• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2185
  • يکشنبه 1382/10/21
  • تاريخ :

بخش ورزشی تبیان با گرامیداشت یاد و خاطره جهان پهلوان تختی ، به منظور پرداختن به موضوعات مختلف كشتی ، بررسی مشكلات این ورزش و چگونگی رفتار ومنش جهان پهلوان تختی ، با حضور كارشناسان و پیسكسوتان ورزش كشتی ، نشستی را در محل موسسه تبیان برگزار نمود . آقایان منصور مهدی زاده ( قهرمان اسبق جهان و المپیك و یكی از همدوره های مرحوم تختی ) ، پرویز عرب ( دبیر اسبق فدراسیون كشتی ) ، حسین ترخاق ( رییس اسبق فدراسیون كشتی و عضو هیئت ریسه كنونی فدراسیون كشتی ) و محمد رضا قربانی  ( رییس روابط عمومی كانون مربیان استان تهران  و عضو موقت كمیته مربیان كشور) میهمانان این جلسه بودند .

بحثهای اولیه با مقدمه  زیبای منصور مهدی زاده ، پیرامون نیازبه تختی در جامعه ،آغاز شد. ایشان در صحبتهای ابتدایی خود عنوان داشتند:

كشتی فقط منوط به كشتی گرفتن نمی شود بلكه مقوله اجتماعی و فرهنگی خاصی را در پیرامون خود می بیند.

بحث فرهنگی بمانند انسانی است كه در زمستان پس از احساس سرما، به پوشیدن لباسهای گرم روی می آورد.

و بحث اجتماعی آن بمانند مطرح شدن افراد بزرگی همانند مرحوم جهان پهلوان تختی می باشد.

وقتی راستی ها و درستی ها از یك جامعه رخت بر می كند نیاز به وجود تختی احساس می شود.

زمانی كه شهامتها و جسارتها كم می شود و مدیریت ها ضعیف بوجود می آیند به حق گویی تختی نیازمند می شویم.

هر گاه در جامعه، حق طلبی، انسانیت و برنامه ریزی صحیح برای آینده جوانان بی رنگ و بی فروغ می شود شدیداً جای خالی كسانی احساس می شود كه در این باره صحبت داشته، حرف زده و انجام رسالتی صحیح را وظیفه خود می دانستند.

آن زمان كه حقوق افراد جامعه و دیگران محترم شناخته نمی شود نیاز به تختی كه به حقوق دیگران احترام می گذاشت پیدا می شود.

جامعه امروز می خواهد شاهد پیدایش خلقیات، صفات و معنویاتی باشد كه در راه حق و حقوق مردم محترم شمرده می شود.

وقتی می بینیم تدین و راستگویی در ورزش فراموش و مبدل به شعار و یا حرف شده است، در ذهن خود به حضور تختی می اندیشیم. باید نكات اخلاقی و انسانی را پیدا كنیم تا افتخارات و پهلوانی ها به دنبال آن به وجود بیاید.

هرگاه این اعتقادات و باورها در جامعه ضعیف می شود، وظایف و كارها بسیار سخت می شوند و نیاز به فداكاری احساس می شود.

هر زمان از خود گذشتگی كم می شود باید فهمید كه مدیریت آن ارگان به فكر خود می باشد و در نتیجه مسئول و مربی نیز به رفع نیازهای خود می اندیشد. ورزشكار نیز كه می بیند مسئولین به فكر خود هستند و به جای توجه به ارزشهای معنوی به منافع مالی خویش توجه می كنند.این جاست كه نیاز به حضور تختی احساس می شود. او كه در وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری سرآمد همه بود و هرگز فراموش نمی شود.

* تبیان: می توانید بیشتر در مورد بارزه های اخلاقی شخصیت مرحوم تختی برایمان توضیح بدهید؟

- مهدی زاده : مرحوم تختی پهلوان، قهرمان بزرگی بوده او در دامن یك خانواده متدین و اسلامی و در محیطی پر از صدق، صفا و صمیمیت بزرگ شد و همزمان با رشد جسمانی در زمینه ورزش (كشتی) نیز رشد قابل توجهی داشت. البته امكانات آن زمان از لحاظ ارزشی بسیار پایین بود.

مردمانی كه در آن زمان با تختی برخورد می كردند او را سرشار از انسانیت و جوانمردی می دیدند.

تختی می دانست مردم پیرامونش ممكن است از لحاظ اقتصادی ضعیف باشند اما انسانهایی متدین و سالم هستند.

