• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3871
  • پنج شنبه 1383/1/6
  • تاريخ :

گوگل

آیا می‌دانید كه گوگل و دیگر موتورهای جستجو، چگونه زندگی روزانه‌ی ما را متحول كرده‌اند؟ آیا تاریخ دانان، از دوره‌ی پیش از آفریده شدن گوگل، به عنوان سالهای تاریك انتشار دانش، یادخواهند كرد؟
آیا در مورد چنین پدیده‌ی جدیدی، گواهی داده و آن را پیروزی و موفقیت جاودان می‌انگاریم، یا تنها راهی نو در نزد كودكان، برای بررسی گزارش‌های نگاشته شده در كتاب‌هاب درسی می‌شناسیم؟
جول اچینباچ، یكی از اعضای نویسند‌ه‌ی واشنگتن پست، درباره‌ی استفاده از موتور جستجوی اینترنت و بازتاب آن در كتاب‌خانه‌ها، مقاله‌یی نوشته است.
جول اچینباچ در زمینه‌ی مقاله‌ی خود پرسش و پاسخ آن‌لاین ترتیب داده كه در این بخش، چكیده‌ی از آن نگاشته شده است.

اجازه دهید پیش از گشودن در صحبت، داستانی از خود را برای شما بازگو كنم. چندی پیش به دنبال شعری بوده و آن را در گوگل جستجو می‌كردم اما موفق نشدم و شعر را نیافتم. در نهایت به كتاب‌خانه‌ی محل سكونت خود مراجعه كردم. من عاشق كتاب‌خانه‌ها بوده و از كودكانی كه نمی‌‌دانند چگونه در خارج از محیط اینترنت، جستجو كنند، متنفر هستم. مسول كتاب‌خانه موفق به پیدا كردن اطلاعات مورد نیاز من نشد و فكر می‌كنید پس از آن چه كرد؟ به اینترنت متوسل شد و بران من مضحك بود كه لیست شعرهای مورد نیاز خود را به او بگویم!
جول اچینباچ: موضوع خنده‌آوریست! در حقیقت گوگل به مقدار كافی برای پیدا كردن شعر مورد نیاز كارا و خوب است.

در مقاله‌ی خود بیان كرده بودید كه هدف آسان كردن جستجو در وب، برای انسان و نیز برای ماشین‌ها است. آیا این سخن مشكل آفرین نخواهد بود؟ اكر واسطه تنها یك برنامه باشد، چگونه پرسش به روشنی بیان خواهد شد؟ آیا تصمیم‌گیری كلیدها در پاسخ به سوال موثر خواهد بود؟
جول اچینباچ: منظور من این بود كه از تگ‌هایی استفاده خواهد شد كه افزون بر انسان‌ها، برای ماشین‌ها نیز قابل فهم باشد.

آخرین مرتبه‌یی كه موتور جستجویی به غیر از گوگل استفاده كرده‌اید، چه زمانی‌بوده است؟ هم‌چنین می‌توانید از گوگل برای جستجوهای پیشرفته نیز استفاده كنید؟
جول اچینباچ: به این نتیجه رسیده‌ام كه گوگل برای من و بسیاری از افراد به خوبی كار كرده و بیشتر از یاهو جواب‌گو است. به طور معمول تنها از گوگل كمك گرفته و به موتورهای جستجوی دیگر سر نمی‌زنم، اما بسیاری از مردم، موتورهای دیگر را باور داشته و از آن‌ها استفاده می‌كنند.

متاسفم كه مقاله‌ی شما را در این زمینه نخوانده‌ام، اما مسول یك كتاب‌خانه بوده و تجربه به من ثابت كرده است كه رفته رفته نوجوانان درمی‌یابند كه تنها جستجو در اینترنت پاسخ‌گوی تمامی نیازهای آنان نیست. اطمینان دارم كه موتورهای جستجو جایگزین شغل من نخواهند بود. موضوعی كه موجب خاطر پریشی من می‌شود، تجاری شدن موتورهای جستجو است. هنگامی‌كه از گوگل استفاده می‌كنم مرور كردن سایت‌های تجاری كه برای ارسال اولین نامه، پول دریافت می‌كنند، آزارم می‌دهد. نظر شما در این باره چیست؟
جول اچینباچ: در پاسخ باید اشاره كنم كه موتورهای جستجو جایگزین حرفه‌ی شما نخواهند شد و بیشتر زمینه‌یی‌برای شكوفایی این شغل، خواهند بود. در این خصوص نیز با برخی از كتاب‌خانه داران صحبت كرده‌ام، اما آنان چیزی شبیه به گفته‌های شما نگفته‌اند. موضوعی كه به روشنی قابل مشاهده است، علاقه‌ی چشم‌گیر مردم برای به دست آوردن بازیابی اطلاعات یا هر اسمی كه به آن می‌دهید( مدیریت دانش یا كتابداری)، است.

