• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4606
  • چهارشنبه 1382/12/27
  • تاريخ :

محمد دادكان:مقابل این باج خواهی ها كوتاه نمی آییم

فدراسیون دیگر تحت تاثیر هیچ باشگاه سردار و مهندسی نیست

قداست فدراسیون نمی گذارد وگرنه جواب آنها در جیب ماست

می گوید به هیچ كس جز خداوند و بنده ی صالح او نیاز ندارم، می گوید اینگونه نیست كه اگر امروز در فوتبال نباشم دنبال كسی راه بیفتم تا جایی برای خود دست و پا كنم، با اعتماد به نفس

می گوید ترسی از كسی ندارم، او از دانشگاه و تدریس می گوید و با یك محاسبه سرانگشتی به 150 دانشجویی می رسد كه هر ترم سركلاس درسش می نشینند.

او وقتی از این جوانان سخن می گوید با اطمینانی خاص ادامه می دهد كه با حضور آنها نیازی به شهرت در دنیای فوتبال ندارد و تمام تلاشش برای این نسل است.

محمد دادكان، منتقد دیروز فدراسیون فوتبال و رییس امروز این فدراسیون از یك مبارزه ی مستمر حرف می زند.از این كه در تمام این سالها بر اعتقاداتش پا سفت كرده است و حتی این صندلی رشك برانگیز نیز او را از خودش دور نكرده است.درطول مصاحبه چندین بار ضبط صوت را خاموش كرد و آن ها زمانی نبود كه بخواهد از پشت پرده ی فوتبال حرف بزند.اخلاقیات خاص او تنها چیز پنهان كردنی اش بود.دادكان دیروز .دادكان امروز؟

از دكتر دادكانی كه عكسش توسط مطبوعات تحریم شده بود تا دكتر دادكانی كه امروز هر جمله اش تیتر روزنامه ها می شود چقدر فاصله است، در این مدت چه روزهایی را گذراندید؟

برای من تحریم شدن، تیتر اول روزنامه ها بودن یا نداشتن مسوولیت در فوتبال فرقی با هم ندارد. هدف من خدمت است، حالا عكسم صفحه اول باشد یا آخر از اندیشه ای كه دارم برنمی گردم، هیچ حرفی را هم بر اساس احساس نمی زنم چون تمام صحبتهای من بر اساس منطق و استدلال است.

و صحبتهای قدیمی شما درباره مطبوعات؟

در هر جامعه ای مطبوعات می توانند نقش سازنده و راهبردی داشته باشند، متاسفانه در كشور ما این نقش برعكس شده است، من فقط همین را عنوان كردم، پیش از انقلاب فقط دو روزنامه ورزشی فعالیت می كردند، تصور همه این بود كه این دونشریه در جهت شكوفایی هر چه بیشتر ورزش تلاش می كنند اما امروز با وجود 12، 13 روزنامه ورزشی احساس من اینست كه بخش اعظمی از این نشریات، نقشی را كه باید در جهت رشد و تعالی ورزش داشته باشند ایفا نمی كنند، در واقع نقش تخریبی آنها بیشتر نقش سازندگی شان است، آن موقع هم در مصاحبه هایی كه داشتم همین را گفتم، الان هم به این مطالب معتقد هستم، فردا هم اگر در فوتبال نباشم، در دانشگاه به عنوان یك معلم اعتقاد دارم كه اینچنین است.

اما انگار جور دیگری برداشت شد

؟ متاسفم كه چرا گوش شنوایی نیست،آدمهایی كه خودشان را به خواب زده اند هم بیدار شدنی نیستند، متاسفانه باید بگویم كه مسوولان نیز خود را به خواب زده اند، امیدوارم كه روزگار آنها را بیدار كند چون من كه نتوانستم این كار را انجام بدهم، امروزه تعداد روزنامه هایی كه بدنبال سازندگی هستند در اقلیت قرار دارد، امیدوارم روزی برسد كه همه برای رشد و شكوفایی ورزش تلاش كنند و اگر هم انتقادی دارند، انتقاد سازنده داشته باشند اما تخریب شخصیت مربیان، بازیكنان، مسوولان و داوران كار درستی نیست، بحث من همیشه این بوده و هست.