او در جامعه آزادگی، ورزش را آموخته بود و از ورزش، راستگویی، فداكاری، مقاومت و استوار و گذشت را آموخته بود. تا قهرمان می شد سعی نمی كرد به سرعت به همه چیز دست پیدا كند.

فرصت طلب نبود، همیشه مردی متعادل بود و این تعادل باعث شد واقعاً در بین مردم به مردی قابل باور و احترام تبدیل شود. آنگاه جامعه به زندگی او نگاه می كند و می بیند او فردی سالم، خود ساخته با تمام صفات و سجایای یك قهرمان است.

* تبیان: تمام دلایل محبوبیت تختی به سجایای اخلاقی او مرتبط است؟

- مهدی زاده: از سجایای اخلاقی است كه ورزشكار به سنبل و الگوی خوبی در جامعه تبدیل می شود.

یكی از مسائلی كه باعث پیشرفت و تعالی انسانها می شود شناختن «حد» خود می باشد.

تختی انسانی خداشناس و متدین بود. خدا را می شناخت و اندازه های خود را می  شناخت. (وقتی كسی خودشناس باشد، خداشناس هم می شود) و هیچ گاه سعی نكرد پایش  را فراتر از حدود خود بگذارد.

چرا مردم از تختی در زلزله بوئین زهرا حمایت كردند؟ زیرا او ریشه ظلم ستیزی داشت. حرفهای او یار و یاور مظلومین بود و این ظلم ستیزی دلیلی بود تا مردم به سمت این الگو گرایش پیدا كنند و این چنین تختی محبوبیت زیادی بدست آورد. او وظیفه شناس بود و در ادای دینش نسبت به مردم با تمامی توان و قدرتش در مسابقات بین المللی ظاهر می شد و در هیچ مسابقه ای كم فروشی نمی كرد.

در تمرینات تابع معیارهایی بود كه از او می خواستند. در اردوها مرتبتر از همه ظاهر می شد، زودتر می آمد و دیرتر از سایر نفرات ، تمرین را ترك می كرد.

البته معلمین او معلمانی فهیم بودند و به حدود و ارزشهای ورزشكاران خود واقف بودند و در انظار عمومی به قهرمانی توهین نمی كردند. مربیان در جهت تعالی ورزشكاران كوشا بودند.

معلمان ، مردمان مرتب و منظمی بودند كه به هر چه می گفتند عمل می نمودند. تختی یك شبه نمی خواست به موقعیت اجتماعی دست پیدا كند. حد خود را باور داشت و قهرمانی را با قناعت در زندگی كردن دوست می داشت. بزرگی ها را در خود شكنی و پرهیزكاری می دید.

كم رنگ شدن ارزشهای مدیریتی در ورزش، باعث شده مردم به الگوهای اخلاقی گذشته خود توجه كنند كه مهمترین آنها مرحوم تختی بوده است.

* تبیان: جناب آقای عرب شما هم در مورد تختی و الگوهای اخلاقی او برای ما بگوئید؟

- من دوران كوتاهی را با مرحوم تختی سپری كردم.

بگذارید به یك مطلب اشاره كنم. روی دیوار سالن هفت تیر كه بیش از 50 سال قدمت دارد جمله ای دیدم كه می تواند به اندازه یك كتاب معنا داشته باشدو كسی می توان به این موضوع (شعار) عمل كند كه دارای صفات اخلاقی بالایی باشد . «شجاع ترین مردم كسی است كه بر نفس خود غلبه كند»

شادروان تختی یك ورزشكار صادق و با شخصیت در تمرینات و مسابقات بود. وی پس از هر قهرمانی از هیچ كس توقعی نداشت.

هیچگاه به مسئولین نگفت به ازای كسب این مداال به من فلان جایزه را بدهید. در سال 40 یا 41 بود كه به همراه مرحوم تختی، خجسته پور و حسین پور برای كمك به زلزله زدگان بوئین زهرا به اول بازار، میدان سبزه میدان رفتیم تا برای آنها پول جمع نمائیم.

كاسبهای آنجا، به دخل خود نگاه نمی كردند و پولها را نمی شمردند. دخل را باز می كردند هر چه در آن بود به ما می دادند چرا؟ چون در رأس این كاروان تختی بود. او آنچنان در بین مردم محبوبیت داشت كه مردم حاضر بودند به هر طریق در خدمت او باشند. یك مثال از شخصیت و اخلاق و منش پهلوانی او برای شما بزنم.

در دبیرستان دارالفنون سالنی مربوط به فدراسیون كشتی وجود داشت. در آن 2 تشك كشتی برزنتی قرار داشت كه راه رفتن بر روی آن پاها را زخم می كرد. تمرین كشتی گیران رأس ساعت 16 آغاز می شد و در هر زمان كه كشتی گیران می خواستند در آنجا حضور می یافتند و زیر نظر مربیان تمرین می كردند.

