• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2395
  • يکشنبه 1382/12/17
  • تاريخ :

اینترنت در عصر پسامدرن

جهانی كه با واژه «پسامدرن» - كه بسیار هم مورد سوءاستفاده واقع شده _ توصیف گردیده، جهانی «پساصنعتی» نیز هست. فضایی كه در آن، حس پذیری دینی امروزین، خویشتن را به گونه ای شگفت انگیز تحریف یافته می یابد.
این تحریف، نه فقط از جهان ماقبل كوپرنیكی كتب مقدس، بلكه حتی از جهان نیوتنی نیز صورت گرفته است. ما در جهانی زندگی می كنیم، امید می ورزیم، به نیایش می پردازیم و می گرییم كه دارای نظام های مخابراتی پیشرفته و تكنولوژی مدرن است، جهانی دیجیتالی و گیج كننده كه در حال تغییر دادن همه چیز است. الوهیت، به سادگی زندگی دیجیتالی دارای تكنولوژی مدرن را می پذیرد و دین یك همزیستی شگفت آور با «فرهنگ مجازی» را به نمایش می گذارد.
شاید، دلیل این امر آن است كه _ به دور از تضعیف حساسیت های دینی _ تكنولوژی های پیشرفته ارتباطی عملاً به تجارت كالاهای دینی پرداخته و بنابراین، فضایی جدید را فراهم می آورند. یك فضای سیبرنتیكی cyber space برای پنداشت دینی. زیرا اگر دین، احساس ما در خصوص واقعیت را مشوش ساخته و در حالی رهایمان می سازد كه اندكی آشفته ایم؛ اگر دین موجب می شود كه احساس از پیش تنظیم شده ما در خصوص امر واقعی ( real ) و امر ممكن ( Possible ) _ به واسطه اینكه در معرض چیزی فراواقعی قرار گرفته ایم _ به لرزه بیفتد؛ انقلاب ارتباطاتی نیز توانسته است در مورد «واقعیت مجازی» با ضربه زدن ( click ) به موس، قدرت «دیدن» پایگاه های اطلاعات رسانی ( sites ) در فضای سیبرنتیكی را به ما ببخشد و بر مفاهیم دینی بیفزاید. ما به یاری خدا بازی با احساس خویش _ در مورد آنچه كه واقعی است _ را آغاز كرده ایم. اما آیا این، همان چیزی نیست كه هر شخصیت دینی _ از انبیای یهودی تا مبلغان تلویزیونی انجیل _ رویای تحقق آن را در سر داشته؟
خاتمه دادن به تسلط واقعیت مادی و گشودن دیدگان ما _ به گونه ای دیگر _ با گستره ای فراتر از واقعیت، كه محدوده های تحمیل شده بر ما را به واسطه «حضور» و «فعلیت» از بین می برد؛ آیا این همان چیزی نیست كه از هنگامی كه موسی تبر خویش را به دست گرفت و به سوی گوساله طلایی رفت (چون سامری سعی داشت تعالی خداوند را با موضوعی فیزیكی بیالاید) قصد انجامش را داشته؟
اما چگونه ممكن است كه تا نهایی ترین حد، عشق بورزیم در حالی كه همچنین به تكنولوژی مدرن نیز عشق می ورزیم و از مضامین غیرواقعی، مجازی و خیالین تكنولوژی هم لذت می بریم؟ چه نوع ارتباط باطنی فیمابین خدادوستی و تكنولوژی دوستی، فرشتگان و تكنولوژی های كامپیوتری، دین و شركت های اینترنتی روی داده است؟

چه چیز رخ داده است؟ به نام ملكوت!

