عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 6 -  اظهار تاسف در محروميت از بركات عظيم
سخنراني
زمان : صبح 18 مرداد 1363 / 11 ذي القعده 1404
مكان : تهران ، حسينيه جماران
موضوع : موانع تشكيل حكومت اسلامي توسط ائمه "ع "
مناسبت : ميلاد حضرت امام رضا "ع "
حضار: خامنه اي ، سيد علي "رئيس جمهور" - موسوي اردبيلي ، سيد عبدالكريم "رئيس ديوانعالي كشور" - موسوي ، ميرحسين "نخست وزير" - مقامات كشوري و لشكري
صفحه : 6
بسم الله الرحمن الرحيم
اظهار تاسف در محروميت از بركات عظيم
متقابلا اين عيد سعيد را بر همه آقايان و همه ملت بزرگ ايران و همه مسلمانان جهان بلكه همه مستضعفان تبريك عرض مي كنم ، و از خداي تبارك و تعالي مي خواهم كه به بركت اين عيد مبارك ، بركاتش را بر مسلمين بفرستد و مسلمين را بيدار كند و دست ستمكاران را از بلاد مسلمين كوتاه بفرمايد. من بسياري از اوقات از دو امر متاسفم كه يكيش از ديگري بيشتر تاسف دارد. يكي اينكه در تمام دوره از صدر اسلام ، نبوت ، تاآخر نگذاشتند كه يك حكومت دلخواه اسلام وجود پيدا بكند. زمان رسول الله -صلي الله عليه و آله و سلم - آن همه گرفتاريها و جنگها و آن مخالفتها بود و نشد كه حكومت به طور دلخواهي كه ايشان مي خواهند، متحقق بشود. در زمان ساير ائمه -عليهم السلام - هم ، حتي زمان حضرت امير كه مواجه بود با آن جنگهاي داخلي و آن منافقهايي كه از كفار بدتر هستند و نگذاشتند حكومت شكل بگيرد به طوري كه دلخواه باشد. اگر گذاشته بودند، مهلت داده بودند، ولو در يك دوره كوتاهي حكومت تحقق پيدا كرده بود، آن الگويي كه آنها به عالم نشان مي دادند، براي بشر تا آخر يك درس بزرگي بود. و ما بايد متاسف باشيم براي اين امر كه محروم شديم از يك همچو بركت بزرگي .
و امر دوم كه باز نگذاشتند و نشد كه ائمه ما - عليهم السلام - آن طوري كه مي خواستند
صفحه : 7
بروز بدهند حقايق را، اين هم بسيار مورد تاسف است ، تاسف اين از تاسف او بالاتراست ، اين چه علمي بوده است كه نزديك وفات ، حضرت رسول - صلي الله عليه و آله وسلم - بيخ گوشي به حضرت امير - عليه السلام - فرموده است و ايشان به حسب روايت -مي فرمايد - كه "هزار باب از علم - يا هزار علم ، هر كدام چه - براي من حاصل شد". اين علم معمولي كه دست ما هست ، دست فقها هست ، دست فلاسفه هست ، دست عرفاهست ، اين نيست . او چه بوده است كه حضرت امير مي گويد كه من علم جم دارم ، هيهناعلما جما، لكن حمله (1) نيست ، اين علم فقه نبوده ، علم فقه را تعليم كرده اند، هيچ در اوقصوري نشده است ، اين فلسفه و اين چيزهايي كه دست ماهاست اينها هم نبوده است واين مورد تاسف است كه مهلت ندادند به اينها، نشد. در آن وقت حمله اي كه آنهامي خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملا اعلي رفت ، و ما بايد تا آخر دنيا تاسف ازاين بخوريم كه از آن هيچ بهره نداريم ؛ و او بلااشكال از اين علوم رسمي كه دست بشراست و دست مسلمين است ، از اينها خارج است ، براي اينكه اينها حمله داشتند، آن كه حمله نداشته است ، آنكه مورد تاسف خود ائمه - عليهم السلام - بوده است كه پيدانكردند كساني را كه به آنها تعليم بدهند آن علوم را، و قرآن كه مخزن همه علوم است ،نشد كه آنها تفسير كنند، و آن معارفي كه در قرآن هست آنها بيان كنند براي ما. اينها ازتاسف هايي است كه ما بايد در گور ببريم . قرآن الان در حجاب است ، مستور است اين قرآن . بعضي آيات قرآن است كه گرچه بشر يا فلاسفه يا عرفا تا يك حدودي درموردش صحبتها كردند، لكن آن كه بايد باشد، نشده است و نمي شود. قرآن هم براي "من خوطب به " آمده است . انما يعرف القرآن من خوطب به (2) اگر مقصود معاني عرفيه بود، كه مردم همه مي فهمند معاني عرفيه را، آن چي بوده است ؟ و ما بايد تا آخر متاسف باشيم .حضرت رضا - سلام الله عليه - كه با آن نيرنگ ايشان را بردند، الزاما بردند به آنجا وخواستند ايشان را چه بكنند، معلوم بود كه از اول بنابراين نيست ، نگذاشتند كه اينها يك
1- حمل كنندگان .
