• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 17459
  • چهارشنبه 1383/1/5
  • تاريخ :

یك انتخاب صحیح ، یك عمر آرامش

خانواده كوچكترین، مهم ترین و مقدس ترین نهاد اجتماعی و بخش بزرگی از دنیای اجتماعی كودك است و از پیوند بین یك دخترو یك پسر تشكیل می شود و فرزندان ثمره و مكمل آن هستند و در صورتی كه این پیوند و سرمایه گذاری درست و اصولی انجام شود، این شراكت سوددهی خواهد داشت ؛ یعنی فرزندان صالح و با آینده روشن تربیت می شوند و اگر زن و شوهر بدون علاقه و صرفاً بر اساس جنبه های مادی و یا رفع تكلیف اقدام به ازدواج نمایند ، این شراكت زیان می دهد و فرزندان حاصل از این ازدواج آینده مبهم و تاریكی درانتظارشان است.

ازدواج

 مردم به دلایل گوناگون ازدواج می كنند : عاطفی ( كه اغلب در سنین پایین انجام می شود) ، مذهبی ( كه براساس اشتراك عقیده  و ایدئولوژی انجام می شود) ، اقتصادی ( كه صرفاً براساس ثروت یكی از طرفین انجام می شود) و اجتماعی ( كه شایعترین فرم بوده  و براساس سنت ها و عمدتاً به صورت خواستگاری انجام می شود).

تجربه نشان داده است كه ازدواج های عاطفی ( كه بر اساس علاقه ی  فرد نسبت به هم است ) و اجتماعی موفق تر از انواع دیگر می باشند.

شروط اصلی ازدواج

1- بلوغ جسمی، روانی و اجتماعی : بلوغ جسمی براساس شرایط جغرافیایی، تغذیه ای و نژادی تفاوت می كند ولی به طور متوسط برای پسران 13 – 15 سالگی و در مورد دختران 11-13 سالگی است.

بلوغ روانی 2-4 سال پس از بلوغ جسمی و بلوغ اجتماعی حدوداً 2 سال پس از بلوغ روانی صورت می پذیرد متاسفانه هنوز در بعضی خانواده ها به محض ایجاد علائم  بلوغ جسمی ، اقدام و یا تشویق به ازدواج نوجوان می نمایند و یا برای فرزندان عقب مانده ی ذهنی خود علیرغم بلوغ بدنی و عدم رشد و بلوغ روانی و اجتماعی، همسر تعیین می نمایند.

2- داشتن انگیزه : بایستی دختر و پسر جوان انگیزه ای  واقعی برای ایجاد پیوند زناشویی با فرد مورد نظر داشته باشند و خواست و علاقه والدین و یا آشنایی و تایید آنها دلیل درست بودن این پیوند نمی باشد . چه بسا جوانانی كه  بدون انگیزه ، ازدواج و مدت كمی پس از مراسم ازدواج اقدام به جدایی و طلاق  می كنند.

3- داشتن اطلاعات : فرد متقاضی ازدواج بایستی اطلاعات كامل در مورد ازدواج و نیازهای روانی و اجتماعی طرف مقابل خود و هم چنین خصوصیات روانشناختی زن و مرد داشته باشد و یاد بگیرد كه ازدواج یك پیوند مقدس الهی است و صرفاً به عنوان روشی برای ارضاء غرایز نیست.

معیارهای انتخاب همسر

1- تشابهات شخصیتی

2- تشابه فرهنگی و اجتماعی ( زوجین در یك طبقه باشند.)

3- از نظر دیدگاه های فكری وعاطفی قرابت ( نزدیكی ) داشته باشند.

 4- اختلاف سن ، ترجیحاً 2-7 سال و مرد بزرگتر باشد.

5- ترجیحاً میزان تحصیلات و درآمد مرد بیشتر از زن باشد.

6- بهتر است دختر و پسر مورد نظر مدتی قبل از ازدواج با یكدیگر آشنا بوده و در حضور خانواده ها با دیدگاه های فكری و اجتماعی و دلایل و برنامه ریزی های یكدیگر در زندگی مشترك آشنا بشوند.

پس از حصول اطمینان از توافق اخلاقی ، مراسم خواستگاری با كمترین تشریفات انجام شود و بهتر است خانواده ها در مورد مهریه و جهیزیه دخالتی ننموده و آن را به عهده ی زوج جوان بگذارند.