ارواح مجازی


اگر فیلسوفان، مشاوران سرمایه گذاری بودند؛ ما همگی مفلس می شدیم. آنها از قرن ۱۹ به این سو، با اطمینان ما را متقاعد ساختند كه پایان یافته است یا به زودی چنین خواهد شد. آنان گفتند: دست كم این است كه الوهیت، به خوبی احساس نمی شود و به سختی می توان انتظار داشت كه احساس الوهی به اندازه یك هفته دوام بیاورد. اما اینجا ما در سپیده دم قرن ۲۱ هستیم و دین، همچنان زنده و شاداب باقی است. بازی عكس برگردانی قدیمی به حقیقت پیوسته است: «خدا مرده است _ نیچه. نیچه مرده است _ خدا». ایمان های اعترافی گوناگون به رشد خویش ادامه می دهند، نه تنها در جهان سوم و كشورهای توسعه نیافته _ جایی كه در آن روزهایی هست كه تنها چیزی كه شما می اندیشید، و می توانید برای بهبود تقدیرتان انجام دهید، فرو افتادن بر زانوان است و دعا جهت مداخله خداوند _ بلكه همچنین در ایالات متحده _ جایی كه مطابق آخرین نظرسنجی ها، ثروتمندترین مردم جهان (برطبق برخی مطالعات حدود ۹۵ درصد) ادعا می كنند كه معتقد به خدایند.ایمان دینی در همه جنبه های خویش شكوفا است. از اعضای وصله پوش آكادمی آمریكایی دین گرفته تا مردم عادی و كشیش نشین ها و تا تجربه دینی لرزه بر ستون مهره ها.
شمار حیرت انگیزی از مردم ادعا می كنند كه به فرشتگان معتقدند، علاوه بر آن تعداد كسانی كه عنوان می كنند به بشقاب پرنده ها، آدم رباهای بیگانه و طول موج ها معتقدند نیز اندك نیست. آمار بینندگان نمایش تلویزیونی «بساویده یك فرشته» Touched by an Angle بسیار بالاست، كتاب «پیشگویی آسمانی» كه عنوان می كند بایستی این تقارن را همچون مداخله الوهی تلقی نماییم نیز یك كتاب عمومی پرفروش بود. بیشتر مردم به خدا اعتقاد دارند (و طبق پیش بینی، بیشتر مردم همچنین اعتقاد دارند كه به آسمان خواهند رفت!) رشك نویسندگی مانع از آن می شود كه مشاهده كنم، داستان «استفن كینگ» در خصوص حوادث خارق العاده چندین بار میلیونرش ساخت. هركس كه ذائقه ای برای این گونه امور داشته باشد، می تواند پی درپی داستان های قابل توجهی درباره همه نوع حوادث نامتعارف و مداخله در زندگی های مردمان، از زبان كسانی بشنود كه مهمان میزگردهای هر روزه تلویزیونی هستند. از هر كتاب فروشی زنجیره ای مثل «بوردرز» یا «بارنز و نوبل» كه بازدید كنید، تقریباً به همان اندازه كه در مورد آخرین و جدیدترین نسخه اجرای ویندوز مایكروسافت، كتاب پیدا می كنید، به كتاب هایی در مورد فرشتگان برمی خورید.
حاصل پژوهش جدیدی كه من در خصوص موضوع «فرشتگان» از پایگاه اطلاعاتی آمازون به عمل آوردم، ۲۴۱۶ عنوان بود كه همگی به سادگی برسر یك ریزتراشه نصب می شوند. به علاوه شما می توانید تنها با یك تقه بر موس كامپیوترتان، هر یك از این كتاب ها را بی درنگ خریداری كنید. با این تقه بر موس، سیگنالی از این سو به آن سوی فضای مجازی، برای یك فروشگاه مجازی كتاب می فرستد كه «حاوی» میلیون ها كتاب است! سرعت ارسال پیام نیز به اندازه سرعت نور یا سرعت خارج شدن روح از جسم است. بدین سان، ما با یك وضعیت حیرت انگیز یا بهتر بگوییم غیرممكن روبه رو می شویم: شكوفایی همزمان علم و دین.ما در جهانی زندگی می كنیم كه پیچیده ترین دستاوردهای علمی و تكنولوژی مدرن، نه تنها با دین سنتی، بلكه همچنین با خشك ترین بنیادگرایی ها، معنویت عصر جدید و عقیده به همه انواع پدیده های باورنكردنی نیز همزیستی دارند. البته انسان عمیقاً شگفت زده می شود، اگر به هر روی برخی از این امور زندگی مردم را اشغال كنند، چه هركدام از این مسائل با نفرت، خشم و از روی نادرستی و فریبكاری در زندگانی مردم باقی بمانند و چه مردم را به سخاوت، گشاده دستی و عشق ورزی در زندگی روزانه وادارند. اما موج تزهد به این حواشی محدود نمی شود. بیشتر مردم به خداوند معتقدند و عده زیادی از آنها خویشتن را با اعتراف های سنتی مربوط ساخته اند. انتشار این همه بند و بساط غیرسنتی و غریب دیگر كه رخ داده، او را حیرت زده خواهد كرد.