2- بحارالانوار، ج 24، ص 328327، ح 6: هرآينه قرآن را كسي مي فهمد كه به او خطاب "و نازل " شده است .
صفحه : 8
حكومتي به دستشان بيايد، يك مجالي به دستشان بيايد كه لااقل تعليمات را بكنند. براي حضرت صادق - عليه السلام - هم كه مجال بود براي اينكه علم فقه را بايد توسعه بدهند وبيان كنند و بعضي از مسائل البته غير فقهي هم بوده است ، لكن سرگرمي ايشان به آن علومي كه نمي شد كه معطل بماند و علم شريعت بود، اين هم باز نگذاشتند، نشد. حمله هم نداشتند؛ حمله فقه بود، اما حمله آن علوم نبود. بنابراين ، ما بايد در اين امور متاسف باشيم كه از قرآن دستمان كوتاه است . اين تفسيرهايي كه بر قرآن نوشته شده است از اول تا حالا، اينها تفسير قرآن نيستند، اينها البته يك ترجمه هايي ، يك بويي از قرآن بعضيشان دارند، و الا تفسير اين نيست . در هر صورت ، انا لله و انا اليه راجعون ، آن كه از دست ما رفت ،حكومت عدل الهي هم كه تحقق پيدا نكرد كه ما بفهميم بايد چه بكنيم .
اتهامات و تبليغات مسموم عليه نظام اسلامي
حالا هم كه خداي تبارك و تعالي توفيق به اين ملت داد و دست عنايتي به سر اينهاكشيد، مي بينيد كه با اين حكومت چه مي كنند. مجال نمي دهند كه عرضه بكننددست اندركاران ما اسلام را. هر مطلبي كه در عالم واقع مي شود، يك فسادي واقع مي شود؛ "دست ايرانيها در آن هست و دست حكومت ايران در آن هست ! " آن تبليغات است ديگر. در بحر احمر يك چيزي واقع مي شود، در كانال سوئز يك چيزي واقع مي شود، اين ايرانيهايند كه اين كار را مي كنند! البته اين تبليغات سوء يك جهت ، ولوبرخلاف هست ، لكن يك جهت حسن هم دارد، و آن اين است كه دنيا مي فهمد كه يك قصه اي در ايران هست ؛ در شب و روز تبليغات بر ضد ايران و اسلام و اينها هست . اينكه اسلام را اين طور، ايران را اين طور مي كوبند، اينها به ايران خيلي كار ندارند، به اسلام كاردارند. مي دانند كه اگر اين چيزي كه ايران مي خواهد تحقق پيدا بكند، دست آنها از همه منافعشان در همه جا كوتاه مي شود.