تختی یك روز تقریباً ساعت 30/17 به محل تمرین رسید.

مرحوم بلور به او گفت: امروز حریف تمرین نداری « حریفان تختی استثنایی بودند كسانی كه سنگین وزن بوده و می توانستند حریف تمرینی خوبی برای او باشند» همه رفته اند تو هم برو. تختی بدون آن كه چیزی بگوید رفت . نه به خانه بلكه به سالن ورزش باستانی باشگاه پولاد، جائی كه در آن می توانست یك حریف سنگین وزن پیدا كند تا با آن تمرینات خود را انجام دهد.

تختی می توانست به خانه رفته یا كارهای دیگری انجام دهد. اما آن روز در جائی دیگر به تمرین پرداخت تا برای زمان خود ارزش قائل شود.

از سوی دیگر جواب آقای بلور را نداد و حتی به او نگفت اجازه دهید لخت شده  با نفرات سبك وزن تر تمرین نمایم.او با این كار به صحبت مربی و نظر او احترام گذاشت.

تختی در اردوها اولین نفر در سر تمرینات حاضر می شد. برای خواندن نماز در وسط سالن نمی ایستاد بلكه در یك گوشه ای دنج ، جانماز خود را پهن می كرد. شب در اردوهای می ماند تا انضباط ورزشی را رعایت كند.

به كسانی كه می توانست كمك می كرد. یك خاطره آموزنده دیگر برایتان تعریف كنم. كشتی گیران عادت داشتند در تابستان و پس از انجام تمرینات سنگین به یك جای خوش آب و هوا بروند.

در یكی از روزها پس از تمرین به همراه حسین عرب، جوادزاده، مرحوم تختی و عبدالكریم (دوست تختی) به رستورانی در دربند رفتیم. در هنگام صرف شام، فردی آمد و از مسئول رستوران یك قابلمه غذا گرفت و رفت تختی به بنده گفت او را تعقیب كن. من به دنبال او براه افتادم و پس از چند دقیقه به درب خانه ای رسید كه بسیار قدیمی ساز بود. برگشتم و آدرس كامل را به تختی گفتم. آن ماجرا را فراموش كردم تا شب هفت مرحوم تختی كه فردی نزد بنده آمد و گفت: من را می شناسی و من در آن حال و هوا گفتم نه اصلاً. او گفت من همان كسی هستم كه آن روز مرا تعقیب كردی و آدرس خانه ام را به تختی دادی.4 سال از آن تاریخ می گذرد و من مهندس شده ام در این سالها تختی هزینه دانشجویی من را می پرداخت.

به او گفتم چگونه تختی تو را شناخت؟ او گفت من نزد او رفتم و تقاضای كمك كردم و تختی به من گفت امروز بیا فلان رستوران و غذایی را بگیر.

همان شد كه تو منزل ما را پیدا كنی و او هزینه زندگی من و خواهر برادرهایم را بپردازد. بله هیچ كس از این موضوع اطلاع نداشت و آن فرد برای ادای وظیفه این ماجرا را برای من تعریف كرد. در طول زندگی اتفاقاتی می افتد كه پس از مردن فرد آن را می فهمیم.

جامعه كشتی در نبود تختی عزادار است و الان ما افتخار می كنیم كه روزگاری را با ایشان سپری كردیم.

- مهدی زاده در این رابطه گفت: آن روزها و در مقطعی از زمان بسیار خسته شدم و می خواستم كشتی را كنار بگذارم، اما وقتی الگوهای مقاومت و سختكوشی تختی كه خیلی زودتر از من كشتی گیر شده بود را دیدم ، از تصمیم خود پشیمان شدم.

جامعه ای ارزشمند است كه آكنده از زحمت و تلاش و مروت باشد و جامعه ای بی بنیان است كه به بعضی الگوها یك شبه دست یافت. استواری جامعه به سلسله مراتب جامعه مربوط می شود.

اگر مدیران بیایند و گروه ها و افراد خود را بكار گیریند (مخصوصاً افراد بدون آگاهی) رفاقتها را پر رنگ كنند، ضابطه را محو و رابطه را قوی سازند آن موقع است كه جامعه رو به زوال می رود و به حضور و ظهور تختی ها نیاز پیدا می شود.

در حال حاضر به فكر افتاده اند كه به ورزش بنیادی نگاه كنند نگاه بنیادی باعث می شود هر شخص ورزشكار در برابر جامعه و سرزمین خود مسئولیت پذیر باشد.