همزیستی حیر ت انگیز دین و علوم تكنولوژی در جهان پسادنیوی


بر طبق نظر فیلسوفان اثبات گرای قرن ۱۹، هیچ كدام از این امور، سنتی یا حاشیه ای، جریان اصلی یا ناشناخته و بی اهمیت، نمی بایستی تا به امروز ادامه می یافتند. رشد سریع علم و تكنولوژی قرار بود كه فرجام دین كهنسال را اعلام نماید. بدین سان، چرا پیشرفت سریع تحقیقات علمی، به جای همزیستی با صنعت پررونق معنویت؛ موجب یك شك اندیشی آشكار در خصوص امور معنوی شد؟ چرا هم ادیان سنتی گوناگون و هم اعمال افراطی متنوع شكوفایند.
من همه این ها را همچون تداوم یك امر در مقابل مدرنیته می بینم. هنگامی كه به دین می رسیم، می بینیم كه دو جریان رقیب مدرنیته _ یعنی روشنگری و رمانتیسیسم _ هر دو بر خطایند. فلسفه روشنگری با سرخوردگان و دلسردان توده، دچار سرخوردگی و دلسردی شد؛ بدگمانی آن مردان روشنگر سرسختی كه مطمئن بودند تصورات دینی به مانند قارچ هایی هستند كه در نور عقلانیت علمی، فاسد خواهند شد.
اما رمانتیك ها كه نمایانگر روی دیگر سكه روشنگری بودند نیز كمتر بر خطا نبودند. رمانتیك ها، هراسان و سوگوار «فرار خدایان» در حمله تكنولوژی مدرن بودند. نكته ای كه مجدداً در قرن بیستم، مارتین هایدگر- فیلسوف آلمانی - مطرحش كرد. اما هایدگر و رمانتیك ها هر دو در فكر «تكنولوژی های دودآلود» چركین بودند نه در فكر جهان مدرن پساصنعتی جان مانند «تمیز» كه به روشنی الكترون است و به تلاشی بیش از تقه بر یك موش واره نیاز ندارد. رقابت كهن تكنولوژی و دین، در معادن خاك آلود و كارخانه های كثیف انقلاب صنعتی شكل گرفته نه در جهان فضای مجازی پساصنعتی. در اینجا آنچه كه سلامتی ما را جداً با تهدید مواجه می كند ، بیماری ریوی نیست بلكه بیماری سندرم حاد درد مچ است كه به واسطه نشستن در مقابل كامپیوتر _ در سراسر روز _ ایجاد می گردد.
امروزه، هنگامی كه ما بر امواج الكترونیكی ای سوار می شویم كه از سیم های غیرقابل مشاهده جهان وسیع مجازی نشات می گیرند، به مانند ارواح پاك اوج می گیریم، به سهولت سفر می نماییم و با سرعتی خیره كننده تمام فاصله های حیرت آور را می پیماییم. ما تصور قدیمی در خصوص «ماده» را با عنوان اینكه ماده چیزی است متراكم، گنگ، سخت و پرسروصدا كه فضا را اشغال می كند و بیكار و منتظر نشسته تا جنباننده ای حركتش دهد (ارسطو)، یا چیزی كه آنقدر به شكلی احمقانه و بی معنی حركت می كند تا چیز دیگری متوقفش نماید (نیوتن) _ و در هر مورد فاقد هوش و حواس برای انجام عملی قائم به خویش است _ احمقانه و بی ارزش جلوه می دهیم. امروزه ما می آموزیم كه چگونه از شر ماده خلاص شویم. ما دیگر نیازی به فروشگاه های خرده فروشی فیزیكی كه به فروش اجناس خود می پردازند، نداریم.
همچنین محتاج آن نیستیم كه در جست وجوی ماشینی با قیمت بهتر، خود را با زحمت فراوان از اینجا بدانجا كشیم، و نیز لزومی ندارد كه تند و تند به كتابخانه برویم، از پلكان های آنجا بالا و پایین رویم و قفسه های متعدد و گرد گرفته آنجا را جهت یافتن كتابی زیرورو نماییم. خیر، هنگامی كه ما می توانیم در عرض چند ثانیه سوار بر امواج اینترنت شویم و تنها با یك تقه كتابی را سفارش دهیم، یا حتی متن مورد نظر خویش را از یك پایگاه داده های الكترونیكی بارگذاری نماییم، دیگر آن كارها را نخواهیم كرد.