گوگل یكی از نخستین منابعی‌است كه كتابداران از آن استفاده می‌كنند. من نیز یك كتابدار بوده و بسیار از آن استفاده می‌كنم. دلیل كه برخی كتابداران از آمدن فن‌آوری جدید و استفاده‌ی آن توسط بسیاری از مردم، می‌ترسند، این است كه بیشتر دانش‌آموزان از آن استفاده می‌كنند. گوگل نخستین و تنها منبع جستجوی آنان است.
جول اچینباچ: از قرار معلوم، برخی از دانش‌آموزان فكر می‌كنند، جستجو در اینترنت، همان تحقیق كردن است. آنان باید بدانند كه برای تحقیق كردن، راه طولانی و دور و درازی در پیش روی هواهد داشت.

فیش كتاب‌خانه (فهرست برگه‌یی) خود را گم كرده و برخی از كتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را به طور اتفاقی و در هنگام جستجو در باره‌ی موضوع‌های دیگر، پیدا كردم. زمان بسیاری به جستجو درمیان فهرست مورد علاقه‌ی خود، اختصاص می‌دهم. اما نگران هستم كه چگونه توجه جوانانی كه از نتیجه‌ی لذت بخش جستجو بی‌خبر بوده را به این كار جلب كرد؟
جول اچینباچ: ما از جوانان بی‌تجربه و راحت طلب بیزار هستیم. به ویژه كه بیدار ماندن تا دیروقت برای آنان مشكل نیست. پربی‌جا نیست كه بگویم، من نیز چندی پیش فیش (فهرست برگه‌یی) خود را گم كرده و فكر می‌كنم، بهترین راه حل این مشكل، جستجو در میان قفسه‌های یك كتاب‌خانه‌ی بزرگ است.

در یكی از دانشگاه‌های بزرگ بومی، دوره‌های آموزش رایانه تدریس می‌كنم. دوست دارم دراین باره، دو نكته را بیان كنم. نخست، با افرادی كه در ارتباط بوده و به آنان درس می‌دهم، چیزهایی را تحسین می‌كنند كه در دست‌رس دارند و به سادگی به آن می‌رسند. هر چیز كه سریع‌ترو آسان‌تر باشد. اما بسیار بد است كه آنان هر روز و هر شب، تنها درمیزهای خود و پشت رایانه نشسته و بیرون نمی‌روند.در نتیجه ما هم‌چون نسل غار نشین، قادر به ارتباط برقرار كردن با هیچ چیز نبوده و تنها می‌توانیم با مانیتور خود تعامل كنیم. نكته‌ی دیگر، با وجود نوشتن باسرعت و بدون درست كردن اشتباه‌های گرامری، نگران وضعیت نگارش، در 10 سال آینده هستم. بیشتر ما نمی‌‌توانیم جمله‌های مرتبط را در كنار هم‌دیگر قرار داده و با نگارش واژه‌های ساده، علامت‌گذاری و پاراگراف نویسی مشكل داریم. برنامه‌ی پردازش‌گر نگارش بسیار خوب بوده اما كارهایی كه برخط تحویل داده می‌شوند، فاجعه هستند.
جول اچینباچ: به نكته‌ی بسیار با اهمیتی‌اشاره كردید. موضوع برجسته‌ی بحث بالا این است كه فن‌آوری سریع، ما را به شتاب كردن ترغیب كرده و وسایل راحتی، جامعه را به محل غارنشینان تبدیل كرده است.

گوگل چه‌گونه موفق شده است؟ تا چند سال پیش بسیار متداول بود كه مردم درباره‌ی موتور جستجوی مورد علاقه‌ی خود گفتگو می‌كردند. اما، امروزه هنگام كه فردی از گوگل استفاده نمی‌كند، احساس شرمندگی می‌كنید.
جول اچینباچ: مادر من نیز از گوگل استفاده نمی‌كند. اما... آری، فكر می‌كنم این موضوع، كمی موجب خاطر پریشی من شود. بدون تردید به او، احساسم را، بازگو خواهم كرد.

از آن‌جایی كه من نیز كتابدار بوده، مایل هستم به شما بگویم كه دلیل مخالف بودن نظریه‌های همكاران من در باره‌ی مقاله‌ی شما این است كه آن‌هایی كه علاقمند مطالب بوده، اندكی تنبلی كرده و نامه‌ارسال نكرده‌اند. فراموش نكنید كه تعداد آنان، چندان كم نیست.
جول اچینباچ: سپاس‌گذارم! احساس ناخوشایندی می‌كنم كه دیگران می‌پندارند، مقاله‌ی من انتقاد از كتابداران بوده است. باید بگویم كه همواره به آنان وابسته بوده و لقب قهرمانان قرن 21، را برایشان انتخاب كرده‌ام.‌

جول اچینباچ / منبع: واشنگتن پست


ترجمه: زهره اشرف
UserName