* تبیان: جناب آقای ترخاق شما در مورد جهان پهلوان تختی صحبت بفرمائید؟

از سال 1954 استخوان بندی اصیل كشتی ایران، با زحمات مرحوم بلور پایه گذاری شد و دو طلای ارزشمند پهلوان زندی و مرحوم توفیق حاصل این برنامه صحیح بود. درخشش كشتی ایران در دنیا از سال 1961 یوكوهاما تا 66-1965 دوران طلائی كشتی ایران بود.

مرحوم تختی یك فوق ستاره ای بود كه در میان ستارگان آن زمان كشتی ایران خود را نمایان ساخت.

ركوردهای بزرگانی همچون تختی، حبیبی و مهدی زاده دست نیافتنی بود و با توجه به مشخصه های كلی، كسی به خود اجازه نمی داد فكر بدون آنها را در سر بپروراند. در آن زمان اكثر ورزشكاران ما الگو بودند همچنین همت بالای مرحوم حاج عبدالحسین فعلی هم دراعتلای این ورزشكاران چشم گیر بود.

در آن زمان كاربسیار جدی، معلم جدی، فدراسیون جدی و در نهایت كشتی گیران جدی بودند. همه مسئولیت پذیر بودند، مسئولیت خود را درك  و برای رسیدن به هدف كه برایشان مقدس بود بسیار مایه می گذاشتند. خودم می دیدم و احساس می كردم كه همه با صداقت كار می كنند.

چرا تختی در این میان فوق ستاره شد تا بزرگان همچون مهدی زاده و عرب هم به همنشینی با او افتخار كنند.

تختی یك انسان با ایمان و مسلمان و مقید بود.

او در برابر كولاین در تهران علیرغم صحبت و درخواست آدمهایی كه ادعای فتوت می كردند هرگز دست مجروح و صدمه دیده او را نگرفت ولی بدون اتكا به این حربه كولاین را شكست داد. كار جوانمردانه او روسها را وا می دارد كه بعد از مسابقه به دور او جمع شده و از تختی تشكر كنند. تختی هدیه آنها را كه با شرع اسلام مغایرت دارد (مشروبات الكلی) را پس می دهد و پس از مسابقه دوش گرفته و نماز می خواند.

روزی تختی می خواست به اداره ما بیاید. در راه ابتدا یك فقیر و سپس یك مسكین دیگراز او درخواست كمك می كنند و تختی با روی باز به آنها یاری می رساند.

ولی به همراهش می گوید هر چه سریعتر خود را به ساختمان برسانیم چون دیگر پولی ندارم و شرمنده مردم می شوم.

تختی یك الگوی منزه و صاف شده، با نطفه ای پاك كه با تربیت بالای اسلامی عجین شده، داشت. ورزش باعث شد بارزه ها ی اخلاقی وی با موفقیتهای ورزشی اش نشان داده شد و ادغام دو عامل قهرمانی و پهلوانی در شخصیت تختی شكل بگیرد و هیچ كس نتواند تا به حال این ركورد را بشكند.

* تبیان: یعنی شما هم صحبتهای آقایان را تائید می كنید كه نام تختی با اخلاق و منش پهلوانیش بر زبان مردم افتاد؟

- ترخاق: تختی هر چه داشت ایثار كرد. انسان مال اندوزی نبود. شخصیت او با ارزش بود زیرا او گذشت بالائی داشت. خیلی از مسائل (كمكهای مردمی) در زمان حیاتش مشخص می شد ولی بعضی پنهان بود.

تختی هیچ زمان خودش نمی گفت به افراد كمك می كند بلكه اشخاص می گفتند كه او چه كرده و چه كار می كند.

ایشان از طرف مسئولین تحت فشار قرار می گرفت زیرا انسانی متدین و مبارزی بود. در حقیقت حكومت با ایشان همسو نبود.

از یك سو كمكی به ایشان نمی شد و از سوی دیگر سفارش می كردند او را محدود كرده و حتی بزنند و تحقیر نمایند. مردم از ورزشكاران انتظار دارند و از پهلوانان بیشتر. بنابراین ما باید روحیه گذشت را در جامعه ورزش ایجاد كنیم.

نه آنكه الگوهای ورزشی بی پول بیایند و بروند، بلكه باید اصولی بیندیشند. اهداف و الگوهای خود را با پول ارزیابی نكنیم، مقیاسی هم برای مسائل معنوی بگذاریم.