صحبت از انتقاد سازنده كردید، از دیدگاه شما محدوده ی نقد افراد در جامعه ی ورزش تا كجاست؟

یك رسانه تا آنجا می تواند پیش رود كه اگر همان اتفاق در مورد خودش رخ داد از آن انتقاد ناراحت نشود، وقتی شمای نوعی شخصیت یك بازیكن، مربی یا مقام مسوول را زیر سوال می برید، آنرا تیتر اول یك روزنامه می كنید جای او باشید چه حالی پیدا می كنید؟ این اسمش انتقاد است یا تخریب شخصیت اجتماعی افراد؟ همین روزنامه ها را ببینید، اگر ایران، قطر را ببرد یك روز می نویسند اما اگر تیم ملی ببازد تا چند روز فقط در مورد این شكست مطلب می نویسند، چرا؟ چون باخت برایشان هیجان بیشتری دارد، چون می تواند مخاطب بیشتری را جذب كند ولی كسی نیست كه بپرسد به چه قیمتی؟ به قیمت زیر سوال بردن و تخریب شخصیت اجتماعی و خانوادگی یك فرد؟

البته حالا وضعیت بهتر شده است، یكسری از آدمها با حرفهای من و امثال من بیدار شدند دیگر اجازه نمی دهند كه روزنامه ها هر چه دلشان می خواهد بنویسند، اگر چنین اتفاقی بیفتد سریع شكایت می كنند، اگر منطقی هم فكر كنید می بینید كه این حاشیه ها در هیچ جای دنیا جایی ندارد، در كجای دنیا یك بازیكن به خود اجازه می دهد كه به قائم مقام سازمان تربیت بدنی كشورش اهانت نماید؟ اگر اینگونه باشد دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود، باید این مساله را همیشه در نظر داشت، همانطوری كه شما برای خودت حق و حقوقی قائل هستی اجازه بده كه ورزشكار، مربی و مسوول هم برای خودش حق و حقوقی قائل باشد.

اما متاسفانه همین روزنامه هایی كه شما به آنها اشاره كردید اغلب از نظر فروش وتیراژ در سطح بهتری نسبت به سایر مطبوعات قرار دارند، با سلیقه مردم كه این مسائل را بیشتر می پذیرند چه باید كرد؟

این یك امر اجتناب ناپذیر است، شما همین الان در یك خیابان پررفت و آمد به مردم بگویید كه در یك كوچه عروسی است و در كوچه دیگر فردی در حال خودكشی است، كجا شلوغ تر می شود؟، مطمئن باشید كوچه ای كه خودكشی در آن رخ داده شلوغ تر خواهد شد، چون همیشه مسائل منفی بار تبلیغی بیشتری نسبت به مسائل مثبت دارند.

آقای دادكان صحبت از این بود كه قرار است امتیاز انتشار روزنامه ای را بگیرید شما كه همیشه منتقد مطبوعات هستید پس می توانید با انجام این كار الگوی خوبی برای مطبوعات باشید؟

بله، نزدیك به دو سال است كه تقاضای این امتیاز را دادم، تقریبا مراحل آخر كار سپری می شود، روزنامه ای با نام" بانگ" به معنی فریاد كه امیدوارم بعد از انجام كارهای مقدماتی وارد عرصه مطبوعات شود.

پس فریادهای زیادی دارید

؟شاید بانگ شادی باشد، حالا فریادهای زیادی هم هست...

حالا شما در روزنامه تان چند روز در مورد باخت تیم ملی می نویسید؟

ببینید هدف من اینست كه حقیقت نوشته شود، چیزی هم سانسور نشود، شما به عنوان یك روزنامه نگار با انصاف بگویید كه كدام روزنامه نگار ایرانی در طول این مدت نقد درستی از شكست تیم ملی داشته است، باید كسی این كار را انجام دهد كه علمش را داشته باشد، من اگر چیزی می گویم فوتبالش را بازی كرده ام، درسش را خوانده ام، بازیكن نوجوانان، جوانان ، امید و بزرگسالان تیم ملی هم بوده ام.مثل فلان رییس هم نیستم كه بگویند بازی نكرده اما اظهار نظر می كند، كار همه مطبوعات این شده است كه بعد از شكست یا پیروزی تیم ملی اول می روند سراغ یكسری مربی كلیشه ای كه همیشه بیرون از گود ناموفق بوده اند،‌‏10 سال است كه بعد از شكست می گویند دفاع تیم ملی ضعف دارد، این عملكرد درست نیست، ای كاش یكبار از این كارشناس بپرسند كه آقای مربی شما زمانی كه سركار بودی چه كرده ای كه حالا این را می گویی؟ آدمی كه هر تیمی داشته آنرا به یك رده پایین تر فرستاده است.

