عوض می‌كنم و بعضی از سیاست‌ها را تغییر می‌دهم و سپس با راه‌اندازی این مراكز كار را پیش می‌برم، چنین چیزی غیرممكن است. چرا كه ما داریم فرهنگی را در جامعه ایجادمی‌كنیم. به این منظور یك عده‌ای را جمع می‌كنیم و به تدریج بعد از بحث و گفت‌وگو و تحلیل كارشناسی اقدام به تأمین این مراكز می‌كنیم. به عبارتی ما می‌توانیم اینگونه بگوئیم كه تجربه‌ای در كشور در حال شكل‌گیری است كه یك تعداد مركز و تعدادی كارشناس خودشان به عنوان لشگر این ایده جلو می‌روند و پس از كسب تجربیات و یا پذیرش شكست‌ها وسایر عوامل به این نتیجه می‌رسند كه ضرورت‌های دیگری نیز غیر از خود مراكز رشد وجود دارد، طبیعی است نقش دولت هم انجام یك سری مطالعات گسترده در بحث توسعه فناوری و بطور خاص مراكز رشد و پارك‌ها می‌باشد. دولت باید فرصتها وتهدیدات را در مورد آنها شناسایی كند سپس یك مدل برای آنها پیش‌بینی كند. اگر این آنالیز مزیت‌های نسبی و نقاط قوت و ضعف انجام شود ممكن است به این نتیجه برسیم كه اگر به 2 یا 3 نهاد فشار بیاوریم 60 % موفقیت حاصل خواهد شد ولی اگر مطالعه نكنیم با تعداد زیادی نهاد مواجه هستیم كه نمی‌دانیم از كدامیك باید شروع كنیم و از هریك چه توقعی باید داشته باشیم.

* برای اینكه این كمك‌ها به یارانه‌های بدون هدف تبدیل نشود، آیا نظامی به منظور ارزیابی مراكز رشد وجود دارد یا خیر؟


در شروع كار سه چیز مهم است : 1 – ضوابط تأسیس 2 – نحوة ادارة مركز بعد از تأسیس كه همان اساسنامه است. 3- نحوة ارزیابی بعد از تأسیس. دو عامل 1 و 2 در وزارت علوم وسازمان مدیریت انجام شده است و قدم بعدی آئین‌نامه نظارتی است. اما با توجه به اینكه در تأسیس انكوباتور ما خودمان در مرحلة رشد هستیم نیاز داریم كه همة این فرایندها را گام به گام به سمت جلو هدایت كنیم. حال وقتی ما یك انكوباتوری درست كردیم كه می‌تواند برای دیگران نقش خود را ایفا كند، می‌بایست به نظارت بپردازیم. طبیعی است كه نظارت ما باید یك نظارت تدریجی باشد، در نتیجه گام بعدی تدوین آئین‌نامه نظارتی است، به این صورت كه همة سیستم‌های كارشناسی باید جمع شوند و آئین‌نامه‌ای نظارتی تدوین كنند كه ماندگار باشد.

* صدور مجوز تأسیس، نظارت و هدایت مراكز رشد توسط چه سازمان یا وزارتخانه‌ای انجام می‌گیرد؟


در ابتدا به علت اینكه تخصیص اعتبارات طرح تكفا بر عهدة سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بود این وظیفه به عهدة كارشناسان این سازمان البته با همكاری نمایندگانی در وزارت علوم، تحقیقات وفناوری گذاشته شد. اما در حال حاضر بحث مجوز تأسیس و راهبری مراكز رشد و پارك‌های علم و فناوری به عهدة وزارت علوم است. ضمن اینكه سازمان مدیریت هم همكاری دارد ولی متولی قانونی آن دفتر پارك‌ها و مراكز رشد فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می‌باشد.