ارزشها در آن زمان معنوی بود و برای ورزشكار ارزش عمری داشت. ولی الان مسائل مادی دراولویت اول قرار گرفته است. یك مربی مثل حاج فعلی به عزت نفس و عرق جبین قناعت كرده، خانه نشین می شود واز سوی دیگر یك مربی جوان كه هنوز كاری انجام نداده یك كشتی گیر را به خود منتسب كرده و پورسانت دریافت می كند.

ارزش های مادی وقتی بالا می رود دیگر امثال تختی دیده نخواهد شد. باید در ارزیابی ها و روشهایمان تجدید نظر كنیم.

الان افرادی هستند (با همان خلق و خوی تختی) كه در خانواده ها تربیت می شوند و در نهایت وارد اجتماعی می شوند كه ما باید آنها را تربیت كرده و رشد و پرورش دهیم. تختی زمینه اولیه را داشت و زیر نظر مرحوم بلور و حاج فعلی كار و به تكامل و موفقیت رسید تا جایی كه فقط به برافراشتن پرچم ایران فكر می كرد. آن موقع ما با یك لباس نیازهایمان برطرف می شد اما ورزشكار فعلی با ده ها میلیون تومان هم ارضاء نمی شود.

* تبیان: تفاوت كشتی آن زمان و این زمان را در چه می بینید.

- مهدی زاده : در آن زمان ما فوق العاده تمرین می كردیم به قول قدیمی ها هفته ای هفت روز جان می كندیم. آن قدر در تمرین خسته می شدیم كه برای شستن سر، دستمان بالا نمی آمد و از خستگی زیر دوش می نشستیم.

سخت و طاقت فرسا تمرین می كردیم  زیرا می بایست:

1-   قدرت جسمانیمان را افزایش می دادیم

2- توانایی تخصصی خود را بالا می بردیم

3- توانایی اجرای فنون و تكنیك بالا را كسب می كردیم

4-   معلم را از خود راضی می كردیم

لبخند معلم برای ما كافی بود تا خستگی از تنمان خارج شود.

معلمان ما خود استوار و سازنده بودند. معلمینی كه می آمدند تیم ملی را هدایت می كردند شاگردان زیادی را تربیت كرده بودند. افتخار معلمی تیم ملی بسیار بالا بود و آنها در مسئولیت شان بسیار جدی بودند. حرف آخر را معلم می زد. ما اصلاً با مسئولین (دبیر یا رئیس فدراسیون) كاری نداشتیم. معلم بود كه می بایست از دست ما راضی بود و ما را تأیید و حمایت نماید. معلمها انصافاً دیدگاه پدرانه داشتند. معلمها پر از بار تكنیكی بودند.

* تبیان: در مورد وضعیت ورزشكاران و پیشكسوتان در حال حاضر توضیح دهید؟

-مهدی زاده: مدیران ورزش باید حال و آینده را ببینند و به گذشته احترام بگذارند. برنامه ریزی آنها برای حال و آینده باشد و در این برنامه تجربیات مفید گذشته نیز اعمال شود.

اما فعلاً برای قهرمانان گذشته هیچ گونه مزایایی وجود ندارد.

یك بودجه به این موضوع اختصاص دادند تا بدین شكل ورزشكاران به حق و حقوق قانونی خود دست یابند.

مسئولین با این بودجه دومیلیاردی صندوق قهرمانان تشكیل دادند. یكی از بازنشستگان همان سازمان را هم آوردند به عنوان رئیس و مسئول استخدام كردند. ولی هیچ كدام از قهرمانان قدیم و پیشكسوتان در فعالیتهای این صندوق حضور ندارند. كاری كه مربوط به ورزشكاران است باید توسط خود آنها انجام شود. ورزشكار و قهرمان نیازی به قیم ندارد . چه كسی دلش به حال ورزشكاران می سوزد الا خودشان?

منتظرند روزی قهرمان با مشكلات مالی مواجه شود آنوقت بگوئیم آقایان بیائید محض رضای خدا به ما كمك كنید. برای آنكه نشان دهند قهرمانان نمی توانند خود را اداره كنند هزار نوع دلیل می آورند و می گویند آنها نیز افرادی مثل شما هستند.

كسی ما را به بازی نمی گیرد. در روزهایی كه به مشكل برمی خورند به ما می گویند قهرمان، قهرمان و از ما می خواهند بیائیم برای مردم صحبت كنیم.

الگو برداری در جامعه ورزش ما وجود ندارد كه چشم به گذشته داشته و ارزشهای قدیمی را برای خود در نظر می گیریم.