من اگر مسوول یك روزنامه باشم 2 نفر را می آورم كه باخت ایران را از نظر فنی تحلیل كنند، تحلیلی كه به درد كادر فنی تیم ملی هم بخورد نه اینكه قلمی بزند و هر چه دلش خواست بنویسد، كسی كه از تیم ملی انتقاد می كند باید شرایط انتقاد كردن را داشته باشد، شرایط را در نظر بگیرد، سیستم بازی تیم و حریف را بشناسد و بتواند تیم را بدرستی آنالیز كند، كارشناس كسی است كه قبل از شروع بازی نتیجه آنرا حدس بزند البته نه به طور صددرصد بلكه با ارزیابی دقیق، احتمالی را تعیین كند خلاصه اینكه اگر من روزنامه ای داشته باشم تلاش می كنم تا جوان به خاطر مطلب مفیدی روزنامه را بخرد نه به خاطر یك تیتر جنجالی.

از كارشناسهای كلیشه ای گفتید، اما مگر فوتبال ما چند كارشناس در امر فوتبال دارد

؟+بعضی ها بر مبنای این شعار پیش می روند كه بدنامی بهتر از گمنامی است، اینطور فكر می كنند كه اگر حرفی بزنند و یك عكس كوچك هم در روزنامه ها داشته باشند بهتر از اینست كه هیچ اثری از آنها نباشد اما باور كنید كه این افراد متقلب هستند، هر تیمی كه داشتند به دسته پایین تر سقوط كرده است، رواج بازیكنان صغر سنی از عملكرد این افراد بوده است، اتفاقا در فوتبال هم خوب پول گرفتند، آن هم بدون داشتن سواد و معلومات، كاش یك خبرنگار پیدا می شد و به این افراد می گفت حالا كه راجع به برانكو، مایلی كهن، شاهرخی و بلاژه ویچ اظهار نظر كردی، در مورد خودت هم مقداری بگو، از خدمات خودت صحبت كن، اگر راست بگوید چیزی جز خدمات منفی ندارد.

در چند ماه اخیر فدراسیون فوتبال منتقداتی داشته است كه دو مربی لیگ برتری سرآمد همه آنها بودند، فرهاد كاظمی و فیروز كریمی، در مورد اظهارات این دو مربی چه صحبتی دارید؟ این برخوردها بین مربیان و فدراسیون فوتبال درست است؟

+در مورد این دو مربی كه اسم بردید نقطه نظراتی دارم، البته صحبتهای قبلی من هیچ ربطی به این مربیان ندارد، باید بگویم كه من با كسی مشكلی ندارم، این حرفها همیشه بوده است، یك روز می گفتند چون دادكان در پرسپولیس بازی كرده پرسپولیسی است، اما شما می بینید كه امروز پرسپولیس بیشتر از همه از بابت داوری متضرر شده و حتی در جای پنجم جدول جای دارد، یك روز می گفتند من طرفدار فولاد خوزستان هستم، پارسال بحث سپاهان و ذوب آهن بود، می گفتند دادكان شهرستانی ها را دوست دارد حالا امروز می گویند كه این دو مربی چنین صحبتهایی را مطرح كردند، من و مجموعه فدراسیون به هیچ عنوان تحت تاثیر این حرفها نیستیم، در عین اینكه برای همه احترام قائل هستیم كارمان را با جدیت ادامه می دهیم ،چرا كه بر اساس اصولی كه فیفا به آن معتقد است بر مبنای رشد، توسعه و حفظ قوانین فوتبال پیش می رویم و تحت نظر هیچ باشگاه، مربی، سرپرست، سردار،مهندس وكاپیتانی قرار نداریم تا بخواهیم در امور داوری و مسائلی از این قبیل دخالت كنیم، دیگر این مسائل در فوتبال مرده است كه بخواهند مثل گذشته داور را در گونی كنند و ببرند، حداقل تا زمانی كه ما در فدراسیون هستیم بنا به خواسته هیچكس در جهت تخریب فوتبال گام برنمی داریم اما اگر حرفی در جهت رشد فوتبال باشد استقبال می كنیم.

این افرادی هم كه شما می گویید می خواهند مطرح باشند و گرنه چطور وقتی تیمشان پیروز میدان است داوری خوب بوده اما وقتی كه می بازند از داور ایراد می گیرند؟، بدنیست در اینجا از آقای ذوالفقارنسب یاد كنم كه وقتی تیمش می برد یا می بازد از مجموعه تشكر می كند و می گوید فوتبال همین است، چون این فرد دارای كمالات و تحصیلات است. این را مسلم بدانید كه نه كمیته داوران و نه سازمان لیگ با هیچكس پیمان اخوت ندارد،ما بر اساس مقرراتی كه به آن معتقدیم پیش می رویم و تحت هیچ شرایطی هم با این شلوغ كاریها و باج خواهی ها كوتاه نمی آییم.ما به این مسایل وقعی نمی گذاریم و برای این آدمهای اضافه خواه هم ارزش قائل نیستیم كه فكر كنند می توانند با این حرفها روی كمیته داوران تاثیر بگذارند یا داوری كه آنها تمایل دارند بازیهایشان را قضاوت كنند، ما آمده ایم تا این حرف ها در فوتبال تمام شود.خوشحالیم كه تمام هم شده است، دیگر كسی نمی تواند بگوید این داور را برای ما بگذارید ما هم نمی گوییم ،این كمیته داوران است كه داور تعیین میكند حال به غلط یا به درست.