شما ملاحظه مي كنيد امروز با همه اين سختيها و گرفتاريهايي كه براي ايران پيش آمده است و يكدل و يكجهت دنيا برخلاف اسلام هست ، و به اندازه انگشتان دست ، مادر دنيا همراه نداريم ، مع ذلك ببينيد جلوه اسلام تا كاخهاي كرملين هم كشيده شده
صفحه : 9
است ، تا كاخهاي سفيد هم كشيده شده است ، در امريكاي لاتين هم رفته است ، افريقا هم رفته است ، مصر هم رفته است ، ملزم كرده آنها را به اينكه اظهار اسلام بكنند. ما مي دانيم كه آنها به اسلام اعتقاد ندارند، بلكه مخالف اند، لكن اين جلوه اي كه از ايران منعكس شد به خارج ، آنها هم كه به اسلام اعتقاد ندارند حالا مي گويند اسلام بايد باشد، حدوداسلامي بايد باشد. اين ، بركت اين جلوه اي است كه از ايران شده است ، نه اينكه آنهامسلمان شده اند الان . "ادبه العصا"، حتي صدام هم مي گويد، نماز مي خواند، حالا نمازغلطي خواند. همه زاهد و عابد و مسلمان شده اند و اين ، يك مسئله است ، دست كم نبايداين را گرفت . اين يك مسئله اي است كه به ما نويد مي دهد كه ان شاءالله اين نور الهي توسعه پيدا مي كند، و نصرت خداي تبارك و تعالي دنبال اينكه - شما - ملت ايران مي خواهد نصرت خدا را بكند، دنبال اين نصرت خدا هست ، وعده كرده خدا، لكن مابايد فكر اين باشيم كه ما نصرت اسلام را بكنيم ، نصرت خدا را بكنيم . ما در فكر اين باشيم كه براي خدا كار بكنيم و نصرت دين خدا بكنيم . اگر ما اين كار را انجام داديم ،وعده خدا بلااشكال تحقق پيدا مي كند و نصرت او هم دنبال اين هست . خوب ! در اين جنجال عظيم دنيا بر ضد ما، تكليف ما چي است ؟ اينكه من هميشه عرض مي كنم كه همه آقايان در هر جا هستند، چه علماي بلاد - بلاد ايران - و چه ائمه جمعه و جماعات و چه مجلس محترم شوراي اسلامي و چه دولتمردان ، اينها همه دست به دست هم بدهند تااينكه اين بار را بتوانند به مقصد برسانند، براي اين است كه ، يك گله هايي از هم دارند،يك نقايصي مي بينند، البته تذكرش خوب است ، اماهاي و هوي خوب نيست ،انتقامجويي خوب نيست . بايد ما در فكر اسلام باشيم . اگر در فكر خودمان هم هستيم ، اگرفكر منافع خودمان هم هستيم ، بايد فكر اسلام باشيم كه اسلام منافع ما را تامين مي كند. اگرما اهل دين هستيم كه بايد اسلام را با چنگ و دندان حفظ بكنيم ، و اگر اهل دنيا هستيم ،دنياي ما هم به اسلام بستگي دارد.
تفاهم با دوستان ، مخاصمه با دشمنان
امروز اگر چنانچه خداي نخواسته يك خللي وارد بشود در اين جمهوري اسلامي ،
صفحه : 10
نمي دانيد كه با ما چه خواهند كرد، و مي دانيد ان شاءالله ، بايد هم بدانيد. بايد احساس خطربكنيد براي جمهوري اسلامي و همه احساس خطر بكنيد. ما بين راه هستيم و نتوانستيم تاحالا آن كه مي خواهيم متحقق كنيم و تا همين مقداري هم كه آمديم ، ملتها متوجه شدندبه ما، ملتها بيدار شدند و بيدارتر مي شوند. خود ما متوجه باشيم كه كارهايي انجام بدهيم و طريقه هايي را انتخاب كنيم كه به طور سلامت با هم برخورد كنيم . اگر هم اشكال داريم ، مثل اشكال طلبه هاي مدرسه با هم رفتار كنيم ، دوستند با هم . خوب ! آقاياني كه بسياريشان اهل مدرسه اند، دوست اند، رفيق اند، برادرند، سر يك مبحثي داد و قال هم باهم مي كنند، بعد از اينكه مباحثه تمام شد، با هم مي نشينند چاي مي خورند و دوستي مي كنند. شما با هم دشمني نداريد. شما همه يك مقصد داريد و آن اين است كه به آن چيزي كه اسلام فرموده است برسيد. اميد است كه برسيد ان شاءالله . وقتي مقصد واحدباشد و مقصود همه يك مطلب باشد و آن اسلام ، بايد فكر بكنيد كه اگر يك صحبتي برخلاف باشد كه يك وقت خداي نخواسته به حيثيت جمهوري اسلامي صدمه بزند، ازآن جلوگيري كنيد، خودتان را باز داريد از او. در عين حالي كه در همه جا بايد مناقشه باشد، لكن مناقشات طلبگي ، مناقشات علمي . در محضر علماي بزرگ هم مثل ميرزاي شيرازي كه دو تا درس - از قراري كه براي من نقل كردند - دو تا درس ايشان مي گفتند وپنج ساعت هم طول مي كشيد، همه داد و قالها بوده است ، اما مخاصمه نبوده ، مباحثه بوده .