اگر به جوانان برای رسیدن به مدارج تعالی در بعد ورزش و فرهنگ ارزش قائل می شدیم، افرادی به مراتب بهتر از تختی را در بین خود می دیدیم. جوانان ما سرشار از نبوغ و اخلاق معنوی هستند.

روزنامه نگار، خبرنگار، تشكیلات رسانه ای ، مسئولین ورزش و... از ورزشكار برای رسیدن به اهداف خود سود می برند.

* تبیان: شما این مشكلات را در چه می بینید؟

- مهدی زاده:فرصت طلبی همه جا را فراگرفته است. باید یك دگراندیشی كامل بر روی برنامه ها و اهداف خود داشته باشیم.

از انستیتو بپرسید در این مدت( از بدو تأسیس) چه وظیفه ای داشته و چه كاری را انجام داده است.

چرا قهرمان در 5 سال متوالی با یك فن شكست می خورد. برای جایگزینی قهرمانان چه تدبیری اندیشیده اند.

اگر یكی از قهرمانان مصدوم شوند چه باید كرد؟ فاصله نفر اول و دوم در بعضی ازاوزان بسیار زیاد است ( ذخیره ها در حد اصلی نیستند).

باید اشخاص فهمیده را در رأس كار(كشتی) قرار دهند. وقتی كسانی را ناگهان می آورند و به آنها مسئولیت هایی می دهند كه در حد این برنامه ها نیستند پیشرفتی حاصل نمی شود.

افرادی كه مسائل پیشرفت و تعالی را در عوامل دیگر می بینند باعث پسرفت می شوند. اگر وضع به همین منوال ادامه یابد بلائی كه در المپیك قبلی به سر ما آمد در المپیك بعد نیز باید منتظر آن باشیم.

المپیك ها نماینده فرهنگ، بهداشت، تغذیه، قانون، مقررات، حقوق انسانی می باشد. هر 4 سال 1بار ، كشورها شئونات اجتماعی خود را در المپیك بیان می كنند و به آن نقش و رنگ می دهند.

كشورها اعلام می كنند كه ما چهار سال زحمت كشیده ایم، دانش، تغذیه، بهداشت، مدیریت اجتماعی را در كنار هم قرار دادیم تا افتخار برای كشور خود كسب نمائیم. اما در ورزش ما امثال حاجی زاده ها و حاج كناری ها می آیند عنوان كسب می كنند و پس از مدتی در ورزش و قهرمانی محو می شوند ولی كسی پاسخگوی این مسائل نمی باشد. باید ابتدا برای حل این نقص تلاش كنیم.

* تبیان: برای آن كه مشكلات المپیك در دوره های گذشته دوباره پیش نیاید چه پیشنهادی می دهید؟

-مهدی زاده: باید انضباط تیمی حاكم شود. مربیان در رفتارشان بازنگری كرده، وظیفه شناس باشند. كلاسهای تكنیكی بالا، دكتر تغذیه و معلم بدنسازی خوب برای كشتی گیران در نظر بگیرند.

ورزشكاران و مربیان 7 ماه تمام مشكلات شخصی را فراموش كرده و فقط به فكر حضوری پرقدرت و شرافتمندانه در المپیك باشیم.

از اعزام نفرات اضافی به همراه ورزشكاران به  المپیك خودداری كنیم.

كسانی كه مسئول بوده و می توانند با حضور در المپیك و كسب تجربه برای آینده ورزش مفید باشند، در اولویت اعزام قرار بگیرند.

* تبیان: جناب ترخاق شما خود مدتی رئیس فدراسیون كشتی بودید ، شما تفاوت كشتی در قدیم و جدید را در چه می بینید؟

در آن زمان 2 میلیون بودجه ما بود كه 10 درصد آن را سازمان برنامه تخصیص نداد. ما با یك میلیون و هشتصد هزار تومان چندین مسابقه برگزار كردیم.

در آن زمان معنویت خیلی بیش از حالا وجود داشت و تشویق ها معنوی بودند نه مادی، البته تشویق مادی وجود داشت ولی تعیین كننده نبود. باید به ورزش پهلوانی كشتی ارزش دوباره ای بخشید.

مرحوم تختی می باخت و از شكست او مردم گریه می كردند.

اگر كشتی گیران موفقیت كشتی را موفقیت خود بدانند و مسئولین برای كشتی گیر و مربی ارزشی معنوی قائل شوند بعضی مشكلات حل می شود.