پیرامون همین موضوع از جانب شما گفته بودند كه كسانی كه این حرفها را مطرح می كنند خود را در فدراسیون فوتبال صاحب حق می دانند.

دقیقا همینطور است ،فدراسیون كه چنین كارهایی را برای كسی انجام نمی دهد، شما هم همین هایی كه من

می گویم را بنویسید، ما مجموعه فدراسیون فوتبال را بر اساس شخصیت آدمها در اجتماع انتخاب می كنیم نه بر اساس هیاهو وجنجال.

فدراسیون بر اساس یك اصول مربی تیم ملی را انتخاب می كند، قبل از هر چیز شخصیت فرد دارای اهمیت است، دو ،سه تا از روزنامه ها قبلا فشار می آوردند كه فلانی مربی تیم ملی شود اما من از این كارها نمی كنم، قبلا به فدراسیون فشار می آوردند كه این را كه ما می گوییم باید انتخاب شود اما دیگر آن دوران تمام شده است. من از كسی كه استحقاق داشته باشد، وطن پرست بوده ونسبت به اجتماع و جوانان احساس مسوولیت كند استفاده می كنم، من می خواهم وقتی تیم ملی را دست كسی می دهم مطمئن باشم كه این فرد دارای شئونات اجتماعی بالا و تحصیلات لازم برای تربیت جوانان مملكت هست اما آنها انتظار دارند تیم ملی مملكت را بدهم دست یك مربی حراف فاقد شئونات اجتماعی .بدهم كه چه شود ؟ با یك نسل جوان چه كار كند؟، همه مردم این مسائل را می دانند، البته من اسم نمی برم

اما دامنه انتقاد از فدراسیون فوتبال این اواخر به دو باشگاه اصفهانی رسید، مسوولان از عدم حضور نمایندگان رده بالای فدراسیون در مسابقات آسیایی دلخور بودند این حق را به آنها می دهید؟

به هیچ عنوان؛ شما در این ارتباط به سالهای گذشته برگردید، تمام اتفاقات در آرشیوها موجود است، سال قبل كه پرسپولیس و استقلال نماینده ایران در این رقابتها بودند یك مقام رده بالا از فدراسیون همراه آنها نبود، اگر من یا حتی دبیر كل فدراسیون در یك مسابقه همراه این تیمها بود حق اعتراض برای مسوولان دو باشگاه اصفهانی محفوظ بود اما ما با مسوولان این دو باشگاه جلسه داشتیم، به مدیران عامل سپاهان و ذوب آهن گفتیم كه فدراسیون فوتبال برای همكاری با شما از هیچ كوششی دریغ نمی كند، پرسنل فدراسیون را در اختیار آنها قرار دادیم، از روابط بین الملل خواستیم تا كارهای مربوط به این دو تیم را پیگیری كند، در ادامه رییس هیئت فوتبال اصفهان را به عنوان نماینده تام الاختیار فدارسیون در كنار آنها قرار دادیم، از شما می پرسم فدراسیون فوتبال دیگر باید چه كاری برای موفقیت این تیمها انجام می داد كه نداد؟ متاسفانه طوری وانمود می كنند كه انگار در سالهای گذشته فدراسیون نماینده داشته است اما برای این دو تیم فدراسیون نماینده ای نفرستاده است البته من می دانم كه این حرفها صحبت خودشان نیست، تفكرات آنها نیست، بازی خورده اند، ولی شما می بینید كه من جواب آنها را نمی دهم، متا سفانه عده ای می خواهند با این كارها فدراسیون را سرگرم كنند، به آنها یاد می دهند كه این حرفها را بزنند تا بازی ایران و قطر تحت الشعاع قرار بگیرد اما كسانیكه چنین چیزهایی را یاد می دهند باید بدانند كه معلمان خوبی برای فوتبال نیستند، برای باشگاهشان نیستند فقط ذهنیت درست می كنند و گرنه برای ما پرسپولیس، استقلال، سپاهان، ذوب آهن، شموشك و غیره فرقی با هم ندارند.