* طبق اساسنامه، مراكز رشد از آئین‌نامه‌های مالی و معاملاتی دانشگاه‌ها تبعیت می‌كنند، فكر نمی‌كنید كه مراكز رشد باید دارای آئین‌نامة مالی و معاملاتی خاصّ خود باشند؟


وقتی مؤسسه‌ای اعتبارات دولتی می‌گیرد دو راه بیشتر ندارد. یا باید از قوانین دیوان محاسبات تبعیت كند و یا از قوانین مالی و معاملاتی دانشگاه‌ها. قوانین مالی و معاملاتی دانشگاه‌ها نسبت به دیوان محاسبات تسهیل كننده‌تر است، زیرا می‌توانیم از قوانین هیئت امنایی استفاده كنیم. به همین علت به نظر می‌رسد این آئین‌نامه مشكلی را در فرایند اداره مراكز رشد بوجود نخواهد آورد.

* آیا این امكان برای مراكز رشد وجود دارد كه هر انكوباتوری متناسب با نوع فعالیت و شرایط خود، چارت سازمانی ویژه‌ای را پیشنهاد دهد؟ مراكز رشد چگونه مدیریت می‌شوند و ساختار سازمانی آنها چگونه است؟


چارت مربوط به این مراكز بسیار كوچك است و شامل مدیر مركز، هیئت امنا و شورای مركز رشد (شورای فناوری) می‌باشد. افرادی را كه در شورای مركز رشد جمع می‌كنیم باید بتوانند به مركز كمك كنند. به عنوان مثال دستی در صنعت داشته باشند، از مقامات محلی باشند و بتوانند فعالیت‌های مركز را حمایت كنند. هیئت امنا هم برای آن است كه قانون مالی معاملاتی دانشگاه‌ها به درستی جاری شود. هر عملكرد دیگری كه قرار است در این مركز صورت بگیرد باید توسط بخش خصوصی انجام پذیرد، زیرا اگر ما بیائیم افرادی را جهت كمك به مركز رشد استخدام كنیم این كاملاً بر خلاف ایده ما می‌باشد، زیرا باعث شده‌ایم كه سیستم دولتی بزرگ شود. شورای پارك هم نهاد دولتی نیست و همه اعضای این شورا در نهاد دیگری مشغول به كارند و فقط به كمك پارك می‌آیند. هیأت امنا هم از اعضای سازمان مؤسس هستند. فقط می‌ماند مدیر پارك كه وظیفه‌اش عقد قرارداد برای هر فعالیت خدماتی و صرف هزینه‌هایی است كه قوانین مالی ومعاملاتی دولتی به او اجازه می‌دهد. حال اگر دستگاهی احساس كرد كه باید یك نفر را استخدام كند باید منابع تأمینش را بیاورد و این اجازه را ندارد كه از محل اعتباراتی كه بابت مراكز رشد می‌گیرد، جهت امور پرسنلی صرف كند. با این وجود هر مركز رشد و پاركی باید چارت خودش را دوباره به تصویب برساند و همواره در توسعه چارت باید سعی شود كه اصول اساسنامه دست نخورد زیرا در آن صورت خیلی چیزهای آن ممكن است عوض شود.

* با توجه به محدود بودن ظرفیت فیزیكی مركز رشد، شكل‌گیری سیستم‌های انكوباتوری و انكوباتورهای بدون دیوار، كه در حال حاضر در دنیا مطرح است را چقدر ضروری می‌دانید؟


انكوباتورها طیف وسیعی از امكانات را ارائه می‌دهند كه فقط یكی از آنها فضای فیزیكی است، در نتیجه لازم نیست كه این فضا، به تمام شركت‌های درخواست كننده داده شود، شما می‌توانید به شركتی بگوئید كه قادر نیستید فضا در اختیارش بگذارید ولی در مورد سایر امكانات توانایی دارید و این برمی‌گردد به اینكه مكانیزم ارزیابی هر مركز رشد، جهت پذیرش شركت‌ها چه باشد. اگر در پذیرش عجله شود و خوش‌بینانه مؤسسات را پذیرش كنیم می‌دانیم كه علاوه بر اینكه 4 الی 5 سال درگیر آن هستیم، شكست آن شركت، شكست انكوباتور هم می‌باشد. پس در مرحله پذیرش، موضوع ایدة محوری، بسیار مهم است. علاوه بر این باید مكانیزمی داشته باشیم كه در پایان هر سال نیز شركت‌هایمان را ارزیابی كنیم و اگر دیدیم كه به علت قصور خودشان موفق نبوده‌اند، قرارداد را لغو كنیم. البته پیش‌نیاز همة اینها انتخاب استراتژی برای مراكز رشد است، زیرا این انتخاب به مراكز دیكته می‌كند كه معیار پذیرش برای انتخاب شركت‌ها چه چیز باید باشد.