ولی متأسفانه بحث اسپانسرها، وجوایزخاص و ... درخارج از كشور وجود دارد و از آن الگوبرداری شده است، الگوهای ما را تحت تأثیر قرار داده است. اما باز هم می گویم اولویت اول راباید به معنویت اختصاص داد. ورزشكار و قهرمان را طوری باید تربیت كرد كه احساس ملی داشته و پیروزی خود را پیروزی ملت بداند و در میادین بین المللی از این راه به مسیر و اهداف ایده آل و دلخواه خود و ملت دست یابد.

* تبیان: شما وضعیت كشتی را چگونه می بینید ؟

- ترخاق :ما باید كشتی را حمایت كنیم .آقای طالقانی هم مدیر كاربلد و فعالی هستند و انشا... در المپیك نتایج خوبی را كسب می كنیم .

* تبیان: جناب عرب شما در مورد این تفاوت چه نظری دارید؟

عرب: این تفاوت از دو بعد قابل بررسی است. بعد اول قهرمان و بعد دوم فرهنگی است.

بعد قهرمان تابع تغییر مقررات فدراسیون بین المللی است. زمان و تغییرات تشك مسابقه از این نوع می باشد.

بعد فرهنگ این كار در تمام رشته های ورزشی قابل بررسی است.

در قدیم مطرح می شد كه باید زیر بنائی و بنیادی كار كرد. كار كردن بنیادی مستلزم تزریق فرهنگی است. مثل دانش آموز كه در مدرسه تابع معلم است. معلمی كه جایگاه و شرایط خود را می شناسد .

52 سال است كه می گویند ورش را می خواهیم بنیادی و علمی نماییم. علمی یعنی تطبیق با علم روز دنیا.

رئیس فدراسیون كشتی آلمان 27 سال تغییر نكرده و ثابت بوده. آن رئیس اختلافات شخصی را در حیطه كار وارد نمی كند. كارشناسانی كه از لحاظ شخصی با رئیس مشكل دارند ، طرد نمی شوند.

البته بعد فرهنگی ارجح تر است. كودك از 7 سالگی باید در مدرسه توسط معلم به شكوفائی برسد و تحویل جامعه داده شود.

در اروپا به دو دسته اهمیت زیادی می دهند. یكی نوجوانان و دومی كهنسالان و بازنشستگان.

از نوجوانان باید حمایت شده و امكانات را در اختیارشان قرار دهند تا مملكت را بسازند. كهنسال هم زحماتش را كشیده و باید از او تقدیر شود. نوجوان وقتی شكل گرفت خودش نیز به دیگران می آموزد.

معلم بزرگ ، شاگردش تختی می شود . این یك نكته بسیار مهمی است. تطبیق بازیكن با علم دنیا با تمرین بسیار، شكل می گیرد و خود را با مقررات روز هماهنگ می كند مثل بالتراكوف كه 500 بار كمر تو كمر را تمرین می كرد.

* تبیان: چه برنامه ای انجام گرفت تا ایران با كشتی جدید آشنا شود؟

- عرب: اولین دوره ای كه ایران با لباس جدید( دوبنده) كشتی گرفت در برابر تركها و در تهران بود.

تركها 8 بر صفر ایران را شكست دادند و تنها كسی كه ضربه نشد مرحوم بلور بود كه ایشان هم 15 دقیقه روی پل قرار داشت.

پس از آن ایران به فكر افتاد كه باید خود را با كشتی دنیا تطبیق بدهد مسئولان وقت تصمیم گرفتند سائیم اریكان ترك را برای هدایت تیم ملی به ایران بیاورند.

او یك معلم باكلاس كه زمانی مربی تیم ملی تركیه بود. اریكان در سالن دبیرستان دارالفنون شروع به تعلیم كشتی كرد.

كشتی گیران آن دوره مثل ناصر گیوه چی، محمود ملاقاسمی، حسن سعدیان و علی غفاری زیر نظر اریكان تمرینات خود را آغاز نمودند. مرحوم بلور كه در آن زمان از دنیای قهرمانی وداع كرده و یك انسان كامل از لحاظ دانش كشتی بود، در كنار آنها حضور پیدا كرد و تمرینات را نگاه می كرد و در جهت ارتقاء دانش فنی خود می كوشید.

سالیان بعد بلور برای تعلیم ورزشكاران دیگر بسیار زحمت كشید و ثمره آن كسب مدال در رقابت های سال 1952( المپیك) برای ایران بود .

ضمن آنكه قهرمانان در پشت خودشان نفرات بهتری را می دیدند كه در مواقع اضطراری می توانستند جانشین شایسته ای برایشان باشند.