يك وقت مخاصمه هست ، اين طرف مي خواهد او را بكوبد، آن طرف مي خواهد او رابكوبد، اين ، نه راه اسلام است ، نه مقصد اسلامي مي تواند داشته باشد، مقصد اسلامي نمي شود. يك وقت مباحثه است و مطلب را گفتن است و صحبت كردن ، اين البته بايدباشد. بايد معايب را گفت ، بايد دنبال مطلب رفت ، بايد نقايص را گفت ، لكن روي هم رفته ما بايد همه امور را بسنجيم ، يعني ، وضع امروزي ما با دنيا و گرفتاري ما دردنيا و در كشور خودمان . با اين وضع ما بايد برخورد بكنيم ، يعني ، با اين ديد كه مسائل راروي هم بريزيم و جنبه هاي مخالف و موافقش را با هم جمع بكنيم و درست تامل بكنيم و تعمق بكنيم و آن وقت وارد كار بشويم .
صفحه : 11
احتراز نيروهاي مسلح از مناقشات سياسي
از چيزهايي كه من بايد هم عرض كنم اين است كه ، يك مطلبي كه وقتي واقع مي شوددر بين دولتيها يا بين مجلسيها يا نطقهاي مجلسيها، يك وقت اين است كه راديو اين راذكر نمي كرد، خود دربسته بود، اين ، آن قدرها ضرر نداشت . اما حالا كه بنابراين است - وخوب هم هست - كه راديو مردم را در جريان بگذارد، به مجرد اينكه يك اختلافي درمجلس پيدا مي شود، منعكس مي شود در همه ملت ، و آن كه خيلي خطرناك است ، اين است كه منعكس مي شود در سپاه ، در ارتش . ما كه مي خواستيم به - همه دنيا كه دنبال اين هستند كه ارتششان از امور سياسي كنار باشد، آنها يك چيزي مي فهمند كه مي گويند اين را - ما كه مي خواهيم كه سپاه و ارتش جندالله باشند و دسته بندي نداشته باشند و جهات سياسي را كنار بگذارند، براي اينكه اگر جهات سياسي و مناقشات سياسي در سپاه رفت ودر ارتش رفت ، بايد فاتحه اين سپاه و ارتش را ما بخوانيم . اين جهت را بايد آقايان متوجه باشند. مملكت از خودتان است ، مجلس از شماست ، دولت از شماست ، ارتش ازشماست ، سپاه از شماست ، همه از شماست . شما بايد توجه بكنيد به اينكه مسائل شمامنعكس مي شود در همه كشور و همه دنيا. يك كلمه اي كه يكي در اينجا مي گويد،تعبيرش مي كنند در تبليغات دنيا و رسانه هاي گروهي دنيا، تاويل مي كنند و شروع مي كنندبه ايران حمله كردن . با اينكه مقصد آن گوينده اين نيست ، لكن آنها يك راهي پيدامي كنند براي اينكه چه بكنند. در عين حالي كه دولت مي گويد كه اين مين گذاريها، اين دزديهاي دريايي و دزديهاي هوايي به ما مربوط نيست و ما با آن مخالفيم و ما جايزنمي دانيم كه يك دسته مردم بيگناه را بردارند از يك طرف به يك طرف ديگر ببرند، وآن قدر مورد خوف و ترس آنها بشوند، در عين حال اين را يك كلمه اي نقل مي كنند،مي گويند: لكن در راديوي ايران گفته است ، تعريف كرده از اينهايي كه ربوده اند چيز را.البته اين يك چيز غلطي است در راديو و بايد جلويش گرفته بشود جدا. راديو نبايد همين طور بي توجه و بدون فهم يك مسائلي را بگويد و ايران را مفتضح كند. اگر يك كلمه يك وقتي اينها گفتند، خوب ، ربطي به دولت ندارد. لكن راديو [را] آنها حساب
صفحه : 12