* در اینجا این سؤال مطرح می‌شود كه آیا به مراكزی كه همة خدمات حمایتی مراكز رشد، به استثنای فضای فیزیكی را می‌توانند تأمین كنند موافقت اصولی داده خواهد شد یا خیر؟


اگر اینگونه باشد قطعاً همه متقاضی خواهند بود. اگر ما چنین شرطی را برداریم آنگاه همه می‌گویند كه ما می‌خواهیم یك انكوباتور مجازی بسازیم. لذا در شرایطی كه ما هنوز حالت فیزیكی انكوباتورها را تجربه نكرده‌ایم، این كار امكان پذیر نیست. مثل آن می‌ماند كه ما قبل از اینكه دانشگاه تأسیس می‌كردیم، می‌آمدیم و دانشگاه مجازی راه‌اندازی می‌كردیم. طبیعی است كه چنین چیزی قطعاً نشدنی است. خدمات مجازی در مورد انكوباتورها به تدریج رشد خواهند كرد ولی اگر از شروعش بخواهیم مجازی حركت كنیم آنوقت طبیعتاً نه می‌شود نظارت كرد و نه می‌توان اعتبارات دولتی به آن اختصاص داد.

* آیا مراكز رشد مجاز به كسب درآمد هستند یا خیر؟


عجالتاُ در اساسنامه مشاركت مركز رشد در سهام شركت‌ها ممنوع شده است، زیرا هدف اصلی این انكوباتورها درآمدزایی نیست و فلسفة ایجاد آن فایده‌ای است كه قرار است به كشور برسد. یعنی داشتن انكوباتور یك مسئولیت است نه یك مزیت. ولی انكوباتور برای خدماتی كه ارائه می‌دهد می‌تواند درآمد‌زایی داشته باشد كه البته همة اینها باید كنترل شده باشد و هیئت امنا باید تشخیص دهد كه این كار به صلاح است یا نه. ولی به هر حال انكوباتور دولتی با اعتبارات دولتی اداره می‌شود.

* در پایان به این نكته اشاره بفرمائید كه چه موانع و مخاطراتی را بر سر راه شكل‌گیری و توسعه مراكز رشد می‌بینید


بزرگ‌ترین مانع و خطر این است كه دستگاه‌ها و سازمان‌های مؤسس درك دقیقی از تعریف مسائل انكوباتور نداشته باشند و صرفاً به علت وجود اعتبار دولتی، متقاضی تأسیس شده باشند، كه در این حالت پروسه ارزیابی و داوری آن، كار بسیار مشكلی خواهد بود. به همین خاطر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در امر نظارت بسیار جدی هستند. به هر حال سیاست‌های وزارت علوم، دیگر نباید گسترش انكوباتورها باشد، زیرا تعداد 20 انكوباتور برای كشوری كه تا به حال تجربه نداشته، عدد بزرگی است. از این به بعد باید به آن مراكزی كه ایجاد شدند كمك كنیم تا بدین ترتیب از درون آنها چند تجربه موفق بیرون آید و بدین ترتیب تا سیستم اداره كشور به این نتیجه برسد كه این كار، مفید است. من فكر می‌كنم سال بعد باید سال راهبری و نظارت بر فعالیت‌های مراكز رشد باشد نه ایجاد مراكز رشد.

برگرفته از سایت ایتنا

UserName