* تبیان: در حال حاضرحضور مربی خارجی را برای هدایت  تیم ملی مفید می دانید؟

- عرب: الان فكر می كنید كمبود مربی داریم . نه، در حال حاضر مربی خوب داریم كه دلسوزانه كار می كند. آنها تكنیك ها را خودشان می بینند و درمی آورند. اما مسائل غیركشتی در روند صعودی ورزشكاران تأثیر منفی گذاشته است.

ورزشكار تلفن همراهش را به سالن تمرین می برد. در حین اجرای صحیح فن تلفنش زنگ می زند . به جای اجرای و نتیجه دادن به فن، تمرین را رها می كند و می رود به تلفنش پاسخ بدهد. بروید خانه كشتی و در كنار سالن تمرین رو نرده ها را نگاه كنید و ببینید چند موبایل آویزان شده است.

آخر معنی ندارد ورزشكار در سالن تمرین وسائل اضافه به همراه داشته باشد .

ما مربی خارجی برای چه می خواهیم. در رشته فرنگی نیاز به مربی خارجی داشته و داریم. هر زمان كه مربی خارجی برای این رشته آمده است نتیجه بخش بوده است. مثل تحولی كه از حضور ورشنین در كشتی فرنگی ایجاد شد.

* تبیان: عملكرد فدراسیون و خصوصاً آقای طالقانی را چگونه ارزیابی می نمائید؟

-عرب: مسئله ای كه مطرح است حمایت كامل از شخص رئیس فدراسیون می باشد. ایشان اعلام می كند كه به نفرات برتر در مسابقات " رنو" می دهد. ورزشكاران با افتخاربرگشتند و آقای طالقانی با توجه به دوستانی كه دارند جوایز را تهیه كردند حالا بیایند بودجه ای در اختیار او بگذارند تا او بتواند بدهی های خود را پرداخت كند.

ایشان پركار است و امكاناتی در كل كشور دارد كه همانا اعتماد مردم به او می باشد.

* تبیان : عملكرد هیئت كشتی استان تهران را چگونه ارزیابی می كنید ؟

- عرب : تهرانی ها در رشته آزاد در تهران اول نشدند سپس در رشته فرنگی هم به مشكل برخوردند . استان تهران از نظر مربی و كشتی گیر در وضعیت خوبی است اما مدیریت نادرست مسئولان هیئت كشتی استان ، سبب شكستها و عقب ماندگی ها می شود .

* تبیان: آقای قربانی ، شما به عنوان یكی از مربیان سازنده و یكی از اعضای كانون مربیان ،چه نظری در مورد مشكلات مربیان دارید و مشكلات كشتی را در چه می بینید؟

-تمامی گفتنی ها را اساتید محترم عرض كردند . متاسفانه امروزه به مربیان توجه كافی صورت نمی گیرد .

مربیان با حداقل امكانات مشغول به تعلیم دادن هستند .  باید مربیان را با علم روز دنیا مجهز كنیم سپس امكانات مناسب و مورد نیاز را برای آنان مهیا كنیم و آنان بدون هیچگونه مشغله فكری ، به امر سازندگی بپردازند .

تمامی مشكلات ، ناشی از ضعف مدیریت است . مدیریت همچون اكسیژن موجود در هوا قابل رویت نیست ولی وجودش حیاتی و لازم است . چرا باید تلقین كنیم كه قدیمی ها با نسل جدید نمی توانند كار كنند ؟

مدیریت كلان و تجربه امثال مهدی زاده ها دركنار كارایی و نیروی جوانی امثال امیر خادم ها می تواند كشتی را به هدف خود نزدیك سازد . اگر امیرخادم  در زمان ریاست فدراسیون خود ، نسل قدیم كشتی را با قشر جدید كشتی پیوند می داد ،  می توانست كارنامه بهتری داشته باشد .

 ما باید با استفاده از تجربیات پیشكسوتان و نیروی جوانان ، مشكلات را از پیش رو برداریم . روسیه سالها در امر كوچینگ و هدایت كشتی گیران خود ، از یوری شاهمرادف استفاده می كند و موفق نیز بوده است . شاهمرادف بعنوان یك مدیر توانا و خلاق درراس هرم و چند مربی جوان در كنار وی  بعنوان مربی كار می كنند . شاهمرادف جهت كوچینگ ، به كنار تشك نمی آید واین وظیفه ، برعهده مربیان است.  اما وی قبل از شروع مسابقه ، با قدرت مدیریت خود، تمام مربیان و كشتی گیران را از نظر روحی و فنی آماده می سازد . ما هم باید مثل روسها عمل كنیم .  در پایان امیدوارم كه با برنامه ریزیهای مناسب مسئولان و همدلی تمامی اهالی كشتی ، نتایج خوبی را در المپیك شاهد باشیم .

UserName