متأسفانه در شرایط فعلی ، ازدواج ها بیشتر به صورت چشم وهم چشمی و رقابتی انجام می شود و اغلب ، انگیزه های مادی وجود دارد و روز به روز مراسم عروسی پرهزینه تر و تشریفاتی تر می شود و تأمین جهیزیه كابوسی برای خانواده ها شده است . به همین دلیل انگیزه برای ازدواج و انجام این سنت الهی كاهش یافته و در بسیاری از خانواده ها دختر و یا پسر در سنین 30 – 40 سالگی و مجرد زندگی می كنند.

كمال مطلوب این است كه در مورد فاصله ی سنی بین فرزندان نیز بین زن و شوهر توافق قبلی صورت گیرد.

گاه فرزندانی كه متولد می شوند ناخواسته اند كه یا به علت عدم آمادگی و توافق زن و مرد برای بچه دار شدن بوده است و یا این كه نسبت به جنسیت فرزند متولد شده علاقه و توافق ندارد . به هر دلیل فرزندی كه ناخواسته به دنیا بیاید هیچگاه مهر و محبت واقعی را از والدین نخواهد دید و در بزرگسالی كاندید ابتلا به اختلال افسردگی و اضطراب است. رفتار كودكان با شیوه های رفتاری والدینشان همبستگی زیادی دارد و كودكان ناموفق معمولاً محصول روابط ناسالم و نامطلوب والدین بوده و از توجه و محبت آنها محروم هستند.

تجربه نشان داده است والدینی كه خود از محبت پدر و مادر محروم بوده اند، اغلب نسبت به فرزندان خود بی مهر هستند و نمی توانند والدین موفقی باشند.

والدین با به كارگیری تشویق و تنبیه و نمونه قرار دادن خود و روش های تربیتی و سنتی خود در گذشته به رفتار فرزندان خود شكل می دهند. بهتر است اجازه دهیم فرزندان نیز همانند ما پیراهن هایی را پاره و از این راه تجربه كسب كنند.

همه والدین خواهان سلامتی و نیكبختی ، رفاه وامنیت فرزندانشان هستند ولی روشهای غلط آنها در تربیت اطفال موجب رشد رفتارهای سازش ناپذیری  در كودكان می شود. پدران و مادران كودكان خود را به دلیل خطاها و اختلالات رفتاری و ناسازگاری هایشان محكوم و تنبیه می كنند، درصورتی كه ندانم كاری ها و  اشتباهات خودشان موجب بروز مشكلات آنها می باشد.

مشاجرات بین والدین و تبعیض قائل شدن بین فرزندان از علل اختلال رفتار كودكان است. اختلافات خانوادگی ، تشنجات و توهین ها، محیطی نا امن برای طفل به وجود آورده واو را وادار به نافرمانی می كند.

خانه برای كودك مكانی است كه او تجربه اجتماعی روزانه ی خود را با شتاب به درونش می آورد تا آن را مورد ارزیابی قرار دهد و به خاطر آن ستایش و تحسین شود.

در صورتی كه انتظارات والدین از كودك زیادتر از حد توانایی و امكانات كودك باشد، موجب شكست و ایجاد نگرش منفی نسبت به خود می شود. كودكی كه بیش از اندازه مورد توجه والدین باشد، نازپرورده بار آمده و نمی تواند اعتماد به نفس كافی داشته باشد و توانایی مقابله با مشكلات زندگی، تضادها و محرومیت ها را نخواهد داشت و قادر به پذیرش مسئولیت های اجتماعی نیز نخواهد بود. حمایت و محبت بیش از اندازه، كودك را خودخواه ، ترسو، خجالتی و بی تفاوت و پرخاشگر بار می آورد. كودك ناز پرورده در طول زندگی خود نیاز به روابط عاطفی شدید و بیش از حدی دارد كه بتواند آنها را جایگزین روابط عاطفی دوران كودكی خود كند. وی دمدمی مزاج ، تحریك پذیر، پر توقع تراز معمول و تا حدود زیادی بی نظم است.

طرد كودك موجب احساس ناامنی ، ترس ، بی اعتمادی، حسادت ، كینه جویی و ناتوانی در ابراز محبت و قبول آن می شود.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مرد خوب چه کسی است؟

مرد خوب چه کسی است؟

مرد خوب چه کسی است؟
ملاک های سرگردان

ملاک های سرگردان

ملاک های سرگردان
انتخاب همسر به روش اسلام

انتخاب همسر به روش اسلام

انتخاب همسر به روش اسلام
نقش ایمان و اخلاق در تحكیم بنیاد خانواده

نقش ایمان و اخلاق در تحكیم بنیاد خانواده

نقش ایمان و اخلاق در تحكیم بنیاد خانواده
UserName
عضویت در خبرنامه