فرهنگ لغات طبقه بندی شده انگلیسی آكسفورد، اكنون آن لاین است، در حالی كه هر چیزی كه دانش پژوهان در خصوص آبای كلیسا نیازمند دانستنش هستند، تنها با یك تقه بر كامپیوترشان به ذخیره گسترده Patrologia Latina و Patrologia Greeca دسترسی می یابند. حتی دایره المعارف بریتانیكا نیز در قالب جریان الكترون ها فشرده شده و در فضای مجازی اینترنتی قرار گرفته است. این دایر ه المعارف اینترنتی با قفسه های بلوطی رنگ حیرت انگیزی جابه جا شده كه همه ۹۰ جلد كاغذی آن را در بر می گیرد.امروزه هنگامی كه شما در یك نوشتار اینترنتی با یك فوق متن hypertext مواجه می شوید، فی الواقع دعوت شده اید به اینكه پهنه فضای مجازی اینترنتی خود را بگسترانید، صفحه ای كه در حال خواندنش هستید را ترك كنید، خویشتن را از محدوده اتاقی كه در آن نشسته اید فراتر برید، در طول دریاها سفر نمایید، وارد یك كتابخانه قدیمی شوید و یا برخی سایت ها را كشف كنید كه تنها به اندازه یك نقطه و یا یك تقه بر موش واره از شما دور هستند. ما می توانیم بدون اینكه حتی یك سانتی متر بدن های سنگین و پرچربی خویش را حركت دهیم، از این سو به آن سوی فضا سفر نماییم، به درون لیست كركره ای برویم، نسخ خطی قدیمی لاتین را از كتابخانه های دوردست فرا بخوانیم، یا صدای مردمی را بشنویم كه با سیستم واژه پرداز خودمان درباره شان می نویسیم و یا چهره شان را هم ببینیم.
ما تلفن های همراه خود را به دست می گیریم، به جایی می رویم كه سیگنال ها به راحتی از دیوارهای ضخیم عبور می كنند و ما را بلادرنگ با سرتاسر قاره ها و اقیانوس های پهناور پیوند می دهند و اینها همه در حالی است كه ما در حال گشت وگذار در مراكز خرید هستیم و یا سعی می كنیم با دست دیگرمان فرمان اتومبیل را بگیریم (تعجبی ندارد كه میزان تصادف هم بالا می رود).
این تكنولوژی های ماهواره ای از فضا به احساس ما جریان یافته اند: آنها احساسی از كار و زندگی را در خصوص یك سیاره چرخان برانگیخته اند كه به دور خورشید می چرخد. آنها احساس ذاتی ماقبل كوپرنیكی ما _ در خصوص اینكه زمین ثابت و مسطح است را برمی آشوبند. ما بدون زحمت لیسیدن یك تمبر، برای مردم سرتاسر جهان كه در مكان ها و زمان های مختلفی واقع شده اند، نامه الكترونیكی mail -e می فرستیم.
ما آرام آرام از فربهی واقعیت های مادی می كاهیم و این كار را به واسطه امواج الكترون ها كه با شتاب به این سو و آن سو می روند، انجام می دهیم. این امواج با یك سیلیكون كوچك و غیرقابل تصور كه بدن های متراكم و سنگین ما را تا بی نهایت ادامه می دهد _ یا این طور به نظر می رسد _ ما را با خود به جاهای دوردست در سوی دیگر كره زمین، بالا یا پایین آن می برند. ما انقباض بدن هایمان را به زمین زیر پایمان و فضای احاطه كننده ای كه ما را در بر گرفته است، درهم شكسته ایم و به آنها اجازه داده ایم كه با سرعتی الكترونیكی در سراسر فضا به پرواز درآیند. اگر هایدگر دوست داشت مصرعی را از «فردریش هولدرلین» - شاعر رمانتیك آلمانی- نقل كند: «انسان، شاعرانه بر زمین سكنی گزیده»؛ ما امروزه به جریان بزرگتری از سفر مجازی اینترنتی در اطراف زمین دست یافته ایم. ما روشی را برای تقلید از فرشتگانی كه برای آزادی پولس مقدس و پطروس رسول از زندان مداخله كردند (اعمال رسولان، باب ۵ عبارت ۱۹، باب ۱۲ عبارت ۷)، پیشگویی می كنیم و بدن های خویش را در قالب رشته های نازكی كه از جسم جامد دیوارها عبور می كنند، عرضه می نماییم. به مانند مشاهده رستاخیز عیسی كه حواریون را وحشت زده كرد. مجادله كهن میان ذهن و ماده به سرعت كهنه می شود.
عصری كه در شرف تكمیل پروژه ژنوم انسانی است، چگونه می تواند همچنین شاهد نظریه تكامل انتقال به عنوان یك درس اجباری در برنامه های زیست شناسی دبیرستان در كانزاس باشد، همگی بدین منظور كه جایی را برای آموزش آفرینش باوری و نیز داستان چگونگی نشات گرفتن ما از دو انسان كه در پرتو فریب یك مار ترغیب شدند میوه ممنوعه را بخورند، باز كند؟روشنفكران شگفت زده شده اند كه مردم چگونه این عقاید و مفاهیم را در مغزهایشان فرو می كنند؟ چرا خدا نمرده است _ تصور می رفت كه چنین شود _ چرا خدا به سرنوشت هیئت و نجوم بطلمیوسی دچار نشد؟من می گویم بخشی از پاسخ این است كه تكنولوژی های ارتباطی پیشرفته، عملاً به تضعیف ماده باوری كهن پرداخته و به میزان زیادی از ثبات و پایداری جدی، فشرده و سنگین جهان مادی می كاهند. غیرممكن، آن نظیره فنی _ علمی در تغییرپذیری تمام عیار و در نفوذپذیری چیزهای فیزیكی در جهانی كه بر نقشه ژنتیكی تسلط یافته و همه چیز را دیجیتالی كرده را، داراست.

برگرفته از روزنامه شرق



UserName