مي كنند كه مربوط به دولت است و سخنگوي دولت است . بايد اينها توجه به اين مسائل بكنند. و مع الاسف ، درست ، گردانندگان اينها نمي توانند چيزها را بفهمند. چطور يك مطلبي كه برخلاف عواطف دنياست ، بر خلاف اسلام است ، بر خلاف عقل است ، ماتاييد مي توانيم بكنيم ؟ از يك جايي يك دسته اي را بر مي دارند مي روند به يك دسته ديگر، يا مين گذاري مي كنند در يك جايي ، مين گذاري كردن در يك جا، معنايش اين است كه يك عده اي كه اصلا گناهي ندارند، آنها هم از بين بروند. چطور اسلام اجازه اين را مي دهد؟ چطور ايران اجازه اين را مي دهد؟ چطور جندالله اجازه اين را مي دهد؟چطور دولت ايران ، مجلس ايران اجازه اين را مي دهند؟ لكن ببينيد كه ما در چه گرفتاري هستيم ، كه هر مطلبي كه واقع مي شود، گردن ما مي گذارند. ما بايد خيلي توجه بكنيم .يعني ، شما همه آقايان پاسدار اسلام هستيد، مجلس پاسدار اسلام است ، و دولت همين طور و ارتش همين طور و سپاه همين طور. براي سپاهيها جايز نيست كه وارد بشوند به دسته بندي ، و آن طرفدار آن يكي ، آن يكي طرفدار آن يكي . به شما چه ربط دارد كه درمجلس چه مي گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بين سپاهيها هم بازصحبت هست . خوب ! انتخابات در محل خودش دارد مي شود، جرياني دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پيدا كنند؟ براي سپاه جايز نيست اين . براي ارتش جايزنيست اين . سپاهي را از آن تعهدي كه دارد، از آن مطلبي كه به عهده اوست باز مي دارد وهمين طور ارتش را. و ما در گفتارمان ، در كردارمان كه در محضر خداي تبارك و تعالي واقع است ، بايد فكر بكنيم كه اين مطلبي را كه ما امروز مي خواهيم بگوييم ، آيا در يك محيط سربسته است كه هر چه بخواهيم بگوييم ؟ يا در يك محيط سربازي است براي همه دنيا؟ وقتي مطلب اين طوري است كه ما يك كلمه اي كه بگوييم در همه دنيا منتشرمي شود، ما بايد فكر بكنيم كه اين مطلبي كه مي خواهيم بگوييم ، اين صحبتي كه مي خواهيم بكنيم ، آيا به صلاح كشورمان است ؟ به مجرد اينكه خلاف سليقه شماست ،خوب ! سليقه شما اين نيست ، مطلب را مي گوييد، با آرامش مي گوييد، به جوري كه دولت را، يا مجلس را يك وقت - خداي نخواسته - اسباب لكه دار شدن آنها نباشد،
صفحه : 13
اسباب تضعيف نباشد. اين يك مطلبي است همگاني و اين مطلب به عهده همه ما هست ،كلكم راع و كلكم مسئول (3) همه مسئول هستيم در اين مسائل . اينها از هر راهي كه دستشان برسد شروع مي كنند به تبليغات . صدام هر وقت كه مجال پيدا بكند، بدبخت مي گويد: ماهر وقت بخواهيم ، جزيره خارك را با خاك يكسان مي كنيم . ما از روحيه او متوجه هستيم كه اگر يك آن فرصت پيدا بكند و قدرت پيدا كند، جزيره خارك كه هيچي ، تهران را هم از بين مي برد. يك همچون موجود خبيثي است ، لكن نمي تواند. تودهني خورده است او. الان در عراق هم آشفته است كارش . قدرتهاي بزرگ هم معلوم نيست ديگر حالاصدام را همچو قبول داشته باشند. ولي آنها مي گويند، ولو اينكه حالا در بين خودشان يك لافي زده باشند، يك صحبتي كرده باشند، رسانه هاي گروهي هم شروع مي كنند؛"پرزيدنت صدام حسين ديروز در بين مردم چي گفت . "، به آنهايي كه فرار كرده بودند،نشان شجاعت داد، در بين آنها چه گفت ! اينها مسائلي است كه گفته مي شود. خوب ! آدم چه بكند؟ لكن ما بايد توجه بكنيم ، ما بايد واقعا متوجه به خدا باشيم ، ما بايد خودمان رادر محضر خدا ببينيم در همه وقت . و خداي تبارك و تعالي حاضر و ناظر است بر اقوال ما، بر قلوب ما، بر همه چيز حاضر است و در محضر او واقع مي شود.