نظرات شما در مورد پرسپولیس چیست ؟

در زمان ریاست من پرسپولیس سال گذشته سوم شده، امسال در جای پنجم جای دارد، استقلال پارسال پایین جدول بوده، امروز بالای جدول است این موضوع چه ارتباطی به ما دارد؟، اما نباید یك موضوع را فراموش كرد چون این دو باشگاه مردمی هستند و علاقه مندان مردمی دارند جمعیت را به ورزشگاه می كشانند، ما هر گز نمی توانیم منكر این قضیه شویم، تیمی كه الان در رده اول ودوم جا به جا می شود و نمی تواند جمعیت را به ورزشگاه بكشاند به فدراسیون چه ارتباطی دارد، اما پرسپولیس و استقلال می برند یا می بازند هوادار خود را دارند، به همین دلیل تا جایی كه در توان ما بوده به این دو تیم كمك كردیم، تا این لحظه صد میلیون تومان به باشگاه استقلال دادیم و هفتاد میلیون تومان در اختیار پرسپولیس گذاشتیم كه قرار است این مبالغ را در پایان فصل از درآمدهای لیگ این تیمها كم كنیم ، حالا اگر چنین در آمدی داشته باشند، ما پیش پیش به آنها پول دادیم تا برایشان مشكلی پیش نیاید غیر از ما هم هر كس دیگری اینجا بود این كار را نمی كرد. در همین جا هم اعلام می كنم كه اگر این دو تیم و سایر تیمها اعلام كنند كه مشكل دارند كمك خواهیم كرد، همانطور كه چند وقت پیش قبل از شروع رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا در جلسه ای با مسوولان سپاهان و ذوب آهن به آنها گفتم حاضرم در ستادی كه برای این مسابقات تشكیل شده اسم من را هم بدهید دیگر چه جوری باید بگویم كه گفتند نه ، معذرت می خواهم كه این را بگویم ولی وقتی مربی سپاهان محروم شد نامه محرمانه زدیم كه جایی عنوان نشود، مگر من از محرومیت كاظمی خوشحال می شوم كه اینطور برخورد می كنند، ایشان هم دارند در فوتبال زحمت می كشند.آقای فیروز كریمی محروم شوند یا مشكلی برایشان پیش آید من باید خوشحال شوم؟اصلا و ابدا.این ها هم دارند زحمت می شكند فوتبال را هم بلدند اما هركس باید جایگاه خود را بداند،برای من كار ندارد كه جواب این ها را بدهم، دلم می خواست كه شخص دیگری رییس فدراسیون بود و من همان نایب رییس بودم تا جواب تمام این حرف ها را می دادم، چون قداست فدراسیون فوتبال در كار است نمی خواهم آن را بشكنم و گرنه فكر می كنید مثلا مدیر باشگاه پاس حرفی را بزند ما نمی توانیم جواب دهیم؟ مدیر یا مربی باشگاه پرسپولیس، استقلال، سپاهان، ذوب آهن و بقیه صحبتی كنند ما جواب نداریم؟ داریم اما جایگاه ما چنین اجازه ای را نمی دهد.هركس حرف بزند جوابش در جیب ماست،از آن ها هم بهتر بلدیم حرف بزنیم.اما گفتم كه قداست فدراسیون نمی گذارد.

اما یكی از بازیكنان سپاهان می گوید حتی شما زمان بازی این تیم در لیگ قهرمانان آسیا را هم نمی دانستید؟

من نمی دانستم؟

یادم می آید در فرودگاه از بازیكن سپاهان پرسیدم كه شما فردا بازی دارید یا پس فردا؟ این هم به خاطر این بود كه سپاهان و ذوب آهن با اختلاف یك روز بازی داشتند.اما حرف من این است كه آن مركز چرا از خطیبی نمی پرسد كه می دانی تیم 10ساله ها تشكیل شده است.همان خبرگزاری كه من آن را قبول ندارم تا به حال از مدیری پرسیده است كه می دانید فدراسیون 3میلیارد تومان درآمدزایی داشته است؟معلوم است كه نمی پرسد چون دنبال مسایل حاشیه ای است .تا بحال پرسیده اند كه كمیته ی فرهنگی فدراسیون چه اقداماتی انجام داده است؟تازه ادعا می كنند كه مركزشان فرهنگی است.چرا چون آنها اعتقاد دارند "بدنامی بهتر از گمنامی است."چنگ می زنند كه بالاتر بیایند.اما من به آنها می گویم تلاش نكنیم به وسیله ی پایین آوردن كسی خودمان را بالا بكشیم.

UserName