دلخوشيهاي دروغين غرب باوران عافيت طلب
و اين را من به اينهايي كه در خارج رفتند و آنهايي كه در جاهاي ديگر هستند و دل خودشان را خوش كردند، مي گويم كه : اين جمهوري اسلامي را شما نمي شناسيد. هي مي گوييد ما اسلام شناسيم ، ما - نمي دانم - جامعه شناسيم ! شما ملت خودتان رانمي شناسيد، اگر مي شناختيد به اين روز نمي افتاديد. اگر شما بشناسيد ملت ايران را،مي دانيد كه الان جمهوري اسلامي پايبند اشخاص نيست . هي ننشينيد بگوييد كه كيك در حال احتضار است و ديگر لال شده و - نمي دانم - چي شده ! اين دلخوشيها را به خودتان ندهيد. شما حالا دو سه سال است كه هي مي گوييد دو ماه ديگر اين جمهوري ازبين
3- بحارالانوار، ج 72، ص 38.
صفحه : 14
مي رود. بحمدالله جمهوري به قدرت خودش باقي است ، ارتش ما قدرتش باقي است ،سپاه پاسداران ما، بسيج ما، ژاندارمري ما، همه ، ملت ما، يك ملت بيداري است . يك ملتي است كه جوان را مي دهد، و مادرهايي هستند كه جوانهايشان را مي دهند و باز هم مي آيند مثل شير غران مي گويند كه ما حاضريم باز. يك همچو ملتي را يك نفر برود ياباشد نمي شود. آن روز كه مركز حزب جمهوري را منفجر كردند و آن عزيزان را از بين بردند، گفتند: يكي دو نفر ديگر از بين برود، ديگر تمام شده است . آنها خيال مي كنند به يكي دوتا يا چهار تا پنج تا امثال ماها جمهوري اسلامي است . جمهوري اسلامي ، همه افرادش الان توجه به مسائل دارند. الان در دهات هم انسان وقتي مي بيند كه يك صحبتي مي كنند، آن دهاتي كه پشت خيش ايستاده و دارد كار مي كند، صحبت مي كند، باز يك صحبت سياسي و يك مسئله مي گويد. با يك همچو ملتي نمي شود كه شما خيال كنيدبنشينيد و هي فكر كنيد كه اگر كيك مرد، چه مي شود؟ نه ! نخواهد شد. من اميدوارم كه ان شاءالله ماها توجه به مسائل ، توجه به مصالح اسلامي داشته باشيم و روي مصالح عمومي اسلامي ، روي مصالحي كه ما الان در كشورمان هست ، روي گرفتاريهايي كه ما الان دركشور داريم ، با اين انگيزه ، آن وقت در هر جا صحبت مي خواهيم بكنيم ، بكنيم ، و هرمناقشه اي داريم مناقشه بكنيم ، لكن با اين توجه . من از خداي تبارك و تعالي سلامت وسعادت همه آقايان را، خصوصا آقاياني كه دست اندركار هستند، مشغول خدمت هستندبه اين كشور عزيز، از خداي تبارك و تعالي سلامت همه را مي خواهم . و اميدوارم كه خداوند به همه ما، به همه شما توفيق بدهد كه به اين ملت خدمت بكنيم . به اين ملت مظلومي كه در طول تاريخ مظلوم بوده است و ستمهايي كه از شاهنشاهي ديده است هيچ كس نديده از كسان ديگر، حالا كه مي خواهند يك نفس راحت بكشند، اميدوارم كه ماخدمتگزارشان باشيم و بتوانيم خدمت كنيم به آنها.
والسلام عليكم و رحمه الله